۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 22 از 40 نخستنخست ... 1218192021222324252632 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 211 تا 220 , از مجموع 394
  1. #211
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,749      تشکر : 51,098
    162,257 در 45,380 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞






    شهادت علی اصغر به روایت ابی مخنف


    زمانیکه حضرت امام حسین (ع) با ام کلثوم در باره علی اصغر سخن می گفت او عرض کرد قدری آب برایش تهیه کن

    حضرت طفل را گرفت وسوی مردم بردوفرمود:شما برادرم و فرزندا نم ویارا نم را کشتید وغیر از این طفل کسی با قی نمانده ، او مثل ما هی از آب جدا شده می ماند شربتی از آب به وی بدهید.

    طفل از این گوش تا آن گوش گلویش بریده شد آنگاه طفل را بر گرداندو خون بر سینه اش جاری بود، در خیمه گذاشت و مطالبی فرمود که حاکی از شکایت مردم به خداوند متعال بود.

    در زيارت ناحيه مقدسه، درباره اين کودک شهيد، آمده است: "السلام على عبد الله بن ‏الحسين، الطفل الرضيع، المرمى الصريع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح‏ بالسهم فى حجر ابيه، لعن الله راميه حرملة بن کاهل الاسدى‏". و در يکى از زيارتنامه‏ هاى ‏عاشورا آمده است:

    " و على ولدک على الاصغر الذى فجعت به"

    منبع:بنیاد دعبل خزاعی




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 22-09-1389 در ساعت 03:01
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  2. تشكرها 4

    parsa (24-09-1389), نرگس منتظر (22-09-1389), آسیه سادات (22-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (22-09-1389)

  3. #212
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,749      تشکر : 51,098
    162,257 در 45,380 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞






    مسیح عترت


    ای به اکبر کرده همدوشی علی
    برده سر در جیب خاموشی علی

    تو مسیح عترتی و ز مرتبت
    کرده با قرآن هماغوشی علی

    اصغرم قنداقه ات شد غرقه خون
    زود بودت این کفن پوشی علی

    چون تو سربازی و گر نائل نگشت
    بر سر دوشم بسر دوشی علی

    خواستم از گریه خاموشت کنم
    می که تا سر حد بیهوشی علی




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  4. تشكرها 4

    parsa (24-09-1389), نرگس منتظر (22-09-1389), آسیه سادات (22-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (22-09-1389)

  5. #213
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,749      تشکر : 51,098
    162,257 در 45,380 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  6. تشكرها 4

    نرگس منتظر (22-09-1389), آسیه سادات (22-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (22-09-1389), شكوه انتظار (22-09-1389)

  7. #214
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞








    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكرها 4


  9. #215
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,985 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞




    حرمله چه میکند ؟

    «منهال بن عمرو» می‌گوید سالها پس از واقعه جانسوز کربلا در سفر حج به دیدار حضرت سید الساجدین امام زین‌العابدین علیه‌السلام رفتم. حضرت پرسیدند: «حرمله چه می‌کند؟»
    گفتم در کوفه او را زنده دیدم و به زندگی خویش ادامه می‌دهد. پس امام علیّ بن حسین علیه‌السلام دستهای خود را به سوی آسمان بلند نمود و فرمود:
    «اللهمّ اذقه حرّ الحديد، اللّهم اذقه حرّ الحديد، اللّهم اذقه حرّ النّار.»
    خدایا! حرارت آهن را به او بچشان! خدایا! حرارت آهن را به او بچشان! خدایا! حرارت اتش را به او بچشان!
    و چون به کوفه بازگشتم مختار قیام کرده بود. نزد او رفتم. ناگهان دیدم عده‌ای می‌دوند و نزد مختار می‌آیند و می‌گویند:
    «بشارت ای امیر! حرمله دستگیر شد!» به دستور مختار، دست و پایش را بریدند و سپس در آتش افکندند.»
    «منهال بن عمرو» می‌گوید:
    ماجرای دیدار خود را با امام زین‌العابدین علیه‌السلام و دعای آن حضرت را نسبت به حرمله به مختار بیان کردم. مختار از اینکه خواسته و دعای امام به دست او تحقّق یافته است بسیار مسرور و خوشحال گشت.
    شیخ طوسی ـ رحمه‌الله علیه ـ در «امالی» می‌گوید:
    «حرمله کسی است که امام حسین علیه‌السلام را حمل می‌کرد.»
    در کتاب «امام الشّهداء» آمده است که:
    «حرمله را نزد مختار آوردند، مختار به او گفت: ای دشمن خدا! الحمدلله که خداوند مرا بر تو مسلط نمود. سپس فرمان داد تا جزّار (قصاب) بیاید؛ و چون جزّار آمد، به او گفت: دست و پای او را قطع کن! سپس مختار امر کرد که آتش بیاورند و چون آتش آوردند، میلی از آهن در آن قرار داد تا سرخ شد و سپس سفید گشت و در همان حال به گردن حرمله گذارد که بر اثر آن گردن او می‌جوشید. حرمله استغاثه می‌کرد تا این که گردن او قطع شد و هلاک گردید.»
    از امام محمد باقر علیه‌السلام روایت شده است که به «عقبه بن بشراسدی» فرمودند:
    «ما در میان شما بنی‌اسد خونی داریم»
    عقبه گوید: عرض کردم: ای اباجعفر! رحمت خدا بر شما باد! گناه من چیست و آن خون کدام است؟
    حضرت فرمودند:
    «کودکی از امام حسین علیه‌السلام را نزد او آوردند و در دامنش نهادند. یکی از شما بنی‌اسد تیری زد و او را ذبح نمود».
    حضرت امام حسین علیه‌السلام در آن هنگام فرمودند:
    « ربّ ان‌ كنْت‌َ حبسْت‌َ عنّا النّصرِ من السّماء، فاجعَل‌ْ ذلك لِما هو خير و انْتَقِم لنا من هولاءِالظّالمين»
    پروردگارا! اگر در این وقت مصلحت در یاری ما ندانستی، ما را پاداشی عنایت فرما و از این ستمکاران انتقام ما را بگیر.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس






  10. #216
    عضو خودماني
    آسیه سادات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1388
    نوشته : 1,217      تشکر : 4,500
    1,985 در 887 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    آسیه سادات آنلاین نیست.

    اشاره پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞




    در زیارت مبارکه «آل یس» می‌خوانیم:

    «شما خاندان از نظر آفرینش بر همه مقدّم هستید. خداوند بزرگ ارواح طیّبه و بدن‌های طاهره شما را قبل از هر موجودی آفریده است و آخرین کسان هم که از بندگان خاص و فرستادگان خدا از این جهان می‌رود، شمایید. و گواهی می‌دهم که رجعت و بازگشت شما خاندان عصمت و طهارت ـ سلام‌الله علیکم ـ متعاقب امر فرج و ظهور شما حق است و جای هیچ‌گونه تردید و شکی نیست...»
    علامه مجلسی (ره) در کتاب «رجعت» می‌نویسد:
    «چون رجعت ابی‌عبدالله علیه‌السلام می‌شود، حضرت در حالی که به خون خود خضاب است وارد می‌شود و یاران و عزیزان و اصحاب گرد آن حضرت حلقه زده‌اند و او را همراهی می‌کنند. در میان شهیدانی که همراه ایشان هستند، طفل شش ماهه حضرت علی‌اصغر علیه‌السلام نیز می‌باشد و چون نگینی می‌درخشد و سندی از اسناد مظلومیت و حقانیت اوست.»
    در پایاین این فصل از کتاب امید آن داریم تمامی عاشقان و دلباختگان آن حضرت در روز محشر مورد شفاعت حضرت ابی‌عبدالله الحسین علیه‌السلام و باب‌الحوائج حضرت علی‌اصغر علیه‌السلام قرار بگیرند.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    بهار همه طراوتش را مدیون یک گل است
    گل نرگس






  11. #217
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,741      تشکر : 34,808
    35,542 در 11,351 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    satare پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞






    خواست تا ترکند از چشمه کوثر کامش

    خواست تا در صف عشاق نویسندش تک

    خواست آن طفل بیاورد به بزم معشوق

    گفت شه آخر قربانی ما این طفلک

    قطرة آب زکامش منمائید دریغ

    کز عطش لب بدهن میمکد اندک اندک

    دانی آن تیر بلا گشت ز دست که رها

    آنکه بنمود از اول بجهان غصب فدک

    شاه خون علی اصغر بسما میپاشید

    یعنی عاشق من و معشوق تو و این سنگ محک

    گفت با ناله که ای بلبل خوش الحانم

    بسوی باغ جنان میروی الله معک

    گرچه پابسته و دلخسته ز دستم رفتی

    لیک آسوده شدی از ستم جور فلک


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. تشكرها 4


  13. #218
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞








    لاله خونين رخ اين آتشين صحرا منم
    غنچه عطشان که سوزد بر لب دريا منم
    مي‌برد همراه قرآن ، سوي ميدانم پدر
    چون که عترت را ، بقرآن ، مختصر معني منم
    اشک ريزد مادرم ، از ديدن لبخند من
    غنچه خندان که شد پرپر درين صحرا منم
    من که يا رب مي‌شدم سيراب ، از يک جرعه آب
    کشتة لب تشنة بي شير عاشورا منم
    آنکه در دست پدر ، جان داده در ميدان جنگ
    پيش چشم مادر غمديده اش ، تنها منم
    ختم شد با نام من ، طومار اصحاب حسين
    چون به اسناد شهادت ، مختصر امضاء منم
    مي‌رود برني سرم ، تا شام ، همراه رباب
    اصغرم ، با اکبر اما همره و همپا منم
    کس نکشته کودک ششماهه معصوم را
    در شهادت ، يادگار محسن زهرا منم
    قلب ثاراله منم ، ز آن قبر من شد سينه اش
    آنکه دارد مدفني والاتر از والا منم
    هر کسي گريد ( حسانا ) از غم امروز من
    خود رهائي بخش او ، از آتش فردا منم


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكرها 4


  15. #219
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,749      تشکر : 51,098
    162,257 در 45,380 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞






    حرمله ابن كاهل اسدى كیست؟


    وى یكى از سران جنایتكار سپاه شام بود كه با بى‏رحمى تمام به‏قتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشید و با جنایات خود، روى‏جنایتكاران تاریخ را سفید كرد.

    او سرانجام به دست مختار افتاد. وقتى یقین كرد كه كشته مى‏شودچنین لب به سخن گشود:

    اى امیر! در كربلا سه تیر سه شاخه داشتم كه آن‏ها را با زهرآمیخته كرده بودم. با یكى از آن‏ها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دریدم. با دومى هنگامى كه امام‏حسین(ع)پیراهنش را بالا زد تا خون پیشانى‏اش را پاك سازد. قلبش‏را نشانه گرفتم و با سومى گلوى عبدالله بن حسن(ع)را كه‏دركنار عمویش بود. شكافتم.

    مختار كه جنایات حرمله را از زبان خودش شنیده بود تصمیم گرفت‏كه او را به سخت‏ترین شكل مجازات كند. براى روشن شدن چگونگى‏مجازات او حدیث زیر را مى‏خوانیم:

    «منهال بن عمرو كه از اهالى كوفه بود، مى‏گوید: براى انجام‏حج‏به مكه رفتم. بعد از انجام مناسك حج‏به مدینه رفته به حضور امام سجاد(ع)شرفیاب شدم. حضرت پرسید: حرمله بن كاهل اسدى چه‏كار مى‏كند؟

    گفتم: او زنده است و در كوفه سكونت دارد. امام دست‏هاى خود را به آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم اذقه‏حر الحدید، اللهم اذقه حر النار» ; خدایا! داغى آهن را به اوبچشان. خدایا! داغى آتش را به او بچشان.

    به كوفه بازگشتم. مختار ظهور كرده و بر اوضاع مسلط شده بود. بعد از چند روز، به دیدار مختار شتافتم. او را در بیرون خانه‏اش‏ملاقات كردم. به من گفت: اى منهال! چرا نزد ما و زیر پرچم مانمى‏آیى و به ما تبریك نمى‏گویى و در قیام ما شركت نمى‏كنى؟

    گفتم: به مكه رفته بودم. باهم گرم صحبت‏شدیم تا به میدان‏«كناسه‏» كوفه رسیدیم. در آن‏جا مختار توقف كرد. فهمیدم كه درانتظار كسى است. زمانى نگذشت كه چند نفر نزد او آمده گفتند: اى‏امیر! بشارت باد كه حرمله دستگیر شد. سپس دیدم چند نفر دیگرحرمله را كشان كشان نزد مختار آوردند. مختار با دیدن حرمله‏گفت: سپاس خداوندى را كه مرا بر تو مسلط نمود.

    سپس فریاد زد: الجزار الجزار; (یعنى آى قطع كننده)جزار حاضر شد. مختار به او روكرد و گفت: دست‏هاى حرمله را قطع‏كن. او چنین كرد. آنگاه فریاد زد: پاهایش را نیز قطع كن. جزار چنین كرد. سپس صداى مختار بلند شد: آتش بیاورید. آتش بیاورید.

    طولى نكشید كه با جمع كردن نى‏ها آتشى شعله‏ور شعله‏هاى آتش‏زبانه مى‏كشید. حرمله را با دست و پاهاى بریده داخل آتش‏افكندند.

    با دیدن این منظره گفتم: سبحان الله! مختار كه به شگفتى من‏پى برده بود گفت: ذكر خدا خوب است ولى چرا تسبیح گفتى؟!

    گفتم: در سفر حج‏به محضر امام سجاد(ع)رسیدم. حضرت جویاى حال‏حرمله شد. وقتى برایش گفتم كه او در كوفه زنده است، دست‏به‏آسمان بلند نموده، فرمود: خدایا داغى آهن و آتش را به اوبچشان. اكنون شاهد به اجابت رسیدن دعاى امام هستم. مختارپرسید: آیا به راستى این سخن را از امام سجاد(ع)شنیدى؟ گفتم: آرى به خدا سوگند شنیدم. مختار از مركب خود به زیر آمد و دوركعت نماز بجا آورد و سجده‏هاى طولانى انجام داد. آن‏گاه فرمود: على بن‏الحسین(ع) نفرین‏هایى كرد و خداوند نفرین‏هاى او را به دست‏من اجرا نمود.

    به نقل از سایت الشیعه



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  16. تشكرها 3


  17. #220
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,749      تشکر : 51,098
    162,257 در 45,380 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 7)۞۩۞






    آنقدر توان در بدن مختصرت نیست

    آنقدر که حال زدن بالو پرت نیست

    بر شانه بینداز خودترا که نیفتی

    حالا که توانایی ازاین بیشترت نیست

    فرمود : حسینم ، بهخدا مسخره کردند

    گفتند : مگر صاحب کوثرپدرت نیست

    گفتی که مکش منت اینحرمله ها را

    حیف از تو و دریایغرور پسرت نیست

    حالا که مرا می بریاز شیر بگیری

    یک لحظه ببین مادر منپشت سرت نیست ؟

    تو مثل علی اکبری وجذب خدایی

    آنقدر که از دور وبرت هم خبری نیست

    آنقدر در ان لحظه سرتگرم خدا بود

    که هیج خبر دار نگشتیکه سرت نیست

    این بار نگه دار سرترا که نیفتد

    حالا که توانایی ازاین بیشترت نیست

    شاعر : علی اکبر لطیفیان



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  18. تشكرها 3


صفحه 22 از 40 نخستنخست ... 1218192021222324252632 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •