آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند







    آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند



    كودكى بيش نبودم كه پدرم از ديدار مكرر عارفى فروتن و عالمى ربّانى و شخصيتى روحانى به نام »آقاى نكوگويان« معروف به »شيخ رجبعلى خياط« با پارسايى عظيم در مازندران به نام آيت ‏اللَّه ‏العظمى كوهستانى در روستاى كوهستان بهشهر سخن مى‏ گفت. مردامردى سترگ كه در حوزه عرفان و معرفت كم نظير مى ‏نمود. اين گذشت تا اين كه به اصطلاح ما مازندرانيها، به بار و بر نشستيم و استخوانى تركانديم و در گستره دانش و ادب و واژه، توفيق يار ما شد و آموختنى‏ ها را آموختيم.
    من پيشترها؛ يعنى حدود سى سال اخير مى ‏پنداشتم كه »عرفان« ديگر افسانه ‏اى بيش نيست. و نيز ديگر روزگار عارفان به سر آمده و نمى ‏شود نشانه و نشانى تازه ‏تر يافت. اما با گذشت زمان، رفته رفته دريافتم كه سخت در اشتباهم. در گستره معرفت امروز چهره ‏هايى چونان: آيت ‏اللَّه العظمى كوهستانى، ميرزا جواد ملكى، موسوى همدانى، حاج آخوند تربتى، قاضى طباطبايى، علامه جعفرى، مرد جهان شمول علامه حسن حسن ‏زاده آملى، آيت‏ اللَّه ‏العظمى محمد تقى بهجت فومنى و... دهها چهره افتخارآميز زمان، اكنون در حوزه‏ هاى علميه دينى و گوشه و كنار كشور ما مى ‏درخشند و اين غفلت از ماست كه اين چهره ‏ها را نمى‏ شناسيم و در خود فرو رفته ‏ايم.
    چنانكه ياد كردم از عرفاى نام‏ آور زمان اكنون، رجبعلى نكوگويان معروف به شيخ رجبعلى خياط است كه براى نسل امروز و حتى بسيارى از نسل ديروز ناشناخته است. پديده‏ اى شگفت ‏آور كه جاى آن است فصلى مستقل و در خور به او اختصاص داده شود. و زيباتر آن‏كه آقاى »محمدى رى ‏شهرى« درباره اين مرد بزرگ كتابى به نام كيمياى محبت در سال 1378 خورشيدى تأليف كرد كه تا سال گذشته يازده بار و بيش از يكصد و پنجاه هزار نسخه چاپ شده و با همه آن‏ كه خواهانى پيدا كرده از نقطه نظر بسيارى ناشناخته است و گمنام.
    خود شيخ به فرزندش مى ‏گفت:
    مرا هيچ ‏كس نمى‏ شناسد و بعد از فوت من مرا مى ‏شناسند.
    و يكى از شاگردان معظم ‏له نيز ياد مى ‏كرد كه:
    فلانى! كسى در دنيا مرا نشناخت، ولى در دو وقت شناخته خواهم شد؛ يكى موقعى كه امام دوازدهم(عج) تشريف بياورند و يكى هم روز قيامت.
    پارسا مردى فروتن و جهانى بنشسته اندر گوشه‏ اى مى ‏نمود كه از اطراف و اكناف عالم به ديدنش مى‏ رفتند و كرامات مى ‏ديدند و از محضر روحانى وى بهره‏ها مى ‏بردند.
    آن مردامرد تهرانى، »رجبعلى نكوگويان«، مشهور به »شيخ« و »شيخ رجبعلى خياط« به سال 1262 خورشيدى در تهران زاده شد. پدرش »مشهدى باقر« كارگرى ساده بود كه در 12 سالگى فرزندش جان به جان آفرين وانهاد و شيخ ما را در كودكى تنها گذاشت.
    خانه ساده و خشتى شيخ در كوچه سياه‏ ها (شهيد منتظرى) خيابان مولوى كه از مرده ريگ پدرش به وى رسيده بود، تنها ما ترك و ماحصل دنيوى ‏اش به ‏شمار مى ‏آمد و تا پايان زندگى‏ اش در همان زيستگاه كوچك و بى‏ پيرايه ماند.
    خانه ‏اى كه از بامش باران چكه مى ‏كرد و چهره‏ هاى دينى و علمى و كشورى آن روزگاران در كنار همان چكه چكه دانه‏ هاى ريز و درشت باران و همراه با لگنها و كاسه‏هاى زير سقف و نشسته بر گليم پاره و حصير به ديدارش مى ‏شتافتند و آن مرد از پذيرش بخشش داراها و توانمندان كشورى روزگارش سرباز مى ‏زد و مى ‏گفت:
    هر كه مرا مى ‏خواهد بيايد اين اتاق، روى خرده كهنه ‏ها بنشيند. من احتياج ندارم.
    شيخ رجبعلى، مردى با پيشه خياطى بود و بر نفس خود فائق آمد و دنيا و مافيها را رها كرد و تا جان در تن داشت ساده زيست و سادگى كرد و به مردم خدمت نمود و در تهذيب نفس خويش و ديگران كوشيد و ياد و خاطره بزرگان دين و ادب و فرهنگ را براى ما زنده كرد.
    او همه چيز را براى خدا مى ‏خواست. سخنان و تعاليم آن مرد درس ناخوانده و به مكتب نرفته و دانشگاه ناديده و نيز قصه‏ هايش، همه درس است و اخلاق و انسان‏ گرايى. كجايند مردانى كه دنبال مردند و مردهاى برگزيده سرزمين ما، ايران بزرگ، را نمى‏ شناسند.





    آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
    ویرایش توسط عهد آسمانى : 01-02-1391 در ساعت 16:46 دلیل: جدا کردن کلمات بهم چسبیده

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (01-06-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  3.  

  4. #2
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند








    يكى از فرزندان شيخ ياد مى ‏كرد كه: »روزى با پدرم به بى ‏بى شهربانو رفته بوديم، در راه با مرتاضى برخورد كرديم. پدرم به او گفت:
    »نتيجه رياضتهاى تو چيست؟«
    مرتاض خم شد. سنگى را از زمين برداشت. سنگ در دست او به يك گلابى تبديل شد و به پدرم تعارف كرد كه: بفرماييد ميل كنيد!
    شيخ نگاهى به او كرد و گفت:
    »اين كار را براى من كردى، بگو ببينم براى خدا چه كرده‏ اى؟!«
    مرتاض با شنيدن اين سخن به گريه افتاد!
    يكى از دوستان شيخ ياد مى ‏كرد: »مدتى بيكار بودم و سخت گرفتار. به منزل ايشان رفتم تا شايد راهى پيدا شود و از گرفتارى خلاص شوم. همين كه به اتاق شيخ وارد شدم و نگاه او به من افتاد، فرمود: »حجابى دارى كه چنين حجابى كمتر ديده ‏ام! چرا توكلّت از خدا سلب شده؟ شيطان سرپوشى بر تو قرار داده كه نتوانى بالا را درك كنى!«
    در اثر فرمايشهاى شيخ انكسارى در من پديد آمد و خيلى منقلب شدم. فرمود: »حجابت برطرف شد ولى سعى كن ديگر نيايد«. بعد فرمود: »شخصى بيكارست و مريض و دو عيال را بايد اداره كند، اگر مى‏ توانى برو قدرى پارچه براى بچه‏ ها و خانواده او تهيه كن و بياور.«
    با اين كه من بيكار بودم و از نظر مالى ناتوان، رفتم و از معازه يكى از دوستان قديم - كه بزّازى داشت - مقدارى پارچه، نسيه خريدم و به محضر ايشان آوردم. همين‏ كه بقچه پارچه‏ ها را خدمت ايشان بر زمين نهادم، استاد نگاهى به من كرد و فرمود:
    حيف كه ديده برزخى تو باز نيست، تا ببينى كعبه دور سر تو طواف مى ‏كند، نه تو دور خانه!
    آن مرد، پيوسته به شاگردانش توصيه مى ‏كرد كه:
    از احسان كوتاهى نكن و تا مى ‏توانى احسان كن.
    خود نيز در احسان به مردم پيشگام بود و احسان و همه چيز را نيز براى خدا مى‏خواست. شيخ همواره مى‏ فرمود:
    تا انسان توجهش به غير خداست، نسبت به حقايق هستى نامحرم است و از باطن خلقت آگاه نيست.
    همواره زهد و آخرت ‏گرايى را پيش چشم داشت و متذكر مى‏شد كه:
    كسى كه دنيا را از راه حرام بخواهد، باطنش سگ است، و آنكه آخرت را بخواهد خنثى است، و آنكه خدا را بخواهد مرد است.
    و هشدار مى ‏داد كه:
    دل هر چه را بخواهد همان را نشان مى ‏دهد؛ سعى كنيد دل شما خدا را نشان دهد! انسان هر چه را دوست داشته باشد؛ عكس همان در قلب او منعكس مى‏ شود و اهل معرفت با نظر به قلب او مى‏ فهمند كه چه صورتى در برزخ دارد. اگر انسان شيفته و فريفته جهان و صورت فردى گردد، يا علاقه زياد به پول يا ملك و غيره پيدا كند، همان اشياء، صورت برزخى او را تشكيل مى‏ دهند.
    يكى از شاگردان شيخ ياد مى‏ كرد كه: »شبى وارد جلسه شدم، قدرى دير شده بود و شيخ مشغول مناجات بود. چشمم كه به افراد جلسه افتاد، يكى را ديدم كه ريشش را تراشيده است، در دلم ناراحت شدم و پيش خود اعتراض كردم كه: چرا اين شخص ريشش را تراشيده است. جناب شيخ كه رو به قبله و پشت به من بود، ناگهان دعا را متوقف كرد و گفت:
    به ريشش چه كارى دارى؟ ببين اعمالش چگونه است، شايد يك حسنى دارد كه تو ندارى.
    اين را گفت و مجدداً مشغول دعا شد. يكى از شاگردان شيخ مى‏ گفت: ايشان مى ‏فرمود:
    گياهان هم زنده هستند و حرف مى‏ زنند و من با آنها صحبت مى ‏كنم و آنها خواص خود را براى من مى ‏گويند.
    يكى از روحانيون و علماى عارف گذشته، به نام شيخ عبدالكريم حامد مى‏ گفت: شيخ در شصت سالگى از حالى برخوردار بود كه وقتى توجه مى‏ كرد؛ هر چه مى‏خواست مى‏ فهميد.





    آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
    ویرایش توسط عهد آسمانى : 01-02-1391 در ساعت 16:42 دلیل: جدا کردن کلمات بهم چسبیده

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  5. تشكرها 2

    نرگس منتظر (01-06-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

  6. #3
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند







    در بررسى احوال و زندگى شيخ رجبعلى خياط، آدمى با حكاياتى روبرو مى‏ شود كه خويشتن را در برابر بزرگى روح و شخصيت وى خرد و ناچيز مى ‏بيند. يكى از شاگردانش نقل مى ‏كرد: از ايشان [شيخ رجبعلى خياط] شنيدم كه مى ‏فرمود: شبى در عالم رؤيا ديدم مجرم شناخته شدم و مأمورانى آمدند تا مرا به زندان ببرند. صبح آن روز ناراحت بودم كه سبب اين رؤيا چيست؟ با عنايت خداوند متعال متوجه شدم كه موضوع رؤيا به همسايه ‏ام ارتباط دارد. از اهل بيت خواستم كه جست وجو كند و خبرى بياورد. همسايه‏ام شغلش بنايى بود، معلوم شد كه چند روز كار پيدا نكرده و شب گذشته او و همسرش گرسنه خوابيده ‏اند، به من فرمودند: واى بر تو! تو شب سير باشى و همسايه‏ات گرسنه؟! در آن هنگام من سه عباسى پول نقد ذخيره داشتم! فوراً از بقال سر محل، يك عباسى قرض كردم و با عذرخواهى به همسايه دادم و تقاضا كردم هر وقت بيكار بودى و پول نداشتى مرا مطلع كن«.
    اينگونه حكايات، در واقع »مشتى نمونه خروار است و حرفى است از هزاران كاندر عبارت آمد«.
    شيخ رجبعلى خياط در معرفت نفس و سير و سلوك عرفانى به مرحله‏ اى رسيده بود كه كوچك‏ترين چيز درباره غير خدا را حجاب مى ‏پنداشت و بر او آگاه مى‏شد و به اصطلاح ديگر، »خودش خودش را مى‏ فهماند كه اين انديشه و يا كردار حجاب ميان تو و پروردگارت مى‏شود«. حضرت شيخ خود مى ‏فرمود:
    شبى ديدم حجاب [باطنى و تاريكى روح] دارم و نمى‏توانم به محبوب راه يابم. پيگيرى كردم كه اين حجاب از كجاست؟ پس از توسل و بررسى فراوان متوجه شدم كه در نتيجه احساس محبتى است كه عصر روز گذشته از ديدن قيافه زيباى يكى از فرزندانم داشته ‏ام! به من گفتند: بايد او را براى خدا بخواهى! استغفار كردم... .
    و براى همين باورها بود كه مى‏ گفت:
    اگر كسى براى خدا كار كند چشم و گوش قلب او باز مى‏شود.
    و سخنى مى ‏گفت شگفت ‏آور كه:
    روزى از چهار راه مولوى و از مسير خيابان سيروس به چهارراه گلوبندك رفتم و برگشتم فقط يك چهره آدم ديدم!.
    از شيخ پنج پسر و چهار دختر برجاى ماند كه يكى از دخترانش در كودكى درگذشت. خود شيخ در روز بيست و دوم شهريور ماه سال 1340 خورشيدى، جان به جان آفرين وانهاد. حكايات شيرين و سخنان آموزنده اخلاقى و دينى و عرفانى شيخ رجبعلى خياط همگى در كتاب ارزشمند كيمياى محبت به همت حجت ‏الاسلام والمسلمين آقاى محمدى رى‏ شهرى آمده و آنچه نيز ياد كرده ‏ايم از همان كتاب است؛ كتابى كه براى همه طبقات به ويژه جوانان آموزنده است.
    در پايان يكى از حكايات مربوط به شيخ رجبعلى خياط را يادآور مى ‏شويم كه از عوامل اصلى صعود شيخ به مقامات معنوى و عرفان شده است. فقيه عاليقدر حضرت آيت‏ اللَّه سيدمحمد هادى ميلانى(رض) به اين داستان يوسف‏ گونه جناب شيخ رجبعلى خياط اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد: به شيخ [رجبعلى خياط] عنايتى شده و آن به خاطر كف نفسى است كه در ايام جوانى به عمل آورده است.« و خود شيخ »ره« اين واقعه را چنين نقل كرده است:
    در ايام جوانى دخترى رعنا و زيبا از بستگان، دلباخته من شد و سرانجام در خانه خلوت مرا به دام انداخت. با خود گفتم: »رجبعلى! خدا مى‏تواند تو را خيلى امتحان كند، بيا يك بار تو خدا را امتحان كن! و از اين حرام آماده و لذت بخش به خاطر خدا صرف‏نظر كن. سپس به خداوند عرضه داشتم: »خدايا! من اين گناه را براى تو ترك مى‏كنم، تو هم مرا براى خودت تربيت كن.





    آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
    ویرایش توسط عهد آسمانى : 01-02-1391 در ساعت 16:39 دلیل: جدا کردن کلمات بهم چسبیده

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  7. تشكرها 2

    نرگس منتظر (01-06-1391), عهد آسمانى (01-02-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سيزده پند گران بهاي لقمان حكيم به فرزندش
    توسط علم الهدى در انجمن اخلاق
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 13-03-1394, 20:39
  2. حمل پرچم 4 كيلومتري ايران در خيابان مفتح
    توسط نرگس منتظر در انجمن اخبار علمي . احتماعي .اقتصادي . فرهنگي . هنري
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 14-08-1392, 12:55
  3. {}{}{كينه توزي و درمان آن}{}{}
    توسط seyed yasin در انجمن رذائل اخلاقي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 04-12-1389, 14:11
  4. كيفر پستى و پاداش عزت نفس
    توسط لحظه هاي سبز در انجمن رذائل اخلاقي
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 14-08-1388, 20:58
  5. گروه تواشیح موعود قم
    توسط رایکا در انجمن مولودي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 13-08-1388, 23:02

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •