۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 12 از 40 نخستنخست ... 2891011121314151622 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 394
  1. #111
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol.. پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞






    گريه بر
    حسین (ع) چگونه گریه ای است ؟


    «گريه» مظهر شديدترين حالات احساسى انسان است، و علتها و انگيزه‏هاى مختلفى دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روايات ، بعضى از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گريه مذموم شمرده شده است .
    محبت از عواطف اصيل انسانى است كه با گريه انس ديرينه دارد . مثلاً محبت حقيقى به خداوند حسن آفرين است و براى قرب به او بايد اشك محبت ريخت.
    صنما با غم عشق تو چه تدبير كنم‏ تا به كى در غم تو ناله شبگير كنم‏
    هر كس با اندك توجهى خواهد دانست كه گريه بر حسين (ع) گريه محبت است ، آن محبتى كه در دلهاى عاشقانش به ثبت رسيده است . گريه بر او ، گريه شوق است ، زيرا قسمت زيادى از حماسه‏هاى كربلا، شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادت، فداكارى ، شجاعت و سخنرانيهاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير ، از ديدگان شنونده سرازير مى‏گردد و نيز گريه معرفت و پيوند با هدف متعالى و انسان ساز او است؛ و به تعبير امام خمينى (ره) گريه سياسى است كه فرمود: «ما ملت گريه سياسى هستيم ، ما ملتى هستيم كه با همين اشكها سيل جريان مى‏دهيم و سدهايى را كه در مقابل اسلام ايستاده است خرد مى‏كنيم ».

    هزار سال فزون شد ز وقعه عاشورا ولى ز تعزيه هر روز، روز عاشور است‏

    هيهات كه گريه بر حسين (ع) گريه ذلت و شكست باشد، بلكه گريه پيوند با سرچشمه عزت است، گريه امت نيست، كه گويا است ، گريه سرد كننده نيست ، كه حرارت بخش است، گريه بزدلان نيست، كه گريه شجاعان است ، گريه يأس و نااميدى نيست كه گريه اميد است، و بالاخره گريه معرفت است و گريه معرفت در عزاى حسين (ع) از انحراف و تحريف در قيام آن حضرت جلوگيرى مى كند و شايد به همين جهت باشد كه در فضيلت گريه بر سيدالشهدا (ع) روايات متعددى وارد شده است . از آن جمله، روايتى است كه امام صادق (ع) فرمود: «گريه و بى تابى در هر مصيبت براى بنده مكروه است، مگر گريه بر حسين بن على (ع) كه اجر و ثواب نيز دارد» .

    ) وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 393(


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    آسیه سادات (19-09-1389)

  3. #112
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞






    فرزندان حضرت زينب سلام الله عليها

    در روز عاشورا، وقتی نوبت به جوانان هاشمی رسید. فرزندان زینب کبری (سلام الله علیها) نیز خود را آماده قتال کردند.

    حضرت زینب (سلام الله علیها) در این موقع که فرزندان دلبند خود را راهی قتال با دشمنان دین و قرآن می کرد، حالتی دگرگون داشت. او عقیلة بنی هاشم است. او نائبة الامام است. اصلاً او شریک کربلای حسین (علیه السلام) است. نه بدین جهت که بنابر نقل، فرزندان خود را با دست خود کفن پوش و فدیة راه حسین (علیه السلام) کرده ، که از لحظه ای که از دامن زهرای مرضیه (سلام الله علیها) پای به عرصه وجود گذاشته، دیده به دیدار حسین (علیه السلام) باز کرده است. برای همین است که اهل دل، آفرینش او را برای کربلا معنا کرده اند.

    مگر نه آنکه در زمان حضور در کوفه، در مجلس تفسیر قرآن، وقتی آیه شریفة ”کهیعص“ را برای زنان کوفی تفسیر می کرد، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود:

    این عبارت ”کهیعص“ رمزی در مصیبت وارده بر شماست و کربلا را برای آن مخدّره ترسیم کرد.
    بسیاری می گویند: زینب کبری (سلام الله علیها)، دو فرزند خود را مهیای نبرد کرد و به آنها تعلیم داد که اگر با امتناع آن حضرت مواجه شدید - کما اینکه آن مظلوم حتی غلام سیاه را از قتال بر حذر می داشت - دائی خود را به مادرش فاطمه (سلام الله علیها) قسم دهید تا اجازه میدان رفتن بگیرید.
    پس از این مراحل ابتدا محمد بن عبدالله بن جعفر به میدان آمد و این رجز را سر داد:


    اشکوا إلی اللهِ منََ العدوانِ
    قِتل قومٍ فی الوری عمیانِ
    قَد ترکوا معالِمَ القُرآنِ
    و مُحکمَ التَنزیلِ و التِّبیانِ
    وَ اَظهروا الکُفرَ مَعَ الطُّغیانِ

    ” به خداوند شکایت می کنم از دشمنی دشمنان، قوم ستمگری که کورکورانه به جنگ با ما برخاسته اند . نشانه های قرآنی را که محکم و مبیّن و آشکار کننده کفر و طغیان است راترک کردند“

    و پس از نبردی نمایان، به شهادت رسید.
    پس از او، برادرش عون بن عبدالله جعفر راهی نبرد شد و خود را اینگونه معرفی کرد:

    اِن تُنکرونی فَانا بنُ جعفرٍ
    شهیدُ صِدقٍ فی الجنانِ الازهر
    یطیرُ فیها بجناحٍ اَخضرٍ
    کَفی بِهذا شَرَفاً فی المحشرِ

    ”اگر مرا نمی شناسید من فرزند جعفر هستم که از سر صدق به شهادت رسید و در بهشت نورانی با بال های سبز پرواز می کند. برای من از حیث شرافت در محشر همین کافی است.“

    و او نیز، فدایی راه حضرت حسین (علیه السلام) شد.





    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 19-09-1389 در ساعت 04:00
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  5. #113
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    بارگاه فرزندان حضرت زينب سلام الله عليها

    شهدای کربلا، در پایین پای حضرت حسین (علیه السلام) مدفونند و به احتمال قوی این دو دلداده نیز در همانجا پروانه شمع محفل حائر حسینی هستند. البته در 12 کیلومتری کربلا بارگاهی کوچک منصوب به عون ابن عبدالله وجود دارد که ملجأ زائرین است. برخی را عقیده بر این است که این مرقد یکی از نوادگان امام مجتبی (علیه السلام) به نام عون می باشد.


    شب چهارم: فرزندان حضرت زینب (س)


    پس از شهادت خاندان عقیل حضرت امّ المصائب، عقیله بنی هاشم (ع) دو فرزندش عون و محمد را برای جانفشانی به محضر حضرت ابا عبدالله (ع) فرستاد.


    در تاریخ آمده این دو بزرگوار فرزندان عبدالله بن جعفر بودند. این دو برادر به میدان آمده و هر یک جداگانه وفاداری خویش را تا مرز شهادت به امام زمانشان ابراز داشتند.


    ابتدا محمد در حالی که اینگونه رجز می خواند وارد میدان شد:


    ?به خدا شکایت می کنم از دشمنان قومی که از کوردلی به هلاکت افتادند. نشانه های قرآنی که محکم و مبیّن بود، عوض کردند و کفر و طغیان را آشکار کردند.?

    جمعی از سپاه کوفه به دست او کشته شدند و سر انجام عامر بن نهشل تمیمی، جناب محمد را به شهادت رساند.

    بعد از شهادت محمد، عون بن عبدالله بن جعفر وارد میدان شد و این گونه رجز خواند:


    ?اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر هستم که از روی صدق شهید شد و در بهشت نورانی با بالهای سبز پرواز می کند، این شرافت برای من در محشر کافی است.?

    نوشته اند تا بیست تن را به درک واصل کرد، آنگاه به دست عبدالله بن قطنه طائی به شهادت رسید.


    منقول است حضرت زینب(س) زماني که هر یک از بنی هاشم(ع) به شهادت می رسیدند، به کمک سید الشهدا (ع) براي تعزیت می آمد، ولی هنگام شهادت این دو بزرگوار پرده خیام را انداخت و از خیمه گاه خارج نشد.


    منبع:راسخون به نقل از kimiayeghalam.blogfa.com





    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  7. #114
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞






    دوتا گل شقايق

    دو تا گل شقایق برا حسین می آرم
    برای هدیه کردن پیشِ پاهات می زارم

    هم عون و هم محمد غنچه های بهارند
    ببین برای رفتن مثلِ بارون می ربارند

    تو قطره اشک چشما هزار تا رمز و رازه
    به زیر لب چی می گن دایی بده اجازه

    خدا بدون براشون چه غصه ها کشیدم
    خودم به دور هر دو شال و زره پیچیدم

    حسین من قبول کن زینب مگه چی داره
    هر چی که داشته باشه به پای تو می ذاره

    می دونم از غریبی خون شده این دلِ تو
    نداره هدیه های زینبی قابلِ تو

    نذر نگاهِ خسته ات هر دو تا غنچه هایم
    قربون بی کسیت شم هم من و بچه هایم



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 6

    Naser (19-09-1389), parsa (19-09-1389), مرصاد (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  9. #115
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    فرزندان مسلم بن عقيل

    فرزندان مسلم در واقعه عاشورا در ركاب سالار شهيدان جنگيدند و به شهادت رسيدند.
    دو فرزند كوچك ديگر او كه در كاروان اسراى اهل‏بيت‏بودند، به دستور عبيدالله زياد، زندانى شدند. در زندان به آن دو كودك، سخت مى‏گرفتند. يك سال در زندان ماندند. عاقبت، خود را به پيرمردى كه متصدى زندانشان بود، معرفى كردند. پيرمرد كه از علاقه‏مندان به اهل‏بيت پيامبر بود به شدت متاسف شد و در زندان را به روى آنان گشود. آن دو كودك از زندان گريختند. شب، خود را به منزلى رسانده و مهمان پيرزنى شدند كه خود را علاقه‏مند به خاندان رسول معرفى مى‏كرد.
    داماد نابكار آن زن، كه از هواداران ابن‏زياد بود و براى دريافت جايزه براى پيدا كردن اين دو زندانى فرارى، بسيار گشته و خسته شده بود، آن شب عبورش به خانه زن افتاد و پس از سخنهاى بسيار، تصميم گرفت كه شب را همان جا بخوابد. نيمه شب، متوجه حضور آن دو كودك در خانه شد،برخاست و جستجو كرد. وقتى شناخت كه آن دو فرارى اززندان،همين هايند، با بى‏رحمى تمام، دستهايشان را بست و سحرگاه به همراه غلامش آن دو كودك را برداشت و به كنار فرات برد. نه غلام و نه پسر آن مرد،هيچ يك حاضر نشدند فرمان او را در كشتن اين دو كودك بى‏گناه مسلم‏بن عقيل اجرا كنند و خود را به آب زدند و شناكنان از چنگ او گريختند. اما اين دو فرزند معصوم ماندند و آن سنگدل زرپرست و دنيا زده.
    كودكان برخاستند و به درگاه خدا چهار ركعت نماز خواندند و با پروردگار مناجات كردند و گفتند:«ياحى يا حكيم. يا احكم الحاكمين.

    احكم بيننا و بينه بالحق‏» آن جلاد، سر آن كودكان را بريد و بدنشان را در فرات انداخت و سرهاى مطهرشان را براى گرفتن جايزه نزد عبيدالله زياد برد.
    آرى،وقتى دنيا و ثروت، چشم دنياخواهان را كور كند،
    براى درهم و دينار و مقام و قدرت، غيرانسانى‏ترين كارها را هم انجام مى‏دهند.
    سلام خدا و فرشتگان و پاكان بر روح بلند «مسلم بن عقيل‏» باد، كه شرط وفا و جوانمردى را ادا نمود و جان خويش را فداى رهبر و مولايش سيدالشهدا«ع‏» كرد.
    و... درود بر همه ادامه دهندگان راه او، كه راه «حق‏» و «آزادى‏» است.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكرها 5


  11. #116
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    تحريفات در واقعهء تاريخي کربلا 1

    معني تحريف و انواع آن

    تحريف در زبان عربي ازمادّه حرفبه معني منحرف كردن چيزي از مسير اصلي خود که داشته است و يا بايد داشته باشد. به عبارت ديگر تحريف نوعي تغيير و تبديل است، ولي تحريف مشتمل بر چيزي است که کلمهء تغيير و تبديل نيست. شما، اگر کاري کنيد که جمله اي، نامه اي، شعر و عبارتي آن مقصودي را که بايد بفهماند، نفهماند و مقصود ديگري را بفهماند، مي گويند شما اين عبارت را تحريف کرده ايد. قرآن كلمه تحريف را به خصوص در مورد يهوديان به كار برده و اگر تحقيقي جامع انجام بدهيم، بيشتر خبرگزاريهاي تبليغاتي جهان در دست يهوديان بوده و يا خط دهنده آنها به طريقي با يهوديان در تماس است مانند آسوشيتدپرس براي يونايتدپرس .
    تحريف انواعي دارد که مهمترين آنها عبارت است از:

    1- تحريف لفظي
    2- تحريف معنوي.

    تحريف لفظياين است كه ظاهر مطلبي را عوض كنند يعني از يك جمله گفتاري حذف يا اضافه شود يا جملات را پس و پيش كنند.

    تحريف معنوياين است كه ظاهر مطلب را عوض نمي كنند يعني در لفظ تصرف نمي شود ولي آنرا طوري معنا مي كنند كه خلاف گوينده مطلب را بيان مي كند، بعبارتي ديگر طوري تفسير مي كنند كه با بيان و عمل آن فرق مي كند لذا تحريف معنوي بسيار خطرناكتر از لفظي است.

    مانند:
    در روزي كه مسجد مدينه را بنا كردند جناب حضرت عمار فوق العاده زحمت صادقانه مي كشيد پيامبر(ص) هم در حق او فرمودند:
    يا عَمّار، تقتلك الفئة الباغية؛
    اي عمار تو را گروهى طاغي و سركش به شهادت مي رسانند.

    لذا وقتي عمار در صفين در سپاه حضرت علي(ع) بود وزنه بزرگي براي حضرت محسوب مي شد، افراد ضعيف الايمان هم كه سخن رسول خدا(ص) را شنيده بودند تا وقتي عمار شهيد نشده بود هنوز مطمئن نبودند جنگي را كه در ركاب علي (ع) مي كنند به حق است يا نه؟

    وقتي هم كه عمار شهيد شد ناگهان فرياد از همه بلند شد كه حديث پيامبر صادق آمد و مثل آفتاب روشن بود كه گروه طاغي سپاه معاويه است.
    با استناد به آيه نهم سوره حجرات
    ( وَ اِن طائفَتان … اِلي اَمْرالله)
    پس به نصّ قرآن بايد به نفع لشگريان حضرت علي (ع) عليه سپاه معاويه وارد جنگ شد.

    اين قضيه تزلزلي در لشكر معاويه ايجاد كرد. معاويه كه هميشه با حيله كار خود را پيش مي برد به يك تحريف معنوي دست زد. چون كه گفتار پيامبر(ص) را نمي شد تحريف لفظي كرد زيرا اقلاً پانصد نفر در آن زمان اين مطلب را از پيامبر(ص) شنيده بودند و شهادت مي دادند كه فرمايش پيامبر را شنيده ايم.

    عدّه اي از سپاه معاويه به معاويه اعتراض كردند كه عمار را ما كشتيم، معاويه به آنها گفت اشتباه نكنيد، عمار را علي(ع) آورده و او موجب كشته شدن عمار شده است.

    عمر و عاص ملعون دو پسر داشت يكي مانند خودش دنياپرست و فاسق بود ولي ديگري نستباً مؤمن كه عبدالله نام داشت، در جلسه اي كه عبدالله حاضر بود همين مغلطه معنوي را به كار بردند.
    عبدالله گفت: اين چه حرفي است كه مي زنيد عمار در لشگر علي(ع) بوده پس علي(ع) او را كشته است، بنابراين حمزه سيدالشهداء عموي پيامبر كه در احد به شهادت رسيد، پيامبر او را كشته است؟
    معاويه به عمر وعاص مي گويد: چرا جلوي پسر بي ادبت را نمي گيري؟



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 4

    parsa (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), درگاه محبوب (19-09-1389)

  13. #117
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞






    مثلاً گفته اند
    :
    ليلا مادر علي اكبر(ع) نذر كرده كه اگر فرزندم سالم بماند از كربلا تا مدينه ريحان خواهم كاشت، بعدها علما با سند ردنمودند اولاً حضرت در كربلا حضور نداشته، ثانياً منطقه فيمابين كربلا و مدينه براي كشت ريحان بلا امكان است، ثالثاً مسافت بين آن دو شهر سيصد فرسنگ است.
    گفته اند امام حسين(ع) در كربلا سيصد هزار نفر را كشته است، اگر فرض شود هر ثانيه يك نفر را بكشد براي اين تعدادهشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت لازم است.

    داستانى است كه بد نيست آن را بگويم . يك نفر از علماء نقل مى كرد كه در ايام جوانيش مداحى از تهران به مشهد آمده بود كه روزها در مسجد گوهرشاد يا در صحن مى ايستاد و شعر مى خواند , مديحه مى خواند . از جمله غزل معروف منسوب به حافظ را مى خواند : اى دل غلام شاه جهان باش و شاه باش { پيوسته در حمايت لطف اله باش قبر امام هشتم سلطان دين رضا { از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش.
    اين آقا براى اينكه او را دست بيندازد , رفته بود و به او گفته بود آقا چرا اين شعر را غلط مى خوانى ؟ بايد اين طور بخوانى : قبر امام هشتم سلطان دين رضا { از جان ببوس و بر در آن , بار كاه باش يعنى وقتى به در حرم رسيدى همان طور كه يك بار كاه را از روى الاغ بزمين مى اندازند , تو هم فورا خودت را بزمين بينداز .
    از آن پس هر وقتى مداح بيچاره اين شعر را مى خواند , بجاى بارگاه مى گفت بار كاه و خود را هم بزمين مى انداخت . اين را مى گويند تحريف .
    در همين جا اين مطلب را بگويم كه تحريف از نظر موضوع نيز فرق مى كند . يك وقت است كه تحريف در يك سخن عادى است . مثل اينكه دو نفر در نقل قول و گفتار يكديگر تحريف كنند . يك وقت هم هست كه تحريف در يك موضوع بزرگ اجتماعى است , مثل تحريف در شخصيت ها . شخصيت هايى هستند كه قول و عملشان براى مردم حجت است , خلقشان براى مردم نمونه است . مثلا كسى سخنى را به على عليه السلام نسبت مى دهد كه نگفته است , يا مقصودش چيز ديگرى بوده , اين خيلى خطرناك است . خلق و خوئى را به پيغمبر , به امام نسبت مى دهد , در صورتى كه خلق او طور ديگرى بوده است . يا در يك حادثه بزرگ , در يك حادثه تاريخى كه از نظر اجتماع يك سند اجتماعى و يك پشتوانه اخلاقى و تربيتى است , تحريف بوجود آوردند . اين ديگر چقدر اهميت دارد و چقدر خطرناك است كه تحريفات , چه تحريف لفظى و چه تحريف معنوى در موضوعاتى صورت بگيرد كه موضوع عادى نيستند . ي
    ك وقت كسى در شعر حافظ تحريفى مى كند يا مثلا در كتاب موش و گربه دست مى برد اين چندان اهميتى ندارد . البته نبايد در يك كتاب ادبى با ارزش كسى تحريف بكند .

    يك وقتى يكى از استادها مقاله اى درباره كتاب موش و گربه كه از نظر ادبى بسيار كتاب با ارزشى است نوشته بود و ثابت كرده بود كه بقدرى مردم در آن دست برده و شعرها را كم و زياد و كلمه ها را عوض كرده اند كه حد ندارد .
    بعد نوشته بود كه به نظر من قومى در دنيا به اندازه قوم ايرانى بى امانت نيست كه اين همه در آثار خودش دخل و تصرفها و تحريفهاى بى جا بكند .
    در مورد مثنوى هم همين طور , آنقدر شعر الحاقى در مثنوى اضافه كرده اند كه خدا مى داند . مثلا يك شعر عالى راجع به اثر محبت در مثنويهاى اصل بوده است كه مى گويد : از محبت تلخها شيرين شود { وز محبت مسها زرين شود كه حرف حسابى است . محبت مثل چيزى است كه تلخها را شيرين مى كند , محبت حكم كيميا را دارد كه مس وجود انسان را تبديل به زر مى كند . بعد ديگران آمدند و بدون اينكه تناسبى وجود داشته باشد اشعارى به آن افزودند .


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 4

    parsa (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), درگاه محبوب (19-09-1389)

  15. #118
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞







    مثلا گفتند : از محبت مار مورى مى شود , و يا از محبت مثلا سقف ديوار مى شود و يا از محبت خربزه هندوانه مى شود كه اينها ديگر ربطى به موضوع ندارد . البته اينها نبايد بشود ولى اين تحريف ها به حيات و سعادت اجتماع ضربه نمى زند , در مسير اجتماع انحرافى ايجاد نمى كند , اما تحريف در چيزهائى كه بستگى به اخلاق و تربيت و دين مردم دارد خطرناك است , و واى به آنجا كه در اسناد و پشتوانه هاى زندگى بشر تحريف صورت بگيرد .

    حادثه كربلا براى ما مردم , خواهى نخواهى يك حادثه بزرگ اجتماعى است . يعنى در تربيت ما , در خلق و خوى ما اين حادثه اثر دارد .


    حادثه اى است كه خود بخود بدون اينكه هيچ قدرتى ما مردم را مجبور كرده باشد , ميليون ها نفر و قهرا ميليون ها ساعت از وقت خودمان را براى استماع قضاياى مربوط به آن صرف مى كنيم , ميليون ا تومان در اين راه خرج مى كنيم . اين قضيه بايد همان طورى كه بوده است بدون كم و زياد بيان شود و اگر كوچكترين داخل و تصرفى از طرف ما در اين حادثه صورت بگيرد , حادثه را منحرف مى كند و بجاى اينكه ما از اين حادثه استفاده بكنيم قطعا ضرر خواهيم كرد .

    حالا بحث من اين است كه در نقل و بازگو كردن حادثه عاشورا , ما هزاران تحريف وارد كرده ايم ! هم تحريف هاى لفظى , يعنى شكلى و ظاهرى كه راجع به اصل قضايا , راجع به مقدمات قضايا , راجع به متن مطلب و راجع به حواشى مطلب است , و هم تحريف در تفسير اين حادثه .
    با كمال تاسف اين حادثه , هم دچار تحريف هاى لفظى شده و هم دچار تحريف هاى معنوى . گاهى از اوقات تحريف هايى كه مى شود لااقل با اصل مطلب هماهنگى دارد , , ولى گاهى وقت ها تحريف , كوچكترين هماهنگى كه ندارد هيچ , قضيه را هم مسخ مى كند قضيه را به كلى واژگون مى كند و به شكلى در مى آورد كه به صورت ضد خودش رمى آيد .
    باز هم با كمال تاسف بايد بگويم تحريفهايى كه بدست ما مردم در اين حادثه صورت گرفته است همه در جهت پائين آوردن و مسخ كردن قضيه بوده است , در جهت بى خاصيت و بى اثر كردن قضيه بوده است . و در اين قضيه , هم گويندگان و علماى امت , و هم مردم تقصير داشته اند كه همه اينها را انشاء الله توضيح خواهم داد .

    من نمونه هايى از بعضى تحريف هايى كه در لفظ ظاهر , يعنى در شكل قضيه بوجود آورده اند و چيزهايى كه نسبت داده اند را ذكر مى كنم . مطلب آنقدرزياد است كه قابل بيان كردن نيست , آنقدر زياد است كه اگر بخواهيم روضه هاى دروغى را كه مى خوانند جمع آورى كنيم شايد چند جلد كتاب پانصد صفحه اى بشود ! من فقط براى نمونه عرض مى كنم :

    مرحوم حاج ميرزا حسين نورى اعلى الله مقامه , استاد مرحوم حاج شيخ عباس قمى و مرحوم حاج شيخ على اكبر نهاوندى در مشهد و مرحوم حاج شيخ محمد باقر بيرجندى محدث كه مرد بسيار فوق العاده اى بوده است , محدثى است كه در فن خودش فوق العاده متبحر بوده و حافظه اى بسيار قوى داشته است . مرد باذوق و سيار باشور و حرارت و با ايمانى بوده است . گو اينكه بعضى از كتاب هايى كه اين مرد نوشته در شان او نبوده و علماى وقت هم ملامتش كردند , ولى معمولا كتاب هايش خوب است , مخصوصا كتابى در موضوع منبر نوشته است بنام لئلو مرجان كه با اينكه كتاب كوچكى است ولى فوق العاده خوب است .

    در اين كتاب راجع به وظايف اهل منبر سخن گفته است . همه اين كتاب در دو فصل است , يك فصل آن درباره اخلاص , يعنى خلوص نيت است كه يكى از شرايط گوينده , خطيب , واعظ , روضه خوان اين است كه خلوص نيت داشته باشد . منبر كه مى رود , روضه كه مى خوان د , به طمع پول نباشد و چقدر عالى در اين موضوع بحث كرده است كه من وارد بحث آن نمى شوم .

    شرط دوم , صدق و راستى است , و در اينجاست كه موضوع راست گفتن و دروغ گفتن تشريح شده و انواع دروغ ها را چنان بحث كرده كه من خيال نمى كنم در هيچ كتابى درباره دروغ و انواع آن به اندازه اين كتاب بحث شده باشد و شايد نظير اين كتاب در دنيا وجود نداشته باشد .
    عجيب اين مرد تبحر از خودش نشان داده است . اين مرد بزرگ در همين كتاب نمونه هايى از دروغهايى را كه معمول است و به حادثه تاريخى كربلا نسبت مى دهند , ذكر مى كند . آنچه كه من مى گويم غالبا يا همه آن , همان هايى است كه مرحوم حاجى نورى هم از آنها ناله كرده است , و حتى صريحا اين مرد بزرگ مى گويد :

    امروز بايد عزاى حسين را گرفت اما براى حسين در عصر ما يك عزاى جديدى است كه در گذشته نبوده است و آن اينهمه دروغ هائى است كه درباره حادثه كربلا گفته مى شود و هيچكس جلوى اين دروغها را نمى گيرد . براى مصيبت حسين بن على بايد گريست , ولى نه براى شمشيرها و نيزه هايى كه در آن روز بر پيكر شريفش وارد شد , بلكه به خاطر دروغها .

    و در مقدمه كتاب هم نوشته است كه فلان عالم بزرگ از علماى هندوستان نامه اى به من نوشته و از روضه هاى دروغى كه در هندوستان خوانده مى شود شكايت كرده و از من خواهش كرده است كه كارى بكنم و كتابى بنويسم كه جلوى روضه هاى دروغ در آنجا گرفته شود .

    بعد مرحوم حاجى مى نويسد : اين عالم هندى خيال كرده است كه روضه خوانها وقتى به هندوستان مى روند دروغ مى گويند , نمى داند كه آب از سرچشمه گل آلود است و مركز روضه هاى دروغ , كربلا و نجف و ايران يعنى همين مراكز تشيع است .

    حالا , من بطور نمونه تحريفاتى را بيان مى كنم كه بعضى از اينها مربوط به وقايع قبل از عاشورا , بعضى مربوط به وقايع بين راه , بعضى مربوط به ايام اقامت در ماه محرم , بعضى مربوط به ايام اسارت و بعضى هم مربوط به ائمه بعد از قضاياى كربلا , و اغلب مربوط به روز عاشورا است .

    حال براى هر كدام دو نمونه مى آورم . يك مطلب را لازم است قبلا بگويم كه در همه اينها مردم مسئولند . يعنى شما مردمى كه در روضه خوانى ها شركت مى كنيد , هيچ خيال نمى كنيد كه در اين قضيه مسئول هستيد , بلكه فكر مى كنيد كه مسئول فقط گويندگان هستند .



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 4

    parsa (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), درگاه محبوب (19-09-1389)

  17. #119
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞






    دو مسئوليت بزرگ مردم

    دو مسئوليت بزرگ مردم دارند , يكى اينكه نهى از منكر بر همه واجب است . وقتى مى فهمند و مى دانند كه اغلب هم مى دانند كه دروغ است , نبايد در آن مجلس بنشينند كه حرام است و بايد مبارزه كنند .

    و ديگر از بين بردن تمايلى است كه صاحب مجلسها و مستمعين به گرم بودن مجلس دارند و به اصطلاح مجلس بايد بگيرد , بايد كربلا شود . روضه خوان بيچاره مى بيند كه اگر هر چه مى گويد راست و درست باشد آن طور كه شايد و بايد مجلس نمى گيرد و همين مردم هم دعوتش نمى كنند , ناچار يك چيزى اضافه مى كند .

    مردم بايد اين انتظار را از سر خودشان بيرون كنند و با رفتارشان آن روضه خوانى را كه مى ميراند و مجلس را كربلا مى كند تشويق نكنند . كربلا مى كند يعنى چه ! مردم بايد روضه راست بشنوند تا معارفشان , سطح فكرشان بالا بيايد و بدانند كه اگر روحشان در يك كلمه اهتزاز پيدا كرد , يعنى با روح حسين بن على هماهنگ شد و در نتيجه اشكى ولو ذره اى , از چشمشان بيرون آمد واقعا مقام بزرگى است . اما اشكى كه از راه قصابى كردن از چشم بيرون بيايد اگر يك دريا هم باشد ارزش ندارد .

    با كمال تاسفتحريفات زيادى در حادثه عاشورا وارد شده كه موجب مسخ كردن وكم اثر كردنقضيه شده استو متأسفانه به قول شهيد استادمطهري:

    براي مصيبت امام حسين (ع) و اهل بيتش (س) به خاطر آنهمه زجرهاي روحي و جسمي و ضربات شمشيرها نبايد گريست بلكه بايد به خاطر مظلوميت و دروغ پردازيهايي گريست كه مقام حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) را متنزّل مي كند

    برگرفته از كتاب حماسه حسيني - نوشته استاد شهيد مرتضي مطهري


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكرها 4

    parsa (19-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), درگاه محبوب (19-09-1389)

  19. #120
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞




    حجت الاسلام سردرودي در طي ساليان متمادي تحقيقات گسترده و ارزشمندي پيرامون تحريفات عاشورا به عمل آورده و حاصل آن تاليف چندين جلد كتاب بوده است كه از جمله آنها كتاب
    «عاشورا پژوهي و تحريف شناسي عاشورا»
    در 2 جلد است كه به عنوان پژوهش برتر سال از سوي انجمن دين پژوهان برگزيده شده است. همچنين كتاب «غديريه هاي فارسي» وي در سال 79 به عنوان كتاب سال ولايت انتخاب گرديد.
    وي هم اكنون از پژوهشگران كتابخانه مرحوم آيت الله مرعشي نجفي مي باشد. اينك متن گفت و گو از نظر خوانندگان عزيز مي گذرد.


    ¤ به عنوان اولين سؤال درباره جايگاه و اهميت و تأكيدات فراوان بر اربعين و عدد چهل در فرهنگ ديني توضيح دهيد.
    - در رابطه با اربعين حرف و حديث زياد است مسلما رمز و رازي در اين واژه وجود دارد. اربعين واژه اي است كه در متون ديني ما و بخصوص قرآن و در حيطه هاي مختلف كارآيي دارد مثلا مناجات حضرت موسي در قرآن در چهل روز تكميل شده (سوره اعراف، آيه 142)، در عرفان، در ديوان حافظ، در احاديث بسيار درباره جايگاه و تقدس عدد چهل سخن فراوان به ميان آمده است از جمله: «اگر كسي 40 شبانه روز براي خدا اخلاص بورزد، چشمه هاي حكمت از قلبش بر زبانش جاري مي شود.»

    به قول حافظ:
    كه اي صوفي شراب آن گه شود صاف
    كه در شيشه بماند اربعيني
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  20. تشكر


صفحه 12 از 40 نخستنخست ... 2891011121314151622 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •