۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩
صفحه 7 از 18 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 171
  1. #61
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    حمزة بن حسين (ع )
    بنا به گفته ابن شهرآشوب ، حمزه از فرزندان امام حسين (ع ) و در شمار شهيدان كربلا قرار دارد.(568)

    حميده بنت مسلم
    بـرخـى مـى گـويـنـد نـامـش عـاتـكـه و نـام مادرش رقيه بنت على و هفت ساله بود. (معالى السّبطين ، ج 1، ص 266؛ وسيلة الدّارين ، ص 297).
    حميده دختر مسلم از ام كلثوم دختر امام على (ع ) مى باشد. وى در سفر كربلا در كاروان امام حـسـيـن (ع ) بـود و يـازده سـال داشت . در بين راه آن گاه كه خبر شهادت مسلم به امام (ع ) رسيد، آن حضرت او را بر زانوى خود نشاند و دست نوازش بر سر او كشيد. حميده عرض كـرد: بـا مـن مانند يتيمان رفتار مى كنى ؟ پيش از اين چنين رفتارى با من نداشتى ، گمان مـى كـنـم پـدرم شـهـيد شده است ! امام حسين (ع ) شروع كرد به گريه كردن و فرمود: من پـدرت هـسـتـم و دخـتـرانم خواهرت هستند. در اين لحظه صداى گريه حميده بلند شد، به طـورى كه ديگر فرزندان مسلم متوجّه شهادت او شدند؛ همگى گريستند و فرياد وامسلما و واابـن عـقـيلا سردادند. روز عاشورا پس از شهادت امام حسين (ع ) زمانى كه لشكريان عمر سعد به خيمه ها حمله كردند، اين دختر در زير دست و پاى مهاجمين به درجه رفيع شهادت نايل آمد.(569)

    حنطمه - حطيمه

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #62
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    حنظلة بن اسعد شِبامى
    شِبامى ، منسوب به شِبام نام شهرى است در يمن . (الانساب ، ج 3، ص 395) نيز گفته انـد: شـبام ، نام طايفه اى در كوفه و كوهى در يمن است . (معجم البلدان ، ج 3، ص 318) او، حـنـظـله شـامـى (لهـوف ، ص 47، چـاپ مـنـشورات رضى ؛ رياض ‍ الشهادة ، ج 2، ص 155، اسـرار الشهادة ، ج 2، ص 395) و عجلى نيز ناميده شده است . (روضة الشهدا، ص 309، كـتـابـفـروشـى الاسـلامـيـة ) ولى مـامـقـانى ، شامى بودن وى را ردّ مى كند. (تنقيح المقال ، ج 1، ص 382)
    حـنـظـلة بـن اسعد،(570) يار باوفاى امام حسين (ع )(571) و شهيد كربلا از قبيله هَمْدان است .(572)
    او از چـهـره هـاى سـرشـنـاس و شـجاع شيعه ى [ كوفه ] و سخنورى فصيح و قارى قرآن بـود. حـنـظـله فـرزنـدى بـه نـام عـلى داشـت كـه مـورّخـان از وى خـبـر نقل كرده اند.(573)
    او، پـيـك امـام حـسـيـن (ع ) در كـربـلا بـود و در روزهـاى قـبل از جنگ از طرف آن حضرت براى عمربن سعد پيام مى برد.(574) روز عاشورا نزد امام حسين (ع ) آمد و مقابل آن بزرگوار ايستاد. صورت و سينه خود را سپر شمشيرها و تـيـرهـا و نـيـزه هـا قـرار داد.(575) و خـطـاب بـه سـپـاه كـوفـه آيـات ذيل را تلاوت كرد:
    يَا قَوْمِ إِنِّي اءَخَافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الاَْحْزَابِ # مِثْلَ دَاءْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بـَعـْدِهـِمْ وَمـَا اللّهَُ يـُرِيدُ ظُلْما لِلْعِبَادِ # وَيَا قَوْمِ إِنِّي اءَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِي # يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُمْ مِنْ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَنْ يُضْلِلْ اللّهَُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ(576)
    اى قـوم ! مـن از [ روزى ] مـثـل روز دسـتـه هـا [ ى مـخـالف خـدا] بـر شـمـا مـى ترسم . [ از سرنوشتى ] نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها [ آمدند.] و [ گرنه ] خدا بر بندگان [ خود] ستم نمى خواهد. و اى قوم ! من بر شما از روزى كه مردم ، يكديگر را [ به يارى هم ] ندا درمى دهند بيم دارم ؛ روزى كه پشت كنان باز مى گرديد [ در حـالى كـه ] بـراى شما در برابر خدا هيچ حمايت گرى نيست ؛ و هر كه را خدا گمراه كند او را راهبرى نيست .
    آن گـاه گـفـت : اى قوم ! حسين را مى كشيد پس خداوند شما را به عذابى [ سخت ]هلاك كند. ((وَقـدْ خـابَ مـَنِ افْتَرى ))(577)؛ ((و هر كه دروغ بندد نوميد مى گردد.)) امام (ع ) بـه او گـفـت : اى پـسـر اسـعـد! خـدا تـو را رحـمـت كند. اين مردم ، هماندم كه دعوت حقّت را نـپـذيـرفـتند و حمله كردند كه [ كشتن ] تو و يارانت را جايز بشمارند مستحقّ عذاب شدند، چـه رسـد بـه حـال كـه بـرادران نيكوكارت را كشته اند. حنظله عرض كرد: راست گفتى ، فـدايت شوم . شما از من داناتر و در خواندن دشمن به حقّ شايسته ترى . آيا ما به سوى آخـرت نـمى رويم و به برادرانمان ملحق نمى شويم ؟ حضرت فرمود: ((سوى ملك جاودان روان شـو كـه از دنـيا و آنچه در آن است بهتر مى باشد.)) حنظله گفت : ((سلام بر تو اى اباعبداللّه ، درود خدا بر شما و خاندانت باد. خدا ما را در بهشت به يكديگر بشناساند.)) امـام (ع ) فـرمـود: آمـيـن ، آمـيـن .(578) آن گـاه حـنـظـله از سـيـّدالشـهـدا(ع ) رخـصـت طلبيد(579) و پس از غلام تركى عازم ميدان شد.(580) بيست تن از دشمن را بـه هـلاكـت رسـانـد و سـرانـجام در جمع برادران شهيد خود جاى گرفت . از او در زيارت ناحيه مقدّسه امام (ع ) و رجبيّه چنين ياد شده است :
    ((السلام على حنظلة بن اسعد الشبامى ))(581)
    ((درود بر حنظلة بن اسعد شبامى ))

    حنظلة بن سعد - حنظلة بن اسعد شبامى

    حنظلة بن سعيد - حنظلة بن اسعد شبامى

    حنظلة بن عمر شيبانى - حنظلة بن عمرو شيبانى
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #63
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    حنظلة بن عمرو شيبانى
    نام پدر وى را ((عمر)) نيز گفته اند. (آرامگاه هاى خاندان پاك پيامبر(ص )، ص 233).
    دربـاره ((شـيـبـانى ))، ر.ك به مقاله ((جبلة بن على شيبانى ))، ابن حبّان ، فردى به نام حـنظله شيبانى را در شمار راويان تابعى ذكر كرده (الثقات ، ج 4، ص 166) ولى نمى تـوان بـه يـقين گفت : او همان حنظلة بن عمرو شيبانى ، شهيد كربلا است . برخى از نسب شناسان معاصر نيز گفته اند: به احتمال حنظله شيبانى ، همان حنظلة بن اسعد شبامى است .
    (معجم الرجال ، ج 6، ص 307؛ قاموس الرجال ، ج 4، ص 78) امّا اين سخن بعيد به نظر مـى رسـد. زيـرا ((شـبـامـى )) در جـنـگ تـن بـه تـن و ((شـيـبـانـى )) در حـمـله اوّل به شهادت رسيد. (انصارالحسين (ع )، ص 116، الدار الاسلامية ).
    از رجال نويسان و مورّخان پيشين ، تنها ابن شهرآشوب درباره وى گفته است : ((حنظله ، [ قـبـل از ظـهـر] روز عـاشـورا در نـبـرد نـخـسـت بـه فـيـض شـهـادت نايل گشت .))(582)

    حوىّ بن مالك - جوين بن مالك

    حوىّ - جون بن حوىّ

    حيات بن حارث سلمانى - جابر بن حارث سلمانى

    حَيَّان بن حارث سلمانى - جابِر بن حارث سلمانى

    خالد بن عمر ازدى - خالد بن عمرو ازدى

    خالد بن عمرو اَزْدى
    اَزْدى ، مـنـسـوب بـه طـايـفـه اَزْد. اَزْد، از بـزرگـتـريـن قبايل عرب قحطانى بوده است كه در يمن و حجاز سكونت داشتند وبرخى از آنها به عراق هـجـرت كـردنـد. (الانـسـاب ، سـمـعـانـى ، ج 1، ص 120، مـعـجـم قـبـايل العرب ، ج 1، ص 15 ـ 16). امام على (ع )، طىّ اشعارى از اين قبيله تمجيد كرده و آنها را شمشير خود دانسته است . (سفينة البحار، ج 1، ص 81).
    خالد، [ در روز عاشورا] پس از پدرش ، عازم ميدان شد و چنين رجز خواند:
    صبرا عَلَى الْمَوتِ بَنى قَحْطانِ
    كيما تَكونوا فى رِضى الرَّحمن
    ذى الْمَجْدِ وَالعِزَّةِ وَالْبُرهانِ
    وذُو العُلى والطَوْلِ وَالاِحسانِ
    يا اءَبتا قَدْ صِرْتَ فِى الجِنانِ
    فى قصرِ دُرٍّ حَسَنِ البُنيانِ(583)
    [ اى ] فـرزنـدان قـحـطـان ! بـر مـرگ [ در راه خـدا] بـردبـار باشيد؛ تا خشنودى خداوند مـهـربـان را دريابيد. [ پروردگارى كه ] داراى عظمت ، عزّت ، حجّت ، مقام بالا و قدرت و احسان است . اى پدر! قطعا در بهشت ، در قصرى از درّ و زيبا جاى گرفتى .
    او چـنـد تـن از دشـمـن را بـه هـلاكـت رسـانـد(584) و سـرانـجـام مـدال شـهـادت را به گردن آويخت .(585) از وى در زيارت ناحيه و رجبيّه ياد نشده است .
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #64
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩






    خزيمه
    نام او در منابع پيشين ديده نمى شود ولى به گفته قندوزى ، وى پس از شهاب بن كثير از سوى عمر بن سعد نزد امام حسين (ع ) فرستاده شد. ولى در محضر آن حضرت اسلحه را بر زمين افكند و بر پاهاى مباركش بوسه زد و [ با خود] گفت :
    ((مَنْ ذا الّذى سِرّك الجنّة ويمضى الى النار))
    ((كيست كه بهشت را رها كند و رهسپار جهنّم شود))
    خـزيـمـه ، همراه سيّدالشهدا(ع ) بود تا آن كه در روز عاشورا در جمع برادران شهيد خود ماءوا گرفت .(586)

    خلف بن مسلم بن عوسجه
    مـنـابـع پـيـشـيـن از او بـه عـنـوان پسر مسلم بن عوسجه تعبير كرده و نامش را نگفته اند. (روضـة الشـهـداء، ص 297، كـتـابفروشى اسلامية . نيز ر.ك رياض الشهادة ، ج 2، ص 140) ولى برخى از معاصرين ، وى را خلف (وسيلة الدارين ، ص ‍ 136؛ وقايع الايام ، ج 1، ص 416؛ فـرسـان الهـيـجـاء، ج 1، ص 134) و جمعى ديگر عبداللّه ناميده اند. (كتاب عـلمـاء مـعاصرين ، ص 269.) شيخ عبّاس قمى (ره ) درباره جوان شهيدى كه ناظر شهادت پـدر در كربلا بوده (مقتل الحسين (ع )، خوارزمى ، ج 2، ص 25، انوارالهدى ) ولى نام او در تـاريـخ درج نـگـرديـده مى گويد: به احتمال ، او فرزند مسلم بن عوسجه است . (نفس المهموم ، ص 266).
    خـلف ، فـرزنـد مـسـلم بـن عـوسـجـه در روز عـاشـورا دوازده سـال داشـت .(587) هنگام شهادت پدر تصميم گرفت با دشمن مبارزه كند؛ ولى امام حـسـين (ع ) او را از رفتن به ميدان بازداشت . مادرش ، وى را ترغيب كرد و گفت : اى پسر! اگـر بـه جـنـگ نـروى هرگز از تو خشنود نمى شوم . پس از اين سخن ، خلف وارد معركه شد و با نواى بشارت مادر بر سيراب شدن از دست ساقى كوثر شجاعانه جنگيد. بيست و بـه قـولى سـى تـن (588) را بـه هـلاكـت رسـاند و سرانجام به فيض شهادت نايل گشت . سر بريده اش را نزد مادر انداختند. او به سر بريده مى نگريست و به آن ، آفرين مى گفت .(589)

    خولى بن مالك - جوين بن مالك

    خون بن حوى - جون بن حوى

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #65
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    داود بن طِرِمّاح
    داود بـن طـِرِمـّاح در مـنـابـع مـعـتبر رجال و تاريخ ياد و نامى ندارد. تنها برخى از منابع مـتـاءخـّر، نـام او را در رديـف شـهـدايـى آورده انـد كـه امـام حـسـيـن (ع ) بـعـد از شهادت همه اهل بيت و اصحاب ، آنان را ندا داده و به يارى طلبيده است .(590)

    دُرَّةُ الصَّدف
    وى در مـنـابـع مـعـتـبـر تـاريـخ و رجـال نـام و نـشـانـى نـدارد. تـنـهـا فـاضـل دربـنـدى ، از كـتـاب ((كـبير)) ابومخنف نقل كرده است كه وقتى ماءموران ابن زياد، كـاروان اسـراى كـربـلا و سـرهـاى مطهر شهدا را به سوى شام نزد يزيد بن معاويه مى بردند، نزديك شهر حلب ، دُرَّةُ الصَّدف ، دختر عبداللّه بن عمر انصارى ، و جمعى از زنان ، بـراى رهـانـيـدن اسـرا و سرهاى شهدا به مقابله با ماءموران حكومت برخاستند. ولى با وجـود كـمـك برخى از اهالى آن منطقه ، موفق به انجام اين كار نشدند و درة الصدف و چند زن ديگر در يك درگيرى نابرابر به شهادت رسيدند.(591)

    ذاهر بن عمرو كندى - زاهر بن عمرو كندى

    ذيان بن ضريب صائدى همدانى
    در منابع كهن و اخير نامى از وى به ميان نيامده است . تنها صاحب ((عاشورا چه روزيست )) او را از صحابه و ياران شهيد امام حسين (ع ) قلمداد كرده است .(592)

    رافع بن عبداللّه
    رافع (593) بن عبداللّه ، يكى از وابستگان قبيله شَنُوئَة (594) [ شندة ] و از شـهـيـدان كـربـلا اسـت .(595) گـويند كه وى همراه مولايش مُسْلم بن كثير اَزْدى بـراى يـارى امـام حـسـيـن (ع ) بـه كـربلا آمد؛ و در روز عاشورا پس از به هلاكت رساندن شـمـارى از سـپـاهـيـان دشـمـن ، بـه شـرف شـهـادت نايل گرديد.(596)

    ربيعة بن خوط - ربيعة بن حوط

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #66
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    ربيعة بن حَوْط
    ربـيـعـة بـن حـَوْط، ابـومـُهـَوِّش [ ابـوثـور]، شاعر مخضرم .(597)و(598) و پـسـرعـمـوى حـبـيـب بـن مـظـاهـر و سـاكـن كـوفـه بـود؛ و در روز ذى قار نيز حضور داشت .(599) مـنـابـعى كه شرح حال او را نوشته اند، از شهادتش در كربلا سخنى به مـيـان نـيـاورده انـد.(600) تـنـهـا بـرخـى نـويـسـنـدگـان مـتـاءخـّر بـا نقل و برداشت نادرست از آنچه ابن حجر درباره حبيب بن مظاهر گفته است ، نتيجه گرفته انـد كه ربيعه نيز همراه او به شهادت رسيده است .(601) در حالى كه مراجعه به گفتار ابن حجر در ((الاصابه )) خلاف اين را ثابت مى كند.(602)

    رشيد
    در مـنـابـع موجود، درباره رشيد به عنوان شهيد كربلا، سخنى به ميان نيامده است . تنها مؤ لف جواهر الايقان آورده است : ((... رشيد نامى قدم به ميدان گذاشت و حمله شديدى به آن كفار كرد، تا آن كه بيست نفر سوار را به درك فرستاد و سرانجام او را در نزد مَقتَلِه [ مكان شهادت ] عباس بن اميرالمؤ منين (ع ) كشتند. سلام اللّه ورحمته عليه )).(603)
    وى در اثر ديگرش به نام اسرار الشهادة همين معنا را تكرار كرده است .(604)

    رُمَيث بن عمر - رُمَيث بن عمرو

    رُمَيْث بن عَمْرو
    رُمـَيـْث (605) بـن عـَمـْرو را بـرخـى از عـلمـاى رجال و تاريخ ، بدون آن كه بر شهادتش در روز عاشورا تصريح كنند، از اصحاب امام حـسـيـن (ع ) دانـسـتـه انـد.(606) مـؤ لف تـنـقـيـح المـقال وى را به حَسَب ظاهر شيعه مى داند كه حالش ناشناخته است .(607) شايد وجـود نـام رُمـَيـْث در زيـارت رجـبـيـّه موجب شده است كه برخى او را از شهيدان كربلا به شمار آورند.(608)

    ريث بن عمرو - رميث بن عمرو
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #67
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩






    زائدة بن مُهاجِر
    در زيـارت رجـبـيـّه بر وى به عنوان شهيد كربلا چنين درود فرستاده شده است : ((اَلسَّلامُ عَلى زَائدَةِ بْنِ مُهاجِرٍ)).(609) ولى ديگر منابع ، نامى از او نبرده اند. تنها برخى نـويـسـنـدگـان مـعـاصـر بـا تـوجـّه بـه آنـچـه در زيـارت رجـبـيـّه آمـده اسـت ، احتمال داده اند كه او همان يزيد بن زياد بن مهاجر [ مظاهر، مصاهر]، معروف به ابوشعثاى كندى باشد.(610)

    زاهد - زاهر بن عمرو كندى

    زاهِر بن عَمرو كندى
    زاهـِر(611) بـن عـَمـرو، از دوسـتـان و يـاران عـَمـرو بـن حـَمـِق خـُزاعـِى و از شـهيدان كـربـلاسـت .(612) در برخى منابع آمده است كه وى همان زاهر [ بن عمرو يا اَسود] اَسْلَمى است كه در بيعت شجره و جنگ خيبر حضور داشت و فرزندش ((بحزاة )) به واسطه او از رسول خدا(ص ) نقل روايت كرده است .(613) در حالى كه برخى ديگر، اين دو شخصيت ـ يعنى زاهر و زاهر اَسْلَمى ـ را جداگانه معرفى كرده اند.(614)
    زاهـر پـهـلوانـى آزموده ، شجاع و به محبت خاندان پيامبر(ص ) نامبردار بود.(615) پـس ‍ از شـهـادت امـام عـلى (ع )، در كـنـار عمرو بن حمق ، بر ضد حكومت ظالمانه معاويه و عـامـل دسـت نـشانده اش ، زياد، به مبارزه برخاست . آن گاه كه معاويه فرمان دستگيرى و كـشـتـن زاهـر و عـمـرو را صـادر كرد، هر دو از شهر متوارى شدند و سر به كوه و بيابان نـهـادنـد. تـا ايـن كـه عمرو بن حمق در مخفى گاه خود مورد اصابت نيش مار قرار گرفت و سـپـس بـه وسـيـله ماءموران حكومت دستگير شد و به شهادت رسيد. ولى زاهر همچنان زنده بود و در سال شصتم هجرى در موسم حجّ به محضر امام حسين (ع ) شرفياب شد و همراه آن حـضـرت به كربلا آمد، و روز عاشورا، در حمله نخست افتخار شهادت يافت .(616) در زيـارت مـنسوب به ناحيه مقدسه و زيارت رجبيّه بر وى چنين درود فرستاده شده است : اَلسَّلامُ عَلى زَاهِرٍ مَولَى عَمْروِ بْنِ الْحمق .(617)
    مـحـمـد بـن سـنـان ، ابـوجعفر زاهرىّ (متوفى 220 ق )، صحابى امام رضا(ع ) و نويسنده كتاب هاى الطرائف ، الا ظلّة ، المكاسب و...، از نوادگان همين ((زاهر)) است .(618)

    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #68
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    زُهَير بن بِشْر خَثْعَمىّ
    زُهَيْر(619)بن بِشْر خَثْعَمىّ، از ياران امام حسين (ع ) بود كه روز عاشورا در حمله نخست به شهادت رسيد.(620) در زيارت منسوب به ناحيه مقدسه بر وى چنين درود فرستاده شده است : اَلسَّلامُ عَلى زُهيّرِ بْنِ بِشْرِ الخَثْعَمىّ.(621)

    زهير بن بشير خثعمى - زهير بن بشر خثعمى

    زهير بن حسان اسدى
    زهـيـر(622) بـن حـسـان اسـدى ، در مـنـابـع كـهـن رجال و تاريخ ، نام و نشانى ندارد. تنها برخى نويسندگان متاءخر نوشته اند كه او از ياران امام حسين (ع ) بود، و روز عاشورا در پى نبردى دليرانه و كشتن شمارى از دشمنان به فيض شهادت نايل آمد.(623)

    زهير بن سائب - زهير بن سيّار

    زهير بن سلم - زهير بن سليم ازدى

    زهير بن سليم اءزدى
    زهـيـر بـن سـليم اَزْدى ، از ياران شهيد امام حسين (ع )(624) و برادر مخنف بن سليم ازدى ، صحابى باوفاى امام على (ع ) است .
    زهـيـر در جـنـگ قـادسـيـه نيز حضور داشت و موفق شد يكى از سرداران سپاه ايران به نام ((نـخـارجـان )) يـا ((نـخـيـرخـان )) را در مـبـارزه تـن بـه تـن بـه قـتـل بـرساند.(625) وى شب دهم محرّم ، آن گاه كه احساس كرد لشكريان عمرسعد تصميم قطعى براى جنگ با امام حسين (ع ) دارند، به جمع ياران آن حضرت پيوست و روز عاشورا در حمله نخست به مقام رفيع شهادت نايل آمد.(626)
    فـضـل بـن عـبـاس بـن ربيعه در قصيده اى كه اعمال نارواى بنى اميه را برمى شمارد، از شهادت ((زهير)) نيز ياد كرده است و مى گويد:
    ((اءرجعوا عامرا وردّوا زهيرا
    ثم عثمان فارجعوا غارمينا))(627)
    بازگردانيد عامر و زهير و عثمان را، آن گاه خواهند ديد كه شما بدهكار ما هستيد.

    در زيـارت مـنسوب به ناحيه مقدسه ، خاطره ايثار ((زهير)) با سلام بر او ارج نهاده شده است : اَلسَّلامُ عَلى زُهَيْرِ بن سُلَيْمِ الاَزدِىِّ.(628)

    زهير بن سلمان - زهير بن سليمان

    زُهَيْر بْنِ سليمان
    زهـير بن سليمان ، در منابع كهن ياد و نامى ندارد. فقط در زيارت رجبيّه از وى به عنوان شـهـيد كربلا نام برده شده است : اَلسَّلامُ عَلى زُهَيْرِ بْنِ سُلَيمان .(629) برخى عـلمـاى مـعـاصـر بـا اسـتـنـاد به اين زيارت او را در رديف يارانِ شهيد امام حسين (ع ) آورده اند.(630)


    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #69
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    زهير بن سيّار
    برخى نام پدر وى را سائب گفته اند (بحار، ج 98، ص 340).
    در مـيـان مـنابع كهن ، تنها جايى كه نام وى ذكر شده است ، زيارت رجبيّه مى باشد كه در آن مى خوانيم : اَلسَّلامُ عَلى زُهَيْرِ بْنِ سَيَّارٍ.(631)
    بـرخـى عـالمـان مـتاءخّر، با استناد به اين زيارت ، وى را در شمار شهيدان كربلا قلمداد كرده اند.(632)

    زهير بن شبر خثعمى - زهير بن بشر خثعمى

    زهير بن قيس - زهير بن قين

    زُهَيْر بن قَيْن بَجَلىّ
    زهـيـر بـن قـيـن ، از فـرماندهان شهيد سپاه امام حسين (ع )(633) و از بزرگان قبيله ((بَجيله )) بود كه در كوفه مى زيست .(634) زهير نخست طرفدار ((عثمان )) بود، تـا ايـن كـه در سـال شـصـتـم هـجـرى ، هـنـگـام بـازگـشـت از سـفـر مـكـّه ، در يـكـى از مـنـازل بـين راه ،(635) همزمان با كاروان امام حسين (ع ) در يك جا فرود آمد. امام (ع ) شـخـصى را نزد زهير فرستاد و خواستار ملاقات با او شد. زهير نخست از اين ديدار اكراه داشت . اما به توصيه همسرش ـ ديلم يا دَلْهم دختر عَمرو ـ(636) به محضر امام حسين (ع ) شرفياب شد. اين ديدار بسيار مبارك بود و مسير زندگانى زهير را تغيير داد. او پس از ايـن مـلاقـات ، شـادمـان نـزد خانواده و دوستانش بازگشت و فرمان داد تا خيمه و بار و بُنه او را به كنار خيمه امام (ع ) منتقل كنند.(637) با همسرش نيز وداع كرد و گفت : ((مـن عـازم شـهـادت هـمراه امام حسين (ع ) هستم . تو با برادر خود نزد خانواده ات برگرد، زيرا نمى خواهم از سوى من چيزى جز خوبى به تو برسد.))
    آن گاه خطاب به همراهانش گفت : ((هر كه دوستدار شهادت است ، همراه من بيايد، وگرنه بـرود و ايـن آخـرين ديدار من با شماست .(638) اما خاطره اى براى شما بيان كنم : زمـانـى كه به جنگ بَلَنْجَر رفته بوديم ، به پيروزى و غنايم فراوانى دست يافتيم و بسيار خوشحال شديم . سلمان فارسى (639) كه همراه ما بود گفت : ((آن گاه كه سيّد جوانان آل محمّد را درك كرديد، از پيكار و كشته شدن در كنار او بيش از دستيابى به ايـن غنايم شادمان باشيد)).(640) برخى منابع آورده اند سلمان بن مضارب ، پسر عموى زهير، با وى همراهى كرد و به سپاه امام حسين (ع ) پيوست . (سلمان بن مضارب )
    بنابر نقل طبرى ، امام حسين (ع ) پس از برخورد با سپاهيان حرّ، در منزلگاه ((ذِى حُسُم )) خطابه اى ايـراد فـرمـودنـد و طـىّ آن كـژى هاى حاكم بر جامعه را برشمردند و يارانش را به جهاد براى احياى ارزش هاى اسلامى و شهادت در راه خدا تشويق فرمودند. زهير نخستين كس بود كه پس از سخنرانى امام (ع ) آمادگى خود را براى اجراى فرامين آن حضرت اعلام داشت ؛ و گـفـت : ((اى فـرزنـد رسـول خـدا(ص )، مـا سخنان شما را شنيديم . به خدا سوگند اگر زندگانى دنيا دايمى بود و ما در آن جاودانه بوديم و جدايى از آن فقط به سبب يارى و مـواسات با شما بود ما قيام همراه شما را بر ماندن در دنيا ترجيح مى داديم !))؛ و امام (ع ) درباره اش دعاى خير فرمود.(641)
    كـاروان امـام حـسـيـن (ع )، روز پـنـج شـنـبـه ، دوم مـحـرّم سـال شـصـت و يـكـم هجرى ، با مراقبت لشكريان حُرّ وارد سرزمين نينوا شدند، كه ناگاه نـامـه اى از ابـن زياد رسيد. در آن نامه به حُرّ فرمان داده شده بود كه بر امام حسين (ع ) سـخـت بگيرد و او را در سرزمينى بدون آب و آبادانى فرود آورد. حُرّ مضمون نامه را به اطلاع امام (ع ) و يارانش رساند و از آنان خواست كه در همان مكان فرود آيند. ياران امام (ع ) از حـُرّ خـواسـتـنـد كـه در يـكـى از آبـادى هـاى نزديك آنجا فرود آيند، امّا حُرّ گفت : نمى تـواند چنين اجازه اى بدهد، زيرا جاسوس ‍ ابن زياد مراقب اوست . در اين هنگام زهير بن قين به امام (ع ) پيشنهاد كرد كه با سپاهيان حُرّ بجنگد، چه نبرد با اينان از نبرد با كسانى كـه بـه كـمـك ايـنـهـا خـواهند آمد، آسان تر است . ولى امام (ع ) فرمودند: ((من آغازگر جنگ نـخـواهـم بـود.)) زهـيـر عرض كرد: پس در اين آبادى مجاور كه بر كرانه فرات و داراى اسـتـحـكـامـات دفـاعـى اسـت ، فـرود آيـيـم . امـام (ع ) از نـام آن پـرسـيـد. زهـيـر گـفـت : ((عـَقْر)).(642) امام (ع ) فرمود: خدايا به تو پناه مى برم از ((عَقْر)). آن گاه در همان مكان (نينوا) فرود آمدند.(643)
    عـصـر تـاسـوعـا، هـنـگـامى كه لشكريان عمرسعد به سوى خيمه هاى امام حسين (ع ) هجوم آوردنـد و قـصـد آغـاز جـنـگ داشـتـنـد، امـام (ع ) از برادر بزرگوارشان حضرت عباس (ع ) خـواسـت كـه نـزد آنـان رفته و ببيند هدفشان چيست و چه مى خواهند. حضرت عباس (ع ) با حدود بيست نفر از ياران امام (ع )، از جمله زهير بن قين و حبيب بن مظاهر، نزد سپاهيان دشمن آمـده پـرسـيـد كـه چـه قـصـدى دارند؟ گفتند: به ما فرمان داده شده است در صورتى كه تسليم حكم ابن زياد نشويد، با شما پيكار كنيم .
    حـضـرت عـبـاس (ع ) فـرمـودنـد: عـجـله نـكنيد، تا مقصودتان را به اطلاع اباعبداللّه (ع ) بـرسـانم . آنان پذيرفته و منتظر جواب ماندند. در اين فرصت حبيب بن مظاهر و زهير بن قـيـن بـه نـصيحت سپاهيان عمرسعد پرداختند. نخست حبيب سخن گفت و آنان را از كشتن عترت پـيـامـبـر(ص ) و شـيعيان آنها نهى كرد و از ياران و همراهان امام (ع ) به نيكى ياد نمود و برخى از صفات والاى آنان را برشمرد.
    در ايـن هـنـگام يكى از افراد دشمن ، به نام ((عزرة بن قيس )) خطاب به حبيب گفت : تا مى توانى خودستايى كن !
    زهـيـر بـن قـيـن در پـاسـخـش گـفـت : اى عـزره ، او سـتـوده و هـدايـت يـافـتـه خـداى متعال است . از خدا پروا كن ، من خيرخواه توام . تو را به خدا سوگند، مبادا گمراهان را در كشتن پاكان يارى دهى .
    عزره گفت : اى زهير، تو شيعه اين خاندان نبودى و طرفدار عثمان بودى !
    زهير پاسخ داد: آيا از بودنم در اينجا پى نمى برى كه از آنان هستم ؟ به خدا سوگند، من هيچ گاه نامه اى به او [ امام حسين (ع )] ننوشتم ، پيكى به سوى او نفرستادم و به او وعـده يـارى نـدادم . بـلكـه در راه بـه او بـرخـوردم . چـون او را ديـدم بـه يـاد رسـول خـدا(ص ) افـتادم و مَنزلتِ او را نزد پيامبر(ص ) به خاطر آوردم . همچنين دانستم ، چـه حـوادثـى از سـوى دشـمـن و حزب شما براى او پيش مى آيد. اين بود كه تصميم به يارى و طرفدارى از وى گرفتم و اين كه جانم را فدايش نمايم . باشد كه آنچه شما از حق خدا و رسول (ص ) فرو گذاشتيد، پاس دارم .(644)
    شب عاشورا، وقتى امام حسين (ع ) به همراهانش اجازه بازگشت به شهر و ديارشان را داد، هـر كـدام از آنان به نوعى وفادارى و پايدارى خود را اعلام داشتند؛ و زهير بن قين گفت : بـه خـدا سـوگـنـد دوسـت دارم كشته شوم ، سپس زنده شوم و دوباره كشته شوم ، تا هزار مـرتـبـه اين گونه كشته شوم و خداوند بدين وسيله جان شما و اين جوانان خاندان شما را سلامت دارد.(645)
    امـام حـسـيـن (ع )، پس از اقامه نماز صبح عاشورا، ياران خويش را سازماندهى كرده و زهير بـن قـيـن را بـه فـرمـاندهى جناح راست سپاه برگزيد؛ كه نشان لياقت و شايستگى هاى اخلاقى و نظامى ((زهير)) است .(646)
    روز عـاشـورا وقتى دو سپاه رو در روى هم قرار گرفتند، نخست امام حسين (ع ) به نصيحت سپاهيان دشمن پرداخت . آن گاه زهير آنان را مخاطب قرار داده ، گفت : ((اى مردم كوفه ، شما را از عذاب الهى بيم مى دهم . بر مسلمان واجب است كه خيرخواه برادر مسلمانش باشد. ما تا ايـن هـنگام برادريم ، داراى يك آيين و مذهبيم و شما سزاوار نصيحت هستيد. البته تا زمانى كـه جـنـگ بـين ما روى نداده است . اما با وقوع جنگ ، پيوند برادرى و دينى ميان ما گسسته خـواهـد شـد و دو امـّت جـداگـانـه خـواهـيـم بـود. پـروردگـار مـتـعـال مـا و شـما را به وسيله فرزندان پيامبرش ، محمد(ص ) مى آزمايد تا ببيند با آنها چـگـونـه رفـتار مى كنيم . اينك شما را به يارى آنها و رها كردن عبيداللّه زيادِ بيدادگر دعوت مى كنيم . زيرا شما در تمام دوران حكومت اين دو نفر ـ عبيداللّه و پدرش ـ جز بدى از آنـان چـيـزى نـديـده ايد: چشم هاتان را ميل مى كشيدند، دست و پايتان را مى بريدند و به سـخـتـى شـكـنـجه تان مى دادند. بر ساقه هاى درخت خرما به دارتان مى كشيدند. خوبان شـمـا و قـاريان قرآن را مى كشتند؛ همچون حجر بن عدى و يارانش و هانى بن عروه و مانند او.))
    سپاهيان عمر سعد، زهير را دشنام داده ضمن ستايش از عبيداللّه زياد، گفتند: ((از اينجا نمى رويـم تـا اين كه رفيقت و همراهانش را بكشيم . يا اين كه تسليم شوند و آنان را نزد ابن زياد بفرستيم .))
    زهـيـر گـفـت : ((اى بـنـدگان خدا، فرزندان فاطمه (س ) به دوستى و يارى ، از فرزند سـمـيـّه سـزاوارترند. اگر به آنان كمك نمى كنيد، شما را به خدا مبادا آنان را بكشيد. او (امام حسين (ع )) را با پسر عمويش يزيد واگذاريد. به جانم سوگند، بدون كشتن [ امام ] حسين (ع ) نيز، يزيد از فرمانبردارى شما خشنود خواهد بود.))
    در ايـن هـنـگام ، شمر تيرى به سوى او افكند و گفت : ((ساكت شو، خدا صدايت را خاموش كند. با پُرحرفى ات ما را خسته كردى .))
    زهير گفت : ((اى پسر كسى كه ايستاده ادرار مى كرد! با تو حرف نمى زنم . تو حيوانى بـيـش نـيـسـتى . به خدا سوگند، گمان نمى كنم دو آيه از قرآن را درست بدانى ! تو را بشارت مى دهم به خوارى و رسوايى در روز قيامت و عذاب دردناك .))
    شمر گفت : ((تا ساعتى ديگر، خداوند تو و رفيقت را خواهد كُشت .))
    زهـيـر پـاسـخ داد: ((آيـا مـرا از مـرگ مى ترسانى ؟! به خدا سوگند، مردن در كنار او از زنـدگـى جاودانه با شما نزد من محبوب تر است !)) آن گاه رو به مردم كرد و با صداى بلند گفت : ((بندگان خدا، اين احمق خشن و امثال او، شما را درباره دينتان فريب ندهند. به خـدا سـوگـنـد، شـفـاعـت مـحـمـّد(ص ) بـه كـسـانـى كـه فـرزنـدان و اهل بيت او و ياوران و مدافعان آنها را كشته اند، نمى رسد!))
    در ايـن هـنـگـام ، كـسى زهير را صدا زد و گفت : اباعبداللّه (ع ) مى فرمايد: برگرد. به جـانـم سـوگـند، چنان كه مؤ من آل فرعون ، مردمش را نصيحت كرد، تو نيز اينها را نصيحت كردى ، اگر نصيحت فايده اى داشته باشد.(647)
    زهير، نزد دشمنان نيز به عنوان شخصيتى شجاع و ممتاز، نامبردار بود. چنان كه وقتى در روز عـاشـورا، عبداللّه بن عمير كلبى به مصاف ((سالم )) و ((يسار)) دو غلام عبيداللّه و پدرش زياد، رفت ، آن دو به وى گفتند: ((ما تو را نمى شناسيم . بگذار زهير بن قين يا حبيب بن مظاهر و يا... به جنگ ما بيايد.))(648)
    از صـحـنـه هـاى يـادكـردنـى پـيكار زهير در روز عاشورا، يكى آن جاست كه وقتى شمر و شـمـارى ديـگر از دشمنان به خيمه هاى امام حسين (ع ) هجوم آورده قصد آتش زدن خيمه ها را داشتند، وى به كمك ده نفر ديگر از اصحاب امام (ع ) به مقابله آنها شتافته پس ‍ از كشتن يكى از مهاجمان ، آنان را از خيمه ها دور كردند.(649)
    زُهـَير و حُرّ، ساعتى از روز عاشورا، به كمك هم جنگ نمايانى كردند، و هرگاه يكى از آن دو، بر دشمن مى تاخت ، اگر به محاصره مى افتاد، ديگرى او را نجات مى داد. تا اين كه حر به شهادت رسيد.(650)
    ظـهـر عـاشـورا، زهير و سعيد بن عبداللّه حنفى جان خويش را سپر كردند، تا امام حسين (ع ) هـمـراه جـمعى از يارانش ، نماز خوف به جاى آوردند.(651) پس از اقامه نماز، حمله دشمن شدّت يافت . زهير و اندك ياران باقى مانده امام (ع ) با تمام توان به دفاع از آن حضرت و اهل بيتش پرداختند. زهير هنگام نبرد اين گونه رجز مى خواند:
    اَنَا زُهَيْرٌ وَاَنَا ابْنُ الْقَيْنِ
    اَذُودُكُمْ بِالسّيْفِ عَنْ حُسَيْنِ(652)
    من زهيرم ، فرزند قين ؛ شما را با شمشير از حسين (ع ) دور مى كنم .
    گاهى نيز به عنوان مژده و بشارت ، خطاب به امام (ع ) اين گونه مى سرود:
    اَلْيَوْمَ نَلْقَى جَدَّكَ النَّبيَّا
    وَحَسَنا وَالْمُرتَضَى عَلِيَّا
    وَذَا الْجَنَاحَيْنِ الْفَتَى الْكَمِيَّا(653)
    ((امـروز جـدّ تـو را ديـدار مـى كنيم ، و نيز حسن (ع ) و على مرتضى (ع ) و ذوالجناحين ، آن جوانمرد شجاع [ جعفر طيّار] را.))
    زهـيـر پـس از نبردهاى دليرانه و كم نظير و كشتن حدود 120 نفر از دشمن ، سرانجام به وسيله ((كثير بن عبداللّه شعبى )) و ((مهاجر بن اوس )) به شهادت رسيد.(654) امام حـسـيـن (ع ) دربـاره او فـرمـود: ((خـداى مـتـعـال تـو را دور نـگـردانـد و قـاتـل تـو را لعـنـت كـنـد، هـمـانـنـد لَعـْنِ كـسـانـى كـه آنـهـا را بـه صورت ميمون و خوك درآورد.))(655)
    پـس از شـهادت زهير، همسرش به غلام او گفت : برو مولايت را كفن كن . غلام گويد: وقتى آمـدم ، حـسـيـن (ع ) را بـى كـفـن مـشاهده كردم . با خود گفتم : مولايم را كفن كنم و حسين 7 را واگـذارم ؟ آن گـاه حسين (ع ) را كفن پوشانده برگشتم . وقتى قصه را براى همسر زهير بازگفتم ، مرا آفرين گفته كفنى ديگر داد و گفت : برو مولايت را كفن كن ، و من چنين كردم .(656)
    در زيـارت مـنـسـوب بـه نـاحـيـه مـقـدسـه ، از وفـادارى و ايـثـار زهـيـر ايـن گـونـه تجليل شده است : اَلسَّلامُ عَلى زُهَيْرِ بْنِ الْقَيْنِ الْبَجَلِىِّ، اَلْقائِلِ لِلْحُسَيْنِ وَقَدْ اَذِنَ لَهُ فِي الاِنْصِرافِ: لا وَاللّهِ لايَكُونُ ذ لِكَ اَبَدا، اَتْرُكُ ابْنَ رَسُولِ اللّهِ اَسيرا فِي يَدِ الاَ عْداءِ وَاَنْجُو! لا اَرانِيَ اللّهُ ذلِكَ الْيَوْمَ.(657)
    سلام بر زهير بن قين بَجَلىّ، كسى كه وقتى امام حسين (ع ) به او اجازه بازگشت داد، به حـضـرت عـرض كـرد: بـه خـدا سـوگـنـد، نـه ، هـرگـز چـنـيـن نـخـواهـد شـد. آيـا فرزند رسول خدا(ص ) را اسير در دست دشمنان رها كرده ، خود را نجات دهم ؟ خدا آن روز را به من ننمايد.

    زياد بن شعثاء - ابوالشعثاء كندى

    زياد بن عريب صائدى - ابوعمره ، زيد بن عريب

    زياد بن مصاهر كندى - ابوالشعثاء كندى

    زياد بن مهاجر - ابوالشعثاء كندى

    زياد بن مضاهر كندى - ابوالشعثاء كندى

    زياد بن مهاصر - ابوالشعثاء كندى

    زيد بن ثبيت قيسى - يزيد بن ثبيط عبدى
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #70
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    زيد بن حسين (ع )
    آگاهى ما درباره زيد بن حسين (ع ) به ((مناقب )) و چند منبع متاءخر، منحصر است ؛
    كـه از او به عنوان فرزند امام حسين (ع ) و شهيد كربلا نام برده اند.(658) ديگر مـنـابـع رجـال ، تـاريـخ و انـسـاب از وى يـاد نـكـرده انـد. يـكـى از رجال شناسان معاصر، پس از نقل آنچه در مناقب آمده درباره وجود چنين فرزندى براى امام حسين (ع ) ترديد روا داشته است .(659)

    زيد [سَعيد] بن كَرْدَم
    از زيـد [ سـعـيـد] بـن كـَرْدَم ، در مـنابع رجالى و تاريخى ، نام و نشانى نيست . فقط ابن عـسـاكر، ضمن شرح حال ((عبدالرحمن بن اسماعيل بن على بن سعيد بن كَرْدَم )) مى نويسد: ((شنيده ام كه نياى او به نام سعيد، معروف به زيد بن كَرْدَم ، همراه حسين (ع ) كشته شده است .))(660)

    زيد بن مَعْقِل
    شـيـخ طـوسى و ابن شهرآشوب ، بى آن كه بر شهادت وى همراه امام حسين (ع ) تصريح كـنـنـد، او را از اصـحـاب آن حـضـرت شـمـرده انـد.(661) يـكـى از رجـال شـنـاسـان مـتـاءخـّر، پـس ‍ از نـقـل كـلام شـيـخ طـوسـى ، زيـد بـن معقل را به حَسَب ظاهر، امامى ، ولى مجهول الحال ، مى داند.(662)
    تنها نشان شهادت وى در روز عاشورا، سلامى است كه در زيارت منسوب به ناحيه مقدسه بر او فرستاده شده است : ((اَلسَّلامُ عَلى زَيْد بن مَعْقِلِ الْجُعفِىِّ))(663)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 7 از 18 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •