۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 11 از 40 نخستنخست ... 78910111213141521 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 394
  1. #101
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞






    بنابر روایت رسول خدا فقیهان و علما و حاکمان جامعه نقش اساسی را در از بین بردن بدعت‎ها دارند. ایشان باید اولا دین حقیقی را به مردم معرفی کنند و در ثانی اگر بدعتی در دین به وجود آمد با آن به شدت مقابله کنند که در غیر این صورت آبرو و حیثیت دین به خطر می‎افتد و علما در حفظ و صیانت حیثیت دین نقش سنگینی بر عهده دارند.
    حضرت علی علیه السلام در یکی از خطبه‎های خود وظایفی برای امام و جانشینان ایشان که علما هستند برمی‎شمارد که این حساسیت وظیفه ایشان را می‎رساند:
    «انّهُ لَیسَ عَلی الامام الاّ ما حُمِّلَ مِن اَمر رَبّهِ:
    الابلاغُ فِی الموعِظَةِ، وَالاجتهادُ فی النَّصیحَةِ، والاِحیاءُ لِلسُّنَةِ، و اقامَةُ الحُدوُدِ عَلی مُستَحِقیها، وَ اصدارُ السُّهمانِ عَلی اَهلها.»
    به تحقیق بر امام وظیفه‎ای قرار داده نشده مگر قیام به آنچه پروردگارش به او امر کرده و آن پنج چیز است: ابلاغ موعظه (فرمایش پیغمبر اکرم) و کوشش نمودن در پند و اندرز دادن، و احیای سنت (رفتار بر اساس احکام رسول خدا) و اجرای حدود بر آن کسی که سزاوار است و بیت المال را به اهلش رسانیدن.(17)
    پس از ذکر آیات و روایاتی در باب رسالت علما و دانشمندان در می‎یابیم که ایشان وظیفه خطیری دارند که اگر به آن عمل نکنند به دین ضربه‎های اساسی وارد می‎شود. امید که خداوند ایشان را در راه اعتلای معارف و احکام دین توفیق دهد و یاری رساند.


    پی‎نوشت‎ها:
    1- صف/ 8، توبه / 32 .
    2- مائده/ 105.
    3- نساء / 93.
    4- البدایة و النهایة، ج 9، ص 107.
    5- امالی، شیخ صدوق، مجلس 29، ص 141.
    6- کامل الزیارات، جعفربن محمد بن قولویه، باب 32، ص 115.
    7- تهذیب الاحکام، ج 8، ص 325، چاپ دارالکتب الاسلامیه.
    8- امالی، شیخ صدوق، مجلس 27.
    9- امالی، شیخ صدوق، مجلس 27.
    10- بحارالانوار، ج 75، ص 372.
    11- کتاب آزادی معنوی، مرتضی مطهری، ص 23.
    12- نهج البلاغه، حکمت 478 .
    13- تحف العقول .
    14- احزاب/ 39 .
    15- اصول کافی، ج1، کتاب فضل العلم، باب بدعتها، ص 94.
    16- الخصال، شیخ صدوق، ترجمه و توضیح یعقوب جعفری، ج1، ص 60.
    17- نهج البلاغه، خطبه 104، بند 10، ص 311، ترجمه فیض الاسلام .
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #102
    عضو خودماني
    توحید صمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1388
    نوشته : 1,009      تشکر : 700
    2,231 در 814 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    توحید صمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض حسین(ع) هنوز هم مظلوم است...




    حسین هنوز مظلوم است...

    حسین هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...
    ستار ……… صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يك ماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و ۱۱ ماه دیگر هم سرشان شیره!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...
    قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری ...!

    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    آقای ……. تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته‌هاي عزاداری نزدیک... اسفند دود می‌کند!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    نیما پشت ماکسیمایش می‌نویسد "من سگ کوی حسینم" ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماهه‌اش دور نمی‌شود!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    حاج ……… مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250 روز یک کارگر را می‌گیرد!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    کربلایی ……… رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و به جبرانش ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می‌دوشد!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    حاج آقا ........، ۹شب مردم را به تقوی دعوت می‌کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا می‌کند!
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    هیت امنای مسجد ......علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می‌زنند و گریه می‌کنند !
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی محرم می‌آید...

    کل یوم عاشورا
    یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
    کل ارض کربلا
    یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
    حسین (ع) هنوز مظلوم است
    چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
    او هم می‌رود
    تا سال بعد !
    تا یاد بعد




    www.nooshe-jan.blogfa.com
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  3. #103
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞








    پرزنيم تا ملکوت افق عاشورا ....






    قالَ الامام الحسين عليه السّلام :
    النّاسُ عَبيدُالدُّنْيا، وَالدّينُ لَعِبٌ عَلى اءلْسِنَتِهِمْ، يَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإ ذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّيّانُونَ.

    افراد جامعه بنده و تابع دنيا هستند و مذهب ، بازيچه زبانشان گرديده است و براى إمرار معاش خود، دين را محور قرار داده اند و سنگ اسلام را به سينه مى زنند .
    پس اگر بلائى همانند خطر - مقام و رياست ، جان ، مال ، فرزند و موقعيّت ، ... انسان را تهديد كند، خواهى ديد كه دين داران واقعى كمياب خواهند شد.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-09-1389 در ساعت 14:10
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  5. #104
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞







    الا خورشيد عالمتاب ،ارباب
    قرار هر دل بي‌تاب، ارباب

    نه تنها من که ديدم آفرينش
    تو را مي‌خواندت ارباب، ارباب

    به هر ابري که افتد چشم مستت
    از او بارد شراب ناب، ارباب

    تو آن بودي که هر شب در بر تو
    گدايي مي‌کند مهتاب ،ارباب

    من آن در را که غير از او دري نيست
    کنم با قلب دق‌الباب، ارباب

    بياد چشم تو بيمارم امشب
    طبيبا بر سرم بشتاب، ارباب

    اگرچه ريزه خوارم بازگويم
    بيا امشب مرا درياب ،ارباب

    به بيداري اگر قابل نباشم
    مرا امشب بيا در خواب، ارباب

    چو شمعي در هواي کربلايت
    دلم شد قطره قطره آب، ارباب

    ز چشمانم از اين چشم انتظاري
    چکد هم اشک هم خوناب، ارباب

    حاج حيدر توکلي



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  7. #105
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    اسارت و شهادت طفلان حضرت مسلم

    چون ذكر شهادت مسلم شد مناسب ديدم كه شهادت طفلان او را نيز ذكر كنم اگر چه واقعة شهادت آنها بعد از يك سال از قتل مسلم گذشته واقع شده شيخ صدوق به سند خود روايت كرده از يكي از شيوخ اهل كوفه كه گفت چون امام حسين عليه السلام به درجه رفيعة شهادت رسيد اسير كرده شد از لشكرگاه آن حضرت دو طفل كوچك از جناب مسلم بن عقيل و آوردند .

    ايشان را نزد ابن زياد آن معلون طلبيد زندانبان خود را و امر كرد او را كه اين دو طفل را در زندان كن و برايشان تنگ بگير و غذاي لذيذ و آب سرد به ايشان مده آن مرد نيز چنين كرده و آن كودكان را در تنگناي زندان بسر مي‌بردند و روزها روزه‌ مي‌داشتند، و چون شب مي‌شد دو قرص نان جوين با كوزة آبي براي ايشان پيرمرد زنداني مي‌آورد و به آن افطار مي‌كردند


    تا مدت يك سال حبس ايشان به طول انجاميد، پس از اين مدت طويل يكي از آن دو برادر ديگري را گفت كه اي برادر مدت حبس ما به طول انجاميد و نزديك شد كه عمر ما فاني و بدنهاي ما پوسيده وبالي شود پس هرگاه اين پيرمرد زندانبان بيايد حال ما را براي او نقل كن و نسبت ما را به پيغمبمر صلي الله عليه و آله به او بگو تا آنكه شايد بر ما توسعه دهد .

    پس گاهي كه شب داخل شد آن پيرمرد به حسب عادت هر شب آب و نان آن كودكان را آورد، برادر كوچك او را فرمود كه اي شيخ محمد صلي الله عليه و آله را مي‌شناسي؟

    گفت بلي چگونه نشناسم و حال آنكه آن جناب پيغمبر من است. گفت: جعفربن ابيطالب را مي‌شناسي؟ گفت بلي جعفر همان كسي است كه حق تعالي دو بال به او عطا خواهد كرد در بهشت با ملائكه طيران كند.

    آن طفل فرمود كه علي بن ابيطالب را مي‌شناسي؟ گفت: چگونه نشنااسم او پسرعم و برادر پيغمبر من است.

    آنگاه فرمود اي شيخ ما از عترت پيغمبر تو مي‌باشيم، ما دو طفل مسلم بن عقيليم اينك در دست تو گرفتاريم اينقدر سختي بر ما روا مدار و پاسخ حرمت نبوي را در حق ما نگه دار.

    شيخ چون اين سخنان را بشنيد بر روي پاهاي ايشان افتاد و مي‌بوسيد و مي‌گفت جان من فداي جان شما اي عترت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله اين در زندانست گشاده بر روي شما بهر جا كه خواهيد تشريف ببريد.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  9. #106
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    پس چون تاريكي شب دنيا را فرا گرفت آن پيرمرد آن دو قرص جوين را با كوزه آب به ايشان داد و ايشان را ببرد تا سر راه و گفت اي نور ديدگان شما را دشمن بسيار است از دشمنان ايمن مباشيد پس شب را سير كنيد و روز را پنهان شويد تا آن كه حق تعالي براي شما فرجي كرامت فرمايد. پ


    س آن دو كودك نورس در آن تاريكي شب راه مي‌پيمودند تا گاهي به منزل پيرزني رسيدند پيرزن را ديدند نزد در ايستاده از كثرت خستگي ديدار او را غنيمت شمرده نزديك او شتابيدد و فرمودند اي زن ما دو طفل صغير و غريبيم و راه به جائي نمي‌بريم چه شود بر ما منت نهي و ما را در اين تاريكي شب در منزل خود پناه دهي چون صبح شود از منزلت بيرون شويم و به طريق خود رويم.

    پيرزن گفت اي دو نور ديدگان شما كيستيد كه من بوي عطر از شما مي‌شنوم كه پاكيزه‌تر از آن بوئي به مشامم نرسيده؟

    گفتند: ما از عترت پيغمبر تو مي‌باشيم كه از زندان ابن زياد گريخته‌ايم آن زن گفت اي نور ديدگان من مرا دامادي است فاسق و خبيث كه در واقعه كربلا حضور داشته مي‌ترسم كه امشب به خانه من آيد و شما را در اينجا ببيند و شما را آسيبي رساند.

    گفتند شب است و تاريكيست و اميد مي‌رود كه آن مرد امشب اينجا نيايد ما هم بامداد از اينجا بيرون مي‌شويم .

    پس زن ايشان را به خانه درآورد و طعامي براي ايشان حاضر نمود و كودكان طعام تناول كردند و در بستر خواب بخفتند. و موافق روايت ديگر گفتند ما را به طعام حاجتي نيست از براي ما جا نمازي حاضر كن كه قضاي فوائت خويش كنيم پس لختي نماز بگذاشتند و بعد از فراغ به خوابگاه خويش آرميدند.

    طفل كوچك برادر بزرگ را گفت كه اي برادر چنين اميد مي‌رود كه امشب راحت و ايمني ما باشد بيا دست به گردن هم كنيم و استشمام رايحه يكديگر نمائيم پيش از آنكه مرگ مابين ما جدائي افكند. پس دست به گردن هم درآوردند و بخفتند.

    چون پاسي از شب گذشت از قضا داماد آن عجوزه نيز به جانب منزل آن عجوزه آمد و در خانه را كوبيد.

    زن گفت كيست؟ آن خبيث گفت منم زن پرسيد كه اين ساعت كجا بودي گفت در باز كن كه نزديكست از خستگي هلاك شوم،

    پرسيد مگر ترا چه روي داده گفت دو طفل كوچگ از زندان عبيدالله فرار كرده‌اند و منادي امير ندا كرد كه هر كس يك تن از آن دو طفل بياورد هزار درهم جايزه بگيرد و اگر هر دو تن را بكشد دو هزار درهم عطاي او باشد و من به طمع جايزه تا به حال اراضي كوفه را مي ‌گرديدم و بجز تعب و خستگي اثري از آن دو كودك نديدم.

    زن او را پند داد كه اي مرد اين خيال بگذر و بپرهيز از آنكه پيغمبر (ص) خصم تو باشد، نصايح آن پيرزن در قلب آن ملعون مانند آب در پرويزن مي‌نمود بلكه از اين كلمات برآشفت و گفت تو حمايت از آن دو طفل مي‌نمائي شايد نزد تو خبري باشد برخيز برويم نزد امير همانا امير ترا خواسته.

    عجوزة مسكين گفت امير را با من چكار است و حال آنكه من پيرزني هستم در اين بيابان بسر مي‌برم، مرد گفت در را باز كن تا داخل شوم و في الجمله استراحتي كنم تا صبح شود به طلب كودكان برايم،

    پس آن زن در را باز كرد و قدري طعام و شراب براي او حاضر كرد، چون مرد از كار خوردن بپرداخت به بستر خواب رفت يك وقت از شب نفير خواب آن دو طفل را در ميان خانه بشنيد مثل شتر مست برآشفت و مانند گاو بانگ مي‌كرد و در تاريكي به جهت پيدا كردن آن دو طفل دست بر ديوار و زمين مي‌ماليد تا گاهي كه دست نحسش به پهلوي طفل صغير رسيد.

    آن كودك مظلوم گفت تو كيستي,؟ گفت: من صاحب منزلم شما كيستيد؟

    پس آن كودك برادر بزرگتر را بيدار كرد كه برخيز اي حبيب من، از آنچه مي‌ترسيديم در همان واقع شديم.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  11. #107
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    پس گفتند اي شيخ اگر ما راست گوئيم كه كيستيم در امانيم؟

    گفت: بلي،

    گفتند در امان خدا و پيغمبر؟
    گفت بلي،

    گفتند :خدا و رسول شاهد و وكيل است براي امان ؟
    گفت بلي،

    بعد از آنكه امان مغلظ از او گرفتند. گفتند اي شيخ ما از عترت پيغمبر تو محمد صلي الله عليه و آله مي‌باشيم كه از زندان عبيدالله فرار كرده‌ايم گفت از مرگ فرار كرده‌ايد و به گير مرگ افتاده‌ايد و حمد خداي را كه مرا بر شما ظفر داد.

    پس آن ملعون بيرحم در همان شب دو كتف ايشان را محكم ببست و آن كودكان مظلوم به همان حالت كه آن شب را به صبح آوردند، همين كه شب به پايان رسيد آن ملعون غلام خود را فرمان داد كه آن دو طفل را ببرد در كنار نهر فرات و گردن بزند .

    غلام حسب الامر مولاي خويش ايشان را برد به نزد فرات چون مطلع شد كه ايشان از عترت پيغمبر مي‌باشند اقدام در قتل ايشان ننمود و خود را در فرات افكند و از طرف ديگر بيرون رفت.

    آن مرد اين امر را به فرزند خويش ارجاع نمود آن جوان نيز مخالفت حرف پدر كرده و طريق غلام را پيش داشت.

    آن مرد كه چنين ديد شمشير بركشيد به جهت كشتن آن دو مظلوم به نزد ايشان شد.

    كودكان مسلم كه شمشير كشيده ديده اشگ از چشمشان جاري گشت و گفتند: اي شيخ دست ما را بگير و ببر بازار و ما را بفروش و به قيمت ما انتفاع ببر و ما را مكش كه پيغمبر دشمن تو باشد.

    گفت چاره نيست جز آنكه شما را بكشم و سر شما را براي عبيدالله ببرم و دو هزار درهم جايزه بگيرم.

    گفتند اي شيخ: قرابت و خويشي ما را با پيغمبر خدا (ص) ملاحظه نما.
    گفت:‌شما را با آن حضرت هيچ قرابت نيست.
    گفتند پس ما را زنده ببر به نزد ابن زياد تا هر چه خواهد در حق ما حكم كند.
    گفت من بايد بريختن خون شما در نزد او تقرب جويم.
    گفتند پس بر صغر سن و كودكي ما رحم كن.
    گفت: خدا در دل من رحم قرار نداده.
    گفتند: الحال كه چنين است، ولابد ما را مي‌كشي پس ما را مهلت بده كه چند ركعت نماز كنيم.
    گفت هر چه خواهيد نماز كنيد اگر شما را نفع بخشد.
    پس كودكان مسلم چهار ركعت نماز گذاردند پس از آن سر به جانب آسمان بلند نمودند و با حق تعالي عرض كردند:

    يا حَيُّ يا قَيُّومُ يا حَليمُ يا اَحْكَمَ الْحاكمينَ اُحْكُمْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُ بِالْحَقّ.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  13. #108
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞






    آنگاه آن ظالم شمشير به جانب برادر بزرگ كشيد و آن كودك مظلوم را گردن زد و سر او را در توبره نهاد .

    طفل كوچك كه چنين ديد خود را در خون برادر افكند و مي‌گفت به خون برادر خويش خضاب مي‌كنم تا به اين حال رسول خدا (ص) را ملاقات كنم.
    آن ملعون گفت الحال ترا نيز به برادرت ملحق مي‌سازم پس آن كودك مظلوم را نيز گردن زد و سر از تنش برداشت و در توبره گذاشت و بدن هر دو تن را به آب افكندو سرهاي مبارك ايشان را براي ابن زياد برد.

    چون به درالاماره رسيد و سرها را نزد عبيدالله بن زياد نهاد، آن ملعون بالاي كرسي نشسته بود و قضيبي بر دست داشت چون نگاهش به آن سرهاي مانند قمر افتاد بي‌اختيار سه دفعه از جاي خود برخاست و نشست و آنگاه قاتل ايشان را خطاب كرد كه واي بر تو در كجا ايشان را يافتي؟
    گفت در خانه پيرزني از ما ايشان مهمان بودند،
    ابن زياد را اين مطلب ناگوار آمد گفت حق ضيافت ايشان را مراعات نكردي؟
    گفت بلي مراعات ايشان نكردم.
    گفت وقتي كه مي‌خواستي ايشان را بكشي با تو چه گفتند؟
    آن ملعون يك يك سخنان آن كودكان را براي ابن زياد نقل كرد تا آنكه گفت آخر كلام ايشان اين بود كه مهلت خواستند نماز خواندند پس از نماز دست نياز به درگاه الهي برداشتند و گفتند:

    يا حُيّ يا عَلُيم يا حَليمُ يا اَحْكَمَ الْحاكِمينَ اُحْكُمْ بَيْنَا وَ بَيْنَهُ بِالْحقّ.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  15. #109
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    عبيدالله گفت احكم الحاكمين حكم كرد. كيست كه برخيزد و اين فاسق را بدرك فرستد؟
    مردي از اهل شام گفت اي امير اين كار را به من حوالت كن.

    عبيدالله گفت كه اين فاسق را ببر در همان مكاني كه اين كودكان در آنجا كشته شده‌اند گردن بزن و مگذار كه خون نحس او به خون ايشان مخلوط شود و سرش را زود به نزد من بياور.
    آن مرد نيز چنين كرده و سر آن ملعون را بر نيزه زده و به جانب عبيدالله كوچ مي‌داد.
    كودكان كوفه سر آن ملعون را هدف تير دستان خويش كرده و مي‌گفتد اين سر قاتل ذرية پيغمبر صلي الله عليه و آله است.

    مؤلف گويد: كه شهادت اين دو طفل به اين كيفيت نزد من مستبعد است لكن چون شيخ صدوق كه رئيس محدثين شيعه و مروج اخبار و علوم ائمه عليهم السلام است آنرا نقل فرموده و در سند آن جمله‌اي از علماء و اجلاء اصحاب ما واقع است لاجرم ما نيز متابعت ايشان كرديم و اين قضيه را ايراد نموديم.
    والله تعالي العالم.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  17. #110
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shapark پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞





    نقش نوحه خوانی در عزای حسینی

    بيان مصيبت،گريه كردن با آواز،آواز ماتم،شيون و زارى،مويه‏گرى،زارى بر مرده،شعرى كه در ماتم و سوگوارى با صوت حزين و ناله و زارى خوانند،اعم از سوگوارى‏براى كسى كه تازه مرده،يا براى امامان شيعه. (1) تركيبات ديگر آن عبارت است از:نوحه‏آراستن،نوحه ساختن،نوحه سرودن،نوحه‏خوانى.
    نوحه‏گرى بر مرده،رسم جاهليت‏بوده است و كارى مكروه است، (2) مگر براى معصومين‏«ع‏»كه نوحه و گريه بر آنان از شعائرمهم و از عوامل نشر فضيلتها و احياى ياد اسوه‏هاى كمال است و خود امامان برسيد الشهدا«ع‏»مى‏گريستند و امر به نوحه‏خوانى مى‏كردند.
    بر جعفر طيار و حمزه‏سيد الشهدا نوحه‏ خوانى شد.آنچه كه از كراهت نوحه و ناپسند بودن شغل نوحه‏گرى وزشت‏بودن اجرت نوحه‏گر در روايات ياد شده، ناظر به نوحه‏گريهاى جاهلى است كه‏آميخته به باطل و گاهى حرام بود. (3)
    در فرهنگ عزادارى براى امام حسين،نوحه به نوعى خاص از شعر مرثيه مى‏گويند كه‏در مجالس به صورت جمعى اجرا مى‏شود.«اشعار نوحه را براى سينه زدن مى‏ساختند،يكى نوحه مى‏خواند و ديگران به نوا و آهنگ و وزن اشعار نوحه‏خوان سينه مى‏زدند.ولى‏اشعار مرثيه را با آهنگ در مجالس سوگوارى براى به گريه افكندن و اظهار تاسف‏شنوندگان بر قتل شهداى كربلا مى‏خواندند و عنوان روضه نداشت.»، (4)
    «...از معروفترين‏شعراى عصر قاجار كه مرثيه و نوحه ساخته‏اند،مى‏توان يغماى جندقى و وصال شيرازى‏را نام برد». (5)
    اين شيوه در بين عربها هم متداول است و سبك مرثيه سرايى و نوحه‏خوانى‏بر سالار شهيدان مخصوص است.با توجه به گستردگى اين مراسم و رواج آن در طول‏سال،حتى در سوگ امامان ديگر،ضرورت دارد كه سروده‏هاى ناب و نوحه‏هاى صحيح ودور از تحريفها و دروغها پديد آيد و فرهنگ عاشورا در قالب نوحه نيز ترويج گردد ونوحه خوانان نيز،بيش از هدف قرار دادن گريه،نشر فضيلتهاى اهل بيت را هدف قرار دهند. (6)
    پی نوشتها :
    1- لغت‏نامه،دهخدا.
    2- بحار الانوار،ج 79،ص 88.
    3- به روايات مربوط به تعزيه و ماتم و نوحه در بحار الانوار،ج 79،ص 71 تا 113 مراجعه كنيد.
    4- موسيقى مذهبى ايران،ص 7.
    5- همان،ص 29.
    6- نگرشى به مرثيه سرايى در ايران،عبد الرضا افسرى،بررسى گسترده‏اى از سابقه اين كار در ايران و انواع مرثيه‏ سراييها دارد.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  18. تشكر

    آسیه سادات (19-09-1389)

صفحه 11 از 40 نخستنخست ... 78910111213141521 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •