۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
صفحه 9 از 40 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 394
  1. #81
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞





    مهمترين منابع شناخت معصومين (عليهم السلام) :


    قرآن كريم، زيارت عاشورا، جامعه كبيره، زيارت ناحيه مقدسه

    عزاداري در اين مرتبه وسيله اي براي احيا و حفظ ازرش هاي مقدّس است كه اهل بيت (عليهم السلام) به خاطر آنها به شهادت رسيدند. اين مراسم از دروغ، حرام، تحريف و اختلافات به دور است و مردم با شركت در اين مجالس بيش از پيش با دين و وظايف خود آشنا مي شوند.

    همچنين، مجالس عزاداري در اين مرتبه محل "شناخت و نيز پيدا كردن روح انتقام" است.مراسم عزاداري در اين مرحله، رنگ و بوي سيدالشهدا (ع) دارد. روح و حقيقت سيدالشهدا (ع) بر آن حاكم است. اين نوع مجالس از طرفي مردم را با حقيقت و جايگاه سيدالشهدا (ع) آشنا مي كند و از طرفي همان كاري را مي كند كه ايشان در كربلا كردند؛ يعني آثار وجوديحضرت (نجات مردم از جهالت و خروج از گمراهي و تاريكي، مهمترين توصيه بزرگان دين به برپائي مجالس عزاي حسيني) را منتقل مي كند و بين مردم و حضرت شباهت بوجود مي آورد.

    گريه براي عزادار در اين مرتبه صرفاً يك عمل احساسي نيست؛ بلكه وسيله اي براي زنده نگه داشتن پيام عاشورا براي نسل امروز، بالا بردن سطح معرفت مردم و پيوندشان با اهل بيت (عليهم السلام) ، تبعيت از گريه هاي حضرت زهرا(س) (گريه اي سياسي و جهت دار) و آزار و تهديد غاصبين خلافت و دشمنان اميرالمؤمنين است.به فرموده شهيد مطهّري كه خود بسيار اهل گريه و عزاداري حقيقي بود؛ " گريه بر شهيد شركت در حماسه او است" .



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 3


  3. #82
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞





    مرتبه پنجم عزاداري

    عزادار در اين مرتبه که کامل شدهء مرتيه چهارم است از صفاي باطن بالاتر و معرفتي عميق تر برخوردار است، به مودّت نسبت به اهل بيت (ع) و نيز به برائت از دشمنان ايشان دست يافته است و بيشتر به " عمل " روي مي آورد؛ در اين مرحله عزادار ، نه تنها بر آنچه در کربلا بر حسين بن علي (ع) و يارانش گذشته است متأثر ،گريان و .... مي باشد بلکه در اعمالش آنچه را که دين مبين اسلام و اهل بيت(ع) براي کمال انساني بيان کرده اند در وجود خويش بالفعل مي سازد، گويي همگام با امامش در کربلا و روز عاشورا در برابر ظلم ، فساد و جهل زمانه به پا مي خيزد و مراحل سه گانه احياي خون امام حسين (ع):

    1 ) لعن و برائت زباني ، از آنجا که قطع يا ضعيف کردن رابطهء انسان ها با خداوند و معصومين عليهم السلام بزرگترين جنايت و خيانت در زندگي آدميان است ، تمامي کساني که در طول تاريخ تاکنون در اين جنايت دست داشته اند ، مورد لعن خداوند و فشته هاي الهي و پيامبران قرار مي گيرند.

    معاني لعن :

    1) دور بودن از رحمت و هدايت الهي و جدا بودن از راه خوشبختي
    2) طلب عذاب و نفرين براي عاملين چنين ظلمي

    در زيارت عاشورا سه گروه از دشمنان ، مورد لعن و برائت زباني قرا گرفته اند که عبارتند از:

    1) دشمناني که با تغيير مسير خلافت و غصب آن، ظلم هاي بعدي از جمله جنايات در روز عاشورا را پايه گذاري کردند.
    2) دشمناني که امام حسين (ع) و اصحابش را به شهادت رساندند و يا مقدّمه آن جنايت را با سکوت و يا همکاري با لشکر دشمن فراهم کردند.
    3) دشمناني که بعد از عاشورا به وجود خواهند آمد تا روز قيامت.

    2 ) لعن و برائت عملي: دوري از فرهنگ تسلط و تسلطِ فرهنگي دشمنان اسلام و پرهيز از اخلاق و عقايد آنان .
    امام صادق (ع) فرمودند : دروغ مي گويد کسي که ادعاي دوستي ما را مي کند و از دشمنان ما برائت نمي جويد.

    بحار الانوار،ج 27 ، ص 58

    3 ) جهاد با دشمنان اسلام و اهل بيت عليهم السّلام و حداقل، محدود کردن قدرت آنان تا نابودي کاملشان ؛ دفاع از حق فطري انسانها ـ که همان توحيد است ـ لازم و مبارزه با عامل کفر و شرک ضروري است. در آيات قرآن نيز وجوب جهاد در برابر کساني که درصدد خاموش کردن نور الهي هستند مورد توجه قرار گرفته است ( سوره توبه، آيه 32 ـ سوره انعام ، آيه 26 و ...).

    در اين مرحله، عزادار با نگاه ابدي و صحيحي که به انسان از يک طرف، و به دين و رهبران معصوم (ع) از سوي ديگر دارد و در سايه آگاهي دقيق نسبت به زمان خود ، دشمنان حيات انساني و ابدي انسان ها و موانع حقيقي رشد و سعادت آنها را مي شناسد و جهادي مبتني بر محبت هميشگي به انسان ها را براي نابودي آفات و موانع حيات الهي و انساني ، آغاز مي نمايد.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 18-09-1389 در ساعت 00:28
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 3


  5. #83
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞






    پيوند عزادار حقيقي با منتقم
    خون امام حسين (ع)


    دو عامل عاطفي و معرفتي که در وجود عزادار در اين مرحله ، شدت گرفته است، در او کششي مستمر به سوي وجود مقدّس امام زمان (عج) ايجاد مي کند؛ چرا که انتقام خون امام حسين (ع) جز با ظهور منتقم اصلي ممکن نخواهد بود و عزادار به يکي از مهم ترين و بالاترين مقاماتي که ممکن است يک انسان به آن برسد ، نايل مي شود و آن مقام " انتظار" است.و اينجاست که براي عزادار " کلّ يوم عاشورا و کلّ ارض کربلا " معنا پيدا مي کند؛

    بدان معني که در هر مکان و زماني از گناه، ظلم و ... دوري مي جويد و با ظالم و مفسد مبارزه مي کند. از سپيده دم تا شامگاهان در انديشهء احوال بشريت بوده و آزادگي را سرلوحهء حيات خويش قرار مي دهد.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 3


  7. #84
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    parbane پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 2)۞۩۞






    وجه تسميه كربلا


    بعضى گفته اند: كربلا مشتق از كَربَله ، بفتح كاف و باء موحده بر وزن عنفله ، بمعنى رخوت و نرمى است ، يقال به كربله (اى رخوة فى قدميه ) بخاطر آنكه خاك كربلا نرم بود. و يا از كربلا است بمعنى ((الخالص الزّكى يقال كَربَل الحِنطَة اِذا انفّاها فسميت بذلك لان ارضها خالصة طيَّبة )) و يا از كربل بر وزن جعفر است . و كربل نام علفى است كه بسيار سرخ و برّاق مى باشد زيرا كه از آن علف در آن سرزمين بسيار بود.
    البته كربلا مركب است از دو كلمه كرب و بلا و بخاطر كثرت استعمال كربلا شده است . زيرا كه روايت مى باشد كه بهترين اولاد پيغمبران در آنجا به شهادت ميرسند و سر انور اكثر ايشان را در آن زمين با لب تشنه بريدند و ملائكه ها هزار سال قبل از شهادت سيّدالشهداء عليه آلاف التحيّة و الثناء آن مكان شريف را زيارت ميكردند.
    و قد قتل فيها قبل الحسين عليه السلام مائة نبىّ و مائة سبط و انّها تزفّ الى الجنة بطينها و شجرها و جميع ما فيها كما تزفّ العروس ‍ الى ازواجها
    ترجمه : و قبل از امام حسين عليه السلام صد پيغمبر و صد نفر فرزند پيغمبر كشته شدند، در آنجا و آنها ميروند بسوى بهشت و آنچه در بهشت است مانند آنكه عروس بسوى زوجش ميرود و جمعى از پيامبران به آنمكان عبور نمودند و متذكّر مصيبت فرزند پيامبر آخرالزمان شده و بر هر يكى از آنها در قسمتى كرب وبلا وارد شده است .
    باز آمده است که اين نام از ترکيب کرب و ال ساخته شده است ، يعني حرم الله ، يا مقدس الله ، کرب در لغت سامي به معناي قرب در عربي است کرب : قرب اگر ال هم به معنايالله باشد ، کربلا به معناي محلي است که نزد خدا ، مقدس و مقرب است ، يا حرم خدا است
    عده اي آن را ترکيب يافته از کور بابل.دانسته اند ، يعني مجموعه اي از آباديها و روستاهاي بابل ، موقعيتي که کربلا در آن قرار دارد ، در بين النهرين است ، اين منطقه در گذشته هاي دور ، مهد حوادث و احيانا تمدنها بوده است و بخشهاي گوناگوني از اين ناحيه ، نامهاي مختلف داشته است . کربلا ، کور بابل ، نينوا ، غاضريه ، کربله ، نواويس ، حير ، طفّ ، شفيه ، عقر ، نهر علقمي ، عمورا ، ماريه و ... که بعضي از اينها نام روستا ها و آباديهايي در اين منطقه وسيع بوده است .

    منبع:بحرالمصائب ص 351، موسوعة العتبات المقدسه‏»،ج 8،ص 9 به بعد. ، داستانهايى از زمين كربلا ، فرهنگ عاشورا جواد محدثی



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. تشكرها 3


  9. #85
    عضو كوشا

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 117      تشکر : 253
    375 در 125 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    negin_javdan آنلاین نیست.

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 4)۞۩۞




    زنان و عاشورا

    بى تردید یکى از گروه هاى نقش آفرین در نهضت عاشورا، زنان بودند. اگر اسلام با قیام امام حسین علیه السلام زنده است، سهم بزرگى از آن مربوط به زنانى است که تاریخ، مانند آن را کمتر دیده است.
    زنان در کربلا نشان دادند که تکلیف اجتماعى، خاص مردان نیست، بلکه آنان نیز برابر وظیفه شرعى خود باید به جریان هاى اجتماعى توجه کنند و آنجا که مسئله حمایت از دین و اقامه حق، به میان مى آید تنها با قیام آنان میسر مى شود، در صحنه حضور یابند.
    در این بخش برآنیم تا با معرفى زنان هاشمى و غیرهاشمى در کربلا، علت حضور و نقش آفرینى آنان را در کربلا بیان کنیم. سپس به معرفى شخصیت والاى حضرت زینب کبرا علیهاالسلام مى پردازیم. پس از بیان اصول مدرسه زینبى، شاخص هاى خبررسانى آن حضرت را پس از واقعه کربلا بررسى مى کنیم و ویژگى هاى زن عاشورایى و درس هایى را که زن امروز از زن کربلایى مى آموزد، مى آوریم.
    معرفى زنان حاضر در کربلا
    الف) زنان هاشمى
    1. زینب کبری علیهاالسلام :
    زینب کبرا علیهاالسلام ، خواهر امام حسین علیه السلام به حکم تکلیف الهى و اطاعت از فرمان امام و نیز عشق به برادر، با فرزندان خود همراه امام به کربلا آمد. او در روز عاشورا، ناظر شهادت فرزند، برادران و دیگر بستگان خویش بود و پس از آن با اسارت خاندان رسول خدا صلى الله علیه و آله ، سرپرستى کاروان اسیران اهل بیت را برعهده گرفت. در کوفه و شام و در مجلس ابن زیاد و یزید، با سخنانش، فساد بنى امیه و جنایت هایشان را برملا و نام عاشورا و قیام کربلا را براى همیشه در اذهان مردم تثبیت کرد.
    2. ام کلثوم:
    بر اساس داده هاى تاریخى، یکى دیگر از دختران امام على علیه السلام ، به نام «ام کلثوم»، در کربلا حضور داشته است. ایشان در رساندن پیام امام حسین علیه السلام و به ثمر نشاندن خون شهیدان کربلا نقش مهمى ایفا کرد و در کوفه خطبه خواند.

    3. فاطمه، دختر امام حسین علیه السلام :
    مادرش، ام اسحاق، دختر طلحه بن عبیداللّه بود. فاطمه با حسن مثنّى، فرزند امام حسن مجتبى علیه السلام ازدواج کرد. حسن در واقعه کربلا مجروح شد. فاطمه هم گام با عمه اش، زینب علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل بیت علیهم السلام در رساندن پیام امام و افشاى جنایت هاى بنى امیه حضور فعال داشت و در کوفه، پس از عمه اش زینب علیهاالسلام سخنرانى کرد.
    4. سکینه، دختر امام حسین علیه السلام
    مادرش، رباب، دختر امرؤ القیس است. نامش را امینه، امیمه و آمنه ذکر کرده اند و سکینه لقب او است. سکینه در کربلا حضور داشت و در آن زمان از زنان رشید اهل بیت علیهم السلام به شمار مى رفت. وى از نظر جمال، کرامت، ادب و سخاوت داراى جایگاه والایى بود و به جهت آگاهى اش به شعر و ادب، خانه اش محل تجمع ادیبان و شاعران بود.
    5. رباب
    او دختر امرؤ القیس است. امرؤ القیس در زمان خلیفه دوم به مدینه آمد و مسلمان شد. وى پس از مسلمانى، سه دختر خود را به امام على علیه السلام ، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام تزویج کرد. رباب، مادر سکینه و عبداللّه رضیع است که در آغوش امام حسین علیه السلام به شهادت رسید. او همراه زینب کبرا علیهاالسلام و دیگر بانوان اهل بیت علیهم السلام به اسارت برده شد. در مجلس ابن زیاد، سر مطهر امام حسین علیه السلام را از میان تشت برداشت و بغل کرد و بوسید و آهى کشید.
    او با سرودن اشعارى درباره واقعه عاشورا راه بسیارى از تحریف ها را بست. پس از بازگشت به مدینه، به مدت یک سال در غم از دست دادن همسرش به سوگوارى پرداخت و زیرسایه ننشت تا از دنیا رفت.
    ب) زنان غیر هاشمى
    1. ام خلف، همسر مسلم بن عَوْسَجه
    او همراه شوهر و فرزندش به کربلا آمد و پس از شهادت شوهرش، پسر خود را روانه میدان کرد، ولى امام مانع رفتن او شد. با این حال، ام خلف، سر راهش را گرفت و او را به نبرد در رکاب حسین علیه السلام تشویق کرد. او عازم میدان شد و پس از نبردى جانانه به شهادت رسید. کوفیان سرش را به سوى مادرش افکندند و ام خلف سر فرزندش را برداشت و چنان گریست که همگى به گریه افتادند.
    2. اُمّ عَمْرو بن جناده
    نامش، «بحریه»، دختر مسعود خزرجى و همسر جنادة بن کعب انصارى است. جناده از شیعیان مخلص على علیه السلام بود که از مکه با خانواده خود همراه حسین علیه السلام گردید و هرگز از آن حضرت جدا نشد.
    پس از شهادت جناده، همسر او، فرزندش، «عمرو» را روانه میدان کرد. امام حسین علیه السلام مانع شد، ولى عمرو گفت: «مادرم مرا امر به قتال کرد.» سرانجام به میدان رفت و در رکاب حسین علیه السلام به شهادت رسید. کوفیان سر او را به طرف مادر انداختند. مادر سر جوان خود را برداشت و به سینه چسبانید و پس از گفت وگویى با آن، سر را به سوى دشمن پرتاب کرد و عمود خیمه را برداشت و به دشمن حمله کرد. امام، او را برگرداند و در حقّش دعا کرد.
    3. مادر وهب
    این زن مسیحى، هنگامى که در ثعلبیه (نزدیک کربلا) به طور موقت سکنى گزیده بود، به کاروان امام حسین علیه السلام برخورد و به ایشان از کمى آب شکایت کرد. امام علیه السلام نیزه خود را بر زمین زد و ناگهان آب فراوان از زمین بیرون زد. آن زن که تا آن زمان مسیحى بود و شناختى از امام نداشت، مجذوب بزرگوارى و کرامت امام شد و پس از آن که با پسر و عروسش به خدمت امام رسیدند، هر سه مسلمان شدند و به کاروان امام حسین علیه السلام پیوستند. مادر وهب و پسرش در واقعه عاشورا به شهادت رسیدند.
    هنگامى که سر وهب را براى مادرش آوردند، سر را بوسید و گفت: «سپاس خداوندى را که با شهادت تو در رکاب امام حسین علیه السلام مرا رو سفید کرد. سپس ستون خیمه را برداشت و به دشمن حمله کرد و دو تن از آنان را کشت.
    علت حضور زنان در کربلا
    در پاسخ به این پرسش که چرا زنان در کربلا حضور داشتند، چند نظریه مطرح شده است. به نظر مى رسد مناسب ترین پاسخ به این پرسش این باشد که امام حسین علیه السلام با علم به شهادتش، براى ادامه قیام و تحقق اهداف خود و رسوا کردن بنى امیه و جلوگیرى از انحراف امت و تحریف حقیقت، زنان و کودکانش را همراه برد.
    در واقع، تلاش هاى بانوان حرم حسینى علیه السلام ، تکمیل کننده قیام امام حسین علیه السلام بود؛ یعنى هم چنان که شهادت امام براى دین، ضرورى بود، اسارت اهل بیت علیهم السلام نیز لازم بود.
    با توجه به اینکه هدف امام حسین علیه السلام ، اصلاح امت و بازگرداندن آن به سنت پیامبراعظم صلى الله علیه و آله و آشکار کردن فساد حکومت بنى امیه به ویژه یزید بود، آن حضرت باید با نقشه اى دقیق و حساب شده به مردم دنیا ثابت مى کرد که آنها نمى خواهند کسى از خاندان پیامبر زنده بماند و با اهل بیت رسول خدا صلى الله علیه و آله ، بدتر از اسیران و مشرکان و کفار رفتار مى کنند. این هدف، با توجه به شدت انحرافى که در جامعه پدید آمده بود، جز با قیامى خونین و سرمایه گذارى کلان امکان پذیر نبود. ازاین رو، امام مى بایست علاوه بر کشته شدن، پیام الهى خود را نیز به گوش تمام مسلمانان و حتى تمام دنیا مى رساند. دست یابى به این هدف، با ادامه نهضت پس از شهادت ممکن بود و امام حسین علیه السلام با آگاهى از این نکته، اهل بیت خود را به کربلا برد.
    اگر امام حسین علیه السلام بدون اهل بیت خویش به کربلا مى رفت و در آنجا به شهادت مى رسید، تاریخ، این حادثه را فقط از منظر دشمنان ثبت مى کرد و بى تردید، اصل واقعه، کاملاً وارونه جلوه مى یافت. در این میان، بانوان اهل بیت علیهم السلام به رهبرى زینب کبرا علیهاالسلام نگذاشتند جنایت هاى بنى امیه پنهان بماند و حاملان صدیق رسالت عاشورا، نهضت کربلا را زنده نگه داشتند.
    در یک جمله مى توان گفت امام حسین علیه السلام ، اهل بیت خود را براى انجام رسالتى بزرگ و ایفاى نقشى بسیار مهم در ساختن تاریخى بزرگ همراه برد.
    سرّ نى در نینوا مى ماند، اگر زینب نبود
    کربلا در کربلا مى ماند، اگر زینب نبود
    نقش آفرینى زنان حاضر در کربلا
    بدون تردید، زنان در واقعه کربلا نقش انکارناپذیرى داشتند که مهم ترین آنها عبارت است از:
    الف) تشویق مردان به جهاد
    حضور برخى مردان را باید مرهون فداکارى و تشویق زنان دانست. همچنین صبر و استقامت زنان کاروان حسینى و شکیبایى آنان در فراق عزیزان یکى از عوامل تشویق مبارزان بود.
    ب) تقویت روحى (صبر و استقامت)
    زنان حاضر در کربلا با وجود شهادت نزدیکان خویش، نه تنها خود پایدار و استوار ماندند، بلکه دیگران را نیز در این راه دلدارى دادند. زینب کبرا علیهاالسلام زمانى که از شهادت على اکبر با خبر شد، درحالى که صدا مى زد: «واحبیباه و ابن أخیاه....» براى دلدارى حسین علیه السلام به استقبال او شتافت.
    ج) جهادگرى و رزمندگى
    در روز عاشورا، برخى زنان همانند مردان وارد صحنه کارزار شدند که از جمله مى توان به همسر عبداللّه بن عمیر کلبى اشاره کرد. او دو بار در میدان نبرد حاضر شد و شجاعت و رزمندگى خود را در مقابل مردان سپاه یزید به نمایش گذارد.
    د) دفاع از امامت و خاندان پیامبراعظم صلى الله علیه و آله
    از گفتار و رفتار زنان حاضر در کربلا مى توان میزان همت آنان را در دفاع از امامت دریافت. در آخرین لحظه ها، هنگامى که شمر قصد بریدن سر مبارک امام را داشت، زینب علیهاالسلام به امید نجات جان امام یا براى اتمام حجّت، بر سر عمر سعد فریاد زد:«آیا حسین کشته شود و تو نظاره گر باشى؟»
    همچنین در مجلس ابن زیاد هنگامى که وى قصد کشتن على بن الحسین علیه السلام را داشت، زینب کبرا علیهاالسلام مانع این اقدام ابن زیاد شد، به این شکل که خود را پسر امام کرد و در خطاب به ابن زیاد گفت: «آنچه از خون هاى ما ریختى، کافى است. به خدا سوگند! از او جدا نمى شوم تا مرا نیز با او بکشى». ابن زیاد نیز از این تصمیم منصرف شد.
    ه) پرستارى
    از دیگر وظایف بانوان، پرستارى از بیماران و مجروحان و کودکان بود. پیش از واقعه، مراقبت از بیماران کاروان را بر عهده داشتند، چنان که در شب عاشورا و پس از واقعه عاشورا، زینب علیهاالسلام سرگرم پرستارى از امام زین العابدین علیه السلام بود. وى پس از شهادت امام حسین علیه السلام و در زمان اسارت نیز با وجود آشفتگى شدید روحى، نگه دارى کودکان و مراقبت از آنها را عهده دار شد.
    و)پیام رسانى
    مهم ترین و مشکل ترین وظیفه اى که پس از شهادت امام حسین علیه السلام برعهده بانوان قرار گرفت، رساندن پیام شهیدان و هدف قیام امام حسین علیه السلام به گوش مردم آن زمان بود.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞

  10. تشكرها 2


  11. #86
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    كربلا را خون عاشق بيمه كرد

    خون مگر شمشيرها را نيمه كرد!

    اين سياهي ها كه بر ديوارها است

    رمز استمرار در پيكارها است

    اين سيه پوشان گريان غمين

    نوحه خوانان شقايق زار دين

    از فرات آب عطشان آمدند

    مست و سيراب از مي جان آمدند

    اين محرم نامه ها احيا گرند

    نوحه ها بيداد را رسوا گرند

    سينه زن ها محو عترت مي شوند

    غرق درياي محبت مي شوند


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 3


  13. #87
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞





    نحوه عزاداری صحیح
    عزاداری یا خودآزاری؟!

    الف – سخن با کسانی که به خرافات رو آورده‎اند.
    1- انسان موظف به مراقبت و محافظت از خود است
    2- همدردی با حضرت زینب علیهاالسلام
    3- درک مصیبات وارده به امام حسین علیه السلام
    4- سیره ائمه اطهار در عزاداری حضرت سیدالشهدا علیه السلام
    5- سینه‎خیز رفتن به سمت حرم ائمه اطهار از کجا آمده است؟
    6- امام نیازی به «سگ» ندارد، شیعه می‎خواهد
    ب- سخنی با دشمنان اسلام
    ج- وظایف و رسالت علما

    راز سعادت انسان در این است که از نعمت جاذبه و دافعه‎ای که خداوند در وجودش به ودیعه نهاده در مسیر صحیح که بر مبنای وحی می‎باشد استفاده کند.
    جذب و دفع امری بدیهی است که در نهاد انسان وجود دارد و انبیاء مبعوث شده‎اند تا استفاده صحیح از آنها را به انسان آموزش دهند.
    جذب و دفع ابزار است و زمانی انسان را به سعادت می‎رساند که از آنها بر اساس وحی الهی استفاده شود وگرنه کافران و منافقان و شیاطین هم این ابزار را دارند.
    در این بین کسانی هستند که نمی‎گذارند انسان به سعادت برسد که هوا و هوس از درون و ابلیس و شیاطین و منافقان از برون دست به دست هم داده‎اند برای ممانعت از رسیدن انسان به سعادت حقیقی. چرا که همه اینها ابزار منفی هستند برای مقابله با جذب و دفع واقعی. و انسان را به مسیری سوق می‎دهند که چیزی را جذب کنند و به سمت چیزی بروند که خواست خدا نمی‎باشد و چیزی را دفع کنند که رضایت خدا در جذب آن می‎باشد. و این بالعکس عمل کردن باعث گمراهی و نرسیدن به سعادت انسان می‎شود.
    خداوند خود می‎فرماید که این شیاطین قصد اطفاء نور الهی را دارند
    . «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. (1)
    یعنی دشمنان تلاش می‎کنند نور الهی خاموش شود که کسی به سوی آن هدایت نشود اما خداوند هم کامل کننده نور خویش است و انبیاء و ائمه کسانی هستند که نور خدا را روشن می‎دارند و انسان را به سوی آن که رمز سعادت حقیقی انسان می‎باشد رهنمون می‎دهد.
    در روز قیامت که روز حساب و کتاب است و گمراه شدگان و فریب خوردگان شیطان، از شیطان شکایت می‎کنند، شیطان می‎گوید: من وعده دادم، خدا نیز به شما وعده داد ولی وعده من دروغ و وعده خدا صادق بود، خودتان دنبال وعده من آمدید. من کار دیگری نکردم. و این واقعیتی است که انسان دچار آن می‎شود.
    پس دشمن؛ اعم از درونی و بیرونی در صدد برنامه‎ای است که انسان در جذب و دفع بر اساس وحی عمل نکند و در نتیجه منحرف شود و به سعادت نرسد. یعنی قصد دارند مقیاس جذب و دفع صحیح را که بر اساس وحی الهی می‎باشد را از انسان بگیرند.
    تمام اعمال انسان در دو شاخه اصلی جذب و دفع می‎گنجد که اگر درست عمل کند به سعادت می‎رسد و در غیر این صورت راه خسران و گمراهی را طی می‎نماید. فلسفه بعثت انبیاء نیز اینست که جذب و دفع انسان را بر اساس وحی آموزش دهند.

    در آیه فعل «یریدون» مضارع است که استمرار را می‎رساند یعنی دشمن هیچگاه از این تلاش دست بر نمی‎دارد حتی زمانی که انسان در خواب است او در تلاش برای برنامه‎ریزی و به بیراهه کشاندن انسان می‎باشد که نور الله را اطفاء کند. چرا که نور وسیله تشخیص موضوعات است و اگر نور نباشد چیزی قابل تشخیص نمی‎باشد. برای همین است که دشمن قصد اطفاء نورالله را دارد که انسان «حق» را تشخیص ندهد. در آیه بحث دشمن‎شناسی هم مطرح شده است که ای انسان مراقب باش که دشمن هرگز از تلاش برای گمراه کردن تو دست بر‎نمی‎دارد.
    همه مشکلات بشر از عدم جذب و دفع مطلوب است یعنی حرکت برخلاف مبنای وحی می‎باشد. حبّ و بغض‎ها و حق و باطل کردن‎های بشر از همین جذب و دفع است که اگر صحیح عمل شود سعادتمند می‎شود.
    حال پس از ارائه این مقدمه دریافتیم که شیاطین درونی و بیرونی در تلاش‎اند که انسان را به سمت جذب و دفع نامطلوب بکشانند. یکی از این موارد عزاداری برای حضرت سیدالشهداء می‎باشد که متاسفانه تحریفات و خرافات بسیاری در این مسئله جای گرفته است.
    شیاطین مسائلی را چنان جلوه داده‎اند که برخی به صورت ناصحیح جذب آن شده‎اند و به بیراهه رفته‎اند و عظمت و هدف اصلی عزاداری برای امام حسین علیه السلام را خدشه‎دار نموده است. این مقاله در سه بخش به طرح موضوعاتی می‎پردازد که امید روشنگری دارد.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  14. #88
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞





    سينه زني از مراسم سنتي عزاداري براي سيد الشهداء(ع) و ديگر ائمه مظلوم است كه همراه با نوحه خواني و با آهنگ خاصي بر سر و سينه زدن همراه است. اصل اين سنت به ويژه درميان عربها رواج داشته و بعدها به صورت موجود در آمده است. اين امر در دوران صفويه توسعه يافت و در عصر قاجاريه بيش‏تر رواج پيدا كرد.{جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 237}.

    فلسفه اینگونه عزاداری:

    خداي متعال انسان را به گونه اي آفريده است كه هنگامي كه چيزي را مي‌بيند يا مناظري را مشاهده مي كند، تأثيري مي پذيرد كه هيچ گاه گفته ها، شنيده ها و دانسته ها، آن اثر را ندارد. هرگاه صحنه‌هايي را بسازيم و بازسازي كنيم، خواه در قالب سنّتي و يا با استفاده از روشهاي جديد و به صورت نمايش و فيلم، به گونه اي كه جريان عاشورا را براي مردم مجسّم كند، بازسازي آن صحنه ها و نشان دادن آنها اثري دارد كه گفتن و دانستن آنها نمي توانند آن اثر را داشته باشند.

    نمونه اين مسأله را خود شما بارها تجربه كرده ايد. مكرراً حوادث عاشورا را شنيده ايد و در ذهن شما جاي گرفته است. مي‌دانيد امام حسين( روز عاشورا چگونه به شهادت رسيد، اما آيا دانسته هاي شما اشك شما را جاري مي كند؟ وقتي در مجالس شركت مي كنيد و مرثيه خوان مرثيه مي خواند، مخصوصاً اگر لحن خوبي هم داشته باشد و به صورت جذابي داستان كربلا را براي شما بيان كند، آنگاه مي بينيد كه بي اختيار اشك شما جاري مي شود.

    اين شيوه مي تواند در تحريك احساسات شما تأثيري داشته باشد كه خواندن و دانستن چنان اثري را ندارد. به همين نسبت آنچه ديده مي شود به مراتب مؤثرتر از شنيدني ها است. منظور از اين توضيحات آن بود كه ما علاوه بر اينكه بايد بدانيم چرا اباعبدا...( قيام كرد، و بدانيم كه چرا مظلومانه شهيد شد، بايد اين مطلب به گونه اي بازسازي شود تا حتي المقدور بهتر بشنويم و ببينيم تا عواطف و احساسات ما بيشتر برانگيخته شود. هر اندازه اينها در برانگيخته تر شدن عواطف و احساسات ما مؤثرتر باشد، حادثه عاشورا در زندگي ما مؤثرتر خواهد بود. بايد صحنه هايي در اجتماع به وجود آيد كه مردم را تحريك كند. مردم همين كه صبح از خانه بيرون مي آيند مي بينند شهر سياه پوش شده است، پرچم هاي سياه نصب شده است، خود اين تغيير حالت، دلها را تكان مي دهد، گرچه مردم مي دانند فردا محرم است، اما ديدن پرچم سياه اثري را در دل آنها مي گذارد كه دانستن اين كه فردا اول محرم است آن اثر را نمي گذارد. راه انداختن دسته هاي سينه زني با آن شور و هيجان خاص خود مي تواند آثاري را به دنبال داشته باشد كه هيچ كار ديگر آن آثار را ندارد.

    نمونه چنين تأثيري را مي توانيد در زندگي فردي و اجتماعي خود بيابيد. به خصوص در اين سي ـ چهل سال اخير كه حركت حضرت امام(ره) عليه دستگاه طاغوت و كفر شروع شد. ملاحظه كرديد كه در ايام محرم و صفر نام سيدالشهداء(ع) و عزاداريسيدالشهداء(ع) مردم را به حركت وادار مي كرد. اين شور و هيجان جز در ايام عاشورا پيدا نمي شود. و جز با همين مراسم سنّتي عزاداري يانظير آن حاصل نمي شود، بايد عمل كرد و رفتاري نشان داد كه احساسات و عواطف مردم را تحريك كند، آن گاه اثربخش خواهد بود. اينجاست كه متوجه مي شويم چرا امام( بارها مي فرمود : "آنچه داريم از محرم و صفر داريم."(1) چرا اين همه اصرار داشت كه عزاداري به همان صورت سنّتي برگزار شود.(2) چون در طول سيزده قرن تجربه شده بود كه اين امور نقش عظيمي در برانگيختن احساسات و عواطف ديني مردم ايفا مي كند و معجزه مي آفريند.(3)

    منابع و مآخذ :
    1. صحيفة نور، ج15، ص201
    2. همان
    3. آذرخشي ديگر از آسمان كربلا، استاد محمد تقي مصباح يزدي
    حماسه خميني، ج1،ص23


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. تشكرها 2


  16. #89
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shapark پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞







    نحوه عزاداری برای امام حسین (ع)

    شيعيان در دوران امامان‏ عليهم‏ السلام در حال تقيه بودند؛ با اين وجود مراسم عزادارى را در حدّ امكان انجام مى‏دادند و اگر اين مراسم در آن زمان مثل امروز انجام نمى‏گرفت، به علت عدم امكان بود و اين دليل مشروع نبودن در زمان ما نمى‏شود. اگر شيعيان در آن زمان مى‏توانستند اين‏گونه مراسم را برگزار كنند، هرآينه همچنان كه ما انجام مى‏دهيم، انجام مى‏دادند؛ مانند برافراشتن پرچم‏هاى سياه بر درب حسينيه‏ها؛ بلكه بر ورودى خانه‏ها كه نشانه اندوه باشد.

    كسى كه تاريخ زيارت امام حسين‏عليه‏السلام توسّط شيعيان (در زمان امامان معصوم‏عليهم‏السلام) را بخواند، اين را درك مى‏كند و نيازى به اين تشكيك نمى‏باشد.
    ولكن ائمّه ‏عليهم ‏السلام ما را ترغيب به برگزارى مراسم عزا و گريه بر مظلوميت اهل بيت‏عليهم‏السلام سفارش نموده‏اند.

    »قالَ رَسُولُ اللَّهِ ‏صلى الله وعليه وآله يا فاطِمَةُ! كُلُّ عَيْنٍ باكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِلّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلى مُصابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّها ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعيمِ الْجَنَّةِ؛

    پيامبر اكرم‏صلى الله وعليه وآله فرمود:

    فاطمه جان! روز قيامت هر چشمى گريان است، مگر چشمى كه در مصيبت و عزاى حسين گريسته باشد، كه آن چشم در قيامت خندان است و به نعمت‏هاى بهشتى مژده داده مى‏شود«.
    {P . بحارالانوار، ج 44، ص 293. P}

    »عَنْ اَبِي هارُونَ الْمَكْفُوفِ قالَ: دَخَلْتُ عَلى أَبِي عَبْدِاللَّهِ‏عليه‏السلا م فَقالَ لِي: أَنْشِدْنِي، فَاَنْشَدْتُهُ فَقالَ: لا، كَما تُنْشِدُونَ وَكَما تَرْثِيهِ عِنْدَ قَبْرِهِ…؛

    ابو هارون مكفوف مى‏گويد: خدمت حضرت صادق ‏عليه ‏السلام رسيدم.
    امام به من فرمود: »برايم شعر بخوان«. پس برايش اشعارى خواندم. فرمود: اين طور نه، همان طور كه (براى خودتان) شعر خوانى مى‏كنيد و همانگونه كه نزد قبر حضرت سيّدالشهدا مرثيه مى‏خوانى«.
    {P . بحارالانوار، ج 44، ص 287. P}

    »قالَ عَلِىّ‏عليه‏السلام: اِنَّ اللَّهَ… اخْتارَ لَنا شِيعَةً يَنْصُرُونَنا وَيَفْرَحُونَ بِفَرَحِنا وَيَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا؛

    على ‏عليه ‏السلام فرمود:
    خداوند براى ما، شيعيان و پيروانى برگزيده است كه ما را يارى مى‏كنند، با خوشحالى ما خوشحال مى‏شوند و در اندوه و غم ما، محزون مى‏گردند«.
    {P . غرر الحكم، ج 1، ص 235. P}
    »قالَ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّجادُعليهماالسلام: اَيَّما مُؤْمِنٌ دَمِعَتْ عَيْناهُ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ وَمَنْ مَعَهُ حَتّى يَسِيلَ عَلى خَدَّيْهِ بَوَّأَهُ اللَّهُ فِي الْجَنَّةِ غُرُفاً؛
    امام سجادعليه‏السلام فرمود:
    هر مؤمنى كه چشمانش براى كشته شدن حسين بن على‏عليهماالسلام و همراهانش اشكبار شود و اشك بر صورتش جارى گردد، خداوند او را در غرفه‏هاى بهشتى جاى مى‏دهد«.
    {P . ينابيع الموده، ص 429. P}

    »قالَ الْباقِرُعليه‏السلام: ثُمَّ ليَنْدُبِ الْحُسَيْنَ وَيَبْكِيهِ وَيَأْمُرُ مَنْ فِي دارِهِ بِالْبُكاءِ عَلَيْهِ وَيُقيمُ فِىَ دارِهِ مُصِيبَتَهُ بِإِظْهارِ الْجَزَعِ عَلَيْهِ وَيَتَلاقَوْنَ بِالْبُكاءِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فِي الْبُيُوتِ وَلْيُعَزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصابِ الْحُسَيْنِ‏عليه‏السلام؛

    امام باقرعليه‏السلام
    نسبت به كسانى كه در روز عاشورا نمى‏توانند به زيارت آن حضرت بروند، اينگونه دستور عزادارى دادند و فرمودند: بر حسين‏عليه‏السلام ندبه و عزادارى و گريه كند و به اهل خانه خود دستور دهد كه بر او بگريند و در خانه‏اش با اظهار گريه و ناله بر حسين‏عليه‏السلام، مراسم عزادارى بر پإ؛××ح× كند و يكديگر را با گريه و تعزيت تسليت‏گويى در سوگ حسين‏عليه‏السلام در خانه‏هايشان ملاقات كنند«.
    {P . كامل الزيارات، ص 175. P}

    »قالَ الصَّادِقُ ‏عليه‏ السلام لِلْفُضَيْلِ: تَجْلِسُونَ وَتُحَدِّثُونَ؟ فَقالَ: نَعَمْ، قالَ: إِنَّ تِلْكَ الْمَجالِسَ اُحِبُّها فَاَحْيُوا أَمْرَنا، فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ اَحْيى أَمْرَنا؛
    امام صادق‏عليه‏السلام از »فضيل« پرسيد:
    آيا (دور هم) مى‏نشينيد و حديث و سخن مى‏گوييد؟ گفت: آرى؟ فرمود: اين گونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بداريد. خداى رحمت كند كسى را كه امر راه ما را احيا كند«.
    {P . وسائل الشيعه، ج 10، ص 392. P}

    »قالَ الصَّادِقُ‏عليه‏السلام: أَللَّهُمَّ… وَارْحَمْ تِلْكَ الْاَعْيُنَ الَّتِي جَرَتْ دُمُوعُها رَحْمَةً لَنا وَارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتِي جَزَعَتْ وَاحْتَرَقَتْ لَنا وَارْحَمْ الصَّرْخَةَ الَّتِي كانَتْ لَنا؛
    امام صادق‏عليه‏السلام
    بر سجّاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بيت، چنين دعا مى‏كرد و مى‏فرمود: خدايا… آن ديدگان را كه اشكهايش در راه ترحم و عاطفه بر ما جارى شده و دلهايى را كه به خاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فريادها و ناله‏هايى را كه در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده«.
    {P . بحارالانوار، ج 98، ص 8. P}

    »قالَ الصَّادِقُ‏عليه‏السلام: نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنا تَسْبِيحٌ وَهَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ وَكِتْمانُ سِرِّنا جِهادٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ. ثُمَّ قالَ اَبُو عَبْدِاللَّهِ‏عليه‏السلا م: يَجِبُ اَنْ يُكْتَبَ هذَا الْحَدِيثُ بِالذَّهَبْ؛
    امام صادق‏ عليه‏السلام فرمود:
    نفس كسى كه به خاطر مظلوميت ما اندوهگين شود، تسبيح است و اندوهش براى ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست. سپس امام صادق‏عليه‏السلام افزود: اين حديث را بايد با طلا نوشت!«
    {P . امالى شيخ مفيد، ص 338. P}



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  17. تشكر

    آسیه سادات (18-09-1389)

  18. #90
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 3)۞۩۞







    »قالَ الرِّضاعليه ‏السلام: يا ابْنَ شَبيب! إِنْ كُنْتَ باكِياً لِشَىْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىّ بْنِ اَبِى طالِبٍ‏عليه‏السلام فَإنَّهُ ذُبِحَ كَما يُذْبَحُ الْكَبْشُ؛
    امام رضاعليه‏السلام به »ريّان بن شبيب« فرمود:

    اى پسر شبيب! اگر بر چيزى گريه مى‏كنى، بر حسين بن على بن ابى طالب‏عليهماالسلام گريه كن، چرا كه او را مانند گوسفند سر بريدند«.
    {P . بحارالانوار، ج 44، ص 286. P}

    »قالَ الرِّضاعليه ‏السلام: مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيى فِيهِ أَمْرُنا لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛
    امام رضاعليه‏السلام فرمود:

    هركس در مجلسى بنشيند كه در آن، امر (و خط و مرام ما) احيا مى‏شود، دلش در روزى كه دلها مى‏ميرند، نمى‏ميرد«.
    {P . بحارالانوار، ج 44، ص 278. P}

    »قالَ الرِّضاعليه ‏السلام: يَابْنَ شَبيبِ! إِنْ بَكِيَت عَلَى الْحُسَيْنِ‏عليه‏السلام حَتّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلاً كانَ أَوْ كَثِيراً؛
    امام رضاعليه‏السلام فرمود:
    اى پسر شبيب! اگر بر حسين‏عليه‏السلام، آن قدر گريه كنى كه اشك‏هايت بر چهره‏ات جارى شود، خداوند همه گناهانت را كه مرتكب شده‏اى مى‏آمرزد، كوچك باشد يا بزرگ، كم باشد يا زياد«.
    {P . امالى صدوق، ص 112. P}

    خلاصه اين‏كه تمام اين مراسم به نحوى مراسم الهى بوده و اظهار حزن و اندوه به خاطر مصائب وارد بر امام حسين‏ عليه ‏السلام و خاندان و يارانش و يا بر ديگر امامان معصوم‏عليهم‏السلام مى‏باشد كه دلالت بر مشروعيت و استحباب آن دارد و از بهترين راه‏هاى تقرّب به خداى متعال است، خداوند مى‏فرمايد: »و هركس مراسم الهى را برپا دارد و تعظيم نمايد، از پرهيزكارى و تقواى دل‏ها است«.
    {P . سوره حج، آيه 32. P}

    همچنين امام محمّد باقرعليه ‏السلام به فضيل بن يسار فرمود: آيا جمع مى‏شويد و براى يكديگر حديث نقل مى‏كنيد؟ فضيل گفت: بله، امام‏عليه‏السلام فرمود: من اين گونه جلسات را دوست دارم، امر ما را زنده نگه‏داريد.
    و نيز امام رضاعليه‏السلام فرمود: »هركس در جلسه‏اى (محفلى) بنشيند كه امر ما در آن زنده نگه داشته شود، در روزى كه قلب‏ها مى‏ميرند، قلب او نمى‏ميرد«.
    در اين اواخر گاهى به گوش ما مى‏رسد كه در دوران پيشرفت و تمدّن برگزارى مراسم سنّتى عزادارى حضرت سيّدالشهداءعليه‏السلام توجيهى ندارد و تا زمانى كه رابطه قلبى ما با امام حسين‏ عليه ‏السلام هست، نيازى به اين مراسم كه گاهى در آن‏ها به مذهب تشيّع و شيعيان بى‏ادبى مى‏شود، احساس نمى‏شود. نظر شريفتان در اين موضوع چيست؟
    اين مراسم كه به اعتقاد برخى غير متعارف است، موجب باقى ماندن حماسه كربلا شده است و قاطع حقّانيت مذهب اهل بيت‏عليهم‏السلام و پوچ بودن اعتقاد مخالفان است چون زنده نگاه داشتن واقعه كربلا به رسوايى كشيدن دستگاه كفر اموى است. اين نوع عزادارى‏ها براى جلب توجّه مردم است و بايد تلاش كنيم تا براى تمام زمان‏ها و تمام نسل‏ها باقى بماند. امامان‏ عليهم ‏السلام بر اين مسأله (عزادارى) در بيانات مختلف تأكيد كرده‏اند و حتّى در برخى خانه‏هاى خود مجلس عزادارى برپا كرده‏اند تا اين مسأله براى هميشه زنده بماند، همچنان كه در روايت آمده است[1].
    فراموشى سپرده شد و باعث شد اكثريت مسلمانان يا آن را منكر شوند و يا با ديده شك و ترديد به آن نگاه كنند. و گاهى اين شك و ترديدها از كسانى صادر مى‏شود كه منسوب به شيعيان هستند. از خدا مى‏خواهم شما را از هر فتنه‏اى كه همّت شما را در حفاظت از برگزارى مراسم حسينى و زنده نگه‏داشتن مناسبت‏هايى كه مرتبط با اهل‏بيت‏ عليهم ‏السلام است، سست مى‏كند؛ حفظ نمايد.

    [1] »قالَ الصَّادِقُ ‏عليه السلام: كُلُّ الْجَزَعِ وَالْبُكاءِ مَكْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعِ وَالْبُكاءِ عَلَى الْحُسَينِ‏عليه‏السلام؛

    امام صادق‏عليه‏السلام فرمود:

    هر ناليدن و گريه‏اى مكروه است، مگر ناله و گريه بر حسين‏ عليه‏ السلام«.
    {P . بحارالانوار، ج 45، ص 313. P}

    »قالَ الرِّضاعليه ‏السلام: مَنْ كانَ يَوْمُ عاشُورا يَوْمَ مُصيِبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَبُكائِهِ جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرُورِهِ؛
    امام رضاعليه‏السلام فرمود:

    هركس كه عاشورا، روز مصيبت و اندوه و گريه‏اش باشد خداوند روز قيامت را براى او روز شادى و سرور قرار مى‏دهد«.
    {P . بحارالانوار، ج 44، ص 284. P}

    »قالَ الرِّضاعليه‏ السلام: كانَ أَبِي إِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكَأْبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةَ اَيَّامٍ، فَإذا كانَ الْيَوْمُ الْعاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مَصيِبَتِهِ وَحُزْنِهِ وَ بُكائِهِ…؛

    امام رضاعليه‏السلام فرمود:

    هرگاه ماه محرم فرا مى‏رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليهماالسلام) ديگر خندان ديده نمى‏شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى‏يافت تا آن كه ده روز از محرم مى‏گذشت، روز دهم محرّم كه شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود«.
    {P . امالى صدوق، ص 111. P}

    »عَنْ اَبِي هارُونَ الْمَكْفُوفِ قالَ: دَخَلْتُ عَلى أَبِي عَبْدِاللَّهِ‏عليه‏السلا م فَقالَ لِي: أَنْشِدْنِي، فَاَنْشَدْتُهُ فَقالَ: لا، كَما تُنْشِدُونَ وَكَما تَرْثِيهِ عِنْدَ قَبْرِهِ…؛
    ابو هارون مكفوف مى‏گويد: خدمت حضرت صادق‏عليه‏السلام رسيدم.

    امام به من فرمود: »برايم شعر بخوان«. پس برايش اشعارى خواندم. فرمود: اين طور نه، همان طور كه (براى خودتان) شعر خوانى مى‏كنيد و همانگونه كه نزد قبر حضرت سيّدالشهدا مرثيه مى‏خوانى«.
    {P . بحارالانوار، ج 44، ص 287. P}

    »قالَ الصَّادِقُ‏عليه‏السلام: اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي جَعَلَ فِي النَّاسِ مَنْ يَفِدُ اِلَيْنا وَيَمْدَحُنا وَيَرْثِي لَنا؛

    امام صادق‏عليه‏السلام فرمود:
    خدا را سپاس كه در ميان مردم، كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى‏آيند و بر ما وارد مى‏شوند و ما را مدح و مرثيه مى‏گويند«.
    {P . وسائل الشيعه، ج 10، ص 469. P}

    »قالَ الرِّضاعليه‏السلام: يا دِعْبِلُ! اُحِبُّ اَنْ تُنْشِدَنِي شِعْراً فَإنّ هذِهِ الأيَّامُ حُزْنٌ كانَتْ عَلَيْنا أَهْلَ الْبَيْتِ‏عليه‏السلام؛

    امام رضاعليه‏السلام به دعبل (شاعر اهل بيت) فرمود:
    اى دعبل! دوست دارم كه برايم شعرى بسرايى و بخوانى، چرا كه اين روزها (ايّام عاشورا) روز اندوه و غمى است كه بر ما خاندان رفته است«.
    {P . جامع احاديث الشيعه، ج 12، ص 567. P}

    »قالَ الرِّضاعليه‏السلام: يا دِعْبِلُ! إِرْثِ الْحُسَيْنَ‏عليه‏السلام فَأَنْتَ ناصِرُنا وَمادِحُنا ما دُمْتَ حَيّاً فَلا تَقْصُرْ عَنْ نَصْرِنا ما اَسْتَطَعْتَ؛
    امام رضاعليه‏السلام فرمود:

    اى دعبل! براى حسين بن على‏عليهماالسلام مرثيه بگو، تو تا زنده‏اى، ياور و ستايشگر مايى، پى تا مى‏توانى، از يارى ما كوتاهى مكن«.
    {P . جامع احاديث الشيعه، ج 12، ص 567. P}

    »قالَ عَلِىّ‏عليه‏السلام: اِنَّ اللَّهَ… اخْتارَ لَنا شِيعَةً يَنْصُرُونَنا وَيَفْرَحُونَ بِفَرَحِنا وَيَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا؛

    على‏عليه ‏السلام فرمود:

    خداوند براى ما، شيعيان و پيروانى برگزيده است كه ما را يارى مى‏كنند، با خوشحالى ما خوشحال مى‏شوند و در اندوه و غم ما، محزون مى‏گردند«.
    {P . غرر الحكم، ج 1، ص 235. P}

    »قالَ الصَّادِقُ‏عليه‏السلام لِلْفُضَيْلِ: تَجْلِسُونَ وَتُحَدِّثُونَ؟ فَقالَ: نَعَمْ، قالَ: إِنَّ تِلْكَ الْمَجالِسَ اُحِبُّها فَاَحْيُوا أَمْرَنا، فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ اَحْيى أَمْرَنا؛
    امام صادق‏ عليه‏ السلام
    از »فضيل« پرسيد: آيا (دور هم) مى‏نشينيد و حديث و سخن مى‏گوييد؟ گفت: آرى؟ فرمود: اين گونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بداريد. خداى رحمت كند كسى را كه امر و راه ما را احيا كند«.
    {P . وسائل الشيعه، ج 10، ص 392. P}




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه اول )۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  19. تشكر

    آسیه سادات (18-09-1389)

صفحه 9 از 40 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •