۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩
صفحه 11 از 18 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 171
  1. #101
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عبيداللّه بن مسلم بن عقيل (ع )
    مـورّخـان و رجـال نـويـسـان بـراى حـضرت مسلم (ع ) فرزندى به نام عبيداللّه ذكر نكرده انـد.(1088) ولى طـريـحـى وى را از شـهـيـدان كـربلا دانسته (1089) و در زيارت ناحيه مقدّسه امام (ع ) نيز از او چنين ياد شده است :
    ((السـلامُ عـلى عـبـيـداللّه بـن مـسلم بن عقيل و لَعَنَ اللّهُ قاتِلَهُ و راميَهُ[ عمر] و بن صُبَيْحِ الصيداوى .(1090)))
    درود بـر عـبـيـداللّه بـن مـسـلم بـن عـقـيـل و نـفـريـن بـر قاتل و تير زننده اش ، عمرو بن صبيح صيداوى .

    عبيداللّه بن يزيد بن نبيت - عبيداللّه بن يزيد بن ثبيط

    عبيداللّه بن يزيد بن ثُبَيْط
    عـبـيداللّه بن يزيد بن ثُبَيْط قَيْسى (1091) از اصحاب امام حسين (ع ) و شهيدان كربلا است .(1092) وى با برادرش ، عبداللّه ، همراه پدرشان براى پيوستن به امـام حـسـيـن (ع ) ـ در زمانى كه با فرمان ابن زياد به كار گزارش در بصره راه ها تحت مـراقـبـت بـود ـ از بـصره خارج شدند و با شتاب حركت نموده تا در اَبْطَحْ(1093) به كاروان حسينى پيوستند و همراه آن حضرت (ع ) بودند تا آنكه در كربلا به شهادت رسـيـدنـد.(1094) بـرخـى نـام وى را در شـمـار شـهـيـدان حـمـله نـخـسـت آورده اند.(1095)
    در زيارت ناحيه بر وى و برادرش چنين درود فرستاده شده است :
    ((السَّلامُ عَلى عَبْدِاللّهِ و عُبَيْدِ الله اِبْنَىْ يَزِيدِ بْن ثُبَيْتِ القَيْسىِّ))(1096)

    عبيدالله بن يقطر - عبدالله بن يقطر

    عَتيق بنِ على (ع )
    وى ، در ميان منابع كهنِ رجالى و تاريخى نام و نشانى ندارد. تنها صاحب شذرات الذهب او را در شـمـار بـرادران امـام حـسـيـن (ع ) كـه در كربلا به شهادت رسيدند قلمداد كرده است .(1097)

    عثمان بن عروه غفارى - عثمان بن فروه غفارى

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #102
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩






    عثمان بن على (ع )
    ابـوعـمـر(1098)، عثمان فرزند حضرت على (ع ) و مادرش ام البنين دختر حزام است .(1099) وى دو سال پس از برادرش عبداللّه ديده به جهان گشود و هنگام تولدش ، امـيرالمومنين على (ع ) فرمود: به ياد برادرم ، ((عثمان بن مظعون ))(1100) او را ((عـثـمـان )) نـامـيـدم . وى چـهـار سـال بـا پـدر و چـهـارده سال با برادرش امام حسن (ع ) و سى و سه سال با برادرش امام حسين (ع ) زندگى كرد و مـدت عـمـر او نـيـز سـى و سـه سـال بـود.(1101) بـرخـى مـدت عـمـرش را 21 سال نوشته اند.(1102)
    عـثـمـان و بـرادرانـش (عـبـاس و عـبـدالله و جـعـفـر) بـا وجـود اين كه شمر به آنها امان داد نـپـذيـرفتند و برادر خويش امام حسين (ع ) را تنها نگذاردند(1103) و روز عاشورا وقـتى حضرت عباس (ع ) كشته هاى فراوان خاندانش را مشاهده كرد به برادران مادرى خود كـه از فـرزنـدان حـضـرت على (ع ) بودند فرمود: پدر و مادرم به فداى شما باد! پيش بـرويد تا شما را بنگرم كه آنها با اقدامى شجاعانه به لشكر عمر سعد حمله كردند و سينه خويش ‍ را آماج تير و نيزه و شمشير قرار دادند.(1104) برخى آورده اند: پس از عبدالله برادرش ‍ عثمان به ميدان رفت .(1105) ولى اكثر مورخان آورده اند: وى پس از برادرش عمر بن على (ع ) رهسپار ميدان شد و چنين رجز خواند:
    إِنّى اَنَا عُثْمانُ ذُو المَفاخِرِ
    شَيْخى عَلِىُّ ذُو الْفَعالِ الظّاهِرِ
    وَإِبْنُ عَّمِ النَّبِى الطّاهِرِ
    اءَخُو حُسَينٌ خَيْرَةُ الاءَخائِرِ
    وَ سَيِّدُ الكُبّارِ وَ الاءَصاغِرِ
    بَعْدَ الَّرسوُلِ وَ الْوَصِىِّ النّاصِرِ(1106)
    مـن عـثمان صاحب افتخاراتم ، آقايم على (ع ) است كه كارهاى نيكش آشكار و عموزاده پيامبر پاك است ، برادرم حسين (ع ) از بهترين نيكان و پس از پيامبر(ص ) و على (ع )، سرور هر كوچك و بزرگ است .
    درباره شهادت وى آورده اند: خَولى بن يزيد اَصْبُحى (1107) تيرى به پهلوى عـثـمـان بـن على (ع ) زد از اسب به زمين افتاد، آنگاه فردى از ابان بن حازم (دارم ) وى را به شهادت رساند.(1108)
    در زيارت ناحيه بر وى چنين درود فرستاده شده است :
    ((اَلسَّلا مُ عـَلى عـُثـْم انَ بـْنِ اءَمـِيرِ الْمُؤ مِنينَ سُمِّىَ عُثْم انَ بْنَ مَظْعُونٍ، لَعَنَ اللّهُ ر امِيَهُ بِالسَّهْمِ خوْلىَ بن يَزِيْدِ الاءَصْبَحِّى اَلاَيْادِىَّ [ اَلاَبانِىَّ] الدّارِمِىَّ))(1109)
    درود بر عثمان بن على (ع ) كه هم نام عثمان بن مظعون بود، خدا تير زننده به وى خولى بن يزيد اصبحى ابانى دارمى را لعنت كند.

    عثمان بن فَرْوَه غفارى
    عـثـمـان ، فـرزنـد فـَرْوه (1110) غـفـارى اسـت . بـرخـى از معاصرين او را در زمره شـهـيـدان كـربـلا قـلمـداد كـرده انـد.(1111) ولى مـحـمـد مـهـدى شـمـس الديـن احتمال داده كه وى ، همان قرّة بن ابى قرّه غفارى باشد.(1112)
    در زيارت رجبيّه از عثمان چنين ياد شده است :
    السّلام على عثمان بن فَرْوَة الغفارى .(1113)
    از او اطلاع ديگرى در دست نيست .


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #103
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عُدَى بن عبداللّه بن جعفر طَيّار
    تـنها كسى كه وى را در زمره شهيدان كربلا قلمداد كرده ابن قتيبه دينورى مى باشد، وى مـى نـويـسـد: پس از عبداللّه بن مسلم بن عقيل عدى بن عبدالله بن جعفر طيّار به دست عَمْرو بن نَهْشَل تَمِيمِى به شهادت رسيد.(1114)

    عروه - قره

    عروه غفّارى
    تـنـهـا كـسـى كه وى را شهيد كربلا قلمداد كرده صاحب ينابيع المودة است كه مى نويسد: پـس از عـون بـن عـبـدالله بـن جـعـفـر، عـروه غـفـارى كـه پـيـرى كـهـن سال بود و در جنگ هاى بدر و حنين و صفين شركت كرده بود به ميدان رفت . امام حسين (ع ) به وى فرمود: اى پيرمرد خداوند، از تو قبول فرمايد! آنگاه عبدالله رجز زير را سرود:
    قَدْ عَلمت حَقّا بنو غَفّار
    وَ خَنْدَفٍ ثُمَّ بَنُو نَزّارِ
    بِنُصْرَتى لِاَحْمَدِ المُخْتارِ
    وَ آلِهِ السّاداتِ وَ الْاَبْرارِ
    صَلِّى عَلَيْهِمْ خالِقُ الاَشْجارِ
    رَبُّ البَرايا خالِقُ الاطْيارِ
    فرزندان [ قبيله ] غفار، خندف و نيز نزار مى دانند كه من
    يارى كننده احمد مختار و خاندان بزرگوار و نيكوى وى هستم .
    [ كه ] به وجود آورنده درختان و پرندگان و آفريدگار جهان بر آنها درود مى فرستند.
    و جـنـگـيـد و پـس از بـه هـلاكـت رسـاندن بيست و پنج نفر از سواران [ دشمن ] به شهادت رسيد.(1115)

    عقبة بن صلت جهنى
    ر.ك به : مقاله ((عبّاد بن مهاجر)).
    از صـحـابه رسول خدا(ص ) و از راويان حديث اوست و با توجه به شهادتش در كربلا، فـردى ثـقـه و مورد اعتماد به شمار مى آيد.(1116) وى در بيرون مدينه ، در يكى از مـنـزلگـاه هاى ((جُهَيْنَه ))، به امام حسين (ع ) پيوست (1117) و همراه او بود تا سـرانـجـام در روز عـاشـورا، در مـصـاف بـا لشـكـريـان ابـن سـعـد، بـه شـهـادت رسيد.(1118)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #104
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عقيل بن عقيل
    ياران پايدار امام حسين (ع )، ص 117.
    يـكـى از كـتـاب هـاى مـتـاءخـر بـه نـقـل از جـمال الدين زرندى حنفى (متوفاى 750 ه‍ . ق )، عـقـيـل بـن عـقـيـل را در شـمـار شـهـيـدان كـربـلا آورده گـويـد: از فـرزنـدان عـقـيـل بـن ابـى طـالب ، پـنـج تـن بـه شـهـادت رسـيـدنـد؛ مـسـلم ، عـقـيـل ، جـعـفـر، عـبـدالله بـن مـسـلم و بـرادرش مـحـمـّد. سـپـس ‍ مـى افـزايـد: مـسـلم بـن عقيل پيش تر در كوفه شهيد شده بود و سرافه باهلى درباره آنان سروده است :
    عَيْن فَابْكى بِعَبَرَةٍ و عَوَيلِ
    وَ انْدُبى اِنْ نَدَبْتِ آلَ الَّرسولِ
    سَبْعَةٍ مِنْهُمْ لِصُلْبِ عَلِي
    قَدْ اُبيدُوا وَ خَمْسَةٍ لِعَقيلى (1119)
    اى چـشـم ، اشـك بـريـز و نـاله سـرده و بـر كـشـتـگـان آل رسول نوحه كن ؛
    هـفـت تـن از فـرزنـدان عـلى (ع ) و پـنـج تـن از نـسـل عقيل ، به شهادت رسيدند.
    ولى درسـتـى ايـن مـطـالب جـاى تـرديـد دارد، زيـرا در زمـره فـرزنـدان عـقـيل بن ابى طالب ، از عقيل نامى برده نشده است !(1120) علاوه بر آن هيچ يك از مـورخـان مـشـهـور، شـخـصـى بـه نـام عـقـيـل بن عقيل را در شمار شهيدان كربلا ذكر نكرده اند.(1121)

    على اصغر(ع )
    وى فـرزنـد امـام حـسـين (ع ) و از شهيدان كربلا است .(1122) و مادرش رباب دختر امرءالقيس (1123) مى باشد.(1124)
    بـرخـى گـفـتـه انـد كـه نـام ديـگـر عـلى اصـغـر، عـبـداللّه اسـت (1125) و برخى قـايـل انـد كـه عبدالله غير از على اصغر مى باشد؛ زيرا عبدالله در جلو خيمه ها، در دامان پـدرش حـسـيـن (ع ) شـهـيـد شـد ولى عـلى اصـغـر بـنـابـر نـقـلى در مـقـابـل صـف دشـمـن هـدف تـيـر قـرار گـرفـت .(1126) صـاحـب ذخـيـرة الداريـن هـم نـقـل كـرده اسـت كـه عـبـدالله روز عـاشـورا بـه دنـيـا آمـد و سـاعـاتـى پس از ولادت شهيد شـد.(1127) ولى در مقتل ابو مخنف آمده كه كودك شيرخوار حسين (ع ) در كربلا شش ماهه بوده است .(1128)
    گـونـه شـهـادت على اصغر(ع ) در تاريخ ، مختلف ثبت شده است . برخى نوشته اند كه امام حسين (ع )، روز عاشورا، پس از شهادت اصحاب و يارانش ، براى وداع كنار خيمه ها آمد و عـلى اصـغـر را در آغـوش داشـت و مـى بـوسـيـد كـه نـاگـهـان حـرمـلة بـن كاهل اسدى او را هدف تير قرار داد و گلويش را پاره كرد.(1129)
    بـرخى ديگر گفته اند كه زينب (س ) اين كودك را نزد برادر آورد تا از لشكر براى او طـلب آب كـنـد و امـام (ع ) او را مـقـابـل لشـكـر بـرد و فـرمـود: اى جـمـاعـت شـمـا شـيعيان و اهل بيتم را كشته ايد و اين طفل مانده است كه او هم از تشنگى به خود مى پيچد. او را جرعه اى آب دهـيـد. در هـمـيـن حـال كـه حـسـيـن (ع ) بـا آنـهـا سـخـن مـى گـفـت ، نـاگـهـان مـردى طفل را هدف تير قرار داد و كشت .(1130)
    امـام حـسـين (ع ) پس از هدف قرار گرفتن على اصغر، دست را زير گلوى او گرفت و چون از خـون پـر شـد آن را بـه آسـمـان پـاشـيـد(1131) و فـرمـود: آنـچـه بـر مـن نـازل شـد، برايم آسان است زيرا در راه خدا است و او مى بيند.(1132) برخى نيز نـوشـتـه انـد كـه فـرمـود: خـدايـا [ شـهادت ] اين [ كودك ] نزد تو،كمتر از [ كشتن ] ناقه صـالح [ پيامبر(ع )] نيست .(1133) خدايا اگر امروز فتح و نصرت خويش را از ما بـاز داشـتـه اى آن را در چـيـزى كـه بـراى مـا بـهـتـر است قرار ده .(1134) در اين حـال نـدايـى از آسـمـان بـرخاست كه يا حسين ! شير خوارت را واگذارم كه هم اكنون شير دهنده اى ، در بهشت برايش مهيّا است .(1135)
    بـرخـى از مـورخـان نـوشـتـه انـد كـه حـسـيـن (ع ) قـنـداقـه غـرقـه بـه خـون طفل را به خيمه باز گرداند و به ام كلثوم سپرد.(1136)
    بـرخـى ديـگـر نـقل كرده اند كه امام (ع ) پس از شهادت او قبرى حفر كرد و پيكرش را در پـارچـه اى پيچيد و بر آن نماز گزارد.(1137) برخى نيز نوشته اند كه بدنش را آورد و كنار بدن ديگر شهدا نهاد.(1138)
    در زيارت نامه امام حسين (ع ) درباره على اصغر(ع ) چنين مى خوانيم :
    ((صَلّى اللّهُ عَلَيْكَ وَعَلَيْهِمْ وَعَلى وَلَدِكَ عَلىّ الاَصْغَرِ الّذى فُجِعْتَ بِهِ))(1139)
    درود خدا بر تو و بر ايشان (شهيدان ) و بر فرزندت على اصغر كه داغدار او شدى .
    عـلى اصـغر را باب الحوائج نيز مى خوانند، زيرا گرچه شيرخوار بود، ولى مقامش نزد خدا والا است .(1140)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #105
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    على اكبر(ع )
    بـنـا بـر قـول مـشـهـور، وى بـزرگ تـريـن فـرزند امام حسين (ع ) است كه در كربلا به شـهـادت رسـيـد.(1141) مـادرش ليـلى ، دخـتـر ابى مُرّة بن عُروة بن مَسعود ثَقفى (1142) است .(1143) برخى نام مادر او را آمنه نوشته اند.(1144)
    در تـاريـخ ولادت او اخـتـلاف است . ابوالفرج مى نويسد كه او در زمان خلافت عثمان زاده شـد ولى از سـال ولادتـش نـام نـمـى بـرد.(1145) صـاحـب اعـيـان الشـيـعـه سـال ولادت او را 35 يـا 41 هـجرى نوشته است (1146) و علاّمه مقرم ، ولادت او را در يازدهم شعبان سال 33 هجرى ، مى داند.(1147)
    نـظـر بـه اخـتـلاف در تاريخ ولادت على اكبر درباره سن او به هنگام شهادت نيز اختلاف اسـت . ابـن شـهـرآشـوب مـى نـويـسـد كـه او هـنـگـام شـهـادت هـجـده سال داشت و سپس نقل مى كند كه 25 سال هم گفته اند.(1148) شيخ مفيد، سنّ او را نـوزده سال مى داند(1149) و علاّمه مقرم مى نويسد كه وى در كربلا [ قريب به ] 27 سال داشت .(1150)
    مـشـهـور اسـت كـه عـلى اكـبـر(ع ) از امـام سجاد(ع ) بزرگ تر بوده است (1151) و بـسـيـارى از مـورخـان از او با لقب الاكبر، ياد كرده اند.(1152) ولى شيخ طوسى لقـب او را الاصـغـر، ذكـر كـرده و او را در شـمـار اصـحـاب امـام حـسـيـن (ع ) آورده اسـت .(1153)
    كـنـيـه اش ابـوالحـسـن اسـت (1154) و بـه نوشته محدث قمى از برخى روايات و زيـارتـنـامـه هـا، بـرمـى آيـد كـه او ازدواج كـرده و داراى فـرزنـدانـى نـيـز بـوده اسـت .(1155)
    عـلى اكـبـر(ع ) در شـكـل و شـمـايـل و خـلق و خـو، شـبـيـه تـريـن مـردم بـه رسـول خدا(ص ) بود و منش و رفتارش ، اخلاق پيامبر(ص ) را در خاطره ها زنده مى كرد و هـرگـاه اهـل بـيـت (ع ) مـشـتـاق ديـدار جـدشان رسول اللّه (ص ) مى شدند، به چهره او مى نگريستند.(1156)
    او جـوانـى عـالم ، وارسـتـه ، رشـيـد و شجاع بود و از صفات انسانى و سجاياى اخلاقى والايى برخوردار بود. در زيارت نامه حضرتش آمده است :
    سلام بر تو اى بسيار راستگوى درستكار! اى [ انسان ] پاك و پاكيزه ! اى دوست مقرَّب [ خـدا]!... چـه گـرامـى اسـت مقام تو! و چه شرافتمندانه بود بازگشت تو [ به سوى او]! گواهى مى دهم كه خداوند از كوششت [ در راه خود] قدردانى كرد و پاداشت را افزون ساخت و تـو را بـه كنگره رفيع شرف رسانيد. و در غرفه هاى عالى [ بهشت ] جاى داد. همچنان كه از پيش بر تو منّت نهاد و تو را از اهل بيتى قرار داد كه رجس و پليدى را از آنان دور كرد و از آلودگى ها كاملا پاكشان ساخت .(1157)
    عـلى اكـبـر(ع ) در نـهـضـت كـربلا همراه و همگام پدر بود. پس از حركت شبانه كاروان امام حـسـيـن (ع ) از مـنـزلگـاه قصر بنى مقاتل ،(1158) روى اسب ، چشمان حسين (ع ) را خـواب ربـود. پـس از بيدارى كلمه استرجاع (1159) بر زبان راند و حمد خداى را به جاى آورد. على اكبر(ع ) سبب آن را پرسيد. حسين (ع ) فرمود: در خواب ديدم سوارى مى گفت : اين كاروان به سوى مرگ مى رود. على اكبر پرسيد: آيا ما بر حق نيستيم ؟ فرمود: چرا. گفت : وقتى برحقيم از مردن در راه حق چه باك ؟(1160)
    بنابر مشهور، نخستين كس از بنى هاشم كه در روز عاشورا به ميدان رفت على اكبر بود. گرچه ميدان رفتنش بر امام (ع ) و اهل بيت بسيار سخت بود ولى از ايثار و روحيه جانبازى او، جز اين انتظار نمى رفت . هنگام ميدان رفتنش امام (ع ) با نااميدى بر او نگريست و اشك از ديدگان مباركش جارى شد و فرمود: بارالها! گواه باش كه به جانب ايشان نوجوانى رهـسـپـار اسـت كه در صورت و سيرت و گفتار، شبيه ترين مردم به پيامبر تو بود و ما هرگاه مشتاق ديدار پيامبرت مى شديم ، به چهره او مى نگريستيم .(1161)
    در روايـتـى آمـده اسـت كـه آن گـاه امـام حـسـيـن (ع ) بـر آن قوم نفرين كرد و فرمود: خدايا بركات زمين را از ايشان بازدار و در بهره مندى چند روزه [ دنيا] ميانشان تفرقه افكن و هر يك را به راهى جدا وادار و فرمانروايان را از ايشان راضى مگردان . زيرا اين گروه ما را دعوت كردند كه ياريمان كنند ولى به دشمنى و جنگ با ما برخاستند.(1162)
    پـس از آن ، امـام (ع ) به عمرسعد خطاب كرد و فرمود: اى پسر سعد! خدا خويشاوندى ات را قطع كند و كار تو را خجسته نسازد و كسى را بر تو چيره كند كه در بستر، سرت را بـبـرد، هـمـچـنـان كـه خـويـشـاونـدى مـرا بـريـدى و پـيـونـد مـرا بـا رسول خدا(ص ) رعايت نكردى . سپس با صداى رسا اين آيه شريفه را قرائت كرد:
    إِنَّ اللّهَ اصـْطـَفـَى آدَمَ وَنـُوحـا وَآلَ إِبـْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ # ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللّهَُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(1163) (1164)
    خـداونـد آدم و نـوح و خـانـدان ابـراهـيـم (اسـمـاعـيـل و اسـحـاق و پـيـامـبـران و امـامـان از نسل آنها) و خاندان عمران (موسى و هارون يا عيسى و مريم (ع )) را بر جهانيان برگزيد؛ در حـالى كـه آنـان فـرزنـدانـى هـسـتـنـد بـرخـى از نسل برخى و خدا بسيار شنونده و دانا است .
    عـلى اكـبر(ع ) پس از اجازه از پدر با اهل حرم وداع كرد و روانه ميدان شد(1165) و اين رجز را خواند:
    اَنَا عَلىُ بْنُ الحُسَيْنِ بْنِ عَلى
    نَحْنُ وَبِيْتُ اللّهِ اَوْلى بالنَّبِى
    اَطْعَنُكُمْ بالرُّمْحِ حَتّى يَنْثَنى
    اَضْرِبُكُمْ بالسَّيْفِ اَحْمى عَنْ اَبى
    ضَرْبَ غُلامٍ هاشِمِي عَرَبى
    وَاللّهِ لا يَحْكُمُ فينَا ابْنُ الدَّعى (1166)
    من على ، پسر حسين ، بن على هستم به كعبه سوگند كه ما به پيامبر(ص ) سزاوارتريم
    آن قـدر بـا نيزه بر شما مى زنم كه خم شود با شمشير شما را مى زنم و از پدرم حمايت مى كنم
    شمشير زدن جوانى هاشمى و عربى به خدا سوگند فرزند ناپاك (پسرزياد) درباره ما حكم نراند.
    او بـا حمله هاى دلاورانه اش ، لشكر را به ستوه آورد به گونه اى كه ناله و فرياد از آنـهـا بـرخـاسـت . نـقـل كـرده انـد كـه در نـخـسـتـيـن حـمله اش يكصد و بيست نفر را به خاك افـكـنـد.(1167) سـپـس در حـالى كه زخم هاى بسيار برداشته بود به سوى پدر بـرگـشت و گفت : اى پدر! تشنگى مرا كشت و سنگينى سلاح مرا به زحمت انداخت . آيا به جرعه اى آب ، راه توان برد؟ تا براى جنگ با دشمن بدان وسيله ، نيرو گيرم .
    امـام (ع ) گـريـست و فرمود: فرزندم ! بر محمد(ص ) و على (ع ) و پدرت گران است كه ايـشان را بخوانى و پاسخت ندهند و از آنان كمك طلبى و كمكت نكنند. فرزندم ! زبانت را پـيـش ‍ آر. پـس آن را مـكـيـد و انـگـشتر خود را به او سپرد و فرمود: اين انگشتر را در دهان بـگـذار و بـه نبرد با دشمن برگرد كه به زودى جدّت با جامى سرشار از نوشيدنى ـ كه پس از آن ، هرگز تشنگى نيابى ـ تو را سيراب مى كند.(1168)
    عـلى اكـبـر(ع ) بـه مـيـدان برگشت و رجزى خواند كه مضمونش اين است : حقايق جنگ آشكار گـشـت و پـس از ايـن نـيـز گـواهـان راسـتـى آن نـمـودار شـدنـد. سـوگـنـد به خدايى كه پروردگار عرش است ، از نبرد با سپاهيان انبوه شما فاصله نگيريم تا كه شمشيرها در غلاف شوند.(1169)
    او سـخـت و پـيـگير جنگيد و هشتاد نفر ديگر را به هلاكت رسانيد(1170) و سرانجام با ضربه منقذ بن مرّه عبدى نقش بر زمين گشت ، دشمنان گردش را گرفتند و با شمشير پاره پاره اش كردند.(1171)
    بـرخـى نقل كرده اند كه پس از آن ضربه ، دست به گردن اسب انداخت و آن حيوان (وحشت زده ) او را بـه سـوى سـپـاه دشـمـن بـرد و آنـان بـا شـمـشـيـرهـاى خود، او را قطعه قطعه كردند.(1172)
    عـلى اكـبـر(ع ) [ در لحـظـات آخـر] نـدا داد: پـدر جـان ! ايـنـك ايـن جـدّم رسـول خـدا(ص ) اسـت كـه بـا قـدح سـرشـار خـود مـرا شـربـتى داد كه پس از آن هرگز تـشـنـگـى نـيـابـم و مـى فـرمـايد: بشتاب ! بشتاب ! كه براى تو نيز جامى فراهم است .(1173)
    در آن حـال امـام حـسـيـن (ع ) بـه ميدان شتافت و در كنار بدن على اكبر نشست و صورت به صـورتـش نهاد و گفت : خدا بكشد جماعتى را كه تو را كشتند. چه چيز ايشان را جراءت داد بر شكستن حرمت خدا و پيامبر؟ اى پسر بعد از تو اف بر اين دنيا.(1174)
    نـقـل شـده كـه زينب كبرى (س ) در حالى كه [ با ناله اى جان سوز] مى گفت : ((اى محبوب دلم ، پسرِ برادرم ))، آمد و خود را بر آن بدن پاره پاره انداخت . امّا امام (ع ) خواهر خود را نزد زنان برگرداند.(1175)
    امـام حـسـيـن (ع ) سـرانـجـام بـه جـوانـان بـنـى هـاشـم فرمود: بدن على اكبر را به خيمه بردند.(1176)
    در ايـن كـه آيـا ((ليلى ))، مادرِ على اكبر در كربلا حضور داشته يا نه ، سخنى در كتاب هـاى مـشـهـور تـاريـخـى ، بـه مـيان نيامده است . تنها صاحب ((ذخيرة الدارين )) نوشته كه مادرش در روز عاشورا، براى وى دعا مى كرد.(1177) و از بعضى عبارت هاى كتاب روضـة الشـهـداء نـيـز بـه دسـت مـى آيـد كـه مـادرش در كـربـلا حـضـور داشـتـه اسـت .(1178)
    طـبـق روايت امام صادق (ع )، مدفن على اكبر(ع ) پايين پاى حضرت اباعبداللّه الحسين (ع ) است .(1179)
    در زيارت ناحيه ، درباره على اكبر(ع ) آمده است :
    ((السَّلامُ عـَلَيـْكَ يـا اَوَّلَ قـَتـيـلٍ مـِنْ نـَسـْلِ خـَيـْرِ سـَليـلٍ مـِنْ سـُلالَةِ اِبـْراهـيـمِ الْخَليلِ(ع )))(1180)
    سـلام بـر تـو اى اوّل شـهـيـد، از نـسـل بـهـتـريـن ذريـّه از فـرزنـدان ابـراهـيـم خليل (ع )

    على بن حسين - على اكبر(ع )


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #106
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    على بن حرّ رياحى
    نـام او در مـنـابـع مـشـهـور و مـتـقـدم ، در شـمـار شـهـيـدان كـربـلا ديده نمى شود. ولى در مـقـتـل مـنسوب به ابومخنف آمده است كه پس از پيوستن حرّ بن يزيد رياحى و فرزندش در روز عاشورا به امام حسين (ع )، حرّ از فرزندش خواست تا بر آن گروه ستمگر حمله كند و حـسـيـن (ع ) را يـارى نـمـايـد. آن جـوان حـمـله برد و هفتاد تن از نيروهاى دشمن را به هلاكت رسـانـد و سـرانـجـام بـه شهادت رسيد. حرّ از شهادت او شادمان گرديد و خدا را سپاس ‍ گفت .(1181)
    بـرخـى ديـگر نوشته اند كه على بن حرّ نخست جزو سپاهيان ابن سعد بود. پس از آن كه پـدر و عـمـويـش بـه امـام حـسـيـن (ع ) پـيوستند و شهيد شدند، او نيز نزد امام آمد و پس از تـوبـه و اظـهـار ندامت ، اجازه ميدان خواست . امام (ع ) او را دعا كرد و اذن داد. على به ميدان رفـت و پـس از كـشـتـن تـنـى چـنـد از نـيـروهـاى دشـمـن ، بـه فـيـض شـهـادت نائل آمد.(1182)

    على بن عقيل
    وى از فـرزنـدان عـقـيـل بـن ابـى طـالب (ع ) اسـت (1183) و مـادرش اُمـّولد (كـنـيز) بـود.(1184) ابـوالفـرج نـوشـتـه اسـت كـه وى در كـربـلا بـه شـهـادت رسيد.(1185)
    سن او را هنگام شهادت 38 سال نوشته اند،(1186) بنابراين مى توان گفت كه او در حدود سال 22 هجرى به دنيا آمده است .
    بـرخـى گـفـتـه انـد كـه عـلى بن عقيل ، روز عاشورا به ميدان شتافت و سه سواره و هجده پـياده را از لشكر دشمن ، به خاك افكند و خود نيز توسط عبداللّه بن قطبه طائى ، به شـهـادت رسـيـد.(1187) بـرخـى ديـگر قاتل او را لقيط بن ياسر جهنى ثبت كرده اند.(1188)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #107
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    على بن مظاهر اسدى

    بنى اسد، بن خزيمه ، قبيله بزرگى از عدنانيان كه در كوفه و حومه آن سكونت داشتند. (معجم قبايل العرب ، ج 1، ص ‍ 21.).
    او از يـاران امام حسين (ع ) و از شهداى كربلاست .(1189) وى در كوفه مى زيست و پس از آمدن امام حسين (ع ) به عراق ، همراه ديگر ياران حضرت از آن شهر خارج شد و به ايشان پيوست .(1190)
    وى روز عاشورا به ميدان شتافت و اين رجز را خواند:
    اَقْسَمْتُ لَوْكُنّا لَكُمْ اَعْدادا
    اَوْ شَطْرَكُمْ لكُنْتُمُ الاَنْكادا
    يا شَرَّ قَوْمٍ حَسَبا وَزادا
    لاحَفَظَ اللّهُ لَكُمْ اَوْلادا(1191)
    بـه خـدا سـوگند اگر نفرات ما در برابر شما كم است ، شما نيز در نظر ما كم و ناچيز هستيد
    اى گـروهـى كـه از نـظـر حـسـب و تـوشـه آخـرت بـدتـريـن هـسـتـيـد خـدا نسل شما را باقى نگذارد.
    بـه روايـتـى وى پـس از كـشـتـن هـفـتـاد تـن از نـيـروهـاى دشـمـن ، بـه فـيـض شـهـادت نايل آمد.(1192)
    در منابع مشهور و كهن ، على بن مظاهر اسدى ، در شمار شهيدان كربلا ذكر نشده است .

    عماد بن حسان - عامر بن حسان طائى

    عمادة بن اءبى سلامة - عمار بن اءبى سلامة

    عمّار بن ابى سلامة دالانى
    برخى او را سلامه ناميده اند. (تسمية من قتل ، ش 97)
    برخى او را عمارة گفته اند. (تنقيح المقال ، ج 2، ص 322؛ وسيلة الدارين ، ص 172.) و برخى عمادة (عاشورا چه روزيست ، ص 255).
    مـنـسـوب بـه بـنـى دالان ، تـيـره اى از هـمـدان از قـبـايـل يمن كه در كوفه سكنى داشتند. (انـصـارالحـسـيـن (ع )، شـمـس الديـن ، ص ‍ 101، الدارالاسـلامـيـة ؛ مـعـجـم قبايل العرب ، ج 3، ص 1225.)
    او از ياران امام حسين (ع ) و از شهيدان كربلا است .(1193) بنا به گفته ابن حجر، او مـحـضـر رسـول خـدا(ص ) را درك كـرد و جـزو صـحـابـه آن حـضـرت بـه شـمـار مـى رود.(1194)
    عـمـّار از يـاران خـاص امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) بـود و در جـنـگ هـاى جـمـل ، صـفـّيـن و نـهـروان ، شـركـت جـسـت .(1195) [ هـنـگـامى كه على (ع ) به جنگ جمل مى رفت ] وى در راه بصره ، در منزلگاه ((ذى قار))(1196) از امير مؤ منان (ع ) پرسيد: وقتى به بصريان رسيدى با آنان چه خواهى كرد؟ امام (ع ) فرمود: آنها را به خدا و فرمانبرى از او دعوت مى كنم و اگر نپذيرفتند با ايشان مى جنگم .(1197) عـمـار گـفـت : در ايـن صـورت ، آنـان بـر دعـوت كـنـنـده بـه حـق ، پـيـروز نـخـواهـنـد شد.(1198)
    شـيـخ طـوسـى عمار را در شمار صحابه حضرت امام حسين (ع ) آورده است .(1199) وى در [ اردوگـاه ] ((نـُخـَيـْلِه ))(1200) در صـدد قـتل عبيداللّه بن زياد برآمد ولى موفق نشد. سرانجام با ظرافت خاصى [ از كوفه خارج شـد و] بـه امام حسين (ع )، پيوست و در ركاب آن حضرت در حمله نخست سپاه عمر سعد، به شهادت رسيد.(1201)
    در زيارت ناحيه درباره او مى خوانيم :
    اَلسَّلامُ عَلى عَمّارِ بْنِ اَبى سَلامَةِ الدّالانى .(1202)

    عمّار بن حسان طائى - عامر بن حسان طائى

    عمارة بن سلامة - عمار بن اءبى سلامة

    عمارة بن ابى سلامة - عمار بن ابى سلامه

    عمارة بن حسان - عامر بن حسان طائى



    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #108
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عمارة بن صلخب اَزْدى
    درباره ((اَزْدى ))، ر.ك به مقاله ((خالد بن عمرو اَزْدى )).
    او از يـاران امـام حـسـيـن (ع ) اسـت كـه در كـوفـه بـه شـهـادت رسـيـد. نـام پدرش ‍ صلخب
    (1203) يـا صـلخد(1204) است . وى جوانى (1205) شجاع و كاردان بـود.(1206) در كـوفـه سـكـونـت داشـت (1207) و بـا مـسـلم بـن عـقـيل (ع ) بيعت كرد و براى امام حسين (ع ) از مردم كوفه بيعت مى گرفت .(1208) پس از قيام مسلم (ع ) به يارى او برخاست (1209) و پس از دستگيرى وى ، او نيز تـوسـط مـحـمـد بـن اشـعـث دسـتگير و زندانى شد(1210) و پس از شهادت مسلم بن عقيل (ع )، ابن زياد فرمان داد او را ميان قبيله اَزْد برده گردن زدند.

    عمران بن ابى كعب - عمران بن كعب

    عمران بن كعب بن حارث اشجعى
    اشـجـع : قـبـيـله اى از غـطـفـان ، از تبار عدنانيان كه در اطراف مدينه سكنى داشتند (معجم قبايل العرب ، ج 1، ص ‍ 29).
    وى از اصحاب امام حسين (ع )
    (1211) و از شهيدان كربلا است .(1212) نام او و پـدرش را بـه اختلاف عمرو بن كعب ،(1213) عَمَرَ بْنِ اَبى كعب (1214) و عـمـران بـن كـعـب (1215) و عـمـران بـن ابـى كـعـب (1216) نقل كرده اند.
    او در نـخستين حمله سپاهيان ابن سعد به ياران حسين (ع ) به شهادت رسيد.
    (1217) در زيارت ناحيه و رجبيّه درباره او مى خوانيم :
    ((السَّلامُ عَلى عُمَرَ بْنِ اَبى كعْبٍ))
    (1218)

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #109
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عمران كلبى
    كـلب بـن وَبـَرَة ، قـبـيـله اى از قـبـايـل عـرب كه افراد آن بعضى مسلمان و بعضى مسيحى بودند. (معجم قبايل العرب ، ج 5، ص 362).
    نـويـسنده تذكرة الشهدا از ابومخنف نقل كرده كه پس از شهادت عمير بن مطاع ، از شهداى كربلا، جوانى كه او و مادرش توسط امام حسين (ع ) مسلمان شده بودند، به ميدان رفت . او نقل كرده كه نام اين جوان عمران كلبى بود و اين رجز را خواند:
    اِنْ تنْكِرُونى فَاَنَا ابْنُ الكَلْبِ
    عَبْلُ الذِّراعَيْنِ شَديدُ الضَّربِ
    لا اَرْهَبُ الْمَوْتَ بِدار الْحَرْبِ
    اَفُوزُ بِالْجَنَّةِ يَوْمَ الْكَرْبِ
    اِنّى غُلامٌ واثِقٌ بِرَبّى
    حَسَبى بِهِ مَوْلاىَ فَهُوَ حَسْبى
    (1219)
    اگر مرا نمى شناسيد من فرزند كلبم با بازوانى قوى و ضربتى سخت ؛
    در مـيـدان جنگ ، از مرگ نمى هراسم [ و] با رفتن به بهشت ، در روز سخت ، رستگار خواهم شد؛
    من جوانى هستم كه به خداى خويش اعتماد دارم او مولاى من است و مرا كفايت مى كند.
    سـپـس بـر لشـكـر ابـن سـعـد حـمـله كـرد و جـنـگـيـد تـا چـهـل تـن از نـيروهاى دشمن را به هلاكت رساند و خود نيز شهيد شد. دشمن سَرش را از تن جدا كرد و به سوى سپاه حسين (ع ) پرتاب نمود.
    (1220)

    عمر بن ابى تمام صائدى
    در مـنـابـع كـهـن مـربـوط بـه عاشورا، هيچ نام و نشانى از او به چشم نمى خورد؛ و تنها نـويـسنده كتاب آرامگاه هاى خاندان پاك پيامبر، وى را در شمار شهيدان كربلا قلمداد كرده است .
    (1221)

    عُمَر بْنِ اَبى كَعْب - عمران بن كعب

    عمر بن احدوث - عمر بن جندب حضرمى

    عمر بن جناده انصارى - عمرو بن جناده انصارى

    عمر بن جندب حضرمى
    بـرخـى نـام او را عَمْرو ذكر كرده اند. (تنقيح المقال ، ج 2، ص 327؛ فرسان الهيجاء، ج 2، ص 6.) و در نـسـخـه اى از اقـبـال نـام پـدر او ((احـدوث )) ذكـر شـده اسـت (الاقبال ، ج 3، ص 79.).
    بـه گـفـتـه مـامـقـانـى وى از دوسـتـان و پـيـروان امـيـرمـؤ منان على (ع ) بود و در جنگ هاى جـمـل و صـفـين شركت داشت . او در كوفه مى زيست و در سنگر مبارزه با بنى اميّه از ياران حجر بن عدى بود تا آن كه زياد به هلاكت رسيد.
    پس از ورود مسلم بن عقيل (ع ) به كوفه ، عمر بن جندب ، با وى بيعت كرد و همراه او قيام نـمـود و چـون مـسـلم (ع )، دستگير شد، از كوفه بيرون آمد و در بين راه به امام حسين (ع ) پيوست و همراه آن حضرت بود، تا در روز عاشورا به شهادت رسيد.
    (1222)
    بـرخـى بـرآن اند كه او در نخستين حمله لشكريان ابن سعد، شهيد شد.(1223) در زيارت ناحيه مقدسه درباره او آمده است :
    السَّلامُ عَلى عُمَر بْنِ جُنْدَبِ الْحَضْرَمى
    (1224)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #110
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عُمَر بن حسن (ع )
    بـرخى نام او را عَمْرو ثبت كرده اند (الثقات ، ج 2، ص 310). برخى نيز او را در شمار فرزندان امام حسين (ع ) ذكر كرده اند. (مناقب ، ج 4، ص 122).
    وى از فـرزنـدان امـام حـسـن مـجـتـبـى (ع ) و مادرش ام ولد (كنيز) بوده است .
    (1225) بـرخـى گـفـته اند كه او در سنين كودكى ، در كربلا به شهادت رسيد؛(1226) و برخى ديگر شهادت او را با ترديد نقل كرده اند.(1227)
    آنـچـه بـيـشـتـر مـورخـان بـر آن اتـفـاق دارنـد، اسـارت او در كربلا است .(1228) ابوالفرج گويد كه اهل بيت امام حسين (ع ) را اسير كردند و در ميان آنها عمر، زيد و حسن ، از فرزندان حسن بن على (ع ) حضور داشتند.(1229)
    طبرى مى نويسد: يزيد، عمر بن حسن (ع ) خردسال را خواست و گفت : حاضرى با پسر من ، خـالد، كـشـتـى بـگيرى ؟ عمر گفت : به اين صورت نه . به هر يك از ما كاردى بده تا بـاهـم بـجنگيم اگر او مرا كشت ، به جدّم پيامبر(ص ) ملحق مى شوم و اگر من او را كشتم ، به جدّش معاويه و ابوسفيان خواهد پيوست .(1230)
    نظر به اين كه ديگر مورخان معروف و معتبر او را در شمار شهيدان كربلا ذكر نكرده اند، شهيد بودن او بعيد به نظر مى رسد.

    عمر بن خالد صيداوى - عمرو بن خالد صيداوى

    عمر بن ضبيعه - عمرو بن ضبيعه

    عمر بن عبداللّه - ابوثمامه صائدى

    عمر بن على (ع )
    وى از فـرزنـدان امـيـر مـؤ مـنـان عـلى (ع ) اسـت و مـادرش ام حـبـيـب ، دخـتـر ربـيـعـه ، مـى بـاشـد.
    (1231) بـرخـى نـام مادرش را صهبا ذكر كرده گفته اند كه او همان ام حبيب دخـتـر عـبـاد بـن ربـيـعـه ، از اسـراى يـمـامـه يـا عـيـن التـمـر اسـت كه اميرمؤ منان او را از مـال خـود خـريـد.(1232) بـرخـى نـيـز گـفـتـه انـد كـه نـام مـادرش ليـلى اسـت .(1233)
    عـمـر بـن عـلى ، ملقب به اَطْرَف است و كنيه او را برخى ، ابوالقاسم و برخى ابوحفص ‍ دانسته اند.(1234)
    او زبانى گويا و فصيح داشت و فردى سخاوتمند و پاكدامن بود. گويند: هنگامى كه در يـك قـحـطـسـالى از قـبيله بنى عدى مى گذشت ، بزرگان قبيله نزد وى آمدند و با او به گفت وگو پرداختند. در آن حال مردى با لباس هاى نيكو از آنجا گذشت . عمر پرسيد اين مـرد كـيـسـت ؟ گـفتند: او سالم بن رقيه است و با بنى هاشم ميانه خوبى ندارد. عمر او را خـواسـت و از او درباره برادرش سليمان بن رقيه ، از شيعيان على ، سراغ گرفت . سپس آن قـدر بـا اخـلاق نيك و استدلال هاى روشن با او سخن گفت تا عقيده اش را نسبت به بنى هاشم تغيير داد.
    عـمـر بـن عـلى هـنـگـام كـوچ ، بـيـشـتـر زاد و تـوشـه خـود را مـيـان اهـل آن قـبـيـله تـقسيم كرد و يك شبانه روز پس از كوچ وى ، باران رحمت بر آنان باريد. اهـل قبيله قدوم او را ميمون دانسته و گفتند: اين مرد در فرود آمدن و كوچ كردن از همه مبارك تر بود.
    وى تـا زنـده بود، هداياى خود را از ((سالم )) قطع نكرد و پس از فوت او، سالم شعرى در رثايش بدين مضمون سرود:
    درود خدا بر قبرى كه يكى از فرزندان على (ع ) ـ جانشين پيامبر(ص ) بهترين درخواست شدگان ـ را در بر گرفته است .
    تو از همه بخشنده تر، داناتر و در آمدن و كوچ كردن مبارك تر بودى .
    (1235)
    در ايـن كـه آيـا عـمـر بـن عـلى (ع ) در كـربـلا حضور داشته و به شهادت رسيده يا نه ، اخـتـلاف اسـت . بـرخـى گـفـتـه انـد كـه او بـا امـام حـسين (ع ) همراه نشد و در مدينه ماند و سـرانـجام در سنّ 75 يا 77 سالگى در ((يَنْبُع )) درگذشت .(1236) صاحب نفس المهموم اين قول را به مشهورِ اهل تاريخ نسبت داده است .(1237)
    صـاحـب ذخـيـرة الدارين گويد: مقتل نگاران شيعه و سنى گفته اند كه عمر بن على ، همراه مـادر و خـواهـرش رقـيـه و خـواهـرزادگـانـش عـبـداللّه ، مـحـمّد و عاتكه ، فرزندان مسلم بن عقيل (ع )، از مدينه با امام حسين (ع ) حركت كرد و به كربلا رفت .(1238)
    خوارزمى مى نويسد كه او [ در روز عاشورا] پس از شهادت برادرش ابوبكر بن على به ميدان شتافت و اين رجز را خواند:
    اَضْرِبُكُمْ وَلا اَرى فيكُمْ زَحَرَ
    ذاكَ الشَّقىُّ بِالنَّبِىِّ قَدْ كَفَرَ
    يا زَحْرُ يا زَحْرُ تَدانِ مِنْ عُمَرَ
    لَعَلَّكَ الْيَوْمَ تَبُوءُ بِسَقَرَ
    شرَّ مَكانٍ فى حَريقٍ وسَعَر
    فَاِنَّكَ الْجاهِدُ يا شَرَّ بَشَر
    (1239)
    شمشير مى زنم و زحر [ قاتل ابوبكر بن على ] را در ميان شما نمى بينم ، همان بدبختى كه به پيامبر خدا(ص ) كافر شد؛
    اى زحر، اى زحر، به عمر نزديك شو، باشد كه امروز در دوزخ جاى گيرى ؛
    هـمـان جـايـى كه در سوزش و افروختگى بدترين مكان است و تو اى بدترين انسان ، از انكار كنندگان هستى .
    عمر بعد از كشتن قاتل برادرش دوباره حمله كرد و اين رجز را خواند:
    خَلُّوا عُداةَ اللّهِ خَلُّوا عَنْ عُمَرَ
    خَلُّوا عَنِ اللَّيْثِ العَبُوسِ الْمُكْفَهِر
    يَضْرِبُكُمْ بِسَيْفِهِ وَلا يَفِرُّ
    وَلَيْسَ يَغْدُوا كَالْجَبانِ الْمُنْجَحِرِ
    (1240)
    اى دشـمـنـان خـدا، واگـذاريـد و سـر راه بـر عـمـر نـگـيـريـد؛ از شـيـر خشمگين ترشروى بگريزيد
    او بـا شـمـشيرش شما را مى زند و فرار نمى كند و همچون مردم ترسو، به سوراخ نمى خزد.
    او همچنان به نبرد ادامه داد تا به شهادت رسيد.
    (1241) برخى نوشته اند: نخست اسب وى به وسيله دشمن ، پى گرديد و پس از آن شهيد شد.(1242) صاحب روضة الشهداء، شهادت او را در روز عاشورا، به مشهور نسبت داده است .(1243)
    برخى ديگر از مقتل نگاران همچون ابن شهرآشوب و سيّد محمّد بن ابوطالب موسوى ، نيز شهادت او را در روز عاشورا، ذكر كرده اند.(1244)
    صـاحـب نـاسخ التواريخ مى گويد كه اميرمؤ منان هجده پسر داشته و نام دو تن از ايشان عـمـر بـوده اسـت ؛ يـكـى عـمـرالاكبر و ديگرى عمر الاصغر. مادر عمرالاصغر ام حبيب ، دختر ربـيـعـه اسـت ، و مـادر عـمـرالاكـبـر، صهبا و كنيه اش ابوالقاسم يا ابوحفص است و او در كربلا به شهادت نرسيد.(1245)
    از سـخـنـان وى چـنـين برمى آيد كه آن عمر بن على كه در كربلا شهيد شده ، عمرالاصغر اسـت . او سـپـس از قول برخى نقل مى كند كه عمر بن على در شب عاشورا، كربلا را ترك كـرد و در جـواليـق مـنـزل گـرفت و از اين رو فرزندان او را اولاد جواليق گفته اند. ولى خـود، ايـن سـخـن را اسـتـوار نـدانسته ، مى گويد كه به اتفاق همه تاريخ ‌نويسان [ كه حـضـور عـمـر بـن على را در كربلا ذكر كرده اند] او در روز عاشورا به ميدان رفت و جهاد كرد.
    او سرانجام مى گويد: احتمال دارد كه عمر بن على نيز، مانند حسن مثنى ، در ميان كشتگان ، مجروح افتاده و سپس از كربلا جان سالم به در برده باشد.
    (1246)

    عمر بن قرظه انصارى - عمرو بن قرظه
    عمر بن قبرطه انصارى - عمرو بن قرظه
    عمر بن قرط انصارى - عمرو بن قرظه


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 11 از 18 نخستنخست ... 789101112131415 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •