۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩
صفحه 16 از 21 نخستنخست ... 6121314151617181920 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 204
  1. #151
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    از اين جاست كه مى گوئيم اگر نقشه ى حسين تنها تا كربلا پايان مى يافت و براى بهره بردارى از آن نهضت بزرگ ديگر طرحى نداشت طبعا اين فداكارى ها در برابر قدرت و امكانات وسيع حكومت كه از منبر و محراب گرفته تا اقتصاد و ارتش هم را در اختيار داشت يكباره خنثى مى گرديد اما حسين خليفة الله است ، مردى كه از روز اول به تمام جوانب كار احاطه دارد و مآل امر وى كاملا براى او روشن است قطعا اين چنين انسانى بيدار براى بهره بردارى از آن قيام بزرگ بى نقشه نيست ، فرزند پيغمبر براى به ثمر رساندن نهضت مقدس خود طرحى بهت انگيز و آسمانى دارد و اين طرح بايد به وسيله ى كاروان اسراء يعنى زنان ، دختران ، كودكان خردسال و ريسمان به بازو بسته او اجراء گردد.

    همانهائى كه هنگام حركت از مكه امام درباره ى آن به محمد حنفيه فرموده بود: آن الله شاء اءن يريهن سبايا - خداوند مى خواهد اين زنان را اسير ببيند
    اكنون سر اسارت آنان روشن مى گردد و پرده ها يكباره بالا مى رود، ما به خواست خداوند در قسمت سوم اين كتاب درباره ى نقش اسراء سخن خواهيم گفت و وظيفه مهم و حياتى آنان را از نظر بهره بردارى از نهضت بيان خواهيم كرد و نشان خواهيم داد كه چگونه اين كاروان تبليغ حسين وظيفه بزرگ و مقدس خود با به عالى ترين صورت انجام داد و چگونه توانست موج بنيان كن انقلاب را تا شام برساند و از اين راه پايه هاى قوى حكومت دودمان بوسفيان را سخت متزلزل و بى ثبات سازد.
    بخش سوم : نقش اسراء در بهره بردارى از نهضت و به ثمر رساندن آن .
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #152
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    قافله اى اسيران يا كاروان تبليغ
    در قسمت دوم اين كتاب ، ما سياست و روش خاص حسين بن على عليه السلام را زا زمان حركت از مدينه تا هنگامى كه آن حضرت قيام مقدس ‍ و خونين خود را در كربلا به پايان رساند، مورد بررسى و بحث قرار داده ايم و روشن ساختيم كه اين نهضت هر چند تا پايان شهادت با عاليترين و صحيح ترين طرح ممكن انجام گرديد، ولى با اين حال اگر براى بهره بردارى از آن فرزند پيغمبر داراى نقشه اى دقيق و حساب شده نبود نه تنها يزيد بن معاويه به آسانى مى توانست آن فاجعه ى خونين را تحريف سازد بلكه از تمام آن حوادث در راه تثبيت منافع و حكومت خويش و تسلط هر چه بيشتر بر مردم هم بهره بردارى مى نمود، ولى رهبر معصوم انقلاب كه براى خنثى كردن نقشه هاى شيطانى يزيد و رهبرى كردن اين نهضت تا پايان شهادت عالى ترين طرحها را داشت براى استفاده ى از آن همه فداكاى هاى خود و ياران با فضيلت خويش هم بهترين نقشه ها را دارا است و زنان و كودكان اسير وى ماءمور اجراى آن نقشه و مسئول بهره بردارى از آن نهضتند.
    اين كودكان و زنان داغ ديده هر چند در صورت اسيران بى پناه به سوى شام در حركتند اما در واقع كاروان تبليغ حسينند و سرنوشت نهضت اكنون به دست آنها سپرده شده است ، آنها بايد با يك روشن بينى خاص از فرصتهاى مناسبى كه در طول راه پيش مى آيد تا آخرين حد ممكن استفاده كنند، آنها بايد از ميان همان محملهاى بى روپوش و با همان بازوهاى به ريسمان بسته و در لباس اسارت با مردم صحبت كنند و خطبه ها ايراد نمايند.
    حكومت يزيد را در برابر اجتماع و ملت به محاكمه بكشند و سند محكوميت و رسوائى و ننگ آن را صادر نمايند، آنها بايد حقيقت و صورت واقعى فاجعه ى درد ناك كربلا را از دستبرد و تحريف حكومت حفظ كنند و آن را با همان قداست و عظمت به اطلاع امت برسانند، آنها دستگاهاى ضبط حسينند و بايد نداهاى روح بخش آن امام را با همان سوز و گدازى كه داشت بگوش همگان برسانند.
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #153
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    بنابر اين ، وظيفه خاندان حسين عليه السلام حياتى است و بايد با دقت و مراقبت خاصى انجام گيرد.
    حادثه ى دردناك كربلا هر چند به تنهائى كافى است كه خشم و نفرت مردم را عليه دودمان بنى اميه سخت تحريك كند و پاكترين احساسات و عواطف امت را به سوى حسين و خاندان پيغمبر متوجه سازد، اما خطر بزرگى كه در راه به ثمر رسيدن اين نهضت آن را تهديد مى كند امكان تحريف آن به وسيله دستگاه حكومت است ، اينجا كاروان اسيران ماءموريت دارد اين تهديد ندهد، مسئوليت بزرگ و مهم اين زنان و كودكان اين است كه به نام سوگوارى ، عزادارى ، گريه كردن ، ضجه زدن خاطره كربلا را زنده نگه دارند و با بيان خيانتها و فجايع رسوائى كه يزيد در آن بيابان انجام داد امت اسلامى را در جريان آن حوادث آنگونه كه هست قرار دهند و
    اكنون ما به خواست خداوند روشن مى سازيم كه چگونه وظيفه حياتى به وسيله ى اسراى اهلبيت به عالى ترين صورت انجام گرديد و چگونه آنها توانستند با استفاده از فرصتهاى متناسب اجتماع مسلمين را از هدف مقدس سالار شهيدان آگاه سازند و از اين راه آن نهضت خونين را به ثمر برسانند.
    هدف ما در اين قسمت ( همانند قسمت اول و دوم ) شرح همه ى پيش ‍ آمدها و نقل تمام حوادثى كه در طول راه انجام گرديده نيست بلكه مقصود تنها بررسى حوادث و امورى است كه وسيله ى كاروان اسيران از هنگام حركت از كربلا تا زمان برگشت آنان به مدينه به منظور رسوا كردن حكومت و به ثمر رساندن نهضت انجام گرديده است .
    ما در اين قسمت بيشتر به بحث و توضيح درباره ى خطابه ها و سخنرانيهائى كه بوسيله ى خواهران و فرزندان حسين ايراد گرديده و عكس العمل شديد آنها از نظر حكومت و افكار امت مى پردازيم ، اكنون شروع به اين قسمت :
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #154
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    دختر على عليه السلام خطابه اى آتشين ايراد مى كند
    قافله اسيران روز يازدهم محرم به سوى كوفه حركت نمود، مردم كوفه كه از حسين عليه السلام دعوت كرده بودند تا به سوى آنها بشتابد و مقام امامت و رهبرى آنان را در دست گيرد همان مردم در بيابان كربلا گرد آمدند، آن حضرت و ياران با وفاى او را با لبهاى تشنه به شهادت رساندند و اكنون هم خاندان وحى را اسير كرده و با وضعى دلخراش بجانى كوفه مى برند و روز دوازدهم محرم اسراى اهلبيت وارد كوفه گرديدند تا ماءموريت بزرگ و حياتى خود را از آنجا شروع كنند، ولى ما پيش از آنكه درباره ى اولين قدم خاندان حسين عليه السلام كه به منظور بهره بردارى از نهضت آن حضرت در كوفه بر داشته اند بحث كنيم ، بايد موفقيت كوفه را از نظر اين خاندان مورد توجه قرار دهيم .
    خوانندگان عزيز - شما مى دانيد كوفه مدت پنج سال تقريبا آن حضرت و پايگاه دوستان آن بزرگوار بوده است ؛ زينب كبرى و دختران و فرزندان على تا چند سال قبل در نهايت عزت و احترام در اينجا زندگى مى كردند، اكنون همان زينب مى خواهد وارد كوفه شود، اما در حالى كه اسير است و در ميان محملى بى روپوش جاى دارد زينب مى خواهد به كوفه وارد گردد، در حالى كه برادر معصومش و جوانان بنى هاشم كشته گرديدند و اطفال آن حضرت با وضع رقت بار در حال اسارت در برابر چشم او قرار دارند.
    كوفه اى كه تا ديروز زينب را با عزت و احترام در خود جاى داده بود اكنون آن قهرمانه ايمان و فضيلت در حال اسارت مى پذيرد، اين وضع خاصى كه آن شهر از نظر خاندان على و شيعيان آن حضرت دارا است بر حكومت زاده ى زياد هم پوشيده نيست او با آنكه اكنون كاملا بر اوضاع مسلط است و با نيرنگهاى شيطانى و جنايتهاى غير انسانى خود توانست دلها را در برابر قدرت خود سخت پر از رعب و وحشت سازد با اين حال از آوردن خاندان اسير حسين به كوفه ترسان است كه مبادا خونها به جوش آيد و جنبشى انسانى و اصيل براى تباه ساختن ريشه هاى حيات ننگين او انجام گيرد. از اين نظر مراقبت هاى لازم را انجام داد و حكومت نظامى سختى اعلام نمودت اولا دستور داد هيچ يك از مردم كوفه در روز ورود اهلبيت سلاح جنگ بر ندارد و با اسلحه از خانه بيرون نيايد و ثانيا ده هزار نفر مرد مسلح از ارتشيان خود را در بين مردم و در تمام قستمهاى حساس شهر و مسير اسراء گمارد تا به شدت مراقبت اوضاع باشند (193) و با اين ترتيب فرزند زياد حداكثر احتياط را از نظر مراقبت انجام داد.
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #155
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    آنگاه دستور داد خاندان فضيلت را (در حالى كه سرهاى شهداء و آزاد مردان كربلا بر بالاى نيزه پيشاپيش آنها بود) وارد كوفه گردانند قافله ى اسيران در اين شرائط به كوفه در آمدند در حاليكه اجتماع عظيم و بى سابقه اى از طبقات مختلف در خيابانها و كوچه ها گرد آمده و آنها را تماشا مى گردند.
    زينب كبرى در ميان محمل جاى گرفته و منظره ى كوفه را مى نگرد، نا گاه گذشته ى زندگى او در اين شهر در برابرش مجسم گرديد و آن حوادث دوران پدر يكى بعد از ديگرى از خاطره ى پاك او مى گذرد، با خود مى گويد: آيا اينجا كوفه است ؟! همان كوفه اى كه پدرم در آن حكومت مى كرد و من با عزت و احترام در آن زندگى مى كردم ؟ آيا من همان زينبم كه اكنون در ميان محمل بى روپوش جاى گرفته ام ؟! آيا اينان همان مردم اند كه حسين و جوانان او را كشته اند و اكنون براى تماشاى خاندان وى جمع شده اند؟! اين افكار پياپى از برابر زينب مى گذرد.
    اينجا بود كه آن بانو تصميم گرفت از اين اجتماع عظيم استفاده كند و اولين قدم را در راه بيان حقايق كربلا و رسوا كردن حكومت آل سفيان بر دارد، تصميم گرفت خطابه اى جانسوز ايراد كند و مردم را از عظمت جنايتى كه حكومت زياد با دست آنان انجام داد با خبر سازد.
    شرائط سخن گفتن براى زينب آماده نيست اما
    خوانندگان ارجمند - دختر بزرگ اميرالمؤ منين عليه السلام تصميم دارد سخن بگويد و خطابه اى كوبنده ايراد كند، اما متاءسفانه هيچ يك از شرائط سخن براى آن بانوى بزرگ آماده نيست زيرا:
    شرط اول - براى سخنران اين است كه هيچگونه ناراحتى درونى مانند گرسنگى او را رنج ندهد تا بتواند با تسلطى كامل و بيانى رسا سخن بگويد، ولى زينب اين شرط را فاقد بود زيرا هر چند بعد از شهادت حسين عليه السلام به طور جيره بندى آب و نان به خاندان آن حضرت مى دادند، اما بسيار كم و در حداقل ، و مخصوصا فردى مانند زينب كه سر پرستى فرزندان برادر را بر عهده داشت از سهميه خود كمتر استفاده مى نمود و قدرى از آب و نان خويش را براى برادر زاده گان ذخيره مى نمود.
    شرط دوم - گوينده بايد براى مردمى سخن بگويد كه نبست به وى نظر منفى ندارند و با ديده احترام به او مى نگرند، ولى اگر خطيب به خواهد در اجتماعى سخن براند كه شنوندگانى نبست به وى با نظر حقارت مى نگرند در اين صورت نيم تواند با فكرى آرام و بدون اضطراب گفتار خويش را ايراد كند، متاءسفانه براى زينب عليه اسلام شرط دوم وجود نداشت ، زيرا هم چند بسيارى از مردم مى دانستند كه آنها از خاندان على هستند، ولى جمعى هم از مردم بودند كه اصولا نيم دانستند اينان از كدام دود مانند، اين جمع اى كاروان را تنها به اين صورت مى شناختند كه مردهاى آنها عليه حكومت قانونى !!! يزيد خروج كردند و كشته شدند و خاندان آنها اسير گرديدند و اكنون وارد كوفه مى شوند شاهد بر اين جمله اى است كه شخصيت عظيم علمى سيد بن طاوس نقل مى كرد، نام مبرده مى نويسد:
    فلما قار بوا الكوفة اجتمع اهلها للنظر اليهن فاشرفت امراءة من الكوفيان فقالت من اى الاسارى انتن ؟ فقلن نحن اسارى آل محمد صلى الله عليه اله (194)
    يعنى هنگامى كه كاروان اسيران به نزديك كوفه رسيدند مردم براى تماشاى آنان جمع شدند و يكى از زنان كوفه با آنها گفت شما از چه خاندانى هستيد؟ ما اسراى آل محمديم
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #156
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    شاهد ديگر نبشته ى مرحوم سپهر است كه مى نويسد: هنگامى كه سهل وارد كوفه شد و وضع آن شهر را غير عادى ديد از پيرمردى پرسيد چه خبر تاره اى است ؟ او در پاسخ گفت اين مردم بعضى به نصرت لشكر يزيد شادند و جمعى به شكست سپاه حسين سوگوار (195)
    اكنون آنچه كه از اين دو جمله ى تاريخى استفاده مى گردد اين انسان كه جمعى از مردم كوفه اگر چه آن كاروان فضيلت را مى شناختند و بر آنها سوگوار بودند، اما برخى هم اصولا آنها را نمى شناختند و براى شكست آنان شادى مى نمودند.
    بنابراين زينب دومى شرط خطبه را هم فاقد است زيرا مى خواهد براى مردمى سخن مى گويد كه جمعى از آنان به او نظر منفى دارند و با حقارت به وى مى نگرند
    شرط سوم - گوينده بايد در محيطى آرام سخن بگويد ولى زينب خطابه ى خود را در محيطى ايراد كرد كه در آن از سكوت و آرامش خبرى نبود.
    شرط چهارم - يك خطيب هنگامى مى تواند گفتار خود را كامل ايراد كند كه مرعوب قدرتى نباشد و فشارى را بر خود احساس ننمايد زيرا رعب و ترس ‍ از قدرت اجازه نمى دهد گوينده مسلط بر گفتار خويش باشد و منويات خود را به طور كافى اداء سازد، اما دختر اميرالمؤ منين عليه السلام مى خواهد در شرائطى سخن بگويد كه اولا در حال اسارت است و ثانيا ده هزار مرد مسلح ، سخت بر اوضاع مراقبت مى كنند، با اين ترتيب آن بانو سايه ى شوم و سهمگين قدرت پسر زياد را به خوبى بر سر خود احساس مى كند.
    شرط پنجم - يك سخنران هنگامى بر گفتار خود تسلط دارد كه مناظر ناراحت كننده اى كه موجب پريشانى فكر اوست در برابر وى قرار نگيرد، ولى زينب هنگامى سخن مى راند كه مناظر دلخراش فراوانى در برابر او قرار داشت ، چه مناظره اى براى ايجاد اضطراب و پريشانى فكر از اين نيرومندتر كه دختر على برادر زادگان و زنان و خواهران آن امام را در شرائط ناراحت كننده اى در برابر خود مشاهد مى كند؟! با اين ترتيب هيچ يك از شرائط خطابه براى زينب آماده نيست ، اما با اين حال بانوى قهرمان كربلا تصميم گرفت از اين فرصت بزرگ استفاده كند و حادثه ى دردناك عاشوراء را كه سند رسوائى حكومت يزيد است با بيانى آتشين و گرم با مردم در ميان بگذارد. ابتداء آن شير زن با ندائى فرمان سكوت داد.
    اوماءت الى الناس ان اسكتوا فسارتدت الانفساس و سكنت الاجراس .
    با اين فرمان نفسها در سنينه حبس گرديد و شترها از حركت باز ايستادند تمام گردنها كشيده شد دو گوش فرا مى دهند تا ببينند آن بانو چه مى گويد!!!
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #157
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    زينب شروع به سخن كرد اما پيش از آنكه با مردم خطاب كند ابتداء دودمان خود را معرفى نمود تا همگان با نظر عظمت و احترام به او و گفتار او بنگرند فرمود:
    الحمد الله و الصلوة على ابى محمد و آله الطيبين الاخيار
    سپاس مى گذارم خداى را و درود مى فرستم بر پدرم محمد و خاندان پاك او
    خوانندگان عزيز - در اين جانب زينب از پيغمبر اسلام تعبير به پدر مى كند با آنكه روش اهلبيت در خطابه ها اين بود كه آن حضرت را به لقب رسول يا بنى ياد مى كردند و بر وى درود مى فرستادن ؟!
    شما شايد كه يك مورد هم نيابيد كه دودمان وحى از پيغمبر به عنوان اب و پدر يادى كرده باشند؟! اما زينب در اينجا گفت : درود بر پدرم پيغمبر!!! آرى زينب مى خواهد پيش از گفتار، خود را اين قافله اسيران را معرفى را معرفى كند و نسبت خويش را با پيغمبر روشن سازد تا همگان دريابند اينها كيانند و از كدام دودمان و قبيله اند تا از اين راه بتواند از همان ابتداء افكار و احساسات مردم را در اختيار گيرد، اكنون كه اين هدف بزرگ با اين جمله ى كوتاه ابى محمد انجام گرديد و مردم ديگر بوى به عنوان يك دختر پيغمبر مى نگرند نه به صورت يك بانوى اسير، رشته سخن را در دست گرفت و خطاب به مردم چنين فرمود:
    يا اهل الكوفة يااهل الختل و الغدر اءتبكون فلا رقات الدمعة و لا هداءت الرنة انما مثلكم كمثل التى نقضت غزلها من بعد قوة انكاثا تتخذون ايمانكم دخلا بينكم الاوهل فيكم الالصلف و النطف و الصدر و الثنف و ملق الاماء و غمز الاعداء او كمرعى على دمنة او كفضة على ملحودة الاساء ما قدمت لكم انفسكم ان سخط الله عليكم و فى العذاب اءنتم خالدون
    اى مردم كوفه اى اهل فريب و خدعه آيا بر ماى مى گرييد؟ هنوز چشمهاى ما گيران است و ناله هاى ما خاموش نگرديده ، مثل شما مثل همان زنى است كه رشته ى خود را مى بافت و سپس آن را بر مى گشود، شما هم با پيغمبر ايمان آورديد و ريسمان ايمان خويش را محكم بافتند، اما با اين گناه عظيم دوباره آن را گشوديد و شما نيست جز چاپلوسى و شر و فساد و نخوت و عجب و بغض و تملق از كنيز زادگان و با دشمنان غمازى كردن ، شما مانند گياهى هستيد كه بر مزبله اى برويد، نه قابل اكل است و نه موجب نفع و يا مانند نقره اى مانيد كه در دل خاك دفن گرده شما مستوجب غضب خدائيد و در دوزخ جاى داريد.
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #158
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    اءتبكون و تنحتون ؟ اى والله فابكوا اكثيرا و اضحكوا قليلا قلقد ذهبتم بعارها و شنارها و لن ترحضوها بغسل بعدها ابدا وانى ترحضون قتل سليل خاتم النبوة و معدن الرسالة و سيد شباب اهل الجنة و ملاذ ذخيرتكم و مفزع نازلتكم و منارحجتكم و مدرة سنتكم الاساء ماتزرون بعدا لكم و سحقا فلقد خاب السعى و تبت الايدى و خسرت الصفقة و بوء تم بغضب من الله و ضربت عليكم الذلة و المسكنه .
    پس از آنكه ما را كشتيد اكنون بر ما مى گيريد؟! آرى به خدا سوگند كه بايد بسيار بگرييد و كم بخنديد، هر آينه ننگ و عار اين جنايت دامن شما را گرفته است و با هيچ آبى نمى توانيد اين لكه ننگ را بشوئيد، چگونه شسته مى شود قتل پسر پيغمبر و سيد جوانان اهل بهشت ، شما كشتيد كسى را كه پناهگاه نيكانتان و داد رس در هنگام بلا و مصيبتتان بوده است .
    كسى كه نشانه ى حجج شما و جايگاه سنت شما بوده ، اى اهل كوفه گناه زشتى را مرتكب شديد و هلاك و عذاب بر شما باد، كوششهاى شما بى نتيجه و دستهاى شما بريده باد در اين كار سخت زيان كرديد و غضب خداى را بر خود نازل نموديد و داغ ذلت و مسكنت بر شما نقش بست .
    ويلكم يا اهل الكوفة اءتدرون اى كيد لرسول الله فريتم ؟! و اى كريمة له ابرزتم ؟! و اى دم له سفكتم ؟! و اى حرمة انتهكتم ؟! و لقد جئتم بها صلعاء عنقاء سوداء فقماء كطلاع الارض او ملاء السماء افعجبتم ان قطرت السماء دما و لعذاب الاخرة اخزى و انتم لاتنصرون فلا يستخفنكم المهل فانه لايخفره البدار و لا يخاف فوت الثاروان ربكم لبالمرصاد (196)
    واى بر شما مردم كوفه آيا مى دانيد كدام پاره ى جگر از مصطفى را شكافتيد؟! و كدام پرده نشينان عصمت را از پرده بيرون افكنديد؟! آيا مى دانيد چه خونى از پيغمبر بر زمين ريختند؟! و چه حرمتى را از او هتك نموديد؟ شما گناهى بسيار قبيح و داهيه اى عظيم انجام داديد گناهى كه زمين را پر كرده و آسمان را فرا گرفته است آيا عحب مى كنيد اگر آسمان خون ببارد؟! هر آينه عذاب خداوند در آخرت ذلت آور و سخت تر است در حاليكه آن روز شما يارى نمى شويد و حمايت نخواهيد شد اكنون كه خداوند به شما مهلت داده خوش دل نباشيد چه آنكه خدا در مجازات عجلت نمى كند و بيم ندارد كه وقت مكافات سپرى گردد و سرعت در مكافات او را تحريك نمى نمايد و بدانيد كه پروردگار شما در كمين گاه است ؟
    دختر اميرالمؤ منين عليهماالسلام اين خطابه گرم و آتشين را ايراد كرد در حاليكه مصائب كربلا سخت او را رنج مى دهد و اكنون هم در حال اسارت است ؟!! با اين حال آن چنان كوبنده و مسلط سخن گفت كه بشير بن حزيم اسدى مى گويد:
    ولم اءخفرة والله انطق منها كانها تفرغ من لسان اميرالمؤ منين على بن ابيطالب عليه السلام (197)
    يعنى به خدا قسم من زنى را در نهايت عفت و حيا نديدم كه بهتر از زينب سخن بگويد!! آنگونه خطابه خواند كه گويا اين كلمات از زبان على بن ابيطالب شنيده مى شود!!
    زينب در اين گفتار مردم خفته ى كوفه را بيدار كرد، مردمى كه با افسونهاى حكومت گويا در خواب مرگبارى فرو رفته بودند و نمى دانستند چه جنايت بزرگى را فرزند معاويه با دست آنان انجام داد، جنايتى كه (بنا به گفته ى زينب ) ننگ و عار آن محو شدنى نيست و داغ رسوائى آن پاك نخواهد شد.
    عكس العمل اين خطبه در بين آن مردم آنقدر شديد و عجيب بود كه مورخين بزرگ و معتبر اسلامى نوشته اند:
    فوالله لقد راءيت الناس يومئذ حيارى يبكون و وضعوا ايديهم فى افواههم . (198)
    يعنى به خدا قسم در آن روز مردم كوفه را ديدم كه بهت زده اشك مى ريزند و از شدن غم و دستها را بر دهان گرفته و انگشت هاى خود را مى گزند.
    سخنان زينب مانند صيحه اى بود آسمانى كه محيط كوفه را فرا گرفت و در آن اثر عميق و جانسوزى گذارد، دختر اميرالمؤ منين عليهماالسلام فاجعه ى دردناك كربلا را كه با دست همان مردم بى فضيلت انجام گرديده بود و بى پرده و سوزناك براى آنان بيان كرد و آنها را براى انجام آن جنايت به سخت ترين وجه مورد توبيخ و تحقير و سرزنش قرار داد.
    زينب كبرى با كلمات ملكوتى خود حقايق دردناك عاشوراء را بيان كرد تا حكومت زاده ى زياد بنواند آن را تحريف كند و ماهيت قضيه را عوض ‍ نمايد. تصور نشود عكس العمل اين خطبه و هيجان شديدى كه در بين مردم كوفه ايجاد گرديده بود آنى بود و پس از مدتى كوتاه فراموش گرديد! نه اين تصور باطل و نادرست است ، گفتار زينب آن چنان عميق در مردم كوفه اثر گذارد كه بالاخره توانست با دست همان مردم از كارگردانان و شركت كنندگان در حادثه خونين طف به بدترين وجه انتقام بگيرد، مردم كوفه گويا خفته بودند و زينب آنها را بيدار كرد، و با روشن ساختن عظمت و بزرگى جنايتى كه با دست آنان واقع شد و تحقير و توبيخ شديدى كه نسب به آنها انجام گرديد خشم و غضب آن مردم را عليه عبيدالله زياد و ياران او سخت به جوش آورد، آن چنان جوششى كه ديگر آرام نشد تا هنگامى كه همام مردم در تحت لواى مختار گرد آمدند و صرفا به خاطر خونخواهى حسين و با شعار يالثارات الحسين دست به شورشى مقدس و انسانى زدند، شورشى كه موج سهمگين و مرگبار آن پسر زياد و تمام شركت كنندگان در جنايت كربلا را گرفت و همه آنها را به دردناكترين وجه به دست انتقام سپرد.
    راستى اگر اين خطابه ى آتشين و كوبنده ى زينب نبود آيا حكومت زاده ى زياد نمى توانست كوفه را همچنان در حالت بى خبرى و خواب نگهدارد و اين داهيه ى عظمى را بسيار كوچك و ناچيز جلوه دهد؟ آيا اگر اين سخنان سوزناك زينب نبود كه حقايق را بى پرده بيان كرد و وضع رسوا و شرمگين مردم كوفه را آشكارا براى آنها روشن ساخت باز هم مى توان گفت كه كوفه در صدد بر مى آيد تا براى جبران گذشته ننگين خود آنگونه از كشندگان حسين و ياران پاك وى انتقام بگيرد؟!
    اينجا است كه ما به ارزش حياتى خطبه ى زينب از نظر نهضت پى مى بريم و نقش عظيم آن را در توجه دادن افكار مردم به خاندان پيغمبر و ايجاد بغض ‍ و عداوت در دلهاى آنان نسبت به حكومت دردمان بنى اميه به خوبى درك مى نمائيم .
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #159
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    زينب زاده ى زياد را تحقير مى كند!!
    فرزند زياد كه اكنون بر حسين تسلط يافت و آن حضرت و ياران او را به قتل رساند و خاندان پاكش را در حال اسارت وارد كوفه ساخت مى خواهد آنچه كه آن را به غلط پيروزى مى نامد به رخ تمام اشراف و بزرگان كوفه بكشد تا از اين راه رعب و وحشت بيشترى در دل هاى آنان ايجاد كند از اين نظر مجلسى عظيم به وجود آورد كه در آن بسيارى از طبقات مردم شركت داشتند، در آن مجلس افسران بزرگ عبيدالله صف كشيده اند و قدرت سهمگين وى به طور محسوس بر سر همه سايه افكنده است ، در اين هنگام دستور داد آن اسيران فضيلت را در آن حاضر سازند.
    پسر زياد تصور مى كند كه ديگر در خاندان پيغمبر نيروئى باقى نمانده و اين زنان و كودكان كه ديروز تمام كسان و مردان خود را از دست داده اند اكنون سخت بال و پر شكسته اند و هنگام مواجه شدن با وى حداكثر فروتنى و خضوع را نسبت به او انجام خواهند داد!! اين فكرى بود كه عبيدالله در سر مى پروراند غافل از آنكه اينان خاندان پيغمبر و از دودمان هاشمند، آنها اگر مى خواستند ذلت را بپذيرند شهادت را انتخاب نمى كردند و اسارت را بر نمى گزيدند.
    در كشورى كه بى اصالت ترين افراد مانند زاده ى زياد فقط به خاطر خدمت به حكومت يزيد اينگونه برگرده ى امت سوار گرديده اگر حسين در برابر اين حكومت تسليم مى گرديد و دست بيعت به فرزند معاويه مى داد عاليترين پستها و منصب هاى حكومتى در اختيار وى بود، اما از نظر حسين و منطق انسانى وى آن زندگى و مقام چيزى جز ذلت و نكبت نيست .
    حسين چون مى خواست عزيز باشد شهادت را پذيرفت و اسارت را براى خاندان خود بر گزيد، فرزند اميرالمؤ منين اسارت و ذلت زينب را هنگامى مى دانست كه خود در برابر يزيد تسليم گردد، ولى اسارتى كه به جرم آزاد مردى و دفاع از حقيقت و آزادى اش موجب افتخار و سرافرازى است .
    اما متاءسفانه اين منطق بزرگ براى سفله هاى امت و رسواترين افراد اجتماع مانند زاده ى زياد قابل درك نيست ، او به غلط تصور مى كند كه حسين مغلوب گرديده و او پيروز است ، آن بى چاره تيره بخت گمان مى برد كه فاجعه هولناك كربلا ديگر رمقى براى خاندان على باقى نگذارد. فرزند زياد انتظار دارد همانگونه كه قدرت نا چيز وى چشم نامردان اجتماع را پر مى كند و دلهاى آنها را مى لرزاند به همين نسبت در زينب و زنان و كودكان ديگر حسين هم اثر بگذارد، اما به زودى به اشتباه بزرگ خود پى برد و آن غرور و نخوت وى آن چنان در هم شكست كه براى او سخت دردناك بود، دستور داد خاندان حسين را در مجلس حاضر سازند، ولى ديد هنگامى كه دختر على وارد مجلس گرديد كوچكترين اعتناء به او و قدرت او نكرد، قدمها را بسيار شمرده بر مى دارد مانند يك فرمانده پيروز و فاتحى كه اكنون از پيكارى بزرگ بر گشته ، زينب اينگونه به مجلس وارد شد و در گوشه اى دور از جمعيت جاى گرفت !! طرز ورود زينب آن چنان براى عبيدالله ناراحت كننده و كوبنده بود كه از حاضرين پرسيد من هذاالمتكبرة - اين زنى كه با اين نخوت و غرور وارد بر ما گرديد كيست ؟ به او گفتند: هذه زينب بنت على - ابن زن دختر على زينب است آن ناپاك هنگامى كه نام على عليه السلام را شيند خشم او كه از عمل زينب به هيجان آمده بود شديدتر شد و براى انتقام از آن بانو به حربه ى فرومايگان و بى اصالتها دست زد و به زينب و خاندان وحى اهانت كرد و گفت : الحمدلله الذى فضحكم و قتلكم و اكذب احد و ثتكم .
    حمد خداى را كه شما را رسوا كرد و شما را كشت و دروغ شما را آشكار ساخت :
    دختر اميرالمؤ منين كه براى او سخن گفتن با عبيدالله بسيار دشوار و ناگوار است ، زينبى كه در شام شديدترين انتقاد را از يزيد و دستگاه حكومت او مى نمايد و به بدترين وجه او را تحقير مى كند با اين حال به او مى گويد: اى فرزند معاويه اين از جفاى روزگار است كه مرا در شرائطى قرار داد تا با تو سخن بگويم اما من تو را بسيار كوچك مى شمرم و سخت توبيخ مى كنم ؟
    براى چنين بانوى قهرمانى سخن گفتن با فرزند زياد كه از پست ترين و بى اصالت ترين نوكران زاده ى معاويه است بسيار دشوار و ناراحت كننده است ، از اين نظر در برابر ياوه وى پاسخى بسيار كوتاه اما قاطع مى دهد:
    الحمدلله الذى اكرمنا بنبيه محمد صلى الله عليه و آله و طهرنا من الرجس تطهيرا انما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا
    حمد خداى را كه ما را به پيغمبرش شرافت بخشيد و از آلودگيها و پليديها پاك گرداند. پسر زياد رسوا نمى شود مگر فاسق و دروغ نمى گويد مگر فاجر و آن هم ما خاندان پيغمبر نيستيم .
    عبيدالله هنگامى كه اين پاسخ را از زينب شنيد شهادت حسين عليه السلام را رسما به رخ او كشيد و با پوزخند و استهزائى گفت : كيف راءيت صنع الله باخيك ؟
    يعنى كار خدا را با برادرت چگونه ديدى ؟ زينب ديد اينجا بايد داد سخن داد و حقايق بى پرده آشكار ساخت زيرا فرزند زياد با گفتار، گويا حوادث كربلا را تحريف كند، شهادت حسين و پيروزى ظاهرى و سطحى خود را به حساب خداوند و اراده و خواست او بگذارد و از اين راه بر جنايات خود پرده پوشى كرده و امر را بر بزرگان و مردم كوفه مشتبه سازد و آن را صنع الله بخواند، در چنين شرائط حساس ديگر زينب نبايد ساكت بنشيند بايد حقيقت را آشكار سازد و اجازه ى اينگونه تحريف و مغالطه به استاندار كوفه ندهد، به اين علت پرورش يافته دامان على لب به سخن گشود و در پاسخ او گفت .

    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #160
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    ماراءيت الاجميلا.هؤ لاء قوم كتب الله عليهم القتل فبرزوا الى مضاجعهم و سيجمع الله بينك و بينهم فتتحاجون و تتخاصمون عنده و ان لك يابن زياد موقفا فاستعدله جوايا و انى لك به ثكلتك امك يابن مرجانه (199)
    يعنى من از خداوند درباره برادرم نديدم مگر نيكوئى و جمال ، برادرم و ياران او كسانى بودند كه خداوند براى آنها شهادت را مصلحت دانست و آنها با اختيار خود به سوى قتلگاه خويش آمدند اما بزودى پروردگار بين تو و آنان در دادگاه عدل خود جمع خواهد نمود و در آنجا تو را به محاكمه مى كشند.
    اى پسر زياد براى تو موقفى است كه بايد براى دادن جواب در آن آماده باشى ، ولى چگونه مى توانى از اين گناه عظيم جواب بدهى ؟ اى زاده ى مرجانه مادر بر تو بگريد.
    اين نهيب كوبنده ى زينب آن چنان در مجلس طنين انداخت كه دلها را پر از هول و هراس كرد و عبيدالله را در برابر بزرگان و اشراف كوفه سخت كوچك و تحقير نمود دختر اميرالمؤ منين عليهماالسلام در آن مجلس شوم اجازه نداد تا زاده ى زياد آن قيام خدائى را كه پاكترين مردان اسلام رهبرى آن را داشتند به آن حضرت تحريف كند و آن را خواست خدا و صنع پروردگار بنامد، و با اين ترتيب پرده بر روى جنايتها و وحشيگريهاى خويش ‍ بكشد.
    بانوى بزرگ كربلا تا اينجا وظيفه مهم و حياتى خويش را در پاسدارى از نهضت به خوبى انجام دد و با ايراد خطابه اى آتشين در برابر مردم و سخنان قاطعى كه در مجلس فرزند زياد ايراد فرمود به خوبى توانست مسير فاجعه ى خونين طف را از دستبرد حكومت حفظ كرده و افكار مردم را براى گرفتن انتقامى دردناك از به وجود آورندگان آن حادثه آماده سازد.
    استاندار كوفه پس از آنكه مجلس خود را به پايان رساند دستور داد تا آل الله را به زندان بردند و در ميان قيد و بند كشيدند آنگاه نامه اى به يزيد نوشت و ضمن شرح داستان شهادت و اسارت از او خواست تا در باره ى سرنوشت اسراء فرمانى صادر كند.
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 16 از 21 نخستنخست ... 6121314151617181920 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •