۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 16 از 40 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 394
  1. #151
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞





    به طفل خانه بدوش خانه لازم نيست

    مـــرا کــه دانه اشک است دانه لازم نیست
    بـه نالــه انس گرفتـــم ، ترانـه لازم نیسـت

    ز اشـــک دیــده بــه خاک خرابــــه بنوشتــم
    به طفل خانــه به دوش ، آشیانه لازم نیست

    نشان آبله و سنـگ و کعب نى کافى است
    دگـر به لالــــه رویـــم نشانـــه لازم نیست

    بـــه سنـــگ قبـر مـــن بى گنــــاه بنویسید
    اسیــر سلسلـــه را تازیانــــه لازم نیســت

    عــــدو بهانـــه گرفت و زد و بـــه او گفتــــم
    بـزن مـــرا کـــه یتیمـم ، بهانــه لازم نیسـت

    مــرا زملک جهان گوشه خرابــه بس است
    بـه بلبلى کــه اسیــر است لانه لازم نیست

    محبتـت خجلــم کرده ، عمـــه دست بــــدار
    براى زلف به خون شسته ، شانه لازم نیست

    به کودکى که چراغ شبش سر پدر است
    دگـر چـراغ بـــه بزم شبانــــه لازم نیست

    وجود سوزد از این شعله تا ابــد (میثـم )
    سرودن غــــم آن نازدانــه لازم نیســــت




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 3

    parsa (24-09-1389), مناجات (20-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (20-09-1389)

  3. #152
    عضو كوشا

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 117      تشکر : 253
    375 در 125 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    negin_javdan آنلاین نیست.

    پیش فرض روز شمار محرم 1432 ₪ஐ₪ روز پنجم - عبدالله بن حسن




    عبدالله بن الحسن ( علیه السلام): پدرش امام حسن مجتبی ( علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می‏باشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود و چون عمویش حسین ( علیه السلام) را زخمی و بی‏یاور دید، خود را به آن حضرت رسانید و گفت: «به خدا قسم از عمویم جدا نمی‏شوم‏» . در آن هنگام شمشیری به طرف امام حسین ( علیه السلام) روانه شد . عبدالله دست‏خود را سپر شمشیر قرار داد و دستش به پوست آویزان شد و فریاد زد: «عموجان‏» ! حسین ( علیه السلام) او را در بغل گرفت و به سینه چسبانید و فرمود: برادرزاده! بر این مصیبت که بر تو وارد آمده است، صبر کن و از خداوند طلب خیر نما، زیرا خداوند تو را به پدران صالحت ملحق می‏کند . ناگاه حرمله بن کاهل تیری بر او زد و او در دامان عمویش حسین ( علیه السلام)، به شهادت رسید . وی نوجوانی یازده ساله بود
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  4. تشكرها 4


  5. #153
    مدیر افتخاری
    نوای عشق آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 393      تشکر : 1,991
    750 در 283 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نوای عشق آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞




    علل قیام امام حسین از دیدگاه استاد مطهری

    قرن هاست قیام امام حسین (ع) برای شیعه منبعی الهام بخش ، نیرو دهنده و راهنماست . قرن هاست شیعه در عزای امامش سیاه می پوشد و به عزا می نشیند . قرن هاست شیعه به برکت عاشورا و حسین (ع) حفظ شده . طبیعی است که اگر فردی ادعای پیروی از کسی رادارد باید آن شخص را درست بشناسد . باید با راه وروش او آشنا باشد. باید بتواند دنیا را از دریچه نگاه او ببیند تا بتواند در غیاب او همان کاری را کند که اگر او بود همان می کرد . امامان شیعه در طول تاریخ همیشه همین خط را دنبال کرده اند یعنی عمل و قول آنها همیشه برای شیعه حامل پیام بوده است ، به گونه ای که شیعه بتواند همیشه راه خود را بیابد و در پرتو نور وجود این ستارگان تابناک حرکت کند . امامان ما وظیفه خود را به بهترین شکل انجام داده اند و امروز وظیفه ماست که راه آن ها را بشناسیم و عملشان را چراغ راه قرار دهیم . هدف از این مقاله آن است که بتوانیم شناخت دقیق تری از یکی از درخشان ترین برهه های تاریخ تشیع یعنی قیام عاشورا داشته باشیم .
    برای شناخت یک نهضت لازم است که آن را از جهات مختلف بررسی کنیم . باید علل و موجبات آغاز قیام را بررسی کرد، اهداف آن را شناخت ودر سیر تاریخی وقایع و اتفاقات نهضت کنکاش کرد . تمرکز این نوشتار بیشتر بر روی علل قیام امام (ع) و بررسی اهمیت آن ها در پرتو افکار و اجتهاد استاد شهید مطهری است .
    لازم است قبل از ورود به بحث این نکته را متذکر شویم که در اسلام هر اقدامی که می خواهد انجام شود باید صد در صد آگاهانه و از روی تصمیم و انتخاب باشد. اسلام انجام هیچ کاری بدون آگاهی و بدون شناخت را نمی پسندد و اجازه نمی دهد . گاهی اوقات ممکن است فردی یا گروهی از افراد از شدت ظلمی که به آن ها می رود،یا از شدت تنگناهایی که در آن گرفتارند، بدون هدف و بدون این که بدانند واقعا چه می خواهند دست به انقلاب بزنند. بی شک قیام امام حسین(ع) چنین قیامی نبود . این مسئله نه تنها در باره کل قیام امام صادق است، بلکه امام می کوشد عمل و قیام تک تک اصحابش عالمانه ، آگاهانه و آزادانه باشد چرا که چنین عملی است که ارزشمند است و اثر گذار .شاید توجه به این نکته راز این مسئله را روشن کند که چرا امام می خواهد به هر بهانه ای اصحابش را مرخص کند ؟ مدام به آ نها می گوید که اگر می خواهید بروید من بیعت خود را از شما برداشتم . آیا رهبری که می خواهد از ناراحتی و نا رضایتی و یا جهالت مردم استفاده کند ، چنین با یا رانش صحبت می کند ؟در واقع همین نکته است که به شهدای کربلا ارزش می دهد . همراهان و یاران حسین (ع) در کمال آزادی انتخاب کردند ، در نهایت آگاهی و بدون این که کوچکترین احساس اجباری از ناحیه دوست یا دشمن بکنند .
    بنابراین تمام اقدامات امام (ع) و یارانش از روی آگاهی و با علم کامل بوده است . پسس ذکر این مقدمه به بیان علل قیام امام (ع) می پردازیم . از دیدگاه استاد شهید مطهری علل قیام امام را می توان در سه مورد ذکر کرد .
    1 - عامل تقاضای بیعت از سوی یزید
    یزید بعد از آن که بر تخت خلافت تکیه زد، از امام تقاضای بیعت کرد. بیعت امام در آن شرایط نه تنها صحه گذاشتن برخلافت آدم ننگینی مانند یزید است ، بلکه امضا کردن سنتی است که معاویه سعی داشت برای اولین بار آن را پایه گذاری کند و آن این که فرزند خلیفه جانشین او شود و در واقع خلافت به سلطنت تبدیل شود. این بدعتی بود که نه سنی قبول دارد نه شیعه. در قبال این تقاضا ماهیت قیام امام عکس العملی به صورت منفی است. یعنی مقاومت در برابر درخواست یزید. سنخ کار امام از روی تقوا است . لذا امام در برابر تقاضای نا به حقی که از او شده و انجامش صد در صد به خسران برای دین می انجامد، ایستادگی می کند.
    2- عامل دعوت مردم کوفه
    مردم کوفه بعد از مرگ معاویه از امام برای ایجاد حکومت دعوت می کنند. انبوه نامه های دعوت کنندگان به مکه می رسد، دعوت کنندگانی که مدعی هستند ما از سر وجان و دل آماده ایم تا تو را همراهی کنیم در اینجا پاسخ امام چه باید باشد ؟ پاسخ امام در برابر دعوت عده ای از مسلمین که آمادگی خود را برای تشکیل حکومت اعلام کرده اند چه می تواند باشد ؟ طبیعی است که حجت بر امام تمام شده است عکس العمل مثبت و ماهیتش تعاون است .
    در تاریخ است که ابن عباس به امام پیشنهاد می کند که به کوهستان های یمن برود و زندگی کند تا جانش را حفظ کند. چرا امام نپذیرفت ؟ اگر امام به کوهستان پناه می برد از بیعت با یزید خودداری می کرد ولی در برابر دعوت مردم کوفه که او را می خواندند چه پاسخی به خدا می داد ؟ این بود که امام نپذیرفت و به ندای مردم کوفه پاسخ داد هر چند امام از همان اول در خطبه ها و سخنرانی ها به سست بودن رای و اراده مردم کوفه اشاره می کند، ولی این آگاهی از امام سلب مسوولیت نمی نماید .
    نکته مهم این است که از لحاظ زمانی و تاریخی عامل اول بر دوم مقدم است ، یعنی این گونه نبوده که امام با پشتوانه دعوت مردم کوفه از بیعت با یزید خود داری کند . در واقع دعوت مردم کوفه حداقل یک ماه بعد از آن که امام از بیعت سر باز زد آغاز شد . امام قبل از آن که اصولا دعوتی از سوی مردم کوفه باشد اعلام کردند که حاضر به بیعت نیستند حتی اگر در همه زمین یک نقطه برای زندگی وی وجود نداشته باشد .
    3- عامل امر به معروف و نهی از منکر
    امام از همان آغاز قیام در مدینه و قبل از دعوت مردم کوفه اعلام می کند که من شرعا موظم در برابر حکومت قیام کنم ، چرا که دنیای اسلام را منکرات فرا گرفته است . در واقع در منطق امام حتی اگر یزید از امام تقاضای بیعت نمی کرد ، حتی اگر دعوتی از سوی مردم کوفه نبود ، باید به حکم شرع و در برابر خطر بزرگی که اسلام را تهدید می کند قیام کرد و به حکومت وقت هجوم برد. لذا نقش امام در این جا نقش هجومی است . توجه به دو نکته زیر اهمیت این عامل در دیدگاه امام را نشان می دهد .
    الف - امام قبل از ترک مدینه و دعوت مردم کوفه در وصیتنامه خود خطاب به محمد بن حنفیه می گوید که (( قیام من قیام اصلاح طلبی است . من به حکم امر به معروف و نهی از منکر قیام می کنم ))
    ب - امام بعد از اطلاع از شکست کوفه و سستی اراده کوفیان نه تنها قیام خود را پایان یافته نمی داند، نه تنها با یزید بیعت نمی کند، بلکه داغترین خطبه ها و شور انگیز ترین و پر هیجان ترین سخنان بعد از شکست کوفه از امام شنیده میشود . امام به صراحت می گوید راه من راه مسلم و نتیجه کار من شهادت است . اگر برای امام تنها بیعت نکردن با یزید مسئله بود بی شک خاندان و یاران خود را از قیام معاف می کرد و می گفت شرعا جایز نیست که شما جان خود را به خطر بیاندازید. آنها با من کار دارند ، من هم بیعت نمی کنم شما چرا می خواهید جان خود را به خطر بیاندازید ؟ ولی امام این کار را نمی کند . چرا که منطق امام منطق شهید است امام به حکم دین قیام کرده ، امام به حکم واجب شرعی امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده ، امام می خواهد موجی بیافریند و با آن موج جامعه اش را بیدار کند، هر چه این موج وسعت داشته باشد بهتر است . آری امام با خون خود و یارانش پیامی را بر روی دلها حک کرد که برای همیشه تاریخ به جای ماند و راز این ماندگاری آگاهانه بودن و صادقانه بودن این پیام است
    جان کلام این که امام در وهله اول به حکم امر به معروف و نهی از منکر قیام می کند، عامل بعد از حیث اهمیت در نگاه امام تقاضای نا مشروع یزید برای بیعت است و نهایتا دعوت مردم کوفه . لذا اگر دعوتی نبود و تقاضایی برای بیعت ، باز هم قیام امام به وقوع می پیوست .
    بی شک قیام امام حسین (ع) برای ما حجتی است روشن ، ولی فراموش نکنیم که در سیره امامان ما همیشه قیام و خروج بر ضد نا اهلان حاکم نبوده ، گاه هم صلح بوده و بیعت ! سر این تفاوت ها در متغیر بودن شرایط زمان و مکان است شرایطی که شناخت آن مقدم بر هراقدامی است عدم شناخت شرایط می تواند منجر به اشتباهات فاحشی شود و بدون هیچ گونه تردیدی بهترین راه برای اطمینان از درستی عمل حرکت در زیر سایه ولایت است .
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    دلی کزمعرفت نور وصفا دید
    / به هرچه که دید اول خدا دید


  6. تشكرها 2


  7. #154
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞






    من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم

    غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمومنینم

    هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن

    تاابدحاجـــت روا گردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم

    پاک سوزدهرکه خواندسطری ازشرح کتابــم

    دلبرومحبوبــــــــــــه ی محبوب دلبرآفرینـــــم

    کربــــلا درروزعاشورابـــــلاانــــ ـــدربــــــــلابـود

    دوربـــــابـــــایم بگردم،مبتـــــــلادرمبتــ لابـــود

    من هم آخـــرنازنینــــم،نازنینـ ـــم،نازنینـــــــم

    نوگــــــل آن عشقبـــــازاولیـــــــن وآخرینـــــم


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكر


  9. #155
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞






    پرچم اسیری

    مجنون صفت به دشت وبیابان دویده ام

    اکنون به کوی عشق تو جانا رسیده ام

    در راه عشق تو شده پایم پر از آبله

    از بس که روی خار مغیلان دویده ام

    تنها نشد از داغ تو موی سرم سفید

    همچون هلام از غم عشقت خمیده ام

    دیوانه وار بر سر کویت گر آمدم

    منعم مکن که داغ روی داغ دیده ام

    من پرچم اسرم ، وبار غم تو را

    از کوفه تا به شام به دوشم کشیده ام

    عمرم تمام گشته عزیزم در این سفر

    دست از حیات خویش حسینم بریده ام

    گاهی چو بلبل از غم عشق تو در نوا

    گاهی چو جغد گوشۀ ویران خزیده ام

    دیدی به پای تخت یزید از جفای او

    چون غنچه ، پیرهن به تن خود دریده ام

    گنج تو را به گوشۀ ویرانه گذاشتم

    چون اشک اوفتاد رقیّه ز دیده ام

    می گفت ومی گریست (رضایی ) ز سوز دل

    اشکم ، به خاک پای شهیدان چکیده ام
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكر


  11. #156
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞




    عبدالله بن الحسن بن علی بن ابیطالب (علیه السلام)


    اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .

    «عبدالله» کودک چند ساله امام مجتبی(علیه السلام) است. مادر عبدالله دختر «شلیل بن عبدالله بجلّی» بوده است. (1)
    شیخ مفید چنین نقل می‌کند: پس از آن که «مالک بن نسر کندی» با شمشیرش به سر مبارک امام حسین(علیه السلام) زد، امام پارچه‌ای درخواست فرمود و با آن سر مبارکش را محکم بست و عمامه‌ای بر کلاه خود بست. شمر و دیگران هم به جایگاه خود بازگشتند. زمانی گذشت تا امام بار دیگر به میدان بازگشت و آنها هم بازگشتند و آن حضرت را محاصره کردند.
    عبدالله پسر امام مجتبی(علیه السلام) هنوز به حد بلوغ نرسیده بود و در خیمه‌گاه با زنان به سر می‌برد. هنگامی که متوجه حمله دشمن به جانب امام شد، از خیمه‌گاه بیرون دوید. او سراسیمه و شتابان رو به جانب امام حسین(علیه السلام) رفت و در کنار عمویش ایستاد. حضرت زینب (علیهاالسلام) او را دنبال کرد و به او رسیده بود. او تلاش کرد که آن کودک را نگه دارد. امام حسین(علیه السلام) به خواهرش فرمود: «احبسیه یا اخیه؛ ای خواهرم! او را نگهدارید.» آن کودک از این که بازداشته شود، سخت امتناع می‌ورزید. او به عمه‌اش گفت: «والله لا افارق عمّی(2)؛ سوگند به خدا، از عمویم جدا نمی‌شوم.»


    پی‌نوشت‌ها:
    1- ابصار العین، ص 73 .
    2- الارشاد، ج 2، ص 110 .


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكر


  13. #157
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞




    نحوه شهادت عبدالله بن الحسن(علیه السلام)


    اندازه اين تصوير تغيير داده شده است براي نمايش اندازه واقعي كليك نماييد .

    ناگاه «ابجر بن کعب» شمشیر خود را به سوی امام پایین آورد. عبدالله فریاد زد: «ای پسر زن ناپاک! وای بر تو! آیا می‌خواهی عمویم را بکشی؟» بَحر قصد ضربه زدن به امام را داشت.ناگاه عبدالله دستش را پیش آورد تا ضربه را از امام دور سازد. ولی دست مبارکش تا پوست قطع شد و دست آویزان گشت.
    کودک فریادش بلند شد: «یا امّاه؛ ای مادرم!» حسین(علیه السلام) او را در بر گرفت و به سینه چسبایند و فرمود: «ای فرزند برادرم! بر آنچه به تو رسیده صبر کن و آن را به حساب خیر بگذار؛ چرا که خداوندا تو را به پدران صالحت ملحق خواهد کرد.»(3)
    امام دست خود را به آسمان بلند کرد: «پروردگارا! قطرات باران را از اینها دریغ بدار و برکات زمینت را از اینها باز دار؛ پروردگارا! پس اگر تا هنگام (مرگ) آنها را مهلت داده و بهره‌مند می‌سازی، بین آنها تفرقه بینداز و هر کدام را به راهی جداگانه بدار؛ و سردمداران را هرگز از اینها راضی مدار؛ چرا که اینها ما را دعوت کردند تا که یاریمان کنند، سپس بر ما دشمنی کردند و ما را کشتند.» (4)
    ابوالفرج گوید: در نهایت عبدالله به دست «حرملة بن الکاهل الاسدی» به شهادت رسید.(5) در زیارت ناحیه مقدسه آمده: «السلام علی عبدالله بن الحسن بن علی الزکی» و سپس بر قاتل او به نام «حرملة بن کاهل الاسدی» نفرین شده است. (6)

    پی‌نوشت‌ها:
    3- الارشاد، ج 2، ص 110 .
    4- همان، ص 111 .
    5- مقاتل الطالبیین، ص 89 .
    6- اقبال الاعمال، ج 3، ص 75 .
    برگرفته از كتاب یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكر


  15. #158
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞





    این صحنه ها را پیش از این یکبار دیدم
    من هر چه می بینم به خواب انگار دیدم
    شکر خدا اکنون درون تشت هستی
    بر روی نی بودی تو را هر بار دیدم
    بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش
    من مثل زهرا مادرت ازار دیدم
    یک لحظه یادم رفت اسم من رقیه است
    سیلی که خوردم عمه را هم تار دیدم
    احساس کردم صورتم آتش گرفته
    خود را میان یک در و دیوار دیدم
    مجموع درد خارها بر من اثر کرد
    من زیر پایم زخم یک مسمار دیدم
    (سوغات مکه)توی گوشم بود بردند
    کوفه همان را داخل بازار دیدم

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكر


  17. #159
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞






    خوش آمدی ای پدر



    یار سفر کرده‌ی من از سفر آمده
    خرابه را زینت کنم که پدر آمده ‏

    خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر‏

    تو کعبه ای و من نماز آورم سوی تو
    با اشک خود شویم غبار از گل روی تو ‏

    خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر‏

    قدم قدم به زخم دل نمکم می زدند
    پدر پدر می گفتم و کتکم می زدند ‏

    خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر‏

    جان پدر کبودی صورتم را ببین
    شبیه مادرت شدم، قامتم را ببین‏

    خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر‏

    نفس درون سینه ام شده تاب و تبم ‏

    من بوسه گیرم از گلو تو زلعل لبم ‏

    خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر‏

    چرا عذار لاله گون بَرِ من آورده‌ای
    محاسن غرقه به خون بَر من آورده‌ای ‏

    خوش آمَدی ای پدر! مرا به همره ببر‏

    ای عمه‌ها و خواهران! دست حق یارتان
    رفتم به همراه پدر، حق نگهدارتان‏

    خوش آمدی ای پدر! مرا به همره ببر‏



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكر


  19. #160
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞







    طایر گلزار وحی! کجاست بال و پرت؟

    که با سرت سر زدی به نازنین دخترت

    ز تندباد خزان شکفته تر می شوی
    می شنوم هم چنان بوی گل از حنجرت

    به گوشه ی دامنم اگر چه خاکی بُوَد
    اذن بده تا غبار بگیرم از منظرت

    تو کعبه من زائرت، خرابه ام حائرت
    حیف که نتوان کنم طواف دور سرت


    ببین اسیرم، پدر! زعمر سیرم، پدر!
    مرا به همره ببر به عصمت مادرت

    فتح قیامت منم، سفیر شامت منم
    تویی حسین شهید، منم پیام آورت

    منم که باید کنم گریه برای پدر
    تو از چه گشته روان، اشک زچشم تَرَت

    خرابه شأن تو نیست، نگویم اینجا بمان
    بیا مرا هم ببر مثل علی اصغرت

    پیکر رنجور من گرفته بود التیام
    اگر بغل می گرفت مرا علی اکبرت

    این همه زخمت که هست بر سر و روی و جبین
    نیزه و شمشیر و تیر چه کرده با پیکرت

    اگر چه میثم نبود به دشت کرب و بلا
    به نظم جان سوز خود گشته پیام آورت

    شاعر:حاج غلامرضا سازگار (میثم)



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  20. تشكر


صفحه 16 از 40 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •