۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩
صفحه 14 از 18 نخستنخست ... 4101112131415161718 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 171
  1. #131
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    قيس بن ربيع
    قيس فرزند ربيع در منابع كهن نام و نشانى ندارد؛ ولى منابع متاءخر وى را از دوستان و ياران امام حسين (ع ) قلمداد كرده در رديف شهيدان كربلا برشمرده اند.
    مـلاحـسـيـن واعـظ كاشفى گويد: آورده اند كه محمد بن مقداد و عبداللّه بن ابودجانه ، بايك ديـگـر از آن سـيـد و سـرور دسـتـور خـواسـته به ميدان رفتند و حرب هاى مردانه كردند، بـسيارى را كشتند و خسته گردانيدند؛ و چون خواستند كه به ملازمت امام (ع ) آيند، فوجى سوار از لشكر فجار گرداگرد ايشان فروگرفتند. سعد كه غلام اميرالمؤ منين على (ع ) بود با پنج تن از مواليان و بندگان امام حسين (ع ) كه قيس بن ربيع و اشعث [ بن ] سعد و عمرو بن قرط و حنطمه و حماد بودند، به مدد ايشان رفتند. به واسطه كثرت مخالفت و ضـرب هـاى متوالى و مترادف ، هر هشت تن از اين شش درفانى
    (1446) متوجه مناظر هشتگانه بهشت جاودانى شدند.(1447)

    قيس بن عبداللّه همدانى
    در منابع كهن نامى از وى نيست ، تنها در زيارت رجبيه از وى چنين ياد شده است .
    ((السَّلامُ عَلى قَيسِ بنَ عَبدِ اللّه الهمدانى ))
    (1448)

    قيس بن مسهّر صيداوى
    قيس
    (1449)
    فرزند مسهّر از دلاور مردان با شرافت بنى صيدا و از دوستان مخلص اهل بيت (ع ) و از ياران باوفاى امام حسين (ع ) به شمار مى آمد.
    آن گـاه كـه بـزرگـان شـيـعـه در كـوفـه از امام حسين (ع ) براى آمدن به آن شهر دعوت كـردنـد، قيس به اتفاق عبداللّه ارحبى با 53 عدد نامه به خدمت آن حضرت رسيد. وى پس از رسـانـدن نـامـه كـوفـيـان ، بـه دستور امام حسين (ع ) با حضرت مسلم به همراه دو نفر راهنما و شمارى ديگر از ياران ، به كوفه بازگشت .
    در مـسـير راه پس از آن كه آن دو راهنما از تشنگى جان باختند، حضرت مسلم (ع ) نامه اى را تـوسـّط قـيـس بـراى امـام (ع ) فـرسـتـاد و از آن حـضـرت درخـواسـت نمود كه او را از اين مـاءمـوريـت مـعـاف دارد. امام حسين (ع ) در پاسخ ، نامه اى مبنى بر نپذيرفتن خواسته او را تـوسـط قيس برايش فرستاد؛ و از وى خواست تا به راه خود ادامه داده خود را به كوفه برساند.
    پـس از ورود مـسلم به كوفه و استقبالى كه از وى شد، نامه اى را توسط قيس براى امام (ع ) فرستاد و در آن نامه صدق دعوت كوفيان را مورد تاءييد قرار داد. و آمدن آن حضرت را بـه كـوفه بى خطروبلامانع دانست . قيس نامه رابه آن حضرت رساند و در آمدن به كربلا وى را همراهى كرد.
    هـنـگـامـى كـه امام حسين (ع ) به منزلگاه ((حاجر)) در منطقه ((بطن الرمه ))
    (1450) رسيد، نامه اى براى شيعيان كوفه نوشت و به آنان يادآور شد كه تا اندك زمانى ديگر نزد آنان خواهد بود. حضرت اين نامه را توسط قيس (1451)
    به كوفه فرستاد. قـيس در قادسيه توسط يكى از ماءموران ابن زياد به نام حصين بن تميم دستگير شد. او همان لحظه نامه امام (ع ) را از ميان برد. حصين او را نزد ابن زياد آورد و ماجرا را بازگو كرد.
    ابن زياد پرسيد: كيستى ؟ گفت : از شيعيان على (ع ) و فرزند او. پرسيد: چرا نامه را از مـيـان بـردى ؟ پاسخ داد: تا از محتويات آن آگاه نشوى . پرسيد نامه از كه و براى چه كـسـى بـود؟ گـفـت : از حـسـيـن بـن عـلى (ع ) بـراى گـروهـى از اهـل كـوفـه كـه نـام آنها را نمى دانم . ابن زياد خشمگين گشت و گفت هرگز از من جدا نمى شويد تا مرا از نام آنان آگاه سازى و يا برفراز منبر شوى و حسين و پدر و برادرش را ناسزا گويى ، يا آن كه تو را كشته قطعه قطعه ات كنم .
    قـيـس گـفـت : نـام آنان را به تو نخواهم . گفت ، ولى ناسزاى بر حسين و برادرش را مى پـذيرم . آن گاه بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر خدا(ص )، حـضـرت على (ع ) و فرزندش را ستود و بر عبيداللّه بن زياد و پدرش و خاندان بنى امـيه لعن و نفرين فرستاد. آن گاه فرياد برآورد: اى مردم من فرستاده حسين بن على هستم و او را در حاجز از بطن الرمه ترك گفته ام ، به يارى اش بشتابيد.
    ابـن زيـاد پس از آگاهى بر اين جريان فرمان داد او را از بالاى قصر به زير انداختند، چـنـان كـه اسـتـخـوان هـايـش درهـم شـكـسـت و بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد
    (1452)
    ابن كثير در اينجا مى افزايد: عبدالملك بن عمير بجلى سر او را از تن جدا نمود. چون مورد اعتراض قرار گرفت ، گفت : خواستم او را زودتر راحت سازم .(1453)
    خـبـر شـهـادت قيس در منزلگاه ((عذيب الهجانات )) به امام حسين (ع ) رسيد. با شنيدن اين خـبـر اشـك از ديـدگـان امـام (ع ) فـروباريد و فرمود ((فَمِنْهُم مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَنْ يَنْتَظِرْ وَما بَدَّلوا تَبديلا))(1454) پروردگارا بهشت را جايگاه ما و آنها كن و ما و آنها را در قرار رحمت خويش و ذخاير خواستنى ثوابت فراهم آر.(1455)
    گـفـت وگوى قيس با ابن زياد و كيفيت شهادت او را برخى به عبداللّه بن يقطر نسبت داده اند.(1456)
    از اين رو ممكن است به نظر آيد كه اين دو يكى هستند.
    ولى صاحب ناسخ به اين نكته توجه كرده بر اين باور است كه امام (ع ) دو بار، براى مردم كوفه نامه نوشت . نوبت اول نامه را به دست عبداللّه بن يقطر و نوبت دوم به دست قيس سپرد، گرچه گونه شهادت هر دو يكى است .
    (1457)
    در زيارت ناحيه و رجبيه از وى چنين ياد شده است :
    السَّلامُ عَلى قَيْسِ بِنِ مُسَّهَر الْصَيْداوى
    (1458)

    قيس بن مصهّر - قيس بن مسهّر

    قيس بن مطهّر - قيس بن مسهّر

    قيس بن مظهر - قيس بن مسهّر
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #132
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    قيس بن منبّه
    يا، منيه (عشره كامله ، ص 419).
    از قيس فرزند منبّه در منابع كهن نامى به ميان نيامده است . تنها صاحب روضة الشهدا وى را جـزو شـهـداى كـربلا قلمداد كرده ، بر اين باور است كه وى پس از عمرو بن مطاع وارد مـيدان جنگ گرديد. آن گاه ترجمه بعضى از ابيات رجزى را كه به وى نسبت مى دهد چنين نقل مى كند:
    من قيس منبّه ام كه در جنگ
    كيوان نرسد ز دار و گيرم
    گر رستم زال زنده گردد
    گردد به خم كمند اسيرم
    در دوستى حسين و آلش
    باكى نبود اگر بميرم
    امروز شوم شهيد و فردا
    در خلد برين بود سريرم
    سپس به كيفيت شهادت او اشاره مى كند و مى نويسد كه سالار كوفى به جنگ او آمد و چون ديـد تـوان مـقـابـله بـا او را نـدارد گـريـخـت . قـيـس در پى او مركب تاخت . اما به دستور عـمـرسـعد، شمارى ازلشكريان ، قيس را دنبال كردند و با زخم هاى پى در پى او را به درجه شهادت رساندند.
    (1459)

    قيس بن مهر - قيس بن مسهّر

    كامل
    بـه گـفـتـه بـرخـى از مـتـاءخـريـن ، كـامـل غـلام نـافـع بـن هـلال اسـت .
    (1460) وى بـه هـمـراه عـده اى ديـگر جهت يارى امام حسين (ع ) از كوفه حركت كرد. و در عذيب الهجانات به امام (ع ) پيوستند. حر خواست مانع اينها شود ولى امام (ع ) دخالت كرد و آنها را به لشكر خويش ملحق نمود. روز عاشورا اينها حمله كردند و خود را بـه قـلب لشـكر زدند. دشمن آنها را در محاصره ، خويش درآورد. امام حسين (ع ) چون اين صحنه را نظاره كرد برادرش ‍ حضرت عباس (ع ) را فرستاد و آنها را از چنگ دشمن نجات داد. ولى در بين راه باز دوباره دشمن به اينها نزديك شد و حمله كرد، در نتيجه همه اينها در يـك جـا به شهادت رسيدند، ابوالفضل (ع ) اين خبر را به گوش امام (ع ) رساند، آن حضرت در حق آنها درود فرستاد.(1461)

    كردوس بن زهير تغلبى
    كـردوس بـن ظـهـيـر تـغـلبـى (عـبـرات ، ج 2، ص 161) يـا كـرش بـن ظـُهـَيـْر (اقبال ، ج 3، ص 78) يا كرش بن زهير (اقبال ، ج 3، ص 345).
    كردوس فرزند زهير از ياران امام على
    (1462) و امام حسن و امام حسين (ع ) به شمار مى آيد.(1463)
    وى كـه در كوفه مى زيست ، همراه دو برادرش قاسط و مقسط در جنگ هاى حضرت على (ع ) همانند جنگ صفين شركت جست .(1464)
    آن گـاه كـه امـام حـسين (ع ) به كربلا آمد، كردوس و برادرانش شبانگاه از كوفه بيرون شـدنـد و بـه كـاروان آن حـضـرت پيوستند؛ و روز عاشورا در حمله نخست به درجه رفيع شهادت نايل آمدند.(1465)
    در زيارت ناحيه مقدسه از وى و برادرش چنين ياد شده است :
    ((السَّلامُ عَلى قاسِطْ وَكَرْشِ اِبْنَى ظُهَيْر التَغَلبِى ))
    (1466)

    كردوس بن ظهير تغلبى - كردوس بن زهير تغلبى

    كرش بن زهير تغلبى - كردوس بن زهير تغلبى

    كرش بن ظهير تغلبى - كردوس بن زهير تغلبى
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #133
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    كنانة بن عتيق تغلبى
    يا، كنانة بن عقيق (سيماى پرفروغ ، ص 212)
    كـنـانـة فـرزنـد عتيق از دلاورمردان و پارسايان و قاريان كوفه بود
    (1467) و از يـاوران امـام حـسـيـن (ع ) بـه شـمار مى رفت .(1468) وى در كربلا به آن حضرت پـيـوست (1469) و در روز عاشورا به گفته برخى در فاصله ميان حمله نخست تا ظـهـر جـنـگـيـد و شـهـيـد شـد؛(1470) و بـه گـفته برخى ديگر در همان حمله نخست (1471) به درجه شهادت نايل آمد.(1472)
    در زيارت ناحيه و رجبيه از وى چنين ياد شده است :
    السلام على كنانة بن عتيق
    (1473)
    كنانة بن عتيق تغلبى - كنانة بن عتيق تغلبى
    مالك بن انس كاهلى
    صـاحب كتاب مناقب و برخى ديگر وى را جزو شهداى كربلا قلمداد نموده اند كه هنگام رزم چنين رجز خواند:
    آلُ علىٍ شيعَةُالرَّحمنِ
    وَ آلُ حَربٍ شيعَةُالشَّيطانِ
    آل على پيروان رحمان و آل حرب (ابى سفيان ) پيروان شيطان اند.
    وى پـس از كـشـتـن چـهـارده تـن بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.
    (1474)

    مالك بن اوس
    صـاحـب ((نـاسـخ التواريخ )) به نقل از ((الفتوح )) وى را جزو شهداى كربلا شمرده و گـفـتـه اسـت كـه وى پـس از كـشـتـن تـعـدادى بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.
    (1475)

    مالك بن حارث
    در مـنـابـع كهن و معتبر نامى از وى به عنوان شهيد كربلا برده نشده است . تنها نويسنده ((اسـرارالشـهـادة )) او را جـزو شهيدان كربلا دانسته مى گويد: او و برادرش شريف بن حارث روز عاشورا، با چشم گريان نزد امام حسين (ع ) آمدند. امام (ع ) از سبب گريه آنان پـرسـيـد. گـفـتـنـد: گـريه ما براى تنهايى و بى كسى تو است ؛ چرا كه دشمن شما را محاصره كرده است ، و توان دفع آنها را نداريم . امام (ع ) در حقشان دعا كرد [و اجازه ميدان داد].
    او و بـرادرش بـر آن قـوم تـاخـتـنـد و پـس از جـنـگـى سـخـت ، سرانجام به فيض شهادت نايل شدند.
    نقل كرده اند كه [پس از شهادت ] دست هاى آنان را بريده يافتند.
    (1476)

    مالك بن داوود ـ مالك بن دودان
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #134
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    مالك بن دودان (1477)
    مالك بن دودان به نقل ابن شهر آشوب [روز عاشورا] به ميدان آمد و چنين رجز خواند:
    اِلَيكُمُ مالِكِ الضّر غامِ
    ضَربُ فَتىً يَحمى عَنِ الكِرامِ
    يَرجُو ثَوابَ اللّهِ ذِى الاءَنعامِ
    سُبحانَهُ مِن مَلِكِ عَلّامِ
    آمـاده ضـربـت بـاشـيد از جوانى كه نامش مالك است و مانند شير از بزرگواران دفاع مى كند.
    و ثواب خداى بخشنده و مالك و دانا و منزّه را اميد دارد.
    وى پـس از كـشـتـن شـمـارى [از سـپـاه دشـمـن ] بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.
    (1478)

    مالك بن ذوذان - مالك بن دودان

    مالك بن عبدالله
    مالك بن عبدالله
    (1479) بن سريع جابرى (1480) از دوستداران و شيعيان امام على (ع ) و از ياران امام حسين (ع ) به شمار مى آيد.(1481)
    وى هـمـراه سيف ، عموزاده و برادر مادرى اش ، با مولاى خود، شبيب به كربلا آمد و به امام حسين (ع ) پيوست .(1482)
    روز عـاشـورا آنـگـاه كـه يـاران امـام حـسـيـن (ع ) يـكـى پـس از ديـگرى به ميدان مبارزه مى شـتـافـتـنـد، مـالك همراه سيف با چشمانى اشكبار به نزد امام حسين (ع ) آمدند. امام (ع ) به آنـان فـرمود: برادرزادگانم براى چه گريه مى كنيد؟ به خدا سوگند اميدوارم به همين زودى هـا ديـدگـانـتـان روشن شود. گفتند: ـ خدا ما را فداى تو گرداند، به خدا سوگند، بـر خويشتن گريه نمى كنيم ، بلكه بر تو مى گرييم كه مى بينيم [دشمنان ] در ميانت گرفته اند. و جز جانمان چيزى براى دفاع از تو نداريم .
    حـضـرت فـرمـود: بـرادرزادگـانم خداى در اين غمخوارى و پشتيبانى كه به جان از من مى كنيد، بهترين پاداش پرهيزكاران به شما عنايت فرمايد.
    آن دو جـوان ـ پـس از شـهادت حنظله كه در همان هنگام اتفاق افتاد ـ در حالى كه به امام مى نـگـريـسـتـنـد و بـر وى درود مـى فـرسـتـادنـد، گفتند: اى فرزند پيامبر، سلام و رحمت و بركات خداى بر تو باد. امام (ع ) فرمود: بر شما نيز سلام و رحمت خداى باد.
    آنـگـاه وارد ميدان مبارزه شدند و ضمن حمايت از همديگر
    (1483) جنگ نمايانى كردند تـا آنـكـه سـرانـجـام در نـزديـكـى امـام (ع ) بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمدند.(1484)
    در زيارت ناحيه از وى چنين ياد شده است :
    ((السَّلامُ عَلى مالِكِ بن عَبدِ بن سَريع ))
    (1485)

    مالك بن عبد - مالك بن عبداللّه

    مالك بن مالك بن انس بن حارث كاهلى

    مبارك
    در مـنـابـع كـهـن نـامـى از وى نـيـسـت ، تـنـهـا صـاحـب نـاسـخ بـه نـقـل از شـرح شـافـيه وى را جزو شهدا قلمداد نموده است . او مى گويد: مبارك همراه مولاى خود حجاج بن مسروق وارد ميدان مبارزه گشت و پس از كشتن 150 تن از سپاه دشمن به درجه رفيع شهادت نايل آمد.
    (1486)

    مجمّع بن زياد جهنى
    مجمّع بن زياد، به گفته برخى از ياران پيامبر(ص ) بود و در جنگ هاى بدر و اُحُد شركت داشت .
    (1487)
    وى كه در سراى جهينه مى زيست ، هنگام عبور امام حسين (ع ) در مسير خود به كربلا از آنجا هـمـراه بـا گـروهـى ديگر به امام (ع ) پيوست . در منزلگاه زباله پس از آن كه امام (ع ) خـبر شهادت حضرت مسلم (ع ) را دريافت نمود، گروهى از دور آن حضرت پراكنده شدند، ولى مجمع همچنان ثابت قدم در خدمت آن حضرت باقى ماند.
    روز عـاشـورا وارد مـيـدان مـبـارزه گـشـت و شـمـار زيـادى از سـپـاهـيـان دشـمـن را بـه قتل رساند. سرانجام درگير و دار جنگ ، پس از آن كه اسب او را پى كردند و از هر سو در مـحـاصـره قـرارش دادنـد، بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.
    (1488)

    مجمع بن عائد - مجمع بن عبداللّه عائذى


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #135
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    مجمع بن عبداللّه عائذى
    مـجـمـع بن عبداللّه
    (1489) به گفته برخى ، تابعى و از ياران حضرت امام على (ع )(1490) بود كه در جنگ صفين (1491)
    شركت داشت .
    وى هـمـراه فـرزنـدش عـائذ و عـمـربـن خالد و جنادة بن حارث و غلام عمربن خالد از كوفه بـراى يـارى امـام حـسـيـن (ع ) بـيـرون شـدنـد و در عـُذَيب الهجانات
    (1492) به آن حضرت پيوستند.(1493)
    حرّ بن يزيد رياحى ـ كه در آن منزل راه كوفه را بر امام (ع ) بسته بود ـ وى و همراهانش ‍ را بـازداشـت كـرد، ولى آن حـضـرت آنـان را جـزو يـاران خـود دانـسـت و از چـنـگ حـُرّ رهـا نمود.(1494)
    آنگاه امام (ع ) فرمود: از وضع مردمانى كه پشت سر گذاشتيد آگاهم سازيد؟ مجمع عرض كـرد: اعـيـان و اشـراف كـوفـه رشـوه هـايـشـان فـزونـى گـشـتـه و جـوال هـا و انـبان هايشان پر شده است . [حاكمان ] دوستيشان را جلب و خود را تنها خيرخواه آنـان وانـمـود كـرده انـد. امـا ديـگـر مـردم گـرچـه قـلبـا هـوادار تـو هـسـتـنـد، ولى فـردا شمشيرهايشان بر ضدّ تو كشيده خواهد بود.(1495)
    روز عـاشـورا در آغـاز جـنـگ ، وى و هـمـراه سه تن ديگر: عمربن خالد صيداوى و جابر بن حـارث سـلمـانـى و غـلام عـمـر بـن خـالد صـيـداوى ، بـا شمشيرهاى كشيده وارد ميدان مبارزه گـشـتـند، و جنگى سخت نمودند، چنان كه در صف دشمن شكاف ايجاد شد. لشكر آنان را در مـيـان گـرفـتند و راه بازگشت بر آنان بسته شد. در اين هنگام حضرت عباس (ع ) آنان را نجات داد، در حالى كه جراحات زيادى برداشته بودند، [بار ديگر] دشمن به آنها نزديك شـد و در يـك نـبـرد سـخـت هـر چـهـارتـن بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمدند.(1496)
    در زيارت رجبيه و ناحيه مقدسه از وى چنين ياد شده است :
    ((السَّلام عَلى مَجمَعِ بنِ عَبْداللّهِ العائذى ))
    (1497)

    مجمع بن عبيدالله عائدى - مجمّع بن عبدالله عائذى

    محسن بن حسين (ع )
    در منابع كهن فرزندى به نام محسن براى امام حسين (ع ) ثبت نشده است . تنها صاحب معجم البـلدان او را فـرزنـد امام حسين (ع ) دانسته بر اين باور است هنگامى كه خاندان امام حسين (ع ) را بـه سـوى شـام بـه اسـارت مى بردند، در مسير راه قسمت غربى حلب ، كنار كوه جـوشـن
    (1498) يـكـى از هـمـسـران امـام حـسـيـن (ع ) فـرزنـدش را سـقـط كرد. در آن حـال از كـارگران آن كوه مقدارى آب و نان طلب نمود، ولى آنان وى را ناسزا گفته جواب ردّ دادنـد. آن بـانـو بر آنان نفرين كرد و به همين سبب هر كس در آن كوه كار كند بهره اى نمى برد. آن كودك محسن نام گرفت و در دامنه همان كوه به خاك سپرده شد. آستانه او به نام ((مشهدالسقط)) يا ((مشهدالدكه )) مشهور است .(1499)

    محمّد (اصغر) بن على (ع )
    بـسـيـارى از مـنـابـع كـهن و معتبر محمّد (اصغر) بن على (ع ) را از فرزندان اميرالمؤ منين ، شمرده اند.
    (1500) شيخ مفيد نام مادرش را ليلى بن مسعود ارميّه گفته و كنيه اش را ابـابـكـر ذكـر مـى كند.(1501)برخى مادرش را ام ولد و يا اسماء بنت عميس ‍ گفته اند.(1502)
    محمّد در كربلا حضور داشته و در روز عاشورا در كنار برادرش امام حسين (ع ) به شهادت رسيد، قاتلش شخصى از طايفه بنى ابان دارم (1503) بوده است ، كه بر او حمله بـرد و او را كـشت سر او را از بدن جدا كرد و آورد.(1504)
    از وى در زيارت ناحيه مقدسه چنين ياد شده است :
    ((السَّلامُ عـَلى مـُحـَمَّدِبـن اَمـيـرالمُؤ مِنينَ قَتيلَ الاءَيادِىِّ الدّارِمِىِّ لَعَنَهُ اللّهُ وَ ضاعَفَ عَلَيهِ العَذابَ الاَليمَ، وَ صَلَّى اللّهُ عَلَيكَ يا مُحَمَّدُ وَ عَلَى اَهلِ بَيتِكَ الصّابرينَ))
    (1505)
    درود بر محمد بن اميرالمؤ منين (ع ) كه توسط ابانى دارمى كشته شده ، خداى كشنده اش را لعـنـت كـنـد. و عـذاب دردناك را هر چه بيشتر بر او بيفزايد. و درود خدا بر تو اى محمد و بر خاندان شكيبايت باد.

    محمّد اوسط بن على (ع )
    مـحـمـّد اوسط فرزند اميرالمؤ منين (ع )، مادرش امامه بنت عاص است .
    (1506)
    بنابه گفته برخى از متاءخرّان محمد پس از شهادت پدر بزرگوارش در كنار امام حسن (ع ) بود؛ و پس از وى به امام حسين (ع ) پيوست ، و آن حضرت را از مدينه به مكه و كربلا همراهى كرد.
    روز عـاشـورا آن گـاه كـه آتـش جـنـگ شـعـله ور گرديد و ياران امام حسين (ع ) يكى پس از ديـگـرى بـه شـهـادت رسيدند، محمد از برادرش حسين بن على (ع ) اجازه گرفت . او عازم ميدان شد و اين چنين رجز مى خواند:
    شَيخى عَلىُّ ذُوالفِخارِ الاءَطْوَلِ
    مِنْ هاشِمِ الصِّدقِ الكَريمِ المُفضِلِ
    هذا حُسَينُ بنُ النَّبِىِ المُرسَلِ
    عَنهُ نُحامى بِالحُسامِ المُصْقَلِ
    (1507)
    رهـبر و بزرگم على (ع ) است داراى افتخار فراوان ، از خاندان صادق ، بزرگوار و با فـضيلت هاشم . اين حسين (ع ) پسر پيغمبر(ص ) است كه من با شمشير برنده از او دفاع مى كنم .
    آنـگاه مبارزه را آغاز كرد؛ شمار بسيارى از دشمن را به هلاكت رساند، لشكريان دشمن وى را محاصره و اسبش را پى كردند، سپس او را به شهادت رساندند.
    (1508)

    محمّد بن ابى سعد - محمد بن ابى سعيد بن عقيل

    محمّد بن ابى سعيد بن عقيل
    مـحـمـد بـن ابـى سـعـيـد
    (1509) در كـربـلا هـفـت سـال داشت . پدرش ، ملقب به احول ، يكى از شهيدان كربلا است (1510) و مادرش ام ولد (كنيز) بود.(1511)
    پس از شهادت امام حسين (ع ) محمد در حالى كه گوشواره به گوش داشت و از ترس ‍ به ايـن سـو و آن سـو مى نگريست تير خيمه [يا چوبى ](1512) را به دست گرفت و در پيش چشم مادرش به سوى دشمن شتافت ، هانى بن ثبيت حضرمى با اسب به سوى وى تـاخـت و چـون بـه وى رسـيـد، بـا شـمـشـيـر او را پـاره پـاره كـرد و بـه شـهـادت رساند.(1513)
    بـرخـى ديـگر گفته اند: وى با تير ابن زهير اءزدى و لقيط بن يسار(1514) [يا ايـاس (1515) يـا نـاشـر(1516)] جـهـنـى كه به پهلويش اصابت كرد به شهادت رسيد.(1517)
    رسـولى مـحـلاتـى مـى نويسد: وى كه به گفته برخى ، از فقها بود به ميدان آمد و در پيش ‍ روى امام به درجه رفيع شهادت نايل گرديد.(1518)
    در زيارت ناحيه از وى چنين ياد شده است :
    ((السَّلامُ عـَلى مـُحـَمَّد بـن اَبـى سَعيد بن عَقيل وَلَعَنَاللّه قاتِلَهُ لُقَيطِ بن ناشِر اَلجُهَنى
    (1519)

    محمّد بن انس
    به نقل برخى از مقتل نگاران وى از شهيدان كربلا است .
    (1520)
    آورده اند كه چون عبدالله بن حسن (ع ) در روز عاشورا به ميدان رفت ، يكى از فرماندهان لشـكـر ابـن سـعـد، بـه نـام ((بـخـتـرى )) بـا پـانـصـد سـوار بـه جـنـگ او آمـد. در ايـن حـال مـحـمـّد بـن انـس هـمـراه اسـد بـن ابى دجانة و فيروزان از سپاه امام حسين (ع ) به كمك عـبـدالله شـتـافـتـنـد و بـر آن گـروه حـمـله ور شـده ، آنـان را تـا قـلب لشـكـر عـقـب راندند.(1521)
    بار ديگر شبث بن ربعى با پانصد سوار همراه نيروهاى بخترى ، با آنان درگير شد و سرانجام عبدالله بن حسن ، فيروزان و اسد بن ابى دجانه به شهادت رسيدند و محمد بن انس به خيمه بازگشت .(1522)

    وى در روز عاشورا پس از ميدان رفتن عباس بن على (ع ) در پيش روى امام حسين (ع ) ايستاده بـود كـه صـداى اسـتـغاثه عباس (ع ) برخاست . محمد بن انس چون اين صدا را شنيد پاى پياده ، روى به قتلگاه عباس (ع ) نهاد و چون بدانجا رسيد، آن حضرت را ديد كه در ميان خـاك و خون جان داده است . پس خود را بر آن بدن مطهر انداخت و به سختى گريست جمعى سـواره و پـيـاده كـه آنـجـا حـاضـر بـودنـد يـكـباره بر او حمله نمودند و او را به شهادت رسـانـدنـد.(1523) در ديـگـر مـنابع متقدم مربوط به عاشورا ذكرى از او به ميان نيامده است .

    محمّد بن بشر - بشير بن عمر

    محمد بن بشير حضرمى - بشير بن عمر

    محمد بن جعفر - ابراهيم و محمد (فرزندان مسلم )

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #136
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    محمد بن حسين (ع )
    وى از فـرزنـدان امـام حـسـيـن (ع ) اسـت .(1524) بـرخـى نـقل كرده اند كه او در كربلا به شهادت رسيد(1525) و برخى ديگر نوشته اند كـه در شـهـادت او اخـتـلاف اسـت .(1526) بـرخـى نيز تصريح كرده اند كه او در كربلا اسير شد.(1527)
    در مـتـون كـهـن تـاريـخـى دليـل قـطـعـى بـر شـهـادت وى يـافـت نـشـده اسـت ، بـدان جـهـت احتمال اينكه اسير شده باشد، قوى به نظر مى رسد.
    وى پاره اى از سرگذشت اسيران در شام ، از جمله احتجاج امام سجاد(ع ) در مجلس ‍ يزيد را نقل كرده است .
    (1528)
    محمد بن سعيد - محمد بن ابى سعيد

    محمّد بن عباس (ع )
    بـنـابـر نـقـل صـاحـب مـنـاقـب و ديـگـران ، وى از فـرزنـدان قـمـر بـنـى هـاشـم ابـوالفـضـل العـبـاس (ع ) و از شـهيدان كربلا است .
    (1529) يكى از نويسندگان معاصر درباره او مى نويسد:
    ((حضرت ابوالفضل (ع ) در ميان فرزندان خويش ، علاقه تامى به محمد داشته به حدى كـه آن پـسـر را از خـود جـدا نـمـى كـرده اسـت . در عـيـن حـال پـس از شـهـادت بـرادران ، شـمـشـيـر بـه كـمـرش بـسـت و اذن جـنـگ بـراى او حـاصـل نـمـود و فرمود: اى نور ديده ، از محنت آباد جهان به سوى خرّم آباد جنان ، رهسپار شـو كـه سـاعتى نمى گذرد به تو ملحق خواهم شد. محمد دست عموى خويش ، حسين بن على بـن ابـى طـالب (ع ) را بـوسـيـد و با عمه ها وداع كرد و به ميدان شتافت . جنگ او در كتب مـقـاتـل ديـده نـمـى شـود ولى ابـن شـهـر آشوب و ديگران محمد بن عباس (ع ) را در شمار شـهـداى كـربـلا آورده انـد. قـاتـل وى نـيـز عـنـصـرى تـبـهـكـار و سـنـگـدل از طـايـفـه بـنـى دارم اسـت كـه داغ او را بـه دل پـدرش قـمـر بـنـى هاشم گذاشت . شهادت اين پسر چهارده يا پانزده ساله پدرش را سخت بيازرد.
    (1530)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #137
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    محمّد بن عبدالله
    مـحـمـدبـن عـبـدالله بـن جـعـفـر طـيـّار، مادرش خوصاء
    (1531) بنت خصفة بن ثقيف از نـسـل بـكـربن وائل و به گفته برخى مادرش حضرت زينب كبرى (س )(1532) مى باشد.
    وى هـمـراه بـرادرش عـون ، هـنـگـام خـروج امام (ع ) از مكه به سوى كربلا به آن حضرت پيوست ، و نامه پدر خود عبدالله را كه در آن از امام (ع ) خواسته بود از اين سفر منصرف شود به وى رساند.
    (1533)
    روز عاشورا وى به ميدان مبارزه شتافت و چنين رجز خواند:
    اءشْكُو إِلَى اللّهِ مِنَ العُدْوانِ
    فِعالَ قَومٍ فى الرَّدى عِميانِ
    قَدْ بَدَّلوا مَعالِمَ القُرآنِ
    وَ مُحكَمِ التَّنزيلِ و التَّبيان
    وَ اءَظهَروا الكُفرَ مَعَ الطُّغيانِ
    به خدا شكايت مى كنم از كردار گروهى كه كوركورانه به سوى هلاكت مى روند؛
    هـمـان هـا كـه نـشـانـه هـاى قـرآن را دگـرگـون و بـيـان مـحـكـم تنزيل را تغيير داده اند؛
    و كفرو طغيان و سركشى را آشكار ساختند.
    بـنـابـر مـشـهـور وى پـس از كـشـتـن ده تـن تـوسـط عـامـر بـن نـهـشـل تـمـيمى به درجه رفيع شهادت نايل آمد.
    (1534) ولى به گفته برخى در حمله دسته جمعى بنى هاشم به شهادت رسيد.(1535)
    در زيارت رجبيه و ناحيه از وى چنين ياد شده است :
    السـّلامُ عـَلى مـُحـمَّد بـن عـبـداللّه بـن جـعفر، الشاهد مكان ابيه والتالى لاءخيه ، و واقيه ببدنه ، لعن اللّه قاتله عامر بن نهشل التميمى .
    (1536)
    سـلام بـر مـحمد بن عبدالله بن جعفر آن كه در كربلا به جاى پدر حضور يافت و پس از برادر به شهادت رسيد و بدن خود را سپر بلاى او [امام حسين (ع )] قرار داد. خدا لعنت كند كشنده او عامر بن نهشل تميمى را.

    محمّد بن عبداللّه بن عقيل
    محمد فرزند عبداللّه الاكبر بن عقيل و امّ هانى دختر امام على (ع ) است .
    (1537)
    رجـال شـنـاسـان پـيـشـيـن ، نام او را در شمار شهيدان كربلا قرار داده و درباره چگونگى شـهـادتـش ‍ سـخـنـى نـگـفته اند.(1538) ولى برخى از متاءخرين مى گويند: وى ، هـنـگـامـى كـه [در روز عـاشـورا] نـاظـر شـهـادت پـدر و عـمـوهـايـش بـود پـس از عـلى بـن عـقـيـل بـه مـيـدان آمـد و گـروهـى از دشـمـن را بـه هلاكت رساند. سرانجام به دست يكى از سپاهيان يزيد كه نامش معلوم نيست به درجه شهادت رسيد.(1539)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #138
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    محمدبن عبدالله بن عائدى مذحجى
    آن طورى كه منابع گوناگون گزارش كرده اند، نام وى مجمع بن عبدالله عائدى مذحجى اسـت ولى صـاحب كتاب ((عاشورا چه روزى است )) او را محمد بن عبدالله بن عائدى خوانده است . طبق گزارش اين كتاب او جزء چهارنفرى بود كه سواره از كوفه خارج گرديد و در جـمـع يـاوران امـام حـسـيـن (ع ) در كـربـلا حـضـور يـافـت و سـرانـجـام در مـصـاف اول به شهادت رسيد.
    (1540)

    محمد بن مسلم بن عقيل
    مادرش ام ولد بود.
    (1541) در 27 سالگى در كربلا حضور يافت .(1542) وى پس از شهادت برادرش عبدالله ، همراه گروهى از فرزندان ابوطالب و جوانان بنى هاشم به سپاه دشمن يورش برد. امام حسين (ع ) خطاب به آنان فرمود: اى پسرعموهاى من ، بر مرگ صبر كنيد، به خدا قسم پس از اين ، خوارى و ذلت نخواهيد ديد.(1543)
    مـحـمـد بـن مـسـلم بـه دسـت ابـومـرهـم ازدى و لقـيـط بـن ايـاس جـهـنـى بـه شـهـادت رسـيـد.(1544) طـبـق گـزارش ابـن فـنـدق ، جابر بن عبدالله انصارى بر او نماز گذارد. قبر وى در مقبره شهدا در كربلاست .(1545)

    محمّد بن مطاع
    در بـرخـى از مـنـابـع مـحـمدبن مظاع آمده است . (هيجان انگيزترين پديده تاريخ به اراده نيرومند حسين بن على ص 279)
    وى از قـبـيـله جعف بود
    (1546)، و با اجازه امام حسين (ع ) رهسپار ميدان جنگ شد و سى تـن از يـاران ابـن سـعـد را از پـاى درآورد. آنـگـاه بـه دسـت كـوفـيـان بـه شـهـادت رسيد.(1547) هيچ يك از منابع كهن نام او را در شمار شهيدان كربلا نياورده اند.

    محمد بن مظاع - محمد بن مطاع
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #139
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    محمد بن مقداد
    عـشـره كامله ، ص 425، روضة الشهداء، ص 311 كتاب فروشى اسلامية ، مستدركات علم رجال الحديث ، ج 7، ص ‍ 336؛ كتاب علماء معاصرين ، ص 270.
    دانـسـتـه هاى زيادى درباره زندگانى وى در دست نيست و منابع كهن نيز نامش را در شمار يـاوران امـام (ع ) نياورده اند، تنها در نقل واعظ كاشفى (متوفى 910 ه‍) آمده است كه وى از امام حسين (ع ) اجازه خواست و همراه ابودجانه رهسپار ميدان نبرد شد هر دو جنگ سختى كردند و تـعـداد زيادى از افراد سپاه ابن سعد را كشتند. سپس رو به سوى امام (ع ) نهادند. ولى سربازان ابن سعد راه را بر آنان بستند. در اين هنگام قيس بن ربيع ، سعد ـ غلام على (ع ) ـ اشـعـث بـن سـعـد، حـطيمة بن رهاد و دو تن ديگر براى حمايت آنها به سمت دشمن يورش بردند و پس از ساعتى نبرد همگى به شهادت رسيدند.
    (1548)

    مرة بن ابى مره غفارى
    نـام وى در هـيـچ يـك از منابع معتبر موجود نيست . تنها صاحب كتاب روضة الشهداء نوشته اسـت ، كـه او پـس از شهادت جنادة بن حارث انصارى و پسرش عمرو بن جناده رهسپار ميدان جنگ شد و به نبرد تن به تن پرداخت و سرانجام به شهادت رسيد.
    (1549)

    مسعود بن حجّاج تيمى
    وى از قبيله تيم
    (1550) و از شيعيان معروف بود. همراه فرزند خود عبدالرحمن و در زمـره يـاران ابن سعد از كوفه به كربلا آمد، ولى در روز هفتم و پيش از آغاز جنگ خود را بـه امـام حـسـيـن (ع ) رسـانـد؛ سـلام كـرد و در صـف يـاران آن حـضـرت قـرار گـرفت . او جـنـگـجـويـى شـجـاع و نـام آور بـود(1551)؛ و در نـخـسـتـين حمله دشمن به شهادت رسـيـد.(1552) در زيـارت حـضـرت صاحب الامر(ع ) مى خوانيم : السلام على مسعودِ بْنِ حَجّاجْ و اِبْنِه .(1553)

    مسعود بن سعد حداد كوفى
    هـيـچ يـك از مورّخان و رجال شناسان نامش را در شمار شهيدان كربلا نياورده اند. تنها طبق گزارش واعظ خيابانى ، وى از شهيدان كربلا مى باشد.
    (1554)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #140
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    مسعود هاشمى
    نـام او در مـنـابـع پـيـشـيـن نـيـامـده اسـت . ولى بـه نـوشـتـه فاضل در بندى وى پس از موسى بن عقيل رهسپار ميدان نبرد شد و چنين رجز خواند:
    اليوم اقتل مجمع الكفار
    بصارم هندى شبه النّار
    احمى عن ابن المصطفى المختار
    عن الحسين و آله الاطهار
    امـروز بـا شـمـشـيـر بـرّان هـندى كه همچون آتش است همه كافران را مى كشم ، از فرزند پيامبر خدا(ص ) يعنى حسين (ع ) و خاندان پاكش حمايت مى كنم .
    سپس به دشمن حمله برد و يكصد تن از آنان را به خاك افكند. در اين هنگام يكى از شاميان و شـمـارى از مردم كوفه بر سر راه وى كمين كردند و او را كشتند. پس از شهادت وى امام حـسـيـن (ع ) ايـسـتاد و اطراف خود را نگاه كرد ولى ياورى نيافت ، سپس گريست چندان كه محاسنش خيس گرديد.
    (1555)

    مسقط بن ذهبى مسقط بن زهير تغلبى
    مسقط بن زهير تغلبى مقسط بن زهير تغلبى

    مسلم بن عقيل (ع )
    وى فـرزنـد عـقـيـل ، عـمـوزاده و صـحـابـى گـرانقدر پيامبر(ص ) و نوه ابوطالب ، پدر گـرامـى على (ع )، و كنيه اش ابو داود
    (1556) بود. مادرش از زنان آزاد نَبْط و از خـانـدان ((فـرزنـدا)) بـه شـمـار مـى رفـت (1557) و احـتـمـالاً نژادى ايرانى داشت .(1558) شـمـارى از مـورّخـان بـا اسـتـنـاد بـه روايـتـى مـرسـل (1559) بر اين باورند كه مادر مسلم ، امّ ولد (كنيز) بوده و علّيّه نام داشته اسـت .(1560) طـبـرى زادگـاه مـسلم را كوفه مى داند.(1561) او از خاندانى پـاك ، شـجـاع و بـا فـضـيلت برخاست و زير نظر عموى گرامى اش ، على (ع )، و پسر عـمـوهـاى خـود امـام حـسـن (ع ) و امـام حـسـيـن (ع ) پـرورش يـافـت و از عـلم ، تـقوى و ديگر فـضـائل آن بـزرگـواران بـهـره مـنـد گـرديـد.(1562) رجـال نـويسان اهل سنت ، مسلم بن عقيل را محدّثى تابعى شمرده و گفته اند كه صفوان بن مـوهـب از او حـديـث نقل كرده است .(1563) وى فقيه و دانشمند بود.(1564) از ابـوهـريـره نقل شده است كه گفت : از ميان فرزندان عبدالمطلب ، او شبيه ترين فرد به پـيـامـبـر(ص ) اسـت .(1565) هـمـچـنـيـن وى را شـجـاع تـريـن فـرزنـد عـقـيـل خوانده اند.(1566) مسلم بن عقيل پس از ورود به دوران جوانى با رقيه و به قـولى ام الكـثـوم (1567)، دختر على (ع )، پيوند زناشويى بست .(1568) ابـن قـتـيـبـة ثـمـره ايـن ازدواج را دو پـسـر بـه نـام هـاى عـبـدالله و عـلى دانـسـتـه اسـت .(1569)
    دربـاره شـمـار و نـام فرزندان مسلم اختلاف نظر وجود دارد. مورخان عبدالعزيز، ابراهيم ، احـمـد، جـعـفـر، مـسـلم ، عون ، عبدالرحمن ، محمد و حميده را نيز در شمار فرزندان مسلم آورده انـد.(1570) بر اين اساس وى احتمالا همسران ديگرى نيز اختيار كرده بود. مورخان و نسب شناسان معتقدند كه نسل مسلم پايدار نماند و منقرض ‍ گرديد(1571)؛ و همه فرزندان او در كربلا و كوفه به شهادت رسيدند.(1572)
    مسلم بن عقيل در دوران خلافت على (ع ) در جنگ صفين حضور داشت و همراه امام حسن (ع ) و امام حـسـيـن (ع ) و عبدالله بن جعفر در ميمنه سپاه با دشمن به نبرد پرداخت .(1573) در روزگار امامت امام حسن (ع ) نيز از ياران با وفا و بر جسته آن حضرت به شمار مى رفت .(1574) وى پـس از شـهـادت امـام حـسـن (ع ) هـمـراه امـام حـسـيـن (ع ) رهـسـپـار مـكـه شد.(1575)
    نـامـه هـاى فـراوان و فـرسـتـادگان مردم كوفه ، امام حسين (ع ) را بر آن داشت كه براى اطمينان بيشتر كسى را به كوفه بفرستد تا درباره دعوت كوفيان تحقيق كند. از اين رو مـسـلم را فـرا خـوانـد و در نامه اى براى مردم كوفه چنين نوشت : ((من برادر، پسر عمو و مـطـمـئن تـريـن فـرد خـانـواده ام را به سوى شما فرستادم و به وى دستور دادم تا نظر برگزيدگان و خردمندان شما را براى من بنويسد. پس ، با پسر عموى من بيعت كنيد و او را تنها نگذاريد)). سپس نامه را به مسلم داد و فرمود: ((من تو را به كوفه مى فرستم ، خداوند هر آنچه را كه مورد رضا و علاقه اوست براى تو مقدّر خواهد كرد و من اميدوارم كه بـا تـو در مـرتـبـه شهدا قرار گيريم ، پس بر تقدير پروردگار خشنود باش .)) نيز فـرمـود: ((هـر گـاه بـه كـوفـه رسـيـدى نـزد مـطـمـئن تـريـن فـرد مـنـزل كن ، از خاندان ابوسفيان بر حذر باش و مردم را به اطاعت من فرا خوان . اگر مردم را بـر بـيـعـت بـا مـن ثـابـت قـدم يـافـتـى بـى درنـگ مـرا آگـاه سـاز تـا طـبـق آن عـمل كنم . در غير اين صورت با سرعت باز گرد.)) همچنين او را به تقوا، مدارا با مردم و كـتـمـان مـاءمـوريـت خـود سـفـارش فـرمـود. پـس او را در آغوش گرفت و هر دو گريستند و يكديگر را وداع گفتند.(1576)

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 14 از 18 نخستنخست ... 4101112131415161718 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •