^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^
صفحه 25 از 32 نخستنخست ... 15212223242526272829 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 311
  1. #241
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    اسلام و معنى زهد
    در پايان بحث ، يك روايت آموزنده را در تبيين معناى زهد به عرض ‍ شنوندگان محترم ميرساند:
    فى الحديث سئل عن لزهدفى الدنيافقال هوان لايغلب الحلال شكره ولاالحرام صبره .
    در حديث آمده ، از زهد سئوال شد كه چيست ؟ فرمود: زهد آن است كه حلال بر شكر زاهد غلبه نكند و محرمات بر صبرش پيروز نگردد.
    يعنى زاهد كسى است كه شكرش در حلالهاى الهى كه به وى عطا نمود دچار عجز نشود و صبرش در ترك محرمات الهى ناتوان نگردد.
    82 : و علما فى استعمال و ورعا فى اجمال .
    حضرت زين العابدين (ع )در اين دو جمله از دعاى شريف مكارم الاخلاق ، دو درخواست از پيشگاه بارى تعالى مى نمايد:
    اوّل ، بارالها! به من علمى روزى كن كه در عمل به كار بندم . دوّم ، بارالها! مرا از ورع و كفّ نفسى معتدل برخوردار نما.
    اسلام و دين انسان سازى
    به خواست خداوند توانا، اين دو جمله از دعا موضوع بحث و سخنرانى امروز است . اسلام دين علم و دانش است ، اسلام دين تعقّل و تفكّر است . اسلام ناشر فرهنگ انسان سازى و هادى مردم به راه تعالى و تكامل است ، اسلام مى خواهد پيروانش دانا و بينا بار آيند و حداقل از معلومات ابتدايى و قدرت خواندن و نوشتن برخوردار باشند.
    پيشواى اسلام (ص ) بين مردم بى سواد عصر جاهليت مبعوث به نبوت گرديد، مردمى كه از كتاب و درس و از خواندن و نوشتن بهره اى نداشتند و جز از افتخارات احمقانه و تعصبات جاهلانه سخن نمى گفتند.
    در چنين محيط عقب افتاده و منحطى ، اولين آياتى كه از طرف بارى تعالى به نبى اكرم (ص ) وحى شد، حاوى مطلب عام و قلم و هادى مردم به خواندن و نوشتن بود:
    اقراء وربك الاكرم الذى علّم بالقلم . علّم الانسان مالم يعلم .
    بخوان به نام خداوند كريمتر از هر كريم . خداوندى كه با قلم تعليم داد. و به آدمى ؟ آموخت ؟ آن را كه نميدانست .
    رسول اكرم (ص ) براى آنكه از طفوليت ، كودكان مسلمين را به راه تحصيل علم سوق دهد و آنان را به درس خواندن ماءنوس سازد، به پدران فرمود: از حقوقى كه فرزندانتان به شما دارند اين است كه به آنان كتابت را بياموزيد.
    عن النبى صلّى اللّه عليه وآله قال : من حق الولد على والده ثلاثة يحسّن اسمه ويعلمه الكتابة ويزوجه اذا بلغ .


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #242
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    پدران و آموزش فرزندان
    رسول اكرم (ص ) فرمود: اوّل براى او اسم نيكو انتخاب نمايد. دوم ، كتابت را به وى بياموز. سوم ، موقعى كه بالغ شد، وسايل ازدواجش را فراهم آورد.
    به شرحى كه در كتب تاريخ آمده ، مسلمانان در جنگ بدر بر مشركين پيروز شدند و جمعى از آنان را به اسارت گرفتند و با خود به مدينه آوردند. بنابراين شد كه هر اسيرى مبلغى را هديه بدهد و آزاد شود و چون اسيران از نظر تمكن مالى متفاوت بودند، مقرر گرديد كه هر اسيرى به قدر استطاعت خويش فديه بپردازد. حداقل هديه هزار درهم بود و حداكثرش از چهار هزار درهم تجاوز نمى كرد. براى آنكه بدانيم خواندن و نوشتن اطفال مسلمين در نظر پيمبر گرامى اسلام (ص ) تا چه حد ارزنده و مهم بود، به اين جمله كه عين عبارت ناسخ التواريخ است ، توجه نماييد: آنگاه پيامبر (ص ) با اصحاب فرمود: اسيران را نيكو بداريد و نيكويى كنيد و از مساكين هديه نخواهيد و آن مساكينان كه صنعت كتابت دانستند، حكم رفت كه هر يك ده تن از كودكان انصار را خط بياموزند و آزاد باشند. (429)
    تعليم كودكان به جاى غرامت جنگ
    آيا چنين امرى در نيا سابقه دارد كه لشكر غالب از لشكر مغلوب ، ياد دادن خواندن و نوشتن را به عنوان غرامت جنگ بپذيرد و اسيران دشمن را آزاد نمايد؟ علم براى بشر كمال واقعى و برترى حقيقى است ، علم با جوهر ذات عالم آميخته و در همه احوال با هست ، اطلاعات و معلومات بشر در چهارده قرن قبل محدود بود و از اسرار نهفته جهان آفرينش آگهى نداشت . اولياى گرامى اسلام در همان زمان كلمه علم را در مورد دانسته هاى محدود آن روز به كار برده و فوايد و آثارشان را ذكر نموده اند.
    عن على عليه السلام قال : العلوم اربعة . الفقه للاديان ، والطب للابدان ، والنحو لللسان والنجوم لمعرفة الازمان . (430)
    على (ع ) فرمود: علوم چهار رشته است علم فقه براى شناخت مقررات دينى ، علم طب براى بدنها، علم نحو براى زبان و درست سخن گفتن ، و علم نجوم براى شناخت زمانها.


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #243
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    علم بى سود وزيان
    نه تنها در روايات ، كلمه علم براى دانستنيهايى كه نفع عمومى دارد استعمال شده ، بلكه در مورد امور خصوصى نيز كه نفع جامعه را در بر ندارد به كار رفته است . در حديث آمده كه رسول اكرم (ص ) وارد مجلس شد، ديد جمعى گرد شخصى مى گردند. فرمود: اين چه صحنه است ؟ گفتند: مردى است علامه كه گردش جمع شده اند. پرسيد: معلومات او چيست ؟ پاسخ دادند: عالم به انساب عرب و وقايع ايام جاهليت است .
    فقال : ذاك علم لايضرّ من جهله ولاينفع من علمه . (431)
    فرمود: اين اين علمى است كه اگر كسى نداند، ضرر نمى برد و اگر كسى بداند، منتفع نمى شود.
    درجهان كنونى ، بشر بر اثر مطالعات گسترده خود در كتاب تكوين به پاره اى از رواياى تاريك طبيعت راه يافته و به اسرار نهفته اى واقف شده است . كاوشها و تحقيقات عالمانه دانشمندان سطح معلومات انسانهاى امروز رابالا برده و همچنان به راه خود ادامه مى دهند. ديروز علم طب را يك رشته مى دانستند و هر بيمارى ناچار بود به طبيب عمومى محل مراجعه كند و اغلب نتيجه نمى گرفتند.
    گسترش علوم در جهان امروز
    امروز علم طب به صورت رشته هاى متعددى در آمده و دانشگاه هاى بزرگ جهان در هر رشته افراد متخصصى را با معلومات و اطلاعات مربوط به آن رشته تربيت مى كنند و به وسيله آنان نيازهاى جامعه بر آورده مى سازند. تمام رشته هاى تخصصى طب و همچنين علوم مربوط به ساير رشته ها از قبيل فيزيك و شيمى ، دانشهايى هستند ارزشمند است و مورد نياز بشر و همه علوم طبيعى از نظر اسلام مورد تكريم و احترام است . رسول اكرم (ص ) و ائمه معصومين (ع ) راجع به علوم اسلامى دو مطلب را ضمن روايات فرمودند كه درباره هيچ علمى چنين سخن نگفته اند. اول وجوب فرا رگفتن علم براى هر مرد و زن مسلمان . دوم لزوم عمل نمودن به علم براى نيل به سعادت و مصون ماندن از هلاك و تباهى .
    عن النبى صلّى اللّه عليه وآله قال : طلب العلم فريضة على كل مسلم . (432)
    رسول اكرم (ص ) فرمود: طلب علم بر تمام مسلمانان جهان واجب است .
    وعنه صلى الله واله :طلب العلم فريضه على كل مسلم ومسلمه .
    از پى گرفتن علم رفتن ،بر هر مرد و زن مسلمان واجب است .گر چه در حديث اول از مسلمه نام نبرده شده ، ولى كلمه مسلم بتنهايى زن و مرد را شامل مى شود.


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #244
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    عالم عامل و غير عامل
    قال رسول الله صلى الله عليه وآله :العلمائ رجلان :رجل عالم اخذبعلمه فهذاناج ،وعالم تارك لعلمه هالك .
    افراد عالم دو گروه اند: گروه اول به علم خود عمل مى كنند و نجات مى يابند، و گروه دوم به علم خويش عمل نمى كنند و هلاك مى شوند.
    درباره قسمت اول ، على (ع ) ضمن يك عبارت كوتاه بيان نموده كدام علم است كه فرا گرفتنش بر همه مردان و زنان مسلمان واجب عينى است و كدام علم است كه وجوب ندارد.
    عن سليم بن قيس الهلالى قال سمعت علياعليه السلام يقول :العلم علمان ،علم لايسع الناس الاالنظرفيه وهوصبغه الاسلام وعلم يسع الناس ‍ ترك النظرفيه وهوقدره الله عزوجل .
    سلم بن قيس هلالى مى گويد:از على (ع ) شنيدم كه فرمود: علم دو قسم است ، يكى علمى كه مردم مسلمان نمى توانند از فرا گرفتنش سرباز زنند و بايد حتما تمام مرد و زن مسلمان آن را بياموزند و آن علمى است كه به مرد مسلمانى مى بخشد، و آن ديگر علمى است كه بر تمام مردم آموختنش ‍ واجب نيست و آن مطالعه در كتاب تكوين و پى بردن به قدرت ربّ قيوّم است .
    علم واجب بر هر زن و مرد مسلمان
    علوم مربوط به عقايد و اخلاق و احكام كه به آدمى رنگ مسلمانى ميدهد و تمام مردان و زنان مسلمان بايد آنها را فراگيرند متعدد است ، براى اجتناب از تطويل كلام فقطبه ذكر يك مثال از واجب و يك مثال از حرام اكتفا ميشود. نماز عبادتى است كه از اول تكليف تا پايان عمر بر تمام مردان و زنان مسلمان در سفر و حضر و در سلامت و مرض ، واجب عينى است و بايد آن را بجا آورد و براى اداى اين فريضه دينى لازم است وضو و غسل ، حمد و سوره ، اذكار واجب ، عدد ركعات ، تعداد ركوعها و سجده ها، و سايراجزاى آن راياد بگيرند و عملا به كار بندند. كسى كه نماز را نميداند، رنگ مسلمانى ندارد. غيبت در آيين اسلام يكى ازگناهان كبيره است ، مردان و زنانى كه مى خواهند در جامعه ، رنگ مسلمانى داشته باشند، بايد معناى غيبت رابدانند، به احكام و مقررات آن واقف گردند تابتوانند خويشتن را از پليدى آن گناه مصون و محفوظ دارند. خلاصه ، علمى كه ياد گرفتنش بر تمام مردان و زنان مسلمان واجب است رسول اكرم (ص ) درباره اش فرموده :
    طلب العلم فريضه على كا مسلم ومسلمه
    ياد گرفتن اجزاء و احكام واجبات و محرماتى است كه آئين اسلام بر عهده تمام مردان و زنان مسلمان گذارده است . بجا آوردن واجبات و ترك محرمات براى مكلف زمانى ممكن است كه از پى ياد گرفتن آنها برود و به جزئيات وخصوصياتشان واقف گردد، آنگاه امر الهى را اطاعت نمايد و دستور خدا را نفيا و اثباتا به كار بندد. با توضيحى كه به عرض رسيد، مطلب اول ، يعنى وجوب تحصيل علم بر هر مرد و زن مسلمان كه روايت آمده ، روشن شد. اما مطلب دوم ، يعنى لزوم عمل نمودن به علم نيز مورد كمال توجه اولياى دين است و در اين باره روايات زيادى رسيده است .
    كمال دين علم باعمل است
    عن على عليه السلام قال :ايهاالناس اعلموا ان كمال الدين طلب العلم والعمل به .
    على (ع ) مردم را مخاطب ساخت و فرمود: بدانيد كمال دين در طلب علم و عمل نمودن بر طبق آن است .
    خطب اميرالمومنين على المنبر فقال :ايها الناس اعملوا اذا علمتم لعلكم تهتدون . ان العالم العامل بغيره كاالجاهل الحائر الذى لايستفيق عن جهله .
    اميرالمومنين (ع ) در منبر خطبه خواند و ضمن بيان خود فرمود: وقتى چيزى را دانستيد، طبق آن عمل كنيد شايد هدايت شويد. بى گمان عالمى كه به غير علم خود عمل مى كند، همانند جاهل حيرانى است كه هرگز از جهل خود رهايى نمى يابد.


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #245
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    معنى حجت بالغه الهى
    عن مسعدة بن زياد قال :سمعت جعفربن محمد عليهما السلام وقد سئل عن قوله تعالى :فلله الحجة البالغه ،فقال :اذا كان يوم القيامة قال الله تعالى للعبد اكنت عالما ؟فان قال نعم قال له افلا عملت بما علمت ؟وان قال كنت جاهلا قال له افلا تعلمت ؟ فيخصمه ، فتلك الحجة البالغة لله عز وجل على حقه .
    مسعدة بن زياد ميگويد: از امام صادق (ع ) در باره حجت بالغه الهى كه در قرآن شريف آمده ، سوال شد .شنيدم در جواب فرمود: خداوند روز قيامت به بنده خطاب مى كند :آيا عالم بودى ؟ اگر بگويد: بلى ، به وى مى گويد: پس ‍ چرا طبق علمت عمل ننمودى ؟ اگر بگويد: جاهل بودم ، به او مى گويد: چرانرفتى يادبگيرى تا عمل كنى و اين حجت بالغه خداوند است بر آفريده هاى خود.
    عمل نمودن بر طبق علم از جمله مسائل مهم دينى و مورد كمال توجه اولياى گرامى اسلام است . امام زين العابدين (ع ) در جمله اول دعاى مورد بحث امروز، در خواستى اينچنين به پيشگاه بارى تعالى عرض مى كند:
    و علما فى استعمال .
    بارالها! به من علمى روزى كن كه در عمل به كار بندم .
    اولياى دين و عمل به علم
    يكى ازعلل پيشرفت رسول اكرم (ص ) در تبليغ رسالت الهى آن بود كه هر چه را مى گفت و به مردم دستور مى داد، خود به آن عمل مى نمود و همين امر نفوذ و تاءثير كلام آن حضرت را پيوسته در قلوب مردم افزايش مى داد. ائمه معصومين عليهم السلام نيز همانند جد بزرگوارشان رسول معظم اسلام (ص ) بودند، آنچه را كه مى دانستند خود به كار مى بستند و به مردم نيز ياد مى دادند و توصيه عمل مى نمودند. در اين باره شواهد زيادى در كتب اخبار است و در اين جا فقط به ذكر يك جمله از كلام مولى الموحدين اميرالمؤ منين (ع ) اكتفا مى شود.
    ايهاالناس !انى والله مااحثكم على طاعة الّا واسبقكم اليها و لاانّها كم عن معصية الّا واتناهى قبلكم عنها. (433)
    اى مردم ! قسم به خداوند، من شما را به هيچ طاعتى ترغيب ننمودم مگر آنكه خود در عمل به آن بر شما سبقت گرفتم ، و شما را از هيچ معصيتى نهى ننمودم مگر آنكه خود پيش از شما از آن كار اجتناب كردم .
    حضرت على بن الحسين عليهما السلام در جمله دوم دعاى مورد بحث امروز به پيشگاه خداوند عرض مى كند:
    و ورعا فى اجمال .
    بارالها! به من ورعى روزى فرما كه از حد اعتدال تجاوز ننمايد.
    ورع درلغت به من كف نفس از محرمات و گناهان است و درباره مقايسه آن با تقوى احتمالاتى داده شده است . بعضى گفته اند معناى ورع و تقوى يكى است ، و بعضى از نظر ترك شبهات بين ورع و تقوى تفاوت قائل اند و در اين جا عبارت كوتاهى از كتاب اقرب الموارد ذكر مى شود.


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #246
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    ورع با پرهيز از گناه و شبهات
    ورع الرجل جانب الاثم وكف عن الامعاصى والشبهات . الورع محركة التقوى . (434)
    گرايش مرد به ورع ، عبارت است از اجتناب از گناه و خوددارى از معاصى و شبهات است و ورع به معنى تقوى است .
    ورع افراد با ايمان در پيشگاه بارى تعالى ارزشى بسيار بزرگ دارد و به موجب حديثى كه آمده ، خداوند آنان را در بهشت اختصاصى جاى مى دهد.
    عن ابيعبداللّه عليه السلام قال : فيما ناجى اللّه عزّ وجلّ به موسى عليه السلام : ياموسى : ماتقرب الىّ المقتربون بمثله ورع المحارمى فانّى ابيحهم جنّات عدن لا اشرك معهم احدا. (435)
    امام صادق (ع ) فرمود: از جمله مناجاتهاى خداوند با حضرت موسى بن عمران اين بود كه فرمود: اى موسى ! هيچ عامل قربى همانند ورع از گناه بندگانم را به من نزديك نمى كند، من در مقابل ورع بهشت عدن را پاداش ‍ آنان قرار بهشتى مى دهم ، بهشتى كه مختص اين گروه است و دگران در اين پاداش شريك ؟ آنان نيستند.
    سعادت و رستگارى افراد باايمان وابسته به دو اصل اساسى است : يكى اتيان حسنات و آن ديگر ترك سيئات . اگر سئوال شود: نقش اين دو در فلاح و رستگارى انسانها يكسان است يا متفاوت ؟ در پاسخ بايد گفت : ترك سيئات و اجتناب از گناهان در تاءمين سعادت آدمى نقش مؤ ثرترى دارد و اين مطلب از محتواى روايات اسلام اولياى اسلام به خوبى استفاده مى شود.
    پرهيز ازگناه مهمتراز كسب حسنات
    عن على عليه السلام قال : اجتناب السيئات اولى من اكتساب الحسنات . (436)
    على (ع ) فرمود: براى نيل به كمال انسانى و سعادت واقعى ، پرهيز از گناهان نسبت به كسب حسنات در اولويت و برترى قرار دارد. گناهان و اعمال غير مشروع ، مطبوع طبع هوى و شهوات است . كسى كه مى خواهد داراى ورع و تقوى باشد و از گناه و ناپاكى مصون بماند، لازم است با هواى نفس بجنگد، شهوت را مهار نمايد و تمنيات غير مشروعش را سركوب كند. خلاصه ، به فرموده رسول اكرم (ص )، خويشتن را مهياى جهاد اكبر نمايد و اين كارى است بس مشكل و عبادتى است بسيار سنگين .
    عن ابيجعفر عليه السلام قال : انّ اشدّالعبادة الورع . (437)
    امام باقر (ع ) فرمود: سخت ترين عبادات ، ورع و خوددارى از گناه است .
    على (ع ) در يكى از خطبه ها، حديثى از رسول اكرم (ص ) نقل نموده ، سپس ‍ ذيل حديث نبوى ، خود بياناتى ايراد فرموده كه سختى عبادت ورع را تبين مى نمايد.
    كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله يقول : انّ الجنة حفت بالمكاره وانّ النّار حفت بالشهوات واعملوا انّه مامن طاعة اللّه شى الّا يعطى فى شهوة فرحم اللّه امرى نزع عن شهوة وقمع هوى نفس . (438)
    رسول اكرم (ص ) مى فرمود: بهشت را كارهايى احاطه نموده كه مورد رغبت و ميل مردم نيست . اما دوزخ محفوف به شهوات و كارهاى مطبوع هواى نفس است . آنگاه على (ع ) مردم را مخاطب ساخت و فرمود: بدانيد هيچ طاعتى نيست مگر آنكه از روى كراهت و بى ميلى انجام مى گردد و هيچ معصيتى نيست مگر آنكه از روى شهوت و لذت واقع مى شود، پس ‍ خداوند؟ آن بنده را مشمول رحمت قرار دهد كه از شهوات ناروا دل برگيرد و آن را وا پس زند، هواى نفس را از كرسى حاكميت به زير آورد و از اطاعتش سرپيچى نمايد.


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #247
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    لزوم مجاهده در انجام فرايض و محرمات
    افرادى كه علاقمند به كف نفس و خويشتن دارى هستند و مى خواهند به مقام رفيع ورع و تقوى نايل شوند، بايد خود را بسازند و با تمرينات مفيد، اين ملكه گرانقدر را در نفس خويش به وجود آورند و روزه گرفتن يكى ازعوامل بسيار مؤ ثر براى نيل به اين هدف عالى است . خداوند روزه رانه فقط برمسلمين واجب نموده ، بلكه در قرآن شريف خاطر نشان گرديده كه پيروان انبياء گذشته نيز به اداء اين فريضه موظف بوده اند.
    يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلّكم تتقون . (439)
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد! روزه گرفتن به قضاى الهى بر عهده شما نوشته شده ، همانطور كه اين فريضه دينى براى امم پيش از شما نوشته شده بود.
    روزه و تقوى چيزى جز كف نفس و امساك ازمحرمات الهى نيست . روزه دار در ايام ماه رمضان با اراده و اختيار خود به منظور اطاعت امر الهى از خوردن و نوشيدن و عمل جنسى و ديگر مفطرات كه خواسته هواى نفس و شهوات است ، امساك مى نمايد و روز را با گرسنگى و تشنگى به پايان مى برد. ماه رمضان ايام كف نفس و اوقات ورع و تقوى است . رسول اكرم (ص ) در يكى از خطبه ها آمدن ماه رمضان رابشارت داد و درباره وظايف مردم در آن ماه ، مبسوطا سخن گفت .
    برترين عمل درماه رمضان
    قال اميرالمومنين (ع ) عليه السلام : فقلت يارسول الله ! ماافضل الّا الاعمال فى هذا الاشهر؟ فقال : ياابالحسن ! افضل الاعمال فى هذاالشهر الورع عن محارم اللّه عزّ وجلّ. (440)
    على (ع ) فرمود: بين سخنان آن حضرت به پاخاستم و گفتم : اى رسول معظم ! دراين ماه چه عملى برتر از تمام اعمال است ؟ فرمود: افضل اعمال در اين ماه ، كف و امساك از محرمات و گناهان است .
    شايد در نظر بعضى ، بهترين عمل در ماه رمضان خواندن قرآن ، افطار دادن به مسلمانان روزه دار، صله رحم نمودن ، و از اين قبيل باشد، ولى رسول اكرم (ص ) فرمود: بهترين عمل ، اجتناب از گناه است ، يعنى ماه رمضان ماه امساك است نه فقط مردم از مفطرات امساك نمايند بلكه بهترين عمل آن است كه تمام اعضاى بدن از چشم و گوش و زبان و دست و پا از گناه امساك داشته باشد. اگر ورزشكارى براى تقويت جسم ، يك ماه متوالى تمرين نمايد، قطعا پس از گذشت يك ماه ، بر نيروى اعصاب و عضلاتش افزوده مى شود و بالنسبه قوى مى گردد. كسى كه به امر الهى يك ماه متوالى روزه مى گيرد و با اراده و عمد، هواى نفس و شهوات خويش را وا پس مى زند و از مفطرات امساك مى نمايد، قطعا اراده اش در كف نفس تقويت مى شود و اگر خواسته باشد مى تواند در تمام ايام سال از نيرويى كه در ماه رمضان به دست آورده استفاده كند، به تمنيات غير مشروع خويش پاسخ منفى دهد، و در راه ورع و تقوى پيشروى نمايد.


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #248
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    روزه ماه رمضان و قوت كف نفس
    متاسفانه بيشتر مردم از تملك نفسى كه بر اثر روزه ماه رمضان به دست مى آورند، براى تقواى يازده ماه ديگر استفاده نمى كنند و عملا آن را نقض ‍ مى نمايند. از اين رو ،قرآن شريف در آيه مذكور پس از اعلام وجوب روزه فرموده است :
    لعلكم تتقون .
    روزه بگيريد، شايدبا اين عمل مقدس به تقوى نايل شويد، يعنى اگر تصميم ترك گناه را ادامه دهيد، متقى و با ورع خواهيد بود و اگر تصميم خويش ‍ رانقض نموديد، از ورع و تقوى جامع بهره و نصيبى نخواهيد داشت . اولياى گرامى اسلام درباره اهميت ورع ، سخن بسيار گفته و پيروان خويش را به اهميت آن متوجه نموده اند.
    عن ابيعبداللّه عليه السلام قال : اتّقوا اللّه وصونوا دينكم بالورع . (441)
    امام صادق (ع ) فرمود: راه تقوى در پيش گيريد و دين خود را با ورع و پرهيز از گناه محافظت نماييد.
    امام (ع ) در اين روايت اعلام خطر نموده و مى خواهد بفرمايد اگر در گناه لاابالى و بيباك شديد، نه تنها به پليدى و پستى مى گراييد، بلكه دينتان نيز در معرض زوال قرار مى گيرد و اين مطلب در قرآن شريف نيز خاطر نشان گرديده است .
    ثم كان عاقبة الذين اساء والسوءآى ان كذبوا بآيات اللّه وكانوا بها يستهزئون . (442)
    عاقبت كار بد عملان و اهل معصيت اين است كه آيات الهى را تكذيب مى كنند و آنها را مورد تمسخر و استهزاء قرار مى دهند.
    پايان كار اهل معصيت
    مسلمان گناهكار نه تنها به دين خود آسيب مى رساند، بلكه موجب بدنامى اولياى معصوم و منزه اسلام مى گردد و زبان دشمنان را به بدگويى مى گشايد.
    قال ابوالصباح الكنانى لا بيعبداللّه عليه السلام : ما نلقى من الناس فيك . فقال ابو عبداللّه عليهم السلام : وماالذى تلقى من الناس فىّ؟ فقال : لايزال يكون بيننا وبين الرجل الكلام فيقول جعفرى خبيث . فقال يعيّركم الناس ‍ بى ؟ فقال له ابوالصباح ، نعم . قال : فقال ما اقلّ واللّه من يتبع جعفرا منكم . انّما اصحابى من اشتدّ ورعه وعمل لخالقه و رجا ثوابه . فهولاء اصحابى . (443)
    ابو الصباح الكنانى به امام صادق (ع ) عرض كرد: ما از مردم بر اثر وابستگى به شما چه چيزها مى بينيم . امام (ع ) فرمود: در مورد من از مردم چه مى بينى ؟ گفت : بين ما و دگرى سخن ردّ وبدل مى شود، به ما مى گويد: جعفرى خبيث . امام (ع ) فرمود: مردم شما رابه واسطه من سرزنش ‍ مى كنند؟ عرض كرد: بلى . فرمود: به خدا قسم چقدر كم است ازشما آن كسى كه تابع واقعى جعفر باشد. صحابى من كسى است كه داراى ورع شديد است ، براى آفريدگار عمل مى كند و به اجر اواميدوار است ، اين گروه اصحاب من هستند.
    مدعى اسلام بودن ، ازتشيع سخن گفتن ، انواع گناهان را مرتكب شدن ، براى ائمه طاهرين (ع ) بسيار سنگين و گران است و موجب مى شود دشمنان به اولياى دين اسائه ادب كنند و درباره آنان سخنانى ناروا بگويند. ورع همانند تقوى مراتب و درجاتى دارد. تحقق ورع به اين است كه آدمى از گناهان اجتناب نمايد و دامن خويشتن را از معصيت منزه دارد.


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #249
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    درجات خويشتن دارى از گناه
    عن حفص بن قياس قال ساءلت ابا عبد اللّه عليه السلام عن الورع من الناس . فقال : الذى يتورع عن محارم اللّه عزّ وجلّ. (444)
    حفص بن قياس مى گويد: از امام صادق (ع ) سوال كردم : چه كسى بين مردم داراى ورع است ؟ فرمود: شخصى كه از گناهان و محرمات اجتناب مى نمايد.
    اما ورع بى مانند و بلند پايه را كسى واجد است كه نه تنها از محرمات قطعى و گناهان واضح پرهيز مى كند، بلكه از امور مشتبه نيز اجتناب مى نمايد. كه مبادا به گناه آلوده شود و اين مدلول كلام مولى الموحدين على عليه السلام است .
    لاورع كالوقوف عند الشبهة . (445)
    مى فرمايد: هيچ ورعى از نظر رفعت مانند توقف در امور مشتبه نيست .
    وقفه افراد متقى و با ورع در مورد شبه ،حاكى از اين است كه آنان به منهيات حضرت بارى تعالى توجه بسيار دارند و در مقام بندگى و اطاعت نه تنها پيرامون حرام هاى بين و گناهان واضح نمى گردند، بلكه از شبهات نيز اجتناب ميكنند كه مبادا دچار حرام شوند. ولى اين انسانهاى بزرگوار و منزه بايد همواره مراقب باشند كه در پرهيز از شبهات دچار افراط نشوند و از حد اعتدال تجاوز ننمايند ،چه زياده روى در اين كار ممكن است آنان را به بيمارى وسواس مبتلا كند و در زندگى خود و كسانى كه با آنان معاشرند ايجاد بى نظمى و اختلال نمايد و اسلام هرگز اين زياده روى غير عقلانى را اجازه نمى دهد. امام سجاد (ع ) در جمله دوم دعاى مورد بحث امروز، به پيشگاه خداوند عرض مى كند:
    و ورعا فى اجمال .
    ميانه روى در شبهات و طلب رزق .
    بار الها!مرا از ورع و كف نفسى معتدل و دور از زياده روى و افراط بر خوردار فرما.
    كلمه اجمال در عبارت امام (ع ) همان است كه در مورد طلب روزى به كار برده شده است .
    عقل و تبيين شهادت
    فى الحديث :اجملوا فى الطلب اى لا يكون كد كم فيه كدافاحشا. (446)
    در حديث آمده كه براى طلب روزى ميانه رو و معتدل باشيد، يعنى سعى شما در كسب معاش به افراط و زياده روى نگرايد .
    حديث شريفى از حضرت مولى الموحدين امير المومنين (ع ) رسيده است كه بحث امروز در مورد ورع و توقف در شبهات با اين حديث پايان مى يابد.


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #250
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^




    عقل و تبيين شهادت .
    لا تسترشد الى الحزم بغير دليل العقل .فتخطى منهاج الراى ،فان افضل العقل معرفة الحق بنفسه . (447)
    على (ع ) فرموده : از غير دليل عقلى براى حزم و احتياط راهنمايى نخواهيد، چه آن كه اگر از غير دليل عقلى هدايت طلب نموديد، سر انجام براى تشخيص راءى صحيح و صائب به خطا خواهيد رفت .
    بى گمان عقل افضل و برتر آن است كه خود بنفسه حق را بشناسد و آن را از باطل تميز دهد، پس بهترين و مطمئن ترين راه براى شناخت ورع كامل و احتياط صحيح استفاده از دليل عقلى است .
    83: اللهم اختم بعفوك اجلى ،وحقّق فى رجاء رحمتك املى .
    حضرت زين العابدين (ع ) در اين قطعه از دعاى شريف مكارم الخلاق دو درخواست ازپيشگاه مقدس بارى تعالى مى نمايد: اوّل ، بارالها! عمر مرا با عفو و اغماضت به پايان رسان ، دوّم ، بارالها! آرزوى مرا كه اميدوارى به رحمت واسعه تو است ، برآورده ساز.
    به خواست خداوند توانا،اين دو جمله دعا موضوع بحث و سخرانى امروز است .
    حسن عاقبت
    جنين در شكم مادر براى زندگى دنيا ساخته مى شود.سعادت وكمال او در اين است كه تمام اعضا و جوارحش در رحم به سلامت ساخته شود واين صحت وسلامت ادامه يابد تا لحظه اى كه شكم مادر را ترك مى گويد وبه دنيا منتقل مى گردد.بشر نيز در شكم مادر روزگار براى زندگى جهان بعد از مرگ ساخته مى شودو سعادت وكمال وى دراين است كه تمام ابعاد وجودش در رحم روزگار به سلامت وشايستگى ساخته شود و اين سلامت ادامه يابد تا لحظه اى كه مرگ فرامى رسد، او را از رحم مادر روزگار بيرون مى برد وبه جهان بعد از مرگ انتقالش مى دهد.معيار سلامت در هر دو ولادت ،حسن عاقبت است ، با اين تفاوت كه حسن عاقبت در ولادت از شكم مادر به معناى سلامت تكوينى است و حسن عاقبت در ولادت از مادر روزگاربه معناى سلامت تشريعى است واين دو از جهات متعددبا يكديگر تفاوت
    دارندويكى ازتفاوتهاى مهم وشايان ملاحظه اين است كه اگر جنين درشكم مادركورياكرياافليج ياباديگر عيوب ونقايص طبيعى ساخته شود،نه تنهادررحم مادرقابل اصلاح نيست ،بلكه پس ازولادت باهمه پيشرفتهايى كه درعلوم پزشكى وجراحى نصيب بشر امروز گرديده ،بسيارى ازعيوب ونقايص مادرزادى درمان ناپذيراست .
    اماعيوب ونقايصى كه درشكم مادرروزگاربراثرفسادعقيده واخلاق ياسوءگفتارورفتاردامنگيران سانهامى شود،قابل علاج ودرمان است .يك فرد منحرف وگناه كار مى تواند بااصلاح معتقدات وخلقيات نادرستى كه داردياباتغييرگفتارورفتارن اپسندى كه درپيش گرفته ،خويشتن راعوض ‍ كندوعيوب اعتقادى واخلاقى درونى ياگفتارورفتاربرونى خودراتغييردهد وخويشتن راانسانى شايسته بسازدوباحسن عاقبت ازدنيابرودواين درروايت اسلامى نمونه هايى دارد.على بن ابى حمزه مى گويد: دوستى داشتم از منشى هاى بنى اميه بود. به من گفت : از امام صادق عليه السلام براى من اجازه بگير كه به محضرش شرفياب شوم . استجازه نمودم ، حضور امام (ع ) آمد، سلام كرد و نشست . عرض كرد: فدايت شوم . من در ديوان آل اميه نويسنده بودم ، از دنياى آنان مال بسيار بدست آوردم ، به حلال و حرامش ‍ توجه نداشتم . امام (ع ) فرمود:اگر بنى اميه نويسندگانى نمى داشتند كه براى آنان ذخاير مالى تهيه كنند و در ميدان جنگ به نفع آنان پيكار نمايند و در جماعتشان حضور يابند، نمى توانستند حق ما را غصب نمايند، اگر مردم آنان را ترك مى گفتند، چيزى جز آنچه در دستشان بود، نمى داشتند.منشى بنى اميه گفت : آيا براى من راهى هست كه از گرفتارى خلاص شوم ؟ فرمود: اگربگويم عمل مى كنى ؟ عرض كرد: بلى .فرمود: بايد تمام آنچه را كه از ديوان بنى اميه بدست آورده اى ترك گويى ، اموالى را كه صاحبانش را مى شناسى را به آنان برگردانى و اموالى را كه صاحبانش را نمى شناسى صدقه بدهى ، و اگر چنين كردى ، من براى تو بهشت را ضمانت مى كنم . جوان مدتى فكر كرد و سپس گفت :به آنچه فرموده اى عمل خواهم كرد.
    قال ابن ابى حمزه : فرجع الفتى معنا الى الكوفة . فما ترك شيئا على وجه الارض الا خرج منه حتى ثيابه التى كانت على بدنه .قال فقسمنا له قسمة و اشترينا له ثياباو بعثناله بنفقة .قال فما اتى عليه اشهر قلائل حتى مرض فكنا نعوده .قال فدخلت عليه يوماوهو فى الثياب .ففت ح عينيه ثم قال ياعلى !وفى لى والله صاحبك .ثم مات .فوليناامره ،فخرجت حتى دخلت على ابيعبدالله عليه السلام فلمانظرالىّ قال ياعلى !وفيناوالله لصاحبك .قال فقلت صدقت جعلت فداك ،هكذاقال لى والله عندموته . (448)
    علىّ بن ابى حمزه مى گويد: جوانان با ما به كوفه برگشت ،از تمام دارايى خود دست كشيد حتّى لباسى را كه در برداشت ، و طبق دستورامام (ع ) عمل نمود. ما كه با جوانان سابقه دوستى داشتيم بين خود پولى جمع نموديم و براى لباس خريديم و مصارف يوميه اش را نيز عهده دار شديم . چند ماهى بيشتر طول نكشيد كه مريض شد. به عيادتش مى رفتيم . روزى رفتم كه لحظات آخر رامى گذراند، چشم باز كرد و مرا ديد، گفت : اى على ! به خدا قسم مولايت به وعده خود وفا كرد. اين جمله را گفت و از دنيا رفت . على بن ابى حمزه مى گويد: كار كفن و دفنش را انجام داديم . سپس من از كوفه خارج شدم . موقعى كه حضور امام صادق (ع ) رسيدم تا مرا ديد. به من فرمود: اى على ! ما وعده اى را كه به رفقيت داده بوديم ، وفا كرديم . عرض كردم : ولى فدايت شوم ، به خدا قسم او موقع مرگ خود همين مطلب را به من گفت .


    ^^^^شرح و تفسير دعاي مکارم الاخلاق- جلد 3^^^^



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 25 از 32 نخستنخست ... 15212223242526272829 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •