سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 15 از 44 نخستنخست ... 511121314151617181925 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 433

موضوع: ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  1. Top | #141

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    roz1 پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    چکامه عشق


    پرچـــم سلطنت عشـــق، برافـــراشـــــت حسیـــن

    عـــشق حق را به سر از، عالم ذر، داشت حسین
    كـــس نكـــردى، چـو حسین، در ره حق جانبازى

    جـــاى جان، عشق خـــداونـد، به برداشت، حسین
    یـــك دم از یـــاد خـــــــــداونـــد، نبـــودى غـــافل

    ناله‏ها بود كه شب تا به سحـــر، داشـــت، حـسین
    جز خدا هیچ نبودش، به نظر در همــــه عــــــمر

    همه گاه و همه جا، حق به نظر، داشــت، حسیــن
    هستیش، عشق خدا بود و دگـر هیــــــچ نبــــــود

    آنچه را در همه عمر، بـــــه سر داشـــت، حـسین
    عشق حق بود و حقیقت، به جـــز آن هیــچ نبود

    آنچه اندر دل و سر، شور و شـــرر داشـت حسین
    جایگاهى كه در آن، وصل به معــشــــــوق شـــد

    كربـــــلا را همـــه آن، مدّ نظـــر داشـــت، حسیـن
    جز شهادت دگر این وصـل نبــــــودش، مفهـــوم

    روز مـــولودش از این امر، خبـــر داشت، حسیـن
    كربلا اكرم و اقدس بــــود از، كعــبــــــه یقـــیــن

    كه در آن، مأمن و مأوا و مقــــر داشـــت، حسیـن
    هم بود مدفن هفـــــتاد و دو تـــن، زبـــده خـــلق

    كه زانصار و زاخـــوان و پـــسر داشــــت، حـسین
    آرى اندر افق كـــــرب و بلا كــــــرد، غــــــروب

    آنچه همراه خود از، شمـــس و قمر داشت، حسین
    شد شهید ره حـــق، با هــمه یـــاران عـــزیــــــز

    آشكـــارا بنـــمود، آنچـــه هـــنـــر داشـــت، حـسین
    "فالى" این چامه به امید سروده اســت كه شاید

    بود او همچو غلامى كه بـــه در، داشـــت، حـس
    منبع: سایت بنیاد اندیشه اسلامی


    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    شكوه انتظار (26-09-1389)

  3. Top | #142

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    roz1 پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞




    كیست حسین


    کیست حسین؟ آن که با شجاعت و عزت

    گذشت از سر و جان نداد تن به مذلت
    کیست حسین؟ آن که برگزیده احرار

    فروغ مشعل آزادگی و علم و فضیلت
    کیست حسین؟ آن که از عدالت و تقوی

    به دست حاکم جابر ندارد دست به بیعت
    کیست حسین؟ آن که می‌شود تلألوء

    همی به چهره زیبای خود به صحنه خلقت
    کیست حسین؟ آن که فخر آدم وخاتم(ص)

    چراغ چشمان محبان خاندان نبوت
    کیست حسین؟ آن که محوه جلوه معشوق

    شهید عشق خدا پاکباز نزد محبت
    کیست حسین؟ آن که پا نهاد فراتر

    زعقل و فهم بشر در مقام صبر مصیبت
    کیست حسین؟ آن که سر نهاده چو خامه

    به سرنوشت غم‌ انگیز خود به غایت رغبت
    کیست حسین؟ آنکه هر چه داشت به یک روز

    نثار کرد به راه بقای حق و حقیقت
    کیست حسین؟ آن که سر به نوک سنان داد

    به سربلندی اسلام و اعتلای شریعت
    کیست حسین؟ آن که در سجود به دشمن

    نموده جلوه انگشتری ز وجود و مروت
    کیست حسین؟ آن که می‌نهد به اخلاص

    به آستانه قدسش شهنشهان سر خدمت
    کیست حسین؟ آن که خاک درگه او را

    کنند سرمه به چشم علویان به رغبت و منت
    کیست حسین؟ آن که قبله دل ناصر

    عزیز حضرت زهرا و مفخر بشریت

    كیمیای اشك؛ سید جلال یاسینی


    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. تشكرها 2

    آسیه سادات (25-09-1389), شكوه انتظار (26-09-1389)

  5. Top | #143

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    شماره عضویت
    207
    نوشته
    1,217
    تشکر
    4,500
    مورد تشکر
    1,993 در 887
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞





    اگر صبح قیامت را شبی است ، آن شب است امشب
    طبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشب

    برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن
    که زینب بی تو چون در ذکر یا رب یا رب است امشب

    جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت
    تو در خواب خوش و بیمار در تاب و تب است امشب

    سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم
    مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب

    صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین
    که گریان دیده ی دشمن به حال زینب است امشب

    امضاء

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  6. تشكرها 3


  7. Top | #144

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,706
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,754 در 52,485
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    ای که می پرسی ، کجا من لعل خندان داشتم
    بند مشک آب را وقتی به دندان داشتم

    چون به نخلستان رسیدم شد امیدم نا امید
    با وجود آنکه امید فراوان داشتم

    دجله از سرچشمه ی آبش چه کم می شد اگر
    من به دست آرزوها جامی از آن داشتم

    در کنار علقمه ازخجلت دست تهی
    ظهرعاشورا،غم شام غریبان داشتم

    هرچه گل بود از عطش پژمرد و من بی اختیار
    گریه بر آن غنچه سر در گریبان داشتم

    گلشن توحید را سیراب می کردم ز اشک
    (گر به قدر عقده ی دل چشم گریان داشتم)

    باغبان چشم انتظار دیدن من بود و من
    با خیال روی جانان گل به دامان داشتم

    کی فریبم می دهد خط امان اهرمن
    من که عمری دست در دست سلیمان داشتم

    ای مراد عاشقان ای کاروان سالار عشق
    پاسداری کردم از راه تو تا جان داشتم

    از حرم وقتی برای بردن آب آمدم
    با کبوترهای معصوم تو پیمان داشتم

    پیش این گلهای پرپر ، عذر بی دستی بس است
    گرچه من از شرمساری اشک پنهان داشتم

    بست چون تیر ستم شیرازه ی چشم مرا
    روی گلبرگ لبم آیات قرآن داشتم

    با کدامین دیده اینک برجمالت بنگرم
    من که از دیدار تو امید درمان داشتم

    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  8. تشكرها 4

    نرگس منتظر (25-09-1389), آسیه سادات (25-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (26-09-1389), شكوه انتظار (26-09-1389)

  9. Top | #145

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

    شعر عاشورایی شهریار ملک سخن





    محرم آمد و آفاق، مات و محزون شد
    غبار محنت این خاكدان به گردون شد
    به جامه‏هاى سیه كودكان كو دیدم
    دلم بیاد اسیران كربلا خون شد
    بیاد تشنه لبان كنار نهر فرات
    كنار چشم من از گریه رود كارون شد
    به خاندان رسالت ببین چه ظلمى كرد
    فلك كه زینب كبرى ز پرده بیرون شد
    چو بر حسین (علیه السلام) به گریى به حشر خندانى
    هر آندو دیده كه نگریست سخت مغبون شد
    چه آتشى است كه مى‏جوشد اشكها، گویى
    كه چشمها همه كارون و سینه كانون شد
    چه نوحه داشت سر نعش نوجوان حسین
    هزار حیف كه لیلا زغصه مجنون شد
    به سوز و ساز رباب شكسته دل پرسم
    كه شیرخواره، بخون غرقه از چه قانون شد؟
    سر و برى كه رسول خداش مى‏بوسید
    به زیر سم ستوران خداى من چون شد؟
    چه عالمى است كه از بهر مهلت یكشب
    شبیه شیرخدا نزد روبهى دون شد
    گرفت مهلت و برگشت رو به خیمه شاه
    به خاك بوسى آن خرگه همایون شد
    امام گفت: خدا یار تو كه امشب نیز
    توان به راز و نیاز خداى بیچون شد
    سپس برادر با جان برابر از بر شاه
    برفتن سوى شط فرات مأذون شد
    نخورد آب كه لب تشتنه با یدم جان داد
    بدوش، مشك پر آب از شریعه بیرون شد
    به بازوان قلم، مشك آب بر دندان
    شهید گشت و سماوات محو و مفتون شد
    فداى همت و مهر و وفاى تو عباس
    كه قد هر ألفى پیش قامت نون شد
    حماسه‏اى است حسین از حماسه‏ها مافوق
    هر آن حماسه كه در وى رسید مادون شد
    به عصر فردا آتش زندشان به خیام
    چنانكه شعله آتش به چرخ وارون شد
    به خیمه‏هاى امامت چنان زدند آتش
    كه آهوان حرم، سر به دشت و هامون شد
    رسید نوبت زینب كه شیرزاد على است
    جهان به حیرت از این سربلند خاتون شد
    بدوش پرچم آتش گرفته اسلام
    به قصر ابن زیاد و یزید ملعون شد
    چنان بكوفت به تبلیغ دستگاه یزید
    كه خود یزید چو مار فسرده افسون شد
    حسین (علیه السلام) عائله با خود نبرده بى تدبیر
    كه غرق حكمت او فكرت فلاطون شد
    یزید جلوه كار حسین (علیه السلام) مى‏پوشید
    ز زینب است كه این جلوه روز افزون شد
    از این مبارزه به شگفت خاندان على (علیه السلام)
    چنانكه نسل پلید امیه موهون شد
    سه سال بعد پس را آنهمه سپاه یزید
    نبود زنده چنان آسمان دگرگون شد
    بنى امیه و آن دستگاه فرعونى
    همان فسانه فرعون و گنج قارون شد
    ولى حسین (علیه السلام) علمدار عشق و آزادى
    لقب گرفت و شهنشاه ربع مسكون شد
    تو شاه دین چه جهادى به راه دین كردى
    كه مكه هم به تو ماه مدینه مدیون شد
    خوشا به حال شما اى فداییان حسین
    كه دین به خون شماها رهین و مرهون شد
    چون نیك مى‏نگرى زنده این شهیدانند
    وگرنه هر بشرى زاد و مرد و مدفون شد
    یزید نحله اسلام ریشه كن مى‏خواست
    حسین بود كه دین زنده تا به اكنون شد
    سفینه‏هاى نجاتند جمله معصومین
    ولى سفینه اورشگ فلك مشحون شد كنون مقایر اینان بود زیارتگاه
    كدام زنده بدین افتخار مقرون شد
    تو شهریار به مضمون بلنددار سخن
    هر آن سخن كه جهانگیر شد به مضمون شد

    شاعر: شهریار

    امضاء

  10. تشكرها 2


  11. Top | #146

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    یا زینب (س)


    منـم زینب ، اسیـر کـاروانم
    منـم زینب ، سفیـر کشتگـانم


    منـم زینب که حق کرد امتحانم
    منـم زینب ، کـه ایـّوب زمــانـم


    منـم زینب ، که گشتم جاودانه
    منـم زینب ، که خوردم تـازیـانه


    منـم زینب که از روز ازل تـا زاده ام مــادر
    جهان را سر به سر از بهر خود بیت الحَزَن دیدم


    خودم دیدم درین وادی که بر عشقم چه ها کردن
    پـی انگشتـر ، انگشتـش ز دسـت او جـدا کـردن


    خودم دیدم که از سنگ جفا پیشانی اش بشکست
    خودم دیـدم کـه شـمـر بـر سـیـنـه اش بنشـست


    خودم دیدم که در مقتل گل من دست و پا می زد
    لگد بر پهلویش می خورد و زهرا را صدا می زد



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكرها 2


  13. Top | #147

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

    باز طوفانی شده دریای دل
    موج سر بر ساحل غم میزند
    باز هم خورشید رنگ خون گرفت
    بر زمین نقشی ز ماتم میزند


    باز جام دیده ها لبریز شد
    باز زخم سینه ها سر باز کرد
    در میان ناله و اندوه و اشک
    حنجرم فریادها آغاز کرد


    می نویسم شرح این غم نامه را
    داستان مشک و اشک و تیر را
    می نویسم از سری کز عشق دوست
    کرد حیران تیغه شمشیر را


    گوئیا با آن همه بیگانگی
    آب هم با تشنگان بیگانه بود
    در میان آن همه نامردمی
    اشک آب و دیده ها پیمانه بود


    تیغ ناپاکان برآمد از نیام
    خون پاکی دشت را سیراب کرد
    خون خورشید است بر روی زمین
    کآسمان تشنه را سیراب کرد


    می شود خورشید را انکار کرد؟
    زیر سم اسبها در خاک کرد؟
    می شود آیا که نقش عشق را
    از درون سینه هامان پاک کرد؟


    گر نشان عشق را گم کرده ایم
    در میان آتش آن خیمه هاست
    گر به دنبال حقیقت میرویم
    حق همینجا حق به روی نیزه هاست


    گریه ها بر حال خود باید کنیم
    او که خندان رفت چون آزاد شد
    ما سکوت مرگباری کرده ایم
    او برای قرنها فریاد شد ...

    بازهم در ماتم روی حسین
    باز هم در سوگ آن آلاله ایم
    یادتان باشد حیات عشق را
    وامدار خون سرخ لاله ایم
    امضاء

  14. تشكر


  15. Top | #148

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞






    باز از راه محّرم غم رسید
    از زمین و آسمان ماتم رسید

    خرقه ها را بار دیگر تن کنید
    آتشی در قلب این خرمن کنید

    طبل و شیپور عزا را سر دهید
    هفت اقلیم عطش را در دهید

    ورد صوفی "حا" و "سین" و "یا" و "نون"
    يك نماز از جنس دريا رنگ خون

    حای آن، حامیم ذات کبریا
    سین آن سرها ز پیکرها جدا

    یای آن یکتا پرست و یذکرون
    نون آن باشد قسم بر یسطرون

    سینه از درد فراقت خسته است
    دل به روی غیر تو او بسته است

    هیچ دانی در دلم جا کرده ای؟
    عرش حق، شش گوشه بر پا کرده ای...

    عشق بازی با تو معنا میشود
    نور حق با تو هویدا میشود

    السلام ای شاه مظلوم و غریب
    السلام ای آیه ام من یجیب

    السلام ای نور چشم مصطفی
    السلام ای خامس آل عبا...

    امضاء


  16. Top | #149

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

    شنیده ام که خدای مهیمن معبود /زمانی از ملک الموت این سوال نمود
    که ای تو قابض روح تمام خلق جهان/ زجن و انس و سیاه و سفید و پیر وجوان
    از آنزمان که به این امر گشته ای مامور/ گذشته برتو از این کار بس سنین و شهور
    بفوق عرش زهرخانمان بری شیون/ شوند بسته فتراک تو چه مرد و چه زن
    دمی شداست که سوزد دلت بحال کسی /که بر کشی زدل تنگ آتشین نفسی
    چنین بدرگه پروردگار رب جلیل نمود/ عرض بعجز و نیاز عزرائیل
    که ای خدا دل من در دو جا خونست/ که حد گفتن وی از حساب بیرونست
    اول تمام طفل صغیر خونجگری/ که نبودش بدم مرگ مادر و پدری
    یتیم چون بکشاکش زدادن جانست/ مرا مصیبت بیرون ز حد امکان است
    دوم کسیکه غریب است از وطن مهجور/ ز یار و یاور و اهل و دیار باشد دور
    نه مونسی که شود راز دار دلجویش /نه همدمی که دهد دل بمرحمت سویش
    غریب را نکند هیچکس گذر بسرش/ مگر غریب دگر در وطن برد خبرش
    فغان که باز مرا در دل اضطراب افتاد/ بیاد شام و همان کشور خراب افتاد
    قسم بذات خدا کودک یتیم حسین/ همان ستمکش محزونه ی الیم حسین
    بغیر درد یتیمی مگر غریب نبود/ بشام بیکس و محزون و غم نصیب نبود
    ستمکش دو جهان دختری رقیه بنام/ در آنزمان که مکان داشت در خرابه شام
    نبود ورد زبانش بغیر نام پدر/ غذای روز و شبش اشک چشم و لخت جگر
    یزید شد چو خبردار از تب و تابش/ روانه کرد به تسکین وی سر بابش
    سر پدر به طبق نزد وی چو بنهادند /ستم سیده زنان خون زدیده بگشادند
    چوآن صغیره گرفت ازسرطبق سرپوش/ سر پدر بطبق دید و از سرش شد هوش
    بهوش آمد و آن سر گرفت بر سینه /زبان گشود پی شکوه های دیرینه
    که ای جناب پدر تاکنون کجا بودی/ چرا زدختر دلبند خود جدا بودی
    تو بودی آنکه مرا بود جا در آغوشت /چگونه گشت بکلی ز من فراموشت
    بهمرهت علی اصغر چرا نیامده است /برادرم علی اکبر چرا نیامده است
    تو زنده باشی و گردد غدار من نیلی/ ز دست شمرلعین تا بکی خورم سیلی
    پدر بشام نباشد مگر دگر خانه/ که داده اند بما جا به کنج این ویرانه
    پدر بگردن و بازوی بسته ام بنگر/ زسنگ ظلم بفرق شکسته ام بنگر
    بصدقه مرد و زن کوفیان بی پروا/ بما دهند همی نان و پاره خرما
    زاهل شام همی نیست ای پدر گله ام /نظاره کن به کف پای پر ز آبله ام
    بروی خار مغیلان بسی دویدم من/ جفای کوفی و شامی همی کشیدم من
    بدان رسید که از درد بی مددکاری/ نهان شدم بتعب زیر بته خاری
    ز خاک بستر و خشت خرابه ام بالین/ عجب یتیم نوازی کند یزید لعین
    لب من از عطش و قحط آب گشته کبود/ لب مبارک تو از چه باب گشته کبود
    گمانم این لب و دندان همچو مروارید/ کبود گشته پدرجان ز ضرب چوب یزید
    چو با پدر کمی از درد دل اشاره نمود/ خرابه را ز تف آه پر ستاره نمود
    ز روی سینه او سر بیکطرف غلطید/ بخاک روی یتیمی نهاد و آه کشید
    فغان و آه که صامت بوقت جان دادن/ بدی به گردن آن طفل بی گناه رسن
    * صامت بروجردی*
    ویرایش توسط خراباتي : 26-09-1389 در ساعت 01:52
    امضاء


  17. Top | #150

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    محشور می‌شویم‌ قیامت‌ چو با حسین
    ‌ جای‌ سلام‌ جمله‌ بگوئیم‌ یا حسین‌

    تاریخ‌ زنده‌ از جریان‌ محرم‌ است
    ‌ سرچشمة‌ بقاست‌ ز خون‌ خدا حسین‌

    در قلب‌ سنگ‌ زمزمه‌ تاثیر می‌كند
    كرده‌ جماد را به‌ غمش‌ مبتلا حسین‌

    حتی‌ درخت‌ مویه‌ كند در عزای‌ او
    بیچاره‌ كرده‌ استن‌ حنانه‌ را حسین‌

    امواج‌ بحر و غرش‌ رعد و نوای‌ نی
    ‌ اكسیر عشق‌ و جاذبة‌ كهربا حسین‌

    لطف‌ سحر، نشاط‌ محبت‌، صفای‌ دل‌
    بوی‌ بهشت‌ و عطر نسیم‌ صبا حسین‌

    عالم‌ فدای‌ بانوی‌ مظلومه‌ای‌ كه‌ گفت
    ‌ آیم‌ به‌ خیمه‌ها چو بگوئید یا حسین‌

    خنجر، سنان‌، سه‌ شعبه‌ و شمشیر و نیزه‌ها
    با اذن‌ وی‌ مقاتله‌ كردند با حسین‌

    هر جا زنید خیمه‌ همانجاست‌ كربلا
    واللّه‌ نیست‌ گم‌ شده‌ در كربلا حسین‌

    مهدی‌ گرفت‌، دامن‌ مقتل‌، به‌ روضه‌ گفت
    ‌ گریم‌ برای‌ داغ‌ تو صبح‌ و مسا حسین‌

    این‌ مملكت‌ برای‌ حسین‌ است‌ و زینبش‌
    ای‌ عالمی‌ به‌ محضر عشقت‌ فدا حسین‌

    این‌ مملكت‌ سفینة‌ سالار زینب‌ است‌
    ایران‌ چو كشتی‌ است‌ و در آن‌ ناخدا حسین‌


    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



صفحه 15 از 44 نخستنخست ... 511121314151617181925 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی