موارد جواز غیبت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
موارد جواز غیبت
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    پیش فرض موارد جواز غیبت




    به نام خدا و سلام بر شما
    وقت بخیر

    درست است که غیبت کردن از جمله بزرگ ترین گناهان هست، اما علماى اخلاق و همچنین فقها در این نكته اتفاق نظر دارند كه مواردى پیش مى آید كه غیبت كردن در آن جایز و حتى گاهى واجب است، و این به خاطر عوارض خاصى است كه بر غیبت مترتب مى شود.


    به عبارت دیگر:

    غیبت به عنوان حکم اولیه امری حرام و از گناهان كبیره است و همه علماى اسلام در آن اتفاق نظر دارند، ولى عناوین ثانویه و عوارضی که حاصل می شود ممكن است این عنوان اولیه و ذاتى غیبت را تحت الشعاع قرار دهند، و در موارد خاصى غیبت مجاز و یا حتی واجب گردد.

    و این موضوع در مواردى است كه پاى مصلحت مهمترى در میان است، كه حفظ آن مصلحت بر مفاسد عظیم غیبت غلبه مى كند.


    این موارد را فقها در کتب فقهی تحت عنوان «مستثنيات غيبت» دسته بندی کرده اند.


    مرحوم شيخ انصارى رحمة الله علیه در اوائل کتاب مکاسب محرمه چند مورد را جزء حرمت غيبت ندانسته و استثناء نموده و فرموده است در اين موارد غيبت جايز است:


    1- کسى که در مورد شخصى با انسان مشورت مى کند و از او مى خواهد که خوبى و بدى آن شخص را براى او بازگو کند، انسان بايد براى او خيرخواهى کند و واقعيت را براى او بيان کند، مخصوصا در کارهاى خير مانند ازدواج، که بخواهد دختر به او بدهد يا دختر از او بگيرد، و غيبت در اين موارد اشکال ندارد، زيرا که خيرخواهى براى مشورت کننده واجب، و خيانت به او حرام است، زيرا خيانت به او چه بسا مفسده اش از واقع شدن در غيبت بيشتر باشد.


    2- در مورد ظالم و ستمگر غيبت کردن و شنيدن غيبت اشکالى ندارد زيرا خداى متعال مى فرمايد: «لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم» «خداوند دوست ندارد که آشکارا بدى کسى گفته شود مگر در مورد مظلوم و ستمديده»

    پس مظلوم و کسى که مورد ستم واقع شده مى تواند ظلم ظالم را در نزد کسى که از ظلم او خبر ندارد بر ملا کند و از دست او شکايت کند و بدى او در اين مورد اشکالى ندارد.


    3- اگر آدم فاسقى شهادت داد يا خبرى آورد که فلانى چنين و چنان است بايد به شهادت او ترتيب اثر داده نشود، و به محض شنيدن خبر نادرست او حکم نکنيم ، بلکه غيبت و بدگوئى او نيز در اين مورد جايز است، چون حکم نکردن به شهادت فاسق مصلحتش بيشتر از مفسده آن است، و بدگوئى او در اين مورد اشکالى ندارد، چون با شهادت به ناحق او يا به ترتيب اثر دادن به خبر دروغ او ممکن است بين چند طائفه بهم بخورد و بدينجهت مفسده عظيمى رخ دهد.


    4- اگر کسى به شخص عادلى تهمت زد بايد کلام او را رد کرد و الا غيبت خود او که به مؤمن عادل تهمت مى زند در اين مورد جايز است.


    5- کسى که ادعاى نسبى را مى کند که اهليت آن را ندارد، بايد او را رد کرد و حرفش را قبول نکرد و لو با غيبت نمودن و بدگوئى پشت سر او (در همين مورد.)


    6- کسى که حرف باطلى را در مورد دين اسلام مى زند و يا مقاله اى عليه دين اسلام مى نويسد، غيبتش در اين مورد اشکالى ندارد.


    7- کسى که علنا فسق و فجور انجام مى دهد، مثلا علنا روزه مى خورد و يا گناه کبيره انجام مى دهد و يا زنا مى کند و يا شراب مى خورد، غيبتش جايز است. و بايد قصدش از غيبت و بدگوئى او اين باشد که از کار زشتش بازدارد، و در واقع اين احسانى است به حق او. چون مى خواهد او را به کارهاى خوب وا دارد.


    8- غيبت بدعت گذار در دين جايز است ، در صورتى که خوف داشته باشى که او مردم را گمراه کند.


    9- غيبت در استفتاء از مجتهد جايز است، مثلا زنى مى رود پيش ‍ مرجع تقليدش و مى گويد آيا مى توانم طلاق بگيرم يا نه؟ اگر استفتاء موقوف باشد بر ذکر کردن نام او جايز است و الا جايز نيست.


    10- غيبت در مورد دفع ضرر از غيبت شده جايز است ، همان طورى که امام صادق (علیه السلام) بدگوئى زراره را مى نمود و قصد آن حضرت دفع ضرر دشمن از او بود، و به عبدالله بن زراره فرمود از جانب من به پدرت سلام برسان و بگو من بدى ترا پشت ترا گفتم، به جهت دفاع از تو، زيرا که دشمن و اهل سنت در اذيت و آزار به دوستان ما شتاب مى کنند، و با آنها دشمنى مى ورزند به جهت علاقمنديشان به ما، پس من غيبت تو را گفتم ، تا آزار و اذيت آنان را از تو دفع نمايم و تا اين که مورد تمجيد و ستايش آنان قرارگيرى.

    زيرا خداى متعال مى فرمايد: «و اما السفينة فکانت لمساکين يعلمون فى البحر فاردت ان اعيبها و کان وراءهم ملک ياخذ کل سفينة غضبا». «اما کشتى مال فقرائى بود که در دريا مى کردند، پس خواستم آن را عيب دار و ناقص کنم، چون در اطراف پادشاهى بود که کشتى سالم (سالمى ) را به زور و به غصب مى گرفت»

    امام در تجويز عيب زراره به اين آيه استدلال مى فرمايد که اين کلام خدا است، به خدا سوگند او آن را معيوب و ناقص نکرد جز آن که هدفش اين بود که از غضب نمودن شاه در امان باشد.


    11- جايز است عيبى از او بگويد که به عنوان صفت خصوصى او گشته، به طورى که تا آن عيب و نقص را نگوئيد، آن فرد شناخته نشود، مثل دست شل، و يا پا شل و يا لوچ و يک چشمى و يايک دستى ، و در حديث است که زينب عطاره لوچ آمد پيش زنان پيغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و با آنان ملاقات نمود.

    پس اين عيب را گفتن در صورتى که به اين صفت مشهور شده باشد و با شنيدن آن بدش نيايد اشکال ندارد. البته اين مبنى بر اين است که فقط آن عيب ظاهر گفته شود و قصد مذمت او را نداشته باشد، بلکه قصدش ‍ شناختن يا شناساندن او به طرف باشد.


    - بعد مرحوم شيخ مرتضى انصارى رحمة الله علیه مى فرمايد:

    البته فقهاء موارد استثناء حرمت غيبت را بيش از اين بيان نموده اند، ولى ما ضابطه و قاعده کلى را در اين مورد وجود مصلحت غالبه بر مفسده هتک احترام مؤ من مى دانيم، چون هتک احترام مؤمن حرام است و اين به اختلاف مصالح و مراتب مفسده هتک مؤمن متفاوت است، زيرا که مصلحت در قوت و ضعف مندرج است، چه بسا مؤمنى که عرض و آبرويش هيچ ارزشى ندارد، پى بايد در هر دو جانب مصلحت و مفسده را مورد سنجش قرار دهيم، اولويت با رعايت مصلحت بيشتر است اگر غيبت مصلحت بيشترى داشت غيبت جايز است و اگر حفظ آبروى مؤمن مصلحتش بيشتر بود غيبت جايز نيست.

    .
    موارد جواز غیبت

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...




  2.  

  3. #2
    کارشناس پاسخگوی سایت
    محمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 727      تشکر : 1,690
    4,146 در 728 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض دادخواهی!




    لَا يحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا(النساء/148)
    خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود، بديها(ي ديگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست

    خداوند متعال در این آیه شریفه یکی از موارد جواز بیان عیوب دیگران رو مطرح می فرماید:

    هرگاه فردی ظلمی رو انجام بده ، که در مقابلش حق یا حقوق فرد یا افرادی از بین بره، در این صورت افرادی که مظلوم واقع شده اند، میتونند برای رسیدن به حقّشون (و یا حتی نه برای گرفتن حق خودشون ، بلکه برای جلوگیری از تحقق ظلمهای جدید) به افشای اون ظلم دست بزنند!

    منتها در این مسیر باید به چند نکته توجه داشت:

    1. نيت و قصد از بیان ظلم ظالم، رفع ظلم اتفاق افتاده و یا حداقل جلوگیری از ظلمهای بعدی ظالم، در حق دیگرون باشه!

    2. در بیان ظلم، فقط میشه درباره ستمي كه صورت گرفته، سخن گفت و به عیوب دیگه ظالم ، نمیشه اشاره داشت!

    لذا اگر ظالم، کلام و یا فعلی رو به ظلم ، انجام بده، برای دادخواهی فقط می تونیم، پیرامون همون کلام یا فعل که انجام شده مطلب بگیم، ولی مثلا اگر فرد ظالم در خانه خودش یه گناه مخفی ای هم انجام میده ، ما دیگه حق بیان اون گناه رو به دیگران نخواهیم داشت!

    3. بیان عیب رو تنها میشه ، پیش افرادی که توانائی پیگیری و رفع ظلم دارند انجام داد!

    پس اگر فردی که مظلوم واقع شده بره و به افرادی که مطلقا برای رسیدگی توانائی ندارند، مطلب را بیان کنه، کاری دور از موازین شرعی انجام داده!

    منتها شنیده و حتی دیده شده، برخی افراد که ظلمی در حقشون صورت گرفته، وقتی به تنهایی اقدام به بیان شکایت از ظالم میکنند، نه تنها به کارشان در اغلب اوقات رسیدگی نمیشه، بلکه حتی ممکنه، در عین ناباوری بواسطه توجیهات عجیب، خود همون افراد، محکوم هم بشند، و به قول معروف نه تنها علیه ظالم، اقدام حقیقی (نه صوری) صورت نگیره بلکه به نحوی، اسباب تقویت و گستاخی ظالم و تضعیف بیشتر مظلوم هم فراهم بشه، خصوصا وقتی دیده میشه ظالم دفعه اولش هم نبوده، و شکایتهای مختلفی از سوی افراد مختلف، و در زمانهای مختلف صورت گرفته، ولی رسیدگی جدّی ای نشده باشه و ظالم با قدرت هرچه تمام تر به ظلم خود ادامه بده!

    که در این مواقع تظلّم خواهیه مظلوم و بیان ظلم و یا ظلمهای ظالم، به سایرین، دایره وسیع تری رو ، در بر میگیره، تا شاید بواسطه یک حرکت منسجم و یکصدا، جلوی ظلم گرفته بشه!

    حق ندارد دوست بر وجه عيان /// جز بظلمى سوء گفتار از كسان‏
    كرده باشد گر كسى بر كس ستم /// شايد او را گر گشايد لب بذم‏
    تا كه خلق از حال او آگه شوند /// حامى مظلوم از هر ره شوند

    نکته بعدی ای که باید به اون اشاره کنیم اینه که :

    در شریعت اسلام بر گذشت و عفو بسیار تاکید شده، منتها این گذشت بر اساس آیات و احادیث مختلف (منجمله همین آیه) در جایی معنا داره که ظلمِ ظالم، موقت و یا قابل گذشت باشه، منتها اگر ظلم، در شکلهای گوناگون و در حق افراد مختلف و به دفعات مکرر باشه، دیگه کوتاه آمدن در مقابل اون، خودش میتونه ظلمی باشه از جانب ما در حق مظلومین آینده!

    خصوصا اگر ظلم ظالم، در امور دینی و در حق مومنین، آن هم با ایرادهای واهی باشه، که یقینا سکوت در مقابل آن آثار سوء زیاد، وباعث سرد شدن فعالیتهای مثبت، خواهد شد!

    در پایان، بیت شعری از سعدی، که از زبان حاج آقای قرائتی شنیده بودم رو تقدیمتان میکنم:

    ترحم بر پلنگ تیز دندان /// ستمکاری بود بر گوسفندان

    موارد جواز غیبت


  4. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بنام تو اي آرام جان

    سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامي

    پس از مطالعه نوشته شما به نظرم رسيد سوالي كه مدتها در ذهنم بود را مطرح كنم

    همانطور كه مستحضر هستيد مصاديق ظلم متعدد است و هر ظلمي هم قابل پيگيري از طريق مراجع قانوني نخواهد بود . و گاها حتي شدني و يا قابل اثبات نيست . اما انچه كه مسلمه ظلمي واقعي شده است و آبروي مسلماني به ناحق ريخته شده . اينجا چه بايد كرد ؟
    براي شما مثالي ميزنم :
    در نظر بگيريد فردي با بيان مطالب جعلي در نزد ديگران آبروي مسلماني را ببرد و احترام و شان او را نزد ديگران مخدوش كند ، اينجا تكليف چيه ؟ افرادي كه اين مطالب جعل را شنيده اند انتظار دارند كه فرد از خودش دفاع كند و حقايق را بيان كند . اگر اون بنده خدا بخواد از حيثت خود دفاع كند مجبور به بيان حقايقي خواهد شد كه ممكنه مستقيما مربوط به اين ظلم نباشه ، اما مربوط به زمينه اين ظلم و مرتبط به گذشته و اعمال سابق اين فرد باشه و در نهايت ممكنه به مواردي اشاره بشه مصداق غيبت بشه ، اما اگر هم بيان نكنه همچنان مورد اتهام و سوء ظن ديگران خواهد بود . در نظر داشته باشيد كه اين افراد مرجع رسيدگي و دفع ظلم نيستند ،‌اما لازمه نزد انها براي رفع اتهام و حفظ ابرو و شان خود به تمام مسائلي كه منجر به اين ماجرا شده اشاره كند .

    چنين موردي را به چشم خود ديدم كه فرد تا خواسته تعريف كنه اصل ماجرا چه بوده ، طرف مقابل گفته نگو اين مصداق غيبته و مفسده ايجاد مي كنه . حالا شما بفرمائيد تكليف آن فلك زده بي گناه چيه ؟ سكوت كنه ميگن حتما چيزي بوده ،‌ حرف بزنه ميگن غيبته . پس اين فرد چطور از خود دفاع كنه ؟
    موارد جواز غیبت
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #4
    کارشناس پاسخگوی سایت
    محمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 727      تشکر : 1,690
    4,146 در 728 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض جواز بدگویی تا چه حد؟




    تشکر از بابت سوال مطرح شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط هديه فاطمي نمایش پست ها
    اگر اون بنده خدا بخواد از حيثیت خود دفاع كند مجبور به بيان حقايقي خواهد شد كه ممكنه مستقيما مربوط به اين ظلم نباشه ، اما مربوط به زمينه اين ظلم و مرتبط به گذشته و اعمال سابق اين فرد باشه و در نهايت ممكنه به مواردي اشاره بشه مصداق غيبت بشه ، اما اگر هم بيان نكنه همچنان مورد اتهام و سوء ظن ديگران خواهد بود . در نظر داشته باشيد كه اين افراد مرجع رسيدگي و دفع ظلم نيستند ،‌اما لازمه نزد انها براي رفع اتهام و حفظ ابرو و شان خود به تمام مسائلي كه منجر به اين ماجرا شده اشاره كند ... حالا شما بفرمائيد تكليف آن فلك زده بي گناه چيه ؟


    صریح آیه آورده شده می فرماید:


    ذکر بدیهای افراد جایز نیست! (
    لَا يحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ)

    مگر کسیکه ظلمی در حقش شده باشد، و بخواد آن ظلم رو از خود دور کند (
    إِلَّا مَنْ ظُلِمَ)

    ما باید ببینیم که هدف از،
    جواز بدگویی در این آیه شریفه برای مظلوم چیه!

    یقینا یکی از اهداف جواز این بدگویی ، اینه که، به قول شما، مظلوم ،
    آبروی به ناحق رفتش رو، برگردونه!

    بلکه میشه گفت یکی از مهمترین مسائلی که آیه ، بخاطرش بدگویی رو برای مظلوم ، جایز اعلام کرده، همین
    برطرف شدن ظلمه!

    حالا گاهی لازمه مظلوم، برای رسیدن به این هدف، مقدماتی رو، در کنار دلیلش ذکر کنه، هرچند اون مقدمه ، ارتباط مستقیم با ظلمی که به ما صورت گرفته نداشته باشه، منتها از باب مقدمه، اشاره به اون
    لازم باشه!

    بر اساس قاعده عقلی، باید گفت، مقدمه یک فعل لازم نیز لازمه!


    منتها باید دقت داشت هر آنچه
    واقعا مربوطه ، باید بیان بشه (هرچند ارتباطش مستقیما نباشه)؛ و عیب هایی که هیچ گونه ارتباطی با دادخواهی ما نداره ، رو نباید بیان کنیم!

    موارد جواز غیبت
    ویرایش توسط محمدی : 03-07-1390 در ساعت 22:32


  6. #5
    کارشناس پاسخگوی سایت
    محمدی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 727      تشکر : 1,690
    4,146 در 728 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محمدی آنلاین نیست.

    پیش فرض اکتفا به مقدار لازم!




    برای روشن شدن مسئله، مثالی رو عرض میکنم که دقت در آن، جواب رو واضح میکنه:

    شخصی مالی ازما رو دزدیده ؛ ما ابتدا شواهد دزدی رو مطرح میکنیم، اما به هر دلیل، دیگران ادعای ما رو
    باور نکردند و گفتند فلانی بعیده اهل دزدی باشه، بعد ما برای شاهد ادعامون یکی از این دو کار زیر رو انجام بدیم که یکی جایز و دیگری غیر جایز است!

    مثال برای بدگوئی غیر مجاز: باور کنید راست میگم و اون دزده، چون شما که نمیدونید، من خودم دیدم که دیروز اون، به بچش یه فحش خیلی بد داد! واقعا که خیلی بی ادبه!!

    هرچند میشه همه چی رو در عالم به همدیگه مربوط کرد، ولی هر انسان منصفی، قبول میکنه که ارتباطی بین این فحش دادن به بچه و اثبات دزدی، وجود نداره!


    پس این مورد جایز نخواهد بود.


    مثال برای بدگوئی مجاز: باور کنید راست میگم که اون از من دزدی کرده، چون این دفعه اولش نیست که دزدی میکنه، تو فلان تاریخ هم دزدیهایی رو انجام داده بود!

    در این مثال، درسته که، دزدی در ایام گذشته و از سایرین، مستقیما به ما مربوط نمیشه، اما ممکنه
    ناچار شیم برای اینکه اثبات کنیم، دزدی کردن برای اون، مثل آب خوردن میمونه، اونها رو از باب شاهد بر ادعامون، بیان کنیم!

    این مورد یقینا جایزه، چون رفع ظلم و احقاق حق ما
    مشروط شده به بیان اون مطلب و مانند آن!

    منتها دو نکته :

    باید برای رسیدن به حقّمون تا اونجا که میشه به
    حداقل مقدار لازم، که میتونه همون مقدار، ما رو به مقصودمون برسونه بسنده کنیم!

    باید حواسمون باشه، شخص مظلوم بواسطه عصبانیت ممکنه، هر عیبی رو، هرجور شده توجیه کنه و مربوط بدونه، وحال آنکه شاید، واقعا
    ربطی نداشته و درنتیجه بیانش جایز نباشه!

    شاید برای همین بود که در همون آیه مورد نظر، خداوند می فرماید :

    (مواظب باشید خودتون تو این دادخواهی ظلم نکنید چون) خداوند، شنوا و داناست (وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا)

    امیدوارم موفق باشید.
    موارد جواز غیبت


  7. #6
    همكار انجمن خدمات و دانلود
    محامین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    نوشته : 710      تشکر : 2,363
    3,477 در 696 پست تشکر شده
    دریافت : 11      آپلود : 12
    محامین آنلاین نیست.

    پیش فرض





    در مواردی، غیبت کردن جایز است، که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:



    1- برای مشورت در کارهای مهم

    یعنی اگر کسی درباره دیگری از ما مشورت خواست (مثلا برای ازدواج، کار و...) ما می توانیم عیب های آن فرد را به مشورت کننده بگوییم.



    2- برای ردّ سخن و عقیده اشخاصی که دارای اعتقادات باطل هستند.

    یعنی اگر کسی اعتقادات باطل و اشتباهی داشته باشد، برای اینکه مردم از او پیروی نکنند، باید عیب سخن او را بگوییم.



    3- برای گواهی دادن نزد قاضی، باید حقیقت را بگوییم. گرچه غیبت باشد.



    4- برای اظهار مظلومیّت، بیان کردن ظلم ظالم مانعی ندارد.


    5- کسی که بدون حیا و آشکارا گناه می کند، سخن گفتن از گناهان او، غیبت نیست.



    6- برای ردّ ادعاهای پوچ، غیبت مانعی ندارد.

    مثلا کسی که می گوید: من مجتهدم، دکترم، سیّدم و... و ما می دانیم که او اهل این صفات نیست، جایز است به مردم آگاهی دهیم تا فریب نخورند.



    منبع: دقایقی با قرآن (بر اساس تفسیر نور)، ص216
    موارد جواز غیبت



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •