۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 35 از 40 نخستنخست ... 25313233343536373839 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 341 تا 350 , از مجموع 394
  1. #341
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,809      تشکر : 51,117
    162,274 در 45,390 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    حضرت ابوالفضل


    ساقی لب تشنگان زادۀ ام‌البنین
    دست رشید حسین، بازوی حبل‌المتین
    چهرۀ مهتابی و حنجر خشکم ببین

    هم جگرم سوخته، هم شده قلبم کباب
    عمو عمو، آب آب عمو عمو، آب آب

    با چه گناهی عمو، آب به ما شد، حرام
    خون جگر، جای آب، ریخته ما را به جام
    می‌مکد انگشت خود، علی‌اصغر مدام

    بال زند از عطش، بر روی دست رباب
    عمو عمو، آب آب عمو عمو، آب آب

    نفس، ز سوز عطش، شعلۀ آذر شده
    جواب این آب‌آب، نیزه و خنجر شده
    آل علی از چه رو، بی‌کس و یاور شده؟

    نمی‌رود از عطش، دیدۀ طفلان به خواب
    عمو عمو، آب آب عمو عمو، آب آب

    آب، گریبان درید، بر لب عطشان ما
    مثل دو دریا شده، دیدۀ گریان ما
    بحر شده شعله‌ور، از دل سوزان ما

    به خیمه هر کودکی، فتاده در التهاب
    عمو عمو، آب آب عمو عمو، آب آب

    در گلوی خشک ما، بغض شده زمزمه
    رقیّه از دست رفت، در بغل فاطمه
    بس‌که گرفته عطش، نور، ز چشم همه

    شعلۀ آتش شده، در نظر ما سراب
    عمو عمو، آب آب عمو عمو، آب آب


    تو دست دست خدا، تو حیدر حیدری
    تو بر پدر،چون علی، برای پیغمبری
    تو هم علمدار و هم، ساقی و آب‌آوری

    صاعقه خشم شو به سوی دریا شتاب
    عمو عمو، آب آب عمو عمو، آب آب


    ای همه پشت سرت، دست دعای حسین
    اگر چه لب تشنه‌اند سلاله‌های حسین
    برو بیاور عمو، آب برای حسین

    قرص مه فاطمه، سوخته در آفتاب
    عمو عمو، آب آب عمو عمو، آب آب





    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  2. تشكرها 3

    parsa (24-09-1389), خراباتي (25-09-1389), شكوه انتظار (25-09-1389)

  3. #342
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,952 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞








    دو دست مهربان آن سپیدار
    کنار رود افتادند انگار
    غم آن دست‌ها را منتشر کن
    دوبیتی! دست روی دست مگذار




    علـــم را بـــر زمــیــــن بگـــذارم، اما...
    تـــو را دســـت خـــدا بســپارم، اما...
    به چشمم تیر زد آن قوم، ای عشــق!
    کـــه دســـت از دیـــدنت بردارم، اما...




    تو احساس مرا دریاب ای رود
    لبم را تر نکن از آب ای رود
    تو که دستی نداری تا بیفتد
    به سوی خیمه‌ها بشتاب ای رود




    برادر با برادر دست می‌داد
    برای بار آخر دست می‌داد
    چه احساس قشنگی ظهر آن روز
    به عباس دلاور دست می‌داد




    می من! بادهٔ من! مستی من!
    فدای تو تمام هستی من
    دل چشم انتظار کودکان را
    مبادا بشکند بی دستی من




    به آن گل‌های پرپر بوسه می‌زد
    به روی سینه با هر بوسه، می‌زد
    به قرآن؟ نه، برادر داشت انگار
    به دستان برادر بوسه می‌زد




    به چشمش تیر بود اما نگاهش…
    چه رازی داشت با مولا نگاهش؟
    بدون دست می‌گیرد در آغوش
    تمام خیمه‌ها را با نگاهش




    دوبیتی! ناگهان دستان آن ماه…
    گلوگیر است این اندوه جان‌کاه
    رباعی باش و بشکن بغض خود را
    لا حول ولا قوهٔ إلا بالله




    دل تـو تشنه و بی‌تاب می‌رفت
    به لبیک «عمو بشتاب» می‌رفت
    تو دست رود را رد کردی آن روز
    اگــر نــه آبـــروی آب مــی‌رفــــت




    امــام عـشـق را مــاه مـنـیری
    وفــاداران عـالــم را امـــیــــری
    دو دستت گرچه افتادند بر خاک
    به خاک افتادگان را دست گیری




    کسی جز دست تو آب آورش نیست
    کسی سقّـای باغ پرپرش نیست
    دریــغ از او چــرا کــردنــد آن قــــوم
    مگر این آب، مهر مادرش نیست؟




    عطش را با نگاه آورده بودند
    ولی سرشار آه آورده بودند
    تـمـام کودکان تشنه آن روز
    به دست تو پناه آورده بودند




    من از تو شرم دارم دستِ خود را
    تو دادی هم دل و هم دستِ خود را
    عــلــم از دســت تــو افـتـاد امـا
    علــم کــردی به عالم دستِ خود را


    سید حبیب نظاری



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  4. تشكرها 3


  5. #343
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,809      تشکر : 51,117
    162,274 در 45,390 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞





    پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه دهم)
    ويژه نامه عاشوراى حسينى






    قالَ الامام حسين عليه السّلام :

    اءنَا قَتيلُ الْعَبَرَةِ، لايَذْكُرُنى مُؤْمِنٌ إ لاّ اِسْتَعْبَرَ.


    من كشته گريه ها و اشك ها هستم ، هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند
    مگر آن كه عبرت گرفته و اشك هايش جارى خواهد شد.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  6. تشكرها 22

    parsa (25-09-1389), لحظه هاي سبز (26-09-1389), مناجات (27-09-1389), محب الحسین (28-09-1389), مدير محتوايي (25-09-1389), نوای عشق (06-10-1389), نازنين زهرا (26-09-1389), نرگس منتظر (25-09-1389), ياس نيلي (18-11-1389), آسیه سادات (25-09-1389), بلاغ مبین (07-10-1389), توحید صمدی (26-09-1389), ترنم باران (26-09-1389), حور العین (29-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-09-1389), ساجده (27-09-1389), شكوه انتظار (25-09-1389), شميم يار (26-09-1389), شهیده (20-10-1389), صافات (26-09-1389)

  7. #344
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,809      تشکر : 51,117
    162,274 در 45,390 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞






    عالم همه قطره اند و دریاست حسین
    خوبان همه بنده و مولاست حسین


    ترسم که شفاعت کند ازقاتل خویش
    از بس که کَرَم دارد وآقاست حسین



    عاشوراي حسيني سالروز شهادت مظلومانه امام حسين عليه السلام
    و هفتاد دو تن يار با وفايش و آغاز دوران پر رنج اسارت آل الله
    بر امامعصر(عج)
    وعاشقان حضرتش و جهان تشيع تسليت باد.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  8. تشكرها 18

    parsa (25-09-1389), لحظه هاي سبز (26-09-1389), مناجات (27-09-1389), مدير محتوايي (25-09-1389), نازنين زهرا (26-09-1389), نرگس منتظر (25-09-1389), ياس نيلي (18-11-1389), آسیه سادات (25-09-1389), توحید صمدی (26-09-1389), ترنم باران (26-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-09-1389), ساجده (27-09-1389), شكوه انتظار (25-09-1389), شميم يار (26-09-1389), شهیده (20-10-1389), صافات (26-09-1389)

  9. #345
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,809      تشکر : 51,117
    162,274 در 45,390 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞







    شب وصل است و تبِ دلبری جانان است
    ساغر وصل لبالب به لب مستان است

    در نظر بازيشان اهل نظر حيران است
    گوئيا مشعله از بامِ فلک ريزان است


    چشم جادوی سحر زين شب و تب گريان است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    «يارب اين بوی خوش از روضة جان می آيد؟
    يا نسيمی است کزان سوی جهان می آيد؟»

    «يارب اين نور صفات از چه مکان می آيد؟»
    «عجب اين قهقهه از حورِ جنان می آيد!»


    يارب اين آبِ حيات از چه دلی جوشان است؟

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    «چه سَماع است که جان رقص کنان» می آيد؟
    «چه صفير است که دل بال زنان می آيد؟»

    چه پيامی است؟ چرا موج گمان می آيد؟
    چه شکار است؟ چرا بانگ کمان می آيد؟


    چه فضائی است؟ چرا تير قضا پران است؟

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    گوش تا گوش، همه کرّ و فرِ دشمنِ پست
    شاه بنشسته، بر او حلقة ياران الست

    «پيرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست»
    چار تکبير زده يکسره بر هر چه که هست


    خيمه در خيمه صدای سخن قرآن است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    وَه از آن آيتِ رازی که در آن محفل بود
    «مفتی عقل در اين مسئله لايعقل بود»

    «عشق می گفت به شرح آنچه بر او مشکل بود»
    «خم می بود که خون در دل و پا در گل بود»

    ساغر سرخ شهادت به کف مستان است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    اين حسين است که عالم همه ديوانة اوست
    او چو شمعی است که جانها همه پروانة اوست

    شرف ميکده از مستی پيمانة اوست
    هر کجا خانه عشق است همه خانة اوست


    حاليا خيمه گهش بزمگه رندان است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    قل هوالله بزايد زلبش، رمز احد
    لم يلد گويد و لم يولد و الله صمد

    اين تمنا ز احد در دل او رفته زحد:
    می وصلی بچشان - تا در زندان ابد


    بشکنم از خم وحدت که چنين جوشان است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    محرمان حلقه زده در پی پيغامی چند:
    «چشم اِنعام مداريد ز اَنعامی چند»

    «فرصتِ عيش نگه دار و بزن جامی چند»
    که نماندست ره عشق مگر گامی چند


    در بلائيم ولی عشق بلا گردان است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    امشب است آنکه «ملايک در ميخانه زدند
    گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند»

    «با من راه نشين باده مستانه زدند»
    «قرعه فال به نام من ديوانه زدند»


    يوسفِ فاطمه را ننگِ جهان زندان است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    هان که گوی فلک صدق به چوگان من است
    ساحت کون و مکان عرصه ميدان من است

    ديدة فتح ابد عاشق جولان من است
    هر چه در عالم امر است به فرمان من است


    پيش ما آتش نمرود گلِ بستان است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    «هان و هان ناقة حقيم» مجوئيد حيَل
    «تا نبرد سرتان را سرِ شمشيرِ اجل»

    «پيش جان و دل ما آب و گلی را چه محل؟»
    «کار حق کن فيکون است نه موقوف علل»


    بی فروغ رخ او ، جان و جهان بی جان است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    ظهر فردا عملِ مذهب رندان بکنم
    «قطع اين مرحله با مرغ سليمان» بکنم

    حمله بر شعبده از دولت قرآن بکنم
    «آنچه استاد ازل گفت بکن»، آن بکنم


    عاقبت خانه ظلم است که آن ويران است

    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است

    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  10. تشكرها 17

    parsa (25-09-1389), لحظه هاي سبز (26-09-1389), مناجات (27-09-1389), مدير محتوايي (25-09-1389), نازنين زهرا (26-09-1389), نرگس منتظر (25-09-1389), ياس نيلي (18-11-1389), آسیه سادات (25-09-1389), توحید صمدی (26-09-1389), ترنم باران (26-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-09-1389), ساجده (27-09-1389), شميم يار (26-09-1389), شهیده (20-10-1389), صافات (26-09-1389)

  11. #346
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,809      تشکر : 51,117
    162,274 در 45,390 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞





    «نقدها را بود آيا که عياری گيرند
    تا همه صومعه داران پی کاری گيرند»
    و به تاريکی شب ره به کناری گيرند
    صادقان زآينة صدق، غباری گيرند

    صحنة مشهد ما صحن نگارستان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    گفت عباس که: من از سر جان برخيزم
    از «سر جان و جهان دست فشان برخيزم»
    «از سر خواجگی کون و مکان برخيزم»
    من «ببويت ز لحد رقص کنان برخيزم»

    اين چه روح است و کرامت که در اين ياران است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    در شب قتل، نگفت از سر و سامان، زينب
    «داشت انديشه فردای يتيمان، زينب»
    گفتی از يادِ پريشانی طفلان، زينب
    داشت آن شب همه گيسوی پريشان، زينب»

    اين چه خوابی است که در خوابگه شيران است؟
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    ظهر فردا، قد رعنای حسين است کمان
    باز جويد شه بی يار ز عباس نشان
    ز علمدارِ خود آن خسرو شمشاد قدان
    «که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان»

    قرص خورشيد هم از خجلت او پنهان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    علی اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند:
    صبر از اين بيش ندارم، چکنم تا کی و چند؟
    جان به رقص آمده از آتش غيرت چو سپند
    بوسه ای بر لب خشکم بزن ای چشمه قند

    دستی اندر خم زلفی که چنين پيچان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    «او سليمان زمان است که خاتم با اوست»
    «سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست»
    نفس «همت پاکان دو عالم با اوست»
    زخم شمشير و سنان چيست؟ «که مرهم با اوست»

    پس چه رازی است که خنجر به گلو بُران است؟
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    شام فردا که رسد، زينبِ گريان و دوان
    در هياهوی رذيلانة آن اهرمنان
    پرسد از پيکر صدچاک شه تشنه زبان
    «که شهيدان که اند اينهمه خونين کفنان؟»

    جگر رود فرات از تف او سوزان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    او که دربانی ميخانه فراوان کرده است
    نوش پيمانة خون بر سر پيمان کرده است
    اشک را پيرهنِ يوسفِ دوران کرده است
    چنگ بر گونه زده موی پريشان کرده است

    در دل حادثه مجموعِ پريشانان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
    يارب اين شام سيه را به جلالی درياب
    بال و پر سوخته را با پر و بالی درياب
    «تشنة باديه را هم به زلالی درياب»
    جشن دامادی جان را به جمالی درياب

    که عروسِ شرف از شوق حنابندان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  12. تشكرها 19

    parsa (25-09-1389), لحظه هاي سبز (26-09-1389), مناجات (27-09-1389), مدير محتوايي (25-09-1389), نازنين زهرا (26-09-1389), نرگس منتظر (25-09-1389), ياس نيلي (18-11-1389), آسیه سادات (25-09-1389), بلاغ مبین (07-10-1389), توحید صمدی (26-09-1389), ترنم باران (26-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-09-1389), ساجده (27-09-1389), شكوه انتظار (25-09-1389), شميم يار (26-09-1389), شهیده (20-10-1389), صافات (26-09-1389)

  13. #347
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 9)ويژه نامه تاسوعاي حسيني۞۩۞






    قصه ی مشک پاره



    آقا به حقِ چشمی، که غرقِ خون ز تیره
    هر ساله تو تاسوعا دلم برات می گیره
    پر می زنه دلِ من به علقمه دمادم
    لحظه ی جون دادنت آقا می آد به یادم
    وقتی می آد به یادم که مرغ دل رها شد
    لحظه ای که یا عباس دستِ شما جدا شد
    وقتی می آد به یادم که ناله سر می دادی
    از روی زینِ اسبت سر رو زمین نهادی
    وقتی می آد به یادم ز مشکت آب می ریخت
    سرشک تو برای طفلِ رباب می ریخت
    وقتی می آد به یادم که با نوای خسته
    نقش زمین شدی و فرقِ سرت شکسته
    خاک پر از خون و اشک، علقمه بسترت بود
    ناله ای رو شنیدی که آه مادرت بود
    می گفت منم فاطمه مادر تو یاسِ من
    قربون قد و بالات حضرتِ عباسِ من
    چرا قدت شکسته همچو قدِ کمانم
    قصه ی مشک پاره از تو چشات بخوانم
    بعد تو روز حرم تاریک دیگه چون شب
    وای از حسین تنها وای از نگاه زینب

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. #348
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,809      تشکر : 51,117
    162,274 در 45,390 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞






    در بيان وقايع
    روز عاشورا

    صبح عاشورا و خطبه حضرت

    چون شب عاشورا به پايان رسيد و سپيدة روز دهم محرم دميد حضرت سيدالشهداء عليه السلام نماز بگذاشت پس از آن به تعبيه صفوف لشكر خود پرداخت و به روايتي فرمود كه تمام شماها در اين روز كشته خواهيد شد و جز علي بن الحسين (ع) كس زنده نخواهد ماند و مجموع لشكر آن حضرت سي و دو نفر سوار و چهل تن پياده بودند و به روايت ديگر هشتاد و دو پياده، و به رواتي كه از جناب امام محمد باقر عليه السلام وارد شده چهل و پنج نفر سوار و صد تن پياده بودند و سبط ابن الجوزي در تذكره نيز همين عدد را اختيار كرده و مجموع لشكر پسر سعد شش هزار تن و موافق بعضي مقاتل بيست هزار و بيست و دو هزار و به روايتي سي هزار نفر وارد شده است و كلمات ارباب سير و مقاتل در عدد سپاه آن حضرت و عسكر عمر سعد اختلاف بسيار دارد

    پس حضرت صفوف لشكر را به اين طرز آراست زهيربن قين را در ميمنه بازداشت، و حبيب بن مظاهر را در ميسرة اصحاب خود گماشت و رايت جنگ را با برادرش عباس عطا فرمود و موافق بعض كلمات بيست تن با زهير در ممينه و بيست تن با حبيب در ميسره بازداشت و خود با ساير سپاه در قلب جا كرد و خيام محترم را از پس پشت انداختند، و امر فرمود كه هيزم و ني‌هائي را كه اندوخته بودند در خندقي كه اطراف خيام كنده بودند ريختند و آتش در آنها افروختند براي آنكه آن كافران را مانعي باشد از آنكه به خيام محترم بريزند.

    و از آن سوي نيز عمر سعد لشكر خود را مرتب ساخت ميمنه سپاه را به عمر و بن الحجاج سپرد و شمر ملعون ذي الجوشن را در ميسره جاي داد و عروه بن قيس را بر سواران گماشت و شبث بن ربعي را با رجاله بازداشت، و رايت جنگ را با غلام خود در يد گذاشت.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-09-1389 در ساعت 04:54
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  15. تشكرها 17

    parsa (25-09-1389), لحظه هاي سبز (26-09-1389), مناجات (27-09-1389), مدير محتوايي (25-09-1389), نازنين زهرا (26-09-1389), ياس نيلي (18-11-1389), آسیه سادات (25-09-1389), توحید صمدی (26-09-1389), ترنم باران (26-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-09-1389), ساجده (27-09-1389), شكوه انتظار (25-09-1389), شميم يار (26-09-1389), شهیده (20-10-1389), صافات (26-09-1389)

  16. #349
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,809      تشکر : 51,117
    162,274 در 45,390 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞






    و روايتست كه امام حسين عليه السلام دست به دعا برداشت و گفت:


    اًللهم اَنْتَ ثِقَتي في كُلّ كَرْبٍ وَ اَنْتَ رَجائي في كُلّ شِدَّهٍ وَ اَنْتَ لي في كُلّ اَمْرٍ نَزَلَ بي ثِقَهٌ وَعُدَّه كَمْ مِنْ هَمََّ يَضْعُفُ فيِه الْفُؤادُ وَ َتقِلُّ فيهِ الْحلَيهُ وَ يَخْذُلُ فيهِ الصَّديقُ وَ يَشْمَتُ فيهِ الْعَدُوُّا اَنْزَلْتُهُ بِكَ وَ شكَوْتُهُ اِلَيْكَ رَغَبَهً مِنّي اِلَيْكَ عََّمْن سِواكَ فَفَرَّجْتَهُ عَنّي وّ َكَشْفَتهُ فَاَنْتَ َوِلُّي كُلّ نِعْمَهٍ و صاحِبُ كُلّ حَسَنَهٍ وِ ُمْنَتهي كُلّ رَغْبَهٍ.

    اين وقت از آن سوي لشكر پسر سعد جنبش كردند
    و در گرداگرد لشکر امام حسين عليه السلام جولان دادند از هر طرف كه مي‌رفتند آن خندق و آتش افروخته را مي‌ديدند.

    پس شمر ملعون به صداي بلند فرياد برداشت كه اي حسين پيش از آنكه قيامت رسد شتاب كردي به آتش، حضرت فرمود اين گوينده كيست گويا شمر است، گفتند بلي جز او نيست،

    فرمود اي پسر آن زني كه بزچراني مي‌كرده تو سزاوارتري به دخول آتش. مسلم بن عوسجه خواست تيري به جانب آن ملعون افكند آن حضرت رضا نداد و منعش فرمود، عرض كرد رخصت فرما تا او را هدف تير سازم همانا او فاسق و از دشمنان خدا و از بزرگان ستمكاران است و خداوند مرا بر او تمكين داده حضرت فرموده مكروه مي‌دارم كه من با اين جماعت ابتدا به مقاتلت كنم.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  17. تشكرها 15

    parsa (25-09-1389), لحظه هاي سبز (26-09-1389), مناجات (27-09-1389), مدير محتوايي (25-09-1389), نازنين زهرا (26-09-1389), ياس نيلي (18-11-1389), آسیه سادات (25-09-1389), ترنم باران (26-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-09-1389), ساجده (27-09-1389), شكوه انتظار (25-09-1389), شميم يار (26-09-1389), صافات (26-09-1389)

  18. #350
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    22609
    دلنوشته
    38
    بحق حرمت صلوات ، زیارت کربلا را قسمت ما کن
    نوشته : 52,809      تشکر : 51,117
    162,274 در 45,390 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 87
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞






    اين وقت حضرت امام حسين عليه السلام راحله خويش را طلبيد و سوار شد و به صوت بلند فرياد برداشت كه مي‌شنيدند صداي آن حضرت را بيشتر مردم و فرمود آنچه حاصلش اينست:


    اي مردم به هواي نفس عجلت مكنيد و گوش به كلام من دهيد تا شما را بدانچه سزاوار است موعظت بگويم و عذر خودم را بر شما ظاهر سازم پس اگر با من انصاف دهيد سعادت خواهيد يافت و از در انصاف بيرون شويد، پس آراي پراكنده خود را مجتمع سازيد و زير و بالاي اين امر را به نظر تامل ملاحظه نمائيد تا آنكه امر بر شما پوشيده و مستور نماند پس از آن بپردازيد به من و مرا مهلت مدهيد. همانا ولي من خداوندي كه قرآن را فرو فرستاده و اوست متولي امور صالحان.

    راوي گفت كه چون خواهران آن حضرت اين كلمات را شنيدند صيحه كشيدند و گريستند و دختران آن جناب نيز به گريه درآمدند، پس بلند شد صداهاي ايشان حضرت امام حسين عليه السلام فرستاد به نزد ايشان برادر خود عباس بن علي (ع) و فرزند خود علي اكبر را و فرمود به ايشان كه ساكت كنيد زنها را، سوگند به جان خودم كه بعد از اين گريه ايشان بسيار خواهد شد.

    و چون زنها ساكت شدند آن حضرت خداي را حمد و ثنا گفت به آنچه سزاوار اوست و درود فرستاد بر حضرت رسول و ملائكه و رسولان خدا عليهم السلام و شنيده نشد هرگز متكلمي پيش از آن حضرت و بعد از او به بلاغت او.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    من اونی ام که هرگز سایه ای نداشت .... اما توبخاطر بسپار،
    گرچه گذر زمان فرصت
    مهرورزیدن رادریغ نمی کند،اما مرگ
    رااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************



  19. تشكرها 14

    parsa (25-09-1389), لحظه هاي سبز (26-09-1389), مدير محتوايي (25-09-1389), نازنين زهرا (26-09-1389), ياس نيلي (18-11-1389), آسیه سادات (25-09-1389), توحید صمدی (26-09-1389), ترنم باران (26-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (25-09-1389), ساجده (27-09-1389), شميم يار (26-09-1389), صافات (26-09-1389)

صفحه 35 از 40 نخستنخست ... 25313233343536373839 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •