۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 14 از 40 نخستنخست ... 410111213141516171824 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 394
  1. #131
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞




    ¤ در پايان اگر سخني با خوانندگان عزيز داريد بفرماييد.

    - آخرين سخن بايد سخن قرآن باشد در روايات هست كه هرگاه تاريكي ها به هم تنيد و فتنه ها برخاست، به سراغ قرآن برويد و به دامن او چنگ زنيد. امروز بزرگترين فتنه هاي مسلمانان، فتنه اختلاف است، سني و شيعه به هم درست نگاه نمي كنند، دشمنان مشترك به تندروهاي هر دو فرقه، چيزهايي القا كرده اند كه هر دو نسبت به هم بد شده اند. آنان بايد به واعتصموا بحبل الله برگردند و ببينند آيا در قرآن صحبت از شيعه و سني هست؟ هر شيعه و سني قبل از اينكه شيعه و يا سني باشد مسلمان است ما اول مسلمانيم بعد چيزهاي ديگر. بنابراين تمسك به قرآن بهترين گزينه براي وحدت ميان مسلمانان در همه زمان ها و مكان ها است.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  2. تشكرها 3


  3. #132
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞




    می گویند : در همان گرما گرم روز عاشورا که می دانیم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خواند ، امام فرمود حجلۀ عروسی راه بیاندازید ، من می خواهم عروسی قاسم را با یکی از دخترهایم ، لااقل شبیهش هم شده ، دراینجا ببینم . (حالا قاسم یک بچه سیزده ساله است.) چرا ؟!


    آخر آرزو دارم ، آرزو را که نمی توانم به گور ببرم . شما را به خدا ببینید ، اگر به زن دهاتی بگویی ، به او بر می خورد .گاهی از یک افراد خیلی سطح پایین [می شنویم که] من آرزو دارم عروسی پسرم را ببینم ، عروسی دخترم راببینم . حالا در یک چنین گرماگرم زدوخورد که مجال نماز خواندن نیست ، می گویند حضرت فرمود که من در همین جا می خواهم دخترم را برای پسربرادرم عقد کنم و یک شکل عروسی هم شده است در اینجا راه بیندازم . یکی از چیزهایی که از تعزیه خوانی های قدیم ما هرگز جا نمی شد ، عروسی قاسم بود ، قاسم نوکدخدا ، یعنی نوداماد ، قاسم نوداماد ; در صورتی که این قضیه د ر هیچ کتابی از کتابهای تاریخی معتبر وجود ندارد.
    این مرد عالم حاجی نوری ، می گوید : اول کسی که این [ قضیه ] را در کتابش نوشته است ، ملا حسین کاشفی بوده در کتابی به نام « روضة الشهداء » و اصل قضیه دروغ و صددرصد دروغ است . سبحان ا..
    اگر سید الشهدا علیه السلام بیاید و ببیند ( او در عالم معنا که می بیند ، اگر در عالم ظاهر هم بیاید ببیند ) چه می بیند ؟ما برای او اصحابی و یارانی ذکر کرده ایم که او اصلاً یک چنین اصحاب و یارانی نداشته است .... مثلاً می گوییم زعفر جنـّی جزء یاران امام حسین است ؛ دشمنانی ذکر میکنیم که [امام چنین دشمنانی ] نداشتند.
    .......قضایای کربلا قضایای روشنی است و سراسر این قضایا هم افتخار آمیز است ، ولی ما آمده ایم چهرۀ این حادثه تابناک تاریخی را تااین مقدار مشوَّه کرده ایم ! بزرگترین خیانتها را ما به امام حسین علیه السلام کرده ایم . اگر امام حسین علیه السلام درعالم ظاهر هم بیاید ببیند ، به ما چه می گوید ؟ آن که در آنجا بود که این نیست ؟ شما که بکلی قیافه را تغییر داده و عوض کرده اید ، آن امام حسینی که شما در خیال خودتان رسم کرده اید که من نیستم ! آن قاسم بن الحسنی که شما در خیال خودتان رسم کرده اید که جوان با معرفت من نیست ! آن یارانی که شما درست کرده اید که آنها نیستند ، پس شما چه می گویید ؟! ما آمده ایم قاسمی درست کرده ایم که آرزویش فقظ دامادی بوده و آرزوی عمویش هم دامادی او بوده است . این را شما مقایسه کنید با قاسمی که در تاریخ بوده
    کتاب حماسه حسینی مجموعه سخنرانیهای استاد مرتضی مطهری




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  4. تشكرها 2


  5. #133
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    ghalb. پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    مداحی و نقش آن در مکتب حسینی

    مداحان اهل بيت،كه با ذكر مصيبت و ذكر فضايل خاندان وحى، مجالس حسينى راگرم و اشك عاشقانه شيعيان آل الله را جارى مى‏سازند،از عوامل مهم بقاء فرهنگ‏عاشورايند.
    مداح،در اصطلاح شيعى،به كسانى گفته مى‏شود كه در ايام ولادتها وشهادتهاى ائمه‏«ع‏»در مجالس جشن و عزا به خواندن اشعارى در فضايل و مناقب محمد وآل محمد،يا در مظلوميت آنان مى‏پردازند.ولى اغلب،به مرثيه خوانان حسينى گفته‏مى‏شود كه با خواندن شعر مرثيه و ذكر مصيبت،اهل مجلس را مى‏گريانند.
    «مداح: روضه‏خوانى كه ايستاده در پيش منبر به شعر،مدايح اهل بيت و مصائب آنان را خواند،آنكه‏ايستاده در كنار منبر در مجالس روضه خوانى،يا روان در كوى و بازار،اشعار مدايح‏اهل بيت را به آواز بخواند.» (1)
    مداحى اهل بيت و نوحه خوانى در سوگ آنان،از جمله كارهايى است كه حادثه‏عاشورا را زنده نگهداشته است.ائمه نيز از مداحان و ذاكران، تقدير و تشويق مى‏كردند،صله مى‏دادند،دعا مى‏كردند و براى اين كار،فضيلت و ثواب بسيار مى‏شمردند. امام‏صادق‏«ع‏»فرموده است:«الحمد لله الذى جعل فى الناس من يفد الينا و يمدحنا و يرثى‏لنا»، (2)
    خدا را سپاس كه در ميان مردم،كسانى را قرار داده كه به سوى ما مى‏آيند و ما رامدح و مرثيه مى‏گويند.و حضرت رضا«ع‏»در تشويق دعبل به مرثيه خوانى در ايام عزاى‏حسينى فرمود:«يا دعبل!احب ان تنشدنى شعرا فان هذه الايام حزن كانت علينااهل البيت‏» (3) اى دعبل،دوست دارم برايم شعر بسرايى و بخوانى،چون اين روزها،روزهاى اندوه ما اهل بيت است.همين گونه مجالس و برنامه‏ها،آن شهادت عظيم و حادثه‏شگفت را با مرور اينهمه سال،همچنان زنده نگهداشته و به بركت آن نيز،دين واحساسات دينى و انس و آشنايى مردم با خط اهل بيت زنده مانده است.
    به تعبير امام‏خمينى‏«قدس سره‏»:«روضه سيد الشهدا،براى حفظ مكتب سيد الشهدا است...اين گريه‏ها و اين روضه‏ها حفظ كرده مكتب را.» (4) مداحى،نوعى الگو دادن به مخاطبان و شخصيت‏پردازى اجتماعى و الگويى براى جامعه ارزشى است،سنگرى براى پراكندن و نشرفضيلتها در قالبى مؤثر و فراگير نسبت‏به همه است و مداحان به خاطر اهميت كارشان درجامعه و در شكل دهى افكار و عواطف،نقش مهمى دارند و فلسفه اساسى مداحى،ترويج‏خوبيها و تبيين روحيه‏هاى والاى شهيدان كربلا و دميدن روح تعهد و حماسه درشيعه است و يك عشق و ايمان است،نه يك حرفه و شغل.به تعبير آية ا...خامنه‏اى:
    «جامعه مداح و ذاكر و ستايشگران اهل بيت،طبقه‏اى هستند كه در سايه اين روش،بيشترين تاثير را در تعميق فرهنگ و معارف اسلامى در ذهن مردم دارند...قضيه،فقطقضيه شعر خوانى نيست.مساله،مساله پراكندن مدايح و فضايل و حقايق در قالبى است كه‏براى همه شنوندگان،قابل فهم و درك باشد و در دل آنها تاثير بگذارد.» (5)
    مداحان،به لحاظ آنكه كارشان بر عنصر«صدا»،«شعر»،«اجرا»و«م خاطب‏» متكى‏است ، بايد هر چه بيشتر نسبت‏به آموزش ديدنهاى لازم،پختگى اجرا،تمرين پيوسته،گزينش شعرهاى خوب و پر معنى و زيبا و بديع و ولايى،مطالعه مقتلهاى معتبر و منابع‏تاريخى،تكيه روى اشعار و مطالب اخلاقى،فكرى و عقيدتى،پرهيز از غلو و مبالغه وگفتن حرفهاى اغراق آميز و غير قابل قبول كه اثر منفى دارد، اهتمام ورزند،از دروغ وتصنع و بازارگرمى بپرهيزند،خلوص و صداقت و مناعت طبع را فراموش نكنند،نوكرى‏ابا عبد الله الحسين و اخلاص نسبت‏به آن حضرت را از ياد نبرند و از آنجا كه شعر خوب‏از نظر مضمون،قالب و تعبير،در دلها و افكار، تاثير ماندگار مى‏گذارد،در شناخت ومطالعه و انتخاب شعرهاى پخته و عميق و زيبا بكوشند تا بهتر بتوانند در اين سمت، به‏ترسيم چهره الگوهاى كمال و اسوه‏هاى پاكى،يعنى معصومين‏«ع‏»بپردازند و خود نيزالگوى اخلاق و تعهد باشند. رسالت مقدس مداحان در عصر حاضر عبارتست از:
    · استفاده شايسته از عواطف پاك مردم و جهت دادن به آنها در مسير پاكى وتهذيب و تقوا.
    · -تعميق محبتها و عشقهاى درونى به انسانهاى اسوه و پاك.
    · -روشنگرى افكار جامعه و هدايت‏به ارزشها و خوبيها و تقويت ايمان مردم.
    · -حفظ و اشاعه فرهنگ شهادت از طريق ياد شهداى كربلا و شهداى انقلاب وجنگ و طرح معارف اسلام و انقلاب و خط امام و رهبرى و مسؤوليتهاى‏اجتماعى.
    پی نوشتها :
    1- لغت نامه،دهخدا.
    2- وسائل الشيعه،ج 10،ص 469.
    3- جامع احاديث الشيعه،ج 12،ص 567.
    4- صحيفه نور،ج 8،ص 69.
    5- ستودگان و ستايشگران،ص 30 و 31.اين كتاب كه مجموعه‏اى برگرفته از سخنان آية ا...خامنه‏اى در ديدارهاى‏ مكرر با وعاظ و مداحان و شاعران و...است،بر محور مداحى و روضه خوانى و مرثيه سرايى و...است و براى مداحان‏و ذاكران و شاعران اهل بيت،نكات بسيار سودمندى دارد،نشر«حوزه هنرى‏»،1372.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. تشكرها 3


  7. #134
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gool پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞







    زنجیر زنی و مسئله شرعی بودن آن

    از سنتهاى عزادارى در ايران است،در پاكستان و هندوستان نيز اين شيوه از ديرباز رواج داشته است.مجموعه‏اى از حلقه‏هاى ريز متصل به هم كه به دسته‏اى چوبى يا فلزى‏وصل مى‏شود«زنجير»نام دارد و آن را در ايام عاشورا، بصورت دسته جمعى و درهياتهاى عزادارى،همراه با نوحه خوانى،بر پشت مى‏زنند و گاهى جاى آن كبود يامجروح مى‏شود.غالبا اين مراسم با سنج همراه است.

    اين شيوه عزادارى كه اغلب همراه با خون آمدن از پشت زنجير زنان است،بويژه در برخى مناطق و ملتها كه تيغهايى هم به زنجيرها مى‏بستند،در گذشته چون در ديد برخى‏ غير مسلمانان تاثير سوء داشت،برخى علما به حرمت زنجير زدن و قمه زدن و خون ازسر و پشت‏خويش جارى كردن فتوا دادند.

    در مقابل آنان نيز علماى ديگرى در پاسخ به‏استفتاهاى مردم، حكم به جواز دادند.اين مساله،بارها در گذشته منشا كشمكشهاى‏مذهبى گشته است.از جمله آية الله سيد ابو الحسن اصفهانى فتوا به حرمت داد و سيدمحسن امين از او انتقاد كرد و اين مساله به مطبوعات و مجلات آن روزگار كشيده شد (1) واز آن پس بازار استفتاء و افتاء داغ شد و مجموعه‏هايى نيز كه حاوى اين نظرات فقهى بود،منتشر گرديد.نظير آن سبت‏به قمه زنى هم در تاريخ معاصر وجود دارد.

    پى‏نوشت:
    1-موسوعة العتبات المقدسه،ج 8،ص 378(پاورقى).

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. تشكرها 3


  9. #135
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞




    حرم دوطفلان مسلم










    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. تشكرها 4

    نوای عشق (20-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), درگاه محبوب (19-09-1389), شكوه انتظار (19-09-1389)

  11. #136
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞








    بس كه خونبار است چشم خامه‏ام‏

    بوى خون آید همى از نامه‏ام‏

    ترسمش خون باز بندد راه را

    سوى شه نابرده عبدالله را

    آن نخستین سبط را دوم سلیل‏

    آخرین قربانى پور خلیل

    قامتش سروى ولى نو خاسته

    تیشه كین شاخ او پیراسته

    خاك بار اى دست بر سر خامه ‏را

    بو كه بندد ره به خون این نامه ‏را

    سر برد این قصه جانكاه را

    تا رساند نزد مهر آن ماه را

    دید چون گلدسته باغ حسن

    شاه دین را غرق گرداب فتن‏

    كوفیان گردش سپاه اندر سپاه‏

    چون به دور قرص مه شام سیاه‏

    تاخت سوى حربگه نالان و زار

    همچو ذره سوى مهر تابدار

    شه به میدان چشم خونین باز كرد

    خواهر غمدیده را آواز كرد

    كه مهل اى خواهر مه روى من

    كاید این كودك ز خیمه سوى من

    ره به ساحل نیست زین دریاى خون

    موج طوفان زا و كشتى سرنگون‏

    بر نگردد ترسم این صید حرم

    زین دیار از تیر باران ستم

    گرك خونخوار است وادى سر به سر

    دیده راحیل در راه پسر

    دامنش بگرفت زینب با نیاز

    گفت جانا زین سفر بر گرد باز

    از غمت اى گلبن نورس مرا

    دل مكن خون داغ قاسم بس مرا

    چاه در راه است و صحرا پر خطر

    یوسف از این دشت كنعان كن حذر

    از صدف بارید آن در یتیم

    عقد مرواریدتر بر روى سیم

    گفت عمه و اهلم بهر خدا

    من نخواهم شد ز عم خود جدا

    وقت گلچینى است در بستان عشق

    در مبندم بر بهارستان عشق‏

    بلبل از گل چون شكیبد در بهار

    دست منع اى عمه از من باز دار

    نیست شرط عاشقان خانه سوز

    كشته شمع و زنده پروانه هنوز

    عشق شمع از جذبه‏هاى دلكشم

    او فكنده نعل دل در آتشم‏

    دور دار اى عمه از من دامنت

    آتشم ترسم بسوزد خرمنت

    دور باش از آه آتش زاى من

    كاتش سود است سر تا پاى من

    بر مبند اى عمه بر من راه را

    بو كه بینم بار دیگر شاه را

    باز گیر از گردن شوقم طناب

    پیل طبعم دیده هندوستان بخواب

    عندلیبم سوى بستان مى‏رود

    طوطیم زى شكرستان مى‏رود

    جذبه عشقش كشان سوى شهش‏

    در كشش زینب به سوى خرگهش

    عاقبت شد جذبه‏هاى عشق چیر

    شد سوى برج شرف ماه منبر

    دید شاه افتاده در دریاى خون

    با تن تنها و خصم از حد فزون

    گفت شاها نك بكف جان آمدم

    بر بساط عشق مهمان آمدم

    آمدم ایشان من این ‏جا قنق

    اى تو مهمان دار سكان افق

    هین كنارم گیر و دستم نه بسر

    اى به روز غم یتیمان را پدر

    خواهران و دختران در خیمه گاه

    دوخته چون اختران چشمت براه

    كز سفر كى باز گردد شاه‏ها

    باز آید سوى گردون ماه ما

    خیز سوى خیمه‏ها مى‏كن گذار

    چشم‌ها را وارهان از انتظار

    گفت شاهش الله ‏اى جان عزیز

    تیغ مى‏بارد در این دشت ستیز

    تو به خیمه باز گرد اى مهوشم‏

    من بدین حالت كه خود دارم خوشم

    گفت شاها این نه آئین وفاست

    من ذبیح عشق و این كوه مناست‏

    كبش(1) املح(2) كه فرستادش خدا

    سوى ابراهیم از بهر فدا

    تو خلیل و كبش املح نك منم

    مرغزار عشق باشد مسكنم

    نز گران جانى بتأخیر آمدم

    كوكب صبحم اگر دیر آمدم

    دید ناگه كافرى در دست تیغ‏

    كه زند بر تارك شه بى دریغ‏

    نامده آن تیغ كین شه را به سر

    دست خود را كرد آن كودك سپر

    تیغ بر بازوى عبدالله گذشت

    وه چه گویم كه چه زان بر شه گذشت‏

    دست افشان آن سلیل ارجمند

    خود چو بسمل در كنار شه فكند

    گفت دستم گیر اى سالاركون

    اى به بی‌دستان بهر دو كون عون‏

    پایمردى كن كه كار از دست رفت

    دستگیرم كاختیار از دست رفت

    شه چو جان بگرفت اندر بر تنش

    دست خود را كرد طوق گردنش

    ناگهان زد ظالمى از شست كین

    تیر دل دوزش به حلق نازنین

    گفت شه كى طایر طاوس پر

    خوش بر افشان بال تا نزد پدر

    یوسفا فارغ ز رنج چاه باش‏

    رو به مصر كامرانى شاه باش‏

    مرغ روحش پر به رفتن باز كرد

    همچون باز از دست شه پرواز كرد

    "دیوان آتشكده، نیر تبریزى"


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    ویرایش توسط درگاه محبوب : 19-09-1389 در ساعت 19:33

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  12. تشكرها 5


  13. #137
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞







    دوباره در دل من خیمه عزا نزنید
    نمک به زخم من و زخم خیمه ها نزنید
    شکسته تر زمن پیر دیگر اینجا نیست
    مرا زمین زده است اکبرم شما نزنید
    برای آنکه نمیرم ز شرم مادرتان
    میان این همه لبخند دست و پا نزنید
    خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان
    فقط نه اینکه دو بی کس دو تشنه را نزنید
    که در برابر چشمان مادری تنها
    سر دو تازه جوان را به نیزه ها نزنید

    حسن لطفی

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    ویرایش توسط درگاه محبوب : 19-09-1389 در ساعت 20:20

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  14. تشكرها 4


  15. #138
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞










    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكرها 4

    نوای عشق (20-09-1389), آسیه سادات (19-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (19-09-1389), درگاه محبوب (19-09-1389)

  17. #139
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞





    تا صوت قرآن از لب آنها مي آيد
    كفر تمام نيزه ها بالا مي آيد

    خون علي گويان عالم را بريزيد
    اي دشنه ها،تازه ترين فتوا مي آيد

    آداب جنگ كربلا مثل مدينه است
    چون ضربه هاشان سمت پهلوها مي آيد

    این چندمین باریست که از پشت خیمه
    دارد صدای گریه ی زهرا میاید

    سد سپاه كفر را در هم شكستند
    تكبيرهاي حضرت سقا مي آيد

    دجال هاي كوفه در فكر فرارند
    دارد سپاه زينب كبري مي آيد

    اي تيغ هاي كند،با تقسيم سرها
    چيزي از آنها گيرتان آيا مي آيد!؟

    زينب بيا از خيمه ها بيرون، كه تنها
    با ديدن تو حال آقا جا مي آيد



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  18. تشكرها 3


  19. #140
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,990 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞




    روز عاشورا وقتی زینب دید حسینش غریب و تنهاست لباس نو بر تن بچه هایش (محمد و عون) کرد. شمشیر به دستشان داد، بچه ها را آماده شهادت ساخت.
    عزیزانش را آورد نزد برادر، صدا زد حسین جان، اجازه بده محمد و عون فدای تو شوند ابی عبدالله اجازه نمی داد، بی بی زینب گریه می کند، اصرار می کند.

    به هر شکلی بود ابی عبدالله اجازه داد به بچه های زینب، بی بی خوشحال شد، بچه ها را بدرقه کرد.
    محمد و عون به میدان رفتند، جنگیدند یک وقت صدای بچه های زینب بلند شد، ابی عبدالله آمد میدان پیکرشان را در بغل گرفت در حالی که پاهایش به زمین کشیده می شد آنها را به سوی خیمه آورد همه بانوان به استقبال آمدند، اما زینب را ندیدند.
    زینبی که همیشه پیشاپیش بانوان بود، اما ابا عبدالله وقتی بدن بچه هایش را آورد از خیمه بیرون نیامد، مبادا برادر خواهر را ببیند و شرمنده بشود! مبادا چشمش به پیکرهای به خون تپیده عزیزانش بیفتد بی تابی کند از پاداشش کم بشود.

    اما همین زینب به استقبال جنازه علی اکبر(ع) شتافت. وقتی به جنازه علی اکبر رسید، بدن علی اکبر را در آغوش گرفت با سوز دل صدا می زد: علی جان، علی جان.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  20. تشكرها 2

    نوای عشق (20-09-1389), درگاه محبوب (19-09-1389)

صفحه 14 از 40 نخستنخست ... 410111213141516171824 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •