سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: اشعار کلاسيک مذهبي

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    roz1 اشعار کلاسيک مذهبي

    روزگاری شــهر ما ویران نبود دین فروشی این قدر آسان نبود

    صبحت از موسقی عــرفان نبود هیچ صوتی بــهتر از قرآن نبود

    دختران را بی حجابی ننگ بود رنگ چادر بهترین رنگ بود

    دختر حجب و حیا، قرتی نبود خانه ی فرهنگ، کنسرتی نبود

    هر جمعیت، مظهر تکریم بود حکم او را عالمی تسلیم بود

    یک سخن بود و هزاران مشتری آن هم از لوث قرائت ها بری

    هدیه بر رقاصه ها واجب نبود قدر عالم کمتر از مطرب نبود

    ده که در سال سیاه دو هزار کار فرهنگی شده پخش نوار

    ذهن صاف نوجوانان محل پر شده از فیلم های مبتذل

    پشت پا بر دین زدن آزادگیست حرف حق گفتن عقب افتادگیست

    آخر ای پرده نشین فاطمه تو برس بر داد دین فاطمه

    بی تو منکرها همه معروف شد کینه توزی با دلی مشکوف شد

    در به روی فتنه جویان باز شد دشمنی با نایبت آغاز شد

    بی تو دل ها مان به جان آمد بیا کاردها بر استخوان آمد بیا
    امضاء

  2. تشكرها 4

    محب فاطمه (03-02-1389), مدير اجرايي (20-06-1391), خادم کریمه اهل بیت (19-06-1391), ع ل ی (21-06-1391)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,629 در 52,442
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    roz1 اشعار متفرقه مذهبي





    به این شکسته ی بی دست و پای سرگردان
    یقین گم شده اش را به عشق برگردان

    هنوز می شود این دل شکسته تر باشد
    دل شکسته ی ما را شکسته تر گردان


    بریز هر چه عطش را به کام تشنگی ام
    لبان شعله ورم را به گریه تر گردان


    بس است هرچه تپیدیم زیر خاکستر
    بسوز جان مرا باز و شعله ور گردان


    مرا که تشنگی از آب خوشتر است امروز
    کنار چشمه ببر، تشنه کام برگردان


    دعای ما که دعا نیست، ادعاست فقط
    هر آن دعا که نمودیم بی اثر گردان


    دل مرا به کنار ضریح عشق ببر
    رمیده آهوی بی تاب دربه در گردان



    محمدرضا ترکی




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. تشكرها 4


  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    127
    نوشته
    1,150
    تشکر
    122
    مورد تشکر
    739 در 462
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض مرز در عقل و جنون باريك است** كفر و ايمان چه به هم نزديك است

    مرز در عقل و جنون باريك است
    كفر و ايمان چه به هم نزديك است
    عشق هم در دل ما، سردرگم
    مثل ويراني و بهت مردم
    گيسويت تعزيتي از رويا
    شب طولاني خون تا فردا
    خون چرا در رگ من زنجير است
    زخم من تشنه‌تر از شمشير است
    مستم ازجام تهي حيراني
    باده نوشيده شده پنهاني
    عشق تو پشت جنون محو شده
    هوشياري است، مگو سهو شده
    من و رسوايي و اين بار گناه
    تو و تنهايي و چشم سياه
    از من تازه مسلمان بگذر
    بگذر از سر پيمان، بگذر
    دِين ديوانه به دين، عشق تو شد
    جاده‌ي شك به يقين عشق تو شد
    مستم ازجام تهي حيراني
    باده نوشيده شده پنهاني...

    مرز در عقل و جنون باريك است
    كفر و ايمان چه به هم نزديك است

    گنجینه الهی
    امضاء
    12سال اهنگر نفس خود بودم برکوره ریاضت می نهادم و بر اتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمت می نهادم و پتک ملامت بر او می کوفتم تا نفس خویش را اینه ساختم و اسلامی تازه اوردم و همه خلق مرده دیدم.
    *بایزید بسطامی*
    مركز انجمنهاي اعتقادي گنجينه الهي:http://ganjineh-elahi.com/
    مركز انجمنهاي تخصصي گنجينه دانش:http://www.ganjineh-danesh.com/forum.php


  7. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,629 در 52,442
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض آن اشک را چگونه نباید دید/ آن ناله را چگونه توان نشنید؟؟؟

    گیرم نشاط و شادی دنیا را ، یک سر به دامن دل ریزند



    یا آنچه محنت آور و نا زیباست ، یکباره از دلم همه بگریزند



    آیا در آن زمان که بخندم شاد ، لرزان لبی ز ناله نخواهد سوخت؟



    چشمی ز پشت قطره اشکی گرم ، بر نقش غم،نگاه نخواهد دوخت؟



    آیا شبی سیاه به رویی زرد ، اشکی به یاد رفته نمی لغزد؟



    طفلی درون کلبه ی تنگی سرد ، با مادری گرسنه نمی لرزد؟



    آخر کنار حسرت و رنج ای دوست ، فارغ کجا توان شد و خوش خندید؟



    آن اشک را چگونه نباید دید ، آن ناله را چگونه توان نشنید؟؟؟






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  8. تشكرها 3


  9. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,629 در 52,442
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض خوش‌ تر از هر دو جهان آنجا بُود/كه مرا با تو سر و سودا بُود

    گفت معشوقی به عاشق كای فتی


    تــو بـه غــربت دیده‌ای بـس شهرها
    پس كدامین شهر از آنها خوش‌تر است


    گفــت آن شهری كه در وی دلبر است


    هــر كجا یوســف‌ رخی باشد چو ماه


    جنــ‍ّت است آن گرچه باشد قعر چاه
    خــوش‌ تـــر از هــر دو جــهان آنجا بود


    كــه مــرا بــا تـــو ســـر و ســـودا بود








    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  10. تشكر


  11. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll عاشقم، عاشق و جز وصل تو درمانش نیست



    شعری از دیوان غزلیات امام خمینی(ره)


    عاشقم، عاشق و جز وصل تو درمانش نیست
    كــــــیست كایـــن آتش افــروخته در جانش نیست؟

    جـــــز تو در محفل دلسوختگان، ذكــرى نیست
    ایـــــــن حدیثـــى‏است كه آغازش و پایانش نیست

    راز دل را نتــــــــوان پیش كسى بـــــــاز نمــود
    جــــــز بــرِ دوست، كه خود حاضر و پنهانش نیست

    بـــــا كــــــــــه گویم كه بجز دوست نبیند هرگز
    آنكــــــه اندیشــــــه و دیــــــدار به فرمانش نیست

    گــــــــوشه چشــــم‏گشـا، بر منِ مسكین بنگر
    نـــــاز كن نـــــــــــاز، كه این بادیه سامانش نیست

    ســــر خُمـــــ بـــــاز كن و ساغـــــر لبـــریزم ده
    كه بجـــــــز تــــــــــــو، سر پیمانه و پیمانش نیست

    نتــــــوان بست زبـــــــانش ز پــــــــریشان‏گویى
    آنكـــــــــــــــه در سینه بجز قلب پریشانش نیست

    پــــــاره كــــــــن دفتر و بشكن قلم و دم دربند
    كـــه كسى نیست كه سرگشته و حیرانش نیست


    امضاء

  12. تشكرها 3


  13. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    796
    نوشته
    3,238
    تشکر
    3,636
    مورد تشکر
    5,449 در 2,230
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar. تا کی به تمنای وصال تو یگانه . . .




    تا کی به تمنای وصال تو یگانه ...... اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

    خواهد بسر آید شب هجران تو یا نه.... ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
    جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

    رفتم به در صومعه عابد و زاهد .... دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
    در میکده رهبانم و در صومعه زاهد.... گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
    یعنی که تو را می طلبم خانه به خانه

    روزی که برفتند حریفان پی هر کار... زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
    من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار... حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
    او خانه همی جوید و من صاحب خانه

    هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو .... هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
    در میکده و دیر که جانانه تویی تو ....... مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
    مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

    بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید... پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
    عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید.... یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
    دیوانه نیم من که روم خانه به خانه ؟

    عاقل به قوانین خرد راه تو پوید ..... دیوانه برون از همه آیین تو جوید
    تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید .... . هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
    بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه






    بیچاره بهائی که دلش زار غم توست ... هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
    امید وی از عاطفت دم به دم توست ........ تقصیر خیالی به امید کرم توست
    یعنی که گنه را به از این نیست بهانه












    ملکوت






    .

    امضاء

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  14. تشكرها 2


  15. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll جنگ ما نیست جز برای نماز

    جنگ ما نیست جز برای نماز
    چون مهیا شوی برای نماز
    دیده پوش از همه سوای نماز
    سیر در آسمان توحید است
    ز ابتدا تا به انتهای نماز
    صد و دو آیه است در قرآن
    که خدا می کند ثنای نماز
    ابن عباس گفت در صفین
    که علی مرد جانفدای نماز
    دیدم اندر فلک نگاه کند
    از پی فرصت ادای نماز
    عرض کردم ه یا علی اکنون
    وندرین صحنه نیست جای نماز
    گفت بهر نماز می جنگیم
    جنگ ما نیست جز برای نماز
    این علی و آن حسین فرزندش
    که فدا شد پی بقای نماز
    آن حسینی که خون بهاش خداست
    خون پاکش بود بهای نماز
    ز نمازی که خواند در مقتل
    خلق را کرد آشنای نماز
    دست عباس با علم افتاد
    تا نیفتند ز پا لوای نماز
    خود و اصحاب با شهامت او
    بر فشاندند سر بپای نماز
    داد جان تا نماز جان گیرد
    کرد محکم ز خون بنای نماز
    زآن به خاکش نماز ارزنده است
    که نماز از قیام او زنده است

    منبع:www.etrenamaz.ir



    امضاء

  16. تشكرها 3


  17. Top | #9

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ◄*♥*♥*► به خیال رویت ◄*♥*♥*►

    نويسنده: حضرت آیت الله سید محمد حسن میرجهانی (رحمت-الله علیه)



    به خیال خال رویت شده طی بساط عمر
    نظری به حال زارم که تو محیی جهانی
    زچه رو شبی به سویم نظری نمی نمایی

    به برم نمی نشینی به برت نمی نشانی

    تو که واقفی زحال دل زارناتوانم
    چه شود اگر نمایی، نظری به ناتوانی
    نه زبان آن که گویم غم و ماجرای دل را

    نه تحملی که سازم به فشار زندگانی

    شب و روز در فراقت زد و دیده اشک ریزم
    که مگر کنی عنایت به ضعیف خسته جانی
    همه شب پیام وصل تو رسد به گوش جانم

    همه روز حاضرم من ز برای جان فشانی

    به رهت دویده بر در، که مگر زدر، درآیی
    رخ خوب خودنمایی و کنی هرآنچه دانی
    تو ذخیره ی خدایی، که برای دادخواهی

    به تو جلوه نماید، که کنی جهان ستانی

    من بی نوای حیران بنشسته ام مهیا
    که رسد به گوشم از غیب صدای آسمانی

    منبع: دیوان حیران


    امضاء

  18. تشكر


  19. Top | #10

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض هر دم صلوات بر جمالش

    شاعر:عباس شهرى

    به به كه چه روز خرم آمد

    مبعوث نبى اكرم آمد

    بس عید فرا رسید بى شك
    عیدى نبود چنین مبارك

    از بعثت او جهان جوان شد
    گیتى چو بهشت جاودان شد

    این عید به اهل دین مبارك
    بر جمله مسلمین مبارك

    از غیب ندا رسید او را
    آن ذات خجسته نكو را

    كاى ذات نكو پیمبرى كن
    برخیز و به خلق رهبرى كن

    چون قدر و مقام رهبرى یافت
    در كوه «حرى» پیمبرى یافت

    بشنید چو این ندا محمد (ص)
    شد خاتم انبیا محمد (ص)

    هر روح كه دور از بدى شد
    با آمدنش محمدى شد

    قانون حیات و هستى آورد
    آیین خدا پرستى آورد

    پیدا چو شد آن جمال هستى
    بشكست اساس بت پرستى

    با بعثت آن نبى مرسل
    بتخانه به كعبه شد مبدل‏

    هر دم صلوات بر جمالش
    بر احمد و بر على و آلش

    صد شكر به دین آن جنابم‏
    قرآن مقدسش كتابم

    خوشبخت كسى كه امت اوست
    در سایه دین و رحمت اوست

    از عرش ملك دهد سلامش
    شد ختم پیمبرى به نامش

    داده ز ماه تا به ماهى
    بر پاكى ذات تو گواهى

    در شأن تو گفت ایزدپاك‏
    لولاك لما خلقت الافلاك

    اى بر سر هر پیمبرى تاج
    یك قصه توست شام معراج‏

    قرآن كریم حجت توست
    خوشبخت كسى كز امت توست

    گر زانكه تو بت نمى‏شكستى
    اسلام نبود و حق پرستى‏

    توحید به ما تو یاد دادى
    بتخانه و بت به باد دادى‏

    اى معنى ممكنات دریاب
    اى خواجه كائنات در یاب‏

    ما غیر تو دادرس نداریم
    دریاب كه هیچ كس نداریم

    اى آنكه تو یار بینوائى
    فریاد رس و گرهگشائى

    دریاب كه ما گناهكاریم
    امید شفاعت از تو داریم

    تنها نه منم به غم گرفتار
    غم از دل هر كه هست بردار

    اى جان جهان فداى جانت
    «شهرى» است غلام آستانت

    منبع:www.payambarazam.ir

    امضاء

  20. تشكرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی