۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩
صفحه 12 از 18 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 171
  1. #111
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عمر بن كعب انصارى
    نـام او بـه اخـتـلاف ، عـمـرو، عـمر و عمران نقل شده است .
    (1247) علاّمه مجلسى (ره )(1248) و بـرخـى ديـگـر از مـتـاءخـران بـه نـقـل از زيارت منسوب به ناحيه مقدسه نام پدرش را كعب گفته اند.(1249) در اين زيارت و زيارت رجبيّه از وى و پدرش چنين ياد شده است :
    ((السلام على عمر بن ابى كعب الانصارى ))
    (1250)

    عمر بن كلبى - عبداللّه بن عمير كلبى

    عمر بن كناد - عمير بن كناد

    عمر بن مشيعه - عمرو بن مشيعه

    عمر بن مطاع جعفى
    نـام وى را بـرخـى عـمـرو نـيـز گـفـتـه انـد (انصارالحسين ، شمس الدين ، ص 105، الدار الاسلامية ).
    وى مـردى شجاع و نامدار بود.
    (1251) اصالت يمنى داشت (1252) و احتمالا در كـوفـه مـى زيـسته . نقل كرده اند كه در روز عاشورا از امام حسين (ع ) اجازه ميدان رفتن گرفت و در ضمن مبارزه به تجليل از آن حضرت پرداخت .(1253)
    خوارزمى رجز او را اين گونه نقل كرده است :
    اَنَا بْنُ جُعْفى واَبى مَطاعٌ
    وَ فى يَمينى مُرْهِفٌ قَطّاعٌ
    وَاَسْمَرٌ سِنانُهُ لَماعٌ
    يُرى لَهُ مِنْ ضَوْئِهِ شُعاعٌ
    قَدْ طابَ لى فى يَوْمى الْقَراعُ
    دُونَ حُسَيْنٍ وَلَهُ الدِّفاعٌ
    من پسر جعفى هستم و پدرم مطاع است و در دستم شمشيرى برّنده مى باشد؛
    و نيزه اى كه پيكان آن مى درخشد و پرتوافشانى آن ديده مى شود؛
    امروز جنگيدن در راه حسين (ع ) براى من گوارا است و از او بايد دفاع كرد.
    برخى علاوه بر رجز فوق ، ابيات زير را نيز در ادامه رجز او آورده اند:
    يُرْجى بِذاكَ الْفَوْزُ وَالدِّفاعُ
    عَنْ حَرِّ نارٍ حينَ لاَ امْتِناعُ
    صَلّى عَلَيهِ المَلِكُ المَطاعُ
    (1254)
    امـيـدوارم بـا ايـن كـار رستگار شوم و گرمى آتش را در روزى كه بازدارنده اى نيست ، از خود دور كنم ؛
    درود خداى اطاعت شده بر او (حسين (ع )) باد.
    او پيوسته جهاد كرد تا به فيض شهادت نايل آمد.
    (1255)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #112
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عُمر بن مُطيع
    در مـنـابـع كـهـن مـربـوط بـه عـاشـورا هـيـچ نـام و نشانى از او به چشم نمى خورد؛ تنها نـويسنده كتاب اسرار الشهادة او را در شمار شهيدان كربلا قلمداد كرده است او مى گويد كه بعد از طرماح بن عدى ، عمربن مطيع به ميدان آمد در حالى كه مى گفت :
    اَقْسَمْتُ لا اَدْخُلُ اِلاّ الْجَنَّةَ
    مُصَدِّقَا بِاَحْمَدَ وَالسُّنَّةِ
    وَالْبَعْثِ مِنْ بَعْدِ انْقِطاعِ الرَنَّةِ
    وَهُوَ الَّذى اَنْقَذَنا بِمَنِّهِ
    مِنْ حَيْرةِ الْكُفْرِ وَكَيْدِ الظَّنَّةِ
    مَعَ النَّبِىّ وَقَسيمِ الْجَنَّةِ
    (1256)
    سـوگـنـد يـاد كرده ام كه جز به بهشت نروم در حالى كه به احمد (حضرت محمد(ص )) و سنّت او و زنده شدن پس از مرگ ، ايمان داشته باشم و اوست كه منّت نهاد و ما را رهانيد
    و از سـرگـردانـى كـفـر و بـددلى نـجات داد [ و اين بهشت رفتن ] همراه با پيامبر و قسمت كننده بهشت (على (ع )) باشد.
    وى پـس از خـوانـدن ايـن رجز به ميدان رفت و پس از كشتن تعدادى از نيروهاى دشمن ، به شهادت رسيد.
    (1257)

    عمرو بن ابى مطاع - عمر بن مطاع

    عمرو بن اءحدوث حضرمى
    نـام وى در مـيـان مـنابع كهن ديده نمى شود. تنها نويسنده كتاب ((زندگانى حضرت خامس آل عبا)) او را در شمار شهيدان كربلا قلمداد كرده است .
    (1258)

    عمرو بن جناده انصارى
    بـرخـى نـام او را عـُمـَر نـقـل كرده اند. (ابصارالعين ، ص 159، مركز الدراسات الاسلامية لحرس الثورة ).
    وى يـكـى از يـاران امام حسين (ع ) و از شهداى كربلا است .
    (1259) پدرش جنادة بن حرث از صحابه رسول خدا(ص ) و از شيعيان با اخلاص على (ع ) بود كه در جنگ صفّين شركت داشت (1260) و در كربلا به شهادت رسيد.(1261)
    بـنـا به گفته برخى ، مادرش ، بحريه دختر مسعود خزرجى ، از زنان شجاع و فداكارى است كه او نيز در كربلا حضور داشت .(1262)
    عمرو بن جناده هنگام شهادت به نقلى 21 سال (1263) و بنا به نقلى ديگر، يازده ، يـا نـُه سـال داشـت (1264) او همراه پدر و مادرش ، در مكّه مكرمه به امام حسين (ع ) پـيوست (1265) و پس از شهادتِ پدرش جناده در روز عاشورا، مادرش او را امر به جهاد كرد و گفت : پسرم برو و حسين (ع ) را يارى كن . آن جوان نزد امام (ع ) آمد و [ پس از عـرض ‍ ادب ] اجـازه مـيـدان خـواست . حسين (ع ) اجازه نداد؛ او بار ديگر سخن خود را تكرار كـرد. امـام (ع ) فرمود: اين جوان پدرش شهيد شده و شايد مادرش ، ميدان رفتن او را خوش ‍ نداشته باشد. او گفت : اى فرزند رسول خدا(ص )، مادرم مرا امر كرده شما را يارى كنم و خـود، لبـاس جنگ بر تنم پوشانده است .(1266) حسين (ع ) اجازه داد و او به ميدان رفت و اين رجز را خواند:
    اَميرى حُسَيْنٌ وَنِعْمَ الاَميرُ
    سُرُور فُؤ ادِ البَشير النّذيرِ
    عَلِىُّ وَفاطِمَةٌ والِداهُ
    فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظيرٍ
    لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحى
    لَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْرِ الْمُنيرِ
    (1267)
    امـيـر مـن حـسـيـن (ع ) اسـت و چـه خـوب امـيـرى اسـت او مـايـه شـادى دل پيامبر بشارت دهنده و انذار كننده است
    پدرش على (ع ) و مادرش فاطمه (س ) است آيا شبيهى براى او سراغ داريد؟
    او چهره اى همچون خورشيد رخشان و پيشانى اى چون ماه دارد.
    برخى نيز نقل كرده اند كه در ميدان اين رجز را خواند:
    اَضِقُ الخِناقَ مِنَ ابْنِ هِنْدٍ وَارْمِهِ
    فى عَتْرِهِ بِفَوارِسِ الاَنْصارِ
    ومُهاجرينَ مُخَضِّبينَ رِماحَهُمْ
    تَحْتَ الْعِجاجَةِ مِنْ دَمِ الْكُفّارِ
    خُضِبَتْ عَلى عَهْدِ النَّبِىِّ محمّدٍ(ص )
    فَالْيَومَ تُخْضَبُ مِنْ دَمِ الْفُجّارِ
    وَالْيَوْمَ تُخْضَبُ مِنْ دِماء مَعاشِرٍ
    رَفَضُوا الْقُرآنَ لِنُصْرَةِ الاَشْرارِ
    طَلَبُوا بِثارِهِمْ بِبَدرٍ وَانْثَنُوا
    بِالْمُرْهِفاتِ وَبالْقَنَا الْخَطّارِ
    وَاللّهِ رَبّى لا اَزالُ مُضاربا
    لِلْفاسقينَ بِمُرْهَفٍ بَتّارِ
    هذا عَلىَّ الْيَوْمَ حَقَّ واجِبٌ
    فى كُلِّ يَوْمٍ تعانُقٌ وَحَوارِ
    (1268)
    راه نـَفـَس را بـر پـسـر هـنـد تـنگ مى كنم و تير به گلوى او مى زنم ، به كمك سواران انصار
    و مـهـاجـرانـى كـه نـيـزه هاشان را در زير گرد و غبار [ ميدان جنگ ] از خون كافران رنگين كردند؛
    در زمان پيامبر خدا محمد(ص ) [ نيزه ها] رنگين شد و امروز [ نيز] از خون فاسقان رنگين مى شود؛
    امروز از خون جماعتى رنگين مى شود كه قرآن را براى يارى اشرار رها كردند؛
    و در صدد انتقام خون هاى ريخته شده شان در [ جنگ ] بدر هستند و آن را در زير شمشيرهاى بران و نيزه هاى برافراشته پنهان كردند به خدا سوگند پيوسته فاسقان را
    با شمشير تيز و بُران خواهم زد امروز اين كار بر من حقّ و واجب است ؛
    در هر روزى ، رو به رو شدن و يارى كردنى است .
    او آن قـدر بـا دشـمـن جـنگيد تا به شهادت رسيد. مالك بن نسر بدى سرش را جدا كرد و بـه سـوى لشـكـرگـاه امـام حـسـيـن (ع ) پـرتاب نمود. مادرش سر او را برداشت و گفت : ((آفـريـن پـسـرم ، اى شـادى دلم و اى نـور چشمم )) سپس سر را به سوى يكى از افراد دشـمـن پرتاب كرد و او را به هلاكت رساند. پس از آن عمود خيمه را كشيد و بر آن گروه حمله كرد. امام حسين (ع ) او را برگرداند و در حقش دعا فرمود.
    (1269)
    برخى نوشته اند كه آن زن هنگام حمله ، اين شعر را خواند:
    اَنَا عَجُوزٌ فِى النِّساء ضَعيفَةٌ
    بالِيَةٌ خاويَةٌ نَحيفَةٌ
    اَضْرِبُكُمْ بِضَرْبَةٍ عَنيفَةٍ
    دُونَ بَنى فاطِمَةِ الشَّريفَةِ
    (1270)
    من در ميان زنان ، زنى ضعيف و پير و ناتوان هستم ؛
    در راه دفاع از فرزندان فاطمه شريف ضربه محكم بر شما مى زنم .
    خـوارزمـى نـوشـتـه اسـت كـه ايـن زن در حـمـله اش ، دو نـفـر از افـراد دشـمـن را بـه هلاكت رساند.
    (1271)

    عمرو بن جندب حضرمى - عمر بن جندب حضرمى


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #113
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عمرو بن خالد ازدى
    عمرو بن خالد ازدى
    (1272) از كسانى است كه در روز عاشورا وارد ميدان شد و اين چنين رجز خواند:
    اَلْيَوْمَ يا نَفْسُ اِلَى الرَّحْمنِ
    تَمْضينَ بِالرَّوْحِ وَبِالرَّيْحانِ
    اَلْيَوْمَ تُجْزَيْنَ عَلَى الاِحْسانِ
    ما خُطَّ فِى اللَّوْحِ لَدَ الَّيّانِ
    لاْتَجْزَعى فَكُلُّ حَي فانٍ
    (1273)
    امروز اى نفس راحت و آسوده به سوى خداى مهربان مى روى .
    امروز با احسان هاى نوشته شده خداوندى پاداش داده مى شوى .
    بى تابى مكن ، كه هر زنده اى مى ميرد.
    عـمـرو پـس از مـبـارزه و نـبـرد بـا دشـمـن بـه فـيـض شـهـادت نايل آمد.
    (1274)

    عمرو بن خالد صيداوى
    بـرخـى از مـنـابـع ، از شـهـيـدى در كـربـلا بـا نـام عـمـرو بـن خـالد ازدى يـاد كرده اند. (مـقتل الحسين (ع )، خوارزمى ، ج 2، ص ‍ 17، انوارالهدى ، مناقب ، ج 4، ص 110) و در اين كه آيا عمرو بن خالد ازدى و عمرو بن خالد صيداوى يكى هستند اختلاف است صاحب قاموس الرجـال بـر آن اسـت كـه اين دو يكى هستند ولى مؤ لف انصارالحسين (ع )، دو تا بودن را ترجيح داده است . (قاموس الرجال ، ج 8، ص 95، انصارالحسين ، ص 102، الدارالاسلامية ).
    وى يـكـى از بـزرگـان كـوفـه و از شـيـعـيـان بـا اخـلاص اهـل بـيـت (ع ) بـود كـه در كـوفـه بـه يـارى مـسـلم بـن عقيل (ع ) برخاست و چون كوفيان به مسلم (ع ) خيانت كردند، چاره اى جز اختفا نديد و پس از شنيدن خبر شهادت قيس بن مسهر ـ پيك امام حسين (ع ) ـ و رسيدن امام به منزلگاه حاجز، او و غـلامـش سـعـد و مـجـمـع بـن عـبـداللّه و پـسـرش و جـنـادة بـن حـرث و غـلام نـافـع بـن هـلال ، از كـوفـه خـارج شـدنـد و طِرِّماح بن عدى را كه براى تهيه آذوقه به كوفه آمده بـود، راهـنـمـاى خـود قـرار دادند. طرّماح او و همراهانش را به سرعت و از بيراهه حركت داد. زيـرا از راه هـا نـگـهـبـانـى مى شد و خطر دستگيرى وجود داشت . تا اين كه سرانجام ، در منزلگاه ((عذيب الهجانات )) به حسين (ع ) پيوستند.
    (1275)
    بـرخـى نـوشـتـه اند كه حرّ بن يزيد كه ماءمور بردن امام حسين (ع ) نزد ابن زياد بود، پـس از اطـلاع از پـيوستن اين چند نفر به امام ، در صدد برآمد آنان را دستگير كند. اما امام (ع ) قـاطـعـانـه از آنـان حـمـايـت كـرد و پـس از پـاره اى گفت وگو، موضوع خاتمه يافت .(1276)
    عـمرو بن خالد به همراه غلامش و جابر بن حارث و مجمع بن عبداللّه ، در نخستين درگيرى روز عاشورا وارد نبرد شدند. لشكريان ابن سعد آنان را محاصره كردند و از ديگر ياران حسين (ع ) جداشان ساختند. در اين حال عباس بن على (ع ) به كمك ايشان شتافت و در حالى كـه مـجـروح بـودنـد نـجـاتشان داد. ولى بار ديگر دشمن نزديك شد و آنان حمله كردند و چندان جنگيدند تا شهيد شدند.(1277)
    بـرخـى نـيـز نـوشته اند كه عمرو بن خالد روز عاشورا به امام حسين (ع ) عرض كرد: يا اباعبداللّه فدايت شوم ! تصميم گرفته ام به يارانت بپيوندم و دوست ندارم زنده بمانم و تـو را مـيـان اهـل و عـيـالت ، تـنـهـا و كشته ببينم . حضرت فرمود: به ميدان برو، ما هم سـاعـتـى بـعـد بـه تـو مـلحـق خـواهـيـم شـد، و او بـه مـيـدان رفـت و جـنـگـيـد تـا شـهـيـد شد.(1278)
    در زيارت ناحيه مقدسه نام عمرو بن خالد صيداوى ، عمر و غلامش ، سعيد ثبت گرديده است .(1279)

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #114
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عمرو بن خلف
    صـاحـب كتاب الاقبال ، در نقل زيارت رجبيّه امام حسين (ع ) عمرو بن خلف و غلامش ، سعيد، را در شمار شهيدان كربلا آورده است .
    (1280)
    آيـت اللّه خـويـى نيز نوشته است كه عمرو بن خلف از كسانى است كه در حضور امام حسين (ع ) به شهادت رسيد.(1281)
    امـا بـه نـظـر صاحب كتاب انصارالحسين (ع ) عمرو بن خلف مذكور در زيارت رجبيّه ، همان عـمـرو بـن خـالد صـيـداوى ـ از شـهـيـدان كـربـلا ـ اسـت و خـلف تـصـحـيـف خـالد، مـى باشد.(1282)
    گـرچـه ايـن نـويـسنده براى ادعاى خود دليلى ذكر نكرده است ولى به قرينه اين كه در مـنـابـع كهن و معروف عاشورا، شهيدى به نام عمرو بن خلف و غلامش سعيد، به چشم نمى خورد، سخن وى درست مى نمايد.
    عـلاوه بـر آن مـورخـان متقدم ، همچون فضيل بن زبير و طبرى ، سعد يا سعيد را غلام عمرو بن خالد صيداوى دانسته و از او به عنوان شهيد كربلا ياد كرده اند.
    (1283)

    عمرو بن ضبعه - عمرو بن ضبيعه

    عَمْرو بن ضبيعه
    برخى نام پدر وى را ضبعه گفته اند (وسيلة الدارين ، ص 177)
    وى يـكى از اصحاب امام حسين (ع )
    (1284) و از شهيدان كربلا است .(1285) برخى نوشته اند كه او رسول خدا(ص ) را نيز درك كرده است .(1286) از جزئيات زندگى وى اطلاعى در دست نيست ولى نقل كرده اند كه او سواركارى ماهر بود و در جنگ ها و غزوات [ به شجاعت و دلاورى ] شهرت داشت .(1287)
    عمرو همراه سپاه ابن سعد از كوفه خارج شد و به كربلا آمد ولى سرانجام به خود آمد و هـمـراه شـمارى ديگر به امام حسين (ع ) پيوست (1288) و در نخستين حمله لكشريان ابن سعد، به شهادت رسيد.(1289)
    در زيارت ناحيه نام وى عمر ذكر شده و چنين آمده است :
    ((السَّلامُ عَلى عُمَر بْنِ ضُبَيْعَةِ الضَبُعى ))
    (1290)
    درود بر عمر بن ضبيعه ضَبُعى .

    عمرو بن عبداللّه انصارى - ابوثمامه صائدى


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #115
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عَمْرُو بْنُ عَبْدِ اللّهِ جَنْدَعى
    جـَنـْدَع بـْنِ مـالِك ، تـيـره اى از قـبـيـله هـمـدان ، از اعـراب قـحـطـانـى اسـت (مـعـجـم قبايل العرب ، ج 1، ص 211).
    وى يـكـى از ياران اباعبداللّه الحسين (ع ) است كه در روزهاى پيش از جنگ ، در كربلا به امام (ع ) پيوست و در روز عاشورا به ميدان نبرد شتافت و جهاد كرد.
    (1291)
    از جـزئيـات زنـدگـى وى اطـلاعـى ، در دسـت نـيست و در چگونگى شهادتش ، اختلاف است . بـرخـى نـوشـتـه انـد كـه در نـخـسـتين حمله لشكريان ابن سعد به ياران حسين (ع ) شهيد شد.(1292) برخى ديگر نقل كرده اند كه بر اثر ضربه اى كه بر سرش وارد گرديد، مجروح شد و بر زمين افتاد؛ و اهل قبيله و پسرعموهايش بدن او را از صحنه خارج كـردنـد و بـه مـدت يـك سـال نـزد آنـان بـسـترى بود. تا اين كه سرانجام پس از پايان سال ، به فيض شهادت نايل آمد.(1293)
    در زيارت ناحيه مقدسه به نام او تصريح شده و آمده است :
    السَّلامُ عـَلى الْجـَريـحِ الْمَاءسُورِ سَوّارِ بْنِ اَبى حمْيَر... السَّلامُ عَلى المُرتَّثِ مَعَهُ عَمْرُو بن عَبْداللّه الْجَنْدَعى
    (1294)
    سلام بر مجروح اسير، سوار بن ابى حمير... سلام بر مجروح با وى ، عمرو بن عبداللّه الجندعى .

    عمرو بن عبداللّه مذحجى - عمير بن عبداللّه مذحجى

    عمرو بن قرطه - عمرو بن قرظه

    عمرو بن قَرَضة بن كعب انصارى
    بـرخـى مـنـابـع نـام او را عمير (الاقبال ، ج 3، ص 78 (پاورقى )) و برخى عمر (روضة الشهداء، ص 311، كتابفروشى الاسلامية ) گفته اند.
    قـرضـة بـن كـعـب انـصارى خزرجى از صحابه رسول خدا(ص ) بود كه در جنگ هاى احد و ديـگـر جـنـگ هاى پس از آن شركت داشت (الاصابة ، ج 5، ص 329) و شيخ طوسى او را در شـمـار صـحـابـه امـيـرمـؤ مـنـان (ع ) و امـام حـسـيـن (ع ) آورده اسـت (رجـال الطـوسى ، ص 55 و 78) برخى نيز برآنند كه وى در جنگ هاى اميرمؤ منان شركت داشت و على (ع ) او را به حكومت فارس گماشت (ابصارالعين ، ص 155، مركز الدراسات الاسلامية لحرس الثورة ).
    وى از يـاران امـام حـسـين (ع ) و از شهيدان كربلا است .
    (1295) از جزئيات زندگى وى اطلاعى در دست نيست .
    او در روز ششم محرم الحرام به امام حسين (ع ) پيوست
    (1296) و در شمار ياران آن حـضرت قرار گرفت ، عمرو حامل پيام امام (ع ) به ابن سعد، مبنى بر ملاقات با وى ، در مكانى بين دو لشكر بود.(1297)
    طبرى نوشته است كه عمرو بن قرظه ، روز عاشورا به ميدان رفت و اين رجز را خواند:
    قَدْ عَلِمَتْ كَتيبَةُ الاَنْصارى
    اَنّى سَاَحْمى حَوْزَةَ الذَّمارى
    ضَرْبَ غُلامٍ غَيْرَ نَكْسٍ شارى
    دُونَ حُسَيْنٍ مُهْجَتى وَدارى
    (1298)
    سپاه انصار باور دارند كه من از شرف و ناموسم حمايت مى كنم ،
    ضـربـه ام ضـربـه جوانى است كه ضعيف و ناتوان نيست . خانه و جانم فداى حسين (ع ) باد.او نـسـبـت بـه امـام حـسـين (ع ) علاقه بسيار داشت و [ روز عاشورا] پروانه وار دور امام مى چـرخـيـد و تـيـرها و شمشيرها را به جان مى خريد و تا زنده بود دشمن نتوانست صدمه اى بر آن حضرت وارد كند.
    (1299) وى در روز عاشورا شجاعانه جنگيد و شمار زيادى از نيروهاى دشمن را به هلاكت رساند و پس از برداشتن جراحات فراوان ، رو به امام حسين (ع ) كرد و گفت : اى فرزند رسول خدا، آيا شرط جانبازى را به جاى آوردم ؟ امام فرمود: آرى تـو در پـيـش روى مـن ، در بـهـشـت خـواهـى بـود؛ سـلام مـرا بـه جـدّم رسول اللّه (ص ) برسان و بگو كه من هم از پى تو خواهم آمد. عمرو سپس آن قدر جنگيد تا به فيض شهادت نايل آمد.(1300)
    پـس از شـهادت او، برادرش ، على ، كه در زمره سپاهيان ابن سعد بود فرياد زد اى حسين !...، بـرادر مـرا گـمـراه كـردى و فـريـفـتـى و سـرانـجام به كشتن دادى ! امام فرمود: خدا بـرادرت را گـمراه نكرد بلكه هدايت نمود و تو را گمراه كرد. على گفت : خدا مرا بكُشد اگـر تـو را نـكـشـم . سـپـس بـه امـام حـمـله كـرد كـه نـافـع بـن هلال حمله اش را دفع نمود و او را نقش بر زمين ساخت .(1301)
    در زيارت ناحيه مقدسه درباره عمرو بن قرظه آمده است :
    السَّلامُ عَلى عمرو بنِ قَرظَةِ الاَنْصارى
    (1302)

    عمرو بن كعب انصارى - ابوثمامه صائدى

    عمرو بن مشيعة
    برخى نام او را عمر بن مشيعه (انصارالحسين ، ص 103) گفته اند، الدارالاسلامية .
    در ميان منابع متقدم مربوط به عاشورا، تنها صاحب مناقب او را از شهيدان كربلا دانسته و نوشته است كه وى در نخستين حمله لشكر ابن سعد، به شهادت رسيد.
    (1303)
    بـرخـى اظـهـار داشـته اند كه عمرو بن مشيعه مذكور در عبارت صاحب مناقب ، تصحيحى از عـمـرو بـن ضـبـيـعـة اسـت كـه نـامش در زيارت ناحيه آمده است .(1304) ولى برخى ديگر، هر يك از اين دو را تحت عنوانى مستقل آورده اند(1305) و گويا نظرشان بر دوگانگى اين دو بوده است .
    شـوشـتـرى پـس از نقل شهادت او از مناقب ، مى گويد كه اين عنوان تحريف شده عمرو بن قَرَظة است .
    (1306)
    نـظـر بـه عـدم مـشـاهـده نـام عـمـرو بـن مـشـيـعـه ، در سـايـر مـنـابـع مربوط به عاشورا، احتمال تصحيف ، قوى به نظر مى رسد.

    عمرو بن مطاع جعفى - عمر بن مطاع جعفى



    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #116
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عمير انصارى
    صـاحـب اسرار الشهادة از ابى مخنف نقل مى كند(1307) كه پس از شهادت يزيد بن حصين از ياران اباعبداللّه (ع )، برادرش عمير انصارى به ميدان رفت و اين رجز را خواند:
    قَدْ عَلِمُوا جَماعَةُ الاَنْصارِ
    اَنّى سَاءحمى عَنْ بَنِى الْمُخْتارِ
    ضَرْبَ غُلامٍ غَيْرَ نَكْسٍ شارِ
    دُونَ الْحُسَيْنِ(ع ) مُهجَتى وَدارى (1308)
    جماعت انصار مى دانند كه من از فرزندان [ احمد] مختار(ص ) حمايت مى كنم ؛
    ضـربـه ام ضـربـه جوانى است كه ضعيف و ناتوان نيست . خانه و جانم فداى حسين (ع ) باد.
    سپس بر آن گروه حمله كرد و در حمله اش اين رجز را مى خواند:
    نَحْنُ رِجالٌ مِنْ بَنى جِرْبانِ
    فَاِنَّ قَوْمى سادَةُ الاَقْرانِ
    آلُ عَلىٍ شيعَةُ الرَّحمنِ
    وَآل حَرْبٍ شيعَةُ الشَّيْطانِ
    ما مردانى از بنى جربان هستيم به تحقيق كه قوم من ، سرور هماوردان است ،
    خاندان على (ع ) پيرو خداى رحمانند و خاندان حرب (جدّ معاويه ) پيروان شيطان .
    وى جـنـگ سـخـتـى كـرد و پـس از كـشـتـن تـعـدادى از نـيـروهـاى دشـمـن خود نيز به شهادت رسيد.(1309)
    صاحب تذكرة الشهداء از وى با عنوان عمير بن حصين ياد كرده است .(1310)
    در ديگر منابع معروف عاشورايى ، نامى از وى به چشم نمى خورد.

    عمير بن حصين
    در منابع معتبر و كهن نامى از عمير بن حصين برده نشده است . ولى از گفته صاحب تذكرة الشهداء استفاده مى شود كه عمير پس از شهادت برادرش يزيد به لشكر دشمن حمله كرد و تـعـداد زيـادى از آنـان را بـه هـلاكـت رسـانـد. سـرانـجـام خـودش نيز به فيض شهادت نايل آمد.(1311)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #117
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عمير بن عبداللّه مذحجى
    منسوب به مَذْحج ، نام پدر قبيله اى از يمن . (الصحاح ، ج 1، ص 340).
    در بـرخـى مـنـابـع نـام وى چـنـين آمده است : عمرو بن عبداللّه مذحجى (روضة الشهداء، ص 295، كتابفروشى الاسلامية ).
    وى از دوسـتـان خـانـدان رسـالت و از شـجـاعـان قـبـيله مَذْحِجْ بود. از جزئيات زندگى وى اطـلاعـى در دست نيست و به احتمال زياد ساكن كوفه بوده است زيرا قبيله مذحج در كوفه مى زيسته اند.(1312)
    خوارزمى مى نويسد كه او در روز عاشورا به ميدان شتافت و اين رجز را خواند:
    قَدْ عَلِمَتْ سَعْدٌ وحَىُّ مَذْحِج
    اَنّى لَيْثُ الْغابِ لَمْ اُهَجْهِجِ(1313)
    اَعْلُو بِسَيْفى هامَةَ الْمُدَجج
    وَاَتْرُكُ القَرْنَ لَدَى التَعرج
    فَريسَةُ الضَبُعِ الاَزل الاَعرجِ
    فَمْنَ تَراهُ واقِفا بِمَنْهج (1314)
    به تحقيق قبيله سعد و مذحج باور دارند كه من شير بيشه هستم كه هرگز طرد نشده ام ؛
    شـمـشـيـر خـود را بر كاسه سرِ پوشيده از سلاح ، فرود مى آورم و حريف را طُعمه كفتار لاغر لنگ مى نمايم ؛
    چه كسى را مى بينى كه از راه و روش من آگاه است ؟
    عـمـيـر بـن عـبـداللّه در مـقـابـله با دشمن ، نبردى سخت كرد و پيوسته جنگيد تا سرانجام توسط مسلم ضبابى و عبداللّه بجلى ، به شهادت رسيد.(1315)

    عمير بن قرظه - عمرو بن قرظه

    عمير بن كنّاد
    برخى نام پدر وى را كنار گفته اند (وسيلة الدارين ، ص 179).
    در نـسـخـه اى از زيـارت رجـبـيه كه بحار نقل كرده نام او عمر آمده است . (بحارالانوار، ج 101، ص 340 (چاپ ايران ) و برخى ديگر غمر گفته اند (انصار الحسين ، شمس الدين ، ص 157، الدارالاسلامية ).
    نام او در زيارت رجبيه ، در شمار شهيدان كربلا آمده است ؛(1316)و جز اين درباره وى اطلاعى در دست نيست .


    عمير بن كنار - عمير بن كناد


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #118
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عمير بن مطاع
    عـمـير از ياران باوفاى امام حسين (ع ) است . وى در روز عاشورا پس از جون ، غلام ابوذر، به ميدان رفت و چنين رجز خواند:
    انا عميرٌ واءبى المُطاع
    وفى يمينى صارمٌ قَطّاع
    كاءنّه من لَمْعه شُعاع
    اذا فقد طاب لنا القِراعُ
    دونَ الحسينِ الضربُ والصراعُ
    صَلّى عليه المَلِكُ المُطاعُ(1317)
    من عميرم و پدرم مطاع است ؛ و در [ دست ] راستم شمشيرى برّنده است ؛
    كـه از درخـشـنـدگـى پـرتـوافـكـنـى مـى كـنـد، در ايـن حال جنگيدن و ضربه خوردن و به زمين افكنده شدن در راه حسين (ع ) برايمان گوارا است . درود خداى اطاعت شده بر او باد.
    او با تمام توان و قدرت عليه سپاه يزيد جنگيد و سى سوار(1318) را به هلاكت رساند و سرانجام به فيض شهادت نايل گشت .(1319)
    امـام حـسـين (ع )، آن گاه كه در روز عاشورا به راست و چپ نگريست و هيچ يك از ياران خود را نديد صدا زد:
    ((يـا مسلمَ بنَ عَقيلٍ... يا عُمَيْر بنَ المُطاعِ... يا اَبْطالَ الصَّفا! يا فُرْسانَ الهَيْجاء! مالى اُناديكُمْ فلا تُجيبوُنى وَاَدْعُوكُمْ فلا تَسْمَعُونى ...))(1320)
    اى مـسلم بن عقيل !... اى عمير بن مطاع ... اى دلاورمردان پايدار! اى سواران عرصه پيكار! چرا شما را صدا مى كنم و پاسخم نمى دهيد و فرا مى خوانم و از من نمى شنويد.))
    از او در زيارت ناحيه مقدسه و رجبيه ياد نشده است .

    عون (الاصغر) بن عبداللّه بن جعفر
    او فـرزنـد عـبـداللّه بـن جعفر بن ابى طالب (ع ) است (1321) و مادرش ((جمانة )) دختر مسيّب بن نجبه فزارى ، از سرداران شهيد نهضت توّابين ، مى باشد.(1322)
    برخى نوشته اند كه او همراه امام حسين (ع ) به شهادت رسيد.(1323) ولى برخى ديـگـر بـر ايـن عـقيده اند كه وى در واقعه حرّه (1324) به دست سپاهيان يزيد بن معاويه ، كشته شد.(1325)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #119
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عون (الاكبر) بن عبداللّه بن جعفر(ع )
    وى از صـحـابـه امـام حـسـيـن (ع )(1326) و از شـهيدان كربلا است .(1327) پـدرش عبداللّه بن جعفر از اصحاب پيامبر(ص )(1328) و مادرش حضرت زينب (س )، دختر اميرمؤ منان مى باشد.(1329)
    بـرخـى از نـسـب نـگـاران دو پـسـر بـه نام عون ، يكى عون الاصغر و ديگرى عون الاكبر بـراى عبداللّه بن جعفر ذكر كرده اند.(1330) مادر عون الاكبر حضرت زينب (س ) و مادر عون الاصغر جمانه دختر مسيب بن نجبه است .(1331)
    در اين كه كدام يك از اين دو، در كربلا به شهادت رسيده اند اختلاف است . برخى نوشته اند كه عون الاصغر در كربلا شهيد شد و عون الاكبر در زمان زنده بودن پدرش ، از دنيا رفـت .(1332) و بـرخـى ديـگـر بـرآنـنـد كـه عـون الاكـبـر در كـربلا به شهادت رسيد.(1333)
    وقتى امام حسين (ع ) از مكه به سوى كربلا حركت كرد، عبداللّه بن جعفر دو پسرش عون و مـحـمـد را نـزد امـام فـرسـتاد و به آنان سفارش كرد كه با وى همراه باشند و از او دفاع كنند.(1334)
    عـون در روز عـاشـورا بعد از شهادت برادرش محمد، عازم ميدان جهاد شد و در هنگام جنگيدن اين رجز را خواند:
    اِنْ تُنْكِرُونى فَاَنا ابْنُ جَعْفرٍ
    شهيد صِدْقٍ فِى الجنانِ اَزْهَرِ
    يَطير فيها بِجَناح اَخْضَرِ
    كفى بِهذا شَرَفا فِى الْمَحْشَرِ(1335)
    اگر مرا نمى شناسيد، من پسر جعفر هستم كه از روى صدق شهيد شد و بهشت نورانى است ؛
    با بال سبز در بهشت پرواز مى كند و همين شرافت مرا، در محشر كافى است .
    او در نـبـرد خود، سه سواره و هجده پياده از نيروهاى دشمن را به هلاكت رساند و سرانجام توسط عبداللّه بن قطنه طائى به شهادت رسيد.(1336)
    بـرخـى نـوشـتـه انـد كـه چـون [ عـون ] بـرادر را كـشـتـه ديـد، بى اختيار خود را در ميان كـُشـنـدگـان افكند و قاتل برادر خود را ديد و به يك ضربه كار او را ساخت ، بعد نزد امام آمد و اجازه ميدان طلبيد.(1337)
    در برخى منابع آمده است كه عون بن عبداللّه پس از شهادت عبداللّه بن مسلم (ع ) به ميدان رفت و اين رجز را خواند:
    اَقْسَمْتُ لا اَدْخُلُ اِلاّ الجَّنَةَ
    مُوالِيا لاَحْمَدَ وَالسُّنَةِ
    وَالْفَوْزَ مِنْ بعد انقطاع المنة
    هُوَ الّذى اَنْقَذَنا بِمَنِّه
    مِنْ حَيْرَةِ الكُفْرِ وَسُوءِ الظَّنّةِ
    صَلّى عَلَيْهِ اللّهُ بارِى الجَنَّةِ(1338)
    سـوگـنـد يـاد كـرده ام كـه جـز بـه بـهشت نروم در حالى كه دوستدار احمد(ص ) و سنت او باشم
    و پس از مرگ به رستگارى برسم اوست كه بر ما منّت نهاد و رهانيد
    و از سرگردانى كفر و بددلى نجات داد درود خداى آفريننده بهشت ، بر او باد.
    در زيارت ناحيه درباره عون بن عبداللّه آمده است :
    السَّلامُ عـَلى عـَوْنِ بـْنِ عـَبـْدَاللّهِ بْنِ جَعْفَر الطَّيّار فِى الْجَنانِ، حَليفِ الايمانِ، ومُنازِلِ الاَقْرانِ، اَلنّاصِحِ لِلرَّحمانِ، اَلتّالى لِلْمَثانى والْقُرانِ...(1339)
    درود بـر عـون پـسـر عبداللّه بن جعفر طيّار (پرواز كننده در بهشت ) كه هم پيمان ايمان و نـبـرد كـنـنـده بـا هماوردان و خيرخواه خداى رحمان و تلاوت كننده سوره حمد و آيات قرآن ، بود.
    بـرخـى نقل كرده اند كه پس از رسيدن خبر شهادت عون و محمد، به عبداللّه بن جعفر، وى اسـتـرجـاع گفت (1340) و چون يكى از غلامانش گفت : اين مصيبت از ناحيه حسين (ع ) بـه ما رسيد، وى را طرد كرد و گفت : اى پسر ((لخنا)) (بدبو) آيا درباره حسين (ع ) چنين مـى گـويـى ؟ بـه خـدا سـوگـند اگر حضورش بودم ، دوست داشتم كه در ركاب او شهيد شـوم . بـه خـدا سوگند بر شهادت فرزندانم افسوس نمى خورم و شهادت آنها در كنار برادر و پسر عمويم مايه تسلى خاطر من است ... سپس رو به حاضران كرد و گفت : حمد و سـپـاس خـداى را كه در شهادت حسين (ع ) مرا صبر و دلدارى داد و اگر خود نتوانستم او را يارى كنم ، فرزندانم او را كمك كردند.(1341)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #120
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عون بن جعفر
    عون ، مكنّى به ابوالقاسم ،(1342) فرزند جعفر بن ابى طالب (ع ) و اسماء بنت عـمـيـس ‍ خـثـعـمـيـه اسـت .(1343) او در حـبـشـه ديـده به جهان گشود.(1344) سـال تـولدش بـه خـوبـى دانـسـتـه نيست ولى چون در واقعه جانسوز عاشورا 56 يا 57 سـاله بـوده اسـت ،(1345) سـالزاد وى بـه احتمال 4 يا 5 ه‍ . ق مى باشد.
    بـنـابـه گـزارش يـعـقـوبـى ، پـيـامـبـر(ص )، پـس از شـهـادت جـعـفـر در جـنگ مؤ ته در سـال هـشـتـم ه‍ . ق عـون و دو بـرادرش عـبـداللّه و مـحـمـّد را در آغـوش گـرفـت و نـوازش كرد.(1346)
    در گـزارش ديـگـرى آمده است : پيامبر(ص )، فرزندان او را طلبيد و به آرايشگر دستور داد سر آنها را بتراشد و سپس فرمود:
    عون در خلقت و اخلاق شبيه من است .(1347)
    عـون از بـيعت كنندگان با على (ع ) و از ياران آن حضرت بود(1348) كه در تمام جنگ هايش شركت داشت .(1349)
    امـيـرالمـؤ مـنـيـن (ع )، دخـتـرش ، ام كـلثـوم (زيـنـب صـغـرى ) را بـه ازدواج عـون درآورد.(1350) رجـال نـويـسان و مورّخان گفته اند: از عون فرزندى باقى نمانده (1351) و يـا نـسـلش مـشـهـور نيست ، ولى برخى گفته اند از او دو فرزند باقى مانده است .(1352)
    عـون پـس از شـهادت امام على (ع ) به امام حسن (ع ) و سپس به امام حسين (ع ) پيوست و با كاروان حسينى ، به اتّفاق همسرش از مدينه به كربلا آمد.(1353)
    روز عـاشـورا، پـس از عـلى اكـبـر(ع ) و بـه قـولى عـبـداللّه بـن مـسـلم در سـنّ 56 يا 57 سـالگـى بـه مـيـدان رفـت و نـبـردى دلاورانـه كرد. سى سوار و هيجده پياده را به هلاكت رسـانـد ولى زيـد بـن رقاد جهنى و عروة بن عبداللّه خثعمى اسبش را پى كرده و او را به شـهادت رساندند.(1354) عبيداللّه بن زياد سر وى را با سر مبارك امام حسين (ع ) نزد يزيد بن معاوية فرستاد.(1355)
    رجزى كه هنگام نبرد مى خواند چنين است :
    اِنْ تَنْكرونى فانا بنُ جعفر
    شهيد صدقٍ فى الجنان اَزْهَر
    يَطيرُ فيها بجناحٍ اَخْضَر
    كفى بهذا شرفا فى المحشر(1356)
    اگر مرا نمى شناسيد، من پسر جعفرم كه از روى صداقت به شهادت رسيد؛
    و در بهشت پرتوافشان است و با بال سبز پرواز مى كند. در قيامت همين شرف مرا بس .
    بـرخى از معاصرين شهادت عون در كربلا را توهّم دانسته ، مى گويند آن كه در كربلا به شهادت رسيد عون بن عبداللّه بن جعفر است نه عون بن جعفر.(1357)

    عون بن عقيل
    عون ، فرزند عقيل بن ابى طالب (ع )، براى يارى امام حسين (ع ) به كربلا آمد و در روز عاشورا به فيض شهادت نايل گشت .(1358) رجز منسوب به وى چنين است :
    اَقْسَمْتُ لا اَدْخُلُ اِلا الْجَنَّةِ
    مُصدِّقا بِاَحْمَدَ وَالسُّنَّة
    وَالْبَعْثُ مِنْ بَعْدِ اِنْقِطاعِ الدَّنَة
    هُوَ الَّذى اَنْقَذَنا بِمِنَّه
    منْ حَيْرَةِ الْكُفْرِ وَ سُوءِ الظَّنَّةِ
    صَلَّى عَلَيْهِ اللّه بارِى الْجَنَّةِ(1359)
    سوگند ياد مى كنم كه جز به بهشت وارد نمى شوم [ زيرا] تصديق كننده احمد [ (ص )] و سـنـّتـش ‍ هـستم ؛ و قيامت بعد از سپرى شدن دنيا است . او [ پيامبر(ص )] كسى است كه با احسانش ما را از سرگردانى كفر و سوء ظن رهانيد. درود پروردگار بهشت بر او باد.
    برخى از رجال نـويـسـان مـعـاصـر مـنـكـر وجـود چـنـيـن فـرزنـدى بـراى عقيل و شهادتش در كربلا شده اند.(1360)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 12 از 18 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •