۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 32 از 40 نخستنخست ... 22282930313233343536 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 311 تا 320 , از مجموع 394
  1. #311
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگینامه عباس بن علی علیه السلام




    ابلى بپي نوشتها :
    1- يـلاعـب اطـراف الا سـنـة عامر فراح له حظ الكتائب اجمع امـه بـده و دل مـشـغـول مـبـاش . كـوتـاه آمـدن در بـرابـر حريفم ننگ آور است ، از اين آزمون سرافراز بيرون خواهم آمد، پس ‍ خبر بگير و بنگر)). سپس به سوار حمله كرد و او را از پا درآورد و اسـبـش را بـه زن داد. ((دريد)) ديگرى را فرستاد تا ببيند چرا سوار اوّلى نيامد و همين كـه بـدانـجـا رسـيـد و صـحنه را مشاهده كرد، آن مرد را صدا زد، او نيز افسار مركب زن را واگذاشت و به سويش ‍ بازگشت در حالى كه ابيات زير را مى خواند:
    خل سبيل الحرة المنيعة
    انك لاق دونها ربيعة
    في كفه خطية منيعة
    اولا فخذها طعنة سريعة
    والطعن منى فى الورى شريعة
    ماذا ترى من شيئم عابس
    اءما ترى الفارس بعد الفارس
    ارداهما عامل رمح يابس
    ((راه زن آزاد و پاكدامن را بازبگذار كه قبل از دستيابى بر او، با ربيعه طرف هستى كه در دسـتـش نـيـزه اى بـازدارنـده اسـت . نـخـست ضربتى سريع بگير كه ضربتهاى من در پيكرها فرورونده است ))، بر او حمله كرد و او را نيز از پادرآورد.
    چندى كه گذشت ، دريد سومين شخص را براى خبرگيرى از سرنوشت آن دو تن فرستاد. سـوار هـمـيـن كـه به صحنه نبرد رسيد، دو يار از پا افتاده خود را ديد و آن مرد را مشاهده كـرد كـه نـيـزه خـود را بـه دنبال مى كشد. شوهر زن كه سوار را ديده بود، به همسرش ‍ گفت : ((راه خانه ها را پيش بگير))، سپس متوجه سوار شد و گفت :
    ((از شـيـرى خـشـمـگـين چه انتظارى دارى ؟! آيا سوار را پس از سوار ديگر نمى بينى كه نـيـزه اى خـشـك آنـان را از پا انداخت ؟)) و بر او حمله برد و او را از پا درآورد و نيزه اش ‍ شـكست . دريد در انديشه يارانش فرو رفت و پنداشت آن سه تن ، مرد را كشته و همسرش ‍ را بـا خـود بـرده انـد. پـس به دنبال آنان راه افتاد و به جايى رسيد كه آنان كشته شده بودند. خود را به ربيعه كه در حال نزديك شدن به قبيله اش بود رساند و به او گفت : ((شـخـصى مانند تو نبايد كشته شود و با تو نيزه اى نمى بينم . سواران خشمگين هستند پس نيزه ام را بگير تا من برگردم و ياران را از حمله به تو بازدارم )).
    ((دريـد)) خـود را بـه يـارانـش رسـانـد و گـفـت : ((صـاحـب زن بـه حمايت از او برخاست ، يارانتان را كشت و نيزه ام را گرفت . ديگر شما را بر او دسترسى نيست ))، آنان نيز راه خود پيش گرفتند. دريد، در اين باره ابيات زير را سرود:
    مـا ان رايـت ولاسـمـعـت بـمـثـله
    حـامـى الظـعـيـنـة فـارسـا لم يقتل
    اردى فـوارس لم يـكـونـوا تـهـزة
    ثـم اسـتـمـر كـانـه لم يـفعل
    فـتـهـلك تـبـدو اسـرة وجـهـه
    مثل الحسام جلته كف الصيقل
    يـزجـى طـعـيـنـة ويـسـحـب رمـحـه
    مثل البغات خشين وقع الجندل
    ((چـون او، حـمـايـتـگرى نديده و نشنيده ام اسوارى كه چنين به حمايت همسر بپردازد و زنده بـمـانـد، دلاورانـى نـيـرومـنـد را مـى كـُشـد سـپـس راه خـود را دنـبـال مـى كـنـد گـويـى اتـّفـاقـى نـيـفـتـاده و چـهـره اش چـون شـمـشـيـر صـيـقل داده مى درخشد، رقبايش را چون پرندگانى خرد و بى مقدار كه از جنگ هراس دارند با قدرت به خاك مى اندازد و نيزه اش را پس خود مى كشد)).
    15- بـراى حـضـرت تـا شـانـزده لقـب بـرشـمـرده انـد (ر . ك : تـنـقـيـح المقال ، ج 2، ص 128).
    16- مقاتل الطالبيين .
    17- المنمق في اخبار قريش ، ص 437:
    اعـيـذه بـالواحـد مـن عـيـن كل حاسد
    قائمهم والقاعد مسلمهم والجاحد
    صادرهم والوارد مولدهم والوالد
    18- قمر بنى هاشم ، ص 19.
    نويسنده: علامه محقق حاج شيخ باقر شريف قرشي
    منبع: کتاب زندگانی حضرت ابوالفضل العباس
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  2. #312
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگینامه عباس بن علی علیه السلام




    عباس(ع) میراث دار پدر و نیاکان
    با اندکي دقت در زندگي غرورآفرین حضرت عباس(ع) و به ویژه درخشندگي چشم گیر او در واقعه کربلا، میراث سترگي که امام علي(ع) و نیاکان حضرت عباس(ع) دراو به ودیعه گذاشته بودند، به خوبي دیده مي شود. تلاش ها، رشادت ها و فداکاری هایي که حضرت عباس(ع) در واقعه کربلا از خود نشان داد، یادآور شجاعت هاي حضرت علي(ع) و نیاکان مادري حضرت عباس(ع) است؛ چرا که عباس(ع) ثمره پیوندي مقدس بود بین ابرمرد تاریخ و زني که شایسته ترین براي ازدواج با او به شمار مي رفت. براي شناخت کامل عباس(ع) مي توان به شش صفت عمده و شاخص او بسنده کرد که همگي در واقعه بزرگ عاشورا نمود یافت. این شش صفت، ریشه در نسب گرانسنگ او نخست از جهت پدري و دوم در نیاکان مادري اش داشت. براي اثبات جنبه مادري آن مي توان به دستور امیرالمؤمنین به عقیل پیش ازخواستگاري ام البنین(س) اشاره کرد. حضرت، از برادر خویش، عقیل خواست که براي او زني از خانواده اي اصیل، شجاع و خداپرست برگزیند تاپسري شجاع براي او به دنیا آورد. عقیل بن ابيطالب، یکي از چهارفردي بود که در عصر خود به نسب شناسي شهرت داشت. چون عقیل از اصالت خاندان و فرهیختگي پدران و جنگاوري نیاکان حضرت امّالبنین(س) آگاهي داشت، وي را به امیرمؤمنان علي(ع) معرفي کرد. نیکوست نیم نگاهي به تلاشهاي حضرت عباس(ع) در آیینه میراثي که پدران او برایش باقي گذاشته بودند، انداخته شود.
    1. میراث پرچمداري: از آن جا که بارزترین ویژگي حضرت عباس(ع) در واقعه عاشورا، پرچمداري اعتقادي، سیاسي و نظامي ایشان بوده و این ویژگي حضرت سبب تمایز و بلندي او نسبت به دیگر یاران امام حسین(ع) است، بجاست که نگاه عمیق تري به این ویژگي حضرت بشود و به این موضوع بیش تر پرداخته گردد تا اهمیت جایگاه و عملکرد حضرت عباس(ع) نیز در قیام حسیني(ع) آشکارتر شود.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  3. #313
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگینامه عباس بن علی علیه السلام




    امام علي(ع) بزرگ ترین پرچمدار صدر اسلام
    حضرت علي(ع) در بیش تر جنگ ها شرکت داشت و در هر جنگي که شرکت مي کرد، پرچمدار بود. در جنگ بدر لشکر اسلام سه پرچم داشت: سفید، سیاه و یک پرچم دیگر که از مرط عایشه تهیه شده بود. این پرچم را پیامبر اکرم(ص) به امام علي (ع) داد. در غزوه احد نیز پرچمداري گروه مهاجرین با علي(ع) بود و حتي نگاشته اند که پرچمداران کفار همگي به دست امیرالمؤمنین(ع) کشته شدند و پرچم آنان بر زمین افتاد. در این هنگام، زني به نام عمرة بن علقمة حارثیة ـ از جمله زناني که براي تقویت روحیه جنگجویان خود و ستاندن انتقام کشتگان بدر به میدان آمده بودندـ پرچمي برافراشت و آن را به دست غلامي حبشي به نام صؤاب ـ غلام فرزندان ابي طلحه - داد که او نیز توسط مسلمانان هلاک شد. این افتضاح بزرگ، شکستي غیرقابل جبران براي کفار به حساب مي آمد. این که یک زن و غلامي حبشي پرچم سپاه را بالا نگه دارند. حسان بن ثابت انصاري در توصیف آن چنین سرود: فَلَولاَ لِوَاءُ الْحَارِثِیَّةِ اَصْبَحُویُبَاعَونَ فِي الاَْسْوَاقِ بَیْعِ الْجَلاَئِبِ«اگر زن حارثیه بیرق را برنداشته بود، پرچم شان را در بازارها به فروش مي گذاشتند.» در جنگ خیبر، درخششي چشمگیر از پرچمداري امیرالمؤمنین(ع) در خاطره تاریخ باقي ماند.
    در این جنگ، پیامبر اکرم(ص) پرچمي سفید بست و به جنگ با خیبریان شتافت. در بین یهودیان، پهلواني تنومند و درشت اندام به نام مرحب بود که در درگیري تن به تن، چند تن از پهلوانان لشکر اسلام را به شهادت رسانید و جنگ با یهودیان به حالت رکود رسید. پیامبر اکرم(ص) در مواجهه با دیوارهاي بلند دژ نفوذناپذیر یهودیان، پرچم را به دست ابوبکر داد. او تا شب به جنگ پرداخت؛ ولي هیچ فتحي به ارمغان نیاورد. روز دیگر پرچم را به دست عمر بن الخطاب داد و لشکري را نیز با او همراه کرد. وي نیز از صبح آن روز تا شب جنگید؛ اما پیروز نشد. سپس پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لاََدْفَعَنَّ الرَّایَةَ غَدَا اِلَي رَجُلٍ یُحِبُّ اللّهَوَ رَسُولَهُ لاَ یَنْصَرِفُ حَتَّي یَفْتَحَ اللّهُ عَلَي یَدِهِ؛ فردا پرچم را به دست مردي خواهم داد که خدا و رسولش(ص) را دوست دارد و برنمي گردد تا خدا به دست او[ما را] پیروز گرداند.» همگان منتظر بودند تا ببینند فردا پیامبر اکرم(ص) پرچم را به دست چه کسي مي دهد؟ فردا صبح پیامبر(ص) دنبال امام علي(ع) فرستاد که بیمار و درخیمه خوابیده بود. او در اثر چشم درد جایي را نمي دید. پیامبر اکرم(ص) در چشمان او دمید و علي(ع) چشمان خود را باز کرد؛ سپس پیامبر خدا(ص) پرچم را به او داد. او مقابل درب خیبر رفت. پهلوانان یهود، یکي پس ازدیگري بیرون مي آمدند و با امام علي(ع) مبارزه کرده، به هلاکت مي رسیدند. در این هنگام، پهلواني از آنان بیرون آمد که گرزي آهنین در دست داشت(و به نوشته برخي، او مرحب بوده است.) او آن را محکم به سپرامام علي(ع) زد. سپر او شکست؛ ولي امام به سمت دروازه دوید و درب قلعه را از جا کند و از آن به جاي سپر استفاده نمود؛ در حالي که پس از جنگ وقتي هشت نفر از اصحاب خواستند آن درب را جابه جا کنند، نتوانستند.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  4. #314
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگینامه عباس بن علی علیه السلام




    عباس(ع) پرچمدار امام حسین(ع)
    این ویژگي، منصب بزرگي بود که از امام علي(ع) به حضرت عباس(ع) ارث رسیده بود. صبح روز عاشورا، امام حسین(ع) یاران خود را به دودسته تقسیم کرد که شامل سي نفرسواره نظام و چهل نفر پیاده نظام بودند. امام فرماندهي میمنه را به زهیر بن قین، میسره را به حبیب بن مظاهر و پرچم را به برادر خود حضرت عباس(ع) که از همه شجاع تر بود، سپرد. امام حسین(ع) به دلیل نقش حساس عباس(ع) در رویارویي با دشمنان، به ایشان اجازه مبارزه و جنگ نمي دادند؛ زیرا چه بسا شهادت ایشان به دلیل دارا بودن نقش پرچمداري مي توانست ضربه جبران ناپذیري به روحیه سپاه وارد سازد؛ ولي ایشان باپرچم داري اش، وظیفه خویش را به بهترین وجه به انجام رساند.
    نگاشته اند هنگامي که اسیران کربلا را به شهر شام بردند، در میان وسایل غارت شده از شهیدان کربلا، پرچمي بود که در اثر ضربات شمشیر و نیزه، آسیب دیده بود. وسایل را پیشروي یزید نهادند. یزید پرچم مذکور را برداشت و به دقت بدان نگریست و پرسید: «این پرچم در دست چه کسي بوده است؟» گفتند: «عباس بن علي(ع)». آن گاه با تعجب و شگفتي ایستاد و به حاضران گفت: «اَبَیْتَ اللَّعْنُمِنْکَ یَا عَبَّاس(ع) ...؛ نفرین از نام تو دورباد اي عباس! به راستي که این معناي کامل وفاي برادر نسبت به برادرش است. خوب به این پرچم بنگرید، ببینید که بر اثر ضربه هاي پیکارگران جاي سالمي بر آن نمانده است؛ ولي جایي که در دست پرچمدار قرار داشته، سالم است.» این سخن کنایه از این بود که پرچمدار ضربه هایي که بر دستش فرود مي آمده است، تحمل مي نموده، ولي پرچم را رها نمي کرده است. او پس از این که هر سه برادرش به شهادت رسیدند، خود به میدان شتافت و به شهادت رسید. با شهادت عباس(ع)، نامه پرچمداري در عصرحضور ائمه نیز بسته شد و تاریخ، نام او را به عنوان واپسین پرچمدار جنگ هاي دوره حضور پیشوایان معصوم(ع) در خود ثبت نمود.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  5. #315
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگینامه عباس بن علی علیه السلام




    2. میراث سقایت: سقایت از جمله منصب هاي برجسته قریش بوده که به واسطه آن به اعراب فخرفروشي مي کردند. متولي این منصب در قریش بني هاشم بوده و حضرت هاشم، نیاي سوم پیامبراکرم(ص) عهده دار آن بود و پس از آن به حضرت عبد المطلب رسید. امام رضا(ع) در این باره فرمود: «عبد المطلب پنج خصلت پسندیده داشت که یکي از آن ها سقایت حجاج بود.» پس از عبدالمطلب و با ظهور اسلام، این منصب به عباس، عموي پیامبر(ص) واگذار شد. او از پیامبر اکرم(ص) درخواست نمود که اجازه دهد وي به حجاج بیت اللّه الحرام که در سرزمین مني بیتوته مي کنند، آب بدهد. پیامبر(ص) پذیرفت که این سنت حسنه تداوم یابد. در هر حال، این امر نیز جزء میراث اجداد حضرت عباس(ع) به شمار مي آید که از حضرت هاشم و عبدالمطلب به او رسیده و او تنها کسي بود که پس از آنان لقب سقّا یافت و توانست این وظیفه را چه در واقعه کربلا و چه پیش از آن به بهترین وجه انجام دهد.
    3. میراث شجاعت: شجاعت، مایه از نام علي(ع) گرفته و در قاموس اش، نام او را برصدر جاي داده است. تاریخ هرگز رشادت ها و نام آوری هاي او را از یاد نمي برد. روزي را که در جنگ خندق، مشرکان مکه با طرح و نقشه قبیله بني نضیر، ده هزار نفر از قبایل گوناگون عرب را جمع و به مدینه حمله کرده بودند، پیامبر اکرم(ص) با مشورت سلمان فارسي، دستور داد خندقي اطراف مدینه حفر نمایند تا از پیشروي مشرکان جلوگیري کنند. کافران یک ماه پشت خندق زمین گیر شده بودند و جز عده اندکي موفق به گذشتن از آن نشدند. عمرو بن عبدود مسلمانان را به تیغ زهرآگین زبان خود ریشخند مي کرد و فریاد برمي آورد: «کجایند مدعیان بهشت؟ آیا در میان شما یک نفر نیست که مرا به دوزخ روانه سازد یا من او را به بهشت بفرستم؟» نعره هاي او چونان پتکي بر سر مسلمانان فرود مي آمد. گوش ها را ناشنوا، دل ها را ترسان و زبان ها را از پاسخ بسته بود. او پیوسته فریاد مي کشید و فقط علي(ع) بود که هر بار از پیامبر اکرم(ص) رخصت مبارزه با او را مي خواست؛ اما پیامبر اکرم(ص) او را امر به نشستن مي کرد. عمرو براي بار سوم نعره کشید و رجزهاي خود را تکرار نمود و افزود: «صدایم از فریاد زدن گرفت! آیا در میان شما کسي نیست که گام به میدان نهد؟» علي(ع) این بار به التماس، از پیامبر(ص) اذن پیکار خواست. پیامبر(ص) عمامه اش را بر سر او گذاشت و براي او دعا کرد. او به جنگ با عمرو شتافت و وي را به هلاکت رسانید. پیامبر اکرم(ص) نیز در بزرگداشت این پیکار قهرمانانه او فرمود: «ضَرْبَةُ عَلِي یَوْمَ الْخَنْدَقِ اَفْضَلُ مِنْعِبَادَةِ الثِّقْلَینِ؛ ضربه[شمشیر] علي(ع) در روز[جنگ]خندق، والاتر از عبادت جن و انس است.» حمله هاي بي باکانه حضرت عباس(ع) نیز یادآور پیکار علي (ع) در غزوات صدر اسلام است. آن گاه که یک تنه، حلقه محاصره دشمن را شکست و هم زمان خویش را رهایي بخشید.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  6. #316
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگینامه عباس بن علی علیه السلام




    او حیدري دیگر بود که در هیئت عباس(ع) جلوه نمایي مي کرد. در رابطه با نبرد امام علي(ع) باعمرو بن عبدود نوشته اند: وقتي علي(ع) با عمرو روبه رو شد، به او فرمود: «تو نذر کرده اي که اگر فردي از قریش، دو تقاضا از تو بنماید، یکي را بپذیري، آیا درست است؟» عمرو پاسخ داد: «چنین است.» امام فرمود: «درخواست نخست من این است که اسلام بیاوري!» عمرو با پوزخندي گفت: «مرا به دین تو نیازي نیست!» امام دوباره فرمود: «[درخواست دوم من این است که] از جنگ صرف نظر کني و به زادگاهت برگردي و کار رسول خدا(ص) را به دیگران واگذاري!» عمرو گفت: «چگونه بازگردم؟ من پس از جنگ بدر نذرکرده ام تا انتقام خویش را از محمد(ص) نستانم، بر سرم روغن نمالم.» گویا چاره اي جز جنگ نبود. عمرو از اسب خود پیاده شد و با علي(ع) در افتاد. او با شمشیر ضربه اي سنگین به سر امام زد که سر او شکافت و شمشیر به جلوي پیشاني وي اصابت کرد. گرد و غبار آوردگاه نبرد، به انتظار چشم هاي نگران، نیشتر مي زد که ناگاه صداي تکبیر علي(ع) بلند شد؛ اما مسلمانان دیدند که او دست از عمرو کشیده و راه مي رود. گروهي از مسلمانان ساده انگار، پنداشتند علي(ع) از کشتن عمرو مي ترسد. حذیفة به زمزمه معترض آن ساده لوح دامن زد. پیامبر اکرم(ص) با عتاب به او فرمود: «بس کن حذیفة! علي(ع) خود[دلیل این کارش را] خواهد گفت.» پس از درنگي کوتاه، امام عمرو را هلاک کرد. پس از بازگشت وي، پیامبر(ص) پرسید: «چرا هنگامي که بر او پیروزشدي، او را نکشتي؟» علي(ع) غرق خاک و خون پاسخ داد: «او به مادرم دشنام داد و آب دهان به صورتم انداخت. ترسیدم اگر او را بکشم، از روي خشم و هواي نفس باشد. او را واگذاشتم تا خشمم فروکش کند؛ سپس او را کشتم.» حضرت عباس(ع) نیز دررویارویي با دشمن خود، ابتدا او را به صلاح و بازگشت به حق دعوت مي نماید و ضمن یادآوري پیوند دوستي اي که بین پدر عبداللّه بن عقبة غنوي و پدرش، امیرالمؤمنین(ع) بود، تلاش مي کند وي را ارشاد نماید و او را از کشته شدن نجات دهد. او نیز مانند امام علي(ع) عجله اي در جنگ ندارد؛ بلکه تمام سعي خود را به هدایت آن ها معطوف مي دارد تا آن گاه که کار را بي نتیجه مي یابد، برق آسا و توفنده یورش مي برد و پیکرهاي دشمنان را چون ساقه هاي آفتاب سوخته، درو مي نماید؛ به گونه اي که تاریخ از شجاعت بي مثال و حیدر وَشاو بسیار نوشته است؛ آن سان که مي غرّد و باران تیر و تیغ و نیزه برایش با بارش هاي بهاري تفاوتي نمي کند.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  7. #317
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زندگینامه عباس بن علی علیه السلام




    شجاعت در نیاکان مادري عباس(ع)
    در نیاکان مادري حضرت عباس(ع) نیز نام پهلوانان بزرگي به چشم مي خورد که آوازه بلندي درعرب داشتند. عقیل با آگاهي از نام و آوازه آنان حضرت امّ البنین(ع) را براي ازدواج به امام علي(ع) پیشنهاد کرد. امام با توجه به تأثیر عنصر مهم توارث در روحیات فرزند، اقدام به این ازدواج مي نماید. نام برخي از این نیاکان بدین شرح مي باشد:
    1. ملاعب الاسنة: از جمله نیاکان مادري حضرت عباس(ع)، عامر بن مالک بن جعفر بن کلاب مشهور به ملاعب الاسنة است. این لقب را حسان بن ثابت انصاري، شاعر معروف به او مي دهد. اوس بن حجر درباره اش سروده است: یُلاَعِبُ اَطْرَافَ الاْسِنَّةِ عَامِرٌفَرَاحَ لَهُ حَظُّ الْکَتَائِبِ اَجْمَعِ«عامر سر نیزه ها را به بازي مي گیرد؛ پس او کارایي و توان یک لشکر را دارد.»
    2. طفیل فارس قرزل: پهلوان دیگري از این خاندان، طفیل فارس قرزل، برادر ملاعب الاسنة است. فارس قرزل به معناي«سوار کار تنومند» مي باشد. نوشته اند: او روزي شنید که ربیع بن زیاد عبسي، از ندیمان نعمان بن منذر، حکمران و فرمانرواي برخي از نواحي عربستان جاهلي، نزد فرمانروا سخن چیني او را کرده بود. او به همراه برادرانش ملاعب الاسنة، ربیعة، عبیدة و معاویه به دربار فرمانروا رفت و او را با ربیع بن زیاد مشغول غذا خوردن دید. در این مجلس، لبیدبن ربیعه، برادرزاده طفیل، شروع به سرودن اشعاري در نام آوري و بي هماوردي عموهاي خود به صورت في البداهه نمود. فرمانروا و ندیم سخن چینش، هر دو از ترس و شرمندگي سر به زیر انداخته بودند. فرمانروا براي خشنود کردن آن ها ربیع بن زیاد را از خود راند.
    3. عامر بن طفیل: ملاعب الاسنة برادرزاده اي به نام عامر بن طفیل داشت که او نیز از پهلوانان عرب بود. وي با پهلواني به نام علقمة بن علاثه قرار مي گذارد که هر کدام حسب و نسب افتخارآمیزتري داشتند و به نفع هر کدام از آن ها که داوري شد، صد شتر از دیگري بستاند. عامر بن طفیل براي پیروزي در این مسابقه از عموي خود کمک گرفت. عموي او کفشي به وي داد و گفت: «براي تعیین شرافت خود از این کفش کمک بگیر؛ زیرا من با آن چهل مِرباع به دست آورده ام.» مرباع به یک چهارم غنایم جنگي گفته مي شد که در یک جنگ به دست مي آمد و مخصوص رییس قبیله بود و شکست خوردگان آن را تسلیم او مي ساختند. عامر بن طفیل چندان بلند آوازه بود که در دیگر امپراطوری ها نیز فردي شناخته شده به شمار مي رفت. نوشته اند: وقتي یکي از اعراب بادیه نشین نزد قیصر روم رفت، قیصراز او پرسید: «تو با عامر بن طفیل چه نسبتي داري؟» او قصد داشت اگر فردعرب نسبتي با این پهلوان نام آور داشته باشد، به او تفقّد نماید و رفتار کریمانه تري با او نشان دهد.
    4. عروة الرَّحّال: از دیگر نیاکان مادري عباس(ع) عروة الرَّحّال بنعتبة بن جعفر بن کلاب است. او نیزجنگجویي شجاع بود و به دلیل سفرهاي زیاد جهانگردي و رفت و آمد با پادشاهان مناطق و سرزمین هاي گوناگون، لقب رَحّال به او داده بودند.
    نويسنده: ابوالفضل هادي منش
    منبع: سايت حوزه
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  8. #318
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    تک سوار مرکب عشق و وفا



    علامه شیخ عبد الواحد مظفر درباره مقام حضرت قمر بنی هاشم چنین می نویسد:
    عباس از فقهای عظام و علمای اعلام بود، او بی تردید، در فقاهت و دانش یگانه است...به دلیل روایت امام سجاد که فرمود:« مقام و منزلت حضرت عباس به اندازه ای است که تمام شهدا روز قیامت به آن غبطه می خورند.»
    سخنان رسول خدا(ص) و گفتار امیرالمؤمنین(ع) به سان سروش عالم غیب، دگرگونی چشمگیری در اندیشه عباس ایجاد کرد. او از فرهیختگان بسیاری، واژه های بصیرت بخش پیامبر را آموخته بود که آن حضرت فرموده است:« ای مردم همانا کسی که خداوند عز و جّل را ملاقات کند در حالی که شهادت به یگانگی خدا و یکتایی او بدهد و مخلصانه هیچ معبود دیگری همراه او نپذیرد،پروردگار او را داخل بهشت می برد. اگر کسی هیچ یک از صفات والا را نداشته باشد، ولی با اخلاص خداوند را بخواند برای او بهشت است.
    عباس سال های همراهی با پدر را پرفروغ و تابناک از اخلاص و توحیدی می دید. از نبرد خندق و دلاوری خدا باورانه ی پدر خبر داشت. از این رو بیش ترین تلاش خود را در راه کسب اخلاص و نیت پاک به کار می برد. همواره قلبی سالم از بدیها، اعضایی تسلیم در برابر خداوند داشت و از بلندای وجودش آبشار نیکیها و خیرات ریزان بود. چنین بود که امام صادق(ع) صحیفه ای روشنی بخش درباره ی این ویژگیهای عموی بزرگوارش گشوده بودو می فرماید:« خدا لعنت کندکسی را که حق تو را نشناسد و مقام تو را سبک بشمارد.علامه سید عبد الرزاق می فرماید: این فضیلت ها همه از پرتو انوار سید الشهدا بود که عباس بر اثر اطاعت از او کسب کرده و آیینه تمام نمای وجود امام حسین شده بود بی شک حسین و عباس(ع) از مصادیق بارز این آیات قرآن بودند:« والشمس و ضحیها والقمر اذا تلیها: سوگند به خورشید و آن هنگام که فروغ می بخشد و سوگند به ماه آن زمان که دنبال خورشید روان است»
    خورشید حسین است و ماه نیز عباس، چرا که عباس نیز هیچ سخنی نمی گفت؛ مگر آن که از برادرش شنیده باشد و هیچ عملی را انجام نمی داد مگر آن که به جهت پیروی از امامش انجام پذیرد.او تمامی مراحل حیاتش چنان به دنبال سید و مولایش امام حرکت کرد که حتی در ظهور جسم شریفش به این عالم شهود نیزگامی از اربابش عقب است. چنان که میلاد امام حسین(ع) سوم شعبان و ولادت عباس چهارم شعبان سال بیست و شش هجری است.
    القاب حضرت عباس(ع)
    یکی از مهمترین القاب صفات حضرت عباس « باب الحوایج» است. این لقب را از این جهت به حضرت داده اند: که در زندگی حوایج نیازمندان را برآورده می ساخت.
    حضرت عباس(ع) با لبابه دختر عبد الله بن عباس عبد المطلب ازدواج کرد. ثمره این پیوند پنج فرزندبه نامهای عبیدالله، فضل، حسن، قاسم، و یک دختر به نام حدائق الأنس بود. فرزندانشان نیز برخی شهره در شهامت و شجاعت گشته تعدادی نیز عالمان راستین در عرصه معارف اهل بیت شدند.
    خورشید حسین است و ماه نیز عباس، چرا که عباس نیز هیچ سخنی نمی گفت؛ مگر آن که از برادرش شنیده باشد و هیچ عملی را انجام نمی داد مگر آن که به جهت پیروی از امامش انجام پذیرد.او تمامی مراحل حیاتش چنان به دنبال سید و مولایش امام حرکت کرد که حتی در ظهور جسم شریفش به این عالم شهود نیزگامی از اربابش عقب است
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #319
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    ظهر الولایة

    یکی از القاب حضرت عباس (ظهر الولایة) یعنی پشت و کمر ولایت می خوانند، زیرا همان گونه که کمر، انسان را راست قامت نگه می دارد و پشتوانه محکمی برای حرکت است حضرت نیز چنین نقشی را برای نگهبانی از حریم ولایت امامت داشت.
    از این رو وقتی حضرت به شهادت رسیدامام بر بالینش بود و فرمود« اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد»
    سقّا
    یکی از القاب مشهور ابا الفضل العباس سقّا و از مهمترین مسئولیتهای آن حضرت در قیام سید الشهدا آبرسانی به تشنگان بود.
    قمر بنی هاشم این منصب را از پدران و نیاکان بزرگوار خود به ارث برده بود زیرا سقایی نزد عرب عمل گران قدری محسوب می شد و عهده دار شدن این مقام نشانه شرافت و سیادت و بزرگی است. از این رو اجدادخاتم الانبیا این مسئولیت را عهده دار بودندو از خود به دیگری واگذار می کردندتا این که به عبد المطلب رسید بعد از ایشان ابو طالب منصب سقایت ایشان را بر عهده گرفت. به گونه ای که وی را ساقی حاجیان نام نهادند.حضرت عباس نیز همچون پدران بزرگوار خود به سقایت مشغول بود. قمر بنی هاشم صاحب مشک و گویا همیشه در این اندیشه بود که بایدتشنگان را سیراب سازد از این رو در مسیر حرکت قافله حسینی از مدینه تا کربلا همیشه مشک بر دوش داشت. تشنه لبان را سیراب می کرد.



    گزیده ای از کتاب هفتاد و درس زندگی از سیره عملی ابو الفضل العباس، نوشته امیر حسین علیقلی
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #320
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞




    السلام علیک یا اباعبدالله و علی الأرواح التی حلت بفنائک،
    علیک منی سلام الله ابداً مابقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم،
    السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
    *******
    " السلام علیک یا ابالفضل العباس، یا قمر بنی هاشم، السلام علیک یا ساقی عطاشی کربلاء، یا باب الحوائج "


    * تقدیم به پیشگاه ساقی تشنگان کربلاء و علمدار باوفای امام حسین (ع) :
    دریـا کشیـد نعـره، صـدا زد مرا بنوش * غیرت نهیب زد که بـه دریا بگو خموش
    وقـتی کـه آب را بـه روی آب ریـخت * آمد چو موج در جگر بحر خون به جوش
    گفتـا بــه آب، آب، چـه بی‌غیرتی، برو * بی‌آبـرو بــه ریـختن آبــرو مکــوش
    آوردمــت بــه نـزد دهان تا بگویمت * بشنو که العطش رسد از خیمه‌ها به گوش
    بـر کام خشک یوسف زهرا شدی حرام * با آنکه خوردن تو حلال است بر وحوش
    تـو مـوج می‌زنـی و علی‌اصغر از عطش * گاهی به هوش آید و گاهی رود ز هوش
    از بس کـه « آب، آب » شنیـدم ز تشنگان * دیگر نفس به سینه تنگم شده خـروش
    در آب پـا نهـادم و بـر خود زدم نهیب * گفتم بسـوز از عطش و آب را ننـوش
    بــالله بـوَد ز رشتــه عمـرم عزیزتر * این بند مشک را که گرفتم به روی دوش
    « میثم » هزار بار اگرت سر ز تن بُرند * چشم از محبت علی و آل او مپوش
    در مشک تشنه، جرعه آبی هنوز هست * اما به خیمه ها برسد با کدام دست؟
    برخاست با تلاوت خون، بانگ یا اخا * وقتی کنار درک تو، کوه از کمر شکست.
    تیری زدند و ساقی مستان ز دست رفت * سنگی زدند و کوزه لب تشنگان شکست!
    شد شعله های العطش تشنگان، بلند * باران تیر آمد و بر چشم ها نشست
    تا گوش دل شنید، صدای الست دوست * سر شد بلی ی تشنه لبان می الست
    ناگاه بانگ ساقی اول بلند شد * پیمانه پر کنید، هلا عاشقان مست
    باران می گرفت و سبوها كه پر شدند * در موج تشنگی چه صدف ها كه در شدند.
    یا کاشف الکرب عن وجه الحسین ؛ اکشف کربنا بحق اخیک الحسین
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. تشكر


صفحه 32 از 40 نخستنخست ... 22282930313233343536 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •