۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩
صفحه 13 از 18 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 171
  1. #121
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عون بن على (ع )
    در بـسـيـارى از مـنابع تاريخى و رجالى ، عون فرزند امام على (ع ) از اسماء بنت عميس ‍ قـلمـداد شـده ، امـّا از حـضـور و شـهـادت وى در كـربـلا سـخـنـى بـه مـيـان نـيـامـده اسـت .(1361) ولى مـؤ لف روضـة الشـهـدا و چـنـد تـن ديـگـر از مـتاءخران عون را شهيد كربلا قلمداد كرده و مى نويسند:
    عـون صـورتـى زيـبـا و سيرتى نيكو داشت (1362) و پس از شهادت امام على (ع ) بـه امـام حـسن و امام حسين (ع ) پيوست و بادوازده تن از برادران خويش همراه آن حضرت از مدينه به كربلا آمد.(1363)
    مـامـقـانـى مـى گـويد: عون نخستين فردى بود كه پس از شهادت جمع زيادى از ياران امام حـسـيـن (ع ) بـر سـايـر بـرادرانـش پـيـشـى گـرفـت و از آن حـضـرت اجازه ميدان خواست . سيدالشهدا به او نگاه كرد و فرمود:
    ((يا اخى اءَ اَسْتَسْلَمْتَ للموت ؟))
    برادرم ، آيا آماده مرگ شده اى ؟
    گـفـت : چـگـونـه تـسـليـم مـرگ نـشـوم در حالى كه تو را تنها و بى ياور مى بينم . امام فرمود: برو خداوند پاداش نيكت دهد.(1364) ولى به گفته مؤ لف روضة الشهدا، عـون پـس از عـثـمـان بـن عـلى (ع )، از بـرادر بـزرگوارش اجازه گرفت و به ميدان نبرد شـتافت و جمع زيادى از دشمن را به هلاكت رساند. ابن الاهجار با دو هزار پياده و سواره ، او را احـاطـه كـردنـد. امـا وى محاصره را شكست و خدمت امام (ع ) رسيد. امام حسين (ع ) از عون تمجيد كرد و سر و رويش را بوسيد و از او خواست تا كمى استراحت كند و سپس عازم ميدان شـود. عـون گـفـت : مـى خـواسـتـم دوبـاره بـه فـيـض ديـدارت نـايـل شـوم ، كـه مـقصودم برآورده شد. عون به فرمام امام (ع ) دستور داد اسب اَدْهَمْ را كه حـضـرت امـيـر(ع ) بـه او هـديـه داده بود. زين كردند و به ميدان شتافت . هنگامى كه عون زخمى شد صالح بن يسار كه در زمان امام على (ع ) به جرم نوشيدن شراب به دست عون شلاق خورده بود براى انتقام نزد او آمد و زبان به دشنام گشود. عون ، صالح بن يسار و بـرادرش بـدر را به هلاكت رساند و سرانجام به دست خالد بن طلحة به فيض شهادت نايل گشت .(1365) او در آخرين لحظات اين گونه زمزمه مى كرد:
    ((بسم اللّه وباللّه وعلى ملّة رسول اللّه ))(1366)
    رجـز منسوب به حضرت اباالفضل (ع )(1367) را كه جمعى از معاصرين به عون نسبت داده اند چنين است :
    اُقاتِلُ الْقَوْمَ بِقَلْبٍ مُهْتَدٍ
    اَذُبُّ عَنْ سِبْطِ النبىِ اَحْمَدِ
    اَضْرِبُكُمْ بِالصارِمِ المُهَنَّدِ
    حَتّى تَحيدوا عَنْ قِتالِ سَيّدى (1368)
    با قلبى ره يافته با اين لشكر مى جنگم و از نوه پيامبر [ كه ] احمد [ نام دارد] دفاع مى كنم . شما را با شمشير بران مى زنم تا از جنگيدن با سرورم روى برگردانيد.


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #122
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    عون بن مسلم بن عقيل
    عـون فـرزنـد مـسـلم در مـنـابـع كـهـن نـام و نـشـانـى نـدارد؛ ولى فـاضـل دربـنـدى وى را از شـهـدا دانـسـته بر اين باور است كه پس از برادرش احمد، در حـالى كـه نـداى ((يـا لثـارات مسلم ))(1369) سر داده بود وارد ميدان نبرد گشت و پـس از جـنـگـى طـاقت فرسا و كشتن دويست تن ، براى رفع خستگى و تجديد قوا از ميدان بـازگـشـت . در آن هـنـگـام بـا تـيـر عـمـر بـن صـبـيـح بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نائل آمد.(1370)

    غره - قره

    غلام ترك - اسلم بن عمرو

    غمر بن كناد - عمير بن كناد

    غيلان بن عبدالرحمن
    غـيـلان فـرزنـد عـبـدالرحـمـن در مـنـابـع كـهـن و كـتـاب هـاى رجال نام و نشانى ندارد، تنها در زيارت رجبيّه از وى چنين ياد شده است :
    ((السلام على غيلان بن عبدالرحمن ))(1371)

    فروزان - فيروزان


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #123
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩






    فضل بن على (ع )
    فـضل فرزند امام على (ع )، در منابع كهن نام و نشانى ندارد، ولى برخى همچون ملاحسين واعـظ كـاشـفـى ، وى را جـزو شـهيدان قلمداد كرده درباره چگونگى و كيفيت شهادت وى چنين نوشته اند:
    هنگامى كه هاشم بن عتبة بن ابى وقاص ، سمعان را كشت ، برادر وى با هزارتن وارد ميدان جـنـگ شـد. امام حسين (ع ) فضل و نه تن ديگر را به يارى هاشم فرستاد. ولى دشمن مانع پـيـوسـتـن فـضـل و يـارانـش بـه هـاشـم شـد و يـاران فـضل را به شهادت رساند. سرانجام فضل كه بر اثر اصابت تير به اسبش پياده مى جـنـگـيـد، پـس از مـبـارزه اى سـخـت بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.(1372)

    فيروزان
    فـيـروزان يـا پـيروزان (1373) يا فروزان (1374)، در منابع كهن و كتاب هـاى رجـال نـام و نشانى ندارد؛ ولى به پندار برخى در روزگار خليفه دوم و در جنگ با ايـران ، مـسـلمـانـان او را به اسارت گرفته با خود به مدينه بردند،(1375) او اسـلام آورد و بـه غـلامـى امـام حـسـن (ع )(1376) و سـپـس فـرزنـدش عبداللّه درآمد. فـيـروزان همراه كاروان حسينى از مدينه به كربلا آمد و هنگامى كه در روز عاشورا نوبت جـنـگ بـه عـبـداللّه رسـيـد، وى و سـه تن ديگر به كمك او شتافتند؛ و فيروزان 150 تن (1377) از نـيـروهاى دشمن را به قتل رساند. آن گاه عبداللّه به يارى اش آمد و او را بـر تـرك خـويـش نـشـانـد و فـيـروزان در هـمـان حال جان باخت .(1378)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #124
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    قارب بن عبداللّه دُئِلى
    يـا، ديـلمـى (تـسـمـيـة مـن قـتـل مـع الحـسين ، شماره 23؛ عبرات المصطفين ، ج 2، ص 156؛ اكليل المصائب ، ص ‍ 123).
    قارب فرزند عبداللّه از ياران باوفاى امام حسين (ع ) بود، پدرش عبداللّه بن اُرَيْقِطْ يا اُرَيـْقـِدْ دُئلى ليثى هنگام هجرت پيامبر(ص ) از مكه به مدينه راه بلدى آن حضرت را بر عهده داشت .(1379) مادرش فُكَيْهِة ـ كنيز امام حسين (1380) ـ و در خدمت رباب ، دخـتـر امرؤ القيس ، همسر آن حضرت بود.(1381) حضرت امام حسين (ع ) فكيهه را بـه هـمـسـرى عـبـداللّه بـن اريـقـط درآورد و قـارب حـاصـل اين ازدواج بود.(1382)؛ از اين رو وى را غلام امام حسين (ع ) به شمار آورده اند.(1383)
    قارب مادرش فكيهه همراه كاروان حسينى از مدينه به كربلا آمد(1384) و چون روز عـاشـورا فـرا رسـيـد در حـمـله نـخـسـت بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.(1385)
    در زيارت ناحيه از وى چنين ياد شده است :
    السلام على قارب مولى الحسين (ع )(1386)

    قارب ديلمى - قارب بن عبداللّه دئلى

    قاسط بن ذهبى - قاسط بن زهير تغلبى

    قاسط بن زهر - قاسط بن زهير تغلبى

    قاسط بن زهير تغلبى
    قـاسـط بـن زهـيـر تـغـلبـى (1387) از يـاران امـيرمؤ منان ،(1388) امام حسن (1389) و امام حسين (ع )(1390) است .
    وى در جنگ صفين از فرماندهان حضرت على (ع ) بود(1391) و در ديگر جنگ هاى آن حضرت نيز در ركاب وى شمشير زد.(1392)
    قاسط پس از شهادت حضرت اميرالمؤ منين (ع ) در كوفه ماند.(1393) هنگامى كه از ورود امـام حـسـيـن (ع ) بـه كـربـلا آگـاه شـد، در شـب عـاشـورا بـه خـدمـت آن حـضـرت رسـيـد.(1394) و در روز عـاشـورا در حـمـله نـخـسـت بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.(1395)
    در زيارت ناحيه و رجبيه بر وى درود فرستاده شده است .(1396)

    قاسط بن ظهير تغلبى - قاسط بن زهير تغلبى

    قاسط بن عبداللّه - قاسط بن زهير تغلبى


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #125
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩






    قاسم بن الحسن (ع )
    قـاسـم فـرزنـد امـام حـسـن (ع ) بـه سـال 47 ه‍. ق در مـديـنـه مـنـوره ديـده بـه جـهـان گـشـود.(1397) مـادرش ام ولدى (1398) به نام ((نفيله ))(1399) يا ((رمـله ))(1400) يـا ((نـجـمـه )) بـود. در دوسالگى پدر بزرگوارش را از دست داد؛(1401) و تـا هـنـگـام شـهـادت در دامـان پرمهر و عطوفت عموى گرامى خود، امام حـسين (ع )، پرورش يافت ؛ و در واقعه كربلا به اتفاق مادر و ديگر برادران و خواهران خود حضور داشت .
    بـه نـقـلى در شـب عـاشـورا، آنـگاه كه امام حسين (ع ) خطبه خواند و به ياران خود فرمود: ((فردا من و شما همه كشته خواهيم شد))، وى پنداشت اين افتخار از آنِ مردان و بزرگسالان است و شامل نوجوانان نمى شود. از اين رو پرسيد: ((آيا من هم فردا كشته خواهم شد؟)) امام (ع ) بـا مـهـربـانـى پـرسـيـد: ((فـرزنـدم ، مرگ در نزد تو چگونه است ؟)) عرض ‍ كرد ((اَحلى من العسل )) (شيرين تر از عسل ).
    حـضـرت فـرمـود: آرى بـه خـدا سـوگـنـد، عـمـو به فدايت ، تو از آنان هستى كه پس از گرفتار شدن به بلايى سخت كشته خواهى شد.(1402)
    در روز عاشورا هنگامى كه نوبت مبارزه به قاسم رسيد، براى كسب اجازه خدمت امام حسين (ع ) آمـد. حـضـرت او را در آغـوش گـرفـت و هـر دو آن قـدر گـريـسـتـنـد تـا بـى حال شدند. باز قاسم اجازه خواست و امام حسين (ع ) امتناع فرمود. قاسم دست و پاى امام را بـوسـه مى زد و بر خواسته اش پاى مى فشرد. ولى امام (ع ) اجازه نمى داد تا سرانجام مـوفـق بـه دريـافت اجازه گرديد. وى در حالى كه اشك هايش بر گونه سرازير بود و مـادرش بـر در خـيـمـه ايـسـتاده او را نظاره مى كرد، وارد ميدان كارزار شد و اين رجز را مى خواند:
    اِنْ تَنْكُرونى فَاءَنَا فَرْعُ الْحَسَنْ
    سِبْطُ النَبىُّ المُصْطَفى وَالمؤ تَمَنْ
    هذا حُسينٌ كَالاَسيرِ اَلْمُرتَهَنْ
    بين اءناسٍ لا سَقَوا صُوْبُ المَزَنْ
    اگر مرا نمى شناسيد، من فرزند امام حسن نوه پيامبر برگزيده و امينم
    اين حسين همانند اسير و گروگان ، گرفتار مردمى است كه باران رحمت بر آنها نبارد.
    سـرانـجـام پـس از كـشـتـن سـى و پـنـج تـن بـه درجـه شـهـادت نايل آمد.(1403)
    ولى طـبـرى و ابـوالفـرج اصـفـهـانـى كـيـفـيـت شـهـادت حـضـرت قـاسـم را بـه نقل از حميد بن مسلم چنين آورده اند:
    ((نـوجـوانـى بـه سوى ما آمد كه چهره اش همانند پاره ماه مى درخشيد، شمشيرى به دست و پـيراهن و إِزارى [ شلوار] بر تن و دو نعلين به پا داشت ، كه بند يكى از نعلين هاى وى پاره شد، فراموش نمى كنم كه بند چپ بود.
    عـمرو بن سعيد ازدى به من گفت : به خدا به او حمله مى كنم ! گفتم : پناه بر خدا! از اين كـار چـه مـى خـواهـى ، انبوه لشكرى كه دور او را گرفته اند كارش را تمام خواهند كرد. گفت به خدا بر او حمله خواهم كرد؛ او حمله كرد و با شمشير بر سر قاسم زد. قاسم بر روى افتاد و فرياد برآورد ((عموجان )).
    بـه خـدا سـوگـنـد حـسـيـن چـون عـقـاب از جـا جـسـت و هـمـانـنـد شـيـر خـشـمـگـيـن بـر قـاتل قاسم حمله ور گرديد و ضربتى سخت بر وى فرود آورد. او دست خود را سپر كرد ولى آن ضـربـت دسـتـش را از آرنـج قطع كرد. قاتل بانگى برآورد و از آنجا دور گشت . تـنى چند از لشكريان عمرسعد حمله آوردند تا عمرو را از دست حسين (ع ) نجات دهند؛ ولى ايـن تـلاش آنـهـا بـه جـايى نرسيد و قاسم در هنگام يورش سواران عمرسعد در زير سمّ اسبان جان سپرد.))(1404)
    پـس از چـنـدى كه گرد غبار ميدان نبرد فرونشست ، امام حسين (ع ) را ديديم كه بر بالين آن جـوان ايـسـتـاده و او پـاشـنـه هـاى پـاى خـود را بـر زمين مى سايد، امام حسين (ع ) در آن حال مى گفت : ((قومى كه تو را كشتند از رحمت خدا به دورند و در روز رستاخيز جد تو از جمله دشمنان آنان خواهد بود.
    سـپـس فـرمـود: ((سوگند به خدا براى عموى تو بسيار دشوار است كه او را بخوانى و نـتـوانـد بـه تـو پـاسـخ دهـد، يـا بـه تـو پـاسـخ گـويـد امـا بـه حال تو سودى نبخشد، در يك چنين روزى كه دشمنان او بسيار و ياران او اندك باشند.))
    حميد بن مسلم گويد: آن گاه او را برداشت ، دوپاى پسر را ديدم كه روى زمين مى كشيد، و حسين (ع ) سينه به سينه وى نهاده بود.
    بـا خـود گـفـتم ((او را كجا مى برد))؟ وى را برد و در كنار پسرش على اكبر(ع ) و ديگر شهيدان قرار داد.
    از اسم آن نوجوان پرسش كردم . گفتند وى قاسم بن الحسن (ع ) است .(1405)
    بـه قـضـيه ميدان رفتن و شهادت حضرت قاسم (ع )، داستان مفصّلى نيز درباره عروسى وى ضميمه شده است .
    مـلاحـسـين كاشفى در اين زمينه پس از بيان چگونگى اذن خواستن حضرت قاسم از امام حسين (ع ) و اذن نـدادن آن حـضـرت ، و نـشـان دادن بـازوبـندى كه پدرش امام حسن به بازويش بـسـتـه بـود و در او وصـيـت كـرده بـود كـه هـرگـز دسـت از يـارى عـمـوى خـود حسين (ع ) بـرنـدارد... كيفيت عروسى حضرت قاسم را چنين بيان مى كند: ((.. و دست دخترى كه نامزد قـاسـم بود گرفته گفت : اى قاسم اين امانت پدر توست كه براى تو وصيت كرده ، تا امروز نزد من بود اكنون بستان ! پس دختر را با وى عقد بست و دستش به دست قاسم داد و از خـيـمـه بـيرون آمد...)) و سپس مى افزايد ((... قاسم دست عروس را رها كرد و خواست از خـيـمـه بـيـرون آيـد، عـروس دامـنـش بـگـرفـت و گـفـت اى قـاسـم چـه خيال دارى و عزيمت كجا مى كنى ؟... قاسم گفت : اى نور دوديده عزم ميدان دارم ... دامنم رها كـن كـه عـروسـى و دامـادى مـا بـه قيامت افتاد... عروس گفت ... تو را كجا جويم و به چه نـشـان بـشـنـاسـم ؟ گـفـت ... بـديـن آسـتينِ دريده بشناس . پس دست دراز كرد و سر آستين بدريد...))(1406)
    اين داستان موافقان و مخالفانى دارد.
    ابـوالحسن شعرانى ، از موافقان ، مى نويسد: ((اگر تزويج قاسم به طورى كه مشهور اسـت صـحـيـح بـاشـد بـايـد يـكـى از دو احـتـمـال قـبـول كـرد. اول ايـن كه حضرت سيدالشهدا(ع ) دختر ديگرى داشته فاطمه نام ، غير از آن كه به عقد حسن مثنّى درآورده است ، چون مسلّم نيست كه دختران آن حضرت ، منحصر به سكينه و فاطمه بوده باشند. در ((كشف الغمّه )) گويد: چهار دختر داشته سكينه و فاطمه و زينب و چهارمى را نام نبرده و ابن شهرآشوب گويد: كه سه دختر داشته است . دوم اين كه دخترى كه به قـاسم تزويج كرده نام ديگر داشته و برخى راويان به غلط و اشتباه فاطمه گفته اند. و اگـر تـزويـج حضرت قاسم را صحيح ندانيم بايد بگوييم همان تزويج حضرت حسن مـثـنّى با قاسم اشتباه شده است ...)) سپس مى افزايد ((... به نظر ما هيچ علّتى ندارد كه تـزويـج قـاسـم را انـكـار كـنـيـم چـون مـلاحـسـيـن كـاشـفـى در روضـة الشـهـدا نقل كرده .))(!) سپس از ملاحسين كاشفى به عنوان آن كه مردى جامع و عالم و... بوده ياد مى كـنـد و آن گاه مى افزايد ((... و اين كه گويند تزويج در آن گير و دار بعيد مى نمايد، صحيح نيست چون مصالح اعمال ائمه معصومين بر ما معلوم نيست ...)).(1407)



    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #126
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    مـحدث نورى از كسانى است كه اين داستان را مردود مى شمرد و مى نويسد: ((... از جمله آن ها است قصه عروسى كه قبل از روضة در هيچ كتابى ديده نشده ، از عصر شيخ مفيد تا آن عصر كه بحمداللّه مؤ لفات اخبار ايشان در هر طبقه فعلا موجود و ابدا اسمى از آن در آن كـتـب بـرده نـشـده اسـت . چـگـونـه مـى شود قضيه به اين عظمت و قصه چنين آشكارا محقق و مـضـبـوط بـاشـد و بـه نـظـر تـمـام ايـن جـمـاعـت نـرسـيـده بـاشـد، حـتـى مثل ابن شهرآشوب كه تصريح كرده اند كه هزار جلد مناقب نزد او بود و علاوه بر آن كه بـه مـقـتـضـاى تمام كتب معتمده سالفه مؤ لفه در فن حديث و انساب و سيره نتوان براى حضرت سيدالشهدا(ع ) دختر قابل تزويج بى شوهرى پيدا كرد كه اين قصه قطع نظر از صـحـت و سقم آن به حسب نقل وقوعش ممكن باشد. و اما قصه زبيده و شهربانو و قاسم ثـانـى در خاك رى و اطراف آن كه درالسنه عوام دائر است پس آن از خيالات واهيه است كه بـايـد در پـشـت كـتـاب رموز حمزه و ساير كتاب هاى مجعوله نوشت و شواهد كذب بودن او بـسيار است و تمام علماى انساب متفقند كه قاسم بن الحسن (ع ) عقب [ فرزند] ندارد...)) آن گـاه ادامـه مـى دهـد ((... و اگـر عـلاوه بـر آن مـضمون آن خبر بى پايه خلاف امور عاديه باشد و بحسب عادت نشود آن را باور كرد... البته سستى و ضعف به غايت خواهد رسيد و چون اين رقم اخبار ضعيفه بى اصل و ماءخذ با اين اسباب وهن در كتابى جمع شود به جهت اغـراض فـاسـده مـثـل اظـهـار كـثـرت تـتـبـع و اطـلاع و آوردن مـطالب تازه و برترى بر مـقـاتل سابقه مسنائى (1408) براى اين مذهب پيدا شود كه نتيجه واضحه و ثمره ظـاهـره آن وهـنـى بـاشد عظيم بر مذهب و ملت جعفريه و سپردن اسباب سخريه و استهزا و خـنـده بـه دسـت مخالفين و قياس كردن ايشان ساير احاديث و منقولات اماميه را با اين اخبار مـوهـونـة و قـصـص كاذبه تا كار به آنجا رسد كه در كتب خود نوشته اند كه شيعه بيت كـذب اسـت ، و اگـر كـسـى مـنـكـر شود، كافى است ايشان را براى اثبات اين دعوى آوردن كتاب مقتل معروف را به ميدان چه رسد به نظاير آن ...))(1409)و نـيز محدث قمى در اين باره مى نويسد: مخفى نماند كه قصه دامادى جناب قاسم (ع ) در كـربـلا و تـزويـج او فاطمه بنت الحسين (ع ) را صحت ندارد، چه آن كه در كتب معتبره به نـظـر نـرسـيـده ، و به علاوه آن كه حضرت امام حسين را دو دوختر بوده ... يكى سكينه كه زوجه عبداللّه بود و يكى فاطمه كه زوجه حسن مثنّى بوده ...))(1410)
    در زيارت ناحيه از وى چنين ياد شده است :
    درود بـر قـاسـم بـن الحـسـن (ع ) كـه شـمشير بر فرقش وارد شد و زره اش را به غارت بـردنـد. هـنـگـامـى كـه عـمـويش حسين را صدا زد، حسين مانند باز شكارى خود را به قاسم رسـانيد، مشاهده كرد قاسم در حال جان دادن پاها را بر زمين مى سايد. فرمود: از رحمت خدا دور بـاد آن مـردمـى كـه تو را كشتند و در قيامت جد و پدرت دادخواه آنان باد! سپس فرمود: بـر عمويت دشوار است كه او را بخوانى و نتواند تو را پاسخ دهد و يا پاسخ دهد و تو در خـون خـود غـلتـان بـاشـى و سـود نـداشـتـه بـاشد! به خدا قسم امروز روزى است كه دشمنان [ عمويت ] بسيار و يارانش اندكند، خدا ما را با شما محشور كند در روزى كه شما را بـا هـم مـحـشور مى گرداند و مرا در جايگاه شما قرار دهد. خدا عمربن سعد بن [ عروة بن ] نفيل ازدى ، قاتل ات ، را لعنت كند و او را در آتش جهنم وارد نمايد، و عذابى دردناك برايش ‍ مهيا نمايد.(1411)

    قاسم بن بشر - قاسم بن حبيب ازدى

    قاسم بن حارث كاهلى
    قـاسـم ، فـرزنـد حـارث كـاهـلى در مـنـابـع كـهـن و كـتـاب هـاى رجال نام و نشانى ندارد؛ و تنها در زيارت رجبيه از وى چنين ياد شده است :
    ((السلامُ على قاسمِ بنِ حارثِ الكاهِلى ))(1412)
    برخى احتمال داده اند كه وى همان قاسم بن حبيب ازدى باشد.(1413)



    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. تشكر

    آسیه سادات (15-10-1389)

  8. #127
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    قاسم بن حبيب ازدى
    قـاسـم بـن حـبـيـب بـن ابى بشر ازدى
    (1414) يا قاسم بن بشر(1415) از شـيـعـيـان نام آور كوفه و از ياران امام حسين (ع ) بود.(1416) وى دليرمردى بود كه از كوفه همراه لشكر عمرسعد رهسپار كربلا گرديد(1417) و پيش از آغاز جنگ بـه امـام حـسـيـن (ع ) پـيـوسـت ؛(1418) او در روز عـاشورا، در حمله نخست ، برابر ديـدگـان آن حـضـرت پـس از نـبـردى سـخـت بـه فـيـض شـهـادت نايل آمد.(1419)
    در زيارت ناحيه از وى چنين ياد شده است :
    ((السلام على قاسم بن حبيب الازدى ))
    (1420)

    قاسم بن حسين (ع )
    بـا آن كـه در مـنـابع كهن فرزندى به نام قاسم براى امام حسين (ع ) شناخته شده نيست ، بـرخـى وى را در شـمار شهيدان كربلا قلمداد كرده گفته اند: سپس قاسم بن الحسين (ع ) به ميدان آمد و چنين رجز خواند:
    اِن تَنْكِرونى فَاءَنا بنُ حَيْدَرَة
    ضَرغامُ آجامٍ وَليثَ قَسْوَرَة
    عَلَى الاَعادى مثلَ ريحٍ صَرْصَرَة
    اءكيلُكم بالسَيف كَيْلِ السَّندرة
    (1421)
    اگر مرا نمى شناسيد من فرزند حيدر آن شير بيشه ها هستم .
    بـر سـر دشـمـنـان چـون تندباد مرگم ، شما را به وسيله شمشير با پيمانه بزرگ مى پيمايم .
    وى پـس از كـشـتـن بـيـست تن با ضربه فضل اسدى
    (1422) يا عمرو بن سعد بن مـقـبـل (1423) بـر فـرق (1424) يـا شانه اش (1425) در حالى كه فـريـاد ((يـا ابـتـاه )) سـرداد بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.(1426) امام حسين (ع ) همانند باز شكارى بر بالين وى آمد و در حالى كه مـى گـريـسـت فـرمـود: روز رسـتاخيز جدّت پيامبر دادخواه آنان باد! آن گاه بدن قاسم را برداشت و كنار نعش على اكبر(ع ) و يا ديگر شهدا قرار داد.(1427)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #128
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    قاسم بن سعد طائى
    در مـنـابـع كهن نامى از وى نيست و تنها صاحب وسيلة الدارين وى را جزء شهداى حمله نخست برشمرده است .
    (1428)

    قاسم بن العباس (ع )
    در مـنـابـع كـهـن فـرزنـدى بـه نـام قـاسـم بـراى حـضـرت ابـوالفـضـل (ع ) ثـبـت نـشـده اسـت .
    (1429)
    ولى صـاحـب كـتـاب ((نـورالعـيـن فى مـشـهـدالحـسـيـن (ع ))) وى را جـزو شـهداى كربلا برشمرده است و مى گويد: قاسم نوزده ساله در روز عاشورا وارد ميدان گشت و چنين رجز خواند:
    إِلَيكُمْ مِنْ بَنى المُختارِ ضَرْبا
    يَشيُب لَهوْلِه راءس رضيعُ
    يُبيُد معاشِرَ الكفّار جها
    بِكُلِّ مُهَنَّدٍ عَضْبِ قطيعُ
    (1430)
    از سـوى خاندان پيامبر مختار، آماده ضربتى باشيد كه از بيمش موى سر شيرخواره سفيد مى گردد؛
    با شمشير بران هندى گروه بى دينان را يكجا نابود مى كند
    او پـس از كـشـتـن شـمـارى از دشـمن به نزد امام (ع ) بازگشت و در حالى كه چشم هايش از تـشـنـگـى بـه گـودى نشسته بود، طلب آب كرد. امام فرمود: اندكى صبر نما تا جد خود مـحمد مصطفى (ص ) را ملاقات كنى و به دست خود تو را سيراب كند كه هرگز پس از آن تشنه نخواهى شد.
    (1431) وى پس از بازگشت به ميدان و كشتن شمارى ديگر به درجه رفيع شهادت نايل آمد.(1432)

    قاسم بن على (ع )
    بـا آن كـه در كـتـب انساب فرزندى به نام قاسم براى حضرت على (ع ) ثبت نشده است ، ولى صـاحـب مـنـاقـب وى را جـزو شهيدان كربلا برشمرده است و پس از بيان كيفيت شهادت عبداللّه بن على (ع ) گويد: و برون شد برادرش قاسم در حالى كه چنين رجز مى خواند:
    يا عُصْبَةً جارَتْ عَلى نَبِيِّها
    وَكَدَّرَتْ مِنْ عَيْشِها ما قَدْ نَقى
    فى كُلِّ يَوْمٍ تَقْتُلونَ سَيِّدا
    مِنْ اءَهْلِهِ ظُلما وَذَبْحا مِنْ قفا
    اى گروهى كه بر پيامبر خود ستم روا داشته روزگار پاك خود را تيره ساختيد
    همه روزه جفا نموده مهترى از خاندان او را كشته ، از پشت سر از تنش جدا مى سازيد.
    پـس عـمـرو بـن سـعـيـد ازدى ضـربـتى بر فرق او فرود آورد. آن گاه امام حسين (ع ) به قـاتـل قـاسم حمله نمود و او را از پاى درآورد. سپس بر بالين قاسم آمد و چنين گفت : دور بـاشـنـد از رحـمـت خـدا آنـان كـه تـو را كـشـتـنـد و دادخـواه آنـان در روز رسـتـاخـيـز جـدَّت باشد.
    (1433)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #129
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    قاسم بن محمد
    قاسم فرزند محمد بن جعفرطيار ابن ابى طالب ، از ياران امام حسين (ع ) به شمار مى آيد كه پيوسته در خدمت آن حضرت به سر مى برد. مادرش ام ولد (كنيز) و همسرش ‍ ام كلثوم صـغـرى دخـتـر عـبـداللّه بـن جـعـفر بوده است . در برخى از منابع كهن قاسم جزو اسيران كربلا قلمداد شده است .
    (1434)
    ولى بـرخـى ديـگـر او را جـزو شهيدان كربلا برشمرده گويند: قاسم با ام كلثوم به كربلا آمد و در روز عاشورا آن گاه كه به ميدان مبارزه شتافت چنين رجز خواند.
    اءنَا الْغُلامُ الاَبْطَحى الطّالِبى
    مِنْ مَعْشَرٍ فى هاشَمَ و غالِبِ
    ونَحْنُ حقّا سادةُ الذَوائبِ
    هذا حُسَيْنٌ اَطْيَبِ الاطايِبِ
    مِنْ عِتْرةٍ بِرُّ التَقى العاقِبِ
    من غلام ابطحى طالبى از خاندان غالب و هاشم هستم .
    ما، به حق از مهتران بزرگان هستيم ، اين حسين است كه پاكيزه پاكيزگان است .
    از نسل عاقِب [ لقب پيامبر(ص )] نيكو و پرهيزكار.
    (1435)
    وى پس از كشتن شمارى از دشمنان و برداشتن زخم هاى زياد در گير و دار جنگ به شهادت رسيد.(1436)

    قرة (غلام حرّ)
    قـرة
    (1437) غـلام حـرّ كـه نـامى از وى در منابع كهن نيست تا هنگام شهادت در ميان لشـكـر عـمرسعد بود. ولى پس از شهادت حر و كشتن شمارى از دشمنان كه مانع پيوستن وى بـه امـام حـسـيـن (ع ) مـى شـدنـد، شـتابان خود را به آن حضرت رساند و با چشمانى اشـكبار از امام حسين (ع ) بابت بى اجازه كشتن آن چند تن معذرت خواهى كرد. او پس از كسب اجـازه روى بـه مـيـدان نـهـاد و پـس از مـبـارزه اى دليـرانـه بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.(1438)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. #130
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    قرّة بن اءبى قرّة غفارى
    بـرخـى وى را بـا عـثـمـان بـن ابـى قرة غفارى متحد مى دانند. (انصارالحسين ، ص 106 و 119، الدارالاسلامية ) و برخى ديگر او را همان معلى بن حنظله غفارى مى دانند (عشره كامله ص 393 به نقل از ابومخنف ).
    قـرّة فرزند ابى قرة غفارى است كه از وى در منابع دانسته هاى زيادى به دست نيست جز اين كه او را در شمار شهيدان كربلا قلمداد نموده اند.
    قرّة در روز عاشورا با كسب اجازه از امام حسين وارد ميدان مبارزه گشت و چنين رجز خواند:
    قَدْ عَلِمَتْ حَقّا بَنُو غَفّارِ
    وَخِنَدفُ بَعْدَ بنى نِزار
    باءنّنى اللَّيثُ الهِزْبر الضارى
    لَأَضْرِبَّن مَعْشَرَ الفُجّارِ
    بِجَدِّ عَضْبٍ ذَكَرٍ بَتّارِ
    يَشَعْ لى فى ظلمة الغُبار
    دونَ الهُداةِ السادةِ الا برار
    رَهْطِ النبى احمدِ المختار
    (1439)
    قبيله غفار و خندف و نزار آگاه هستند،
    من شير بيشه هستم به هنگام كارزار ضربتى مى زنم گناهكاران را
    با شمشيرى فولادين و برّان كه برق او مى درخشد در تاريكى ها گردآلود
    به دفاع از هدايت گران بزرگوار و نيكوكار از خويشان پيامبر احمد مختار
    پـس از كـشـتـن 68 تـن
    (1440) و مـبـارزه دلاورانـه بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.(1441)

    قصب بن عمرو - قعنب بن عمرو

    قعنب بن عمر - قعنب بن عمرو

    قعنب بن عمرو تمرى
    اقبال ، ج 3، ص 78.
    قـعـنـب فـرزنـد عمرو تمرى
    (1442) از شيعيان بصره است كه همراه حجاج بن بدر سـعدى ـ حامل نامه مسعود بن عمرو نهشلى به امام حسين (ع ) ـ از بصره آمد و به كاروان آن حضرت پيوست .(1443)
    وى در روز عـاشـورا در حـمـله نـخـسـت و بـه گـفـتـه بـرخـى در حال جنگ رو در رو مبارزه به شرف شهادت نايل آمد.(1444)
    در زيارت ناحيه از وى به نام عمرو ياد شده است .
    السَّلامُ عَلى قَعْنَب بنِ عمرو التمرى
    (1445)

    قمر - ام وهب
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 13 از 18 نخستنخست ... 391011121314151617 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •