سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 38 از 44 نخستنخست ... 28343536373839404142 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 371 تا 380 , از مجموع 433

موضوع: ۞|*|۩|*|۞سرهاي قدسيان همه برزانوي غم است...۞اشعار عاشورايي۞|*|۩|*|۞

  1. Top | #371

    عنوان کاربر
    <b>عضو ماندگار</b>
    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    شماره عضویت
    4158
    نوشته
    525
    تشکر
    295
    مورد تشکر
    2,468 در 627
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    با اين شتاب فكر كنم سر مي آورد!
    با اين شتاب،حوصله را سر مي آورد
    مي تازد و غنيمت جنگ غروب را
    از چنگ سي هزار نفر، در مي آورد
    حس مي كنم كه داخل خورجين غصبي اش
    يك باغ سيب سرخ معطر مي آورد
    سرمست سود دادوستدهاي كربلاست
    دارد چقدر چادرو معجر مي آورد!!!
    نرخ طلاي كوفه سقوطش مسجل است
    از بسكه گوشواره و زيور مي آورد
    دود و تنورروشن و عطري شبيه عود
    اينجاي روضه داد مرا در مي آورد

    امضاء


  2. Top | #372

    عنوان کاربر
    <b>عضو ماندگار</b>
    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    شماره عضویت
    4158
    نوشته
    525
    تشکر
    295
    مورد تشکر
    2,468 در 627
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    خنده بر روی لبش مرد ستمکاری هست
    آه انگار نه انگار عزاداری هست
    آن طرف دامن طفل آتش سوزان دارد
    این طرف در تب شعله تن بیماری هست
    و زنی باز سوی علقمه میکرد نگاه
    که به پا خیزد اگر دست علمداری هست
    همه دیدند که خون چشم دلش را پر کرد
    از فرات سخنش ناله سرشاری هست :
    مبریدم که در این دشت مرا کاری هست
    گل اگر نیست ولی صفحه ی گلزاری هست
    ساربانا مزن این همه آواز رحیل
    آخر این قافله را قافله سالاری هست
    به امیدی شوم از کشته مظلوم جدا
    که سوی کوفه مرا وعده ی دیداری هست

    امضاء


  3. Top | #373

    عنوان کاربر
    <b>عضو ماندگار</b>
    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    شماره عضویت
    4158
    نوشته
    525
    تشکر
    295
    مورد تشکر
    2,468 در 627
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    چگونه با تو بگویم چگونه خواهر رفت
    تمام سوی دو چشمم پس از برادر رفت
    به جای آن همه تیری که بر تنت آمد
    لباس کهنه و انگشتر مطهر رفت
    صدای حرمله می آمد و نوای رباب
    کنار نیزه طفلش زهوش مادر رفت
    حرم در آتش دختر نفس نفس میزد
    نگاه ها پی غارت به سمت دختر رفت



    امضاء


  4. Top | #374

    عنوان کاربر
    <b>عضو ماندگار</b>
    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    شماره عضویت
    4158
    نوشته
    525
    تشکر
    295
    مورد تشکر
    2,468 در 627
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    چه بر مقتل رسیدند آن اسیران
    بهم پیوست نیسان و حزیران

    یکى مویه کنان گشتى بفرزند
    یکى شد موکنان بر سوک فرزند

    یکى از خون بصورت غازه میکرد
    یکى داغ على را تازه مى کرد

    بسوک گلرخان سرو قامت
    بپا کردند غوغاى قیامت

    نظر افکند چون دخت پیمبر
    بنور دیده ساقى کوثر

    بنا گه نعره هذا اخى زد
    بجان خلد نار دوزخى زد



    امضاء


  5. Top | #375

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,876 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    بیش از ستاره زخم و ، فلک در نظاره بود
    دامان آسمان ز غمش پر ستاره بود

    لازم نبود آتش سوزان به خیمه ها
    دشتی ز سوز سینه زینب شراره بود

    می خواست تا ببوسد و برگیردش زخاک
    قرآن او ، ورق ورق و پاره پاره بود

    یک خیمه نیم سوخته ، شد جای صد اسیر
    چیزی که ره نداشت درآن خیمه ، چاره بود

    در زیر پای اسب ، دو کودک ز دست رفت
    چون کودکان پیاده و دشمن سواره بود

    آزاد گشت آب ، ولیکن هزار حیف !
    شد شیردار مادر و ، بی شیرخواره بود

    چشمی - برآنچه رفت به غارت - نداشت کس
    اما دل رباب پی گاهواره بود

    یک طفل با فرات ، کمی حرف زد ولی
    نشنید کس ، که حرف زدن با اشاره بود

    یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود
    در پشت ابر ، چهره ی هر ماهپاره بود

    از دست ها مپرس که با گوش ها چه کرد
    از مشت ها بپرس که با گوشواره بود
    حاج علی انسانی



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  6. Top | #376

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن زنان
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2988
    نوشته
    7,680
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    تشکر
    20,586
    مورد تشکر
    24,506 در 7,127
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سجده سرخ(تقديم به شهداي نماز ظهرعاشورا)


    گرد خورشيد روي در قبله، سجده هايي طواف مي کردند
    احتمال هجوم حادثه را بي امان سينه صاف مي کردند
    رکعت تشنه لب فراهم بود... قامت سوره ها چه محکم بود...
    ايل توحيد پابه پاي نماز،کافران را مصاف مي کردند
    انحناي رکوع صف شدگان،رو به سر نيزه ها هدف شدگان
    تب شمشير تا شهادت را نزد قبله غلاف مي کردند
    تيرهاي پليد سم خورده، کينه عشق را قسم خورده
    در دل«حمد»ها که مي رفتند«سوره»ها راشکاف مي کردند
    آه!آن کوه سربه«مُهر» که بود؟ آن که «سي مرغ »اقتداي قنوت
    پيش پايش زمين که مي خوردند ذکر تسبيح قاف مي کردند...
    آفتاب از نماز خود برخاست، اختراني به خاک افتادند.
    [سر«خون خدا»سلامت باد!]...زير لب اعتراف مي کردند...







    امضاء


  7. تشكرها 4


  8. Top | #377

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    لحظه های آخر تو
    ز خـــاطـــرم نـــرود لـحـظــه هـــای آخـر تـو
    حـسـیــن قتـلـگـهـت زد شــرر به مــادر تـو

    ز جـای خـیــز و صـدایــم کـن ای عـزیـز دلـم
    میـان ایـن هـمـه نـیـزه کجــاسـت پیـکـر تـو

    دویـده ام کـه سـرت را ببـوسـم ای گـل من
    و لی بگـو چـه کنـم شد به نیـزه ها سـر تـو

    زمــان آن شــده بـــا نــالــه ای بـــرادر مـن
    لـبــان خـویـــش گــذارم به روی حـنـجـر تـو

    به دور جسـم تـو نـامحـرمـی نـمـی بـیـنــم
    گــرفـتـــه انــد در آغـــوش جـسـم پـرپـر تـو

    نـگـاه کــن کـه بـه نــامـوس تـو نـظــر دارنـد
    میـان ایـن هـمـه نـامحـرم اسـت خواهــر تـو

    غریب گشته ام و چشم ها به سمت من است
    کــجـــاســـت غــیـــرت سـقــا و آب آور تـو

    عــدو کـشـیـــد بـه آتــش خـیـــام آل تــو را
    بـه فـکـــر غــارت مـعـجـــر بُـود ز دخـتــر تـو

    صـلاح نیـسـت کـه حـالا بـه قتـلگــه بـاشـم
    درون خیمـه امـامــم کـه هسـت مضطــر تـو

    میـان شعلـه گـرفـتــار گشـت و مـن بـایــد
    کــنــم شــتـــاب بــــرای عـلـی دیـگـــر تـو

    روا بُـــود کــه بـمــیــــرد ز داغ تـو مـحـسـن
    چــرا کـه زیـنـب تـو روضـه خــوانــد از بـر تـو

    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...



  9. Top | #378

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0



    از صبر تو زینب(س) همه عالم شده حیران
    با نام تو زینب(س) همه دلها شده گریان


    از غصّه و غم هاي تو اي عمّه سادات
    بر شيفتگانت همه دنياست خرابات




    از كودكي جز رنج و غم و غصّه چه ديدي؟
    اي دختر حيدر(ع) تو چقدر آه كشيدي؟!


    آن روز كه ديدي پدر با دست بسته
    آن لحظه بديدي مادرت پهلو شكسته


    آن دم كه ديدي آتشكده شد «در»
    آري تو ديدي چه شد صورت مادر(س)


    انگار غم و غصّه درون تو نشسته
    روزي كه شنيدي ز علي(ع) فرق شكسته


    ديدي ز برادر بدن و سر كه جدا شد!
    ديدي در آن روز، در آن جنگ چه ها شد!


    انگار ندارد به شما غصّه نهايت
    بعدش كه كشيدي شما درد اسارت


    از كوفه و شامم كه شما خير نديدي
    اي دختر حيدر(ع) چقدر آه كشيدي!





    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. تشكرها 2


  11. Top | #379

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    سلام بربزرگ بانوی سه ساله

    وقتي كه آمدي به برم نور ديده ام
    گفتم كه بازهم نكند خواب ديده ام
    بابا منم شكوفه سيب سه ساله ات

    حالا ببين چه سرخ و سياه و رسيده ام

    خيلي ميان راه اذيت شدم ولي

    رنج سفر به شوق وصالت كشيده ام

    اينرا بدان كه بين تو و تازيانه ها

    نام تو را به قيمت سيلي خريده ام

    در بين اين مسير پر از غصه بارها

    از آسمان ناقه چو باران چكيده ام
    پايم سرم تمام تنم درد مي كند
    از بس كه زجر در دل صحرا كشيده ام
    كم سو شده دو چشم من از ضربه هاي او
    حتي به زور صوت رسا را شنيده ام
    از راه رفتنم تعجب نكن كه من
    طعم بد شكستن پهلو چشيده ام

    پاهاي من همه پر طاول شده ببين
    خيلي به روي خار بيابان دويده ام
    چادر ز عمه قرض گرفتم كه زير آن
    پنهان كنم ز روي تو گوش دريده ام
    بشنو تمام خواهش اين پير كودكت
    من را ببر كه جان تو ديگر بريده ام
    عمه كه پاسخي به سؤالم نمي دهد
    آيا شبيه مادر قامت خميده ام؟
    پاهاي من همه پر طاول شده ز بس
    از ترس او ميان بيابان دويده ام

    ( محمد علی بیابانی)


    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...


  12. تشكرها 3


  13. Top | #380

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,876 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض





    از زبان حضرت زینب(س) به امام حسین(ع):


    حالا كه غیر از چشم های تر نداری
    تنهای تنها ماندی و یاور نداری

    بگذار تا زینب لباس رزم پوشد
    تا كه نگوید دشمنت لشگر نداری

    من آب می آرم برای اهل خیمه
    دیگر نگو آقا كه آب آور نداری

    بگذار لخته خون ز لب هایت بگیرم
    آخر مگر ای نازنین خواهر نداری

    تعبیر كن خواب مرا ای یوسف من
    حالا كه غیر از چشم های تر نداری

    می آیم امشب بهر دیدارت به گودال
    هر چند دیر است و دیگر سر نداری

    سید محمد جوادی




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




صفحه 38 از 44 نخستنخست ... 28343536373839404142 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی