سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 33 از 44 نخستنخست ... 2329303132333435363743 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 321 تا 330 , از مجموع 433

موضوع: ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  1. Top | #321

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    وقتی که می رفتند دنیا گریه میکرد
    شهر مدینه مثل زهرا گریه میکرد


    وقتی که می رفتند پشت پای آنها
    چشمان جبرائیل حتی گریه میکرد


    پائین پای ناقه مریم گریه میکرد
    دورِ سر گهواره عیسی گریه میکرد


    این است آن داغ عظیمی که برایش
    حتی میان تشت یحیی گریه میکرد


    این است زینب بانویی که زیر پایش
    زانوی لرزه دار سقا گریه میکرد


    بوسید اکبر دستهای مادرش را
    در زیر چادر، ام لیلا گریه میکرد


    بر روی دامن مادری در گوش طفلش
    آهسته تا میگفت لالا گریه میکرد


    یک کاروان گریه شد وقتی رقیه
    با گفتن بابا، بابا گریه میکرد


    در زیر پای محمل مستوره عشق
    منزل به منزل ریگ صحرا گریه میکرد


    وقتی که میرفتند عالم سینه میزد
    وقتی که میرفتند دنیا گریه میکرد



    علی اکبر لطیفیان



    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


  2. Top | #322

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    بساط روضه




    آقا چه شد كه حج شما نيمه كاره ماند
    شبهاي شهر مكه چرا بي ستاره ماند


    بار سفر مبند، دلم شور مي زند
    گويا قيامت است،مَلك صور مي زند


    من خواب ديده ام، سرتان را به ني زدند
    گرگان تشنه، زوزه كشان لب به مِي زدند


    ديدم نسيم شانه به گيسوت مي زند
    مَرهم به زخم گوشه ي ابروت مي زند


    ديدم تو را به نيزه شه ميگسارها
    هو مي كشند دوروبرت ني سوارها


    آقاي من،شما كه مسيح عشيره اي
    در كوفه متهم به گناهي كبيره اي


    اينجا بمان كه حرمت كعبه تويي حسين
    آقا مرو، كه عزت كعبه تويي حسين


    ديدم كه حاجيان منا لنگ مي زدند
    شيطان پرست ها به خدا سنگ مي زدند


    حالا كه مي روي سفري پرخطر حسين
    پس لااقل سه ساله ي خود را مبر حسين


    پاشيدم آب پشت سر محمل رباب
    با ظرف اشك ديده ي خونين جگر حسين


    فكري به حالِ روز مباداي ايل كن

    چندين قواره چادر ديگر بخر حسين


    اين ساربان به درد مسيرت نمي خورد
    يك ساربان اهل نظر را ببر حسين


    او نقشه ها كشيده كه دور وبر شماست
    چشمش مدام خيره به انگشتر شماست


    با بردنش نمك به جگر مي خورد حسين
    شش ماهه ي تو زود نظر مي خورد حسين


    با اينكه مست ذكر خوش يارب توأم
    اما هنوز مضطرب زينب توأم


    يعقوب چشم آينه ها پير مي شود
    اين شهر بي حضور تو دلگير مي شود


    دارد ز ديده قافله ات دور مي شود
    كم كم بساط روضه ي ما جور مي شود



    وحید قاسمی






    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


  3. Top | #323

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    باز این چه شورش است که در خلق عالم است
    باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

    باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
    بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

    این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
    کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

    گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
    کاشوب در تمامی ذرات عالم است

    گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
    این رستخیز عام که نامش محرم است

    در بارگاه قدس که جای ملال نیست
    سرهای قدسیان همه بر زانو یغماست

    جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
    گویا عزای اشرف اولاد آدم است

    خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
    پرورده ی کنار رسول خدا، حسین



    امضاء





  4. Top | #324

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,707 در 52,470
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    وقتی که آمدی به برم نو ر دیده ام
    گفتم که بازهم نکند خواب دیده ام

    بابا منم شکوفه سیب سه ساله ات
    حالا ببین چه سرخ و سیاه و رسیده ام

    خیلی میان راه اذیت شدم ولی
    رنج سفر به شوق وصالت کشیده ام

    اینرا بدان که بین تو و تازیانه ها
    نام تو را به قیمت سیلی خریده ام

    در بین این مسیر پر از غصه بارها
    از آسمان ناقه چو باران چکیده ام

    پایم سرم تمام تنم درد می کند
    از بس که زجر در دل صحرا کشیده ام

    کم سو شده دو چشم من از ضربه های او
    حتی به زور صوت رسا را شنیده ام

    از راه رفتنم تعجب نکن که من
    طعم بد شکستن پهلو چشیده ام

    پاهای من همه پر طاول شده ببین
    خیلی به روی خار بیابان دویده ام

    چادر ز عمه قرض گرفتم که زیر آن
    پنهان کنم ز روی تو گوش دریده ام

    بشنو تمام خواهش این پیر کودکت
    من را ببر که جان تو دیگر بریده ام




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  5. Top | #325

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2488
    نوشته
    4,900
    صلوات
    323
    دلنوشته
    2
    تشکر
    1,971
    مورد تشکر
    6,200 در 2,967
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    زبان حال عباس با شمر در رد امان نامه

    تبت یداک یا عدوالله(2) ایمان من حسین است(2)

    تبت یداک یا عدوالله (2) جانان من حسین است (2)





    ببریده باد ای خصم دستهایت شرمی نداری آخراز خدایت

    گیرد الهی مادرت عزایت درقعرآتش، حق نهاده جایت ایمان من حسین است(2)


    لعنت به آن خط امانت ای خصم ببریده بادا این زبانت ای خصم


    تیغم بگیرد ازتو جانت ای خصم / دوزخ بود دوزخ مکانت ای خصم / انان من حسین است (2)


    ذکر ابالفضل علی چنین است حب الحسین شرط قبول دین است





    مولای من محبوب مومنین است نامش پناه جمله عالمین است ایمان من حسین است(2)


    آب آفرین عالم وحود است محبوب عرش حضرت ودود است

    خیل ملک برحضرتش جنود است / درپیکرم عشقش چوتارو پود است / جانان من حسین است (2)


    گرکه حسین مهمانتان نمود ید بس نامه بهراو نوشته بودید


    ازچه براوشمشیرکین گشودید؟ آیا همه خواهان او نبودید؟ ایمان من حسین است(2)


    ای کوفیان الحق که بد سرشتید الگوی مکر و کفر و کار زشتید


    بهرحسین بس نامه ها نوشتید با نقض پیمان طالب بهشتید؟ جانان من حسین است(2)


    فرزند زهرا را به کوفه خواندید او را به سوی کربلا کشاندید


    اشک غریبی بر رخش فشاندید اهل وعیالش در بلا نشاندید ایمان من حسین است(2)


    برخیمه گاهش آب ازچه بستید؟ پیمان خود با او چرا شکستید؟


    سر رشته عهد و وفا گسستید هرسوبه قصد جان او نشستید جانان من حسین است(2)






    امضاء
    سخت است حرفت را نفهمند،

    سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

    حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

    وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

    اشتباهی هم فهمیده اند.


  6. Top | #326

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    دوباره ضربه ی سیلی نشست بر رویی

    به تازیانه کشیدند باز ، بازویی

    اگر چه هیچ دری وا نشد،ولی آن روز

    به جای میخ به نیزه زدند ،پهلویی

    شنیده ایم که یک عصر پای یک خیمه

    به دست باد پریشان شده است ،گیسویی

    شنیده ایم که یک ظهر روی یک نیزه

    بدون آب جوانه زده است ،شب بویی

    و ماجرا که به اینجای کار ختم نشد

    چقدر زخم زبانها شنید ،بانویی

    تمام دغدغه ی من زماجرا این است

    که خم نگشت در آن روز هیچ ابرویی

    نادر حسینی




  7. Top | #327

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,680
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,586
    مورد تشکر
    24,504 در 7,125
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    به بازار عـمـل با دست خالـی

    من و مهر تو ای مولی المَوالی


    مپرس از من که بودم یا که هستم

    گــنهکـارم ولـی دل بـر تـو بسـتم


    اگــر باشـد گــنـاه عـالَمـیـنـم

    چه غم دارم که غمخوار حسینم


    مسلمـانان حسـین ، مـادر ندارد

    غریب است و کسی بر سر ندارد


    ز جـور سـاربـان بـی مـروت

    دگر انگشت و انگشتر ندارد


    چرا رگ های او پر خاک گشته

    مگـر در کــربـلا خـواهـر ندارد


    چرا بر سینه اش دشمن نشسته
    مگــر تـنـهــا شـده ، یـاور نـدارد


    « مگر در کربلا خواهر ندارد »












    امضاء



  8. Top | #328

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    به پیش چشم پدر ناگهان پسر افتاد

    همینکه خورد پسر بر زمین پدر افتاد

    رسید هلهله و خنده ها به گوش حسین

    میان معرکه آقا به درد سر افتاد

    مگر که قول ندادی عصایِ من باشی؟

    بلند شو پدر ِ پیرت از کمر افتاد

    نگاه کن علی اکبر دمی به سمتِ حرم

    ببین به عمه که چشمانِ خیره سر افتاد

    تو نخل بودی و دستی به پیکرت که زدم

    ز شاخه های تمام تنت ثمر افتاد

    الا شبابِ بنی هاشم از حرم آئید

    که زانوانِ حسین از توان دگر افتاد

    خبر رسید به خیمه که ارباً اربا شد

    خبر رسید که لیلا از این خبر افتاد



    امضاء


  9. Top | #329

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تیغ و تُرنج



    کاروان بهشتیان آمد
    کربلا میهمان نوازی کن
    متبّرک شدی به عطر حسین
    برترین خاک؛ سرفرازی کن
    **
    کربلا دجله را خبر کن زود
    قافله با شتاب آمده است
    تکّه ای ابر سایبان بفرست
    شیر خوار رُباب آمده است
    **
    یاد تیغ و تُرنج افتادی
    به تو حق میدهم که حیرانی
    قد و بالای دیدنی دارد
    علی اکبر است می دانی
    **
    بوی شهر مدینه را حس کن
    این دو آئینه ی سخا هستند
    مثل من بُغض کرده ای آری
    یادگاران مجتبی هستند
    **
    مثل پروانه گرد اربابت
    نوجوانان زینب کبری
    بهترین هدیه شد برای حسین
    لب خندان زینب کبری
    **
    از فرات خودت بگو قدری
    ساقی این خیام عباس است
    آب سرد و خنک به او برسان
    چون به قولی که داده حسّاس است
    **
    کربلا زینب است این بانو
    عزتّش را مگر نمی بینی
    هی نگو دشت از چه میلرزد
    هیبتش را مگر نمی بینی
    **
    داغدار قبیله آمده است
    اشک و خون دارد او به دیده هنوز
    کربلا زود سر به زیر انداز
    سایه اش را کسی ندیده هنوز


    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



    وحید قاسمی







    امضاء


  10. Top | #330

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    به التماس بگویم...



    در این دیار هوای نفس کشیدن نیست
    برای هیچ پری فرصت پریدن نیست
    خدا به داد دل لاله های تو برسد
    به ذهن این همه گل چین به غیر چیدن نیست
    هزار سرو روان در پی ات روانه شدند
    بلند قامتشان حیف قد خمیدن نیست!
    در این کویر خود ساقی؛ آب می گردد
    برای نو گل تو وقت قد کشیدن نیست
    لطیف تر ز گل یاس کودکان توأند
    که حقشان به دل خارها دویدن نیست

    به التماس بگویم بیا که بر گردیم
    دل لطیف مرا تاب زخم دیدن نیست

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    محسن عرب خالقی


    امضاء


صفحه 33 از 44 نخستنخست ... 2329303132333435363743 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی