۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩
صفحه 5 از 18 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 171
  1. #41
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    بكير بن حر رياحى
    بكير فرزند حرّ رياحى در منابع كهن نام و نشانى ندارد؛ ولى برخى وى را جزء شهداى كربلا قلمداد نموده ، كيفيّت شهادت او را اين گونه بيان مى كنند: حر روز عاشورا پس از آن كـه سـپـاه عـمـر سـعـد را پند و اندرز داد به فرزند خود بكير دستور داد كه بر سپاه دشـمن حمله كند، بكير پس از عرض ادب خدمت امام حسين (ع ) و وداع با آن بزرگوار رهسپار مـيـدان مـبـارزه گـشـت و پـس از بـه هـلاكت رساندن هفتاد تن از نيروهاى دشمن به نزد پدر بازگشت . از وى مقدارى آب جهت رفع تشنگى طلب نمود، تا نيرو بگيرد و بر دشمن حمله كند.
    حرّ گفت : اندكى بردبارى كن و به ميدان نبرد باز گرد؛ بكير به ميدان نبرد بازگشت و بـا كـشـتـن شـمـار زيـادى بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نـايـل آمـد (؛) هـنـگـامـى كه حرّ بر بالين فرزندش ‍ بكير آمد و وى را آغشته به خون ديد گـفـت : سـپـاس خـدايـى را كـه بـر تـو مـنـت نـهـاد تـا در راه امـام خود به شهادت برسى .(346)
    بـرخـى ديـگـر شـهـادت او را ايـن گـونـه نـقل مى كنند: روز عاشورا هنگامى كه بكير به دسـتـور پـدرش حـرّ، مى خواست با امام حسين (ع ) وداع بنمايد، به آن حضرت عرض كرد: درود بـر تـو اى فـرزند پيامبر من هم اكنون همراه تو هستم ، از خداى خود مى خواهم كه در بهشت برين نيز ما را با تو جمع بگرداند، آن گاه از آن حضرت درخواست كرد براى او و پـدرش دعـايـى بـكـنـد، امام حسين (ع ) در حالى كه دست هاى خود را به طرف آسمان بلند كرده بود، گفت : ((خدايا من از ايشان راضى هستم تو نيز از آنان راضى باش ))؛ آن گاه بـكـيـر بـا پـدرش ، حر، رهسپار ميدان جنگ شدند و پس از برهم زدن صفوف دشمن و كشتن دويست تن به خدمت امام بازگشتند.
    بـار ديـگر بكير با تشويق پدر به سوى دشمن حمله ور شد و در حالى كه چنين رجز مى خواند:
    اءنَا بُكَيْرِ وَ اءَنَا بنِ الحُرِّ
    اَفْدى حُسَيْنا مِن جَميعِ الْضُّرِّ
    اءَرْجُو بِذاكَ الْفَوْز يَوْمَ الْحَشْرِ
    مَعَ النّبى والا مامِ الطُّهرِ
    منم بكير و فرزند حر، جان خود را فداى حسين مى كنم تا او را از هر آسيبى نگهدار باشم .
    اميدوارم كه در روز رستاخيز با پيامبر و امامان پاك جزو رستگاران باشم .
    او سپس به دشمن حمله كرد و پس از كشتن پنجاه تن از آنان ، تصميم به بازگشت گرفت . حـر بـه وى رسـيـد و بـا خـوانـدن ايـن آيه ((يا اَيُّهَا الذينَ آمَنُوا اذا لَقِيتُم الذينَ كَفَرُوا زَحـْفـاً فـَلا تُوَلُّوهُمُ الاَدْبار))(347) (اى كسانى كه ايمان آورده ايد هنگامى كه [در ميدان نبرد]با كافران رو به رو گشتيد كه [به سوى شما] روى مى آورند به آنان پشت مكنيد) از بازگشتن او را منصرف كرد.
    بـكـيـر بـراى بـار سـوم بـه دشـمـن حـمـله كـرد و شـمـار زيـادى از آنـان را بـه قتل رساند، در اين هنگام عمرسعد دستور داد دسته جمعى به وى حمله كنند. بكير با مشاهده آنان ، گريزان سوى پدر بازگشت ، حر و شمارى از ياران امام به مدد او شتافتند ولى دشمن مانع از رسيدن آنان به بكير شد و در حالى كه غبار سختى فضا را گرفته بود، بـا ضـرب شـمـشـيـر و نـيـزه دشمن ، با گفتن شهادتين در دم آخر به درجه رفيع شهادت نـايـل آمـد. هـنـگـامـى كـه حـرّ فرزندش را به خون آغشته ديد بسيار خرسند گشت و گفت : سـپـاس خـدايـى را كـه شـهـادت در راه امـام حـسـيـن (ع ) را نـصـيـب تـو گـردانـد و جاهل نمردى . آن گاه پيكر بى جان او را خدمت امام حسين (ع ) آورد.(348)

    پيروزان - فيروزان

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #42
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    جابر بن حارث سلمانى
    جابر از شهيدان كربلا است كه در مآخذ گوناگون از وى با نام هاى جُناده ،(349) جـابـر،(350)جـبـّار،(351) جـيـاد،(352) حـبـاب ،(353) حـَيَّان ،(354) حَسَّان ،(355) حياة (356) و عبادة (357) ياد شده است . نام پدرش را نيز گروهى حارث (358) و گروهى حرث (359) نوشته اند. همچنين نسبت قبيله اى او را سلمانى (360) و سلمانى ازدى (361) گفته اند.
    گـويـا وى در شـمار كسانى است كه در عُذَيب الهِجَانات (362) به محضر امام حسين (ع ) شـرفـيـاب شـدند؛ و حُرّ كه به فرمان ابن زياد مراقب امام (ع ) و همراهانش بود، مى خـواسـت آنان را دستگير و يا به كوفه برگرداند. ولى با مخالفت امام حسين (ع ) مواجه گـرديد و از اين كار صرف نظر كرد. امام (ع ) با اين ياران تازه از راه آمده اش به گفت وگـو پـرداخت و اخبار كوفه را از آنان پرسيد و به وسيله اينان از شهادت فرستاده اش به كوفه ، قيس بن مُسَهَّر صيداوى ، آگاهى يافت .(363)
    بـرخـى مـنـابـع مـتـاءخـّر نـقـل كـرده انـد كـه جـابـر از اصـحـاب رسول خدا(ص ) و امام على (ع ) بوده و در جنگ صفين نيز حضور داشته است . همچنين او را از كـسـانـى دانـسـته اند كه در كوفه با مسلم بن عقيل بيعت كرد و پس از دستگيرى و شهادت مـسـلم ، مـخـفـيـانـه از كـوفـه خـارج شـد و در بـيـن راه ، خـود را بـه كاروان امام حسين (ع ) رساند.(364)
    صـبـح عـاشـورا و در ابـتداى كارزار، جابر و همراهانش ، با شمشيرهايشان بر قلب سپاه دشـمـن حمله بردند، و پيكارى نمايان كردند. در جريان نبرد وقتى به محاصره درآمدند و ارتباطشان با يارانشان قطع گرديد، حضرت عباس (ع ) به يارى شان شتافت و آنها را كـه مـجـروح شـده بـودنـد، از مـحاصره رهانيد. هنگام بازگشت ، بار ديگر دشمن به آنان نـزديك شد و آنها نيز با تمام قدرت بر خَصم تاختند و پس از مبارزه اى دليرانه همگى در يك مكان به فيض عظيم شهادت نايل آمدند.(365)
    در زيـارت منسوب به ناحيه مقدسه و همچنين زيارت رجبيّه ، بر اين شهيد بزرگوار درود فرستاده شده است .(366)

    جابر بن حجّاج تيمى
    جـابـر بـن حـجـّاج بـن رئاب النـّعـمـان بـن سـنـان بـن عـبـيـد بـن عـدى ، غـلام عـامـر بـن نـهـشل تيمى از بنى تيم اللّه ثعلبه ،(367) است . وى فردى شجاع و دلاور بود كه در روز عاشورا در كربلا حضور يافت و پيش از ظهر، در حمله نخست به فيض شهادت نايل آمد.(368) در زيارت ناحيه نام وى نيامده است .
    مـامـقـانى گويد: وى از جمله كسانى بود كه در كوفه با حضرت مسلم بيعت كرد و پس از شـهادت او ميان قبيله خويش پنهان شد، و پس از آگاهى بر ورود امام حسين (ع ) به كربلا به لشكر عمرسعد پيوست و همراه آنها عازم كربلا شد و در آنجا به صف ياران امام حسين (ع ) پيوست .(369)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #43
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    جابر بن عُروه غفارى
    جـابر بن عُروه غفارى از كسانى است كه در منابع متاءخّر از او به عنوان صحابى پيامبر اكرم (ص ) و شهيد كربلا ياد شده است .(370)
    نـوشـتـه انـد كـه ((جـابـر)) در جـنـگ بـدر و ديـگـر غـزوه هـا، هـمـراه رسـول خـدا(ص ) شـركـت داشـت ؛ و در روز عـاشـورا مـردى سـالخـورده بود. دستمالى بر ابـروانـش بست و آنها را از جلوى ديدگانش كنار زد. در اين هنگام امام حسين (ع ) نگاهى به او انـداخـت و فـرمـود: ((اى پـيـرمرد، خداوند كار تو را پاداش دهاد!)) وى آن گاه عزم ميدان كرد و چنين رجز مى خواند:
    قد علمت حقّا بنوغفار
    وخندف ثم بنو نزار
    نبصرنا لاحمد المختار
    يا قوم حاموا عن بنى الاطهار
    الطيبين السادة الاخيار
    صلى عليهم خالق الابرار
    ((طايفه غفار و خندف و نزار مى دانند كه ما ياور محمّد مصطفاييم . اى مردم از سلاله پاكان و پـاكـيـزگـانـى كـه پـيشواى نيكوكارانند، حمايت كنيد. درود آفريدگار نيكان بر آنان باد!))
    ((جـابـر)) پـس از پـيـكـارى جوانمردانه و به خاك افكندن شمارى از دشمنان به شهادت رسيد.(371)

    جبّار بن حارث سلمانى - جابر بن حارث سلمانى

    جَبَلَةِ بن عبداللّه
    در مـنـابـع كـهـن و مـعتبر از جبله نامى به ميان نيامده است . تنها جايى كه نام وى در شمار شـهيدان آمده زيارت رجبيّه است . برخى احتمال داده اند كه جَبَلَة بن عبداللّه و جبلة بن على شيبانى يكى باشند.(372) در زيارت رجبيّه از وى چنين ياد شده :
    ((السَّلامُ عَلى جَبَلَةِ بْنِ عَبْدِاللّه .))(373)

    جَبَلَةِ بْنِ على شيبانى
    شـيـبـانـى ، مـنـسـوب بـه شـيـبـان ، قـبـيـله اى مـعـروف از بـكـر بـن وائل . (الانـسـاب ، ج 3، ص 482) ايـنـهـا عـدنـانـى و از عـرب هـاى شمال هستند (انصار الحسين (ع )، ص 79، دارالاسلامية )
    جبلة بن على شيبانى از شجاعان و جنگجويان كوفه بود، كه به قولى در جنگ صفين نيز در ركـاب امـيـرالمـؤ مـنـيـن (ع ) جنگيد.(374) وى پس از آمدن مسلم به آن شهر به او پـيـوسـت و در قيامش وى را همراهى كرد. پس از شهادت آن حضرت و آمدن امام حسين (ع ) به كـربـلا، جـبـله نـيـز بـه صـف يـاران آن حـضرت پيوست ؛ و در روز عاشورا در حمله نخست (375) به شهادت رسيد.(376)
    در زيـارت نـاحـيـه از وى چـنـيـن يـاد شده است : السَّلامُ عَلى جَبَلَةِ بْنِ عَلىِّ الشَّيْبانى .(377)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #44
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    جُريْرِ بن يزيد رياحى
    جـريـر فـرزنـد يـزيـد ريـاحـى و از يـاران بـاوفـاى سـيـّدالشـهـدا(ع ) اسـت كـه در سـال 61 ه‍.ق در كـربـلا، مـقـابـل ديـدگـان آن حـضـرت بـه درجـه شـهـادت نايل گشت .(378) از وى در زيارت رجبيّه چنين ياد شده است :
    ((السلام على جُرَيْر بن يزيد الرياحى .))(379)
    ((درود بر جرير بن يزيد رياحى .))
    از تاريخ تولد و احوال زندگانى وى اطلاع ديگرى در دست نيست .

    جرير - جون بن حوى

    جريره - جون بن حوى


    جعفر بن حسين (ع )
    جعفر بن حسين بن على بن ابى طالب (ع )، نام مادرش ملومه دختر قضاعه (380) يا سلافه است .(381) صاحب تسلية المجالس او را در شمار شهيدان كربلا ذكر كرده اسـت .(382) ولى شـيـخ مـفـيـد مـى گـويـد: جـعفر در زمان حيات پدرش از دنيا رفت .(383)
    از اين كه شيخ مفيد درباره او، تعبير قتل يا شهادت را به كار نبرده است ، چنين برمى آيد كـه از ديـدگـاه وى ، جعفر در شمار شهيدان كربلا نيست . آنچه اين نظر را تقويت مى كند اين است كه هيچ يك از مورّخان پيش از صاحب تسلية المجالس ، فرزندى از حسين (ع )، به نام جعفر را در شمار شهداى كربلا ذكر نكرده اند.

    جعفر بن عقيل بن ابى طالب
    جـعـفـر بـن عـقـيـل بـن ابـى طـالب ، مـادرش اُمُّالبـنـيـن دخـتـر نضره (384) يا شقره (385) است . وى پس از شهادت عبداللّه بن مسلم عازم ميدان شد و اين رجز را خواند:
    اَنَا الْغُلامُ الا بْطَحِىُّ الطّالِبى
    مِنْ مَعْشَرٍ فى هاشِمٍ وَغالِبٍ
    وَنَحْنُ حَقّا سادَةُ الذَّوائِب
    هذا حُسَيْنُ اءَطْيَبُ الاَطائبِ
    مـن جـوان ابـطـحـى طـالبـى هـسـتـم ، از گـروهـى كـه مـيـان بـنـى هـاشـم از نسل غالبند
    ما از سادات سرشناسيم ، اين حسين است پاك ترين پاكان
    جعفر پس از جنگى دليرانه به روايتى دو و به روايت ديگر پانزده تن از سپاه دشمن را كشت و سرانجام ، خود به وسيله بشر بن سوط يا حوط به شهادت رسيد.(386)
    در زيـارت نـاحـيـه چـنـيـن آمـده : ((السَّلامُ عـَلى جـَعْفَرِ بْنِ عَقيلٍ، لَعَنَ اللّهُ قاتِلَهُ وَرامِيَهُ بِشْرَبْنَ خُوط))(387)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #45
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    جعفر بن على بن ابى طالب (ع )
    جعفر بن على بن ابى طالب مادرش فاطمه اُمُّالبنين دختر حزام بن خالد است .(388) امـام (ع ) بـه خـاطـر عـلاقـه فـراوانـى كه به برادرش جعفر داشت نام فرزندش را جعفر نـهـاد.(389) بـسـيـارى بـر ايـن بـاورنـد كـه وى در مـوقـع شـهـادت نـوزده سـاله بـود.(390) ولى بـرخـى مـى گـويـنـد: او دو سـال بـا پـدرش ، دوازده سـال بـا بـرادرش امـام حـسـن (ع )، 21 سال با امام حسين (ع ) زندگى كرد.(391)
    روز عـاشورا حضرت عبّاس خطاب به برادران مادرى خود ـ جعفر و عبداللّه و عثمان ـ گفت : گـام پـيش نهيد تاببينم كه براى خدا خيرخواهى مى كنيد(392) جعفرگام به ميدان نهاد و چنين رجز خواند:
    اِنّى اءَنَا جَعْفَرُ ذُوالْمَعالى
    اِبْنُ عَلِىّ الْخَيْرِ ذُوالنَّوالِ
    ذاكَ الْوَصِىُّ ذُوالسِّنا وَالْوالى
    حَسْبى بِعَمّى جَعْفَرُ وَالْخالِ
    اءَحْمى حُسَيْنا ذَى النَّدَى الْمِفْضالِ(393)
    من ، جعفر، داراى مقامى والا هستم پسر على نيكوكار و بخشنده مى باشم
    آن عـلى كـه وصـى پـيامبر(ص ) بلندمرتبه و داراى ولايت است ؛ عمويم جعفر و دايى ام از جهت شرافت بس است مرا. از حسين (ع ) كه صاحب فضيلت است پشتيبانى خواهم كرد.
    بـه روايـتى در همين هنگام تيرى به وسيله خولى اصبحى پرتاب شد و به پيشانى يا چـشـم او اصـابـت كـرد،(394) و بـه روايـت ديـگـر هانى بن ثبيت حضرمى او را به شهادت رساند،(395) بنابراين شايد زننده تير خولى ولى جداكننده سرش هانى بوده است .(396)
    در زيارت ناحيه چنين آمده است :
    ((اَلسَّلامُ عـَلى جـَعـْفـَرِ بـْنِ اءَمـيـرِ الْمـُؤْمِنينَ، اَلصّابِرِ بِنَفْسِهِ مُحْتَسِبا، وَالنّائى عَنِ الاَْوْطـانِ مـُغـْتَرِبا، اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلْقِتالِ، اَلْمُسْتَقْدِمِ لِلنِّزالِ، اَلْمَكْثُورِ بِالرِّجالِ، لَعَنَ اللّهُ قاتِلَهُ هانِىَ ابْنَ ثُبيْتِ الْحَضْرَمىَّ.))(397)
    درود و سـلام بـر جـعفر بن اميرالمؤ منين (ع ) كه صبر بر بلا كرد، و براى جهاد و دفاع قـيام كرد، و از وطن آواره شد و با دشمن به جنگ پرداخت تا بدنش سپر تير بلا گرديد، لعنت خدا بر قاتلش هانى بن ثبيت حضرمى .

    جعفر بن محمّد بن عقيل (ع )
    بـه بـاور بـرخـى از مـقـتـل نـويـسـان جـعـفـر بـن مـحـمـّد بـن عـقـيل در شمار شهيدان كربلا است .(398) ولى برخى بر اين باورند كه محمّد بن عـقـيـل فـرزنـدى بـه نـام جـعـفـر نـداشـتـه اسـت .(399) از مـحـمـّد بـن على بن حمزه نـقـل شـده اسـت كـه جـعـفـر هـمـراه مـحـمـّد بـن ابـى سـعـيـد بـن عـقـيـل در كـربـلا بـه شـهادت رسيد.(400) گروهى شهادت او را در واقعه حرّه مى دانـنـد،(401) و بـرخـى (402) رجـز زيـر را در روز عاشورا به او نسبت مى دهند:
    نَشْكُوا إِلَى اللّهِ مِنَ الْعُدْوانِ
    قِتالِ قَوْمٍ فِى الرَّدى عَيانِ
    قَدْ تَرَكُوا مَعالِمَ الْقُرانِ
    وَمُحْكَمُ التَّنْزيلِ وَالْبَيانِ
    وَاَظْهَرُوا لِلْكُفْرِ وَالطُّغْيانِ
    از دشمنان به خدا شكايت مى كنم ، با گروهى كه پستى و ذلّت شان آشكار است مى جنگم [ آنان ] كه نشانه هاى استوار و روشن قرآن را رها و كفر و سركشى را آشكار كردند.
    او پس از خواندن اين رجز به جنگ با لشكريان دشمن پرداخت و ده تن را به هلاكت رساند. سـپـس بـه دسـت عـامـر بـن نـهشل تميمى به شهادت رسيد.(403) گروهى ديگر از مـورّخـان ايـن مـطـالب را دربـاره مـحـمـّد بـن عـبـداللّه بـن جـعـفـر بـن ابـى طـالب نـوشته اند.(404)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #46
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    جعفر بن مسلم بن عقيل (ع )
    در مـنابع كهن نام و نشانى از او نيست . ولى برخى از متاءخّرين آورده اند كه وى از ياران امام حسين (ع ) و در كربلا حاضر بود. روز عاشورا هنگامى كه جعفر وارد ميدان شد هيچ كس ‍ حـاضـر بـه جـنـگـيـدن با او نشد. وى به لشكر دشمن حمله كرد و به قولى پانزده تن (405) از آنـان را بـه هلاكت رساند. سپس براى تجديد قوا برگشت كه ، ناگهان عـروة بـن عـبـداللّه جـعـفـى تـيرى به سوى او پرتاب كرد. وى به خاك افتاد و برابر ديدگان امام حسين (ع ) به شهادت رسيد.(406)

    جلاس بن عمرو راسبى - حلاس بن عمرو راسبى

    جنادة بن حارث سلمانى - جابر بن حارث سلمانى

    جنادة بن حرث - جابر بن حارث سلمانى

    جنادة بن عمرو بن خالد صيداوى
    در مـنـابـع كـهـن نـامـى از جـنـاده بـرده نـشـده اسـت . بـرخـى از مـورّخـان نام او را در ضمن نـقـل داسـتـان پـدرش آورده و نـوشـته اند كه وى به اتّفاق پدر و چند نفر ديگر بعد از شـهـادت حـضرت مسلم و حركت امام حسين (ع ) به سوى كربلا مخفيانه از كوفه به سوى كربلا راه افتاده اند و طرماح بن عدى را نيز به عنوان راهنماى خويش انتخاب و از بيراهه حركت كردند. در عذيب الهجانات ، چهار ميلى قادسيه ، به حسين (ع ) پيوستند. حرّ با ديدن آنها به حسين (ع ) گفت : اين چند نفر كه از كوفه آمدند از ياران شما نيستند، من بايد آنها را زندانى كنم يا به كوفه برگردانم .
    حـسـيـن (ع ) فـرمـود: ايـنـهـا يـاوران مـن هـسـتـنـد و تـو قـول دادى تـا خـبـرى از پـاسـخ نامه نرسد متعرض من و يارانم نشوى ؛ و حر پذيرفت . هنگامى كه جنگ آغاز شد، اين افراد پيش از همه به نبرد پرداختند. لشكر ابن زياد آنها را متفرق كرد و حضرت عبّاس به كمك آنها آمد، ولى همگى يك جا به شهادت رسيدند. حضرت ابـوالفـضـل (ع ) نـيـز بـرگـشـت و مـوضوع را به امام (ع ) خبر داد. امام هم بر آنها رحمت فـرسـتـاد.(407) اما منابع كهن مثل تاريخ طبرى اين واقعه را ذكر مى كند و شهادت عـمـرو بـن خـالد وديـگـر هـمـراهـان را بـا انـدكـى اخـتـلاف نقل مى كند ولى اسمى از جناده يا پسر عمرو بن خالد نمى برد.(408)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #47
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    جنادة بن كعب انصارى
    جـنـاده فـرزنـد كعب بن حرث انصارى خزرجى از ياران باوفا و شيفته امام حسين (ع ) بود كـه هـمـراه امـام از مكّه به كربلا آمد.(409) برخى پيوستن جناده به امام را اين چنين نقل كرده اند كه وى در كوفه با مسلم بيعت كرد و به يارى او شتافت ، چون بى وفايى كوفيان و شهادت حضرت مسلم را ديد همراه عمرو بن خالد صيداوى خود را به مكه رساند و به امام ملحق شد و به كربلا آمد.(410)
    او در روز عاشورا به ميدان رفت و چنين رجز خواند:
    اءَنَا جُنادٌ وَأَنَا ابْنُ الْحارِثِ

    لَسْتُ بِخَوّارٍ وَلا بِناكِثٍ
    عَنْ بَيْعَتى حَتّى يَرِثْنى وارِثى
    اَلْيَوْمَ شِلْوى فِى الصَّعيدِ ماكِثٌ(411)
    من جناده فرزند حارثم . ترسو، ناتوان و پيمان شكن نيستم .
    پايبند بيعت خويش هستم تا وارثانم ارث برند، امروز پيكرم در خاك جاى مى گيرد!
    آن گـاه حمله دليرانه اى كرد و شانزده تن را به هلاكت رساند.(412) ولى خود در مـحـاصـره دشمن قرار گرفت . حضرت عباس (ع ) آمد و او و ديگر همرزمانش را از محاصره نـجـات داد آنـان دوبـاره بـا دشـمـن درآويختند و مانند شير خشمگين جنگيدند تا به شهادت رسيدند.(413)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #48
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    جندب بن حُجَيْر
    جـنـدب بن حجير كندى (414) خولانى (415) يا جندب بن حِجْر.(416) ابـن عـسـاكـر گـويـد: او از اصـحـاب پـيـامـبـر(ص ) و اهـل كـوفـه و از جـمـله كـسـانى است كه عثمان او را از كوفه به شام فرستاد. وى در جنگ صفين شركت داشت . و از سوى حضرت على (ع ) فرماندهى قبيله ((كنده )) و ((اَزْد)) را عهده دار بـود.(417) ابـن عـسـاكـر مى گويد كه جندب در صفين كشته شد.(418) ولى گـروهـى ديـگـر او را در شمار شهيدان كربلا قرار داده اند.(419) به گفته برخى از متاءخرين وى از شيعيان نامدار و سرشناس كوفه بود، كه پيش از برخورد حرّ بـا امـام حـسـيـن (ع ) در جـايى به نام حاجر به كاروان حسينى پيوست ، و همراه آن حضرت وارد كـربـلا شـد. او در روز عـاشـورا بـه مـيـدان رفـت و در حـمـله نـخـسـت بـه شـهـادت رسـيـد.(420) در زيـارت نـاحـيه درباره وى چنين آمده است : اَلسَّلامُ عَلى جُنْدَبِ بْنِ حُجَيْرِ.(421)

    جندب بن مجير - جندب بن حجير

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #49
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩






    جندب حضرمى
    در كتاب هاى متقدم و معتبر از جندب نامى به ميان نيامده است . تنها مرحوم عمادزاده او را به عـنـوان شـهـيـد آورده اسـت .(422) ما به اصل زيارت ناحيه رجوع كرديم چنين چيزى نبود آنى كه هست اين است : السلام على عُمَرِ بْنِ جُنْدَبِ الْحَضْرَمى .(423)

    جوبر بن مالك - جوين بن مالك

    جون بن جوى - جون بن حُوَىّ

    جون بن حرىّ - جون بن حُوىّ


    جَوْنِ بْنِ حُوَىِّ
    جـون بـن حـوى بـن قتادة بن اعور بن ساعدة بن عوف بن كعب بن حوىّ.(424) غلامى سـيـاه و اهـل نـوبـه بـود.(425) امـيـرالمـؤ مـنـيـن (ع ) او را از فضل بن عبّاس بن عبدالمطلب به مبلغ 150 دينار خريدارى نمود، و به ابوذر هديه كرد. وى تا هنگام تبعيد ابوذر و نيز در تبعيدگاه (ربذه ) در كنار او بود. پس از وفات ابوذر در سـال 32 هـجرى جون به مدينه برگشت و در خدمت اميرالمؤ منين (ع ) و سپس در خدمت امام حـسـن (ع ) و امـام حسين (ع ) و سرانجام در خدمت امام سجاد(ع ) بود. او همراه امام حسين (ع ) از مـديـنـه بـه كـربـلا آمـد و در زمـره يـاران آن حـضـرت قرار گرفت .(426) در شب عاشورا كه امام (ع ) سلاح خويش را اصلاح مى كرد. وى در كنار امام بود.(427)
    جـون روز عـاشـورا از امـام اجازه خواست . امام به او اجازه نداد، و فرمود: من به تو اذن مى دهم كه از اين سرزمين بروى و جان خود را حفظ كنى ، زيرا تو همراه ما آمدى تا به عافيت و خوشى برسى ، پس در گرفتارى ما خود را مبتلا مساز. جون گفت : اى پسر پيغمبر آيا سـزاوار اسـت كه من در زمان خوشى و نعمت نان خور شما باشم ، ولى در سختى ها شما را تـنـها بگذارم ؟ درست است كه بوى بد، نژاد پست و رنگ سياه دارم ، ولى شما بر من منّت بگذار و مرا به آسايش جاويدان بهشتى برسان تا بدنم خوشبو، نژادم شريف ، و رويم سفيد شود. نه ، هرگز! به خدا قسم از شما دور نمى شوم تا اين كه خون سياه خويش را بـا خـون پـاك شـمـا درآمـيـزم ! امـام اجـازه داد، و جـون مشغول نبرد شد و چنين رجز مى خواند:
    كَيْفَ يَرىَ الْفجّارُ ضَرْبَ الاَسْوَدِ
    بِالْمُشْرِفِى الْقاطِعِ الْمُهَنَّدِ
    بِالسَّيْفِ صَلْتا عَنْ بَنى مُحَمَّدٍ
    اءَذُبُّ عَنْهُمْ بِاللِّسانِ وَالْيَدِ(428)
    اءَرْجُو بِذاكَ الْفَوْزَ عِنْدَ الْمَوْرِدِ
    مِنَ الاِلهِ الْواحِدِ الْمُوَحَّدِ(429)
    چگونه مى بينند گنهكاران ، ضربت شمشير مشرفى هندى و برّان غلام سياه را
    كه با دست و زبان از فرزندان پيامبر(ص ) دفاع مى كنم ؟
    امـيـد بـه شـفـاعـت و نـجـات از يـگـانـه شـفـيـع نـزد خـداى يـكـتـا (رسول اكرم ) دارم .
    بـه گفته برخى از معاصرين او 25 تن از دشمن را به هلاكت رساند؛(430) سپس ‍ خود به شهادت رسيد.(431) امام (ع ) در كنار او ايستاد و گفت : ((خدايا صورتش را سـفـيد گردان ؛ بوى او را پاكيزه و خوشبو گردان ؛ او را با محمّد(ص ) محشور كن و ميان او و خاندان پيامبر آشنايى برقرار ساز.)) امام باقر(ع ) از پدرش امام زين العابدين (ع ) نـقـل مـى كـنـد كـه پـس از گـذشـت ده روز از شـهـادت جـون ، بـدن او بـوى مـشـك مـى داد.(432)
    در زيـارت نـاحـيـه از وى چـنـيـن يـاد شـده است : اَلسَّلامُ عَلى جُونِ بْنِ حَرِىّ مَوْلى اَبى ذَرِ الْغَفّارِىِّ.(433)

    جون بن مالك - جوين بن مالك

    جوير بن مالك - جوين بن مالك

    جويره - جون بن حوىّ

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #50
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    جوين بن مالك
    جـويـن ، جـوبـر يـا جـويـر(434) يـا جـون (435) از طـايفه قيس بن ثعلبة (436) تـيـمـى (437) و يـا ضبعى (438) و از اصحاب امام حسين (ع ) بـود.(439) مـامقانى گويد: وى در آغاز همراه عمر سعد براى جنگ با امام حسين (ع ) از كوفه به كربلا آمد. امّا پس از آن كه شرايط آن حضرت از سوى ابن سعد پذيرفته نـشـد، همراه شمارى از افراد قبيله خويش به سوى امام رفت و به آن بزرگوار پيوست . او در روز عـاشـورا عـازم مـيـدان جـنـگ شـد و در بـرابـر امـام (ع ) بـه شـرف شـهـادت نايل آمد.(440) برخى شهادت او را در حمله نخست ذكر كرده اند.(441)

    جوين بن مالك - جون بن حوى

    جياد بن حارث سلمانى - جابر بن حارث سلمانى

    جياد بن حرث سلمانى - جابر بن حارث سلمانى

    حارث بن امرؤ القيس كندى
    برخى از معاصرين نام وى را حرث گفته اند (ابصار العين ، ص 103)، مكتبة بصيرتى .
    در مـنـابـع كـهـن و معتبر نامى از وى برده نشده است . به گفته برخى از مورّخين حارث از دلاوران نامدار و عباد روزگار بود. وى از كسانى است كه به همراه لشكر عمرسعد براى جـنـگـيـدن بـا امـام حـسـيـن (ع ) از كـوفه به كربلا آمد. اما هنگامى كه ديد دشمنان امام به سـخـنـان او گـوش نـمـى دهـنـد،(442) پيشنهاد آن حضرت را رد كرده اند، و او را در مـحـاصـره قـرار داده انـد؛(443) از تـصـمـيـم خـود منصرف شد. خود را به خدمت امام رسـانـد، و در زمـره يـاران او قـرار گـرفـت . در روز عاشورا وقتى كه آتش جنگ شعله ور گـرديـد حـارث پـيـشـاپـيـش ‍ آن حـضـرت بـه نـبـرد پـرداخـت و در حمله نخست به شهادت رسيد.(444)

    حارث بن بنهان - حرث بن نبهان

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 5 از 18 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •