*♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*
صفحه 2 از 8 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 73
  1. #11
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    چهره اى برجسته از گروه حسينيان






    از جمله كسانى كه با عشق و علاقه و با بصيرت و معرفت ، همراه و همراز كاروان نوردر زمان خود شد و آثارى برجسته و معنوى از خود به يادگار گذاشت ، مرحوم آخوند ملا محمد كاشى (رحمه الله) است .


    شخصيت هايى بزرگ ، و مردانى سترك ، هم چون آيت اللّه شهيد مدرس ، حاج شيخ مرتضى طالقانى ، حاج آقا رحيم ارباب ، آيت اللّه سيد جمال الدين گلپايگانى ، آيت اللّه العظمى حاج آقا حسين بروجردى(رحمهم الله) ، از دست پروردهاى مرحوم آخوند كاشى بودند .



    سيّدى كريم النفس و عالمى فرزانه براى اين بنده در شهر اصفهان از قول استادش حاج آقا رحيم ارباب قطعاتى ناب از حيات آخوند كاشى را نقل كرد كه مرحوم ارباب به خاطر رفت و آمد زيادش با آخوند ، شاهد قسمتى از آن قطعات بود .


    آخوند كه بيش از هفتاد سال غوطهور در علم و معرفت ، تدريس و تعليم ، حال و مناجات و زهد و تقوا بود تمام مدّت زندگى را در حجره اى متوسط در مدرسه صدر اصفهان گذراند .



    او داراى روحى آزاد و سرشار از مناعت طبع و قناعت نفس بود . در تنگدستى و گاهى تهيدستى بسر مى برد .

    معاش روز مره اش به سختى تأمين مى شد ، ولى از نظر معنى و معنويت دريايى پرجوش و خروش بود .

    نَفَس و دمى عيسوى داشت كه توانست آن چنان بزرگانى را تحويل جامعه دهد .


    پول و ثروت نداشت و دستش از مال و مكنت خالى بود ، ولى شعاع فيوضات و بركات وجودش عجيب و غريب مى نمود .


    او در طول عمر نورانيش تحت تأثير هوا و هوس و شكم و شهوت قرار نگرفت .

    امكان ازدواج برايش فراهم نيامد ، ولى هجوم طوفان آمال و آرزو و تندباد شهوات ، در برابر اراده الهى و اخلاق انسانى او شكست خورد .


    غذايش هفته اى يك بار آبگوشت ، و ديگر روزها نان خالى ، نان و پنير ، نان و آب و يا نان و سبزى بود .


    در كارهاى شخصى از كسى كمك نمى گرفت ، و اجازه كمك هم به كسى نمى داد .


    در برابر حوادث خم به ابرو نياورد ، و از علم و عمل و زهد و تقوا تا لحظه آخر حيات دست برنداشت .


    از نعمت هاى الهى تا جايى كه سر سفره اش قرار مى گرفت به طور مطلوب و شايسته استفاده مى كرد ، تا جايى كه در پاك كردن سبزى خوردن وسواس به خرج مى داد ، كه مبادا پَر سبز قابل استفاده اى از نظر دور بماند .

    مى گفت : اين پَر سبز ، هزاران فرسخ راه پر پيچ طبيعت را طى كرده تا به انسان برسد . و از انسان به وسيله عبادت ، به حقّ نائل گردد ! !


    طلبه تازه واردى به وقت سحر براى نماز شب برخاست ، گويى از تمام در و ديوار مدرسه صداى سبوح قدوس رب الملائكة و الروح به گوشش خورد . از هوش رفت .


    صبح به محضر آخوند داستان آن ساعت خوش را عرضه داشت ، در حالى كه نمى دانست آن ذكر نورانى كه از در و ديوار به گوش مى رسيد ، هماهنگى عناصر با ذكر و ورد سحر آخوند بود .


    آخوند كاشى به او فرمود : تسبيح موجودات جاى تعجّب ندارد ، عجب از گوش تو است كه اين صداى ملكوتى را از در و ديوار شنيدى !


    اين است ميوه شيرين حسينى شدن ، و ثمره خوشگوار ايمان واقعى ، و اخلاق الهى و عمل صالح كه هر كس حسينى مسلك شود آسمانى شده ، و هركس روى از اين كوى بگرداند زمينى مى شود ، و هم چون كِرم ميان لجن مى لولد تا بميرد .



    . . . خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ


    دنيا و آخرت را از دست داده اند ، و اين است همان زيان آشكار .






    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  2. #12
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*









    اگر حسينى نيستيم ، تا مرگ ما فرا نرسيده ، و فرصت در دست است همچون حرّ بن يزيد ، زهير بن قين ، وهب بن عبداللّه ، ابوالحتوف بن حرث و سعد بن حرث ، خود را به اين حقيقت برسانيم ، و مشام جان از بوى آن كوى معطّر نماييم .






    صفات كبريايى را ز مردان خداآموز
    ز مردان خدا اوصاف ذات كبريا آموز



    ز سربازى ، سرافرازى بود آزاد مردان را
    سرافرازى و سربازى ز شاه كربلا آموز



    حسين آسا به دفع فتنه بيگانگان برخيز
    شعار آشنايى با خدا از آشنا آموز



    بيا در مكتب اسلام و بشنو درس قرآن را
    مروّت، عاطفت، آزادگى، احسان، وفا آموز



    چو نام شير مردان خدا را بر زبان آرى
    نخستين بار آيين ادب را از نوا آموز








    اصحاب و ياران حضرت حسين (عليه السلام) ـ چنان كه در زياراتشان آمده ـ اولياى حقّ و اصفياى حضرت ربوبيت اند ، كه اين دو مقام و دو مرتبه از طريق حسينى شدن ، نصيب آن اسوه هاى فضيلت و كرامت شد(13) .





    به اين كاروان كهكاروان نور است بپيونديم ، مسافر اين كوى باشيم ، تا از اين سفر بهره هاى ابدى كسب كنيم ، و به مقصد اعلى و خلاصه لقاى حقّ و وصال دوست برسيم ، كه سفر اگر جز اين باشد ، سفر به سوى پوچى و حركت به سوى سراب است .







    وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَاب بِقِيعَة يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَوَجَدَ اللهَ عِندَهُ فَوَفّاهُ حِسَابه وَاللهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ * أَوْ كَظُلُمَات فِي بَحْر لُجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْض إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُور




    و كافران اعمالشان مانند سرابى در بيابانى مسطّح و صاف است كه تشنه آن را] از دور [ آب مى پندارد ، تا وقتى كه به آن رسد آن را چيزى نيابد ، و خدا را نزد اعمالش مى يابد كه حسابش را كامل و تمام مى دهد ، و خدا حسابرسى سريع است * يا] اعمالشان [مانند تاريكى هايى است در دريايى بسيار عميق كه همواره موجى آن را مى پوشاند ، و بالاى آن موجى ديگر است ، و بر فراز آن ابرى است ، تاريكى هايى است برخى بالاى برخى ديگر ;] مبتلاى اين امواج و تاريكى ها [ هرگاه دستش را بيرون آورد ، بعيد است آن را ببيند .

    و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده است ، براى او هيچ نورى نيست .






    پيمودن راه حسين (عليه السلام) و قرار گرفتن در عرصه گاه نور ، جز با گسستن زنجير علايق غلط ، و رفع وابستگى به نفس امّاره ، و خالى شدن از منيّت و آزاد شدن از شهوات حيوانى ميسّر نيست .





    عامل تيره روزى آنان كه در كربلا اولياى حقّ را در محاصره قرار دادند ، و آنان را به فجيع ترين وضع به قتل رساندند ، انتخاب حيات فانى دنيا و زندگى زودگذر ، بر حيات جاويد و ابدى آخرت بود ، كه اين انتخاب ، معلول هواى نفس و افتادن در گرداب شهوات و غفلت از حقّ و حقيقت بود .






    قرآن مجيد به زيباترين صورت وضع اين حيوانات وحشى را به تصوير كشيده است .






    . . . وَلكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ * ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ * لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ





    ولى آنان كه سينه براى پذيرفتن كفر گشاده اند ، خشمى سخت از سوى خدا بر آنان است و آنان را عذابى بزرگ خواهد بود * اين] خشم و عذاب بزرگ [به سبب آن است كه زندگى دنيا] ىِ زودگذر [را بر آخرت ترجيح دادند ، و مسلماً خدا مردم كفر پيشه را هدايت نمى كند * اينان كسانى هستند كه خدا بر دل و گوش و چشمشان مُهر] شقاوت [ زده ، و اينان بى خبران واقعى اند * ثابت و يقينى است كه آنان در آخرت زيانكارند .






    خسارت آنان در آخرت ، محجوب بودنشان از رحمت و عنايت حقّ ، و محروم بودنشان از شفاعت اوليا ، و دور ماندنشان از بهشت عنبر سرشت ، و معذّب بودنشان به عذاب ابد الهى است .


    در هر صورت زمينيان ، آن مردم تيره روز و بدبختى هستند كه از ذكر حقّ ـ قرآن و چهارده معصوم (عليهم السلام) ـ اعراض نمودند ، كه اين سرپيچى دامن آنان را به انواع آلودگى ها و پليدى ها ملوّث نموده ، و از آن غافلان بى خرد ، مردمى ظالم ، ستمكار ، غاصب حقّ ، متجاوز و غارتگر بوجود آورد .





    آيات سوره مباركه طه ، هم چون روز روشن ، وضع آنان را نشان داده است .




    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيراً * قَالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى * وَكَذلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبه وَلَعَذَابُّ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى



    و هر كس از هدايت من] كه سبب ياد نمودن از من در همه امور است [روى بگرداند ، براى او زندگى تنگ] و سختى [خواهد بود، و روز قيامت او را نابينا محشور مى كنيم * مى گويد:



    پروردگارا ! براى چه مرا نابينا محشور كردى ، در حالى كه] در دنيا [بينا بودم ؟

    *] خدا [مى گويد : همين گونه كه آيات ما براى تو آمد و آنها را فراموش كردى اين چنين امروز فراموش مى شوى . *

    و كسى را كه] از هدايت حق [تجاوز كرده و به آيات پروردگارش ايمان نياورده ، اين گونه كيفر مى دهيم ، و بى ترديد عذاب آخرت سخت تر و پايدارتر است .










    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  3. #13
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    بى نهايت بزرگ ، بى نهايت كوچك






    اگر در تعريف ياران پاكباز سرور شهيدان ، جمله بى نهايت بزرگ را بكار ببريم ، عين حقيقت را گفته ايم ، و اگر در باز شناساندن دد منشانى كه به آن چهره هاى الهى و پاسداران حريم قرآن مجيد حمله ور شدند ، و بدن ملكوتى آنان را در اين سيّاره خاكى به خاك و خون كشيدند ، تعبير به بى نهايت كوچك كنيم ، سخنى به گزاف نگفته ايم .


    آن ملكوتيان ، چون به مقام لقاى حقّ ، وصال محبوب و عرصه گاه فناى فى اللّه و بقاى باللّه رسيدند ، و جز حقّ از وجودشان باقى نماند بى نهايت بزرگند .


    و ناسوتيان ، چون چراغ فطرت در باطنشان خاموش شد ، و قاضى وجدانشان به دهان مرگ افتاد ، و دين و ايمان به شرابخوار و سگ باز و كافرى چون يزيد فروختند و به تعبير قرآن مجيد دنياى دنى و پست را بر آخرت عالى و باقى اختيار كردند ، و دست به عملى آلودند كه در تاريخ هستى بى سابقه بود ، و دلى از امامان و اوليا و پاكان سوزاندند كه تا قيامت درد آن التيام پذير نيست ، بى نهايت كوچك شدند .



    رسول بزرگوار اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) درباره آن انسان هاى ملكوتى ، و آزادگان از قيد ما سوى اللّه ، و عرشيان برتر از فرشتگان ، و افتخار سماواتيان ، و الگوى فرش نشينان ، در خطابى به عصمت كبرى ، مصداق اَتَمّ فضيلت و تقوا ، و منبع كرامت و صفا حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) فرمود :



    وَهُوَ يَوْمَئِذ فى عُصْبَة كَاَنَّهُمْ نُجُومُ السَّماءِ يَتَهادُونَ اِلَى الْقَتْلِ وَكَاَنّى اَنْظُرُ اِلى مُعَسْكَرِهِمْ وَاِلى مَوْضِعِ رِحالِهِمْ وَتُرْبَتِهِمْ


    حسين من در آن روز در جمع گروهى غيرتمند پابرجاست ، آن عاشقان وارسته ، و عارفان از جان رسته ، در كنار خورشيد وجود حسينم گويى ستارگان آسمانند ، در فداكارى و جان باختن در راه حقّ ، و هديه كردن هستى خويش در مقابل امام و رهبرشان بر يك ديگر پيشى مى گيرند ، و براى دست يافتن به شهادت ، با هم ديگر مسابقه مى دهند ، گويى هم اكنون من لشگرگاه آنان و جاى بنه و تربتشان را مشاهده مى كنم .


    اصحاب سرور شهيدان ، گروهى بودند كه جسم و بدن را از طريق طاعت و عبادت به مملكت عشق و معنويت بردند ، و آن چنان اين عنصر مادّى را در بوته محبت حقّ ، و آتش بندگى مولا گداختند كه غير يار ، ديّارى در ديار هستى آنان نماند .



    آن مرغان باغ ملكوت ، و اختران ملك لاهوت ، و عرشيان جلوه كرده در ناسوت ، همراه محبوبشان در كمتر از نصف روز ، با قلبى پرشور و سوز به حريم قرب معشوق راه يافتند ، و در بهشت لقا جاى گرفتند ، و به تمام عقلاى عالم ، و منصفان تاريخ ، و آگاهان روشن ضمير ثابت كردند كه بى نهايت بزرگند .



    دشمن دين باخته ، گروه مادّيگر ، اسيران خاك ناقابل ، غفلت زدگان شعور از دست داده ، بى خبران بى خرد ، دنيا زدگان وامانده ، ميمون صفتان گول خورده ، اسيران كمند شيطان ، زندانيان هواى نفس ، افتادگان در درياى سيه بختى ، تبه روزگاران بيچاره ، طعمه هاى لهيب آتش بد فرجامى دنيا و آخرت ، انتخاب كنندگان حزب اموى بر اهل بيت پاك و معصوم پيامبر (عليهم السلام) ، تحليل برندگان استعدادهاى انسانى ، حمله كنندگان به حريم اخلاق ، كارمندان دولت طاغوت ، حمّالان شهوات پسر زياد بى مادر ، نخبگان شرارت و فساد ، در پيشگاه هستى ثابت كردند كه بى نهايت كوچكند .



    اين حسين عزيز است كه با بصيرت و علم و دانش سرشار خود ، در حالى كه به مقام عصمت ، كرامت داده ، و حريم انسانيّت را مفتخر فرموده ، و به آبرو ، آبرو داده ، و بر رخسار آدميّت نشان اصالت نصب كرده ، درباره آن پاك سرشت ها و نيك نهادها با صدايى رسا در شب عاشورا فرمود :



    فَاِنّى لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَوْفى وَلا خَيْراً مِنْ اَصْحابى

    من وفادارتر و بهتر از ياران خود ، در همه هستى خبر ندارم .





    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  4. #14
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*










    كه اين خبر ندارم عين علم و آگاهى است نه رشته اى از بى خبرى ، يعنى : چون مانند اينان در عرصه گاه حيات وجود خارجى ندارد ، پس خبرى نمى توان گرفت . نه اين كه هستند و من خبر ندارم ، و هستند و من نمى شناسم . چون وجود عينى ندارند و نيستند خبر نمى توان گرفت ، كه لا اَعْلْمُ به اين معناست كه چون نمونه اينان نيست لا اَعْلْمُ ، اگر بود و از آنان خبر نداشتم اَعْلْمُ بود ، ولى همانند اينان نيست كه مى گويم لا اَعْلْمُ .



    « اگر گفته فيلسوف درباره « قوّه و مادّه » كه گويد : هر ذرّه عبارتست از قوّه هاى نامتناهيه كه مانند انجماد آب ، يخ بسته شده است ، و اگر بتوان آن ذرّه را بشكنيم همان قواى غير متناهيه را استخراج خواهيم كرد و مورد استفاده قرار خواهيم داد ، اغراق به نظر آيد ، چون جسم و جسمانيّات متناهى التأثير و التأثّر است .



    ولى اين حقيقت درباره جان و روان كه قواى خود را در پيكر انسان تمركز داده و فوج فوج بيرون همى فرستد ، اغراق نيست ، به خصوص در رابطه با اصحاب سرور شهيدان بدون كمترين شك و ترديد قابل تصديق است ، كه اينان از آثار عظمت ، مالامالند ، و از گريبان فعّاليت آنان منطق هايى ابرازاتى پر از عاطفه و پر از حماسه ، پر از رشادت و پر از تسليت ، با لطافت مى جوشد و مانند آب روان ، درياوار در بستر تاريخ روى هم مى غلطد »(19) و پايان هم نمى پذيرد ، اگر اين معناى بى نهايت بزرگ نيست پس معناى بى نهايت بزرگ چيست ؟



    از بنيه اين شاخصان اصالت ، و درياى كرامت ، و حريم عظمت ، آزادى ضبط نفس ، حكومت بر نفس ، شجاعت ، قانون ، محبّت ، صلابت ، لطف و دلسوزى ، قهرمانى و رزم آورى ، خوددارى و خود نباختن در منطقه قدرت امويان آلوده و بد طينت ، و خود باختن در برابر حضرت حسين (عليه السلام)مرد حقيقت و فضيلت به حد كامل و سرشار توأماً بيرون مى ريزد .



    اين همه حقايق در دنياى روان و جان اين غيرتمندان نشان دهنده اين واقعيّت قطعى است كه :


    اينان در خوبى و وفادارى نمونه ندارند ، و در مرحله ايمان و اخلاق و شخصيّت و عظمت و شرافت و عشق و محبّت ، بى نهايت بزرگند . و آنان كه قدر اين ملكوتيان با رفعت را نشناختند ، و در برابر آن رجال الهى چون سگ ها به پارس كردن پرداختند ، و دست به قتل آنان زدند ، و حرم عصمت آنان را به اسارت بردند ، و براى ارضاى هواى نفس يزيد و ابن زياد خود را به شيطان فروختند ، بى شك و ترديد بى نهايت كوچكند .




    اينان ، اعتبار و شخصيت از كسى وام نگرفتند ، و با بستن خود به ديگرى كسب مقام نكردند ، بلكه در سايه قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) از تشخيص صحيح برخوردار شدند ، و به راه و چاه ، بصيرت پيدا كردند ، و حقّ و باطل را از هم باز شناختند ، و با قوّه اراده و نيروى همّت به ميدان آوردند ، و تشخيص بر حقّ خود را ملاك حركت و عمل قرار دادند ، و در آن طوفان سهمگين فكرى و اجتماعى و سياسى ـ كه پسر هند جگر خوار و عمرو عاص حيله گر و دين فروختگان پست فطرت بر جامعه تحميل كرده بودند ـ به راه درست و صراط صحيح رفتند ، و از وجود حضرت حسين (عليه السلام)قدردانى كرده پروانهوار به دور شمع وجودش گرد آمدند ، و جان را در راه خدا به محضر الهى و عرشى او هديه كردند ، و كلاسى ابدى براى درس گيرى جن و انس با شهادت و فداكارى خود برپا نمودند .




    پيامبر عزيز (صلى الله عليه وآله) ، به شهيدان كوى جگر گوشه اش حضرت حسين (عليه السلام)مى بالد آنجا كه مى فرمايد :




    يَرْتَحِلُ اِلى اَرْض مَقْتَلِهِ وَمَصْرَعِهِ اَرْضُ كَرْب وَبَلاء تَنْصُرُهُ عِصابَةٌ مِنَ الْمُسْلِمينَ ، اُولئِكَ سادَةٌ شُهَداءِ اُمَّتى يَوْمَ الْقِيامَةِ


    حسين من پس از آوارگى به سرزمين قتلگاه و آرامگاه خود زمين كربلا كوچ مى كند . در آنجا گروهى فداكار از غيرتمندان مسلمين به او يارى مى دهند ، اينان به روز قيامت سروران شهداى امّت من هستند .



    ملاحظه مى كنيد كه : رسول باعظمت اسلام (صلى الله عليه وآله و سلم) اينان را مافوق همه شهيدان قلمداد كرده است ، شهيدانى كه خود مافوق همه امّتند ; چرا كه خيرى بالاتر از شهادت نيست ، و شهيدان كوى اسلام از تمام مؤمنان و مسلمانان برترند ، و شهداى كربلا از همه شهيدان بالاتر و بهترند ، و معناى بى نهايت بزرگ جز اين نيست .







    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  5. #15
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    شهيدان منحصر




    اهل منطق و اصول مى گويند : تعريف بايد جامع افراد و مانع اغيار باشد وگرنه تعريف ناقص است و نمى تواند هويت تعريف شده را آن چنان كه هست نشان دهد .


    تعريف جامع و مانع نسبت به شهيدان كوى حسين اين است كه : اگر هر كدام از آنان را از جايگاه مخصوص خود برداريم ، در تمام عالم هستى كسى را نمى يابيم كه جاى او بگذاريم .
    اينان هر يك در موضع خاص خود منحصر بفردند ، فرد ديگرى در بستر تاريخ همانندشان نيست تا در شخصيت و كرامت جايگزين آنان شود .


    عباس ، زهير ، حبيب ، مسلم ، برير ، حرّ ، سعيد ، و . . . هر يك منحصر به فردند . خليفه و جانشين و مثل و مانند ندارند ، و شبه و نظير براى آنان پيدا نمى شود .


    اين معنى را عموم مسلمانان از قرائت سوره توحيد در نمازهاى واجب و مستحب درباره حضرت حقّ يافته اند كه :

    ( وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ )


    براى حضرت حقّ كفوى نيست و شبيه و مانندى نمى باشد . احدى از موجودات هستى را در برابر او شأنى نيست تا چه رسد كه شبيه او يا به جاى او باشند .


    ياران باوفا و نيكوكار حضرت حسين (عليه السلام) ، كه صبغه الهى دارند گويى همين معنا را ـ بى كفو بودن ـ از محبوبشان ، در آسمان وجود خود طلوع داده اند ، تا جايى كه مولاى عالِم و آگاه و بابصيرتشان در حقّ آنان فرمود :



    فَاِنّى لا أَعْلَمُ اَصْحاباً اَوْفى وَلا خَيْراً مِنْ اَصْحابى
    لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْء


    )را از افق وجود خود ظاهر كردند ، تا به همه انسان ها بفهمانند كه : استعداد و نيرو و قدرت و قوّت آدمى در حدى است كه مى تواند در معرفت و بينش و اخلاق و عمل و ايمان و فضيلت بى شبه و مثل گردد !



    بر كمى عدّه آنان باكى نيست كه هر كدامشان جهانى بى نهايت ، و عظمتى بى مثل و مانند بودند .


    آنان ، در ابتداى تكوّن وجودشان در رحم مادر ، يك نقطه جوهرى بيش نبودند ، ولى با تغذيه پاك از منبع پاك ، به خصوص تغذيه معنوى بعد از ولادتشان از عرصه گاه نبوت و قرآن و امامت ، تبديل به شجره طيّبه تنومندى شدند كه :



    . . أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّماءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِين . .


    ريشه اش استوار و پابرجا و شاخه اش در آسمان است * ميوه اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانى مى دهد .


    آنان ، در راه آيين از كشته شدن نهراسيدند و براى نيل به شرف ، از رنج سفر باك نكردند .


    آنان ، از تساهل و تغافل و آسايش و تنعّم و نكبت اخلاق و عمل مى ترسيدند !


    دشمنان تيره بختشان ، هر يك در برابر خود هزاران جايگزين از درّندگان و وحشيان و ديوان و ددان داشتند ; زيرا از هر گروهى از موجودات پست و خشن و درّنده و هار ، نمونه اى يا نمونه هايى در وجود خود جمع كرده بودند .




    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  6. #16
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*





    آنان ، مصداق اين آيه بودند :


    . . . لَهُمْ قُلُوبٌ لاَ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَ يَسْمَعُونَ بِهَا أُولئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ

    آنان را دل هايى است كه به وسيله آن] معارف الهى را [ در نمى يابند ، و چشمانى است كه توسط آن]حقايق و نشانه هاى حق را [ نمى بينند ، و گوش هايى است كه به وسيله آن] سخن خدا و پيامبران را [نمى شنوند ، آنان مانند چهارپايانند بلكه گمراه ترند ; اينانند كه بى خبر و غافل] ازمعارف و آيات خداى [اند .


    آنان ، قلب را از خدا خالى كردند ، و به جاى آن ، يزيد ـ فرزند زن نصرانيّه بيابانگرد ـ را گذاشتند .


    چشم از تماشاى جمال ملكوتيان زمان بستند و به جاى آن به تماشاى ابن زياد بى مادر مشغول شدند .

    گوش از شنيدن حقّ بستند و به جاى آن ، اباطيل بنى اميّه ملعون را نشخوار كردند .


    قلبشان براى عشق دروغين و بى مايه طپيد .


    چشمشان از چهره هاى ناپاك و آلوده پر شد .


    گوششان منبع مزخرفات و قول زور شد ، و در نتيجه از راه انسانيت عقب گرد كرده ، به سوى پستى و كوچكى رهسپار شدند ، و در اين مسير آن چنان به سرعت تاختند تا به اسفل سافلين رسيدند ، و بى نهايت كوچك شدند .


    به جاى اين كه با دو بال ايمان و عمل حركت كنند و به مقام قرب حقّ برسند ، با دو پاى بدن به حركت آمدند تا به عمق دركات جهنم وارد شدند !


    اينان ، چون اسب عصّار خانه به دور تنور هواى نفس ، چشم و گوش بسته ، عمرى چرخيدند ، و از وجود خود براى حرارت دادن به شهوت يزيد و پسر زياد حرام زاده ، روغن چراغ فراهم كردند !



    ولى ياران حضرت حسين (عليه السلام) عزيز بر اساس آيه شريفه


    مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ . . .

    كسى كه عزت مى خواهد ، پس] بايد آن را از خدا بخواهد ، زيرا [همه عزت ويژه خداست . حقايق پاك] چون عقايد و انديشه هاى صحيح [به سوى او بالا مى رود و عمل شايسته آن را بالا مى برد .


    با دو بال روح پاك و عمل صالح به سوى معشوق و معبود خود به پرواز در آمدند و به لقاى دوست نايل شده ، از همه انسان ها تا روز قيامت دعوت كردند كه با كاروان آنان كه كاروان نور است بپيوندند .


    آنان ، در به دست آوردن عزّت الهى آن چنان از طالبان عزّت مسابقه را بردند كه مولاى عاشقان ، محور عارفان ،

    امير مؤمنان على (عليه السلام) به نقل خرائج رواندى از حضرت باقر العلوم (عليه السلام) در حقّ آنان فرمود :


    شُهَداءٌ لا يَسْبِقُهُمْ مَنْ كانَ قَبْلَهُمْ ، وَلا يَلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ

    شهدايى هستند كه گذشتگان از آنان پيشى ندارند ، و آيندگان به آنان نمى رسند !


    آنان ، از هر حسابى غير حقّ ، دل و جان و ظاهر و باطن پاك كردند ، تا جايى كه امير مؤمنان (عليه السلام)درباره آنان خطاب به خاك كربلا فرمود :


    واهاً لَكِ اَيَّتُهَا الْتُرْبَة ! لَيَحْشُرنَّ مِنْكِ اَقْوامٌ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِساب

    وه ! شگفتا از تو اى خاك اسرار آميز ! به روز رستاخيز از بستر تو اقوامى برخيزند كه به طور حتم بى حساب وارد بهشت خواهند شد !


    ياران حضرت حسين (عليه السلام) بر اساس قطعه بسيار مهمّى كه سرور شهيدان از جدّش شنيده بود بناى زندگى را بنا نهادند .


    اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ مَعالِى الاُْمُورِ وَيَكْرَهُ سَفْسافَها

    خداوند امور عالى و بلند مرتبت را دوست دارد ، و از امور پست و بى ارزش كراهت دارد .







    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  7. #17
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*










    آنان ، با تمام وجود به امور با ارزش روى آوردند ، و در نتيجه فعاليت قلبى و روحى و روانى و اخلاقى و عملى ، با همه ارزش ها متحد شدند ، و دامن حيات از ننگ آلوده شدن به امور بى ارزش حفظ كردند .




    ولى دشمنان حقّ و حقيقت ، و حمّالان شهوت بنى اميه ، و بار كشان بار يزيد و ابن زياد بى مادر از هرچه ارزش بود روى گرداندند ، و به هرچه بى ارزش و بى مايه و سست بود دامن زندگى آلوده كردند .




    ياران امام ، غرق در رحمت ابد شدند ، و لشگريان يزيد ، دچار لعنت هميشگى گشتند .


    آنان ، هر كدامشان در پاكى ها و معالى امور منحصر بفرد شدند و اينان در زشتى و پليدى و آلودگى بى مثل و مانند گشتند !




    آنان ، بر مبناى حديث قدسى :



    عَبْدى اَطِعْنى حَتّى اَجْعَلَكَ مِثْلى

    خدا گونه شدند ، و ارتش بنى اميّه ، حزب شيطان و منبع ناپاكى و جرثومه خطا و فساد گشتند .





    ياران سالار شهيدان ، تبديل به چراغ روشنى شدند كه تا ابد نورش با تندباد هيچ حادثه اى ، و وزش هيچ طوفانى خاموش نشود ، كه نور آن ، نور خدا است و نور خدا خاموش شدنى نيست .





    يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ

    مى خواهند نور خدا را با دهان هايشان خاموش كنند در حالى كه خدا كامل كننده نور خود است ، گرچه كافران خوش نداشته باشند .




    و دوستداران بنى اميّه تبديل به ظلمت كده اى شدند كه با هيچ نورى ظلمت آنان زدوده شدنى نيست !



    وجود اصحاب حضرت حسين (عليه السلام) رفعت طلب شد ، و وجود دشمن ، پستى خواه .


    آنان ، با طبيعت رفعت طلبى به حقّ رسيدند ، و اينان با اخلاق پستى طلبى به دركات جهنم پيوستند .






    ذرّه ذرّه كاندر اين ارض و سماست
    جنس خود را هم چو كاه و كهرباست


    نوريان مر نوريان را جاذبند
    ناريان مر ناريان را طالبند


    مه فشاند نور و سگ عوعو كند
    هر كسى بر طينت خود مى تند





    ياران امام ، مجذوب حقّ شدند ، و ياران يزيد ، مغلوب شيطان گشتند .


    ياران امام ، متّصل به جنّت لقا شدند ، و حزب هوا ، منقطع از رحمت الهى گشتند .




    آنان ، حسين عزيز را اسوه خود قرار دادند ، و كوفيان و شاميان تيره بخت ، يزيد و كردارش را ملاك زندگى گرفتند .




    ياران حقّ ، شيطان را از معامله با خود براى ابد نا اميد كردند ، و حمّالان باطل تمام راه هاى نفوذ شيطان را به روى خود گشودند .




    اصحاب سالار شهيدان ، از جان و مال و زن و فرزند و تمام هستى خود ، در راه حقّ گذشتند ، و ياران يزيد به اسارت مالى اندك ، و لذّتى حيوانى وش در آمدند .




    آن نيك انديشان نيك پندار ، تبديل به گوهرى شدند كه تنها خداوند غنى مى توانست خريدار آنان باشد .






    إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ . . .

    يقيناً خدا از مؤمنان جان ها و اموالشان را به بهاى آنكه بهشت براى آنان باشد خريده .


    و آن بد سيرتان ديو منش ، مبدل به خَر مُهره اى شدند كه براى ابد بى مشترى ماندند .






    آنان كه در ايمان و عمل بى نمونه بودند ، از مَركب علايق پياده شدند ، و از مَحبس تن بيرون رفتند ، تا در جوار رحمت حقّ قرار گرفتند و مورد پذيرايى محبوب و معبودشان شدند .




    ولى دشمنان آن ها ، اسير جسم و بدن شدند ، و به لجنزار شكم و شهوت نشستند ، و تيره بختى ابدى را براى خود خريدند .




    دشمنان ، در مقابل بهاى اندك ـ قطعه اى زمين ، سرپناهى محدود ، درهم و دينارى معدود ، وعده هايى پوچ ـ خود را فروختند ، امّا ياران حقّ خود را با رضا و خوشنودى حقّ كه اكبر از جنّت و بهشت قيامت است معامله كردند .




    دشمنان ايمان و عقيده ، در آتش حكومت بنى اميّه سوختند ، و ياران حضرت حسين (عليه السلام) ، ابراهيم وار از آتش بدر آمده تمام ملك و ملكوت را بر خود بَرد و سلام و تبديل به گلستان كردند .




    زن ، پول ، شهوت ، صندلى ، مقام ، لذّت و اعتبار ظاهرى ، قيمت انسان نيست ; قيمت و ارزش انسان در جهت روحى ، رضاى حقّ ، و در جهت جسمى ، بهشت عنبر سرشت است .




    ياران حضرت حسين(عليه السلام) به كمتر از رضاى دوست وكمتر از بهشت جاودان خود را نفروختند، و محبّان بنى اميّه، به اندك عنصر از دست رفتنى خود را معامله كردند.









    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  8. #18
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*






    حضرت حسين (عليه السلام) و يارانش به حقيقت زمزمه كردند :

    تَركتُ الخَلقَ طُرّا فى هَواكَا
    در هواى تو هرچه غير بود ترك كرديم .




    و عمر سعد و يارانش نخواستند از اندك مال دنيا و مقام پوچ مادّى گذشت كنند .

    پسر سعد بدبخت ، در برابر دعوت حضرت حسين (عليه السلام) از او براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت پاسخ داد :

    اگر ندايت را بشنوم ، و صدايت را آويزه گوش كنم ، و رياست بر اين لشگر را بگذارم و به ياران تو بپيوندم ، خانه اى كه به تازگى با سنگ سرخ در كوفه بنا كرده ام به مصادره مأموران پسر زياد خواهد رفت !


    شما را به خداى بزرگ ملاحظه كنيد كه اين بى خرد نادان ، و اين پست فطرت حيوان ، خدا و قيامت و پيامبر و قرآن و اهل بيت وحى را با خانه اى گلى كه ظاهر آن را با سنگ سرخ زينت داده بود عوض مى كند ! !



    امّا حضرت حسين (عليه السلام) و يارانش براى رسيدن به مقصد اعلى و مقام فناى فى اللّه و بقاى باللّه از همه هستى خود گذشت مى كنند .


    اين هفتاد و دو نفر به تناسب سنّى كه هر يك داشتند در برابر تهديد بنى اميه به كشته شدن ، ترغيب دشمن به لذّات مادى ، تشويق حكومت به ثروت پيدا كردن ، از مدار ثابت قدمى و تحمّل در برابر حوادث بيرون نرفتند ، تا در روز عاشورا به همراه مولاى خود به حريم قدس دوست سفر كردند .


    نمك حقّ را خوردند و پاس نمكدان را تا لحظه آخر حيات نگاه داشتند . ولى دشمن نمك خورد و نمكدان شكست و پاس نمك دهنده را در هيچ يك از امور حيات نگاه نداشت .
    آنان ، با قدرت تقوا و احسان و نيكى ، به مقام معيّت با حقّ رسيدند و تا ابد محبوب حقّ شدند .



    . . . ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُـحْسِنِينَ
    سپس پرهيزكارى را تداوم بخشند و ايمان خود را ادامه دهند ، و بر پرهيزكارى پافشارى ورزند و كار نيك بجا آورند ; و خدا نيكوكاران را دوست دارد .




    إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُم مُحْسِنُونَ
    بى ترديد خدا با كسانى است كه پرهيزكارى پيشه كرده اند و آنان كه] واقعاً [نيكوكارند .



    ياران حضرت حسين (عليه السلام) ، از هر دامى با چشم باز رستند ، و دوستان بنى اميّه به هر دامى گرفتار شدند .



    اينك ما هستيم كه دو طايفه را در برابر خود مى بينيم ، طايفه اى الهى و گروهى شيطانى ، قومى آسمانى و جمعى زمينى .


    اگر اصولى كه طايفه آسمانى در حيات خود بكار گرفتند بكار گيريم هماى سعادت ابد بر سر ما مى نشيند ، و اگر براى لذّتى اندك و ناپايدار به راه دشمن رفتيم زاغ بدبختى و تيره روزى دائمى روى سرمان لانه مى كند .


    از حسين و يارانش پيروى كنيم كه عين خردمندى است ، و از اخلاق دشمنان او اجتناب كنيم كه محض بصيرت و بينايى است ، و راهى كه حزب اموى رفت نرويم كه سيه روزى دائمى و تيره بختى هميشگى است .



    ياران حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) ، به فرموده رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) سرور شهداى امّت اسلام و به گفته حضرت حسين (عليه السلام) وفادارترين و بهترين مردم تاريخ حيات هستند .



    مردم در هر دوره اى اگر آنان را در هر زمينه اى الگوى خود قرار دهند ، و از آنان درس زندگى بگيرند ، هم چون آنان در حدّ ظرفيت خود از فيوضات و بركات و عنايات الهى در دنيا و آخرت بهره مند خواهند شد .



    مردم بايد از آنان درس تسليم در برابر حقّ ، عشق به حضرت ربّ ، معرفت به قرآن ، امّت واقعى بودن براى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ، مأموم قابل قبول بودن براى امام معصوم (عليه السلام)و خلاصه درس ايمان و اخلاق و عمل صالح و صبر و مقاومت و ظلم ستيزى و مبارزه بگيرند .



    به جهاد و عمل و حركت آنان راضى باشند ، و به وجود آنان كه هستى خود را هديه حقّ كردند عشق بورزند ، و متخلّق به اخلاق آنان شوند ، و از دشمنان آنان در هر دوره اى قولا و عملا بيزارى جسته و راه خود را از راه آنان جدا سازند ، تا در دنيا و آخرت جزء آن كاروان نور محسوب گردند .





    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  9. #19
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    حقيقتى عالى از زبان جابر بن عبداللّه انصارى



    شيخ بزرگوار « عماد الدين ابوالقاسم طبرى آملى » كه از شاگردان شيخ ابوعلى فرزند گرانقدر شيخ طوسى است ، در كتاب با قيمت بشارة المصطفى كه از كتب نفيسه است با ذكر سند از « اعمش » كه از بزرگان محدّثين است و او از « عطيّة بن سعد بن جناده عوفى جدلى » كه او نيز از روات بنى اميّه است و اهل سنت در رجال خود تصريح كرده اند كه او انسانى صادق مى باشد ،

    روايت كرده كه گفت :


    با جابر براى زيارت حضرت سيد الشهداء (عليه السلام)به كربلا آمديم . جابر غسل كرد و بر خود عطر زد . دستش را گرفته به روى قبر مطهّر حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) گذاشتم .

    بيهوش شد . بر صورت او آب زدم . به حال آمد . با سوز دل سخنانى جگر سوز به محضر حضرت حسين (عليه السلام) عرضه داشت ، سپس به شهداى گرانقدر كربلا سلام كرد و در پايان كلامش گفت كه : ما نيز شريك بوديم در آن كارى كه شما داخل شديد ، يعنى مجادله و مقاتله و نصرت و يارى ذرّيه خاتم پيامبران و شهادت در محضر او .


    عطيّه مى گويد :


    به او گفتم : ما رنجى نبرديم ، و شمشيرى نزديم ، سرهاى اين گروه از بدن جدا ، و همسرانشان بيوه ، و فرزندانشان يتيم شدند ، چگونه در اجر با ايشان شريك باشيم ؟
    جابر در پاسخ گفت :


    عطيّه ! من با دو گوش خود از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)شنيدم كه : هر كس عمل قومى را دوست دارد ، در ثواب آن عمل با آنان شريك است . سپس گفت : اى عطيّه ! رسول حقّ فرمود : نيّت من و اصحابم بر همان نيّت حسين و اصحاب اوست .


    اولا : نيّت خير را ببينيد از چه ارزشى برخوردار است ، كه باعث متّصل كردن انسان به كاروان نوراست .


    ثانياً : نيّت و عمل حضرت حسين (عليه السلام) و يارانش از چه عظمتى برخوردار است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)براى شركت در ثواب شهداى كربلا مى فرمايد : نيّت من همان نيّت حسين و اصحاب اوست .




    چه نيكوست تمام مردم نيّت خود را در همه شؤون حيات در جهت نيّت شهداى كربلا قرار دهند ، سپس آن نيّت پاك و نورانى را به مرحله اجرا بگذارند ، تا اخلاق و عملشان نيز به نور حقيقت منوّر شود ، و در حدّ خود به فوز عظيم برسند ، و بتوانند صادقانه اين قطعه از زيارت وارث را در محضر معنوى حضرت حسين (عليه السلام)و شهداى كربلا بخوانند .



    اُشْهِدُ اللّهَ وَمَلائِكَتَهُ وَاَنْبِياءَهُ وَرُسُلَهُ اَنّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ ، وَبِاِيابِكُمْ مُوقِنٌ ، بِشَرايِعِ دينى وَخَواتيمِ عَمَلى وَقَلْبى لَقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَاَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ


    من خدا و فرشتگان و پيامبران و فرستادگان حقّ را گواه و شاهد مى گيرم كه به امامت و رهبرى شما مؤمنم ، و به رجعت و ظهور شما معتقدم ، هر قدمى كه در راه دين بردارم ، و هر عملى كه در زندگى به انجام رسانم به دوستى و محبّت شما و در سايه امامت و هدايت شماست ، دلم تسليم قلب پاك شما و همه برنامه هايم تابع برنامه هاى شماست .



    اگر اين اقرارهاى عرشى با نيّت و عملى همسو با نيّت و عمل حضرت حسين (عليه السلام)و ياران او نباشد ، جز دروغى بس بزرگ و نابخشودنى در محضر خدا و انبيا و حضرت حسين (عليه السلام) و ياران او نيست ؟




    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  10. #20
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*









    اصولا اين گونه چهره هاى پاك ، و در رأس آنان حسين عزيز و يارانش از جانب حضرت حقّ براى تمام مردم در همه ادوار اسوه حسنه هستند .


    مردم اگر بخواهند از وجود پاك آنان قدردانى كنند راه قدردانى حقيقى به اين است كه باطن و ظاهر خويش را با آن بزرگواران هم سو نمايند ، و از اخلاق و رفتار و كردار دشمنانشان قولا و عملا بپرهيزند ; آن هم دشمنانى كه بر اثر شقاوت در اخلاق و عمل ، خود را براى ابد از رحمت واسعه حقّ محروم كردند .






    دشمنان امام و ياران او ، مجسمّه تمام نماى رذايل ، شقاوت ، ظلم ، دد منشى ، تجاوز ، غارت ، بى رحمى ، غفلت ، حرص ، حسد ، كبر و به خصوص نفاق و دو رويى بودند ، و آن چنان حركت كردند كه به يقين خود را از عموم بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءاستثنا نمودند ،






    و به قول شاعر عالم محتشم كاشانى كه دوازده بند او مورد قبول اهل بيت واقع شد ، كارى كردند كه ترس اين معنا مى رود كه در قيامت چون بخواهند جزاى دشمنان حضرت حسين (عليه السلام)و يارانش را رقم زنند ، كتاب رحمت را برچينند و به هيچ انسانى رحمت نياورند كه چرا افرادى از نوع شما به چنين جنايت هولناك و بى سابقه اى دست يازيدند ! !








    ترسم جزاى قاتل او چون رقم زنند


    يك باره بر جريده رحمت قلم زنند






    بنابراين با تمام وجود از وضع دشمنان آن حضرت كنار بمانيم ، و تا آن جايى كه در قدرت ماست از حسين و يارانش رنگ بگيريم كه خير دنيا و آخرت و سعادت امروز و فردا در رنگ پذيرى از اين جمعيّت الهى و قوم آسمانى و ملكوتى است .












    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

صفحه 2 از 8 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •