۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩
صفحه 8 از 18 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 171
  1. #71
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    سالِم بن عَمرو
    وى در منابع نخستين رجال و تاريخ نام و نشانى ندارد. تنها در زيارت منسوب به ناحيه مقدّسه (664) و برخى كتاب هاى رجال شناسى و تاريخى متاءخّر از وى به عنوان شـهـيـد كـربـلا يـاد شـده اسـت .(665) مـرحـوم مـامـقـانـى ـ بـدون ذكـر سـند ـ شرح حـال او را چـنـيـن آورده اسـت : ((سـيـره نويسان گفته اند كه او از اهالى كوفه و شيعه اى شـجـاع بـود. در قـيام حضرت مسلم بن عقيل (ع ) شركت داشت ؛ و پس از شهادت وى دستگير شـد، ولى مـوفق به فرار گرديد. مدتى بين قبيله اش پنهان زيست . آن گاه كه از ورود امـام حـسـيـن (ع ) بـه سـرزمـيـن كـربـلا خـبر يافت ، همراه جمعى از افراد قبيله به سپاه آن حضرت پيوست ؛ و همچنان در خدمت امام (ع ) بود، تا اين كه روز عاشورا به فيض شهادت نايل آمد.(666)

    سالم مولى بنى مدينه كلبى
    سـالم فـرزنـد عـمـرو بن عبداللّه بن ثابت بن نعمان بن امية بن امرؤ القيس بن ثعلبه ، غـلام بـنـى مـديـنه كلبى است .(667) او سواركار(668) و از شيعيان شجاع كـوفـه بـود.(669) هـنـگـام ورود حضرت مسلم (ع ) به كوفه با ايشان بيعت كرد، ولى پس از تنها ماندن آن بزرگوار، او و جمعى ديگر از شيعيان كوفه توسط كثير بن شـهـاب دسـتـگير شدند. امّا سالم متوارى و در ميان طايفه خود مخفى شد. چون خبر ورود امام حسين (ع ) به كربلا را شنيد، به يارى سيّدالشهدا(ع ) و يارانش شتافت (670) و در روز عـاشـورا در جـمـع بـرادران شـهـيدش جاى گرفت .(671) برخى از مورّخان معاصر، به نقل از ابن شهرآشوب ، وى را از شهيدان حمله نخست دانسته اند.(672)
    در زيارت منسوب به ناحيه مقدّسه امام (ع ) از او چنين ياد شده است :
    السلام على سالم مولى ابن المدينة الكلبى (673)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #72
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    سالم مولى عامر بن مسلم
    وى از شـهيدان والامقام كربلا است ،(674) كه همراه مولايش ، عامر بن مسلم ، و جمعى از شـيـعـيـان بـصـره بـه يـارى امـام حـسـين (ع ) شتافت . در مكّه به جمع ياران آن حضرت پـيـوسـت و بـا آنها به كربلا آمد، و روز عاشورا در هنگامه نبرد به درجه رفيع شهادت نـايـل گـرديـد.(675) وى در زيـارت منسوب به ناحيه مقدسه نيز ياد و نامى دارد: ((اَلسَّلامُ عَلى سالِم مَولَى عامِرِ بْنِ مُسْلِمٍ))(676)

    سَعْد بن بِشْر بن عُمَر حَضْرَمىّ
    وى در منابع معتبر رجال و تاريخ نام و نشانى ندارد. تنها در كتاب ((ناسخ التواريخ )) از او به عنوان شهيد كربلا ياد شده است ؛(677) و شمارى از نويسندگان معاصر نيز گفتار ناسخ التواريخ را درباره وى تكرار كرده اند.(678)

    سعد بن حارث انصارى
    برخى پدرش را حرث گفته اند (ابصارالعين ، ص 159).
    سـعد و [ ابو] الحَتُوف از شهداى نيك فرجام كربلايند. اين دو برادر كه بر مذهب خوارج (679) بـودنـد، بـا لشـكـريـان عمر سعد، از كوفه به كربلا آمدند. بعد از ظهر عـاشـورا، بـا شـنـيـدن نـداى اسـتـغـاثـه امـام حـسـيـن (ع ) و صداى گريه كودكان و زنان اهـل بـيـت (ع )، هـدايـت الهـى نـصـيب آنان گرديد، از گمراهى نجات يافته ، به يارى حقّ شـتـافـتـنـد و بـا دشـمـنان امام (ع ) به جنگ برخاستند. اين دو، پس از كشتن ومجروح كردن جمعى از افراد دشمن ، خود نيز به شهادت رسيدند.(680)
    مـحـقـّق شـوشـتـرى ، پـس از نـقـل پـاره اى از مـطـالب پـيـش گـفـتـه ، از كـتـاب ((تـنـقـيح المقال ))، به نقد آن پرداخته مى نويسد: مؤ لف (مامقانى ) سند گفته هايش را نياورده است ؛ و از ايـن گـذشـتـه ، هـمـراهـى كـسـى كـه مـذهـب خـوارج دارد، بـا ابـن سـعـد، نـامـعقول است . زيرا خوارج ، حتّى در جنگ با كافران ، به ستمگران كمك نمى كردند؛ تا چـه رسـد در جـنـگ با امام حسين (ع ). همچنين ، كسانى كه شعارشان ((لا حُكْمَ اِلاّ لِلّهِ)) بوده چـگـونـه مـمـكن است حسين بن على (ع ) را يارى داده باشند، با اين كه مى دانستند او همانند پـدرش ، تـحـكـيـم بـه كـتاب خدا را جايز مى شمارد. محقق نام برده ، در پايان نتيجه مى گيرد كه وجود چنين اصحابى براى امام حسين (ع ) نامعلوم است .(681)
    در پـاسـخ ايـن مـحـقـق بـزرگـوار مـمـكـن اسـت گـفـتـه شـود: گـرچـه مـؤ لف تـنـقـيـح المـقـال مـسـتـنـداتـش را ذكـر نـكـرده اسـت ؛ ولى ايـن بـه مـعـنـاى مـوجـود نـبـودن آنـها نيست .(682)
    امـا بيرون آمدن خارجى مذهب با ابن سعد، ممكن است نه از روى اختيار و آزادى ، بلكه براى رهـايـى از مـجـازات حكومت وقت بوده باشد. زيرا به گواهى تاريخ ، هر كس كه به جنگ امـام حـسـيـن (ع ) نـمـى رفـت ، مـجـازات هـايـى بـس سـنـگـيـن ، نـظـيـر اعـدام در انـتـظـارش ‍ بود.(683)
    دربـاره پـيـوسـتن اين دو برادر به اردوگاه حسينى و جنگيدن با دشمنان آن حضرت ، نيز مـى تـوان گـفـت كـه بـا تـوجّه به حضور نامبردگان در صحنه كربلا و مشاهده مظلوميّت اهل بيت (ع ) و قساوت هاى سپاه دشمن ، چنين امرى بعيد نيست . همان گونه كه براى ((حُرّ)) پيش آمد.
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #73
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    سعد بن حرث خزاعى
    برخى وى را سعد خزاعى گفته اند (ياران پايدار، ص 75).
    براى ((سعد)) در مآخذ كهن ، به عنوان صحابى امام حسين (ع ) و شهيد كربلا نام و نشانى ذكـر نـشـده اسـت . تـنـهـا شـمـارى از عـالمـان مـتـاءخـّر، در شـرح حـال او بـه عـنـوان صـحـابى امام حسين (ع ) و شهيد كربلا، اين گونه آورده اند: سعد بن حـرث خـزاعى محضر رسول خدا(ص ) را درك كرده بود. اميرالمؤ منين (ع ) او را به رياست شرطه (شهربانى ) كوفه و زمانى به استاندارى آذربايجان منصوب فرمودند. پس از شـهـادت آن حـضرت ((سعد)) از ياران امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) گرديد. با آغاز نهضت حـسـيـنـى ، بـا آن حـضـرت بـه مـكـه و از آنجا به كربلا آمد و در پيكار روز عاشورا به شهادت رسيد.(684)
    محقق شوشترى ، پس از نقل سخنان مرحوم مامقانى درباره ((سعد)) به نقد آن پرداخته ، مى نـويـسد: مؤ لف مستند گفته هايش را نياورده است . [ از سوى ديگر] چگونه ممكن است كسى هـم از قبيله خُزاعه ـ با اصالت عربى ـ و هم از موالى باشد؟ ديگر اين كه ، چنان چه اين شـخـص از صـحـابـه رسـول خـدا(ص ) بـوده اسـت ، چـرا كـتـاب هـاى مـربـوط بـه شـرح حـال صـحـابـه ، از او نـام نـبـرده انـد؟ بـنـابـرايـن اصل وجود و نيز آنچه درباره اش گفته مى شود، نامعلوم است .(685)

    سعد بن حرث انصارى - سعد بن حارث انصارى

    سعد بن حنظله تميمى
    برخى نام وى را سعيد نيز گفته اند. (روضة الصفا، ج 3، ص 154).
    درباره ((سعد)) آگاهى چندانى در دست نيست . جز اين كه مى دانيم ، از ياران امام حسين (ع ) و شهداى كربلا است ؛ و روز عاشورا، هنگام نبرد، اين گونه رجز مى خواند:
    صَبْرا عَلَى الا سيافِ وَالا سِنّه
    صَبْرا عَلَيْها لِدُخُولِ الْجَنَّه
    وَحُورِ عينٍ ناعِماتٍ هنَّه
    يا نَفْسُ لِلرَّاحةِ فاجْهَدَنَّه
    وَفى طِلابِ الْخَيْر فَارغَبَنَّه (686)
    در بـرابـر شـمـشـيرها و نيزه ها، صبر بايد كرد. صبر بر آنها براى ورود به بهشت و رسـيـدن به حوريان سيمين پيكر. اى نفس براى آسايش ابدى بكوش و در طلب خير شايق باش .
    ((سـعـد))، پـس از پـيـكـارى سـخـت و جـانـانـه ، بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل آمد.(687)

    سعد بن عبداللّه
    وى غـلام عـمـر (عـمرو) بن خالد اسدى صيداوى و از شهيدان كربلاست .(688) شيخ طوسى او را در شمار اصحاب امام حسين (ع ) ذكر كرده است .(689)
    وى فـردى بـزرگـوار، بلندهمت و شريف بود.(690) در كوفه زندگى مى كرد و پـس از شـهـادت مسلم بن عقيل (ع ) همراه مولايش و چند نفر ديگر از شيعيان براى يارى امام حسين (ع ) از كوفه خارج شد و در ((عذيب الهجانات ))(691) به آن حضرت پيوست . در آن هنگام ، كاروان امام (ع ) در محاصره لشكر حرّ قرار داشت . حرّ خواست مانع پيوستن ايـنـان بـه حـسـيـن (ع ) شـود، امـا بـا حـمـايـت قاطعانه امام از آنها، از تصميم خود منصرف شد.(692)
    سـعـد و همراهانش روز عاشورا، در آغاز كارزار به دشمن حمله بردند و در جريان نبرد، در محاصره آنان قرار گرفتند. حضرت عباس (ع ) به ياريشان شتافت و آنان را، كه مجروح بـودند، از محاصره رهانيد. هنوز به خيمه ها نرسيده بودند كه دشمن بار ديگر به آنها نـزديـك شـد. آنـان نـيـز وارد جـنـگ شـدنـد و در ادامـه نـبـرد هـمـگـى در يـك جـا بـه شهادت رسـيـدنـد.(693) پـس از شـهـادت سعد و همراهانش ، امام حسين (ع ) چندين بار براى آنان طلب رحمت كرد.(694)
    در زيارت ناحيه نام غلام عمر بن خالد صيداوى ، سعيد ذكر شده و چنين آمده است :
    ((اَلسَّلامُ عَلى عُمَرَ بْنِ خالِدِ الصِّيْداوى ، اَلسَّلامُ عَلى سَعيد مَوْلاهُ))(695)
    سلام بر عمر بن خالد صيداوى ، سلام بر سعيد غلام او.
    ولى در زيارت رجبيّه از سعيد به عنوان غلام عمرو بن خلف ياد شده است :
    ((اَلسَّلامُ عَلى عَمروِ بْنِ خَلَفٍ(696) و سَعيد مَوْلاهُ))(697)
    سلام بر عمرو بن خلف و غلام او سعيد.

    سعد بن عبداللّه حنفى - سعيد بن عبداللّه حنفى

    سعد خزاعى - سعد بن حرث

    سعيد - سعد بن عبداللّه

    سعيد غلام عمرو بن خلف - سعد بن عبداللّه

    سعيد مولى عمر بن خالد صيداوى - سعد بن عبداللّه

    سعيد بن حنظله تميمى - سعد بن حنظله تميمى
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #74
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    سعيد بن عبداللّه حنفى
    بـرخـى نـام وى را سـعـد گـفـتـه انـد (لهـوف ، ص 153؛ اقبال ، ج 3، ص 77).
    سعيد از شهداى والامقام كربلا است .(698) تاريخ ، نخستين موضع گيرى سياسى او را در مـاجـراى صـلح امـام حـسـن (ع ) و مـعـاويـه بـه ثـبـت رسانده است . با اين كه نظر شخصى وى مخالفت با صلح بود، امّا پس از گفت وگو و مشورت با امام حسين (ع )، قرار صلح را پذيرفت .(699)
    بـا شـروع نـهـضـت مـبـارك و انـسـان ساز حسينى ، سعيد فعّالانه در آن شركت جُست . او از آخـريـن فـرسـتـادگـان مـردم كـوفـه براى دعوت از امام حسين (ع ) بود.(700) به نـقـل بـرخـى از مـورخـان ، امـام (ع ) پـاسـخ نـامـه كـوفـيـان را بـه وسـيـله سـعـيـد ارسال داشت .(701)
    بـا ورود مـسـلم بـن عـقـيـل (ع ) ـ سـفـيـر و نماينده امام حسين (ع ) ـ به كوفه ، شاهد حضور صـادقـانه او در كنار مسلم هستيم . در جلسه اى از اهالى كوفه ، كه ((عابس )) و ((حبيب )) بـه حـمـايـت از ((مـسـلم )) سـخـن گـفـتـنـد، سـعـيـد نـيـز حـمـايـت كـامـل و بـى دريـغ خود را از ((مسلم )) ابراز داشت .(702) به نوشته ((سماوى ))، سعيد در ماءموريتى از سوى ((مسلم ))، نامه اى را به محضر امام حسين (ع ) آورد و از آن پس ، پيوسته در خدمت امام (ع ) بود.(703)
    شـب عـاشـورا، هنگامى كه امام حسين (ع ) به همراهانش اجازه بازگشت داد، سعيد با گفتارى حـمـاسـى و شـورانگيز وفادارى خود را اين گونه ابراز داشت : ((به خدا سوگند تو را وانـگـذاريـم ، تـا خـدا بـدانـد كه ما در غياب پيامبرش ، حق و حرمت او را درباره تو پاس ‍ داشته ايم . سوگند به خدا، اگر بدانم كه كشته مى شوم ، سپس زنده مى شوم و آن گاه سـوزانـده شده خاكسترم بر باد مى رود؛ و هفتاد بار با من چنين مى شود، از تو جدا نگردم تـا پـيـش روى تو مرگ را ديدار كنم ؛ و چگونه چنين نكنم ؟ با اين كه اين يك كشته شدن است و در پى آن كرامتى كه هرگز پايان نپذيرد.(704)
    ظهر عاشورا سعيد به اتفاق زُهير بن قَين ، در برابر امام (ع ) جان خويش را سپر كردند، تـا آن حـضـرت و جـمعى از اصحاب نماز خوف را به جماعت خواندند.(705) بعد از اقـامـه نـمـاز، كه جنگ شدت يافته بود، سعيد همچنان براى پاسدارى از وجود شريف امام حـسـين (ع ) خود را در معرض تيرهاى دشمن قرار مى داد تا آن كه از فراوانى جراحات بر زمين افتاد؛(706) در حالى كه با خود اين گونه زمزمه مى كرد:
    ((پـرودگـارا بـر آنـان [ سـپـاه دشـمـن ] لعـنـت فـرسـت ، هـمـانـنـد لعـنـت بـر عاد و ثمود. پـروردگارا سلام مرا به پيامبرت برسان ، و آنچه كه من از درد و سوزش زخم ها كشيدم ، بـه او ابـلاغ فـرمـا، كـه هـمانا من در پى پاداش تو، در راه يارى فرزندان پيامبرت ، بودم )). آن گاه روح بلندش به ملكوت اعلى پيوست . در پيكر شريفش به جز زخم هاى شمشير و نيزه ، سيزده زخم تير يافتند.(707)
    بـه گـفـتـه بـرخى منابع ، سعيد پيش از شهادت رو به امام حسين (ع ) كرد و پرسيد: اى فـرزند رسول خدا(ص ) آيا [ به پيمانم ] وفا كردم ؟ امام فرمود: آرى ، تو پيشاپيش من در بهشت هستى .(708)
    امـا بـنـابـر آنـچـه كـه در پاره اى مآخذ آمده است ، شهادت سعيد، در پى حمله وى به سپاه دشـمـن و پيكار در ميدان نبرد اتفاق افتاده است . همين مآخذ گفته اند كه او هنگام كارزار اين گونه رجز مى خواند:
    اَقْدِمْ حُسَيْنُ اليَوْمَ تَلْقَ اءحْمَدا
    وَشَيْخَكَ الْخَيْر عَلِيّا ذَا النَّدى
    وَحَسَنا كَالْبَدْرِ وَافَى الا سْعُدا(709)
    اى حـسـيـن [ (ع )]، پيش آى كه امروز [ جدّت ] احمد(ص ) را ديدار مى كنى ، و على [ (ع )] آن پـدر و راهـبـر بـزرگوار و بخشنده ات را، و نيز حسن [ (ع )] را كه مانند بدرِ رخشان و از ستارگان برتر بود.
    در فـرازى از زيـارت مـنـسـوب بـه نـاحـيه مقدسه ، شرح حماسه ، ايثار و اخلاص سعيد، ستوده شده و مورد تحسين و تقدير قرار گرفته است .(710)

    سعيد بن عقيل
    آن دسته از منابع كهن كه فرزندان عقيل و شهيدان اين خاندان را برشمرده اند، از شهادت سـعـيـد بـن عـقـيـل سـخـنـى بـه مـيـان نـيـاورده انـد.(711) تـنـهـا فـاضـل دربـنـدى در كـتـاب ((جـواهـرالايـقـان )) آورده اسـت : ((... سـعـيـد بـن عـقـيـل ، بـرادر مـسلم ـ سلام اللّه عليهم ـ قدم به ميدان گذاشت . پس حمله كرد بر آن كفّار. گاه حمله بر ميمنه آنها مى كرد و گاه بر ميسره آنها، و مقاتله شديده كرد، تا آن كه هفتاد فـارِس از آنـهـا بـه درك فرستاد. پس در وقت مشغول شدنش به مجاهده ، تيرى رسيد به حـلق شـريـفـش ، او را ذبـح نـمـود و بـه درجـه شـهـادت رسـيـد. رحـمـه اللّه تـعـالى .))(712) مؤ لف نام برده ، همين معنا را در اثر ديگرش ، ((اسرارالشهادة ))، تكرار كرده است .(713)

    سفيان بن مالك عبدى - سيف بن مالك عبدى
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #75
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    سَلْم بن عمرو
    مـورّخـان پيشين و اخير نامى از او نبرده اند. تنها عمادزاده درباره وى مى گويد: ((سلم بن عمرو، از مستخدمين حضرت حسين (ع ) بود [ و] در مبارزه كشته شد.))(714)

    سلمان - سليمان (غلام امام حسين (ع ))


    سلمان بن مضارب
    در بـرخـى از مـنـابـع مـتـاءخـر نام وى را سليمان گفته اند (آرامگاه هاى خاندان پاك ، ص 234).
    او از شـهـداى كـربـلا اسـت (715) كـه در سال شصت هجرى ، همراه پسرعمويش ‍ زهير بن قين به حج مشرف شدند. هنگام بازگشت ، وقـتـى زهـير به كاروان امام حسين (ع ) پيوست ، سلمان نيز چنين كرد، و سرانجام در پيكار عصر عاشورا به شهادت رسيد.(716)

    سليمان بن رزين - سليمان غلام امام حسين (ع )

    سليمان ، (غلام امام حسين (ع ))

    سـليـمـان فـرزند رزين (717) از مواليان امام حسين (ع ) و بنابر نقلى امام حسن (ع )(718) و از شـهـداى نـهـضـت حسينى است .(719) نامش سلمان (720) و سـليـم (721) نـيـز آمـده اسـت . در بـرخـى مـنـابـع ((ابـورزيـن )) بـه عـنوان كنيه او(722) و در برخى ديگر به عنوان كنيه پدرش (723) آورده شده است .
    از ظاهر كلام شيخ طوسى و برخى ديگر چنين برمى آيد كه سليمان در كربلا، همراه امام حـسـيـن (ع ) بـه شـهـادت رسـيـده است .(724) اما شمارى از مورخان شهادت او را در بصره دانسته اند. بدين گونه كه امام حسين (ع ) از مكه ، به وسيله ((سليمان )) نامه اى خـطـاب بـه بـزرگان بصره فرستاد و آنان را به كتاب خدا و احياى سنت پيامبر(ص ) و مبارزه با بدعت هاى رواج يافته در جامعه فراخواند. همه دريافت كنندگان ، نامه امام (ع ) را پـنـهـان داشـتـند، مگر منذر بن جارود ـ كه دخترش همسر عبيداللّه زياد بود ـ كه ترسيد نـامـه دسيسه اى از جانب ابن زياد باشد. لذا نامه و پيك را نزد ابن زياد آورد. او نيز پس از آگـاهـى از مـحـتـواى نـامـه بـى درنـگ دسـتـور داد آورنـده نـامـه را بـه قـتـل بـرسـانـنـد.(725) سـليـمـان بـن عـوف حـضـرمـى ايـن دسـتـور را اجـرا كـرد.(726) در زيـارت مـنـسـوب بـه نـاحـيـه مـقـدسـه بر سليمان اين گونه درود فرستاده شده است :
    اَلسَّلامُ عـَلى سـُلَيـمـانَ مَوْلَى الْحُسَينِ بْنِ اءميرِالمؤ منينَ وَلَعَنَ اللّهُ قاتِلَهُ سُلَيمانَ بْنَ عَوْفِ الْحَضْرَمِىّ.(727)


    سليمان بن اءبى رزين - سليمان (غلام امام حسين (ع ))
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #76
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    سليمان بن ربيعة
    در مـنـابـع كـهـن و جـديـد يـاد و نـامـى نـدارد. تـنـهـا ((فـضـيـل بـن زبير)) در رساله ((تسمية من قتل مع الحسين (ع )))، نام او را در رديف شهداى كربلا، از قبيله بنى اسد بن خزيمة آورده است .(728)


    سليمان بن سليمان اَزْدى
    مورّخان و رجال نويسان درباره احوال زندگانى وى سخنى نگفته اند؛ و تنها به ذكر نام او در شـمـار شهيدان كربلا بسنده كرده اند.(729) در زيارت رجبيه از وى چنين ياد شده است :
    اَلسَّلامُ عَلى سلَيمان بنِ سليمان الازدى .(730)
    سليمان بن عون حضرمى - سليمان بن عوف حضرمى

    سليمان بن عوف حَضْرَمى
    منسوب به حَضْرَ موت ، از دورترين نقاط يمن (الانساب ، سمعانى ، ج 2، ص 230).
    تـنـهـا جـايـى كـه سـليمان بن عوف حَضْرَمى را در زمره شهيدان كربلا قلمداد كرده است ، زيارت رجبيّه مى باشد كه در آن مى خوانيم :
    السلامُ على سليمانَ بن عوفِ ـ عون ـ الحضرمى .(731)

    سليمان بن كثير
    در هيچ يك از منابع كهن ، نامى از او به ميان نيامده ،(732) تنها در زيارت رجبيّه از وى به اين نام ياد شده است : ((السلام على سليمانَ بن كثير.))(733)
    شـيخ محمّد مهدى شمس الدين بدون ذكر دليل درباره اش مى گويد: اسلم بن كثير اَزْدى در زيـارت نـاحـيه و سليمان بن كثير در [ زيارت ] رجبيّه همان مسلم بن كثير اَزْدى اعرجى است كه در روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسيد.(734)

    سليمان بن مضارب بجلى - سلمان بن مضارب

    سواد بن منعم - سوّار بن منعم همدانى

    سوّار بن اءبى حمير همدانى - سوّار بن منعم همدانى

    سوّار بن ابى خمير - سوّار بن منعم همدانى

    سوّار بن اءبى صمير همدانى - سوّار بن منعم همدانى

    سوّار بن اءبى عمير همدانى - سوّار بن منعم همدانى

    سوّار بن حمير جابرى - سوّار بن منعم همدانى

    سوّار بن مُنْعم هَمْدانى
    نـام او در مـنـابـع مـعـتـبـر و زيـارت نـاحـيـه مـقـدسـه امـام (ع ) سـوّار اسـت . (رجـال طـوسـى ، ص 74؛ المـنـاقـب ، ابـن شـهـرآشـوب ، ج 4، ص 122؛ الاقـبـال ، ج 3، ص 80.) ولى برخى از متاءخرين با استناد به اين زيارت و به اشتباه ، او را سـواد نـامـيـده انـد. (عـاشـورا چـه روزيـسـت ص 255؛ زنـدگـانـى حـضـرت خـامـس آل عبا، ص 307) آيت اللّه خويى (ره ) سوّار بن منعم و سوّار بن ابى عمير را به عنوان دو تـن از شـهـيـدان كربلا قلمداد كرده (معجم رجال الحديث ، ج 8، ص 320 و 321) ولى به نـظـر مـى رسـد اين تعدّد ناشى از خطاى ناسخان يا اشتباه چاپى است ؛ و سوّار بن ابى عمير، همان سوّار بن منعم بن حابس بن نَهْم همدانى مى باشد. (ابصارالعين ، ص 80، مكتبة بـصـيـرتـى ؛ انـصارالحسين (ع )، ص 91، الدار الاسلامية ) به گفته مامقانى ، سوّار بن مـنـعـم كـه شـيـخ صدوق (ره ) از او روايت نقل كرده (من لا يحضره الفقيه ، ج 4، ص 226) فردى است مورد اعتماد و اطمينان . زيرا در وثاقت شهيدان كربلا هيچ گونه ترديدى وجود ندارد. (تنقيح المقال ، ج 2، ص 71) نام پدر سوّار را ابى حمير، ابى خمير، ابى صمير، ابـى خـيـر و حـمير نيز گفته اند. (الاقبال ، همانجا؛ بحارالانوار، ج 101، ص 273، چاپ ايران ؛ انساب الاشراف ، ج 3، ص 198، دارالتعارف ؛ تاريخ زندگانى امام حسين (ع )، عمادزاده ، ج 2، ص 656؛ تسميه من قتل مع الحسين (ع )، ش 103).
    سـوّار در كـوفـه مـى زيـسـت . در دوران صلح به امام حسين (ع ) پيوست و تا روز عاشورا همراه آن حضرت بود و در نبرد نخست به سپاه كوفه حمله كرد.(735) درباره زمان شـهـادتـش اخـتـلاف است . به باور برخى او در همان حمله به شهادت رسيد.(736) ولى برخى ديگر نوشته اند كه : ((سوّار بر اثر زخم و ضربه هاى سخت دشمن از اسب بـر زمـيـن افتاد و دستگير شد. عمرسعد فرمان به كشتن او داد. ولى عموزاده هايش ميانجى گـرى كـرده او را از مـرگ رهـانـيـدنـد. سـوّار مـدت شـش (737) تـا دوازده مـاه (738) نـزد آنـهـا مـانـده سـرانـجـام بـر اثـر جـراحـت هـاى وارده بـه شـهـادت رسيد.))(739) برخى ديگر نيز گفته اند استدعاى قبيله سوّار موجب آزادى وى نشد و او تا پايان عمر در زندان كوفه باقى بود.(740)
    زيـارت نـاحـيـه مـقدسه امام (ع ) گزارش مربوط به اسارت وى را تاءييد مى كند. در آن زيارت به عنوان اسير مجروح سلام داده شده است :
    ((السـلام عـلى الجريح الماءسُور سَوّارِ بْنِ اءبى حِمْيَرِ الْفَهْمى (741) الهَمْدانى .))(742)

    سويد بن اءبى مطاع - سويد بن عمرو
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #77
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    سُوَيْد بن عمرو
    مـورخـان و رجـال نويسان درباره او و پدرش نظرهاى متفاوت دارند. وى را سويد بن عمر، عـمرو بن مطاع جعفى ، سويد بن ابى مطاع و سويد بن عمير بن ابى مطاع انمارى خثعمى نـيـز نـامـيـده انـد ر.ك . (تـسـمـيـة مـن قـتـل مـع الحـسـيـن ، ش 58؛ رجـال طـوسـى ، ص 74؛ انـسـاب الاشراف ، ج 3، ص 204، دارالتعارف ؛ الملهوف ، ص 165؛ تـنـقـيح المقال ، ج 2، ص 72؛ مناقب ابن شهرآشوب ، ج 4، ص 111؛ مثيرالاحزان ، ص 67؛ ياران پايدار، ص 79.)
    سـُوَيـْد از قـبـيله خَثْعَم و از اعراب قحطانى است .(743) او مردى بزرگ ، شريف و شـجـاع بـود و بسيار نماز مى گزارد. وى ، آخرين يار باوفاى امام حسين (ع ) بود كه در روز عـاشـورا بـه مـيدان كارزار گام نهاد و آن قدر جنگيد كه از فزونى زخم ميان كشتگان بر زمين افتاد. تا آن كه شنيد، سپاهيان ابن زياد مى گويند: ((حسين كشته شد.)) سويد از شنيدن اين خبر شكيب از دست داد و با كاردى كه در اختيار داشت به دشمن حمله كرد. او لختى جنگيد و سرانجام به دست هانى بن ثبيت حضرمى (744) و به قولى به دست عروة يـا عـزرة بـن بـطـان تـغـلبـى و زيـد بـن رقـاد جـنـبـى (745) بـه شـهـادت رسيد.(746)
    رجز منسوب به وى چنين است :
    اَقْدِمَ حسينُ اليومَ تَلْقَى احمدا
    وشيخكَ الخير عَليا ذا النِدى
    وحسنا كالبدرٍ لاقى الا سْعُدا
    وعمّكَ القَرْمَ الهُمامَ الاَ رْشَدا
    حمزةَ ليث اللّه يُدْعى اسدا
    وذا الجناحين تَبَوَّا مَقْعَدا
    فى جَنّةِ الفردوسِ يَغلُو صُعُدا(747)
    پيش بيا اى حسين ! كه امروز در باغ بهشت ، پيامبر(ص ) و پدر نيكوكار و بخشنده ات را ملاقات مى كنى ؛ و حسن ماه سيما كه نيك بختان را ملاقات كرد و عموى بزرگوار شجاع و بـا سـخاوتت حمزه كه در راه حقيقت گام برداشت و شير خدا ناميده مى شود و جعفر طيّار كه مقامش بالا مى رود.


    سويد بن عمر - سويد بن عمرو

    سويد بن عمير - سويد بن عمرو

    سيف بن اءبى حارث - سيف بن حارث جابرى

    سيف بن اءبى حرث - سيف بن حارث جابرى

    سيف بن حارث جابرى
    سيف ، فرزند حارث بن سُرَيْع مى باشد. پدرش ، حَرْث ، اءبى حارث و اءبى حَرْث نيز نام دارد. در زيارت ناحيه مقدّسه به صورت ((شَبيب بن حارث )) آمده است . نسبت جابرى كـه بـه او داده شـده بـه جـابـر، تـيـره اى از قـبـيـله هـَمـْدان بـرمـى گـردد. ايـن قـبـيله در اصـل يـمـنـى بـوده و در كـوفـه مـى زيـسـتـه انـد. (الاشـتـقـاق ، ص 420؛ تـسـمـيـة مـن قـتـل مـع الحـسـيـن (ع )، ش 100؛ انـسـاب الاشراف ، ج 3، ص 198، دارالتعارف ؛ اسرار الشـهـادات ، ج 2، ص 347؛ مـثـيـرالاحـزان ، ص 66؛ اقبال الاعمال ، ج 3، ص 79؛ الانساب ، سمعانى ، ج 5، ص 647؛ انصارالحسين ، ص 92، الدار الاسلامية .)
    سـيـف بـن حـارث ، از يـاران جـوان سـيـّدالشهدا(ع ) بوده است ، برخى از متقدمان ؛ او را در شـمـار ياران امام على (ع ) نيز آورده اند.(748) وى پيش از آغاز جنگ در روز عاشورا بـا شـَبـيب ، از كوفه به كربلا آمد و به امام حسين (ع ) پيوست . هنگامى كه بسيارى از اصـحـاب كـشـتـه شده بودند و سپاه كوفه به خيمه گاه اباعبداللّه (ع ) نزديك مى شد، سيف با پسرعمو و برادر مادرى اش ، مالك بن عبد بن سُرَيْع جابرى با چشم اشكبار خدمت امام حسين (ع ) آمد و اجازه ميدان گرفت . امام (ع ) فرمود: اى برادرزادگانم چرا مى گرييد؟ امـيـدوارم به زودى از فرط شادى ديدگانتان روشن شود. گفتند: سوگند به خدا برخود نمى گرييم . بلكه گريه ما براى شما است كه دشمن شما را محاصره كرده و ما جز جان ، چيزى كه در راه شما تقديم كنيم نداريم . امام (ع ) بر ايشان دعاى خير كرد و فرمود: اى پسران برادر! براى علاقه و همدردى تان ، بهترين پاداش پرهيزكاران نصيبتان باد. در ايـن حـال حـنـظـلة بـن سـعـد بـه مـيـدان رفـت و دشـمـن را مـوعـظـه كـرد و در حـال نـبرد به فيض شهادت نايل گرديد. سيف و مالك در حالى كه متوجه امام (ع ) بودند بـه سـرعـت بـه سـوى دشـمـن رفـتـه و خـطـاب بـه امـام (ع ) گـفـتـنـد: اى پـسـر رسول خدا درود و رحمت الهى بر تو باد! امام (ع ) فرمود: بر شما نيز درود و رحمت الهى بـاد! آن گـاه هـر دو بـا مـواظـبـت از يـكـديـگـر جـنـگـيـدنـد و بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل گشتند.(749)
    در زيارت رجبيّه از سيف چنين ياد شده است :
    ((السلام على سيف بن الحارث ))(750)

    سيف بن حرث - سيف بن حارث جابرى

    سيف بن عبداللّه - سيف بن مالك عبدى
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #78
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    سيف بن مالك عبدى
    مـنـسـوب بـه عـبـدالقيس بن اءفعى بن ... ربيعة بن نزار (الانساب ، سمعانى ، ج 4، ص 135؛ تسمية من قتل مع الحسين (ع )، ش 48). برخى نام پدر وى را عبداللّه ذكر كرده اند. (مـنـتـهـى الا مال ، ج 1، ص 651). در زيارت رجبيّه از او با عنوان سفيان بن مالك ياد شده است . (اقبال الاعمال ، ج 3، ص 345.)
    او، از شـيـعـيـان پرشور بصره بود و به پايگاه شيعه در آن شهر، يعنى خانه ماريه ، دخـتـر سـعـد يـا منقذ عبدى (751) رفت و آمد داشت . هنگامى كه از حركت امام حسين (ع ) بـه سـوى عـراق آگـاه شـد بـا يـزيـد بـن ثـبـيط در اَبْطَح (752) به آن حضرت پـيـوسـت . وى هـمـراه امـام حـسـيـن (ع ) بـود و پـس از نـمـاز ظـهـر بـه قـولى قـبـل از ظـهـر(753) در نـبـرد نـخـسـتـيـن بـه فـيـض ‍ شـهـادت نايل گشت .(754) سلام و درود در زيارت ناحيه مقدسه امام (ع ) نيز شرافت وى را افزون كرده است :
    ((السلام على سَيْف بن مالك ))(755)


    سيف بن مالك نُمَيْرى
    مـحـمـّد مـهـدى شـمـس الديـن مـى گـويـد سيف بن مالك نميرى همان سيف بن مالك عبدى است . (انصارالحسين (ع )، ص ‍ 93، الدار الاسلامية .)
    از رجـال نـويـسـان و مورخان پيشين تنها ابن شهرآشوب درباره وى گفته است : ((سيف در روز عـاشـورا در نـبـرد نـخـسـتـيـن بـه فـيـض شـهـادت نـايـل گـشـت .))(756) در زيـارت ناحيه مقدسه امام (ع ) نيز بدون پسوند عبدى يا نُمَيْرى از سيف چنين ياد شده است :
    ((السلام على سَيْف بن مالك ))(757)

    شَبيب بن جَراد
    او شاعر بود و در جنگ قادسيه (سال چهارده هجرى ) حضور داشت .(758) به گفته بـرخـى از مـعـاصـريـن در مـيـدان هـاى جـنـگ بـه ويژه در جنگ صفين به دليرى نام بردار بود.(759)
    گـزارشـى كـه بـه صورت تلخيص در ذيل مى آيد با استناد به منابع اخير بود. و مآخذ كهن به جز الاصابة (760) از حضور وى در كربلا سخنى نگفته اند:
    شـبـيب ، از كوفيان براى امام حسين (ع ) بيعت گرفت و خود نيز از حضرت مسلم (ع ) حمايت كـرد. امـّا هـنـگـامـى كـه آن بـزرگـوار در نـهـايـت غربت به شهادت رسيد، شبيب به سپاه عـمـرسـعـد پـيـوسـت و تـا شـب (761) يـا عصر تاسوعا(762) در آنجا بود. هـنـگـامى كه شمر نامه عبيداللّه زياد را به عمرسعد داد و شبيب دانست كه راهى جز جنگ با امـام حـسـيـن (ع ) وجـود نـدارد. دگـرگـون شـد و در تـاريـكـى شب دهم خود را به اردوگاه ابـاعـبـداللّه الحـسـيـن (ع ) رسـانـد؛ و چـون از بـنـى كـلاب بـود بـه حـضـرت ابـوالفـضـل (ع ) و بـرادرانـش كـه بـا وى از طـرف مـادر هـم قـبـيـله بـودنـد روى آورد.(763) او در روز عـاشـورا در نـبـردِ نـخـسـتـيـن (764) و مقابل امام حسين (ع ) به شرف شهادت نايل گشت .(765)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #79
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    شبيب بن حارث
    ظـاهـرا وى هـمـان سـيـف بـن حـارث اسـت كـه بـر اثـر خـطـاى نـاسـخـان بـه شـبـيـب تبديل شده است . (انصارالحسين ، ص 92، الدار الاسلامية .)
    دربـاره تـاريـخ تولد و احوال زندگانى او اطلاعى در دست نيست . تنها در زيارت ناحيه مقدسه امام (ع ) از وى چنين ياد شده است :
    ((السلام على شَبيب بن حارث بن سَريع .))(766)


    شبيب بن عبداللّه نهشلى
    شـبـيـب از تـابـعـيـن و از يـاران اءمـيـرالمـؤ مـنـيـن (ع ) بـود و در جـنـگ هـاى جـمل ، صفّين و نهروان شركت داشت . بعد از شهادت آن حضرت به امام حسن (ع ) پيوست و در كنار آن بزرگوار بود.(767) در زمان امام حسين (ع ) وى جزء اصحاب آن حضرت بـه شـمـار مى آمد.(768) هنگامى كه امام (ع ) از مدينه به سوى مكّه و كربلا حركت كـرد او در كـنـار امـام بـود. در روز عـاشـورا در نـبـرد بـا دشـمـنـان در حـمـله اول (769) و قـبـل از ظـهـر(770) بـه شهادت رسيد.(771) در زيارت نـاحـيـه از وى چـنـيـن يـاد شـده اسـت : اَلسَّلامُ عـَلى شـَبـيـبِ بـْنِ عـَبـْدُ اللّه النَّهـْشـَلى .(772) بـه احـتـمـال زيـاد شـبـيـب بـن عـبـداللّه نـهـشلى با حبيب بن عبيداللّه نهشلى (فـرسـان الهـيـجـاء، ج 1، ص 86) حـبـيـب بـن عـبـداللّه نـهـشـلى (اقـبـال ، ج 3، ص ‍ 346) و ابـوعـمـرو نـهـشـلى (مـثـيـرالاحـزان ، ص 57) يـكى باشند اما دليل قطعى بر اتّحادشان وجود ندارد.

    شبيب غلام حارث
    حـارث بـن سـُرَيـْع هـمـدانـى جـابـرى ، منسوب به بنى جابر، تيره اى از همدان . (تنقيح المقال ، ج 2، ص 81؛ ذخيرة الدارين ، ص 252.)
    سـيـره نـويـسـان و مـقـتـل نـگـاران پـيـشين از وى نامى به ميان نياورده اند. تنها برخى از مـتـاءخـريـن ، وى را فـرزند عبداللّه بن شَكَل بن حى بن جدْيه و از اصحاب پيامبر(ص ) دانـسـتـه مـى نـويـسـنـد: ((شـَبـيـب از كـوفـيـان نـامـدار و بـا فضيلت بود كه در جنگ هاى جمل ،
    صفّين و نهروان شركت كرد و در ركاب امام على (ع ) شمشير زد.))(773)
    شـَبـيـب هـمـراه سـيـف بـن حـارث و مـالك بن عبداللّه (774) به كربلا آمد و در روز عـاشـورا به فيض شهادت نايل گشت . اين گروه از متاءخرين با استناد نادرست به مناقب ابـن شـهـرآشوب و زيارت ناحيه مقدسه امام (ع ) مى گويند: وى از شهيدان نبرد نخست در روز عاشورا مى باشد(775) و بر او چنين درود فرستاده شده است :
    ((السلام على شَبيب بن عبداللّه مولى ، حرث بن سريع .))(776)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #80
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩





    شُريح بن عبداللّه
    در مـنـابـع تـاريـخـى و رجـالى ، نـامـى از شـريـح بن عبداللّه به ميان نيامده است . ولى بـرخـى از مـتـاءخرين نوشته اند: ((بعد از وقاص بن مالك ، شريح بن عبداللّه روى به ميدان نهاد. داد رادمردى و مردانگى داد تا به درجه شهادت رسيد.))(777)


    شُريح بن عبيد
    تـنـهـا مـاءخـذى كـه شخصى به نام شريح بن عبيد را در زمره شهيدان كربلا قلمداد كرده اسـت . روضـة الشـهـدا مـى بـاشـد وى در اين باره مى نويسد: ((بعد از وقاص بن مالك ، شـريـح بـن عـبيد روى به ميدان نهاد و بر مركب تيزگامِ راه انجامِ زرين ستامِ سيمين لجام سـوار شـده بـه چـپ و راست مى تاخت و مرد را از بالش زين بر فرش زمين مى انداخت . ... نـاگـاه مـركـبش خطا كرد و آن صوابكار بر زمين افتاد جمعى گرد وى درآمده به زخم هاى مـتـوالى و ضـرب هـاى مـتـعـاقـب اعـضا و اجزاى مجتمعه وى را متفرق ساختند.))(778) احـتـمـال دارد وى بـا شـريـح بـن عـبـداللّه مـتـحـد بـاشـد ولى دليل قطعى بر آن در دست نيست .

    شريف بن حارث
    در مـيـان منابع كهن نامى از او ديده نمى شود. تنها برخى از متاءخرين وى را از ياران امام حـسـيـن (ع ) قـلمداد كرده و نوشته اند: در روز عاشورا پس از عبداللّه و عبدالرحمن غفارى ، شـريـف هـمـراه بـرادرش ، مـالك ، بـا دلى محزون و چشمى گريان به خدمت امام حسين (ع ) رسـيد. امام (ع ) به آنها فرمود: با اين كه شما از شجاعان روزگار هستيد چرا گريه مى كـنـيد؟ در پاسخ گفتند: چگونه نگرييم در حالى كه دشمن شما را محاصره كرده و ما نيز قـدرت دفـاع نـداريم . امام حسين (ع ) فرمود: خدا به شما جزاى خير دهد كه ما را يارى مى كـنـيـد؛ آن دو بـه مـيـدان شـتـافـتـنـد و در چند حمله ، هفتصد سواره [ ؟] از دشمن را به هلاكت رسـانـده و خـود نـيـز به فيض شهادت نائل گشتند.(779) در گزارشى آمده است : پس از شهادتشان ، دست هاى آنان را در ميدان ، قطعه قطعه و روى هم يافتند.(780)

    شعبة بن حنظله تميمى
    از احـوال زنـدگـانـى او جـز دوران حضور در كربلا اطلاعى در دست نيست و بنابر نسبتش (تميمى ) به احتمال از قبيله تميم مى باشد.(781)
    وى در روز عـاشـورا پـس از خـالد بـن عـمـرو اَزْدى بـه مـيـدان رفـت و رجـز ذيل را قرائت كرد:
    صَبْرا عَلى الا سيافِ وَالا سِنَّةِ
    صَبْرا عليها لِدخولِ الجنّةِ
    وَحورَعَيْنِ ناعماتٍ حَسَنة
    لِمَنْ يُريدُ الْفوزَ لا بالظِّنَّةِ
    يا نفسُ لِلراحَةِ فَاحْمِدَنْهُ
    وَفى طِلابِ الْخَيْرِ فَارْغَبَنَّهْ
    كـسـى كـه خـواهـان بـهـشـت ، حـوريـان نـازپرورده زيبا و رستگارى است بايد در برابر شـمـشـيـرها و نيزه ها بردبار باشد نه اين كه به تلاش اندك اكتفا كند. اى جان ! براى آسودگى و سلامتى سپاسگزارى كن و براى به دست آوردن خوبى راغب باش .
    پـس از درگـيـرى شـديـد بـا دشـمـن بـه درجـه رفـيـع شـهـادت نايل گشت .(782)

    شوذب بن عبداللّه همدانى
    مـلاحـسين واعظ كاشفى ، شوذب را غلام عابس از طايفه شاكر ناميده است . (روضة الشهدا، ص 306، كـتـابـفـروشـى الاسـلامية ) ولى برخى از معاصرين مى گويند چون شوذب از نـظـر مـقـام عـلمـى و مـعـنـوى بر عابس برترى دارد نمى توان وى را غلام ناميد. بلكه هم پيمان عابس و طايفه اش بوده است . (وسيلة الدارين ، ص 154؛ عاشورا چه روزيست ، ص 245؛ عنصر شجاعت ، ج 1، ص 130.)
    شوذب ، مردى عابد، مخلص (783) و از كسانى بود كه براى شيعيان كوفه از امام عـلى (ع )، حـديـث نـقـل مـى كرد.(784) او جنگجوى نام آورى بود كه در جنگ هاى سه گانه امام على (ع ) يعنى جمل ، صفين و نهروان شركت كرد.(785) اين يار باوفاى سـيـّدالشهدا(ع )(786) در كهنسالى عابس را از كوفه تا مكه براى رسانيدن نامه مسلم (ع ) به امام (ع ) همراهى كرد و با آن بزرگوار به كربلا آمد.(787) در روز عـاشـورا پـس از شهادت حنظلة بن سعد شبامى ،(788) عابس از شوذب پرسيد: چه فـكـرى در سـر دارى و چـه مـى خـواهـى بـكنى ؟ گفت : در كنار تو و براى يارى فرزند رسـول خدا(ص ) مى جنگم تا كشته شوم . گفت : اكنون كه چنين تصميمى دارى خدمت امام (ع ) بـرو... . شـوذب بـه حـضور امام (ع ) رسيد و پس از سلام و كسب اجازه از آن بزرگوار بـه مـيـدان شـتافت (789) و دلاورانه جنگيد و پس از به هلاكت رسانيدن گروهى از دشـمـن (790) خـود نـيـز بـه فـيـض بـزرگ شـهـادت نايل گشت .(791) قبر وى ، در مقبره جمعى شهيدان مى باشد.(792)
    در زيارت ناحيه مقدسه امام (ع ) و رجبيّه با دو عنوان از وى چنين ياد شده است :
    ((السلام على شوذب مولى شاكر.))
    ((سلام بر سويد مولى شاكر.))(793)
    ۩۩***۩پژوهشي پيرامون شهــــداي کربلا۩***۩۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 8 از 18 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •