۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 40 از 40 نخستنخست ... 303637383940
نمایش نتایج: از شماره 391 تا 394 , از مجموع 394
  1. #391
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞




    کربلای آزمایش




    عزاداری، احیاء خط خون و شهادت، و رساندن صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ است.
    «اشك»، زبانِ دل است و «گریه»، فریاد عصر مظلومیّت.
    رسالت «اشك»، پاسداری از «خون شهید» است.
    عزاداران حسینی، پروانگانی شیفته نورند كه شمع محفل آرای خویش را یافته و از شعله شمع، پیراهنِ عشق پوشیده اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن اند.
    عزاداری برای شهید كربلا، انتقال «فرهنگ شهادت» به نسلهای آینده است.
    عزاداری، شور و عاطفه را از شعور و شناخت، بر خوردار می سازد و ایمان را در ذهن جامعه هوادار، زنده نگه می دارد.
    عمیقترین پیوندها میان عقل و عشق و عاطفه و برهان، در سایه عزاداری برای عاشورا شكل می گیرد.
    «منا» یك قربانگاه بود، و... «كربلا»، قربانگاهی دیگر تنها هاجر و ابراهیم نبودند كه «اسماعیل» را به «مذبح» آوردند، محمد و علی و فاطمه(ع) نیز «حسین» را به قربانگاه عشق فرستادند.
    برای رسیدن به كربلا، باید اراده ای آهنین، قلبی شجاع و عشقی سوزان داشت و در این سفر، باید رهتوشه ای از صبر و یقین، پاپوشی از توكّل، سلاحی از «ایمان» و مَركبی از «جان» داشت، تا به منزل رسید، چرا كه راه كربلا، از «صحرای عشق» و «میدان فداكاری» و پیچ و خم خوف و خطر می گذرد.
    زائر حسین(ع) باید تمثیلی از شداید و رنجها و سوز و گدازها و خوف و عطشها را در خویش پدید آورد و كربلایش «كرب» و «بلا» باشد.
    دانشگاه كربلا باز است و شاگرد می پذیرد، از هر جا كه باشد، هركه باشد...
    محرّم، فروردین جانهاست و بهار ایمانهای سست شده و طراوت اندیشه های مرده و افسرده و خوابیده، و شكوفایی غنچه های بسته بیداری و آگاهی و ایثار و فداكاری است.
    محرّم، وجدان همیشه بیدار تاریخ، و گلوی هماره فریادگر زمان است.
    محرّم، ماه پاسداری از حرمت انسان است.
    محرّم، حریم ایمان و حصار قرآن است.
    محرّم، اهرم حركت دهنده انسانها و پدیدآورنده شورشهای شیعی و نهضتهای علوی و قیامهای مكتبی است.
    حسین(ع) پیامهای شفابخشش را، همه ساله بر بالهای سرخ شهادت می نویسد و پیكهای رهایی را بر موجهای محرّم و عاشورا سوار می كند.

    كلاسهای كربلا كه در همه جاست حتی بدون یك روز تعطیلی، به من و تو و به همه آنانكه به نجات «انسان» می اندیشند، می آموزد. چرا كه : هر روز عاشوراست و هر جا كربلاا
    «غدیر علی»، «حرای محمّد» است، در جلوه ای پس از بیست و سه سال.


    «عاشورای حسین»، دادخواهی غدیر علی(ع) است، پس از نیم قرن مظلومیّتِ حقّ.
    «عاشورا»، سقّای تشنه كامانِ عزّت است،عاشورا، انفجاری از نور و تابشی از حق بود كه بر «طور» اندیشه ها تجلی كرد و «موسی خواهان» گرفتار در «تیهِ» ظلمت را از سرگردانی نجات بخشید.
    عاشورادرخششی بود كه در دل دشمن، ترس ریخت و در دل دوست، امید آفرید و مردگان را بیدار ساخت و غافلان را به هوش آورد و «شب» را تا پشت دروازه های شهر شرك و قلعه نفاق، تاراند.
    گرچه در آن نمیروز سرخ، در آن صحرای آتشگون، در آن كربلای «آزمایش»، قیام قیامت در خون نشست، ولی فریاد رسایت در عمق زمان برخاست.
    ای حسین!...گرچه در آن «نینوا» نای حقیقت گوی تو را بریدند، امّا ... نوای «حق، حقِ» تو در تاریخ، همچنان ماندگار شد و جاودانه ماند.
    ای حسین! كربلای تو، انقلاب آموز و انسان ساز نسلها و قرنها و سرزمینها بود و عاشورای تو، بارور سازنده لحظه ها و روزها و سالها.
    حسین(ع) مرگ را «پل عبور» به آخرت می دانست و «بقا» را در «فنا» می جست و «پیروزی» را در «شكست»! «زندگی» را در «مرگ» می دید و «ماندن» را در «رفتن» و «حضور» را در «غیبت» می شناخت و «شهادت» را حضور جاودانه در تاریخ می دانست و مرگ را برای فرزندان آدم، همچون گلوبندی زیبا برسینه دختری جوان، شایسته می دید.
    حسین(ع)شناگر دریای خون بود و رهپوی وادی عشق. و در قربانگاه خود، در آخرین لحظات نیز، سرود توحید و رضا خواند.
    حسین(ع)، كربلایی نیست، جهانی است.
    حسین(ع)، هم «راه» است و هم «راهنما». هم كاروان است و هم قافله سالار.
    حسین(ع)، كشتی نجات و مشعل هدایت است.
    هنوز هم بشریّت، تشنه درسهای «مكتب عاشورا»ست، مكتبی كه الفبای آن، فداكاری، جانبازی، خلوص و خدامحوری است.
    حسین(ع)،چشمه ای از حقیقت و حرّیت است كه تا ابد كام تشنگان آزادی را سیراب می سازد.

    سازمان آموزش و پرورش استان خراسان
    گروه دین و اندیشه تبیان


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  2. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (26-08-1391), شكوه انتظار (26-09-1389)

  3. #392
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞






    عاقبت گستاخی به خون خدا

    در روز هفتم محرم الحرام مردی به نام « عبدالله بن حصین ازدی » - که از قبیله «بجیله » بود فریاد برآورد : " ای حسین !
    این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند که قطره ای از آن را نخواهی آشامید ، تا از عطش جان دهی! "
    حمید بن مسلم می گوید :"

    به خدا سوگند که پس از این گستاخی او ، برای امری به دیدارش رفتم در حالی که بیمار بود ، قسم به آن خدایی که جز او پروردگاری نیست ، دیدم که عبدالله بن حصین مرتب در حال آشامیدن آب است ، به طوری که شکمش بالا آمده بود ،
    اما باز فریاد العطش ! العطش ! می زد ومرتب آب را طلب می کرد ولی سیراب نمی شد .

    حالت وی ادامه داشت تا سرانجام از شدت نوشیدن آب به هلاکت رسید1 ."

    1:ارشاد شیخ مفید / ج 2 / ص 86
    فرآوری : زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  4. تشكرها 2

    بیقرار ظهور (26-08-1391), شكوه انتظار (26-09-1389)

  5. #393
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞





    آه ای مرگ تو معیار


    درختان را دوست می دارم
    كه به احترام تو قیام كرده اند
    و آب را
    كه مهر مادر توست،
    خون تو شرف را سرخگون كرده است:
    شفق ، آینه دار نجابتت,
    و فلق محرابی
    كه تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای.
    در فكر آن گودالم
    كه خون تو را مكیده است
    هیچ گودالی را چنان رفیع ندیده بودم
    در حضیض هم می توان عزیز بود
    از گودال بپرس!
    شمشیری كه بر گلوی تو آمد
    هر چیز و همه چیز را
    به دو پاره كرد:
    هر چه در سوی تو ،حسینی شد
    و دیگر سو , یزیدی.
    اینک ماییم و سنگ ها
    ماییم و آب ها
    درختان ، کوهساران، جویباران ، بیشه زاران
    که برخی یزیدی
    وگرنه حسینی اند
    خونی که از گلوی تو تراوید
    همه چیز و هرچیز را در کائنات به دوپاره کرد!
    در رنگ!
    اینک هر چیز ، یا سرخ است
    یا حسینی نیست!
    ***
    آه ای مرگ تو معیار!
    مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
    و آن را بی قدر كرد
    كه مردنی چنان،
    غبطه بزرگ زندگانی شد!
    خونت
    با خونبهای حقیقت
    در یک طراز ایستاد
    و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
    - که جهان با دروغ می پاشد –
    و خون تو امضای "راستی" است.
    ***
    تو را باید در راستی دید
    و درگیاه ،
    هنگامی كه می روید
    در آب ،
    وقتی می نوشاند
    در سنگ ،
    چون ایستادگی است
    در شمشیر ،
    آن زمان كه می شكافد
    و در شیر ،
    كه می خروشد
    در شفق كه گلگون است
    در فلق كه خنده خون است
    در خواستن
    برخاستن
    تو را باید در شقایق دید
    در گل بویید
    تو راباید از خورشید خواست
    در سحر جست
    از شب شكوفاند
    با بذر پاشاند
    با باد پاشید
    در خوشه ها چید
    تو را باید تنها در خدا دید
    هر كس ،هر گاه ، دست خویش
    از گریبان حقیقت بیرون آورد
    خون تو از سرانگشتانش تراواست
    ابدیت آینه ای ست :
    پیش روی قامت رسای تو در عزم
    آفتاب لایق نیست
    وگرنه می گفتم
    جرقه نگاه توست
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكرها 2

    نرگس منتظر (26-09-1389), بیقرار ظهور (26-08-1391)

  7. #394
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 10)ويژه نامه عاشوراى حسينى۞۩۞





    ***
    تو تنهاتر از شجاعت
    در گوشه ی روشن وجدان تاریخ
    ایستاده ای
    به پاسداری از حقیقت
    و صداقت
    شیرین ترین لبخند
    بر لبان اراده ی توست
    چندان تناوری و بلند
    كه به هنگام تماشا
    كلاه از سر كودك عقل می افتد
    بر تالابی از خون خویش
    در گذرگه تاریخ ایستاده ای
    با جامی از فرهنگ
    و بشریت رهگذار را می آشامانی
    - هر كس را كه تشنه شهادت است-
    ***
    نام تو خواب را بر هم می زند
    آب را توفان میكند
    كلامت قانون است
    خرد در مصاف عزم تو جنون
    تنها واژه ی تو خون است ، خون
    ای خداگون!
    مرگ در پنجه ی تو
    زبون تر از مگسی ست
    که کودکان به شیطنت در مشت می گیرند
    و یزید ، بهانه ای
    دستمال کثیفی
    که خلط ستم را در آن تف کردی
    و در زباله ی تاریخ افکندی
    یزید کلمه نبود
    دروغ بود
    زالویی درشت
    که اکسیژن هوا را می مکید
    مخنثی که تهمت مردی بود
    بوزینه ای با گناهی درشت:
    "سرقت نام انسان"
    و سلام بر تو
    که مظلوم ترینی
    نه از آن جهت که عطشانت شهید کردند
    بل از این رو که دشمنت این است
    ***
    مرگ سرخت
    تنها نه نام یزید را شكست
    و كلمه ستم را بی سیرت كرد
    كه فوج كلام را نیز در هم می شكند
    هیچ كلام بشری نیست
    كه در مصاف تو نشكند
    ای شیرشكن!
    خون تو بر كلمه فزون است
    خون تو در بستری از آن سوی كلام
    فراسوی تاریخ
    بیرون از راستای زمان
    می گذرد
    خون تو در متن خدا جاری است
    ***
    یا ذبیح الله
    تو اسماعیل برگزیده ی خدایی
    و رویای به حقیقت پیوسته ی ابراهیم
    كربلا میقات توست
    محرم میعاد عشق
    و تو نخستین كسی
    كه ایام حج را
    به چهل روز كشاندی
    - و اتممناها بعشر – 1
    آه ،
    در حسرت فهم این نكته خواهم سوخت
    كه حج نیمه تمام را
    در استلام حجر وانهادی
    و در كربلا
    با بوسه بر خنجر تمام كردی
    مرگ تو
    مبدا تاریخ عشق
    آغاز رنگ سرخ
    معیار زندگی است

    منبع:
    بر گرفته از کتاب خط خون، دکتر اسدی گرمارودی
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكرها 2


صفحه 40 از 40 نخستنخست ... 303637383940

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •