سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 25 از 44 نخستنخست ... 1521222324252627282935 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 433

موضوع: ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  1. Top | #241

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    گل های زهرایی

    ذبیح من که زخمت به خون بخشیده زیبایی
    دهان خشک و چشم نیم بازت گشته دریایی
    منم خورشید و تو همچون ستاره بر سر دوشم
    رخت گردیده چون ماه بنی هاشم تماشایی
    تبسم های تو دل برده از عباس و از اکبر
    تلظی های تو داده حرم را شغل سقایی
    به قد کوچک و سن کمت نازم که تا محشر
    دهد زخم گلویت آب بر گل های زهرایی
    تو دیشب تا سحر بیدار بودی و در اطرافت
    صدای العطش گردیده بود آوای لالایی
    تبسم کن که می بینم سر ببریده ات با من
    چهل منزل کند بالای نیزه راه پیمایی
    تمام تشنگان را بود بر لب حرفِ آب اما
    تو بهر آب گفتن هم نبودت هیچ یارایی
    زبس زیبا شدی برروی دستم دم به دم ازمن
    گلویت دل ربایی می کند، رویت دل آرایی
    به روی دست من ذبح تو بر من سخت اما
    تو با لبخند خونینت به من دادی شکیبایی
    اگر چه دم به دم رفتم زمیدان کشته آوردم
    تو تا بودی مرا در دل نبود احساس تنهایی

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  2. Top | #242

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,629 در 52,442
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞




    برعهد خود ز روي محبت وفا نکرد
    تا سينه را نشانه‏ي تير بلا نکرد


    تا دست رد به سينه‏ي بيگانگان نزد
    خود را مقيم بارگه آشنا نکرد


    تا هر دو دست را بره حق ز کف نداد
    در کوي عشق خيمه دولت بپا نکرد


    تا از صفاي دل نگذشت از صفاي آب
    خود را ز وجود قبله اهل صفا نکرد


    شرح غم شهادت او به نينوا
    نشنيد کس که چون ني محزون نوا نکرد


    در کارزار عشق چو عباس نامدار
    جان را کسي فداي شه کربلا نکرد


    تا داشت جان ز جانب مقصد نتافت رخ
    تا دست داشت دامن همت رها نکرد


    در راه دوست از سر کون و مکان گذشت
    وز بذل جان خويش درين ره ابا نکرد


    خالي نگشت کشور الا ز خيل کفر
    تا دفع خصم دوست به شمشير لا نکرد


    از پشت زين بروي زمين تا نيوفتاد
    از روي غم برادر خود را صدا نکرد


    ره را به خصم با تن بي‏دست بست، ليک
    لب را به آه و ناله و افسوس وا نکرد


    دل سوخت زين الم که به ميدان کارزار
    دشمن هر آنچه تير بدوزد خطا نکرد


    ام‏البنين که مظهر صبر و شکيب بود
    غير از فراق قامت او را دوتا نکرد


    غافل ز مهر دوست «مجاهد» مشو بدل
    لطفي که دوست کرد به من کيميا نکرد

    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  3. تشكرها 2


  4. Top | #243

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞


    خزان شد لاله زارم ای مدینه! ** دریغا از بهارم ای مدینه!
    منم آن بلبل شوریده حالی ** که دیگر گل ندارم ای مدینه!
    دلی صد پاره تر از لاله دارم ** بسان جسم یارم ای مدینه
    خمیده قد، شکسته دل، به سویت ** دوباره رهسپارم ای مدینه!
    نمی دانم به سوی هاشمیّات ** چگونه رو بیارم ای مدینه!
    از آن ترسم که عبدالله جعفر ** بود چشم انتظارم ای مدینه!
    گر از حال دو فرزندش بپرسد ** زپاسخ شرمسارم ای مدینه!
    الهی خون بریزد از دو عینم که باشد بر جگر داغ حسینم

    مدینه! ریزد از چشمم ستاره ** به یاد مهر و ماه و ماهپاره
    مدینه! گریه کن بر غربت من ** که خندیدند بر اشکم هماره
    چنان بر من بنال ای شهر زهرا ** که خون جوشد زقلب سنگ خاره
    مدینه گوش ما را پاره کردند ** برای غارت دو گوشواره
    مدینه! وای بر من! وای بر من! ** که سویت زنده برگشتم دوباره
    مدینه! کاش می دیدی چگونه ** نفس در سینه ام می شد شراره
    مدینه! مرحبا! آغوش بگشا ** به زوار گلوی پاره پاره
    الهی خون بریزد از دو عینم که باشد بر جگر داغ حسینم

    خودم دیدم که قرآن زیر پا بود ** همه آیات آن از هم جدا بود
    خودم دیدم که لب های حسینم ** به زیر تیغ مشغول دعا بود
    خودم دیدم که آن رخسار خونین ** به روی خاکِ گرمِ کربلا بود
    خودم دیدم که ذکرش در یمِ خون ** خدا بود و خدا بود و خدا بود
    خودم دیدم به چشم پر ستاره ** که ماهم آفتاب نیزه ها بود
    خودم دیدم که از بالای نیزه ** زهر جانب نگاهش سوی ما بود
    خودم دیدم سر فرزند زهرا ** به زیر چوب، در طشت طلا بود
    الهی خون بریزد از دو عینم که باشد بر جگر داغ حسینم

    مدینه! قلب قرآن را دریدند ** امامت را به خاک و خون کشیدند
    مدینه! تشنه لب بین دو دریا ** سر فرزند زهرا را بریدند
    مدینه! نیزه داران مثل شاهین ** به دنبال کبوترها دویدند
    مدینه! طایران گلبن وحی ** به زیر بوته ی خار آرمیدند
    مدینه! کاش می دیدی که طفلان ** چگونه اشک خود را می مکیدند
    به زیر بوته های خار خفتند ** نخورده آب، خواب آب دیدند
    دریغا! کس نگفت این کودکان را ** میازارید فرزندِ شهیدند
    الهی خون بریزد از دو عینم که باشد بر جگر داغ حسینم
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  5. Top | #244

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    285
    نوشته
    840
    تشکر
    2,247
    مورد تشکر
    2,384 در 768
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    بخوان با آتش و با زمزمه عشق

    محرم، دفتری از علقمه: عشق

    دوبیتی آمده الحمدلله

    سراپا نی، تماماً غم، همه عشق

    دوبیتی، سوز عاشورا، دل من

    پیام آموز عاشورا: دل من

    چه توفیقی! که می­افتد به پایِ

    دو دست روز عاشورا، دل من!

    کسی از خود ندارد چیزی ای شعر

    تو هم در معرض پاییزی ای شعر

    تمام بودنت را ـ گفته باشم ـ

    به پای کربلا می­ریزی ای شعر

    تو ای دل در هبوط خود اسیری

    برای لذتِ پرواز، پیری

    تو امسال از محرم بی­نصیبی

    اگر رنگ غزل گریه نگیری

    محرم چون دلی پرشور پیداست

    سیاهِ جامه­ها با نور پیداست

    نگاه زائرم تا شهر غم رفت

    جمال کربلا از دور پیداست

    بهار پر ثمر: ماه محرم

    امید سبز در ماه محرم

    دوبیتی­زار چشمم خشک می­ماندْ

    نمی­بارید اگر ماه محرم

    ز گردش چرخ گردون چون نیفتد؟

    به جز آتش به پیرامون نیفتد

    دلم طاقت ندارد، کاش می­شد

    به عاشورا گذار خون نیفتد

    شریعه ضجه زد بر حال دستت

    خدا آمد به استقبال دستت

    شبی گفتم دو قطره نی بنالم

    ... و این هم یک دوبیتی مالِ دستت

    غزل آمد به غمخواری احساس

    موازی با فضای روشنِ یاس

    غزل آمد بگویید: هرچه دارم

    فدای جان­نثاری­های عباس!

    سرانجام خوشی تصویر کرده است

    کسی که دل به می تطهیر کرده است

    به تقدیر خداوندی خلل نیست

    که «حُر» با ساعت ما دیر کرده است

    دلت را مِهر درگاهی کشیده است

    به آن راهی که می­خواهی کشیده است

    دوبیتی می­تپد، شاید که زینب

    به یاد کربلا آهی کشیده است

    اگر غم اعتنایی کرد، کافی است

    برای درک عاشق، درد کافی است

    به تلّ زینبیه رفت، زینب

    همین روضه برای مرد کافی است

    مقام پُر چراغ یاس، عباس

    مقیم آبیِ احساس، عباس

    بگو با ذره­های تشنه جان

    به عشق حضرت عباس، «عباس»

    گل مهتاب، بوی تب گرفته است

    ز حجم غم، فضای شب گرفته است

    ببین دستان عجز استقامت

    چگونه دامن زینب گرفته است

    چه دارد این قلم در سر؟ چه جز عشق

    نمی­یابی در این دفترچه جز عشق

    نباید لحظه­ای باقی بماند

    به دستور محرم، هرچه جز عشق

    محمد کاظم بدرالدین


    امضاء

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم



  6. Top | #245

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    عباسِ علی تشنه و طفلان همه تشنه
    فریاد و فغان از ستم قوم دغا، های
    بازوی حرم، نخل جوانمردی و ایثار
    عباس علی، حضرت شمع شهدا، های
    آتش به سوی خیمه و خرگاه تو می رفت
    از دست ابالفضل چو افتاد لوا، های
    با یاد جوانمردی عباس و غم تو
    خورشید جدا گریه کند، ماه جدا، های
    خورشید نه این است که می چرخد هر روز
    خورشید سری بود جدا شد ز قفا، های
    می چرخد و می چرخد و می چرخد، گریان
    هفتاد قمر گردِ سرِ شمس ضُحی، های
    خونین شده انگشتری سوّم خاتم
    از سوگ سلیمان چه خبر، باد صبا!؟ های
    از داغ علی اصغر محزون، جگرم سوخت
    با رفتن عباس، قدم گشت دو تا، های
    ***
    طفلان عطش نوش تو را حنجره، خون شد
    از خفتنِ فریاد در آن حنجره ها، های
    بگذار که از اکبر داماد بگویم
    با خون سر آن کس که به کف بست حنا، های
    تنها چه کند با غم شان زینب کبری
    رأس شهدا وای، غریو اسرا ، های
    بر محمل اُشتر سر خود کوبید، زینب(س)
    از درد بکوبم سر خود را به کجا؟ های
    امشب شب دلتنگی طفلان حسین(ع) است
    این شعله به تن دارد و آن خار به پا، های
    این مویه کنان در پی راهی به مدینه ست
    آن موی کنان در پی جسم شهدا، های
    این پیرهن پاره، تن کیست ؟ خدایا
    گشتیم به دنبال سرش در همه جا، های
    در آینه سر می کشد این سر، سر خونین
    در باد ورق می خورد آن زلف رها، های
    این حنجر داوودی سرهای بریده ست
    ترتیل شگفتی ست ز سرهای جدا، های
    بگذار هم از گریه چراغی بفروزم
    بادا که فروزان بشود شام شما ،های...
    ***
    من تشنه و دل تشنه و عالم همه تشنه
    کو آب که سیراب کند زخم مرا، های
    آتش شده ام اتش نوشان منا، هوی
    عنقا شده ام، سوخته جانان منا، های
    هنگام اذان آمد و در چِک چک شمشیر
    او حیّ غزا می زد و من "حیّ علی" های
    امشب شب شوریدگی، امشب، شب اشک است
    شمشیر مرا تیز کن از برق دعا، های
    خون خوردن و لبخند زدن را همه دیدید
    گل دادن قنداقه ندیدید الا، های
    با فرق علی(ع) کوفه ی دیروز، چها کرد؟
    از کوفه ندیدیم بجز قحط وفا، های
    ***
    بر حنجره ی تشنه چرا تیر سه شعبه؟
    کس نیست بپرسد ز شمایان که چرا ؟ های
    این کودک معصوم چه می خواست ؟ چه می گفت؟
    در چشم شما سنگدلان مُرد حیا، های

    علی رضا قزوه



    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. تشكر

    شكوه انتظار (11-10-1389)

  8. Top | #246

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞


    من گلِ گلزارِ علّیِ مرتضایم
    حافِظِ پرچم خونین کربلایم
    منم یا ایها الناس باب الحوائج عباس


    برادر حسین جان بیا سوی علقمه
    آمده از جنان مادرمان فاطمه
    من عاشق تو هستم جدا شده دو دستم


    کجایی به بینی مادرم ام البنین
    عباست افتاده از صدر زین بر زمین
    راه و بر من بستند فرق مرا شکستند

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  9. Top | #247

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    گل طاها است غنچة زهراست

    باقی مانده از من یک شیرخواره
    دیگر نمی خوابد در گاهواره
    این بی گناه است در سوز و آه است
    یا قوم اسقونی شربةً من الماء

    از تشنگی جانش بر لب رسیده
    رنگ از رُخسارة ماهش پریده
    این گل طاها است غنچة زهراست
    یا قوم اسقونی شربةً من الماء

    این گل ناز من علی اصغر
    به روی دست من می زند پرپر
    جان رسول است ماه بتول است
    یا قوم اسقونی شربةً من الماء

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. Top | #248

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞






    لاله خونين رخ اين آتشين صحرا منم
    غنچه عطشان که سوزد بر لب دريا منم

    مي‌برد همراه قرآن ، سوي ميدانم پدر
    چون که عترت را ، بقرآن ، مختصر معني منم

    اشک ريزد مادرم ، از ديدن لبخند من
    غنچه خندان که شد پرپر درين صحرا منم

    من که يا رب مي‌شدم سيراب ، از يک جرعه آب
    کشتة لب تشنة بي شير عاشورا منم

    آنکه در دست پدر ، جان داده در ميدان جنگ
    پيش چشم مادر غمديده اش ، تنها منم

    ختم شد با نام من ، طومار اصحاب حسين
    چون به اسناد شهادت ، مختصر امضاء منم

    مي‌رود برني سرم ، تا شام ، همراه رباب
    اصغرم ، با اکبر اما همره و همپا منم

    کس نکشته کودک ششماهه معصوم را
    در شهادت ، يادگار محسن زهرا منم

    قلب ثاراله منم ، ز آن قبر من شد سينه اش
    آنکه دارد مدفني والاتر از والا منم

    هر کسي گريد ( حسانا ) از غم امروز من
    خود رهائي بخش او ، از آتش فردا منم






    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  11. Top | #249

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,629 در 52,442
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞




    زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این

    سخت حیران حسینم چه بود بهتر از این

    من نه خود می روم این ره که کسی می بردم

    خار دامان حسینم چه بود بهتر از این

    قبلتین دل من زینب و عباس شدند

    من مسلمان حسینم چه بود بهتر از این

    نوكران را همه با نام پدر بشناسد

    مست عرفان حسينم چه بود بهتر از اين
    زارو گریان حسینم چه بود بهتر از این

    سخت حیران حسینم چه بود بهتر از این

    من نه خود می روم این ره که کسی می بردم

    خار دامان حسینم چه بود بهتر از این

    قبلتین دل من زینب و عباس شدند

    من مسلمان حسینم چه بود بهتر از این

    نوكران را همه با نام پدر بشناسد

    مست عرفان حسينم چه بود بهتر از اين


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  12. Top | #250

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞



    ای رازدار فاطمه برگرد چاره كن
    آقا بیا كه ما ز غمت گریه می كنیم ‏
    ماه عزاست بر حرمت گریه می كنیم ‏
    شكر خدا كه دل به عزا خانه بار یافت ‏
    ماه بكاست ما به غمت گریه می كنیم ‏
    دل ها برای روز تو آماده می شوند ‏
    ما بهر دیدن علمت گریه می كنیم ‏
    ای خون ما حلال قدومت در این عزا ‏
    خون جای اشك بر قدمت گریه می كنیم ‏
    تا كی غلاف صبر، كند منع ذوالفقار ‏
    هر دم به حسرت دو دمت گریه می كنیم ‏
    می آیی و بدون ملاقات می روی ‏
    آقا به این عبور كمت گریه می كنیم ‏
    خوردی قسم به مادر پهلو شكسته ات
    تا حشر هم به این قسمت گریه می كنیم ‏
    ای رازدار فاطمه برگرد چاره كن ‏
    ما از غم غدیر خمت گریه می كنیم ‏
    دشمن به آل تو چه ستمها روا نمود ‏
    با تو به آل محترمت گریه می كنیم ‏
    از ما حضور عمه ی مظلومه ات بگو ‏
    عمری برای قد خمت گریه می كنیم

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



صفحه 25 از 44 نخستنخست ... 1521222324252627282935 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی