سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 32 از 44 نخستنخست ... 2228293031323334353642 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 311 تا 320 , از مجموع 433

موضوع: ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  1. Top | #311

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2315
    نوشته
    631
    تشکر
    1,379
    مورد تشکر
    2,091 در 597
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    قافله رفته بود و من بيهوش روي شن زارهاي تفتيده
    ماه با هر ستاره اي مي گفت:
    بي صدا باش!تازه خوابيده

    قافله رفته بود و در خوابم
    عطر شهر مدينه پيچيده
    خواب ديدم پدر ز باغ فدك
    سيب سرخي براي من چيده
    قافله رفته بود ومن بي جان
    پشت يك بوته خار خشكيده
    بر وجودم سياهي صحرا
    بذر ترس و هراس پاشيده
    قافله رفته بود و من تنها
    مضطرب،ناتوان ز فريادي
    ماه گفت:اي رقيه چيزي نيست
    خواب بودي ز ناقه افتادي
    قافله رفته بودودلتنگي
    قلب من را دوباره رنجانده
    باد در گوش ماه ديدم گفت:
    طفلكي باز هم كه جامانده
    قافله رفته بودو تاول ها
    مانعي در دويدنم بودند
    خستگي،تشنگي،تب بالا
    سد راه رسيدنم بودند
    قافله رفته بودو مي ديدم
    مي رسد يك غريبه ازآن دور
    ديدمش-سايه اي هلالي شكل-
    چهره اش محو هاله ای از نور
    ازنفس هاي تندو بي وقفه
    وحشت و اضطراب حاكي بود
    ديدم او را زني كه تنها بود
    چادرش مثل عمه خاكي بود
    بغض راه گلوي من را بست
    گفتمش من يتيم و تنهايم
    بغض زن زودتر شكست وگفت:
    دخترم،مادر تو زهرايم




    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی


  2. Top | #312

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض

    قرآن بخوان از روی نیزه دلبرانه
    یاسین و الرحمان بخوان پیغمبرانه

    قرآن بخوان تا خون سرخت پا بگیرد
    هم چون درخت روشنی در هر کرانه

    باید بلرزانی وجود کوفیان را
    قرآن بخوان با آن شکوه حیدرانه

    خورشید زینب شام را هم زیر و رو کن
    قرآن بخوان با لهجه ای روشنگرانه

    کوثر بخوان تا رود رود این جا ببارم
    در حسرت پلک کبودت خواهرانه

    قرآن بخوان شاید که این چشمان هرزه
    خیره نگردد سوی ما خیره سرانه

    اما چه تکریمی شد از لب های قاری
    تشت طلا و بوسه های خیزرانه

    گل داده از اعجاز لب های تو امشب
    این چوب خشک اما چرا نیلوفرانه

    در حسرت لب های خشکت آب می‌شد
    ریحانه ات با التماسی دخترانه

    آن شب که می‌بوسید چشمت را سه ساله
    خم شد ز داغت نیزه هم ناباورانه

    از داغ تو قلب تنور آتش گرفته
    تا صبح با غمناله هایی مادرانه

    یوسف رحیمی

    امضاء




  3. تشكرها 4


  4. Top | #313

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    سینه سوز داغ آل مصطفی (ص)
    بشنو از من ترجمان کربلا
    کربلا یعنی حدیث عشق ناب
    تشنگی اما میان شط آب
    کربلا یعنی همه عشق و جنون
    غوطه خوردن در میان شط خون
    کربلا یعنی که سرمستی ز می
    راس خونین رفته بر بالای نی
    کربلا یعنی نوای بی نوا
    بر سر نی نغمه ی قالوا بلی
    کربلا یعنی که باغی سوخته
    تیر کین حلقی به دستی دوخته
    کربلا عشق است عشقی بی دغل
    سر به راس نیزه اما از بغل
    کربلا یعنی که دانشگاه عشق
    پای بر خار مغیلان تا دمشق
    کربلا یعنی سری در طشت زر
    آیه های وحی را خواندن ز بر
    کربلا یعنی که طفلی بی فدک
    پای تا سر گشته نیلی از کتک
    کربلا یعنی که از بالای زین
    با تن پر تیر نقش بر زمین
    کربلا یعنی که سربازی رشید
    اربا اربا گشته از ظلم یزید
    کربلا یعنی سری خاکستری
    پیش چشم اشک ریز خواهری
    کربلا یعنی حسین سر جدا
    کربلا یعنی ندیدن جز خدا




  5. تشكرها 6


  6. Top | #314

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    کربلا یعنی که می گردد کباب
    پیکری بی سر میان آفتاب

    کربلا یعنی که از ظلم شرور
    راس مظلومی شدن اندر تنور

    کربلا یعنی به روی شیر خوار
    آب می بندند قومی نابکار

    کربلا یعنی که اندر بزم شام
    بشکند با چوب دندان امام

    کربلا یعنی که اندر قتلگاه
    رگ به جای گونه گردد بوسه گاه

    ضرب سیلی ، گونه نیلی ، چشم زار
    کربلا یعنی دویدن روی خار

    کربلا یعنی ستم یعنی جفا
    شاه دین را سر بریدن از قفا

    کربلا یعنی میان کوچه ها
    طعنه بشنیدن ز جمعی بی حیا

    کربلا یعنی که از بالای بام
    سنگ باریدن بر اطفال امام

    بر سر نی سر اگر قاری شود
    کار خواهر پای نی ، زاری شود

    کربلا یعنی به جان خواهرت
    نزد دختر آی ، بابا با سرت

    کربلا یعنی که دندان ، دست شو
    کودکی سیراب کن ، سرمست شو

    کربلا یعنی سرا پا رنج و غم
    کربلا یعنی همه ظلم و ستم

    کربلا یعنی همه غارتگری
    غارت گهواره و انگشتری

    کاف یعنی کشته ی راه خدا
    راء رد خون به زیر نیزه ها

    باء یعنی بارش سنگ جفا
    لام یعنی لاله های سرجدا

    آ،نشان آه و درد و ماتم است
    گر بمیرد شیعه از این غم کم است
    ----


  7. تشكرها 6


  8. Top | #315

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    ----
    ظهر بود اما غروبی غمزده
    کودکان آنجا همه ماتم زده
    کودکی گریان ز هجران عمو
    وان دگر با عمه گرم گفتگو
    عمه جان با ما بگو اکبر کجاست
    گاهواره خالی است اصغر کجاست
    عمه جان پس جسم بابایم کجاست
    پس چرا راسش به روی نیزه هاست
    عمه جان عمو نیامد آب کو
    شب شده با ما بگو مهتاب کو
    کربلا یعنی،چه گوید در جواب
    تا که طفلان را کند اینک مجاب
    چشم زینب چشمه سار خون شده
    چشمه گفتم نه بگو جیحون شده
    شیر مرد است او نگو دختر به او
    زینب است اما بگو حیدر به او
    اسوه صبر است و باشد بی بدیل
    گفت: من نادیده ام غیر از جمیل




  9. تشكرها 6


  10. Top | #316

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض




    توراآورده ام اینجا که مهمان خودم باشی
    شب آخرروي زلف پریشان خودم باشی

    من ازتاریکی شب هاي این ویرانه می ترسم
    توراآورده ام خورشید تابان خودم باشی

    فراقت گرچه نابینام کرده بازمی ارزد
    که یوسف باشی ودرراه کنعان خودم باشی

    پدرنزدیک بودامشب کنیزخانه اي باشم
    به توحق می دهم پاره گریبان خودم باشی

    اگرچه عمه دلتنگ است اماعمه هم راضی ست
    که تواین چندساعت رابه دامان خودم باشی

    ازاین پنجاه سال توسه سالش قسمت ما شد
    یک امشب رانمیخواهی پدرجان خودم باشی

    سرت افتادودستی ازمحاسن ها بلندت کرد
    بیاخب میهمان کنج ویران خودم باشی

    سرت را وقت قرآن خواندنت برطشت کوبیدند
    توبایدبعدازاین قاري قرآن خودم باشی

    کنارتوکه ازانگشتروخلخال صحبت کرد
    فقط می خواستم امشب پریشان خودم باشی


    امضاء




  11. تشكرها 4


  12. Top | #317

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    تاریخ عضویت
    آبان 1390
    شماره عضویت
    1938
    نوشته
    11,533
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    تشکر
    114,344
    مورد تشکر
    42,035 در 11,159
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض



    ای واااااااااااای!!!:




    نقل قول نوشته اصلی توسط کنیز فاطمه(سلام الله علیها) نمایش پست ها




    کربلا یعنی که می گردد کباب
    پیکری بی سر میان آفتاب



    کربلا یعنی که از ظلم شرور
    راس مظلومی شدن اندر تنور


    کربلا یعنی به روی شیر خوار
    آب می بندند قومی نابکار


    کربلا یعنی که اندر بزم شام
    بشکند با چوب دندان امام


    کربلا یعنی که اندر قتلگاه
    رگ به جای گونه گردد بوسه گاه


    ضرب سیلی ، گونه نیلی ، چشم زار
    کربلا یعنی دویدن روی خار


    کربلا یعنی ستم یعنی جفا
    شاه دین را سر بریدن از قفا


    کربلا یعنی میان کوچه ها
    طعنه بشنیدن ز جمعی بی حیا


    کربلا یعنی که از بالای بام
    سنگ باریدن بر اطفال امام


    بر سر نی سر اگر قاری شود
    کار خواهر پای نی ، زاری شود


    کربلا یعنی به جان خواهرت
    نزد دختر آی ، بابا با سرت


    کربلا یعنی که دندان ، دست شو
    کودکی سیراب کن ، سرمست شو


    کربلا یعنی سرا پا رنج و غم
    کربلا یعنی همه ظلم و ستم


    کربلا یعنی همه غارتگری
    غارت گهواره و انگشتری


    کاف یعنی کشته ی راه خدا
    راء رد خون به زیر نیزه ها


    باء یعنی بارش سنگ جفا
    لام یعنی لاله های سرجدا


    آ،نشان آه و درد و ماتم است
    گر بمیرد شیعه از این غم کم است



    امضاء

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif



  13. Top | #318

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    شماره عضویت
    1766
    نوشته
    1,160
    تشکر
    26,932
    مورد تشکر
    6,673 در 1,742
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    به گلویی گریان


    که سوخت

    تشنه

    باگریه هایی بابا

    میسوزی فرات

    میسوزی...

    یه علمی تا اسمان

    ماهی تشنه به اب

    عطش های بلا...

    فرات

    کرب ...وبلا بر سرت ای ا ب

    یک جرعه اب

    یک دشت خون

    یک مشک اب

    یک شط خون

    برگرد

    فرات

    گلوی بریده

    اب نمی خواهد..



    امضاء


  14. Top | #319

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1390
    شماره عضویت
    1766
    نوشته
    1,160
    تشکر
    26,932
    مورد تشکر
    6,673 در 1,742
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    فرزند حسین بن علی، تاب نداشت

    در فکر عطش بود و علی خواب نداشت

    از هرم عطش، لبان اصغر می سوخت
    رنگی به رخش، نوگل ارباب نداشت

    لبخند به رخسار پدر می زد وبعد
    دریای لبانش به خدا، آب نداشت

    حلقوم ظریف، نازک طفل رضیع
    سهمی به جز از سه شعبه ناب نداشت

    گهواره شده خالی و لالایی نیست
    جز دیده پر ستاره ،ارباب نداشت

    این هم سند غریبی ثارالله
    بیچاره رُبابش، دُر نایاب نداشت




    امضاء


  15. Top | #320

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    شماره عضویت
    4070
    نوشته
    40
    تشکر
    60
    مورد تشکر
    304 در 53
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    فریاد بزن که کربلا ماتم نیست
    میراث حسین، درد و داغ و غم نیست

    جان مایه نهضت حسینی این است:
    هر کس که به ظلم تن دهد، آدم نیست



    امضاء









صفحه 32 از 44 نخستنخست ... 2228293031323334353642 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی