♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥
صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 61
  1. #11
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥




    محرم الحرام يعنى چه؟

    قبل از بعثت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) قبيله هاى مختلف عرب، همواره با هم مى جنگيدند به طورى كه سراسر زندگى آنان جنگ و خون ريزى بود. بنابراين، براى كم كردن از جنگ و هم چنين براى به وجود آوردن وقت مناسبى براى همه قبيله ها ـ كه به مسائل شخصى و قبيله اى خود رسيدگى كنند ـ در سال، چهار ماه را «ماه حرام» نامگذارى كردند كه هرگونه جنگ و ستيز در آنها حرام بوده است. اين ماه ها عبارت است از: ذوالقعده، ذوالحجّه، محرّم، رجب.


    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  2. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  3. #12
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥




    كربلا يعنى چه؟

    «كربلا» يكى از شهرهاى كشور عراق است. در مورد لغت «كربلا» و ريشه آن، بحث هاى مُفصّلى صورت گرفته است. طبق بعضى از نَقل ها، اين نام از «كرب» و «اِل» تركيب شده است. يعنى حرم الله، يا مقدّس الله، «كرب» در لغت سامى به معناى «قُرْب» (= نزديكى) در عربى است. اگر «اِل» هم به معناى «اللّه» باشد، كربلا به معناى محلّى است كه نزد خدا، مُقَدّس و مُقَرَّب، يا «حَرَم خدا» است.
    البته بعد از شهادت امام حسين (عليه السلام) ، از كربلا با نام هاى ديگرى ياد شده است: «مَشْهَدُالحسين»، «مَدينَةُ الحسين»، «مَوْضِعُ البَلاءُ»، «مَحَلُّ الوَفاء».



    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  4. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  5. #13
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥




    وضعيت جغرافيايى كربلا

    كربلا در جنوب غربى رود فرات قرار دارد و فاصله اش تا بغداد 105 كيلومتر است. در زمان يكى از خلفا، مسلمان ها عراق را فتح كردند و ابتدا «كربلا» را مركز سپاه قرار دادند، اما به علت هواى بد و نامناسب آن، كوفه، اردوگاه سپاه شد.
    بعد از آن كه مسلمان ها، منطقه كربلا را خالى كردند در اين زمين ها كسى زندگى نكرد و متروك بود. تا آن كه در سال 36 يا 37 هجرى، هنگامى كه حضرت على (عليه السلام) با لشكريانش به طرف صفِّين حركت مى كرد، يك شب در زمين كربلا توقف كرد. در آن شب حضرت على (عليه السلام) به برخى از حوادث آينده اشاره فرمود و براى ياران آن حضرت روشن شد كه اين سرزمين در انتظار حادثه بسيار سختى است.
    در اطراف كربلا، «قبيله بنى اسد» زندگى مى كردند، اما خودِ كربلا جاى زندگى كردن و ماندن نبود، تا آن كه امام حسين (عليه السلام) با خاندان و اصحابش، در روز دوّم ماه محرّم وارد اين سرزمين خشك و سوزان شدند.
    وضعيت جغرافيايى كربلا، بعد از شهادت امام حسين (عليه السلام) تغيير كرد و كربلا به شهرى تاريخى تبديل شد. از آن به بعد، كربلا مورد توجّه جهانيان ـ به خصوص شيعيان ـ قرار گرفت و كعبه آرزوها شد.
    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  6. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  7. #14
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥





    يزيد كيست؟

    مادر يزيد «ميسون» بود و در بسيارى از كتاب هاى تاريخى از يزيد به عنوان فردى «حرام زاده» نام برده اند ] اما به هر علّت، معاويه را پدر يزيد مى دانند [ . معاويه ناچار شد از مادر يزيد جدا شود، به همين جهت او را به منطقه اى كه قبيله پدر ميسون در آنجا زندگى مى كرد فرستاد و يزيد در آن محل متولّد شد.
    افراد قبيله مادرِ يزيد قبلاً مسيحى بودند، از اين رو همه افراد قبيله مسلمان نشده بودند. تاريخ نويسان نوشته اند: بيشتر مربيان و استادان يزيد مسيحى بودند.
    يزيد در آن محيط مسيحى بزرگ شد و تربيت خاص آنان بر او آنچنان اثر گذارد كه بعدها مسيحيان را از مسلمان ها به خود نزديك تر مى دانست و حتى تربيت فرزندش، «خالد» را به يك مسيحى سپرد.
    همه تاريخ نويسان گواهى مى دهند كه يزيد از تربيت اسلامى محروم بود و به شدت از آداب و رسوم بيگانگان پيروى مى كرد و به كارهاى زشت، مثل: خوش گذرانى، شراب خوارى، رقص و غنا و سگ بازى مشهور بود.


    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  8. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  9. #15
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥





    اولين سخنرانى امام حسين (عليه السلام) در كربلا

    وقتى امام حسين (عليه السلام) در روز دوم محرم سال 61 هجرى با همراهانش به سرزمين كربلا رسيدند. امام، فرزندان، خانواده، برادران و ياران خويش را جمع كرد، آن گاه نگاهى به آنها كرد و فرمود: «بار خدايا، ما خاندان پيامبر تو، محمّد ـ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ـ هستيم، كه ما را بيرون راندند، از حرم جدّمان آواره ساختند و بنى اُميّه بر ما ستم كردند. بار خدايا، حقّ ما را بگير و ما را بر گروه ستمگران يارى ده.»
    لحظاتى بعد، امام رو به ياران خود كرد و فرمود: «مَردم، بردگان دنيا هستند و دين ] مثل چيزى [ ليسيدنى است بر روى زبانشان، تا مزّه از آن مى تراود آن را نگه مى دارند و چون هنگام آزمايش شود دينداران اندك هستند.»
    همه سراپا گوش بودند. كمى بعد، امام بعد از حمد و ستايش خداوند بزرگ و درود بر پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «كارى بر ما پيش آمد كه خود مى بينيد و به راستى كه دنيا دگرگون و وارونه گشته و خوبى هايش پشت كرده و چيزى از آن باقى نمانده جز ته مانده اى، مانند آن آبى كه در تَه ظرف بماند و آن را دور ريزند و مانند چراگاهِ ناگوار و خطرناكى. مگر نمى بينيد به حقّ ـ كه غريب مانده ـ عمل نمى شود و از باطل جلوگيرى نمى شود، در اين جا است كه مؤمن بايد دوستدار ديدار خداى سبحان باشد و به راستى كه من مرگ را جز سعادت نمى بينيم و زندگى با ستمگران را جز رنج دل و ستوه... .»


    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  10. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  11. #16
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥





    مأموريت عمربن سعد

    وقتى كه امام حسين (عليه السلام) با همراهانش به كربلا رسيد، «حُرّ» نامه اى براى «عُبَيدالله بن زياد»، حاكم كوفه، نوشت و به او اطلاع داد كه امام وارد كربلا شده است. عُبيدالله در نامه اى ـ كه متن آن بسيار شرم آور است ـ به او دستور داد، به هر شكلى مى تواند امام را وادار به تسليم كند.
    حرّ نامه عبيدالله را به امام داد. امام پس از آن كه نامه را خواند فرمود: «رستگار نشوند مردمى كه خشنودى مخلوق را به غضب خالق خريدند.» و در پاسخ نامه رسان فرمود: «اين نامه پاسخ ندارد; زيرا فرمان عذاب الهى براى نويسنده آن حتمى است.»
    پيك مخصوص نزد عبيدالله برگشت و پاسخ امام را به اطلاع او رساند، عبيدالله خشمگين شد و به «عُمَربنِ سَعْد اَبى وَقّاص» دستور داد به كربلا برود.
    البته عبيدالله قبل از اينكه امام حسين به كربلا برود، به عمربن سعد دستور داده بود به همراه چهار هزار جنگجو براى باز پس گيرى شهر «دشتبه» ـ كه در دست «ديلميان» بود ـ راهى آنجا شود. جايزه عمربن سعد هم «حكومت رِى» بود.
    عمربن سعد، در اطراف كوفه اردو زده و آماده حركت بود، اما عبيدالله او را فراخواند و مأموريت قبلى را لغو كرد، سپس به عمربن سعد دستور داد با امام حسين (عليه السلام) بجنگد. عمربن سعد، ابتدا نپذيرفت; به همين جهت عبيدالله گفت: پس حُكم حكومت رى را به ما پس بده!
    عمربن سعد كه نمى خواست حكومت رى را از دست بدهد، از عبيدالله مهلت خواست تا شب را در مورد پيشنهاد جديد فكر كند. او با هر كس كه مشورت مى كرد، او را از رفتن به كربلا باز مى داشت.
    عمربن سعد تا صبح در ترديد و دودلى بود. اما سرانجام «علاقه به دنيا» بر او پيروز شد و نزد عبيدالله آمد و آمادگى خود را براى جنگ با امام حسين (عليه السلام) اعلان كرد.
    عمربن سعد با چهار هزار جنگجو وارد كربلا شد. اولين كارش اين بود كه به شخصى كه «عَرزَة بن قَيْس» نام داشت گفت: «نزد امام برو و هدف آن حضرت را از آمدن به كربلا بپرس.» اما عرزه شرم داشت كه نزد امام بيايد، چون او يكى از دعوت كنندگان امام بود. عمربن سعد به هر كس كه اين پيشنهاد را كرد، نپذيرفت، چون همه سران لشكر او از امام حسين دعوت كرده بودند!


    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  12. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  13. #17
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥




    مأموريت پيكهاى عمربن سعد

    «قرة بن قَيْس» نزد امام حسين (عليه السلام) آمد و هدف امام را از آمدن به كربلا پرسيد. امام فرمود: «مردم شهر شما (كوفه) به من نوشتند به اين جا بيايم، پس ] حالا [ اگر از آمدن من راضى نيستيد، من باز مى گردم.»
    قرة بن قيس بازگشت و پيام امام را به او رساند. عمربن سعد هم نامه اى به عبيدالله نوشت و سخنان امام را ذكر كرد.
    وقتى نامه عمربن سعد به دست عبيدالله رسيد و آن را خواند گفت: «حالا كه در چنگال ماست مى خواهد فرار كند، ولى رهايى براى او نيست.» سپس نامه اى براى عمربن سعد نوشت و گفت: «نامه تو را خواندم، به حسين و همراهانش بگو با يزيد بيعت كنند. بعد از آن كه بيت كردند من درباره آنها فكرى خواهم كرد.»
    به دنبال نامه قبلى، عبيدالله نامه ديگرى نوشت و براى عمربن سعد فرستاد: «راه رسيدن به آب را بر حسين و يارانش ببند، حتى يك قطره هم نبايد بچشند.»


    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  14. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  15. #18
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥




    راه رسيدن به آب بسته شد

    عمربن سعد با خواندن نامه عبيدالله بن زياد به «عَمْرِوبْنِ حَجّاج» دستور داد با پانصد سوار جنگى كنار رود فرات بروند و راه رسيدن به آب را بر امام حسين و يارانش ببندند.
    در روز هفتم محرم يكى از جنگجويان عمربن سعد، كه «عبدالله بن حصين اَزْدى» نام داشت، با صداى بلند فرياد زد: «اى حسين، آيا اين آب را نمى بينى كه زلال و شفّاف است، به خدا قطره اى از آن را نچشى تا از تشنگى بميرى!» امام حسين فرمود: «بار خدايا، او را تشنه كام بميران و هرگز او را نيامرز.»
    بعد از واقعه كربلا او به نفرين امام گرفتار شد; هر چقدر آب مى نوشيد، سيراب نمى شد. مرتّب فرياد مى زد: تشنه ام; تشنه ام! به همين وضع زندگى كرد تا هلاك شد.


    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  16. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  17. #19
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥




    عبيدالله و وسوسه شمر

    عبيدالله به پيشنهاد عمربن سعد فكر مى كرد; كه به هر شكلى كه ممكن است با امام حسين (عليه السلام) نجنگد. ولى شمر كه پيش او نشسته بود، بلند شد و گفت: «حسين در حال حاضر در سرزمين تو و كنار تو است، اگر او را رها كنى، قوى تر مى شود و تو ناتوان تر خواهى شد. سخن حسين را نپذير و او را مجبور كن به دستور تو عمل كند. تو حق دارى كه حسين و يارانش را مجازات كنى و اگر آنها را ببخشى آنها حقّ دارند تو را مجازات كنند.»
    عبيدالله بن زياد با شنيدن سخنان وسوسه انگيز و شيطانى «شِمْربن ذِى الْجَوْشَن» به فكر فرو رفت و گفت: «پيشنهاد خوبى كردى، همان كارى را مى كنيم كه تو گفتى!»
    خنده رضايت بخشى بر لبان شمر ظاهر شد و موذيانه، تصميم عبيدالله بن زياد را تأييد كرد.

    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  18. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

  19. #20
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥




    همزمان با كربلا در كوفه

    عبيدالله بن زياد بعد از اينكه عمربن سعد را به كربلا فرستاد، مردم را در مسجد كوفه جمع كرد و آنها را براى رفتن به جنگ با امام حسين (عليه السلام) تشويق كرد. او در سخنرانى اش درباره خوبى هاى(!) يزيد و معاويه صحبت كرد و در پايان هم «حُصَيْن بن نُمَيْر»، «حجّاربن اَبْجَر» و «شمربن ذى الجَوْشن» را به فرماندهى چند هزار جنگجو برگزيد و دستور داد به طرف كربلا بروند.
    عده اى از افرادِ خودفروخته، مردم را براى رفتن به جنگ; با امام حسين تشويق مى كردند و بعضى هم بر سر دوراهى بودند; به همين جهت خود را به بيمارى زدند و يا از كوفه فرار كردند. اما وسوسه عبيدالله بن زياد آنقدر زياد بود كه بيشتر مردم را راضى كرد.
    البته عبيدالله براى نظارت بيشتر بر كارها و ترساندن مردم، «عَمْرِوبن حريث» را در كوفه جانشين خود كرد و خود به منطقه «نُخَيْلَه» رفت تا از نزديك آماده شدن نيروها را ببيند. عبيدالله دستور داد: «هر كس قدرتِ حمل سلاح دارد، نبايد در كوفه بماند و اگر كسى بماند خونش حلال است و كشته خواهد شد.»
    عبيدالله دستور داد از رساندن كمك به امام حسين (عليه السلام) جلوگيرى كنند. به همين علّت، «عبدالله بن يَسار» را ـ كه مردم را به رفتن و كمك به امام و يارى نكردن عبيدالله بن زياد تشويق مى كرد ـ دستگير كردند و به دستور عبيدالله او را كشتند.
    به اين ترتيب، همه راه هاى خشكى و آبى را ـ كه به كربلا مى رسيد ـ شديداً زير نظر گرفتند.


    ♥**♥ دانستنيهاي عاشورا براي نوجوانان ♥**♥

  20. تشكر

    آسیه سادات (12-10-1389)

صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •