سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 30 از 44 نخستنخست ... 2026272829303132333440 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 291 تا 300 , از مجموع 433

موضوع: ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  1. Top | #291

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    کیست این کز لب دیوار من آویخته زلف
    تاک وش، شیشه به دست، از همه سو ریخته زلف

    کیست این راز پریشانی من در موهاش
    تکیه گاه سر شوریده من بازوهاش

    کیست این عطر غزل می وزد از پیرهنش
    ای صبا مرحمتی کن بشناسان به منش

    این که می خندد و می خواند و می رقصد و مست
    می رود بوی خوش پیرهنش دست به دست

    نازپرداز همه نازفروشان زمین
    ساقی، اما ز همه تشنه لبان تشنه ترین

    نشئه افزای دل و جان خماران مستی ش
    دستگیر همه خسته دلان بی‌دستی‌ش

    کیست این سروقدِ تشنه لبِ مشک به دوش؟
    این‌که بی اوست چراغ شب مستان خاموش ؟

    این‌که آتش لب و دریا دل و مشکین کُلَه است؟
    کیست این شب همه شب ماه شب چارده است؟

    گره واکردن از آن زلف سیه لازم نیست
    حتم دارم که به جز ماه بنی هاشم نیست
    سعید بیابانکی


    امضاء


  2. Top | #292

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar


    تمام حادثه را مادر تو دید






    هفت آسمان حجاب شد و پرده را کشید

    اما تمام حادثه را مادر تو دید



    وقتی غریب دید تو را باورش نشد
    هی چند بار دست به چشمان خود کشید


    باور نداشت مادرِ دریا، حسین او
    تنها عقیق با دو لب تشنه می‌مکید


    با زینبش دوید که: یک لحظه صبر کن
    یک بوسه از گلوی لطیفت دوباره چید


    بارید اشک در پی باران سنگها
    سیلی به روی می‌زد و انگشت می‌گزید


    خون تا محاسنت خبری سرخ برد و بعد
    لبهای پیرهن که به پیشانیت رسید،


    افتاد چشم مادرت ـ ای وای ـ همزمان
    با چشم حرمله به همان نقطه سفید


    با تیر قلب نازک او هم دوباره سوخت
    گویی دوباره داغیِ میخ دری چشید

    قلبت فقط حریم خدا بود و تیر او
    اینبار «یا لطیف» ترین سینه را درید

    غوغا به پا شد و وسط تیر و نیزه‌ها
    تنها صدای ناله و افتادنی شنید


    آمد صدای گام نفسگیر و تیره‌ای
    رنگش پرید و با دل زینب دلش تپید

    با چشم خون گرفته و با چکمه‌ای سیاه
    خنجر کشیده بود و به سمت تو می‌دوید

    شیون کنان زنی لب گودال قتلگاه
    می‌بست رو به منظره چشمان نا امید


    از روی مهربانت اگر شرم کرده بود
    از پشت ظالمانه سرت را چرا برید؟


    با چشم بسته فاطمه فریاد می‌کشید
    ای وای میوه‌ی دل من تشنه شهید


    دیگر ندید جسم تو را زیر پای اسب
    نوری یگانه دید، به الله می‌رسید


    قاسم صرافان





    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  3. Top | #293

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,671
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,697 در 52,464
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    مشک بر دوش به دریا آمد

    همه گفتند که موسی آمد



    نفس آخر ماهی ها بود
    ناگهان بوی مسیحا آمد



    از سر و روی فرات، آهسته
    موج می ریخت که سقا آمد



    او قسم خورده که سقا باشد
    آن زمانی که به دنیا آمد



    دست بر زیر سر آب نبرد
    علقمه بود که بالا آمد



    از کمین گذر نخلستان
    با خبر بود که تنها آمد



    کاش آن تیر نمی آمد، حیف
    از ید حادثه امّا آمد



    انکسار از همه جا می بارید
    از حرم شاه حرم تا آمد



    داشت آماده ی هجرت می شد
    که در این فاصله زهرا آمد



    از دل علقمه زیبا می رفت
    مثل آن لحظه که زیبا آمد

    علی اکبر لطیفیان







    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  4. Top | #294

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee



    حیف شد چشم تان زدند آقا





    ای درود خدا به ساحت تان

    به قد و قامت قیامت تان


    ماه هم پیش تان کم آورده

    کوه می لرزد از صلابت تان

    همه را کشته راه رفتن تان

    همه را کشته این نجابت تان

    مثل یک روز روشن است آقا

    مهربانی شده است عادت تان

    ای سرآغاز تان کرامت محض

    با خودم فکر می کنم نهایت تان....

    راستی یک سئوال ، با خورشید

    از کی آغاز شد رفاقت تان ؟

    تو و خورشید عین هم هستید

    در بلندای قد و قامت تان

    حیف شد چشم تان زدند آقا

    شک نداریم در شهامت تان

    من از اینجا به بعد معذورم

    کاش می شد گذاشت راحت تان

    در لهوف آمده تفاوت داشت ....

    ...با همه نحوه ی شهادت تان

    تو زیارت گهی و آمده اند

    اینهمه تیر به زیارت تان

    گرد و خاکی بلند شد آن روز

    بر سر پرچم و علامت تان

    کاش یک مشت آب می خوردی

    آب شد آب از خجالت تان

    آه ...آقا ...بلند شو آقا

    مادری آمده عیادت تان

    مهدی صفی یاری





    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  5. Top | #295

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,671
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,697 در 52,464
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    بلبلم و زمزمه سر می‌دهم
    از گل روی تو خبر می دهم

    لاله‌ام و بر دل من داغ تست
    هدیه‌ای از خون جگر می‌دهم

    عاشقم و كعبه كوی تو را
    بوسه به دیوار و به در می‌دهم

    شمعم و با هر نفس آتشین
    از تب عشق تو خبر می‌دهم

    ای تو امید دل من یا حسین
    خاك رهت جای به سر می‌دهم

    با نظری گر بنوازی مرا
    جان به تو پاداش نظر می‌دهم

    گر ببریدند یكی دست من
    در ره تو دست دگر می‌دهم

    عاشق حقم من و در راه دوست
    دست و دل و دیده و سر می‌دهم

    نیست عجب گر ز دلم خون چكد
    باغ گلم، لاله تر می‌دهم

    من خجلم، گر كه نیاوردم آب
    از مژه‌ات سیل گهر می‌دهم

    بسكه شوم داغ ز یاد لب
    گرمی خجلت به شرر می‌دهم

    چون كه ترا بنده‌ام، از فرط جاه
    خط غلامی به قدر می‌دهم

    من ز وفاداری و ایثار جان

    درس فتوت به بشر می‌دهم

    طوطی طبع (شفق) خسته را
    از دم جانبخش، شكر می‌دهم

    "بهجتی، محمدحسین" شفق


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  6. Top | #296

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,671
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,697 در 52,464
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    دریـا کشیـد نعـره، صـدا زد مرا بنوش
    غیرت نهیب زد که بـه دریا بگو خموش

    وقـتی کـه آب را بـه روی آب ریـخت
    آمد چو موج در جگر بحر خون به جوش

    گفتـا بــه آب، آب، چـه بی‌غیرتی، برو
    بی‌آبـرو بــه ریـختن آبــرو مکــوش

    آوردمــت بــه نـزد دهان تا بگویمت
    بشنو که العطش رسد از خیمه‌ها به گوش

    بـر کام خشک یوسف زهرا شدی حرام *
    با آنکه خوردن تو حلال است بر وحوش

    تـو مـوج می‌زنـی و علی‌اصغر از عطش *
    گاهی به هوش آید و گاهی رود ز هوش

    از بس کـه « آب، آب » شنیـدم ز تشنگان *
    دیگر نفس به سینه تنگم شده خـروش

    در آب پـا نهـادم و بـر خود زدم نهیب
    گفتم بسـوز از عطش و آب را ننـوش

    بــالله بـوَد ز رشتــه عمـرم عزیزتر
    این بند مشک را که گرفتم به روی دوش

    « میثم » هزار بار اگرت سر ز تن بُرند
    چشم از محبت علی و آل او مپوش



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  7. Top | #297

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,671
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,697 در 52,464
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    دو دست مهربان آن سپیدار
    کنار رود افتادند انگار
    غم آن دست‌ها را منتشر کن
    دوبیتی! دست روی دست مگذار



    علـــم را بـــر زمــیــــن بگـــذارم، اما...
    تـــو را دســـت خـــدا بســپارم، اما...
    به چشمم تیر زد آن قوم، ای عشــق!
    کـــه دســـت از دیـــدنت بردارم، اما...



    تو احساس مرا دریاب ای رود
    لبم را تر نکن از آب ای رود
    تو که دستی نداری تا بیفتد
    به سوی خیمه‌ها بشتاب ای رود



    برادر با برادر دست می‌داد
    برای بار آخر دست می‌داد
    چه احساس قشنگی ظهر آن روز
    به عباس دلاور دست می‌داد



    می من! بادهٔ من! مستی من!
    فدای تو تمام هستی من
    دل چشم انتظار کودکان را
    مبادا بشکند بی دستی من



    به آن گل‌های پرپر بوسه می‌زد
    به روی سینه با هر بوسه، می‌زد
    به قرآن؟ نه، برادر داشت انگار
    به دستان برادر بوسه می‌زد



    به چشمش تیر بود اما نگاهش
    چه رازی داشت با مولا نگاهش؟
    بدون دست می‌گیرد در آغوش
    تمام خیمه‌ها را با نگاهش



    دوبیتی! ناگهان دستان آن ماه…
    گلوگیر است این اندوه جان‌کاه
    رباعی باش و بشکن بغض خود را
    لا حول ولا قوهٔ إلا بالله




    دل تـو تشنه و بی‌تاب می‌رفت
    به لبیک «عمو بشتاب» می‌رفت
    تو دست رود را رد کردی آن روز
    اگــر نــه آبـــروی آب مــی‌رفــــت



    امــام عـشـق را مــاه مـنـیری
    وفــاداران عـالــم را امـــیــــری
    دو دستت گرچه افتادند بر خاک
    به خاک افتادگان را دست گیری



    کسی جز دست تو آب آورش نیست
    کسی سقّـای باغ پرپرش نیست
    دریــغ از او چــرا کــردنــد آن قــــوم
    مگر این آب، مهر مادرش نیست؟



    عطش را با نگاه آورده بودند
    ولی سرشار آه آورده بودند
    تـمـام کودکان تشنه آن روز
    به دست تو پناه آورده بودند



    من از تو شرم دارم دستِ خود را
    تو دادی هم دل و هم دستِ خود را
    عــلــم از دســت تــو افـتـاد امـا
    علــم کــردی به عالم دستِ خود را


    سید حبیب نظاری


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  8. Top | #298

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1390
    شماره عضویت
    1687
    نوشته
    1,326
    تشکر
    2,008
    مورد تشکر
    3,302 در 1,116
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سلام من به محرم
    ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا


    بـه لطـمه‌هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا


    سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش


    بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش


    سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی


    به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی


  9. Top | #299

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سرشک خجلت

    (حضرت حُر)




    عزیز فاطمه! بر درگه عفوت سر آوردم

    گناهی از تمام کوه‎ها سنگین‎تر آوردم

    من آن حُرّم کز اول خویش را سد رهت کردم

    تو را در این زمین بین هزاران لشگر آوردم

    به جای دسته گل با دست خالی آمدم اما

    دلی صد پاره‎تر از لاله‎های پرپر آوردم

    نشد تا از فرات آب آورم از بهر اطفالت

    ولی بر حنجر خشکیده‎ات چشم تَر آوردم

    غبارم کن، به بادم ده مرا، دور سرت گردان

    فدایم کن که در میدان ایثارت سر آوردم

    گرفته جان به کف در محضرت، فرزند دلبندم

    قبولش کن که قربانی برای اصغر آوردم

    سرشک خجلت از چشمم چو باران بر زمین ریزد

    زبان عذرخواهی بر علیّ اکبر آوردم

    همین ساعت که بر من یک نظر از لطف افکندی

    به خود بالیدم و مانند فطرس پر بر آوردم

    بده اذنم که خم گردم، ببوسم دست عبّاست

    که روی عجز بر آن یادگار حیدر آوردم

    چه غم گر جرم من از کوه سنگین تَر بُوَد میثم

    که سر بر آستان عترت پیغمبر آوردم
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  10. Top | #300

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    جاده و اسب مهیاست،بیا تا برویم
    کربلا منتظر ماست بیا تا برویم

    ایستاده ست به تفسیر قیامت زینب
    آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

    خاک -درخون خدا - می شکفد می بالد
    آسمان،غرق تماشاست بیا تا برویم

    تیغ - درمعرکه - می افتد و بر می خیزد
    رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم

    از سراشیبی تردید اگر بر گردیم
    عرش،زیر قدم ماست بیا تا برویم

    دست عباس، به خونخواهی آب آمده است
    آتش معرکه برپاست بیا تا برویم

    زره از موج بپوشیم و ردا از طوفان
    راه ما، از دل دریاست بیا تا برویم

    کاش،ای کاش! که دنیای عطش می فهمید
    آب، مهریۀ زهراست بیا تا برویم

    چیزی از راه نمانده ست چرا برگردیم
    آخر راه، همین جاست بیا تا برویم

    فرصتی باشد اگر - باز درین آمد و رفت -
    تا همین امشب و فرداست بیا تا برویم


    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



صفحه 30 از 44 نخستنخست ... 2026272829303132333440 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی