*♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*
صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 73
  1. #21
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    استقامت در راه هدف


    در رنگ پذيرى از حضرت حسين (عليه السلام) و ياران با وفايش ، امكان دارد انسان به بلاى بدنى يا مالى يا روحى و يا خانوادگى و اجتماعى دچار شود ; چون هدف رنگ پذير ، هدف بسيار مقدّس و والايى است ، و آن به دست آوردن رشد و كمال و تعالى است ، و رسيدن به رضاى محبوب ;

    پس بايد در برابر هجوم بلا استقامت ورزد ، و صبر و تحمّل پيشه كند ، و در مدار دين و ايمان و جهاد و كوشش و عشق و معرفت ثابت قدم باشد ، كه بدون سپر مقاومت و صبر و استقامت ، شكست و سرشكستگى حتمى است ، و زيان و خسران دنيا و آخرت قطعى است .


    آنان كه در طاعت حقّ و در رنگ پذيرى از اهل حقّ تا لحظه خروج از دنيا استقامت ورزند ، در عرصه گاه قيامت با چهار طايفه همراه و هم نشين خواهند شد .



    وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً

    و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند ، در زمره كسانى از پيامبران و صدّيقان و شهيدان و شايستگان خواهند بود كه خدا به آنان نعمت] ايمان ، اخلاق و عمل صالح [ داده ; و اينان نيكو رفيقانى هستند .


    آرى ، نتيجه استقامت در راه هدف و هم سو نمودن نيّت و عمل با شهداى كربلا ، حشر با آن ها در قيامت كبرى است ، كه اتصال به كاروان نوربهره ابدى و نتيجه شيرين سرمدى نصيب انسان مى نمايد .





    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  2. تشكرها 3

    negin_javdan (18-09-1389), parsa (19-09-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (20-09-1389)

  3. #22
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    از خدا جوييم توفيق ادب



    ياران حضرت حسين (عليه السلام) اين خداوندگاران فضيلت ، به رفتارشان و گفتارشان معنويّات اسلام را مجسّم مى دارند ، و بسان سروشى آسمانى حقايق اسلام را به جهان ما فرود مى آورند ، و ما را از شكوه وحى و عظمت سروش آسمانى كه در مرتبه اول مغزها را بجوش آورده و دل ها را از عظمت فرا گرفته بود ، خبردار مى كنند .




    كردار اينان براى هم كيشان در آماده كردن آنان براى توجّه به خداى كائنات از سروشى غيبى كمتر نيست ، و انضباط اسلامى را در اين افراد خردمند آيين شناس به طور كامل مى توان ديد .




    پيام اين شهيدان كوى فضيلت ، و اين نيك نامان عرصه گاه كرامت ، به تمام هم كيشان اين است كه : بياييد ادب نسبت به حقّ را كه در عبادات ما جلوه دارد ، و ادب نسبت به پيامبر (صلى الله عليه وآله) را كه در تسليم ما نسبت به او ديده مى شود ، و ادب نسبت به قرآن را كه در عمل و اخلاق ما مشاهده مى گردد ، و ادب نسبت به امام و رهبر را كه در هديه كردن جانمان در راه او ملاحظه مى شود ، تماشا كنيد .





    و شما هم در هر كجا و هر موقعيتى و هر شرايطى و هر دوره اى هستيد همانند ما به خدا و قرآن و پيامبر و امام معصوم ادب كنيد . نماز را با تمام شرايط فقهى و معنويش بپا بداريد . زكات مال بپردازيد امر بمعروف كنيد . و نهى از منكر نماييد .






    اين ادب حسين و ياران او در فضاى حيات و زندگى بود ، و اين همه ثمره طاعت خدا و رسول تا پايان حيات بود .





    اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلاةَ وَاتَيْتَ الزَّكاةَ وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَاَطَعْتَ اللّهَ وَرَسُولَهُ حَتّى اَتاكَ الْيَقينْ



    بى نماز ، آلوده به كبر است ; آن هم از نوع كبرى كه ابليس را از اطاعت امر حقّ در سجده به آدم باز داشت .




    خوددارِ از زكات ، بخيل است ; بخلى كه مانع انجام هر خيرى از جانب انسان است ، و عامل و علت عذاب انسان در قيامت .





    . . . وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَاب أَلِيم


    و كسانى را كه طلا و نقره مى اندوزند و آن را در راه خدا هزينه نمى كنند ، به عذاب دردناكى مژده ده .





    تارك امر بمعروف سست كننده خوبى ها در حيات اجتماعى ، و تعطيل كننده نهى از منكر تقويت كننده زشتى ها در خيمه زندگى است .





    آن كه جداى از نماز و زكات است ، آن كه تارك امر به معروف و نهى از منكر است ، هم سو با حزب يزيد و همراه با كاروان ظلمت است .









    از خدا جوييم توفيق ادب
    بى ادب محروم گشت از فيض رب



    بى ادب تنها نه خود را داشت بد
    بلكه آتش در همه آفاق زد



    از ادب پر نور گشته اين فلك
    وز ادب معصوم و پاك آمد ملك















    اوج كرامت كاروان نور ، ادب آن در برابر خدا و پيامبر و قرآن و اهلبيت بود ، و فرياد رسايشان از ميان امواج خون پاكشان همه را به اين واقعيّت دعوت مى كند . بر همگان واجب شرعى و اخلاقى است كه دعوت آنان را اجابت كنند ، ور نه در دنيا گرفتار خزى و در آخرت دچار عذاب مى شوند .








    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  4. تشكرها 3

    negin_javdan (18-09-1389), parsa (19-09-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (20-09-1389)

  5. #23
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    ادب ياران حسين در برابر حسين


    آنچه را در رابطه با ادب ياران حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) در سطور ذيل ذكر مى شود از امام عابدان ، مولاى عاشقان ، زينت عبادت كنندگان حضرت سجّاد (عليه السلام) روايت شده است .


    روز تاسوعا بپايان رسيد و شام شد . شب عاشورا بر جهان دامن گسترد و اين مرغك سياه ، سرزمين كربلا را زير بال هاى پهناور در خود جاى داد .


    حضرت حسين (عليه السلام) بخشى از شب را با ياران گذراند ، و بخشى را به عبادت ، و قسمتى را به آماده شدن براى رزم بامداد .


    در آغاز شب در جمع ياران به سخن پرداخت . نخست حمد و ثناى خدا را به جاى آورد ، و ذات احديّت را در تنگى و سختى درود گفت :



    اَثْنى عَلَى اللّهِ اَحْسَنَ الثَّناءِ وَاَحْمَدُهُ عَلَى السَّراءِ وَالضَّراءِ

    چنان چه در آسايش و خوشى سپاس مى گفت ، به نعمت هايى چند از نعمت هاى الهى اشاره كرد ، نعمت هايى كه ويژه خود او بود و نعمت هايى كه دگران با وى شريك بودند ، باز هم خدا را سپاس گفت و بخواست كه او و يارانش را در زمره سپاسگذاران قرار دهد .



    نخست به نعمت رهبرى و امامت اشاره كرد ، كه خداوند خاندانش را بدان موهبت عظمى سرافراز ساخت . نعمت دوّم زادگى پيامبر بود كه وجودش از آن نور پاك ريشه گرفته است .


    نعمت ديگر دانش و دانستن قرآن و كتاب خداى بود . فقاهت در دين و پى بردن به حقيقت احكام و قوانين اسلام ، نعمت ديگرى بود كه بآن اشاره كرد ، و خداى را دگر باره در برابر نعمت هاى گوش و چشم و دل سپاس گذارد ، آنگاه با ياران به سخن پرداخت و چنين گفت :


    من يارانى باوفاتر و بهتر از ياران خود سراغ ندارم ، و اهل بيتى را بهتر و حقّ شناس تر و برتر از اهل بيت خود نمى شناسم ، خداى به همگى پاداشى نيكو عطا فرمايد .


    پر روشن است كه ما را با اين مردم روزى خواهد بود ! و چه روزى ؟

    روزى سياه و خونين ، من بيعت خود را از شما برداشتم و حقّى بر گردن شما ندارم . شما همگى آزاد هستيد ، مى خواهيد برويد يا بمانيد اينك شب فرا رسيده ، و تاريكى جهان را فرا گرفته ، مى توانيد از اين تاريكى استفاده كرده و خود را از ديد دشمن نهان داشته به هر سو كه مى خواهيد برويد ،

    و هر كدام از شما دست يك تن از اهل بيت مرا گرفته ببريد ، و در بيابان ها و شهرها پراكنده شويد ، تا وقتى كه خداى فرجى كند . اين مردم با من كار دارند و بس ، اگر بر من دست يافتند ديگرى را فراموش كرده به او كارى نخواهند داشت .


    كلام حضرت كه به پايان رسيد حضرت عبّاس بن على (عليه السلام) آن علمدار جوانمرد از جاى برخاست و چنين پاسخ داد :


    چرا برويم ؟ آيا برويم كه پس از تو زنده بمانيم ؟ ! خداى چنين روزى را نياورد .


    خويشان ديگر نيز با عباس هم سخن شدند و گفته او را گفتند . حسين (عليه السلام)به عمو زادگانش ـ زادگان عقيل ـ روى كرده و گفت :


    شماها شهيد داده ايد ، بس است ، شهادت مسلم براى شما كافى است اذن مى دهم كه همگى برويد و اينجا نمانيد .


    پاسخ عقيليان اين بود :


    به خدا سوگند نخواهيم رفت ، بلكه جان و مال و خاندانمان را در راه تو فدا خواهيم كرد ، در پيشگاه تو نبرد كرده و با تو كشته خواهيم شد ، خداى ماندن پس از ترا زشت گردانيده است .






    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  6. تشكرها 2


  7. #24
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*









    سخن از بنى هاشم گذشت و نوبت پاسخ به ياران رسيد .


    نخست مسلم بن عوسجه از جاى برخاست و گفت :


    آيا از يارى تو دست برداريم و عذرى در پيشگاه خدا نداشته باشيم ؟ ! به خدا قسم از دامان تو دست برنمى دارم ، تا با نيزه ام سينه هاى اين مردم را سوراخ كنم .

    از دامانت دست نمى كشم تا شمشير در دست دارم و قدرت نبرد در خود ببينم . اگر سلاحى در دست نداشته باشم با سنگ خواهم جنگيد .

    از دامان تو دست بر نمى دارم تا خدا بداند كه پس از پيامبرش عترتش را تنها و بى يار و ياور نگذاشته ايم . اگر بدانم كشته مى شوم سپس زنده مى شوم ، دوباره كشته مى شوم و سوزانده مى شوم و خاكسترم را بر باد مى دهند و هفتاد بار با من چنين كنند ،

    از يارى تو دست بر نمى دارم تا در راه تو جان دهم ، در حالى كه بجز يك مرگ بيش نيست و پس از مرگ ، بهشت خداى ، بهشتى كه پايان ندارد .



    آنگاه زهير از جاى برخاست و گفت :



    اگر مى دانستم كه هزار بار مرا مى كشند و زنده مى كنند و بدين وسيله مى توانم مرگ را از تو و جوانانت دور كنم آماده هستم كه هزار بار كشته شوم .


    ديگر ياران متّفق القول گفتند :



    به خدا قسم كه از تو جدا نخواهيم شد ، جان هاى ما همگى فداى تو باد ، از تو با دست و سر دفاع مى كنيم وقتى كه كشته شديم كارى نكرده ايم و بر تو منّتى نداريم فقط انجام وظيفه بوده است .


    به ابن بشير حضرمى خبر دادند : پسرت در مرزى اسير شده .


    گفت : مى دانم و پاى خدا حسابش مى كنم و جان خود را نيز نمى خواهم كه پسرم اسير باشد و من زنده بمانم .


    حضرت حسين (عليه السلام) فرمود : خدا تو را رحمت كند ، برو براى نجات پسرت كوشش كن . بيعتم را از تو برداشتم .


    ابن بشير گفت :
    درندگان مرا بدرند ، و زنده زنده بخورند اگر از تو جدا بشوم .


    آنگاه حسين همگى ياران را مخاطب قرار داده گفت :


    من فردا كشته خواهم شد و شما همگى كشته خواهيد شد و يك تن از شما زنده نخواهد ماند . ياران گفتند : حمد خداى را كه چنين منّتى بر ما نهاد كه حضرتت را يارى كرده ، و به شرف شهادت با تو نائل شويم ، اى فرزند رسول خدا ! دريغ مدار كه در بهشت با تو باشيم و در درجه تو بسر بريم .


    حسين (عليه السلام) گفت : خدا به همه شما پاداشى بزرگ عطا كند .


    قاسم جوان نورس ، برادر زاده حسين از عمو پرسيد : آيا من هم فردا كشته خواهم شد ؟


    حسين پرسيد : پسرم كشته شدن نزد تو چگونه است ؟


    پاسخ داد : از عسل شيرين تر .


    حسين (عليه السلام) گفت : آرى ، تو هم كشته خواهى شد ، كودك شيرخوار من عبداللّه نيز كشته خواهد شد .


    قاسم گفت : شيرخوار ! شيرخوار هم كشته خواهد شد ؟ ! مگر اين مردم به زنان و كودكان نيز حمله مى كنند و از آن ها دست بردار نيستند ؟ !










    اين بود ادب ياران حضرت حسين (عليه السلام) و سلامت و صفاى روح آنان كه تحت هيچ شرايطى حاضر به جدا شدن از حقّ نبودند . گرچه حضرت حسين (عليه السلام)به آنان فرمود :

    من بيعتم را از شما برداشتم و حقّم را بر شما حلال كردم مى خواهيد برويد آزاديد . ولى آن قوم باعزّت و آن آسمانيان باكرامت ، عاشقانه در كنار حضرت حسين (عليه السلام)ماندند و عاشقانه به شرف شهادت در ركاب او نائل آمدند .



    بياييم در حالات و افعال و اخلاق ، و معاشرت و برخورد با دين و آيين و برخورد با عمر و وقت ، و خلاصه در همه امور ، به خصوص نسبت به حقّ و قرآن و پيامبر و امامان معصوم هم چون اصحاب حضرت حسين (عليه السلام)ادب را رعايت كنيم ، تا گوهر سعادت دنيا و آخرت را در اين معامله نصيب خود كنيم ; معامله اى كه در آن تا ابد اقاله اى وجود نداشته باشد .






    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  8. تشكرها 2


  9. #25
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    خير و شر




    در سرزمين الهى كربلا دو جمعيّت مقابل يك ديگر قرار گرفتند :



    * يك جمعيت نماينده حقّ و حقيقت ، شرف و كرامت ، ايمان و فضيلت ، درستى و صداقت ، عبادت و طاعت و در يك كلمه نماينده خير به معناى مطلق آن بودند .


    آنان با تمام وجود مجسّمه قدس و تقوا ، صفا و وفا ، قرب و لقا و مصداق عينى كتاب اللّه و معارف آل اللّه بودند .


    سلمان محمّدى معروف به سلمان فارسى كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)در حقّ او فرمود :


    خدا مرا به محبت داشتن بر چهار نفر امر فرموده : علىّ بن ابيطالب ، مقداد بن اسود ، ابوذر غفارى و سلمان فارسى


    سلمان فارسى كه اميرالمؤمنين (عليه السلام)در حقّ او فرمود :


    اى ابوذر ! سلمان ، باب حقّ در زمين است ، كسى كه به او معرفت پيدا كرده مؤمن ، و هركس به انكار او برخيزد كافر است


    شخصيتى كه متكلم بزرگ شيعه و مؤلف كم نظير ، فضل بن شاذان ، در حقّ او گفته :


    ما نَشَأَ فِى الاِْسْلامِ رَجُلٌ مِنْ كافَّةِ النّاسِ كانَ اَفْقَهُ مِنْ سَلْمان الفارسى

    در اسلام در ميان تمام مردم مردى به دانايى و فهم سلمان فارسى بوجود نيامد .
    سلمانى كه رسول حقّ (صلى الله عليه وآله وسلم) و حضرت باقر (عليه السلام)در حقّ او فرمودند :


    اِنَّ سَلْمانُ مِنّا أَهْلِ الْبَيْت

    يقيناً سلمان از ما اهل بيت است .


    سلمانى كه امام صادق (عليه السلام)در حقّ او فرمود :


    سَلْمانُ عَلِمَ الاِْسْمُ الاَْعْظَمَ

    سلمان اسم اعظم را يافته بود .


    اين سلمان با اين عظمت و دانش و بصيرت و نورانيّت و ايمان ، زمانى كه در طريق سفر به مدائن ، در زمين عراق به كربلا رسيد اشاره به زمين فرمود و گفت :


    اين قتلگاه برادران من است . اين جاى زمين نهادن بنيه آن هاست ، و اين خوابگاه سواران آنان است . شتران خود را در آن براى ابد خواهند خوابانيد .

    اين محلّ ريزش خون آنان است در اينجا پسر بهترين پيامبران « كه خود از بهترين خوبان است » كشته مى شود ، و در اين منطقه بهترين بازماندگان از انسان ها به قتل مى رسد.





    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*


  10. #26
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*









    * جمعيّت ديگر نماينده كفر و شر ، خسران و ضرر ، پستى و دنائت ، شرك و نفاق ، كبر و حرص ، بخل و منيّت ، تجاوز و غارت ، ظلم و ستم و فساد و بيداد بودند .


    گروهى از آنان رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را ديده بودند ، و معجزات آن حضرت را مشاهده كرده بودند ، ولى عملا به انكار نبوّت برخاستند ، و بر حرم او تاختند ، فرزندانش را سر بريدند ، و پرده نشينان عصمت و عفت را به اسارت گرفتند .


    گروه ديگر ايّام مولاى عاشقان ، امام عارفان ، اسوه صادقان امير مؤمنان و حضرت مجتبى (عليهما السلام) را درك كرده بودند ، ولى با كار و كردار و افعال و اخلاقشان نشان دادند كه با بودن منبع نور جز با ظلمت سر و كار نداشتند ، و از هر خيرى مهجور و محجوب بودند .



    آنان عملا به انكار وحى برخاستند و به جاى توحيد و نبوّت و امامت و توجّه به قيامت ، يزيد شرابخوار ، سگ باز ، ميمون باز و منافق ، و ابن زياد بى مادر را انتخاب كردند تا با تمام وجود منبع شرّ شوند ، و مصداق بدترين مردم روزگار و پليدترين موجودات جهان هستى گردند .



    آرى ، آنان با تمام وجود نماينده شرّ شدند ، به طورى كه در هر كجا و در هر موقعيت بخواهيم از شرّ سخن بگوييم بايد شرّ را بوجود آنان ترجمه كنيم .



    آرى ، موجود زنده اى كه استعدادهاى خود را در مسير ضلالت بكار گيرد ، تحصّل عقل را تعطيل كند و وجدان را سركوب نمايد ، خلاف واقعيّات حركت كند و به جنگ حقّ و حقيقت برود ، بدترين موجود است .





    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ
    قطعاً بدترين جُنبندگان نزد خدا ، كرانِ ]از شنيدن حق [ و لالانِ ] از گفتن حق [هستند كه ] كلام حق را [نمى انديشند !



    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ
    يقيناً بدترين جنبندگان نزد خدا كسانى هستند كه كافرند و ] به سبب لجبازى و عنادشان [ ايمان نمى آورند .




    اين جمعيت از خدا بى خبر ، تمام امكاناتى را كه در اختيار داشتند در راه غير خدا ، يعنى : در مسير هوا و هوس و شيطان و طاغوت و نظام شرك و جاهلى قرار دادند ، و نفهميدند ، يا فهميدند و خود را به نفهمى زدند كه در كوير و شوره زار بذر افشانى كردند ، كوير و شوره زارى كه بذر را در دل تاريك خود فرو مى برد و مى پوشاند و مى پوساند ، و هيچ محصولى به دست صاحب بذر نمى دهد !






    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*


  11. #27
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    مسؤوليت عظيم ما در برابر حادثه كربلا







    دو جمعيتى كه در سرزمين كربلا گرد آمدند ، يكى نماينده تمام خير ، و ديگرى نماينده تمام شرّ براى ما درس و عبرتند .


    بر ما وظيفه و لازم و واجب است كه از ياران حضرت حسين (عليه السلام) درس ايمان و درستى و فضيلت و اخلاق بگيريم ، و خود را از آنچه ياران يزيد به آن آلوده بودند حفظ كنيم .
    آرى ، از بى ادب هم مى توان درس گرفت كه :












    مرد بايد كه گيرد اندر گوش
    ور نوشته است پند بر ديوار










    باطل است آنچه مدّعى گويد

    خفته را خفته كى كند بيدار


















    معروف است كه به لقمان گفتند ادب از كه آموختى ؟ گفت : از بى ادبان . گفتند : چگونه ؟




    گفت : آنچه در آن ديدم همه شرّ و نادرستى و ضلالت بود ، و اين همه براى مردم جز رنج و زحمت فراهم نمى آورد ، سعى كردم آنچه در آنان است در عرصه گاه حيات خود نپذيرم و به ميدان زندگى راه ندهم .





    بر ما لازم است با بكارگيرى فضايل ياران حضرت حسين (عليه السلام) و تكرار و تمرين آن واقعيّات ، خود را در مدار حقّ قرار دهيم ، و با تداوم دادنِ تركِ آنچه در گروه يزيدى بوده خود را به روح تقوا و پرهيز از پليدى آراسته كنيم .







    ما در نزديك شدن به واقعيّات ، و دور شدن از رذايل نفسى گرچه همانند و هم عرض ياران حسين نخواهيم شد ، ولى در طول آنان قرار خواهيم گرفت و بدون شك جزء كاروان نور محسوب خواهيم شد ; و چه كارى در اين دنيا بهتر و بالاتر از اين كه در ايمان و اخلاق و عمل خود را به اين كاروان برسانيم .









    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*


  12. #28
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    استقامت ياران حسين (عليه السلام)




    از جمله خصوصياتى كه در ياران حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) بود و اين خصوصيت در حدّ اعلى جلوه داشت ، روح استقامت و پايدارى و ثبات قدم بود .



    قواعد و قوانين نظامى و رزمى مى گويد : در هيچ شرايطى فرمانده نظامى نبايد با قول و عمل خود ، و اخبار واقعى و غير واقعى ، دل سربازان خود را خالى كند و قلب آنان را آلوده به ترس از دشمن كند .


    فرمانده اگر عدد لشگر خود را كمتر از دشمن ديد ، و تداركات خود را ضعيف تر از دشمن مشاهده كرد ، و احتمال داد به وقت جنگ و درگيرى با شكست مواجه خواهد شد ، نبايد اين واقعيات را در اختيار نيروى تحت فرماندهى اش قرار دهد .



    او بايد براى سربازان آن چنان سخن بگويد كه روحيه آنان تقويت شود ، و آنگونه وانمود كند كه فتح و پيروزى از آن ماست ، و شكست و افتضاح براى دشمن است .


    ولى حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) در شب عاشورا اين قاعده نظامى را بكار نگرفت و با توجّه به كمى عدد ياران خود و كثرت دشمن و تداركات و امكانات اندك خود و امكانات فراوان دشمن به ياران خود فرمود :



    وإنّى لأظن أنّ آخرَ يوم لنا من هؤلاء

    نه اين كه ترس بر قلوب ياران باوفايش حاكم نشد ، بلكه همه آنان از خبر كشته شدن خويش شاد شدند و به يك ديگر تبريك گفتند و پشت خيمه ها نشاط و سرور خود را از اين خبر به يك ديگر نشان دادند ، و همه آنان با شور و هيجان ، استقامت و ثابت قدمى خود را نسبت به حضرت ، اعلام ، و روز عاشورا همين معنا را عملا به اثبات رساندند .



    آرى ، آنان حاضر نشدند يك لحظه بعد از امام زنده بمانند ، آنان شب عاشورا با صداى رسا اعلام كردند :




    نَفْديكَ بِاَنْفُسِنا وَاَمْوالِنا وَاَهْلِنا وَنُقاتِلُ مَعَكَ حَتّى نَرِدَ مَورِدَكَ ، فَقَبَحَ اللّهُ اَلْعِيشَ بَعْدَكٌ

    ما با جان و مال و زن و بچه خود را فداى تو مى كنيم ، در كنار تو و همراه تو تا رسيدن به مقام تو با دشمن مى جنگيم ، خداوند زندگى بدون تو را زشت گرداند ، و حيات بدون تو را هرگز براى ما نخواهد .


    آن بزرگواران در چه شرايطى اين گونه اعلام وفادارى و استقامت و پايدارى كردند ؟ !


    اين شرايط در هيچ زمانى براى يك بار ديگر براى قومى اتفاق نخواهد افتاد ، آنچه اتفاق بيفتد مادون شرايط آن روز است ، اگر مردم مسلمان در شرايطى مادون شرايط ياران حضرت حسين (عليه السلام)براى حفظ دين و كرامت انسانى و سركوب كردن دشمن استقامت نورزند و پايدارى نشان ندهند در دادگاه قيامت بدون شك محكومند .



    آنان بر اين عقيده و باور بودند ، كه زندگى به اندازه يك چشم بهم زدن بعد از حضرت سيد الشهداء (عليه السلام)حرام است .


    بنابراين اگر مأموم ، امام خود را تنها بگذارد ، و از او جدا شود ، آلوده به حيات حرام شده ، و در فضاى اين حيات بدون شك عبادات باطل و كار خير ، بى ثمر است .


    اين حقيقتى است كه اصحاب روشن ضمير حضرت حسين (عليه السلام) با تمام وجود به آن معتقد بودند .

    ما بايد اين واقعيت را از آن بزرگواران درس بگيريم ، به اين معنا كه يك چشم بهم زدن زندگى را بدون امامت امام معصوم نگذرانيم ، كه حيات بدون امامت امام معصوم حرام ، و عبادت در فضاى آن حيات ، باطل ، و هر خيرى در عرصه گاه آن زندگى ، بى نتيجه و بدون اجر الهى است .






    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  13. #29
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*










    امام صادق (عليه السلام) به نقل شيخ صدوق به معلّى بن خنيس فرمود :



    لَوْ اَنَّ عَبْداً عَبَدَ اللّهَ مِأَةَ عام بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْمَقامِ يَصُومُ النَّهارَ وَيَقُومُ اللَّيْلَ حَتّى يَسْقُطَ حاجِباهَ عَلى عَيْنَيْهِ وَتَلْتَقى تَراقيهِ هِرَماً جاهِلا لِحَقِّنا لَمْ يَكُنْ لَهُ ثَوابٌ

    اگر بنده اى يكصد سال ميان ركن و مقام خدا را عبادت كند به روزه گرفتنِ روزها و راز و نيازِ شب ها ، در حدّى كه از شدت پيرى ابروانش روى ديدگان قرار گيرد ، و استخوان هاى گردنش در سينه اش فرو رود امّا در شناخت حقّ ما جاهل باشد و امامت ما را نشناسد هرگز براى او ثوابى نخواهد بود .


    دنيا دريايى است عميق و پر طوفان ، راه عبور از اين دريا راهى است بسيار خطرناك ، سالك اين راه اگر بدون دست گذاشتن در دست امام تعيين شده از جانب خدا و پيامبر اين راه را طى كند غرق شدنش در ميان امواج طوفان حتمى و قطعى است .



    ياران حضرت حسين (عليه السلام) كه به مقام والاى آنان ، پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله)مى بالد ، در پرتو امامت حضرت حسين (عليه السلام) ، در اين راه پرخطر با تحمل همه مشكلاتش حركت كردند . و اين مسير را قدم به قدم دنبال طى كردند .


    و اين است مهم ترين پيام زنده آنان به هم كيشان خود در بستر تاريخ ، كه : اى هم كيشان ما ! راه حيات را با در دست داشتن چراغ امامت طى كنيد تا در پايان اين راه به رضاى حقّ و جنّات نعيم برسيد .




    اِنَّ الْحُسَيْنَ مِصْباحُ الْهُدى وَسَفينَةُ النَّجاةِ

    آرى ، بياييم هم چون ياران حسين نيروى بدن و مالى ، اهل و فرزند ، علم و آبرو و قدرت و قوّت را همگام و همسو با امامت امام معصوم خرج كنيم تا دخل ابدى نصيب ما گردد ; و از انجام هر كارى كه همسويى با امامت امام ندارد بپرهيزيم كه حيات و زندگى گرچه يك چشم بهم زدن باشد بدون امامت امام حرام است .


    اگر در گذشته از عمر اهل گناه بوديم ، و جداى از امامت امام زندگى مى كرديم ، هم اكنون مانند حرّ بن يزيدِ آزاده به امام برگرديم ، و با حضرتش پيمان توبه ببنديم ، و بر پيمان خود تا افتادن به كام مرگ وفادار باشيم ، كه هر توبه كننده اى توبه اش مانند حرّ باشد بدون ترديد مقبول درگاه حضرت حقّ است .






    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

  14. #30
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*




    حر بن يزيد رياحى






    حرّ توبه كرد ، يعنى به رهبرى يزيد و يزيديان پشت پا زد ، و امامت حضرت حسين و پدر و جدّش (عليهم السلام) را پذيرفت ، با اين كه يقين داشت دست برداشتن از يزيد و روى آوردن به حضرت حسين (عليه السلام)كه انقلابى كامل و جامع در حيات او بود ، به قيمت كشته شدنش تمام مى شود .


    او توبه كرد و در كاروان نور قرار گرفت و مدال اولياء اللهى و اصفياء اللهى و احباء اللهى را به سينه جان گرفت ، و جزء انصار دين و انصار رسول اللّه و اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا و امام مجتبى و حضرت سيد الشهداء (عليهم السلام)شد .


    بر ما واجب است اگر در گذشته عمر آلوده بوديم همانند حرّ از رهبرى هوا و هوس و شهوات و اميال و بت بى جان و جاندار دست برداريم ، و به رهبرى امام معصوم گردن نهيم تا به سعادت دنيا و آخرت و آزادى از خزى دنيا و عذاب آخرت برسيم .



    حرّ با اين كه از فرماندهان لشگر يزيد بود و اجير بنى اميه ، ولى در برخورد با حضرت حسين (عليه السلام) در دو مرحله ادب نشان داد ، و همين ادب كه بارقه الهى است ، براى او زمينه ساز توبه و انابه و جبران گذشته و روشنى آينده تا ابد شد .



    اوّل ، امام به وقت ظهر به مؤذّن خود ـ حجّاج بن مسروق ـ فرمود : اذان بگو . امام به حرّ فرمود : آيا نمازت را به همراه ياران خود خواهى خواند ؟ حرّ گفت : نه ، بلكه نماز را با تو مى خوانم .
    به هر حال با هزار گونه ملاحظات و حيثيّات مبارزه ، بايد خود و هزار نفر را به اين گونه تواضع رهبرى نمايد .


    اين ادب بارقه اى است از توفيق و منشأ توفيق نيز خواهد شد ، چيرگى بر نفس ، توانايى هاى تازه به تازه به او خواهد داد ، و به اندازه اى او را نيرومند مى دارد كه هنگامى كه در بحران انقلاب است و سى هزار برابر قوّه خود را بر ما فوق خود مى بيند ، توانا باشد حيثيّت خود را نبازد ، و به توانايى اراده ، پيروز و چيره بر قواى خارج ، و ثقل و فشار آن ها گردد .



    گويى در وجود حرّ دو حوزه قوه ـ يكى از قدرت ادب و ديگر از توانايى ـ ، فراهم است كه هر يك جامع جهان خود ، و هر يك به تنهايى صاحب خود را مجتمع و خداوندگار آن جهان مى كند ، و از اجتماع مجموع ، محيطى قهّار و زورمند به نظر مى آيد .



    دوّم ، امام (عليه السلام) ، پس از نماز عصر رو به جانب مردم كرد و فرمود :


    « اى مردم ! شما اگر خدا ترس باشيد و حقّ را براى خداوند حقّ بشناسيد خدا از شما بهتر خشنود خواهد بود . ما كه اهل بيت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) هستيم به ولايت اين امر اولى مى باشيم تا مردم ديگر ، كه ادّعا مى كنند آنچه را حقّ ندارند ، و در ميان شما به گناه و به ظلم و تعدّى رفتار مى كنند ، اما اگر حاضر نيستيد جز به كراهت و بى ميلى از ما و به جهالت حقّ ما و رأيتان اكنون غير از آن است كه فرستادگان شما به من رساندند و نامه ها و مراسلات شما براى من آمد ، اينك منصرف مى شوم و از پيش شما برمى گردم » .




    حرّ مسئله مراسلات و نامه ها را منكر شد و گفت :


    به خدا قسم ما نمى دانيم اين مراسلات كه ذكر مى كنى چيست ؟


    حسين(علیه السلام) فرمود :

    « اى عقبه بن سمعان ! آن خورجين را كه نامه ها و مراسلاتشان ميان آن است بيرون آر » .
    او رفت و خورجين را بيرون آورد، مملوّ از نامه ها بود، همه را در مقابلشان ريخت.


    حرّ عرض كرد :


    ما از آن ها نيستيم كه مراسله به تو نوشته اند ، ما امر داريم كه همين كه تو را ملاقات كرديم از تو مفارقت نكنيم تا تو را به كوفه برده بر عبيد اللّه وارد كنيم .


    امام فرمود :


    « مرگ به تو از اين آرزو نزديك تر است » .





    *♥♥♥*با کاروان نور*♥♥♥*

صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •