سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 36 از 44 نخستنخست ... 26323334353637383940 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 351 تا 360 , از مجموع 433

موضوع: ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  1. Top | #351

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سلام من به مُحرّم
    سلام من به مُحرّم ماه محنت و ماتم / به مرثيه به تعزيّه به ديده هاي خيس غم
    سلام من به مُحرّم به بيرق و مشك و عَلَم / به طبل و سنج و كُتل و كتيبه هاي محتشم
    سلام من به مُحرّم به دسته هاي سينه زن / به غربت و مظلوميِّ شهيد بي غسل و كفن
    سلام من به مُحرّم به هياتاي عالمين / به روضه هاي جانگداز به ضجّه هاي يا حسين(ع)

    سلام من به مُحرّم به لطمه ي رو گونه ها / به شور بدمستي عشق هروله ي ديوونه ها
    سلام من به مُحرّم به چاووش بانگ عزا / حديث«فَبكِي لِلحسين(ع)» گريه هاي امام رضا(ع)

    سلام من به مُحرّم به اشك مهدي(عج) زهرا(س) / به ناله هاي فاطمه(س) براي شاه سرجدا
    *****
    سلام من به كربلا به زائراي ديده تر / به عاشقاي سوخته دل به ذاكراي نوحه گر
    سلام من به كربلا به خاك بين الحرمين / به پرچم سرخ حرم ضريح شش گوش حسين(ع)

    *****
    سلام من به حسين(ع) و به سردار مودبش / به خطبه ي فاطميِّ اُمُّ المصائب زينبش(س)
    سلام من به حسين(ع) و به كاروان غريبش / به حُرّ و عابس و جون و به بُرير و به حبيبش
    سلام من به حسين(ع) و بي بي رباب(س) و سكينه(س)/به نجمه(س) و اُمِّ ليلا(س) به لاله هاي مدينه
    سلام من به حسين(ع) و به نايبش پور عقيل / به لاله هاي مسلمي(ع) كه عاقبت شدن قتيل
    سلام من به حسين(ع) و شهيداي گلگون بدن / به عبدالله(ع) و به قاسم(ع) يتيماي امام حسن(ع)
    سلام من به حسين(ع) و به نغمه هاي بر لبش / به عون(ع) و هم به محمد(ع) دو گل سرخ زينبش(س)
    سلام من به حسين(ع) و به حيدر(ع) كرببلا / به آن موذّني كه شد بِسُّيُوفٍ اِربا اِربا
    *****
    سلام من به وفا شهزاده ي اُمُّ البنين(س) / ساقي خشكيده لبِ بي دست خونين بر زمين
    سلام من به لبهاي تشنه ي اصغر(ع) حسين(ع) / به مُضطرّ كرببلا لاله ي پرپر حسين(ع)
    سلام من به قتلگاه به پيكر بي سر شاه / به خواهري كه از رو تَل مي گفت حسين(ع) با اشك و آه
    سلام من به خيمه گاه به گلهايي كه سوخته شد / به ديده هايي كه سوي سرِ رو نيزه دوخته شد
    سلام من به دختري كه گوشواره اش رو كشيدن / به پاي پر آبله اي كه روي خارها دويدن
    سلام من به غنچه اي كه روي ني شكفته شد / به تكبير و اذاني كه از سر نيزه گفته شد
    سلام من به ياسي كه پوشيده پيرهن لاله / به روي سيلي خورده ي بي بي زهراي(س) سه ساله
    سلام من به سجّاد(ع) و به بازوان بسته اش / به عمّامه ي سوخته و به آن دل شكسته اش
    سلام من به زينب(س) و بر آن دل صبور او / به سرهاي به روي ني به خون جاري از گلو
    ********************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی
    بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام


  2. Top | #352

    عنوان کاربر
    عضو آشنا
    تاریخ عضویت
    فروردین 1391
    شماره عضویت
    2584
    نوشته
    21
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    93 در 24
    دریافت
    3
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر حضرت مسلم(ع)- عشق و ايمان
    كشته ي لب تشنه ي اسلام و قرآن مسلم(ع) است/عيد قربان ذبح و قرباني جانان مسلم(ع)است
    نايب و سفير عشق اسير بر زنجير عشق / اِبنِ عَمِّ حضرت شاه شهيدان مسلم(ع) است
    پهلواني بي قرين همچون يلِ اُمُّ البنين(س) / حمله ور بر مشركين چون شير غرّان مسلم(ع) است
    در ره خون و شرف با ذكر يا شاه نجف / جان نهاده روي كف با عشق و ايمان مسلم(ع) است

    بي بديل قامت شكيل ، نسب اصيل پور عقيل / بر خليل مظلوم قتيل با كام عطشان مسلم(ع) است

    كوفيان نامهربان ، با ميهمان خسته جان / بين اين نامردمان از غم پريشان مسلم(ع) است

    بي حبيب و بي شكيب ، تنها و غمگين و غريب / در ميان كوفه سرگردان و حيران مسلم(ع) است
    آن نكو كه زده رو داده به دستان عدو / دو گل خوش رنگ و بو با چشم گريان مسلم(ع) است
    از يسار و از يمين نازل ز هر سو سنگ كين / سر جدا روي زمين خونين و غلتان مسلم(ع) است
    ********************************************
    شاعر : حمید رضا گلرخی بر گرفته از وبلاگ : مجذوب الحسین علیه السلام


  3. Top | #353

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    رسیده نوبتمان، باید امتحان بدهیم
    خدا كند بگذارد خودی نشان بدهیم

    رسیده وقت نماز رشادت و مردی
    نمی شود كه من و تو فقط اذان بدهیم

    اگر كه داد دوباره جواب سر بالا
    بگو چگونه جوابی به این و آن بدهیم؟

    بیا كه عهد ببندیم و قول مردانه
    به هم دهیم كه قبل از حسین، جان بدهیم

    به حاجت دل خود می رسیم اگر او را
    قسم به پهلوی بانوی قد كمان بدهیم

    بخند و قصه نخور، چون به قلبم افتاده
    اجازه می دهد آخر خودی نشان بدهیم

    محسن مهدوی



    امضاء





  4. Top | #354

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سپاه زینب كبری

    (طفلان حضرت زینب علیهاالسلام)





    تا صوت قرآن از لب آنها می آید
    كفر تمام نیزه ها بالا می آید
    دجال های كوفه درحال فرارند
    دارد سپاه زینب كبری می آید
    سد سپاه كفر را درهم شكستند
    تكبیرهای حضرت سقا می آید
    انگار كه زخم فدك سر باز كرده
    ازهرطرف فریاد یا زهرا می آید
    - خون علی گویان عالم را بریزید-
    ای دشنه ها، تازه ترین فتوا می آید
    آداب جنگ كربلا مثل مدینه است
    چون ضربه هاشان سمت پهلوها می آید
    ای نیزه داران، نیزه هاتان را مكوبید
    روز مبادا،عصرعاشورا می آید
    خون گلوشان خاك را بی آبرو كرد
    آسیمه سربا طشت خود یحیی می آید
    ای تیغ های كند، با تقسیم سرها
    چیزی از آنها گیرتان آیا می آید!؟
    این اولین باریست كه از پشت خیمه
    دارد صدای گریه ی آقا می آید
    زینب بیا از خیمه ها بیرون، كه تنها
    با دیدن تو حال آقا جا می آید
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



    وحید قاسمی





    امضاء


  5. Top | #355

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    یاحضرت علی اصغر(ع)

    اي تير، خطا كن! هدفت قلب رباب است
    يا حنجرة سوختة تشنة‌ آب است؟

    كوتاه بيا تير سه شعبه، كمي آرام

    هوهو نكن اين شاپرك تب‌زده خواب است

    او آب طلب كرده فقط، چيز زيادي است؟

    گيرم كه ندادند ولي اين چه جواب است؟

    رنگش كه پريده، دو لبش مثل دو چوب است

    نه، تير! تونه، چارة كارش فقط آب است

    اين طفل گناهي كه نكرده كمي انصاف

    اينجاست،‌ ببينيد كه حالش چه خراب است

    اين مرثيه را ختم كنيد آي جماعت!

    يك جرعه نه، يك قطره دهيدش كه ثواب است
    ( سیدمحمد بابامیری)

    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...



  6. Top | #356

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    * این روزها دلم دخیل چادر حضرت سایه نشین آفتاب شده است *

    لختی بیا به سایه ی نخل ها رباب
    سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب

    می دانم اینکه محرم خورشید بوده ای

    حتی به شام، همدم خورشید بوده ای

    همدوش آفتاب شدی پا به پای نور

    خورشید زاده داشت در آغوش تو حضور

    این خاطرات، چنگ غم آهنگ می زند

    دارد به سینه ی تو عجب چنگ می زند

    لختی بیا به سایه ی این نخل ها رباب

    سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب

    زمزم به چشم، زمزم به سینه تا به کی؟

    آه از جدایی دل و آیینه تا به کی؟

    سیر عطش به خیمه تان پر شتاب شد

    آوای کودکان حرم آب آب شد

    هاجر به سعی خیمه به خیمه مکن شتاب

    پایان پذیر نیست تماشای این سراب

    به به ز هستی که به احساس زنده شد

    مشکی که به سقایت عباس زنده شد

    تکبیر گفت و ذائقه ی خیمه شد خنک

    می شد گلوی حمزه و کوه احد خنک

    چشمش به غیر خیمه نمی دید در مسیر

    اما امان ز هجمه ی این بوسه های تیر

    دشت از حضور فاطمه لبریز نافه شد

    داغ عمو به داغ عطش ها اضافه شد

    آری رباب طفل تو سمت زوال رفت

    آن قدر گریه کرد که دیگر ز حال رفت
    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...



  7. Top | #357

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    لختی بیا به سایه این نخل ها رباب
    سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب

    این گریه های بی حد کودک برای چیست؟
    این گریه ها که گریه ی قحطی آب نیست

    این بار گریه، گریه ی عشق است و شوق و شور
    رفتن ز سمت معرکه تا قله های نور

    گهواره کوچک است به شش ماهه ات رباب
    بشکن قفس که بال زند سمت آفتاب

    مسپر به نیل آسیه پیدا نمی شود
    با این ردیف قافیه پیدا نمی شود

    این طفل را فقط سوی آسمان فرست
    تا سمت معرکه پی اهدای جان فرست

    آنجا کسی به جان تو سودای تن نداشت
    هر کس که رفت میل به باز آمدن نداشت

    قنداقه را به دست پدر ده، شتاب کن
    این تشنه ی شهادت حق را مجاب کن

    بشتاب که درنگ در این کارها جفاست
    حتی زره به قامت این طفل نارساست

    با هر نگاه خویش دو خنجر کشیده است
    آری علی است پاشنه را ور کشیده است

    با هر نگاه، قدرت گفت و شنفت داشت
    آری برایش ماندن در خیمه اُفت داشت

    طفل تو در طراوت این سایه شیر داشت
    مادر نداشت شیر ولی دایه شیر داشت

    این دایه ی شهادت و شیرش ز کوثر است
    این دایه است و از او مهربان تر است

    حالا نگاه کن که علی تیر خورده است
    با بوسه ی سه شعبه عجب تیر خورده است

    کم مانده بود عالم از این داغ جان دهد
    ای مادر شهید خدا صبرتان دهد

    تعجیل در مسابقه کردند کوفیان
    از آب هم مضایقه کردند کوفیان

    حنجر شد از سه شعبه مشبّک ضریح شد
    بخشید جان به حرمله از بس مسیح شد

    مجذوب بود دل به دعاهای ناب زد
    این تشنه، بی گدار در این جا به آب زد

    پر جوش شد ز لاله، کران تا کران دشت
    خاموش شد صدای چکاوک میان دشت

    لبخند می زد و ز پدر اشک می گرفت
    این روضه خوان ما چقدر اشک می گرفت
    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...



  8. Top | #358

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    لختی بیا به سایه این نخل ها رباب
    سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب

    دیگر ز یادت این غم سنگین نمی رود
    آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود

    می دانم از دل تو شکوفید این امید
    آقا سرش سلامت اگر طفل شد شهید

    حالا به پشت خیمه پدر ایستاده بود
    مشغول دفن پیکر خورشید زاده بود

    لبریز ابر می شود و تار، آسمان
    در خاک دفن می شود انگار آسمان

    بهتر که دفن بود تن طفل تو رباب
    بوسه نزد سه روز بر این پیکر آفتاب

    بهتر که دفن بود عذابی فرو نریخت
    بر کوفه سنگ های عذابی فرو نریخت

    بهتر که دفن بود و چو رازی کتوم شد
    این نامه محرمانه شد و مُهر و موم شد

    بهتر که دفن بود و پی بوریا نرفت
    این پاره تن به زیر سم اسب ها نرفت

    بهتر که دفن بود اسارت نرفته بود
    قنداقه ای داشت به غارت نرفته بود

    دفن است طفل میل به غارت نمی کنند
    قرآن جیبی است جسارت نمی کنند

    در شور رفته اند همه پرده ها رباب
    تنبور می زند جگر کربلا رباب

    لختی بیا به سایه این نخل ها رباب
    سخت است ماندن این همه در زیر آفتاب

    ***حجت الاسلام والمسلمین جواد محمد زمانی***

    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...



  9. Top | #359

    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    شماره عضویت
    4398
    نوشته
    1
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    6 بار در 1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    1. لیک، قطره کى تواند صحبت از دریا کند؟
      توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است
      مرغ بی‏پر چون سفر بر عرصه عنقا کند؟
      نطق گویا عاجز است از شرح و ذکر وصف او
      کى تواند خامه مدح آن ملک‏سیما کند؟
      جد پاکش مصطفی، باب کبارش مرتضاست
      مادرش زهرا که مدحش ایزد یکتا کند
      چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یکی
      ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عیسى کند
      در شهامت‏ بود وارث بر على مرتضی
      همت والاى او تفسیر " کرمنا " کند
      دختر زهرا که در حجب و حیا و عصمتش
      نقش مادر را به خوبى در جهان ایفا کند
      در شجاعت چون حسین و در صبورى چون حسن
      در عبادت پیروى از مادرش زهرا کند
      در دریاى عفاف و گوهر گنج‏حیاست
      عفتش یاد از حیاى مریم عذرا کند
      گاه در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را
      تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا کند
      گاه دلدارى دهد بر مادران سوکوار
      گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها کند
      گاه آید بر سر نعش برادر از خیم
      از ته دل ناله و فریاد و وا ویلا کند
      گاه هم گیرد ز دست دختران بی‏پناه
      از خیام سوخته رو جانب صحرا کند
      کیست چون زینب کسى کو در دیار کربلا
      ناله جانسوز او تاثیر در دلها کند؟
      کیست چون زینب که با یک جلوه از نور رخش
      رخنه‏ها در قلب موسی، در دل سینا کند؟
      کیست چون زینب که در راه رواج دین حق
      مو به مو برنامه دین خدا اجرا کند؟
      کیست چون زینب کسى کو در ره دین خدا
      در جهان دار و ندار خویشتن اهدا کند؟
      کیست چون زینب کسى کو با اسیرى خودش
      خون پاک کشتگان کربلا احیا کند؟
      کیست چون زینب که با تدبیر مظلومه‏اش
      دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا کند؟
      کیست چون زینب کسى کو در میان دشمنان
      چون على مرتضى در نطق خود غوغا کند؟
      کیست چون زینب که در بزم یزید بی‏حیاء
      خطبه‏اى ایراد کرده محشرى برپا کند؟
      کیست چون زینب که او با یک کلام آتشین
      تنگ و تاریک این جهان در دیده اعداء کند؟
      دختر شیر خدا بود و خودش هم شیر بود
      کس ندیده شیر را کز روبهان پروا کند
      در جهان املاء دین را کرده انشاء مو به مو
      کیست چون زینب که این املاء را انشاء کند؟
      پیروى باید کند از دخت زهرا و علی
      هر که می‏خواهد که راه دین حق پیدا کند
      روز محشر گر به شکوه لب گشاید بی‏گمان
      محشرى دیگر بپا در محشر کبرا کند
      دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب
      دوستانش هم مقر در سایه طوبا کند
      اى "رسولی" غم مدار از گیرودار روز حشر
      دختر زهرا اگر از راه لطف ایما کند



  10. Top | #360

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    یا حضرت قاسم
    (ع)


    زیباتر از همیشه در این کربلا شدی

    دیدی دلم گرفته مرا مجتبی شدی

    لک زد دلم برای عمو گفتنت بگو
    لک زد دلم چرا چه شده بی صدا شدی

    افتاده ای به خاک و پر از زخم گشته ای
    افتاده ای به خاک و پر از رد پا شدی

    از پای کوبی سم اسبان عجیب نیست
    ای پاره ی دلم که چنین نخ نما شدی

    دیروز شانه ات زدم امروز دیده ام
    با پنجه های قاتل خود آشنا شدی

    بر روی خاک مثل عمو قد کشیده ای؟
    یا بس که تیغ خورده ای از زخم وا شدی

    گفتم عصای پیری من بعد از اکبری
    اما از این شکسته ی تنها جدا شدی

    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...


  11. تشكرها 2


صفحه 36 از 44 نخستنخست ... 26323334353637383940 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی