۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞
صفحه 34 از 44 نخستنخست ... 24303132333435363738 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 331 تا 340 , از مجموع 433
  1. #331
    عضو صمیمی
    فاتح خیبر آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1391
    نوشته : 438      تشکر : 799
    1,710 در 456 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    فاتح خیبر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    جعد مشکین طره عنبر گشا دارد حسین
    حُسن یکتا را ببین زلف دو تا دارد حسین


    شورش امکان اگر طرح محیط دهر ریخت
    بر دو عالم سایه بال هما دارد حسین

    نیست بی عشق حسینی ذره ای در ذات دهر
    در حقیقت تکیه بر ارض و سما دارد حسین

    می کند هر قطره اش ایجاد گلزار شهید
    دست همت بر سر شاه و گدا دارد حسین

    ای طبیعت مردگان غوغای محشر بر کنید
    چون به خاک قربتش آب شفا دارد حسین

    جنس مردان خدا را از شهادت باک نیست
    در کف پای جنون رنگ حنا دارد حسین

    خیمه هل من معین را لشکر امداد کو؟
    تا قیامت برکف بانگ رسا دارد حسین

    عالم از اوغوطه در طوفان خون خواهد زدن
    بحر اگر توفد به وسع دیده جا دارد حسین

    سیر این وادی نما در خویشتن گر عارفی
    خویشتن هم زانکه شوق کربلا دارد حسین

    "احمد" از خُمخانه شاه شهیدان مست شد
    بی دلان عشق را زیرا هوا دارد حسین
    "احمد عزیزی"


    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞
    «بسم الله الرحمن الرحیم»
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...1493393015.jpg
    تعجیل در فرج آقامون امام زمان و سلامتی و طول عمر رهبر فرزانه و عزیز انقلاب امام خامنه ایصلوات:
    ""اللهم صلّی علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم""



  2. تشكرها 5


  3. #332
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آری شده برپا به قیامت ، یکبار دگر هیئت عبّاس


    « بسم رب العباس (علیه السلام) »




    اذا زلزلت الارض زمین محشر عظمی ست،


    چه شوری ست ، چه غوغاست ؛


    از این حال زمین لرزه به دلهاست


    نه پستی ، نه بلندی وَ نه دریاست!


    رسیده ست همان روز قیامت ، همان لحظه موعود؛


    که فرمود خدا : زود رسد زود...


    خلایق همه در حال فرارند وَ بی تاب و قرارند


    آرام ندارند ؛ که این روز ، همان روز حساب است


    همان روز سوال است و جواب است ،


    که مردم ، همه اینگونه پریش اند


    نه در فکر پسر یا پدر و مادر و فرزند ، همه در پی خویشند


    و مردم همگی مست ، همه بی خود و مدهوش


    که ناگاه رسید از سوی حق نغمه چاووش


    الا اهل قیامت همه ساکت و سرها همه پایین


    و ای جمله خلایق همه خاموش ، شده گوش


    سراسر همه ی عرصه ی محشر ، پر از آیه ی کوثر


    ملائک همه در شور ،


    غزل خوان ، همه سرمستِ شمیم گل حیدر ،گل یاس پیمبر(صلی الله)


    چه حالی است ؟ خبر چیست ؟ مگر کیست ، قدم رنجه نموده ست به محشر؟


    یگانه گهر حضرت داور


    الله ُ اکبر ،‌ اللهُ اکبر !


    یا حضرت زهرا (سلام الله علیها) ، صدیقه اطهر


    ملائک همگی بال گشودند


    و فرش قدم مادر سادات نمودند


    آری خبر این است : امید همه آمد


    جبریل صدا زد که : خلایق ، انگیزه خلق دو جهان فاطمه(سلام الله علیها) آمد


    و مبهوت جلالش همه ی ناس


    پیچید به محشر ، همه جا عطر گل یاس


    زهراست و آن وعده شیرین شفاعت ؛


    بر چشم ترش اشک نشسته ست چو الماس


    بر دست کبودش ، اسباب شفاعت ، همان دست جدا از تن عبّاس(علیه السلام)


    و زهرا (سلام الله علیها) شده گریان ابالفضل(علیه السلام)


    همه گریه کن و نوحه سرای غمِ چشمان ابالفضل(علیه السلام)


    مردم همه ساکت همه مبهوت و حیران ابالفضل(علیه السلام)


    که این فاطمه(سلام الله علیها) ابر کرم و رحمت و عشق است


    که از او شده جاری به لبِ خشک زمین بارش باران ابالفضل(علیه السلام)


    ناگاه همه از دهن یاس شنیدند:


    « الله ، قسم میدهمت جان ابالفضل


    سوگند تو را حق دو دستان ابالفضل


    بر فاطمه ات بار اِلها تو ببخشا


    هرکس که زده دست به دامان ابالفضل »


    و یاران ابالفضل همگی مات ، از هیبت عبّاس(علیه السلام)


    انگار نه انگار که این روز حساب است؛


    یکبار دگر روضه و گریه ،یکبار دگر سینه زنی، غربت عبّاس(علیه السلام)


    زهراست کند نوحه سرایی،


    آری شده برپا به قیامت ، یکبار دگر هیئت عبّاس(علیه السلام) !!


    عبّاس(علیه السلام) همانی که قتیل العبرات است


    هر قطره ی مشکش ، آبی ز حیات است


    شرمنده ز شرمندگیَش ، آب فرات است


    با گریه ی زهرا(سلام الله علیها) ،‌ دیدند ملائک همگی اشک خدا ریخت


    با نام ابالفضل(علیه السلام) وَ دستان شفیعش، ترس از جگر اهل ولا ریخت


    ناگاه در آن حالِ پریشانِ دلِ مادر سادات


    آمد ز سوی حضرت موعود ندایی : که زهرا تو همه کاره ی مایی !


    تا باز به چشم همه ی خصم رود خار


    تا باز ببینند همه وعده ی دادار


    تا کور شود هر که به دنیا ز حسد کرد ، حق تو و فرزند تو را ضایع و انکار


    بخشم به تو هرکس که توئه فاطمه گویی


    ای شیر زن حیدر کرار ،


    خود دانی و چشمی که شده خیس ،به اندازه ی بال مگسی ، بهر علمدار !


    از وصف چنین قصه به محشر ، یکپارچه در شورم و شینم


    یکپارچه سرمست غرورم ، من گریه کن شیر زن شیر حنینم


    بی خود شدم از خود و چنین نعره کشیدم


    الله ، الله ، الله منِ زار ،‌


    مست و خراب علمدار حسینم




    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞


  4. #333
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    اگر بیمار شد کس گل برایش می برند و من ....



    دوباره از سقيفه دست آن ظالم برون آمد
    كه مثل مادرم زهرا ز سيلى پاره شد گوشم

    من آن شمعم كه آتش بس كه آبم كرد، خاموشم
    همه كردند غير از چند پروانه ، فراموشم

    اگر بيمار شد كس گل برايش مى برند و من
    به جاى دسته گل باشد سر بابا در آغوشم

    پس از قتل تو اى لب تشنه آب آزاد شد بر ما
    شرار آتش است اين آب بر كامم ، نمى نوشم

    تو را بر بوريا پوشند و جسم من كفن گردد
    به جان مادرت هرگز كفن بر تن نمى پوشم


    دوباره از سقيفه دست آن ظالم برون آمد
    به ضرب تازيانه ، قاتلت مى كرد خاموشم

    فراق يار و سنگ اهل شام ، و خنده دشمن
    من آخر كودكم ، اين كوه سنگين است بر دوشم

    نگاه نافذت با هستى ام امشب كند بازى
    گه از تن مى ستاند جان ، گه از سر مى برد هوشم

    بود دور از كرامت گر نگيرم دست ((ميثم )) را
    غلام خويش را، گر چه گنهكار است ، نفروشم
    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  5. تشكرها 4

    مانیل (29-08-1391), نرگس منتظر (30-08-1391), یاس بهشتی (29-08-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-08-1391)

  6. #334
    عضو ماندگار
    محب المهدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 631      تشکر : 1,379
    2,091 در 597 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب المهدی آنلاین نیست.

    پیش فرض









    جبرئیل امین خادم ودربان رقیه

    گرديد فلك و اله و حيران رقيه
    گشته خجل او از رخ تابان رقيه

    آن زهره جيينى كه شد از مصدر عزت
    جبريل امين خادم و دربان رقيه

    هم وحش و طيور و ملك و عالم و آدم
    هستند همه ريزه خور خوان رقيه

    خواهى كه شود مشكلت اندر دو جهان حل
    دست طلب انداز به دامان رقيه

    جن و ملك و عالم و آدم همه يكسر
    هستند سر سفره احسان رقيه

    كو ملك يزيد و چه شد آن حشمت و جاهش
    اما بنگر مرتبت و شان رقيه

    يك شب ز فراق پدرش گشت پريشان
    عالم شده امروز پريشان رقيه

    ديدى كه چسان كند ز بن كاخ ستم را
    در نيمه شب آن دل سوزان رقيه

    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

    http://www.ayehayeentezar.com/signat...gpic2315_1.gif



    اگر با دیگرانش بود میلی*****
    چرا ظرف مرا بشکست لیلی

  7. تشكرها 4

    مانیل (29-08-1391), نرگس منتظر (30-08-1391), یاس بهشتی (29-08-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (29-08-1391)

  8. #335
    عضو خودماني
    مانیل آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1391
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    نوشته : 1,041      تشکر : 13,000
    6,828 در 1,311 پست تشکر شده
    وبلاگ : 4
    دریافت : 0      آپلود : 0
    مانیل آنلاین نیست.

    پیش فرض






    یا حضرت علی اصغر(ع)

    اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است

    يعني تمام شعرم اسير دو راهي است

    این واژه های تب زده غرق تلاطم اند
    در های و هوی تشنگی و العطش گم اند

    باید ز هرم آه دلی شعله ور کنیم
    با چلچراغ اشک شبی را سحر کنیم

    باید دخیل دل به پر جبرئیل بست
    آری به قلب معرکه باید سفر کنیم

    پس از کدام حادثه باید شروع کرد
    پس از کدام واقعه صرف نظر کنیم

    ميدان پر از صداي کف و طبل و هلهله است
    خيمه اسیر شیون و آشوب و ولوله است

    آرام دیده‌ي تری از دست می رود
    صبر و قرار مادری از دست می رود

    بی‌تاب می شود ز تلظی اصغرش
    با دیدن کبودی لب های پرپرش

    در مشک های تشنه نَمی هم نمانده است
    آبی به غیر اشک دمادم نمانده است

    این اشکهای سر زده خواهی نخواهی است
    بانوی دل شکسته اسیر دو راهی است

    ماتم گرفته کودکش آخر چه می‌شود
    لب‌های خشک سوره‌ي کوثر چه می‌شود

    یک جرعه آب گرچه دگر در خیام نیست
    او را توان خواهش آب از امام نیست

    با دست عمه هر گره ای باز می شود
    قلب علی هوائیِ پرواز می شود

    تا عرش دست های پدر پر کشیده تا ...
    تا قلّه‌ي های عشق و شهادت رسیده تا...

    محشر به پا کند همه جا با صدای خود
    این بار با صدای رجز گریه های خود

    اما سپاه کوفه جوابش شنيدني است
    تصوير آب دادن اين غنچه ديدني است

    چشمان تير محو سيپيدي حنجرش
    رحمی کند خدا به دل خون مادرش

    ای وای التهاب سه شعبه چه می کند؟
    با اين گلو شتاب سه شعبه چه مي کند؟

    تيري که روي دست پدر کرد پرپرش
    حالا دخيل بسته به رگهاي حنجرش

    اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است
    حالا امام خسته اسير دو راهي است

    اين گونه عاقبت پسر از دست مي رود
    بيرون کشد سه شعبه سر از دست مي رود

    «يک گام رو به پيش و يکي رو به پس رود
    حالا مردد است به سوي چه کس رود»

    دیده میان قلب حرم اضطراب را
    ديده کنار خيمه غروب رباب را

    ديدند پشت خيمه پدر قبر مي‌کند
    قبري براي اين دل بي صبر مي‌کند

    اما چگونه خاک بريزد بر این گلو
    بر چشمهاي بي رمق و نيمه باز او

    بهتر که پشت خيمه اي آرام خفته است
    بهتر که راز جسم نحيفش نهفته است

    بر ساحت تنش که جسارت نمي شود
    اعضاش عصر واقعه غارت نمي شود

    ديگر به شام شوم تماشا نمي‌رود
    ديگر سرش به نيزه‌ي اعدا نمي‌رود

    تا شام و کوفه همسفر آفتاب نيست
    بر نيزه ها مقابل چشم رباب نيست

    اين اشکهای سر زده خواهي نخواهي است
    شاعر هنوز هم به سر اين دو راهي است

    گفتند که نيامده دشمن به سوي او
    سر نيزه اي نبوده پی جستجوي او

    اما چه کرد کینه‌ي این قوم با تنش
    شد سینه‌ي شکسته‌ي ارباب مدفنش
    ( یوسف رحیمی )

    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...


  9. تشكرها 2


  10. #336
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 21      تشکر : 0
    93 در 24 پست تشکر شده
    دریافت : 3      آپلود : 0
    majnonolhosen آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فتواي زينب(س)
    اهل عالم بشنويد اين مطلبم/بي خودازخود گشته درتاب وتبم
    مجتبايي(ع) من مسلمان گشته ام / حقّ پرستم مدّعايم يا ربم
    رهرو راه محمد(ص) هستم و / حيدريم(ع) شيعه ي اين مكتبم
    لطف زهرا(س) شامل حالم شده / نوكري آل احمد(ص) منصبم
    مِي پياپي تا گلو نوشيده ام / آن چنان كه مي چكد مِي از لبم
    مِي كه مي گويم مِي ثارالَّهيست / آري آري از حسين(ع) لبالبم
    جنّت من هيات و شكرخدا/با حسين(ع)طي مي شودروزو شبم
    به وفاي قمر هاشميان / فاش مي گويم حسيني(ع) مذهبم
    سر براي غم بي سر شكنم / پيرو فتواي بي بي زينبم(س)
    *************************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی-برگرفته از وبلاگ مجذوب الحسین علیه السلام
    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  11. تشكرها 2


  12. #337
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 21      تشکر : 0
    93 در 24 پست تشکر شده
    دریافت : 3      آپلود : 0
    majnonolhosen آنلاین نیست.

    پیش فرض




    حسين(ع)
    از مهر حسين ابن علي(ع) لبريزم / خونم به رهِ ولاي او مي ريزم
    با ياد حسين(ع) بهاريم بي يادش / دل مرده ام و غم زده چون پاييزم
    با هر طپشي حسين(ع) بگويد دل من/ مدهوش چنين نغمه ي شور انگيزم
    در دوره ي آخرالزّمان سينه زنان/از غير حسين(ع) سوي حسين(ع)بگريزم
    عمري كه حسين(ع) گفته ام و مي گويم/ در وقت ممات و روز رستاخيزم
    تا بر سر قبر من بگويند حسين(ع) / مستانه كفن درم ز جا بر خيزم
    **********************************************

    شعر از : حمید رضا گلرخی-برگرفته از وبلاگ مجذوب الحسین علیه السلام
    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  13. تشكرها 2


  14. #338
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 21      تشکر : 0
    93 در 24 پست تشکر شده
    دریافت : 3      آپلود : 0
    majnonolhosen آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سينه زن
    حيدريم(ع) سينه زن و محبِّ فاطمه(ع) / پر مي كشه دلم به كربلا و علقمه
    يا اهل العالم بشنويد صدا مياد حسين(ع)/اين ضربان نبضمو طپش قلبمه
    **********

    شعر از : حمید رضا گلرخی-برگرفته از وبلاگ مجذوب الحسین علیه السلام
    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  15. تشكرها 2


  16. #339
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 21      تشکر : 0
    93 در 24 پست تشکر شده
    دریافت : 3      آپلود : 0
    majnonolhosen آنلاین نیست.

    پیش فرض




    شعر قتلگاه-ازدحام گودال
    صيدي افتاده به دام و همه ي صيّادان/دور او حلقه زده بال و پرش مي برّند
    سينه ي مجروح و آه و لگد پي در پي / مي زنند و نفساي آخرش مي برّند
    خواهري از روي تَلّ و مادري درگودال/هر دولرزيدن و ديدن كه سرش مي برّند
    اثربوسه ي زهرايي(س)زينب(س)اين است/از قفا گردن وحلق وحنجرش مي برّند
    ازدحاميست به گودال و سرِ سر ، دعواست/ پيرهنِ كهنه و بند كمرش مي برّند
    مي زنند خنده كنان سر،به سرِسرنيزه/ رشته ي قلب وحيات خواهرش مي برّند
    ****************
    شاعر : حمید رضا گلرخی - برگرفته از : وبلاگ مجذوب الحسین علیه السلام
    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  17. تشكرها 2


  18. #340
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 21      تشکر : 0
    93 در 24 پست تشکر شده
    دریافت : 3      آپلود : 0
    majnonolhosen آنلاین نیست.

    پیش فرض




    وداع آخر
    اي برادر جان فداي ديده ي از غم ترت / مي زند آتش مرا سوز وداع آخرت
    مي روي و مي بري همراه خود جان از تنم / اندكي صبري نما رحمي به حال خواهرت
    سايه ي سر، سيّد و تاج سرِ زينب(س)حسين(ع)/ همچو پروانه بگردم يا اخا دور سرت
    بر كمر دستت گرفته اي و مي دانم چرا / سخت و سنگين است غم هجر امير لشگرت
    نيم روزي شد سپيد موي سر و رويت اخا / واي من كرده چه با تو داغ مرگ اكبرت(ع)
    خون سرخ ، با هر نفس بيرون زند از زره ات / مانده بر پيشانيت زخم عدوي كافرت
    با لبي عطشان و سوزان عزم ميدان كرده اي / از يسار و از يمين صف بسته اند دور و برت
    پادشاه بي سپاه ، تنهايي و بي ياوري / گر مرا رخصت دهي گردم برادر ياورت
    مادر پهلو شكسته ام وصيّت كرده است / جاي او بوسه زنم در كربلا بر حنجرت
    واهمه دارم هنوزم از نگاه ساربان / اي كريم اِبنِ كريم همره مَبَر انگشترت
    بعد تو با يك جهان دلواپسي و اضطرار / گر پدر خواهد چه گويم در جواب دخترت
    *****************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام
    ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  19. تشكرها 2


صفحه 34 از 44 نخستنخست ... 24303132333435363738 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •