۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 27 از 40 نخستنخست ... 1723242526272829303137 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 261 تا 270 , از مجموع 394
  1. #261
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    امان نامه براى ابوالفضل العباس عليه السلام


    شمر، كه فرمانده پيادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كليدى و پليد واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشيد و دلاور ام البنين عليهاالسلام يعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسين عليه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقيقت طلب امام حسين عليه السلام جدا سازد.

    ام البنين ، همسر حضرت على عليه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام در كربلا حاضر بودند.

    حضرت عباس عليه السلام كه بزرگترين آنان است ، از شهرت به سزايى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زيبا، قامت موزون ، دلاورى ، غيرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.
    ام البنين از قبيله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نيز به همين تبار انتساب پيدا مى كرد. بدين جهت در عصر تاسوعا به نزديكى خيمه گاه امام حسين عليه السلام آمد و با صداى بلند فرياد زد: خواهرزادگانم كجايند؟

    امام حسين عليه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهيد. اگر چه او فاسق است و ليكن با شما قرابت و خويشى دارد.

    حضرت عباس عليه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسيدند: حاجت تو چيست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منيد. بدانيد تا ساعتى ديگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از ياران حسين بن على عليه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از اين ساعت در امان هستيد، مشروط بر اين كه دست از يارى برادرتان حسين عليه السلام برداريد و سپاهيانش را ترك كنيد.

    حضرت عباس عليه السلام كه كانون وفادارى و معدن غيرت بود، بر او بانگ زد: بريده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از ياران برادر و مولايمان حسين عليه السلام دست برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوريم . آيا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله امانى نيست؟شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنين ، خشمناك شد و به خيمه گاه خويش برگشت . هم چنين روايت شده است :

    در ميان سپاه عمربن سعد، فردى بود به نام (عبدالله بن ابى محل بن حزام) كه برادرزاده ام البنين عليهاالسلام بود. وى هنگامى كه با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در ميان سپاهيان امام حسين عليه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش (كزمان) براى آنان ارسال كرد.

    او ، فرزندان ام البنين عليهاالسلام را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دايى شان باخبر گردانيد. حضرت عباس عليه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دايى ما سلام برسان و بگو كه ما نيازى به امان نامه شما نيست . امان خدا، بهتر است از امان شما.





    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 18

    parsa (24-09-1389), لحظه هاي سبز (26-09-1389), محب الحسین (24-09-1389), نازنين زهرا (26-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), ياس نيلي (18-11-1389), آسیه سادات (24-09-1389), توحید صمدی (24-09-1389), ترنم باران (26-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), خراباتي (25-09-1389), ساجده (27-09-1389), شكوه انتظار (24-09-1389), شميم يار (26-09-1389), صافات (26-09-1389), علم الهدى (26-09-1389)

  3. #262
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    وقايع تا روز تاسوعا و ورود شمر ملعون

    چون روز پنجشنبه نهم محرم الحرام رسيد شمر ملعون با نامه ابن زياد لعين در امر قتل امام عليه السلام به كربلا وارد شد و آن نامه را به ابن سعد نمود، چون آن پليد از مضمون نامه آگه گرديد خطاب كرد به شمر و گفت مالك وَيْلَكَ خداوند ترا از آبادانيها دور افكند و زشت كند چيزي را كه تو آورده‌اي، سوگند با خداي چنان گمان مي‌كنم كه تو بازداشتي ابن زياد را از آنچه من بدو نوشتم و فاسد كردي امري را كه اصلاح آن را اميد مي ‌داشتم والله حسين آنكس نيست كه تسليم شود و دست بيعت به يزيد دهد چه جان پدرش علي مرتضي در پهلوهاي او جا دارد.

    شمر گفت اكنون با امر امير چه خواهي كرد؟ يا فرمان او بپذير و با دشمن او طريق مبارزت گير و اگرنه دست از عمل بازدار و امر لشكر را با من گذار، عمر سعد گفت لا وَلا كَرامَهَ لَكَ من اينكار را انجام خواهم داد تو همچنان سرهنگ پيادگان باش و من امير لشكرم، اين بگفت و در تهيه قتال با جناب سيدالشهداء عليه السلام شد.

    شمر چون ديد كه ابن سعد مهياي قتال است به نزديك لشكر امام عليه السلام آمد و بانگ زد كه كجايند فرزندان خواهر من عبدالله و جعفر و عثمان و عباس چه آنكه مادر اين چهار برادر ام البنين از قبيله بني كلاب بود كه شمر ملعون نيز از اين قبيله بوده جناب امام حسين عليه السلام بانگ او را شنيد برادران خود را امر فرمود كه جواب او را دهيد اگرچه فاسق است لكن با شما قرابت و خويشي دارد، پس آن سعادتمندان با آن شقي گفتد چه بود كارت؟ گفت اي فرزندان خواهر من شماها در امانيد با برادر خود حسين رزم ندهيد از دور برادر خود كناره گيريد و سر در طاعت اميرالمؤمنين يزيد (ملعون) درآوريد.

    جناب عباس بن علي عليه السلام بانگ بر او زد كه بريده باد دستهاي تو و لعنت باد بر اماني كه تو از براي ما آوردي، اي دشمن خدا امر مي‌كني ما را كه دست از برادر و مولاي خود حسين بن فاطمه عليه السلام برداريم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ملاعينان درآوريم آيا ما را امان مي‌دهي و از براي پسر رسول خدا صلي الله عليه و آله امان نيست؟ شمر از شنيدن اين كلمات خشمناك شد و به لشكرگاه خويش بازگشت.

    پس ابن سعد لشكر خويش را بانگ زد كه يا خليل الله اركبي و بالجّنه ابشري اي لشكرهاي خدا سوار شويد و مستبشر بهشت باشيد، پس جنود نامسعود او سوار گشته و رو به اصحاب حضرت سيدالشهداء عليه السلام آوردند در حالي كه حضرت سيدالشهداء عليه السلام در پيش خيمه شمشير خود را برگرفته بود و سر به زانوي اندوه گذاشته و به خواب رفته بود و اين واقعه در عصر روز نهم محرم الحرام بود.

    شيخ كليني از حضرت صادق عليه السلام روايت فرموده كه آن جناب فرمود روز تاسوعا روزي بود كه امام حسين عليه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه اهل شام بر قتال آن حضرت اجتماع كردند، و ابن مرجانه و عمر سعد خوشحال شدند به سبب كثرت سپاه و بسياري لشكر كه براي آنها جمع شده بودند و حضرت امام حسين عليه السلام و اصحاب او را ضعيف شمردند و يقين كردند كه ياوري از براي آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند كرد، پس فرمود پدرم فداي آن ضعيف و غريب .



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 6

    parsa (24-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), خراباتي (25-09-1389), شكوه انتظار (24-09-1389)

  5. #263
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    و بالجمله چون جناب زينب سلام الله عليها صداي ضجه و خروش لشكر را شنيد نزد برادر دويد و عرض كرد برادر مگر صداهاي لشكر را نمي‌شنويد كه نزديك شده‌اند، پس حضرت سر از زانو برداشت و خواهر را فرمود كه اي خواهر اكنون رسول خدا (ص) را در خواب ديدم كه به من فرمود تو به سوي ما خواهي آمد، چون حضرت زينب سلام الله عليها اين خبر وحشت اثر را شنيد طپانچه بر صورت زد و صدا را به واويلا بلند كرد.

    حضرت فرمود كه اي خواهر ويل و عذاب از براي تو نيست ساكت باش خدا ترا رحمت كند. پس جناب عباس عليه السلام به خدمت آن حضرت آمد و عرض كرد برادر لشكر روي به شما آورده حضرت برخاست و فرمود اي برادر عباس سوار شو جانم فداي تو باد و برو ايشان را ملاقات كن و بپرس چه شده كه ايشان رو به من آورده‌اند.

    جناب عباس عليه السلام با بيست سوار كه از جمله زهير و حبيب بودند به سوي ايشان شتافت و از ايشان پرسيد كه غرض شما از اين حركت و غوغا چيست؟

    گفتند از امير حكم آمده كه بر شما عرض كنيم كه در تحت فرمان او در آئيد و اطاعت او را لازم دانيد و اگرنه با شما قتال و مبارزت كنيم، جناب عباس عليه السلام فرمود پس تعجيل مكنيد تا من برگردم و كلام شما را با برادرم عرضه دارم.

    ايشان توقف نمودند جناب عباس (ع) به سرعت تمام به سوي آن امام انام شتافت و خبر آن لشكر را بر آن جناب عرضه داشت. حضرت فرمود به سوي ايشان برگرد و از ايشان مهلتي بخواه كه امشب را صبر كنند و كارزار به فردا اندازند كه امشب قدري نماز و دعا و استغفار كنم چه خدا مي‌داند كه من دوست مي‌دارم نماز و تلاوت قرآن و كثرت دعا و استغفار را، و از آن سوي اصحاب عباس در مقابل آن لشكر توقف نموده بودند و ايشان را موعظه مي‌نمودند تا جناب عباس (ع) برگشت و از ايشان آن شب را مهلت طلبيد.


    سيد فرموده كه ابن سعد خواست مضايقه كند عمرو بن الحجاج الزبيدي گفت به خدا قسم اگر ايشان از اهل ترك و ديلم بودند و از ما چنين امري را خواهش مي‌نمودند ما اجابت مي‌كرديم ايشان را، تا چه رسد به اهل بيت (صلي الله عليه و آله).

    و در روايت طبري است كه قيس بن اشعث گفت اجابت كن خواهش ايشان را و مهلتشان ده لكن به جان خودم قسم است كه اين جماعت فردا صبح با تو مقاتله خواهند كرد و بيعت نخواهند نمود.

    عمر سعد گفت به خدا قسم اگر اين بدانم امر ايشان را به فردا نخواهم افكند پس آن منافقان آن شب را مهلت دادند، و عمر سعد رسولي در خدمت جناب عباس (ع) روان كرد و پيام داد براي آن حضرت كه يك امشب را به شما مهلت داديم بامدادان اگر سر به فرمان درآوريد شما را به نزد پسر زياد كوچ خواهيم داد و اگر نه دست از شما برنخواهيم داشت و فيصل امر را بر ذمت شمشير خواهيم گذاشت، اين هنگام دو لشكر به آرامگاه خود باز شدند.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 5

    parsa (24-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), شكوه انتظار (24-09-1389)

  7. #264
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞





    عصر تاسوعا

    اينک زمين در سفر آسمانی خويش به عصر تاسوعا رسيده است و خورشید از امام اذن گرفته که غروب کند.

    ديگر تا آن نباء عظيم، اندک فاصله ای بيش نمانده است و زمين و آسمان در انتظارند.

    فرات تشنه است و بيابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشنه تر.

    فرات تشنهء مشکهای اهل حرم و بيابان تشنهء خون امام و امام از هر دو تشنه تر است؛ امّا نه آن تشنگی که با آب سيراب شود ... او سرچشمه تشنگی است و می دانی، رازها را همه، در خزانهء مکتومی نهاده اند که جز با مفتاح تشنگی گشوده نمی شود.

    امام سر چشمه راز است و بيابان طف، عرصه ای که مکنونات حجاب تکوين را بی پرده می نماید.

    مگر نه اينکه اينجا را عالم شهادت می نامند؟ و مگر از اين فاش تر هم می توان گفت؟



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 5

    parsa (24-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), شكوه انتظار (24-09-1389)

  9. #265
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞







    فرمان حمله عمومى

    عمر بن سعد، پس از دريافت نامه عبيدالله بن زياد، احساس كرد، اگر در مبارزه با امام حسين عليه السلام تعلل بورزد، موقعيت خويش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسيد. بدين جهت در عصر تاسوعا بدون هيچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام را صادر كرد.

    وى با گفتن (( يا خيل الله اركبى و بالجنة ابشرى )) تلاش ‍ نمود تا كردار خويش را بايسته جلوه دهد و روحيات متزلزل سپاهيان خويش را تقويت كند، تا مبادا در نبرد با فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراكندگى گردند. سپاه كفر پيشه عمر بن سعد، يك پارچه به حركت درآمده و به سوى خيمه هاى امام حسين عليه السلام هجوم آوردند.

    امام حسين عليه السلام در اين هنگام خيل عظيم سپاهيان دشمن را در روبروى خيمه هاى خود مشاهده نمود.



    آن حضرت ، بلادرنگ برادرش عباس ين على عليه السلام را طلبيد و وى را به همراه بيست تن از ياران فداكارش چون زهير بن قين و حبيب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات كرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جويا گردند. حضرت عباس عليه السلام به همراه ياران امام حسين عليه السلام به سپاهيان دشمن نزديك شد و از سركردگان آنان پرسيد:


    منظور شما از اين حركت بى جا و غوغاها چيست؟ آنان پاسخ دادند: از امير عبيدالله بن زياد فرمان آمده است كه بايد بر شما عرضه كنيم و آن اين است كه يا در طاعت او درآييد و با وى بيعت كنيد و يا آماده نبرد سرنوشت ساز باشيد!

    حضرت عباس عليه السلام فرمود: پس قدرى تامل كنيد تا من اين گزارش را به سرورم حسين عليه السلام برسانم .

    حضرت عباس عليه السلام ، پيام دشمن را به امام عليه السلام رسانيد. امام حسين عليه السلام به وى فرمود: به سوى ايشان برو و از آنان مهلت بخواه كه امشب را صبر كنند و كار نبرد را به فردا واگذار كنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بيشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند كه من به راز و نياز با وى و نيايش در درگاهش چه قدر علاقمندم .

    حضرت عباس عليه السلام مجددا پيام امام حسين عليه السلام را به دشمن رسانيد. عمر بن سعد كه مظنون به مسامحه كارى شده بود و شمر را رقيب خود مى ديد، از درخواست امام حسين عليه السلام سرباز زد و گفت: براى حسين ، ديگر مهلتى نيست !ليكن برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قيس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض كرده و گفتند: اگر سپاهيان كفر و شرك از ما مهلت مى خواستند، ما دريغ نمى كرديم ولى مهلت دادن به فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله دريغ مى ورزيم؟ لازم است او را مهلت دهيد. عمر بن سعد، ناگزير درخواست امام حسين عليه السلام را پذيرفت و پيام داد كه يك شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امير، سر طاعت فرود نياوريد، فيصله كار را به شمشير مى سپاريم . در اين هنگام ، آرامش نسبى حاكم گرديد و هر دو سپاه به خيمه گاه خويش برگشته و منتظر فرا رسيدن روز بعد شدند.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 5

    parsa (24-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), شكوه انتظار (24-09-1389)

  11. #266
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    دلشوره گرفت آب و از خواب افتاد
    از موج صدای پات در تاب افتاد

    آرام گرفت چشمه و زد لبخند
    تصویر بلند ماه در آب افتاد

    قطره، قطره ز مشک می‏آویزند
    قطره خون‏ها که از سرت می‏ریزند

    یک روز به خون‏خواهی تو می‏دانم
    دستان بریده تو برمی‏خیزند

    نه نام و نه نان و نه نشان می‏خواهد
    نه کنگره‏ای از این جهان می‏خواهد

    با غیرت بی‏مثال خود آمده است
    یک مشت فرات تشنه جان می‏خواهد




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 7

    negin_javdan (24-09-1389), parsa (24-09-1389), نازنين زهرا (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), خراباتي (25-09-1389), شكوه انتظار (24-09-1389)

  13. #267
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    راز مقام عباس بن علی علیهماالسلام


    قال الله تعالی فی کتابه : ما خلقتُ الجن و الإنس إلا لیعبدون.1
    السلام علیک أیهاالعبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین. 2

    ای علمـدار کربلا عباس

    مرد میدان هـر بلا عباس

    به تو سرمایه ادب دادند

    عبد صالح تو را لقب دادند


    چه شد که حضرت اباالفضل علیه السلام جایگاه خاصی پیدا کرد که هم در زمان حیاتش و هم بعد از آن معصومین علیهم السلام از او تجلیل کردند؟ تا جایی که در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است: إن للعباس عندالله تبارک وتعالی لمنزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامه . یعنی عباس نزد خداوند متعال منزلتی دارد که روز قیامت تمام شهیدان ( نمی فرماید انسانهای عادی) به مقام او غبطه می خورند. 3 می گویند ما کجا عباس کجا؟
    انسانها در مشکلات و امتحانهای روزگار شناخته می شوند و قدر و منزلت خود را هم به خود و هم دیگران به اثبات می رسانند. آیه شریفه هدف خلقت انسانها را بیان می کند؛ می فرماید: ما جن و انس را تنها برای عبادت خلق کردیم. باید دید عبادت به چه معناست؟ آیا عبادت یک سری اعمال و حرکات است که در آن قصد قربت و نزدیکی به معبود هستی نیست؟ اگر اینگونه باشد ابلیس یکی از عابدترین موجودات عالم است. زیرا به فرموده امیرالمؤمنین در نهج البلاغه شش هزار سال عبادت ظاهری کرد.
    پس عبادت به چه معناست؟ عبادت از عَبَدَ است. عبد یعنی بنده؛ بنده در مقابل مولای خود اختیاری نمی بیند. بنده باید در بست مطیع مولایش باشد و از دستورات او سرپیچی نکند.
    بنابراین هدف از خلقت انسان بندگی بوده است. و اینکه انسانها در دنیا مورد آزمایش قرار می گیرند. همین است که تمرین بندگی کنند؛ در برابر دستورات الهی چشم بگویند به اصطلاح بله قربان گو باشند. این مطلب در آیات و روایات بسیاری عنوان شده است.
    امام کاظم علیه السلام از کوچه ای رد می شدند از درون خانه ای صدای ساز و آواز به گوش می رسید در همان لحظات کنیز خانه برای گذاشتن زباله ها بیرون آمد امام به کنیز فرمودند: صاحب این خانه کیست؟ بنده است یا آزاد ؟ کنیز منظور امام را نگرفت عرضه داشت آزاد است آزاد! من و یک عده دیگر خدمتکار اوییم. امام کاظم علیه السلام فرمود: بله آزاد است اگر بنده بود چنین نمی کرد! کنیز بعد از این پرسش و پاسخ به درون خانه رفت. صاحبش به علت تأخیر او را مورد مؤاخذه قرار داد. کنیز ماجرا را تعریف کرد. گفت: سرورم، آقایی از من سؤالی کرد مجبور شدم کمی مکث کنم. صاحبش کنجکاو شد و گفت : مگر او از تو چه پرسید؟ او گفت صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ من در جواب گفتم او آزاد است. دیگر حرفی نزد ؟ چرا گفت بله آزاد است اگر بنده بود چنین نمی کرد. تا این حرف از زبان کنیز بیرون آمد بُشر لحظه ای به خود آمد که ای وای... دوان دوان پا برهنه از خانه خارح شد و خود را به حضرت رساند در حالیکه صدا می زد: آقا جان من بنده ام بنده! 4

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكرها 7

    parsa (24-09-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (24-09-1389), نازنين زهرا (24-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), خراباتي (25-09-1389)

  15. #268
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    این است بندگی خدا، با حرف انسان بنده خدا نمی شود.

    اما چرا حضرت اباالفضل مقامی ویژه دارد سر مطلب همین است که در زیارتنامه اش که از امام صادق علیه السلام رسیده آمده است: السلام علیک أیها العبد الصالح... سلام بر تو ای بنده صالح خدا؛ یعنی عباس علیه السلام به مقام بندگی آن هم در حد اعلی بنده صالح رسیده بود. در ادامه زیارت توضیح می دهند بنده کیست : المطیع لله کسی که فرمانبردار دستورات الهی است؛ تکالیفش را درست انجام می دهد. و لرسوله مطیع پیامبر خدانیز هست، هر آنچه پیامبر امر کرده عمل می کند. او مرد عمل است نه حرف! تا آننجا که می فرماید: و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین. یعنی بعد از پیامبر خدا از چه کسی اطاعت می کند؟ از اولی الأمر از امامان معصوم علیهم السلام از امام زمانش آقا امیرالمؤمنین سپس از آقا امام حسن مجتبی و در آخر از آقا ابی عبدالله الحسین.
    مطیع محض امام زمانش بود که به این جایگاه رسید. با امام زمانش از مدینه خارج شد به مکه آمد و از آنجا نیز راهی کربلا... تا عصر تاسوعا که برایش امان نامه آوردند. اما عباس نپذیرفت. فرمود: لا حاجة لنا فی أمان... ما نیازی به امان شما نداریم امان خدا بهتر است از امان فرزند سمیه. 5 شب عاشورا هم وقتی امام حسین صلوات الله علیه اصحاب را مرخص کرد در حالی که خطاب به یارانش می فرمود: اکنون از تاریکی شب استفاده کنید ... از این محل متفرق شوید و مرا با این قوم تنها بگذارید زیرا اینان فقط با من کار دارند؛ ناگهان عباس از جا بلند شد عرضه داشت: و لِمَ نفعل ذلک؟ ما چنین کاری نمی کنیم لنبقی بعدک؟ آیا بعد از تو زنده بمانیم؟ لا أرانا الله ذلک أبدا، خدا چنین روزی را نیاورد. 6
    و اوج اطاعت پذیری از امام زمانش در آخرین ساعات عاشوراست. زمانیکه همه اصحاب به شهادت رسیده اند. اجازه میدان می خواهد، حضرت سیدالشهداء می فرماید: أنتَ یا أخی صاحبُ لوائی. برادرم تو علمدار منی.7 عرضه می دارد سینه ام تنگ شده از زندگی دنیا سیر شده ام می خواهم از این قوم منافق انتقام بگیرم. عباس منتظر است تا امامش لب تر کند و دستور حمله بدهد اما، حسین علیه السلام دستور دیگری می دهد می فرماید: حال که چنین است مقداری آب برای بچه ها بیاور.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكرها 6

    parsa (24-09-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (24-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), خراباتي (25-09-1389)

  17. #269
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞







    ای روی تـــو مــــاه آل هــاشم

    ای پشت و پناه آل هاشم

    سقای همیشه مشک بر دوش

    سـردار سپــاه آل هاشم

    سردار سپــاه و مشک بر دوش

    تــاریـخ کجا کنـد فراموش



    عباس مرد جنگ است و الان زمان، زمان جنگیدن است ولی چون دستور امام زمانش حسین علیه السلام چیز دیگری است بدون معطلی و بدون آنکه اعتراضی بکند مشک آب را بدوش می گیرد. اینجاست که پا روی نفس خود می گذارد و بجای کارزار بسوی شریعه فرات می رود. برای او مهم عمل به دستور امامش است چه جنگیدن باشد و چه سقایی. باید خواست حسین علیه السلام اجرا شود، دیگر عباس اراده ای ندارد و او خواسته ای جز خواسته حسین علیه السلام ندارد. و این است یکی از رازهای مقام عباس بن علی بن ابی طالب علیهم السلام.
    السلام علیک یا ابا الفضل العباس ابن امیرالمؤمنین المواسی أخاه بنفسه، الأخذ لغده من أمسه، الفادی له الوافی الساعی إلیه بمائه، المقطوعة یداه. 8




    1.آیه 56 سوره ذاریات
    2.منتهی الامال ج1 ص 571
    3. نفس المهموم ص333
    4. داستان راستان ج 1 ص 177
    5. اعیان الشیعه ج 7 ص430
    6.ترجمه مقتل مقرم ص 339
    7. نفس المهموم ص 336
    8. بحارالانوار ج 45 ص 66

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. تشكرها 6

    parsa (24-09-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (24-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), خراباتي (25-09-1389)

  19. #270
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞







    سقا نظر کن ‏


    سقا نظر کن تشنه ام طاقت ندارم
    طفلِ صغیرم بر عطش عادت ندارم
    آبی بیاور سینه ام آرام گیرد
    خشکیده لب هایم ز مشکت کام گیرد
    رفتی عمو باشد خدا پشت و پناهت
    چشمان اهل این حرم مانده به راهت
    ما منتظر بر درگه خیمه بمانیم
    انجام وعده از عمو را جمله دانیم
    اما پدر آمد عموی ما نیامد
    یاربّ چرا آرامشِ دلها نیامد
    بابا کمر بگرفته از داغ جدایی
    گوید برادر جان ابالفضلم کجایی؟
    دانم عمویم کشته ی این خاک گردید
    روحش روانه در دلِ افلاک گردید
    آید عمویم من دگر حرفی نگوییم
    من جز عمو در این حرم چیزی نجویم

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  20. تشكرها 6

    parsa (24-09-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (24-09-1389), نرگس منتظر (24-09-1389), آسیه سادات (24-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (24-09-1389), خراباتي (25-09-1389)

صفحه 27 از 40 نخستنخست ... 1723242526272829303137 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •