سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 17 از 40 نخستنخست ... 713141516171819202127 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 394

موضوع: ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  1. Top | #161

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,707 در 52,470
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞






    دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود

    گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود

    جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی

    هیچ‌کس در گوشه ویران به یاد ما نبود

    دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را

    ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود

    جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب

    پاسخم جز کعب نی ،جز سیلی اعدا نبود

    دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت

    عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود

    جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را مي‌زدند

    ذره‌ای رحم و مروت در دل آنها نبود

    دخترم وقتی عدو مي‌زد تو را برگو مگر

    حضرت سجاد زین‌العابدین آنجا نبود

    جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود

    کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود

    دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس

    مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود

    جان بابا من دویدم زجر هم مي‌زد مرا

    آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود

    دخترم من از فراز نی نگاهم با تو بود

    تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود

    جان بابا ابر سیلی دیده‌ام را بسته بود

    ورنه از تو لحظه‌ای غافل دلم بابا نبود

    دخترم شورها بر شعر میثم داده‌ایم

    ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود

    جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت

    ز آن که او جز ذاکر و مرثیه خوان ما نبود


    شاعر:حاج غلامرضا سازگار (میثم)



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2. تشكر


  3. Top | #162

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,707 در 52,470
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞



    گوشه ویرانه


    هجر تو ای پدر جان مرا دیوانه کرده

    دختر تو مکان گوشةِ ویرانه کرده

    مانده بر پیکرم بابا نشانه

    جای سیلی و نقشِ تازیانه

    ای حسین جان، حسین جانم حسین جان (2)


    صورتم را ببین ای پدر گردیده نیلی

    گشته رُخساره ی من سیه از ضرب سیلی

    مانده بر پیکرم بابا نشانه

    جای سیلی و نقش تازیانه

    ای حسین جان حسین جانم حسین جان (2)


    مَنِ خونین جگر میوه ی قلب رسولم

    پاره ای از تن و جانِ زهرای بتولم

    مانده بر پیکرم بابا نشانه

    جای سیلی و نقش تازیانه

    ای حسین جان حسین جانم حسین جان (2)



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  4. تشكر


  5. Top | #163

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,707 در 52,470
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞



    زینب، نهال غم، چه به ویرانه می نشاند
    می ریخت خاک و آب هم از دیده می فشاند

    آن کوه استقامت و، آن معدن وقار
    در ماتم رقیه، دگر طاقتش نماند

    زینب که تا سحر، همه شب در قیام بود
    آن شب دگر، نماز شبش را نشسته خواند

    شاعر:حبیب چایچیان



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  6. تشكر


  7. Top | #164

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞

    بسم الله الرحمن الرحیم

    زیارتنامه حضرت رقیه




    السلام علیک یا سیدتنا رقیه علیک تحیه والسلام و رحمه الله و برکاته
    السلام علیک یا بنت
    امیر المومنین علی ابن ابی طالب
    السلام علیک یا بنت فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین

    اسلام علیک یا بنت خدیجه الکبری ام المومنین و المومنات
    السلام علیک یا بنت ولی الله

    السلام علیک یا اخت ولی الله
    السلام علیک یا بنت الحسین الشهید
    السلام علیک ایتها
    الصدیقه الشهیده
    السلام علیک ایتها الرضیه المرضیه
    السلام علیک ایتها التقیه النقیه
    السلام
    علیک ایتها الزکیه الفاضله
    السلام علیک ایتها المظلومه البهیه
    صلی الله علیک و علی
    روحک و بدنک
    فجعل الله منزلک و ماواک فی الجنه
    مع ابائلک و اجدادک الطیبین
    الطاهرین المعصومین
    السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار
    و علی الملائکه
    الحافین حول حرمک الشریف
    و رحمه الله و برکاته
    و صلی الله علی سیدنا محمد وآله
    الطیبین الطاهرین
    برحمتک یا ارحم الراحمین .


    درود بر تو ای بزرگ ما رقیه که بر تو باد احترام و سلام و عنایات و برکات خداوندگار ما.
    به تو ادای احترام می‌کنم ای دخت امیر المومنین علی بن ابی طالب، در برابر عظمتت تعظیم می نمایم ای دختر فاطمه زهرا که مادرت بزرگ زنان دو جهان است، تسلیم مقام توام ای دختر یادگار خدیجه کبری، که سمت مادری داشت بر مردان و زنان با ایمان.
    سلام بر تو ای دختر ولی خدا. درود بر تو ای خواهر دوست خدا.
    سلامتی بر تو ای دخت حسین شهید .
    دعا نثارت ای که هستی راستگو و حاضر در دینت .
    سلام بر تو ای که از راهت راضی بودی و خدا از مسیرت خشنود.
    در برابرت خاضعم ای پرهیزکار و پاکیزه‌تن ف تحیت بر تو ای تزکیه شده برتر، تسلیم مقام توام، ای که بودی در مظالم و با ارزشت همه را تحمل کرده افشا نمودی . صلوات خداوند بر تو و بر روح تو و جسمت .
    خداوند تبارک و تعالی خانه و زندگی تو را در بهشت قرار داده در کنار پدران و اجداد پاک و گرامی معصومت .
    درود بر شما به آنچه که صبر کردید.
    پس چه زندگی زیبایی در انتظار شماست .
    و نیز به فرشتگان پاسدار حرمت که نگهبان مقامات می‌باشند کرنش می‌کنم و در خاتمه با تمام وجود به خاندان معظم رسول خدا محمد (صل الله علیه وآله و سلم) دعا کرده و الطاف و مراحم الهی را مسئلت می‌کنم
    .


    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. تشكرها 2

    آسیه سادات (20-09-1389), شكوه انتظار (21-09-1389)

  9. Top | #165

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,694
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,623
    مورد تشکر
    177,707 در 52,470
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 6)۞۩۞



    پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا ....





    قالَ الامام حسين عليه السّلام :

    يا بُنَىَّ إ يّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِرا إ لاّ اللّهَ.


    فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  10. تشكرها 4

    parsa (24-09-1389), نرگس منتظر (21-09-1389), آسیه سادات (21-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (21-09-1389)

  11. Top | #166

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shapark پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞



    بابا بیا که قلب من از غصه آب شد
    کاخ ستم ز سیل سرشکم خراب شد
    بابا بیا که در هوس شوق دیدنت
    چشم کبود و مضطربمغرق خواب شد
    شد ناله ام مکمل گفتار عمه ام
    در شام و کوفه از نظرم انقلاب شد
    از چیست چنگ بر رخ ماهت نشان زده
    بابا چرا محاسنت اینسان خضاب شد
    از ضرب کعب نی نفسم بند آمده
    سیلی زدن به روی یتیمت ثواب شد
    دیگر نمانده زینتی از بهر دخترت
    از بس که پنجه های ستم پر شتاب شد
    بی معجرم ولی زهمه رو گرفته ام
    خون لخته های روی سرمن حجاب شد
    از ما شکست حرمت از تو لب کبود
    وای از جسارتی که به بزم شراب شد

    احسان محسنی فر

    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. تشكرها 2

    آسیه سادات (20-09-1389), شكوه انتظار (21-09-1389)

  13. Top | #167

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞



    سه سالگی ‏اش بر مدار عاشورا می‏چرخد.
    اتفاقی که طنین خنده‏های کودکانه ‏اش را به غارت می‏برد
    در عطش می‏ماند و می‏گدازد.
    فرات از چشمانش مهاجرت می‏کند.
    بی‏پناهی‏اش، در تمام بیابان‏ها تکثیر می‏شود
    این سه سالگی اوست که در ویرانه‏ای کنار کاخ سبز، به اهتزاز درآمده
    و مکر خاندان ابوسفیان را به زانو درآورده است





    گرچه سه سال بیشتر ندارد،
    اما صدسال شکایت از این اندک سال دارد؛
    شکایت‏هایی که تاب باز گفتن‏شان را ندارد.

    بغض‏ها روی هم جمع شده است و به یک‏باره می‏خواهد فوران کند؛
    آن هم در میان خرابه‏ای در یک شهر بزرگ که مردمانش یک روز تمام را بر آنان سنگ زده‏اند و بر غم کاروان افزوده‏اند و اینک رفته‏اند تا آسوده بخوابند؛ آسودگی‏ شان را صدای گریه کودکی سه ساله برهم می‏زند.

    سه سال بیشتر ندارد، اما صدای گریه‏اش، خواب آسوده یک شهر را برهم می‏زند... و چقدر زود صدایش خاموش شد!



    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  14. تشكرها 2

    آسیه سادات (20-09-1389), شكوه انتظار (21-09-1389)

  15. Top | #168

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    شماره عضویت
    207
    نوشته
    1,217
    تشکر
    4,500
    مورد تشکر
    1,993 در 887
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞

    دخترک تشنه دنبال امام حسین علیه السلام :
    هلال بن نافع می گوید در میان دو صف لشگر (دشمن) ایستاده بودم،دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، امام به سوی میدان آمد،کودک با گام های لرزان دوان دوان خود را به امام علیه السلام رسانید دامن آن حضرت را گرفت و گفت:یا أبَه!اُنظُر اِلَیَّ فَإنّی عَطشانٌ(ای پدر به من بنگر و ببین من تشنه ام).این تقاضای جگرسوز ازآن کودک شیرین زبان
    مانند نمکی بود که بر زخم های امام علیه السلام پاشیده شد،به طوری که اشک از دیدگان حسین علیه السلام جاری گشت و فرمود: بُنَیَّه الله یُسقیکِ فَإنَّهُ وَکیلی(دخترم می دانم تشنه ای خداوند تو را سیرآب کند که او وکیل و پناهگاه من است).هلال گفت: پرسیدم این دختر کیست و با امام حسین علیه السلام چه نسبتی دارد؟ گفتند : او رقیه سلام الله علیها دختر سه ساله ی امام حسین علیه السلام بود.
    امضاء

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  16. تشكرها 2


  17. Top | #169

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    شماره عضویت
    207
    نوشته
    1,217
    تشکر
    4,500
    مورد تشکر
    1,993 در 887
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞

    به تبع عزیزان :

    عصر عاشورا که دشمنان برای غارت به خیمه ها ریختند،در درون خیمه ها مجموعا 23 کودک از اهل البیت8را یافتند.به عمر سعد(لعنه الله علیه)گزارش دادند که این 23 کودک بر اثر شدت تشنگی در خطر مرگ هستند،عمر سعد (لعنه الله علیه)اجازه داد به آنها آب بدهند وقتی که نوبت به حضرت رقیه سلام الله علیها رسید آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتله گاه حرکت کرد یکی از سپاهیان دشمن پرسید،کجا میروی؟حضرت رقیه سلام الله علیها فرمود:بابایم تشنه بود می خواهم او را پیدا کنم و برایش آب ببرم.او گفت:آب را خودت بخور.پدرت را با لب تشنه شهید کردند!حضرت رقیه سلام الله علیها در حالی که گریه می کرد فرمود:پس من هم آب نمی آشامم.(
    امضاء

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  18. تشكرها 2


  19. Top | #170

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    آبان 1388
    شماره عضویت
    207
    نوشته
    1,217
    تشکر
    4,500
    مورد تشکر
    1,993 در 887
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 5)۞۩۞

    یادگار پدر :

    از کتاب سرور المؤمنین نقل شده است حضرت رقیه سلام الله علیها هر بار هنگام نماز،سجاده ی پدر را پهن می کرد و آن حضرت بر روی آن نماز می خواند.ظهر عاشورا طبق عادت سجاده ی پدر را پهن کرد و به انتظار نشست ولی پس از مدّتی ناگهان دید شمر(لعنه الله علیه)وارد خیمه شد.رقیه سلام الله علیها فرمود:آیا پدرم را ندیدی؟شمر(لعنه الله علیه)بعد از آنکه کودک را در کنار سجاده چشم براه پدر دید،به غلام خود گفت:این دختر را بزن!غلام به این دستور عمل نکرد.شمر(لعنه الله علیه)پیش آمد و چنان سیلی به صورت آن نازدانه زد که عرش خداوند به لرزه در آمد.
    امضاء

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس





  20. تشكرها 2


صفحه 17 از 40 نخستنخست ... 713141516171819202127 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی