۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩
صفحه 19 از 21 نخستنخست ... 915161718192021 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 204
  1. #181
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    ان كان دين محمد لم يستقم
    الا بقتلى فيا سيوف حذينى
    يعنى اگر دين محمد و آئين آسمانى او پا بر جا نمى ماند مگر با كشته شدنم پس اى شمشيرها! بر بدن من كارگر شويد و مرا در برگيريد
    حسين بن على عليه السلام و ياران پاك او كشته شدند و زنان و فرزندان آن حضرت به اسارت رفتند تا آنكه نام خدا زنده بماند، عدالت و حق پيروز گردد زحمات انبياء و فرستادگان بزرگ الهى فراموش نشود:
    فداركاريهائى كه در راه حقيقت و فضيلت در طول تاريخ انجام شده بود پايمال نگردد با ظلم و تباهى و فساد مبارزه شود و بالاخره براى آنكه دودمان كثيف بنى اميه هم چيز را بازيچه دست خود و حكومت خود قرار ندهند اينها هدفهاى عالى و انسانى حسين است ، اينها همان مسائلى است كه سالار شهيدان باره ها از آنها سخن گفت گاهى مى فرمود:
    الا ترون الى الحق لايعمل له والى الباطل لا يتنهى عنه ...فانى لاارى الموت الاسعادة و الحيوه مع الظالمين الا برما.
    و زمانى مى گفت :
    انى احب الامر بالمعروف و انكر المنكر.
    و يا در وصيت نامه خود به محمد حنفيه نوشت :
    وانى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لاظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى صلى الله عليه و آله اريد اءن آمر بالمعروف و انهى عن المنكر.
    و يا در برابر فرماندار مدينه مى فرمود:
    .. ويزيد رجل فاسق شارب الخمر، قاتل النفس المحرمة ، معلن بالفسق و مثلى لايبايع مثله .
    و يا آنكه در برابر پيشنهاد لعنتى مردان بن حكم (كه آن حضرت را به تسليم در برابر پسر معاويه توصيه مى نمود) مى فرمود:
    ...و على الاسلام اذقد بليت الامة براع مثل يزيد
    اينها هدفهاى عالى حسين است كه خود در باره ى آنها سخن گفت يعنى مبارزه با ستم ، تسليم نشدن در برابر بيداد گرى مانند يزيد امر به معروف و نهى از منكر نمودن همان منكرى كه اجتماع اسلامى به آن دچار گرديده بود يعنى انحراف در حكومت اسلامى ، زنده كردن حق و نابود ساختن باطل ، حمايت از اسلام و نجات آن از سقوط، اصلاح امت و دادرسى از آن اينها است آن هدفهاى مقدسى كه فرزند اميرالمؤ منين عليه السلام به خاطر آنها قيام كرده و بايد اين مقاصد انسانى و اسلامى به دوستان آن حضرت تفهيم شود، بايد آنها بدانند كه حسين بن على عليه السلام چرا كشته شد و به خاطر چه هدفهائى آن مصائب فوق طاقت بشرى را تحمل كرد تا هر چه بيشتر در راه زنده كردن آن اهداف بزرگ كوشش كنند امام صادق عليه السلام هنگامى كه درباره ى مقصد اصلى و آسمانى حضرت حسين سخن مى گويد و موقعيت ننگين و آلوده ى دشمنان آن حضرت را در برابر آن بزرگوار شرح مى دهد.به خداوند چنين عرضه مى دارد:
    و بذل مهجته فيك ليستقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة و قد توارز عليه من عزته الدنيا و باع حظله بالارذل الاذنى و شرى آخرته بالثمن الاوكس و تغظرس و تردى فى هواه و اسخطك و اسخط نبيك و اطاع من عبادك اهل الشقاق و النفاق و حملة الا و زار المستوجبين النار (232)
    يعنى خدايا حسين خون خود را در راه تو داد تا بندگان تو را از جهالت نجات بخشد و از سر گردانى ضلالت و گمراهى برهاند. كسانى به دشمنى با او برخاستند كه دنيا سخت آنها را فريفته بود و نصيب بى پايان آخرت را به متاع پست اين جهان با بهائى بسيار ناقص فروختند، آنها تكبر ورزيدند و در هواهاى خود غوطه ور شدند و به پستى رسيدند، آنها ترا و پيامبر ترا به غضب در آوردند و از منافقين و فريبكاران اطاعت كردند.آنهائى كه گناه امت اسلامى بر گردن آنان است و مستحق عذاب و آتش غضب تو هستند.
    در اين گفتار امام ششم عليه السلام هدف مقدس حسين بن على را آشكارا شرح مى دهد و مقصد اصلى از آن نهضت را با صراحت بيان مى كند ولى آن هدف از نظر امام صادق عليه السلام تنها فدائى امت گنهكار بودن و شفاعت از آنان در قيامت نيست بلكه نجات دنياى انسانيت است از جهالت ، نادانى ، بى خبرى ، گمراهى ، سر گردانى ، ضلالت .
    آرى حسين عليه السلام به خوبى مى دانست كه اين مردم بى خبر و نادانند كه آلت دست حكومتهاى بيداد گر و ستمكار واقع مى شوند. اين مردم سرگردان و گمراهند كه حكومت هاى فاسد در راه رسيدن به خواسته هاى شيطانى و جهنمى خود از گرده ى آنها بار مى كشند.
    خون حسين ريخته شد و نهضت مقدس او انجام گرديد تا آن عباد گمراه ، آن اجتماع سرگردان ، آن ملت نادان و بى خبر از آن وضع دردناك خلاصى يابد، تا امت بصيرت پيدا كند و دانا شود از گمراهى و ضلالت نجات يابد تا بداند چه مى كند و به كجا مى رود، به چه كسى بار مى دهد، و نيروى انسانى خود را در اختيار چه قدرتى مى گذارد، آرى اينها است آن هدفها ريخته شد ليستقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة و بايد دوستان آن حضرت به اين هدفها آشنا گردند و براى رسيدن به آنها كوشش كنند.
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #182
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    از مجالس سوگوارى بهتر بهره برداريم .
    همانگونه كه ما ياد آور شديم جاى ترديد نيست كه مجامعى كه به نام سوگوارى حسين بن على عليه السلام به وجود مى آيد در نشر معارف عاليه اسلام و آشنا ساختن مردم به اصول و مقررات و مسائل اسلامى و جلوگيرى از فساد و گناه نقش مهمى را دارا است .
    ما به خوبى مى دانيم كه در بسيارى از اينگونه مجامع به خاطر مباحثى كه گاهى طرح مى گردد و پند و اندرزهائى كه داده مى شود نه تنها ده ها شارب الخمر، تارك الصلوة ، متجاوزين باموال و نواميس ديگران و بالاخره افراد آلوده به گناه تحول اساسى و اصولى در زندگى معنوى و مذهبى آنها به وجود مى آيد و آنها را در شمار مردان شايسته و پاك قرار مى دهد بلكه در روحيه همگان كم و بيش اثرهاى عميق و قابل توجهى بجاى بجاى مى گذارد و حداقل آنها را از آلوده شدن به گناهان و انحرافات تازه و بيشتر باز مى دارد.
    آرى در برابر هزاران عوامل فساد و تباهى كه در اجتماع ما وجود دارد حقا اين مجامع يك عامل باز دارنده مؤ ثر و مهمى است اينها حقايقى است كه ما آن را انكار نمى كنيم اما مى گوئيم متاءسفانه به مقدارى كه در راه به وجود آمدن اين اجتماعات نيرو مصرف مى شود بهره بردارى نمى گردد.
    نام مقدس حسين عليه السلام وسيله اى مؤ ثر است كه مى توانيم در پرتو آن طبقات مختلف و گوناگون اجتماع را به ساده ترين وجه گرد يكديگر جمع كنيم و از آنان در همه ى زمينه ها حداكثر بهره را برداريم اما بدبختانه از اين امكان وسيع و حساس به طور ناچيزى استفاده مى كنيم . در اجتماع ما گاهى ديده مى شود كه مجالس بزرگ و مهمى به وجود مى آيد ولى در آنجا جز برنامه ى سوگوارى و عزادارى كار مثبت ديگر انجام نمى گردد.
    اشتباه نشود! نويسنده ارزش معنوى بكاء و سوگوارى بر فرزند شهيد پيغمبر حسين بن على عليه السلام را انكار نمى كند. ما كاملا معتقديم كه نفس ‍ المهموم لظلمنا تسبيح و همه لنا عبادة .
    ما در شمار آن دسته اى نيستيم كه با يك فكر خشك و جامد به همه چيز و به تمام مسائل تنها از دريچه ى منافع مادى و زندگى محدود اين جهان مى نگرند و عملا گويا تمام ارزشهاى معنوى و روحانى را انكار مى كند!!! اين دسته بهره موضوعى كه برسند و در برابر هر مسئله كه قرار بگيرند بلا درنگ مى پرسند، منافع اجتماعى ، بهداشتى ، اقتصادى اين كار چيست و براى زندگى اين جهان چه بهره اى دارد؟
    ما با اين طرز فكر ميانه خوبى نداريم و معتقديم كه همه ى ارزشها در مسائل بهداشتى ، اقتصادى و بالاخره زندگى اين جهان خلاصه نمى شود بسيارى از مسائل است كه علاوه بر داشتن اينگونه منافع داراى ارزشهاى معنوى بزرگى است و اين ارزشها را كسانى درك مى كنند كه (علاوه بر آنكه به يك حقيقت روشن يعنى جهان ديگر معتقدند) براى عواطف انسانيت ، فضائل اخلاقى و فداكاريهائى كه در راه عدالت و آزادى انجام مى شود اصالتا ارزش ‍ قائل باشند.
    نويسنده معتقد است آنهائى كه در برابر حادثه ى خونين طف و فاجعه جانسوز كربلا بى تفاوت هستند و هيچ گونه تاءثر و تاءلم در خود حس ‍ نمى كنند قطعا از عواطف پاك انسانيت بى بهره اند، آيا ممكن است عاطفه اى در انسانى يافت مى شود و با اين حال از شنيدن و يا خواندن تاريخ زندگى يك آزاد مردى كه براى دفاع از حق و حقيقت ، عدالت و فضيلت در برابر ستم و استبداد و كفر بيداد گرى از هيچ گونه فدا كارى دريغ ننمود ابدا متاءثر و ناراحت نگردد؟!
    اگر حادثه ى كربلا كه پاكترين و اصيل ترين نمونه مقاومت مظلومى در برابر ستمگر و ظلم و گناه و فساد است عاطفه ى انسانى او را تحت تاءثير قرار ندهد پس كدام حادثه ى مظلومانه براى وى تاءثرانگيز و غم آور خواهد بود؟!
    حكومت كثيفى كه براى خفه كردن صداى فساد عدل و آزادى و پيكار كننده ى با ظلم و فساد از هيچ جنايت و گناهى رو گردان نشد خيمه هاى كودكان را آتش زد، آب را بر روى بزرگان و خردسالان بست ، اطفال شير خواره را هدف تير قرار داد، زنان و بچه هاى داغ دار را به اسارت برد و بر بازوهاى آنان ريسمان بست و بر بدنهاى لاغر و نحيف آنها تازيانه نواخت و حتى سر بريده پاكترين انسانهاى عصر خود را در مجلس عمومى مورد اهانت قرار داد، خواهران و دختران مصيبت ديده شهداى طف را در شهرها و بلاد گرداند در حاليكه سرهاى بريده برادران و پدران آنها در برابر چشم آنان در بالاى نيزه قرار داشت ، آيا يك انسان با فضيلت مى تواند در برابر اين حكومت سمتگر و آن مظلومى كه در برابر او قرار گرفته بود يكسان و مساوى باشد؟!
    اگر انسان دوستى ، فضيلت خواهى ، و عواطف بشريت ايجاب مى كند كه هر فردى از پسر فردى از پسر معاويه و حكومت ننگين وى اظهار تنفر و انزجار كند همان عوامل هم الزام مى كند كه هر انسانى در برابر حادثه ى كربلا و فاجعه ى خونين طف پاكترين احساسات و عواطف خود را تقديم دارد با اين ترتيب تاءثر و سوگوارى براى سالار شهيدان و رهبر آزادگان يعنى حسين بن على عليه السلام نه تنها از نظر معتقدات مذهبى مقدس و داراى ارزشهاى معنوى است بلكه از نظر انسان دوستى و فضيلت خواهى هم كاملا منطقى و معقول است ، اين منطق اگر چه براى دنياى صنعتى ما و جهان مغرب زمين قابل فهم نيست اما ما به آنها حق مى دهيم كه اين حقيقت را درك نكنند، زيرا همه مى دانيم كه زندگى ماشينى و جنچالى قاره هاى اروپا و آمريكا تمام عواطف و فضائل بشريت را سخت تحت الشعاع خود قرار داده است و از اين مسائل در آنجا كمتر خبر است .
    اگر بر اكثريت مردم آنجا عواطف حكومت مى كرد اينگونه نبودند كه تنها براى بهتر زيستن و يا به مصرف رساندن كالاى كارخانه هاى اسلحه سازى خود دنيائى را به آتش خون بكشند و هر روز آتش جنگ را در گوشه اى از جهان و در بين ملتهاى فلك زده و كوچك روشن سازند.
    اگر آنها از عواطف انسانيت چيزى درك مى كردند هيچگاه حاضر نبودند تنها براى حفظ منافع خود ميليونها انسان و زن و مرد و كودك را در زير خمپاره ها و رگبار مسلسل و گلوله نيست و نابود كنند و آباديها و شهرهاى بزرگ را به ويرانه ها تبديل سازند.
    آرى براى كشورهاى بزرگ و نيرومند عصر ما كه هيچ چيز بدون استثناء براى آنان جز حفظ منافع خودشان مطرح نيست ، درك نكردن منطق عاطفه فضيلت دوستى و اشك ريختن هنگام تاءثر و غمخوارى براى مظلوم و ستمديده عجيب نيست .
    با اين توضيحات خواننده عزيز تصديق دارد كه نويسنده به ارزش معنوى بكاء و سوگوارى بر عزيزترين فرزندان اسلام و ياران پاك و آزاده ى وى كاملا ايمان دارد، اما مى گويد تشكيل مجالس بزرگ و اجتماعات عظيم تنها به منظور سوگوارى و عزادارى به منزله ى استفاده نكردن از يك فرصت بسيار حساس و متناسب است چه بهتر كه ما در اينگونه مجامع هم از نظر سوگوارى و شئون معنوى استفاده كنيم و هم در راه نشر تعاليم عاليه ى اسلام و آشنا ساختن مردم به احكام و اصول و مقررات اسلامى و مبارزه با فساد و آلودگيهائى كه به صورت هاى گوناگون در اجتماع ما فراوان وجود دارد و خلاصه در راه زنده كردن هدفهاى عالى و اسلامى حسين بن على عليه السلام قدمهاى برجسته و مؤ ثرى برداريم ، خوشبختانه ما در بين گويندگان مذهبى و خطباى اسلامى شخصيت هاى علمى و پرارزش فراوان داريم پس چه بهتر كه از آنها در پرتو سوگوارى حسين و نام حسين عليه السلام در راه همان اهداف اسلامى و انسانى كه امام صادق براى نهضت كربلا بر مى شمرد يعنى نجات مردم مسلمان از جهالت و رهائيدن آنان از حيرت ضلالت استفاده كنيم ؟!
    اين يك وظيفه ى حتمى است كه اگر ما از انجام آن غفلت كنيم قطعا نهضت مقدس و حادثه ى خونين طف را درك نكرده ايم و هدف عالى آن حضرت را نداشته و نشاخته ايم .



    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #183
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    كارهائى كه موجب شرمسارى است .
    سوگوارى براى حسين بن على عليه السلام و ياد نمودن از فاجعه ى خونين نينوا (اگر با طرز صحيح و معقولى انجام گيرد) علاوه بر ارزشهاى اسلامى و معنوى كه دارد اصولا خود يك عمل منطقى و معقولى است كه از عواطف انسانيت و حس حمايت از مظلوم سرچشمه مى گيرد اما با كمال تاءسف گاهى به نام عرض ارادت به پيشگاه مقدس حسين عليه السلام و سوگوارى براى آن حضرت كارهائى انجام مى شود كه در برابر دنياى روز موجب شرمسارى و سر افكندگى است .
    كارهائى كه نه با مقررات اسلامى سازش دارد و نه از نظر منطق صحيح و قابل درك است ؛ براى نمونه بايد موضوع قمه زدن را ياد كرد، اين عمل ناراحت كننده و چندش آور (كه خوشبختانه چند سالى است كه تقريبا متروك شده ) نه تنها با هيچ اصلى قابل تفسير نيست بلكه مخالفين و دشمنان اسلام در داخل و خارج كشور از آن به صورت يك حربه ى مؤ ثر و قاطع عليه آئين مقدس ما استفاده مى كنند.
    نويسندگان دغل و قلمهاى شومى كه ساليانى در اين كشور مشغول سمپاشى و آلوده ساختن افكار بى خبران از اسلام و نظام عالى و جهانى آن بودند اكثرا از اين نمونه كارها كه جمعى مى كردند و در نوشته هاى خود (كه سراپا تهمت و اقتراء به اسلام و تشيع است ) آنها را به نام يكى از دستورات مذهبى شيعه معرفى كرده و از مظاهر شعيه گرى مى شمرده اند سپس ‍ (در پناه اين حربه هاى مؤ ثر) فحشها و ناسزاهاى خود را نثار اسلام و مكتب آسمانى آن نموده و با اين قبيل تهمتها (كه اين كارها جزء دستورات اسلامى است ) اين آئين مقدس را ناصحيح و غير معقول معرفى مى كردند.
    ماهيت اين تبليغات سوء هر چند براى افراد با خبر و مطلع از اسلام روشن بود، اما براى بى خبرانى كه از اسلام و مقررات آسمانى آن كمتر اطلاع دارند قطعا مؤ ثر و كوبنده است .
    خواننده ى عزيز، وقتى در داخل يك كشور اسلامى موضوع قمه زدن و مانند آن اين گونه مورد بهره بردارى و سرء استفاده ى دشمنان اسلام قرار گيرد درباره قدرتهاى بزرگ و مذاهبى كه به نيروهاى استعمارى تكيه دارند مى توان به خوبى استنباط كرد كه چگونه در خارج از كشور از اين حربه هاى مؤ ثر عليه اسلام و مكتب آسمانى آن از يك طرف و تحقير نمودن و كوچك شمردن مردم مشرق زمين از سوى ديگر استفاده مى كنند.
    يكى از دوستانم كه دانشجوئى است و در آلمان غربى مشغول تحصيل است سال گذشته برايم حكايت كرد كه در آنجا ما به ديدن فيلمى رفتيم كه در آن قسمتى از عادات و اعمال مردم مشرق زمين نشان داده مى شد، اعمالى كه نشان دهنده ى انحطاط فكرى آنها است (ما در اينجا به اين حقيقت كارى نداريم كه غربيها همواره در صدد تحقير مردم مشرق زمين و ملل آن هستند و اكنون در صدد آن هم نيستيم كه ببينيم آيا آنها حق دارند شرقيها را اين گونه تحقير كنند يا نه ؟ و اينكه اعمال خرافى و اعتقادات نامعقولى كه با هيچ اصلى قابل سازش نيست در بين آنها هم فراوان يافت مى شود) در آن فيلم از كشور هندوستان مثلا داستان گاوهاى مقدس و احترماتى كه مردم آنجا در برابر آنها انجام مى داند نشان داده شد، ولى هنگامى كه نوبت به ايران رسيد منظره ى قمه زدن با همان وضع چندش آور در فيلم منعكس گرديده بود.

    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #184
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    دوستم مى گفت در بين مظاهر گوناگونى كه از كشورهاى مختلف نشان داده شد منظره قمه زدن آن چنان حس نفرت و انزجار را در بينندگان تحريك كرد كه غير قابل وصف است .
    باز داستان ديگرى در اين باره دارم كه يك دانشجوى آلمانى به علت آنكه منظره قمه زدن را در يك فيلم تلويزيون ديده بود و دشمنان اسلام آن را به عنوان يكى از دستورات اسلامى كه بايد يك مسلمان واقعى آن را اجزاء كند به او معرفى كرده بودند از اين نظر حاضر نبود.
    مسلمان گردد و آئين اسلام را بپذيرد (با آنكه به اصالت اين آئين و عظمت آن اطلاع يافته بود) تا بالاخره براى او روشن شد كه اين عمل هيچ گونه ارتباطى با اسلام و دستورات رهبران و پيشوايان بزرگ اين دين ندارد.
    در اين جا تذكر اين نكته لازم است كه ما قمه زدن و مانند آن را نه از اين نظر مورد انتقاد قرار مى دهيم كه تنها از ديده ى مردم اروپا نفرت آور و غير قابل هضم است بلكه ما موضوع فوق را (علاوه بر آنكه غير منطقى و ناصحيح است ) از آن جهت طرد مى كنيم كه ارتباطى با اسلام ندارد، عملى است نادرست كه نه با مقررات اسلامى سازش دارد و نه خاندان پيغمبر صلى الله عليه و آله مانند اين عمال را به نام سوگوارى انجام داده اند و نه در عصر امامت پيشوايان بزرگ دين اينگونه كارها را ديگران به نام عزادارى حسين عليه السلام انجام مى دادند و از اينجا است كه بايد ديد چگونه شد كه ساليانى دراز اين عمل نادرست به نام حسين عليه السلام در بين جمعى از دوستان ساده دل آن حضرت شايع بوده است ؟
    و حيرت انگيزتر اينكه جمعى در برابر پرسشى كه از نظر اسلام از آنان درباره ى اين عمل و مانند آن مى شود بلادرنگ به عنوان اولى اينگونه اعمال مى نگرند و اگر از نظر اسلامى جايزه بود پاسخ مثبت مى دهند بدون آنكه به عكس العمل آن كار و عناوين ثانويه اى كه بر آنها بار است توجه كنند!!!
    آيا اين صحيح است كه ما هر عملى را كه به عنوان اولى جايزه بود اجازه بدهيم تا مردم مسلمان مراسم پاك اسلامى را به آن صورت و در آن قالب انجام دهند؟
    آيا اگر اين باب فتح شود (همانگونه كه متاءسفانه فتح شد) و هر كسى بخواهد با رعايت عدم حرمت عنوان اولى ، مراسم سوگوارى را با سليقه ى خام و خاص خود انجام دهد آهسته آهسته داستان بهره بردارى از نهضت حسين عليه السلام و مراسم سوگوارى آن بزرگوار به صورت بازيچه و مسخره اى در نخواهد آمد؟! و نتايج سوء آن مستقيما متوجه آئين مقدس اسلام در اساس پاك نهضت نخواهد شد؟!
    درست به خاطر دارم كه در ايام سوگوارى حسين بن على عليه السلام مرحوم آيت الله العظمى آقاى بروجردى رضوان الله تعالى عليه يكى از رؤ ساى هيئتهاى قم را كه براى عرض تسليت به منزل معظم له شرفياب شده بودند به حضور طلبيدند و به ايشان فرمودند كه در آن اجتماع عظيم از زبان ايشان اعلام كند كه من نمى خواهم در شهرى كه هستم هيئت هاى عزادارى با شبيه و كارهائى مانند آن بيرون آيند آرى اين بود طرز فكر آن مرجع بيدارى كه شرائط عصر خود را به خوبى درك مى كرد و در راه عظمت مكتب تشيع و مظاهر بزرگ آن سخت كوشا بود.
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #185
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    طرحى عالى براى تظاهرات آرام در ايام سوگوارى
    ما معتقديم كه نهضت مقدس حسين عليه السلام يك وسيله ى مهم و موثر است كه مى توان در پرتو آن در راه نشر معارف عاليه اسلام و آشنا با عزت و ايمان براى اجتماع بهترين و ارزنده ترين قدمها را برداشت اما بايد سعى كرد كه ياد بودهائى كه به نام مقدس سالار شهيدان انجام مى گيرد هم مطابق با موازين اسلامى بوده و هم از نظر روز جالب توجه و داراى جاذبيت باشد. ولى متاءسفانه سالها است اجتماعاتى كه به نام حسين بن على عليه السلام به تظاهراتى آرام در خيابانها و بازار دست مى زنند گاهى تواءم با عملى است كه از نظر معرفى هدف اصلى نهضت نه تنها مفيد است ، بلكه بسيار زننده و مخصوصا در عصر حاضر هيچ گونه قابل هضم نمى باشد.
    اين گونه تظاهرات خيابانى كه جنبه ى مذهبى و دينى دارد چون در برابر ديدگان مسلمان و غير مسلمان ، دوست و دشمن قرار دارد گاهى سخت عليه اسلام مورد استفاده قرار مى گيرد و از اين راه مردم شيعه و مذهب تشيع مورد تمسخر و ريشخند واقع مى شوند (همانگونه كه متاءسفانه قرار گرفته است ) پس چه بهتر كه ما اين مراسم را به صورتى انجام دهيم كه نه تنها دشمنان مكار اسلام نتوانند از آن استفاده سوئى بكنند بلكه براى همه كس و تمام طبقات قابل درك بوده و براى شناساندن مقاصد عاليه حسين بن على عليه السلام هم كاملا مفيد و مؤ ثر باشد.
    قرآن مجيد درباره ى انتخاب راهائى كه به توان با استفاده ى از آنها مردم را به سوى خدا دعوت كرد مى فرمايد:
    ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن (233)
    يعنى مردم را با حكمت و اندرزهاى عالى و با استفاده ى از بهترين راه به سوى خدا دعوت كن
    ما بايد از اين دستور بزرگ آسمانى در راه شناساندن تمام شئون مذهبى و اسلامى استفاده كنيم .
    راه حسين راه خدا است و هدف آن حضرت دعوت انسانيت به حق است پس ما بايد براى شناساندن حسين بن على عليه السلام و مقصد و مقصود آن حضرت به همگان و معرفى اهداف عالى و انسانى آن بزرگوار و عواملى كه آن نهضت مقدس را ايجاب كرد راهى را در پيش بگيريم كه هم با موازين اسلامى منطبق باشد و هم در جهان ما و در شرائط حاضر جالب توجه و قابل درك باشد.
    طرحى كه ما براى تظاهرات آرام در خيابانها و بازار در ايام سوگوارى حسين بن على عليه السلام داريم اين است كه جمعيت با لباسهاى صياد در صفوفى منظم به حركت در آيند بدون آنكه هيچ گونه پيرايه و علم و كتل با خود حمل كنند تنها چيزى كه با اين جمعيت حمل مى شود پرده ها و پرچمهائى باشد كه در آن گفتارهاى حسين عليه السلام و سخنانى كه آن حضرت درباره ى هدف هاى بزرگ خود بيان فرمودند نوشته شده باشد و در طول راه آياتى از كلام الله مجيد بوسيله بلند گوهاى بسيار سيار تلاوت گردد آنگاه جمعيت در مكانهاى حساسى كه در مسير آنها است توقف كند و خطيبى توانا تاريخى كوتاه در باره ى حادثه ى كربلا و پيرامون همان كلمات و شعارهائى كه از خطبه هاى حسين عليه السلام اقتباس گرديده و بر پرده ها و پرچمها نوشته شده و همچنين پيرامون عواملى كه قيام آن حضرت را ايجاب كرد سخن بگويد و مقاصد بزرگ آن رهبر آزادگان را شرح دهد و شنوندگان را به آن مقاصد انسانى دعوت نمايد.
    اين طرح كه به ظاهر بسيار عادى و ساده است اگر به طرزى صحيح اجراء گردد و به خوبى پياده شود مى تواند در راه شناساندن حسين ابن على عليه السلام و اهداف بزرگى كه به خاطر آنها فاجعه ى خونين كربلا به وجود آمد نقش بزرگى را ايفا كند. با اجراى اين طرح ما مى توانيم به مردم غير مسلمان هم به خوبى تفهيم كنيم كه حسين كيست و چرا آن مصائب فوق طاقت بشرى را تحمل كرد.
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #186
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    ما انتظار داريم اين طرح با حسن نيت مورد توجه كارگردانان و سردمداران اينگونه اجتماعات قرار گيرد و با دست آنها عملا بكار بسته شود، ما از آنهائى كه داراى حسن نيتتند و مى توانند در تعيين مسير صحيح براى اجتماع نقشى را دارا باشند و بالاخره از كسانى كه صميمانه خواستار طرحهاى اصلاحى و مفيد هستند جدا مى خواهيم كه با احترام حسين و به احترام آن آزاد مردانى كه در تحت لواى آن حضرت در راه حق و عدالت فداكارى كردند و به احترام آن هدفهاى بزرگ و حياتى كه فرزند پيغمبر براى دست يافتن به آنها آن نهضت عظيم را به وجود آورد و خلاصه به احترام تمام مقدسات اسلامى كه در راه حفظ و بقاى آنها خون پاكترين و عزيزترين مردان اسلام ريخته شد قدرى درباره بعضى از اين دسته رويها و تظاهرات آرامى كه اكنون در ايام سوگوارى در بازارها و خيابانها انجام مى شود و عكس العمل آنها و طرحى كه ما براى اينگونه تظاهرات آرام داده ايم عميق تر فكر كنند و شرائط خاص عصر ما را در نظر بگيرند و توجه داشته باشند كه چگونه كوچكترين عملى كه ما امروز به نام مذهب و دين انجام مى دهيم از نظر دشمنان اسلام مخفى نيست و از ديدگان آنها پوشيده نمى باشد؟ تا شايد در برنامه اين كار و طرز به راه انداختن اينگونه اجتماعات مذهبى تجديد نظر كنند و در نتيجه عملى انجام نشود كه به جاى خدمت بدين و معرفى عظمت حسين عليه السلام ضربه هاى كوبنده اى بر پيكر اسلام و نهضت مقدس كربلا وارد آيد.
    ان اريد الاالاصلاح ما استطعت و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب .
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #187
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    آيا حسين عليه السلام خود را به هلاكت انداخت ؟
    از مسائلى كه درباره حسين بن على عليه السلام از نظر محققين و متفكرين اسلامى مورد بحث قرار گرفته اين است كه آيا آن حضرت از ابتداء مى دانست كه كشته مى شود و پايان سفر او به سوى عراق شهادت است ؟
    اگر مى دانست پس چرا به جانب كوفه حركت نمود؟ با آنكه خداوند مى فرمايد:
    ولا تلقوا بايديكم الى التهلكة (234)
    يعنى با دست خود خويشتن را به هلاكت نيفكنيد.
    آنگاه براى حل اين مشكل مطالبى گفته شد كه متاءسفانه قسمتى از آنها با واقع كمترين ارتباطى ندارد، اكنون ما به خواست خداوند درباره ى ابن موضوع به طور تفصيل بحث مى كنيم و به بعضى از پاسخهائى كه در اين باره داده شد و سپس انتقاداتى كه بر آنها داريم اشاره مى نمائيم . ما براى حل اين مشكل و پاسخ اين پرسش از دو راه استفاده مى كنيم :
    يك - طبق تفاسير اسلامى و با در نظر گرفتن سياق آيات مقصود از هلاكت در اين آيه چيست ؟ آيا منظور انجام كارى است كه به مرگ و از دست دادن جان منتهى شود؟
    دو - بر فرض آنكه مراد از هلاكت از دست دادن جان و استقبال از مرگ باشد آيا مقصود اين است كه انتخاب راهى كه به مرگ منتهى شود در هر صورت و در تمام شرائط غير جايز است يا آنكه اين حكم در موارد عادى و در صورتى است كه مصالح بزرگى ضرورت آن را ايجاب نكرده باشد؟
    راه اول - طبق تفاسيرى كه در مدارك مذهبى درباره ى اين آيه موجود است مقصود از هلاكت . از دست دادن جان و انتخاب راهى كه به مردن و يا كشته شدن پايان يابد نيست بلكه منظور هلاكتى است كه از ترك انفاق مال در راه پيكار با كفار ناشى مى گردد. شخصيت بزرگ اسلامى على بن طاوس ‍ ضمن دادن پاسخ به كسانى كه گمان مى كنند عمل حسين بن على عليه السلام وقوع در هلاكت است (!!!) و با آيه (ولا تلقوا بايديكم الى التهلكة ) آن را منطبق مى توانند مى نويسد: آنها گمان كردند كه مقصود از هلاكت در اين آيه قتل است در حالى كه اين چنين نيست .
    آنگاه حديثى را در تاءييد نظر خود بدين گونه نقل مى كند:
    عن اسلم قال غزو نانها و ندا و قال غيرها و اصطفينا و العدو صفين لم اراءطول منهما و لااعرض و القوم قدالصقوا ظهورهم بحائط مدينتهم فحمل رجل منا على العدو، فقال الناس لااله الله القى نفسه الى التهلكة فقال ابوايوب الانصارى انما تؤ ولون هذه الاية على اءن حمل هذاالرجل يلتمس ‍ الشهادة و ليس كذلك ، انما نزلت هذه الاية فينالانا كنا قد اشتغلنا بنصرة رسول الله صلى الله عليه و آله و تركنا اهالينا و اموالنا ان نقيم فيها و نصلح مافسد منها فقد ضاعت بتشا غلنا عنهافا نزل الله انكارا لماوقع فى نفوسنا من التخلف عن نصرة رسول الله صلى الله عليه و آله لاصلاح اموالنا ( و لا تلقوا بايديكم الى التهلكة ) معناه ان تخلفتم عن رسول الله واقمتم فى بيوتكم القيتم بايديكم الى التهلكة فسخط الله عليكم فهلكتم و ذلك رد علينا فيما قلنا و عزمنا عليه من الاقامة و تحريص لنا على الغزووما انزلت هذه الاية فى رجل حمل العدو و يحرص اصحابه ان يفعلوا كفعله او يطلب الشهادة بالجهاد فى سبيل الله رجائا لثواب الاخرة (235)
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #188
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩




    يعنى اسلم روايت مى كند كه ما در جنگ نهاوند يا جنگ ديگرى بود كه شركت داشتيم . مسلمين صفوف خود را منظم ساختند و دشمن هم در برابر ما صف آرائى كرده بود، صفوف دشمن از نظر عرض و طول آن چنان بود كه من در هيچ جنگى مانند آن را نديده بودم ، آنها پشت به ديوار شهر خويش ‍ داده بودند، در اين هنگام مردى از صف ما به آنها حمله برد ولى مسلمانان گفتند اين مرد با دست خود خويشتن را به هلاكت افكند.
    ابوايوب انصارى كه صحابه پيغمبر بود در آنجا حضور داشت و خطاب به آنان فرمود: شما اين آيه را درباره اين مرد تاءويل مى كنيد كه به دشمن حمله كرد و خواستار شهادت شد؟ در صورتى كه چنين نيست : اين آيه درباره ى ما اهل مدينه نازل گرديد زيرا ما به يارى پيغمبر سر گرم بوديم و از اصلاح اموال خود چشم پوشيديم و در نتيجه امور زندگى ما ( نسبت بگذشته ) فاسد شد از آن پس تصميم گرفتيم از يارى پيغمبر سر بر تابيم و به امور مادى و زندگى خود بيشتر بپردازيم در اينجا بود كه خداوند اراده ما را مورد انكار قرار داد و اين آيه را نازل كرد تا ما با ترك يارى پيغمبر خود با به هلاكت نيفكنيم و معناى آيه اين است كه اگر از يارى رسول خدا تخلف كنيد و در خانه هاى خود بنشينيد با دست خود خويشتن را به هلاكت افكنديد و غضب خداى را بر خود روا داشتيد.
    پس اين گفتار خداوند رد بر ما است در آنچه كه گفته بوديم و تصميم داشتيم عملى سازيم تحريك ما است به سوى جنگ و پيكار با دشمن نه آنكه نازل گرديده باشد درباره ى مردى كه خود شجاعانه به دشمن حمله مى كند و ياران خود را هم به جنگ با آنان تشويق مى نمايد و با جهاد كردن در راه خدا آرزوى شهادت دارد تا به نعمتهاى خداوند و رحمت او در آخرت برسد.
    طبق اين حديث كه اسلم آن را از ابى ايوب انصارى نقل مى كند نه تنها مقصود از هلاكت در آيه فوق رفتن به سوى مرگ و كشته شدن نيست و هيچ گونه ارتباطى با اين فكر ندارد بلكه درست در عكس اين تصور است و نازل شده تا مردم مدينه را به يارى پيغمبر و فداكارى در راه آن حضرت و هدف آن بزرگوار تشويق نمايد و به آنان اعلام كند و كه پيكار نكردن با كفار و استقبال ننمودن از مرگ در راه خدا و جهاد با دشمن واقع شدن در هلاكت و نابودى است .
    مرحوم شيخ طبرسى مفسر بزرگ اسلامى در تفسير و توضيح اين آيه (ولا تلقوا بايديكم الى التهلكة ) چهار احتمال نقل مى كند كه اول آن با سياق آيات قبل هم موافق است .او مى نويسد:
    احدها انه اراد لاتهلكوا انفسكم بايديكم بترك الانفاق فى سبيل الله فيغلت عليكم الهدو...(236)
    يعنى مقصود خداوند اين است كه شما خود را با سختگيرى در بذل مال و انفاق نكردن آن در راه خود با كفار به هلاكت نيفكنيد تا دشمن بر شما چيره نشود.
    در اينجا مراد از هلاكت را غلبه كفار بر مسلمين دانسته كه علت آن سختگيرى در بذل مال و انفاق نكردن آن در راه جنگ با آنها است ، اين معنا با جمله ى اول آيه و سياق آيات پيش مطابق است زيرا آيات قبلى همگى درباره ى جنگ و جهاد با كفار است و اينگونه شروع مى شود.
    وقاتلوا فى سبيل الله الذين يقاتلونكم ....و اقتلوهم حيث ثقفتموهم و اخرجوهم من حيث اخرجوكم ...و قاتلو هم حتى لاتكون فتنه و يكون الدين كله الله ... فمن اعتدى عليكم فاعتدو اعليه بمثل ما اعتدى عليكم .(237)
    در اين آيات خداوند دستور پيكار با دشمن و جهاد در راه خود را مى دهد آنگاه بالافاصله مى فرمايد:
    وانفقوا فى سبيل الله و لاتلقوا بايديكم الى التهلكة و احسنوا ان الله يحب المحسنين .
    يعنى در راه خدا انفاق كنيد و با دست خود خويشتن را به هلاكت نيفكنيد.

    و با در نظر گرفتن اينكه آيات گذشته همواره تحريص به جهاد با كفار بوده است و در صدر اين آيه هم سخن از انفاق فى سبيل الله به ميان آورده و سيبل الله را هم در بسيارى از موارد به جهاد در راه خدا تفسير كرده اند به خوبى روشن مى شود كه معناى اول كه طبرسى آن را نقل مى كند با صدر آيه و سياق آيات ديگر كاملا قابل تطبيق است به خصوص آنكه نامبرده اين معنا را از ابن عباس و جماعتى از مفسرين حكايت مى كند و ابن عباس تفسير قرآن را در مكتب على عليه السلام آموخته است از اين نظر آراء او مى تواند نشان دهنده ى نظرات خاندان پيغمبر و راسخين در علم باشد و از سوى ديگر خوشبختانه اين نقل با آن حديثى هم كه سيد بن طاوس از ابى ايوب انصارى روايت كرده بى شباهت نيست و با آن قابل انطباق است ، با اين حساب آيه ولاتلقوا بايديكم الى التهلكه هيچ گونه ارتباطى با دست زدن بكارى كه در آن خطر مرگ باشد و رفتن در راهى كه پايان آن كشته شدن است
    ندارد.
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #189
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩






    فداكاريهائى كه به خاطر مصالح بزرگ انجام مى شود.
    با در نظر گرفتن مطالبى كه ما در تفسير آيه ولاتلقوا.. از مدارك اسلامى نقل كرديم روشن مى شود كه اصولا مقصود خداوند چيزى است كه با داستان انتخاب راهى كه به هلاكت و مرگ منجر شود هيچ گونه ارتباطى ندارد، اما اكنون (با استفاده از راه دوم ) مى خواهيم ببينيم كه اگر فرضا منظور از آيه فوق اين باشد كه عمل و راهى كه پايان آن مرگ است نبايد انتخاب گردد آيا ابن دستور در هر صورت و در تمام شرائط است يا آنكه ممكن است عواملى پيش آيد كه تن دادن به مرگ و استقبال از حوادث نه تنها عملى جايز بلكه لازم و حتمى باشد؟ ترديدى نيست كه از دست دادن جان و استقبال از مرگ در تمام شرائط ناروا نيست بلكه در موارد خاصى كه دست يافتن به مصالحى بزرگ و هدفهائى عالى ضرورت آن را ايجاب مى كند موضوعى است كه نه تنها در اسلام جايز و گاهى هم واجب شمرده شد بلكه از نظر تمام مكتب ها و ملت هاى جهان بدون استثناء لازم و حتمى است .
    قرآن با آنكه خود صريحا مى گويد: ولاتلقوا بايديكم الى التهلكه با اين حال براى پيشرفت اسلام و نشر كلمه توحيد در برابر كفار دستور جهاد مى دهد و به فداكارى و جانبازى در راه نشر معارف آسمانى اين آئين سخت تحريص و ترغيب مى كند و بديهى است كه شركت در جهاد و جنگ با كفار (بخصوص در بعضى از شرائط سختى كه مردم مسلمان در صدر اسلام دارا بودند) خطر مرگ را حتما در بر دارد نه تنها در آن شرائط بلكه بلكه به طور كلى در همه ى جنگهائى كه اسلام آن را تجويز كرده ( مانند جنگهائى كه ديگران تجويز مى كنند بدون آنكه بخواهيم در ماهيت اين نمونه پيكارها بررسى كنيم ) حداقل شركت كننده 50 . احتمال خطر مى دهد ولى آيا استقبال از اين گونه خطرها هم از نظر اسلام وقوع در هلاكت است ؟ قطعا نه . زيرا در مورد جهاد ( كه اساس آن بر فداكارى و جانبازى است ) مصالح واقعى و حقيقى بزرگى وجود دارد كه دست يافتن به آنها جز از راه استقبال از مرگ عملى نيست .
    دست زدن بكارى كه پايان آن كشته شدن و يا مردن است هنگامى مصداق وقوع در هلاكت و خود كشى است كه منافع عظيمى از نظر عقل و منطق ضرورت آن را ايجاب ننمايد.
    در قرآن در موضوع جهاد و پيكار با كفار دو دسته از آيات يافت مى شود.
    دسته اول - آيات فراوانى است كه در آن از كسانى كه براى حفظ جان خود و زيستن در اين جهان از حمايت اسلام و پيامبر بزرگ آن خوددارى مى كنند و با عذرهاى غير واقعى و تراشيدن بهانه هائى از شركت در نبرد با كفار سر بر مى تابند سخت نكوهش گرديده و وعده ى عذاب داده شده است .
    خداوند درباره آنهائى كه در علاقه به جهاد تظاهر مى كردند ولى پس از آنكه دستور الهى در اين باره نازل مى گرديد دچار اضطراب و نگرانى شديدى مى شدند و براى ترس از مرگ آن حكم را مورد اعتراض قرار مى دادند مى فرمايد:
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #190
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,678 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩





    الم تر الى الذين قيل لهم كفوا ايديكم و اقيموا الصلوة و آتوا الزكوة فلما كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون الناس كخشية الله اءواءشد خشية و قالوا ربنا لم كتبت علينا القتال لولا اخرتنا الى اجل فريب قل متاع الدنيا قليل و الاخرة خير لمن اتقى و لا تظلمون فتيلا (238)
    در مورد ديگر خداوند هنگام مقايسه مسلمانانى كه تخلف آنها از جنگ هيچ گونه ضررى را براى اسلام و اجتماع اسلامى ببار نمى آورد با آنهائى كه مردانه از خطر مرگ استقبال مى كردند و با جان و مال خود در راه پيشرفت تعاليم عاليه ى اسلام و كلمه توحيد فداكارى مى نمودند مى گويد:
    لايستوى القاعدون من المؤ منين غير اولى الضرر و المجاهدون فى سبيل الله باموالهم و اءنفسهم فضل الله المجاهدين باموالهم و اءنفسهم على القاعدين درجة وكلا و عدالله الحسنى و فضل الله المجاهدين على القاعدين اءجرا عظيما (239)
    باز قرآن در باره ى كسانى كه با آوردن عذرهاى ناصحيح و غير واقعى از شركت در جنگ و از فداكارى در راه خدا خوددارى مى كردند و با اين حال از عمل خود مسرور بودند مى فرمايد:
    فرح المخلفون بمقعدهم خلاف رسول الله و كرهوا ان بجاهدوا باموالهم وانفسهم فى سبيل الله و قالوا لاتنفروا فى الحر قل نار جهنم اءشد حرا لوكانوا يفقهون (240)
    همين كتاب آسمانى در مورد چهارم آنهائى را كه وظيفه جهاد را براى خود بسيار ناگوار مى ديدند و در انجام آن كندى و سنگينى مى نمودند سخت مورد عتاب قرار داده و مى گويد:
    يا ايها الذين آمنوا مالكم اذاقيل لكم انفروا فى سبيل الله اثاقلتم الى الارض اءرضيتم بالحيوة الدنيا من الاخرة فما متاع الحيوة الدنيا فى الاخرة الاقليل (241)
    در مورد پنجم قرآن مردمى را كه نسبت به پدران و فرزندان و برادران و زنان و خويشاوندان و اموال و تجارتها و خانه هاى خود بيش از خدا و پيامبر او و جهاد در راه وى علاقه داشتند سخت تهديد نموده و مى فرمايد:
    قل ان كان آبائكم و ابنائكم و اخوانكم و ازواجكم و عشيرتكم و اموال اقتر فتموها و تجارة تخشون كسادها و مساكن ترضونها اءحب اليكم من الله و رسوله و جهاد فى سبيله فتربصوا حتى ياءتى الله بامره و الله لايهدى القوم الفاسقين .(242)
    در انديشه از آيات كه نقل كرديم خداوند كسانى را كه در راه جهاد با كفار تعلل مى ورزند و يا آنكه بر جان خود خائف بودند و به زندگى بيشتر در اين جهان علاقه داشتند و بالاخره آنهائى كه از فداكارى و جانبازى در راه نشر توحيد و حمايت از پيغمبر دريغ مى نمودند سخت مورد نكوهش قرار مى دهد با آنكه جهاد و پيكار با دشمن چيزى جز استقبال از خطر مرگ نيست ، اما آيا مرگ در راه خداوند و شهادت در هنگام جهاد با كفار هم وقوع نفس در هلاكت است ؟!
    و قرآن آنها را توبيخ مى كند كه چرا نفس خود را به هلاكت نيفكنديد؟!
    دسته دوم - آياتى است كه خداوند مسلمانى را كه از جانبازى و فداكارى در راه او استقبال مى كنند كاملا ستايش كرده و با آنها وعده پاداشهاى اخروى و بهشت مى دهد.
    ما براى نمونه در اينجا به قسمتى از اين آيات اشاره مى كنيم :
    يك - الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله و اولئك هم الفائزون (243)
    ۩۩***۩۩ درسي که امام حسين به انسانها آموخت ۩۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 19 از 21 نخستنخست ... 915161718192021 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •