سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 35 از 44 نخستنخست ... 25313233343536373839 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 341 تا 350 , از مجموع 433

موضوع: ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  1. Top | #341

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر شام غریبان- دختركي مي لرزد
    آسمان تيره و تار گشته زمين مي لرزد / عرش و فرش در غم سلطان مبين مي لرزد
    دَم گرفته فاطمه(س) ، حسين(ع) غريب مادر / از دَم حيدريش(ع) شمر لعين مي لرزد
    بس كه با ناله و آه ، دويده تا به قتلگاه / زانوي زينب(س) محزون و غمين مي لرزد
    در هجوم لشگر سيلي و تازيانه ها / دل طفلان يتيم و بي معين مي لرزد
    شانه هايي كه نشان كعب ني دارد از / هق هق گريه و آه آتشين مي لرزد
    بس كه سيلي زده بر صورت گلهاي حسين(ع) / دست سنگين عدوي لاله چين مي لرزد
    لاله اي پاره شده در طمع گوشواره / مثل بيد دختركي زار و حزين مي لرزد
    در كنار علقمه دستي فتاده بر زمين / در مدينه بدن اُمِّ بنين مي لرزد
    *****************************************

    شاعر : حمید رضا گلرخی بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام

  2. تشكرها 3


  3. Top | #342

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر شب عاشورا- اشك غم
    شب عاشورا و ديده ي فلك گريان است / فاطمه (س) بهر جگر گوشه ي خود نالان است
    زينب(س) مظلومه با چشمان خيس اشك غم / بي قرار غربت و مظلومي جانان است
    شاه آزاده ي مظلومان حسين اِبنِ علي(ع) / با لبي عطشان و سوزان قاري قرآن است
    عصر فردا بدن بي كفنش در گودال / بر سرِ نيزه ي دشمن سرش آويزان است
    سينه اش شكسته گردد و ببيند زينب(س) / بر تمام بدنش جاي سُمِ اسبان است
    ************************************************** *

    شاعر : حمید رضا گلرخی
    بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام

  4. تشكرها 3


  5. Top | #343

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر حضرت ابالفضل(ع)- شور عزا
    در دل اهل حرم شور عزا افتاده است / ناله ي اَمَّن يُجيب در خيمه ها افتاده است
    از شرار تشنگيِّ لاله هاي فاطمه(س) / شعله ها بر خرمن آل عبا افتاده است
    كودك شش ماهه اي بيهوشِ سوز تشنگي / بر روي دستان مادر بي صدا افتاده است
    اي عمو جان اَلعطش ، ذكرِ لبِ لب تشنگان / ولوله از اَلعطش ها در سما افتاده است
    لاله ها در انتظار جرعه ي آبي ولي / بر زمين سقّاي دشت كربلا افتاده است
    بيرق خونين پرچمدار لشگر حسين(ع) / زير دست و پاي كوفيان رها افتاده است
    از طنين جانگداز ناله ي اَدرك اَخا / لرزه بر جسم عزيز مصطفي(ص) افتاده است
    قد خميده آمد و ديدش حسين ابن علي(ع) / پاره پاره پيكر آن با وفا افتاده است
    آن دو دستي را كه بوسيده عليِّ مرتضي(ع)/ روي خاك علقمه از تن جدا افتاده است
    بين دو ابروي پيوسته ي او فاصله و / از عمود آهنين فرقش دو تا افتاده است
    دشمنان در شادي و در هلهله امّا حسين(ع)/ در كنار پيكر سقّا ز پا افتاده است
    ********************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی –بر گرفته ازوبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام

  6. تشكرها 5


  7. Top | #344

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر حضرت علی اکبر(ع)- لاله ي پرپر
    دل من خوش به اين بود كه اكبر(ع)دارم/در برم شبه نبي(ع)ثاني حيدر(ع)دارم
    ولي صد حيف كه هستي من ازدستم رفت/ شاخه شمشاد كه نه،لاله ي پرپردارم
    خاك غم بر سر عالم كه زبعد پسرم / خاطر غمزده و ديده پر اختر دارم
    اِربااِربا بدنش اين جگرم پاره نمود / نتوانم زروي خاك تنش بردارم
    پهلوي نيزه فرو رفته ي او مي بينم / ياد پهلوي لگد خورده ي مادر دارم
    *************************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی – بر گرفته ازوبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام

  8. تشكرها 5


  9. Top | #345

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر حضرت علی اصغر(ع)-گوش تا گوش
    علي(ع)جان مي كُشد غم مادرت را / چو مي بينم به روي ني سرت را
    براي اين كه اين صحنه نبيند / بگيرم چشمهاي خواهرت را
    دلم خوش بود تنت در زير خاك است / ولي بيرون كشيدن پيكرت را
    سه شعبه تيري كه عبّاس(ع)كُش بود / بريده گوش تا گوش حنجرت را
    عدو تا كه نيفتد بر روي خاك / به نيزه بسته راس اطهرت را
    ز روي نيزه قلبم را مسوزان / ببند مادر دو چشمان ترت را
    *************************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام

  10. تشكرها 5


  11. Top | #346

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر حضرت قاسم(ع)-آرزوي دل
    اي قاسمم(ع) به آرزوي دل رسيده اي / خونين كنار شبه نبي(ص) آرميده اي
    مي خواستم عصاي پيري مادر شوي ولي / دل را بريدي و ز برم پر كشيده اي
    آن گونه شد علي(ع)، زره داشت بر تنش ولي / ديدم كه بي زره سوي جانان دويده اي
    از زخم فرق منشق تو بس كه رفته خون / تغيير كرده اي ولدي رنگ پريده اي
    در اين يه ساعتي كه تو رفتي و آمدي / اي نوجوان من چه قدر قد كشيده اي
    آخر چه كرده اي كه ترا اين همه زدن؟ / با مادرت بگو كه در آن جا چه ديده اي؟
    انگار كه استخوان تنت نرم گشته است / اي واي كه رشته رشته بريده بريده اي
    مانند فاطمه (س) شده خرد سينه ات بگو / آيا صداي ضجّه ي بابا شنيده اي؟
    ********************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام


  12. Top | #347

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر حضرت عبدالله(ع)- قطره هاي شبنم
    من حاضرم براي حسين(ع) ترك سر كنم / آماده ام به راه ولايش خطر كنم
    مظلوم تر از عموي غريبم نديده ام / از غربتش تمامي عالم خبر كنم
    اين كار عشق و دل بُوَد اي عقل برو كنار / مستانه سوي حضرت دلبر سفر كنم
    تنها فتاده و همه با كينه مي زنند / ديگر نبايد عمّه ز رفتن حذر كنم
    با گريه مي دوم ز حرم سوي قتلگاه / از بين تير و نيزه و شمشير گذر كنم
    تابي ندارد اين دل محزون و كوچكم / آخر چگونه زخم تنش را نظر كنم
    لبهاي تشنه اش كه ترك خورده از عطش / با قطره هاي شبنم اين ديده تر كنم
    تيغي اگر عدو بِكِشد بهر كشتنش / مردانه هر دو دست خودم را سپر كنم
    من وارث غريبي بازو شكسته ام / بايد ز كوچه گويم و ياد پدر كنم
    در قتلگاه كرببلا جاي مجتبي(ع) / من حاضرم براي حسين(ع) ترك سر كنم
    ********************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی بر گرفته ازوبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام


  13. Top | #348

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر دوطفلان حضرت زینب(س)-شاخه سار مهر
    اي شاخه سار مهر و وفا سايه ي سرم / سالار زينبي(س) دل و دلدارو دلبرم
    مي سوزم از شراره ي اندوهِ غربتت / مظلومي و براي تو محزون و مضطرم
    تنها اشاره اي بنما و نظاره كن / سر مي دهم به راه تو سردار و رهبرم
    اي شاه كم سپاه دلاور حسين(ع) من / خواهر فداي بي كسيت اي برادرم
    تنهاترينِ خواهر غمديده غم مخور / آورده ام دو لاله ي زيباي اطهرم
    رخصت بده كه عازم ميدان شوند اخا / پرپر شوند به راه ولاي تو سرورم
    گر اذنشان نمي دهي آماده اند ترا / سوگند دهند به پهلوي مجروح مادرم
    آماده ام برادر مظلوم و تشنه لب / بينم به روي ني سر اين دو برابرم
    ********************************************

    شاعر : حمید رضا گلرخی
    بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام

  14. تشكرها 5


  15. Top | #349

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر حضرت رقیه(س)-لاله هاي خونين
    نيمه ي شب خرابه ي ويران / غرق درياي رنج و تشويشم
    باورش بهر من بُوَد مشكل / اي پدر با سر آمدي پيشم
    سر تو مي نهم روي سينه / خرمن گيسوي تو مي بويم
    آروم آروم بخواب بابايي / تا كه قصّه براي تو گويم
    شبي غرق ستاره هاي قشنگ / بين رويا ديدم كه آزادم

    از روي نيزه ديده تر ديدي / كه چگونه ز ناقه افتادم
    روي خاكا نشسته بودم كه / ديدم آن مرد خشمگين آمد
    لب گشودم به او بگم...آقا/ ناگهان بي هوا تو گوشم زد
    ش
    ايدم پرسي اي رقيّه(س)چرا/ لاله هاي گوش تو خونين است
    يك اشاره فقط كنم بابا / دست دشمن بزرگ و سنگين است
    به عمويم بگو تو اي بابا / زجر دون بي حيا و نامرده
    بس كه بر جسم من لگد زده است / همه ي پيكرم ورم كرده
    كوفه و دشت كربلا به كنار/ واي ز شام و ز اهل بد نامش
    نا سزاها و طعنه ها به كنار / مي باريد سنگ و آتش از بامش
    به عزيزان آل پيغمبر(ص) / كنج ويرانه اي مكان دادند
    نانجيبها به كودكان علي(ع)/ اندكي خرده هاي نان دادند
    من ندانم چه سِرّ و رازي بود / دست به پهلو دم بلند شدنم
    يا علي(ع)تا همين كه مي گفتم / همه با تازيانه مي زدنم
    بين كوچه دم خرابه ي شام / تا كه يك دختري مرا مي ديد
    رو به همبازيان خود مي گفت / اين يتيم است بازيش ندهيد
    شمع عشقم ، ز پروانه ي تو / غير خاكستري نيست اثري
    آن قدر گريه مي كنم بابا / تا كه همراه خود مرا ببري
    ********************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام

  16. تشكرها 5


  17. Top | #350

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر ورود به کربلا- بيا تا برويم
    دل اسيرغمي عظماست بيا تا برويم / ديده از گريه چو درياست بيا تا برويم
    سينه مالامال دردِ غربت و رنج و مَحَن / در دلم آشوب و غوغاست بيا تا برويم
    اضطرار و بي شكيبايي و تشويشم ببين / خون جگر زينب(س) كبراست بيا تا برويم
    ديدن اين سرزمين بند دلم را پاره كرد / كربلا وادي غمهاست بيا تا برويم
    سوزآهي مي رسد حسين(ع) غريب مادر / ناله ي جانسوز زهرا(س)ست بيا تا برويم
    بهر استقبال ما اين همه لشگر آمده/بزم قرباني مهياست بيا تا برويم
    هر طرف مي نگرم دل نگران مي بينم / نيزه اي رو به روي ماست بيا تا برويم
    چشمشان شوراست ومي گويند زماه هاشمي/چقدرخوش قدوبالاست بيا تا برويم
    خيره گشته حرمله(لع) سوي عليّ اصغرت(ع)/ حيف اين غنچه ي زيباست بيا تا برويم
    تا نبيني عليّ اكبر(ع) ليلايت(س)را/ بِسُّيُوفٍ اِربا اِرباست بيا تا برويم
    تا نبيني بدن بي جوشن اِبن الحسن(ع) / توتيا بر خاك صحراست بيا تا برويم
    تا نبيني در كنار علقمه از تن جدا / بر زمين دستان سقّاست بيا تا برويم
    تا نبيني از سر سر نيزه با چشمان تر / بر سر شش ماهه دعواست بيا تا برويم
    تا نبيني بسته بر زنجير و بشكسته جبين / خواهرت اسير اعداست بيا تا برويم
    ********************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام

  18. تشكرها 5


صفحه 35 از 44 نخستنخست ... 25313233343536373839 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی