آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    توجه حروف رمز کربلا در قرآن







    حروف رمز کربلا در قرآن




    طبق برخى تفاسیر، حروف رمزى كهیعص، (حروف مقطعه قرآن در اول سوره مریم)،اشاره به حوادث یا فضایل یا مسایلى دارد كه اهل بیت به علم آن آگاهند.از جمله تفسیرها و تأویل هاى این حروف،انطباق آن با حادثه كربلاست.

    در روایات است:
    حضرت زكریا نام ‏پنج تن آل عبا را از جبرئیل فرا گرفت و چون به نام امام حسین‏«ع‏» مى‏رسید،اندوهگین‏ مى‏شد و اشک در چشمش مى‏آمد،اما با نام هاى دیگر،اندوهش مى‏رفت.راز آن را ازخداوند پرسید.خداوند با«كهیعص‏» قصه آن را خبر داد.
    «كاف‏»،نام كربلاست،«ها»،كشته شدن عترت طاهره است، «یاء» یزید ستمگر، قاتل حسین‏«ع‏»است،«عین‏»عطش‏ حسین‏«ع‏»و«صاد»صبر و مقاومت اوست.
    زكریا سه روز در مصیبت‏حسین‏«ع‏»گریست‏و از خدا خواست كه فرزندى به او عطا كند و با محبت او،آزمایشش كند و آنگونه كه‏ محمد«ص‏»را در سوگ فرزندش به داغ نشاند،او را هم داغدار كند.خداوند، یحیى را به‏او عطا كرد.
    یحیى هم همچون حسین‏«ع‏» شش ماهه به دنیا آمد. (1) میان یحیى بن زكریا و حسین بن على شباهت هاى دیگر نیز وجود دارد.سر هر دو مظلومانه بریده شده و سر هر دو در طشت و طبقى پیش طاغوت زمانشان نهاده شد.


    تنظیم: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

    پی نوشت ها :

    1. تفسیر البرهان،ج 3،ص 3،بحار الانوار،ج 44،ص 223.آیات دیگرى نیز به شهادت امام حسین‏«ع‏»تاویل شده‏است. (ر.ك:بحار الانوار،ج 44،ص 217 باب‏«الایات الماولة لشهادته‏».)
    فرهنگ اصطلاحات عاشورا، جواد محدثی


    آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش

  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee فواید تأخیر جنگ از تاسوعا به عاشورا




    بسم رب الحسين

    فواید تأخیر جنگ از تاسوعا به عاشورا



    آنچه که از سیره و گفتار امام حسین علیه السلام از شب و روز عاشورا می توان استفاده کرد این است که:‏

    1 . اگر جنگ در شب عاشورا اتفاق می افتاد قطعا با توجه به آمادگی تسلیحاتی و جمعیتی که سپاه کوفه داشت ‏همه اصحاب و حتی کودکان و زنان (در همان لحظات ابتدایی درگیری) کشته می شدند و در صورت کشته شدن آنان ‏کسی باقی نمی ماند تا پیام شهدای کربلا را به دیگران برساند در نتیجه نهضت حسین بن علی علیه السلام در ‏بیابان کربلا دفن می شد و برای همیشه فراموش. دشمن نیز حادثه را آنگونه می خواست توجیه می کرد. ‏

    امام حسین علیه السلام برای اینکه بتواند امنیت زنان و کودکان را (تا حد امکان) تأمین کند از دشمن خواست که تا ‏صبح (فردا) جنگ را به تأخیر بیفتد.
    از همین رو در شب عاشورا دستور دادند اصحاب در پشت سر خیمه و همچنین ‏جانب راست و چپ خیمه خندق حفر کنند و نیز خار و خاشاک اطراف را جمع کرده و داخل خندق بریزند و صبح زود ‏نیز دستور داد که همه آنها را آتش بزنند تا دشمن نتواند وارد خیمه گاه شود. ‏

    2. اگر جنگ در نزدیکیهای شب عاشورا اتفاق می افتاد گردانندگان جرم و جنایت به دلیل تاریکی شب ‏هرگز شناخته نمی شدند و صبح فردا دشمن برای اینکه واقعه را لوث کند و خود را پاسخگوی جنایت ‏ها نداند قطعا آن را به گردن مشتی اراذل و اوباش می انداخت و گردانندگان اصلی خود را در پشت ‏واقعه پنهان می کردند. امام علیه السلام با تدبیر خویش جنگ را به صبح کشاند تا در روز روشن همه ‏جانیان در جلوی چشم بازماندگان شهدای کربلا و نیز جمعیت سی هزار نفر سپاه دشمن شناخته ‏گردند. ‏

    3. اگر تهاجم در شب عاشورا اتفاق می افتاد همه اهل کوفه ی حاضر در کربلا راهی جهنم می شدند ‏در حالی که در بین افراد سپاه دشمن کسانی بودند که زمینه هدایت و پیوستن به سپاه امام علیه ‏السلام را داشتند افرادی چون حربن یزید ریاحی و سی تن دیگر از سپاه عمر بن سعد. (در بعضی از ‏مقاتل نوشته اند شب عاشورا که لشکر ابن سعد آرامش خاطر و عبادت ابی عبدالله علیه السلام و یارانش را دیدند ‏مجذوب آنها شده و حدود سی و دو نفر همان شب از لشکر ابن سعد جدا شده و به یاران حسین صلوات الله علیه ‏پیوستند. (مقتل مقرم به نقل از لهوف)‏

    ‏4. اگر جنگ به صبح نمی کشید قطعا امام علیه السلام و یارانش در یک حمله غافلگیرانه بدون این که توانسته ‏باشند کمترین دفاعی از خود انجام دهند کشته می شدند و هرگز شجاعت و میزان قدرت دفاعی و تهاجمی آنان به ‏نمایش در نمی آمد و همچنین میزان ذلت و زبونی دشمن نیز هرگز شناخته نمی شد.

    امام علیه السلام با این ‏تقاضا فرصت به دست آورد و شب به توجیه اصحاب و نیز در آرایش نظامی آنان و تیز کردن سلاح پرداخت و هنگامی ‏که صبح طلوع کرد سپاه عظیم عمربن سعد خود را در برابر سپاه کوچکی دید که به اندازه یک سپاه عظیم آرایش ‏نظامی گرفته و دارای فرمانده میمنه و میسره و نیز پرچمدار ویژه بود و همین موجب تضعیف روحیه سپاه دشمن ‏شد، به گونه ای که تا عمربن سعد خود اقدام به پرتاب تیر نکرد، احدی به خود اجازه حمله نمی داد. و به هنگام ‏شروع جنگ نیز این سپاه امام بود که افراد دشمن را تار و مار کرد و به عقب راند.‏


    آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش

  4. #3
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : فواید تأخیر جنگ از تاسوعا به عاشورا




    ‏5 . اگر جنگ از شب به صبح نمی کشید قطعا اصحاب امام علیه السلام کشته می شدند و آنگاه آیندگان این چنین ‏قضاوت می کردند که اصحاب امام غافلگیر شده بودند(و فرصت فکر کردن را نداشتند که آیا در راه امام حسین جان ‏خود را فدا بکنند یا نه) و اگر مهلت می خواستند آنان می توانستند صبح زود از امام علیه السلام جدا شده و خود را ‏نجات دهند.
    پس امام علیه السلام از دشمن تقاضای مهلت کرد تا بتواند پیش از هر چیز اصحاب را توجیه کند و آنان ‏را در انتخاب، آزاد بگذارد.
    امام علیه السلام شب عاشورا اصحاب را جمع کرد و به آنان گفت: سپاه دشمن ‏با شخص من کار دارد و شما می توانید از تاریکی شب استفاده کنید و از کربلا خارج شوید. همین ‏جمله نورانی امام آن چنان اصحاب و یارانی ساخت که نه تنها احدی از آنان از امام علیه السلام جدا ‏نشدند بلکه روشنی چشم امام شدند و با شهادت خویش افتخار جاویدانی را نصیب خود کردند. 1

    ویژگی های یاران امام حسین علیه السلام



    در اینجا سؤال دیگری مطرح می شود و آن اینکه: اصحاب حسین بن علی علیه السلام چه ویژگی هایی داشتند که ‏امام علیه السلام در وصفشان فرمود: من اصحابی با وفاتر و نیکوتر از یاران خود نمی شناسم؟ ‏


    اولا: انتخابی که اصحاب و اهل بیت امام نمودند سخت ترین و دشوارترین انتخاب ها در تاریخ بشریت بود. زیرا از نظر ‏عده و تعداد نفرات 72 تن در برابر 30 هزار و از نظر عُده و امکانات قابل قیاس نبودند پس اصحاب امام حسین یک ‏گزینه در پیش رو داشتند: شهادت.‏

    ثانیا: اصحاب امام با اینکه جان خود را در خطر می دیدند ولی هرگز به آن فکر نمی کردند بلکه آنچه ‏برای آنان از جان عزیزتر بود حفظ سلامتی امام بود... در ظهر عاشورا آنگاه که امام علیه السلام به نماز ‏خوف ایستاد، سعیدبن عبدالله در برابر امام ایستاد تا تیر به امام اصابت نکند و آن قدر تیر خورد تا به ‏زمین افتاد و آن گاه و در همان حال که به زمین افتاده بود به امام علیه السلام گفت: ای فرزند رسول ‏خدا! آیا وفا کردم؟ ‏

    ثالثا: اصحاب امام حسین فرصت بیرون رفتن از این بحران و نجات از مرگ را داشتند ولی هرگز از چنین فرصت هایی ‏استفاده نکردند و در کنار امام تا آخرین لحظه باقی ماندند.‏

    رابعا: اصحاب امام علیه السلام در موقعیتی سیاسی و فکری قرار گرفته بودند که اگر از ایمان کامل برخوردار نبودند ‏قطعا از امام فاصله می گرفتند زیرا که اکثر جهان اسلام ار برابر بحران موجود سکوت اختیار کرده بودند و از امام ‏حمایت نمی کردند و آنهایی هم که همسو با امام علیه السلام بودند راه های دیگری را برای مبارزه پیشنهاد می ‏کردند.در چنین شرایط پیچیده سیاسی این اصحاب امام بودند که سخت خود را متعبد به مواضع فکری امام نشان ‏دادند. 2

    سید روح الله علوی - گروه دین و اندیشه تبیان
    ‏1. بر کدامین مصیبت باید گریست، سید محمد تقی قادری، ص 252 تا 255‏‏2. همان ص 255 تا 259‏

    آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش

  5. #4
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش







    آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش

    همانطور که قبلا خدمت شما عزیزان عرض کردیم جناب آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی هر سال دهه عاشورا سخنرانی هایی از ابعاد مختلف واقعه عظیم کربلا ایراد می فرمایند و به بیان جزئیاتی که کمتر به آن ها پرداخته شده است می پردازند و ما هم گوشه ای از بیانات مبین ایشان را خدمت شما عزیزان عرضه میداریم به امید هر چه دقیق تر شدن و پی بردن به عمق آن حماسه بی نظیر عشق و آزادگی در مطالب گذشته گفتیم که بعضی ها در صدد هستند که شبهاتی را به قیام امام حسین علیه السلام وارد آورند و حرکت حضرت را با الفاظی نه در خور شأن ایشان یک قیام سطحی و در پی اهداف پست انسانی و نه الهی جلوه دهند .
    پیش از این شبهه قدرت طلبی امام حسین علیه السلام را مورد بررسی قرار دادیم و پاسخ گفتیم و اکنون به این شبهه پوچ میپردازیم که گفته اند امام حسین علیه السلام مغرور شده بود !!!
    و همینطور گفتیم غرور ناشی از جهل و بی خبری است حال چه شخص خود دچار جهل باشد چه او را بفریبند و مغرور کنند به هر وسیله ای .

    حسین(علیه‏السلام) مغرور نبود و کسی را مغرور نکرد:

    امام حسین (علیه السلام) این‏طور نبود که مغرور باشد، به این معنا که خودش بر اثر بی‏خبری‏ و بی‏اطلاعی‏اش فریب خورده باشد و اشتباه کرده باشد. آنهایی که با عینک‏های مادّی‏گری حرکت امام حسین‏(علیه‏السلام) را بررسی می‏کنند، چه‏بسا این حرف‏ها را می‏گویند. چرا؟ چون از آن ابزاری که مادّی‏گراها و دنیاداران در این مواقع در ربط با حکومت استفاده می‏کنند، حضرت از آن ابزارها استفاده نکرد.
    لذا ـ‏نعوذ بالله‏ـ گاهی بی‏شرمانه و گاهی محترمانه به حضرت این چیزها را نسبت می‏دهند.

    نخیر، حسین(علیه‏السلام) نه مغرور بود و نه کسی را مغرور کرد. هرگز از این ابزارها هم استفاده نکرد.
    چرا؟ چون ما دو نوع حکومت داریم؛ حکومت شیطانی و حکومت رحمانی. حکومت، اگر حکومت شیطانی باشد، سه اهرم اصلی ابزار کارشان است؛ تطمیع کردن چه با پول، چه با پُست؛ تهدید کردن برای اینکه مردم را به سوی خودشان بکِشند یا با شهوت، یا با ترس؛ و تحمیق که عبارت است از سوء استفاده کردن از باورهای دینی مردم. این کار، کار آنها است، امّا امام حسین(علیه‏السلام) این کار را نکرد، بلکه عکس بود.

    حسین(علیه‏السلام) از ابتدا پایان کار را می‏دانست:

    می‏گویند بالاتر از سیاهی رنگی نیست؛ در این قیام و حرکت از همان اوّل، امام حسین(علیه‏السلام) آخرِ کار را می‏دانست. نه تنها فریب‏ خورده‏ای بر اثر بی‏خبری نبود، بلکه از همان ابتدای حرکت، انتهای کار را می‏دانست.
    به عنوان نمونه بخشی از نامه‏ها و بخشی از کلمات ایشان را نقل می‏کنیم که همه گویای این است که امام حسین‏(علیه‏السلام) به‏طور دقیق سرنوشت ظاهری حرکت خود را می‏دانست.

    نامه حسین(علیه‏السلام) به بنی‏هاشم

    یکی نامه‏ای است که امام حسین‏(علیه‏السلام) این نامه را به بنی‏هاشم می‏نویسد.
    حضرت می‏نویسد:
    «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ مَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَنْ لَحِقَ بِی اسْتُشْهِدَ وَ مَنْ لَمْ یَلْحَقْ بِی لَمْ یُدْرِكِ الْفَتْحَ وَ السَّلَامُ».[1] از حسین به محمّد بن‏علی، یعنی محمّد بن‏حنفیّه، برادرش که در مدینه بود. می‏فرماید: این را بدان، هر کسی از شما بنی‏هاشم که در این سفر به من مُلحق شوید، آخرِ کار شهادت است و هر یک از شما که از همراهی من خودداری کنید، بدانید که خبری از فتح ظاهری نیست. تمام شد! بسیار کوتاه و موجز!

    آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش

  6. #5
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش






    گفت‏وگوی حسین(علیه‏السلام) با اُمّ‏سلمه :

    این یک مورد بود. چند مورد هست که من اینها را باید یکی‏یکی بگویم. حتّی عجیب است که حضرت تمام خصوصیات مربوط به شهادتش را هم می‏دانست. اُمّ‏سلمه همسر پیغمبر اکرم بود. وقتی متوجه شد که امام حسین(علیه‏السلام) می‏خواهد حرکت کند، آمد پیش حضرت و به او گفت: «یَا بُنَیَّ لَا تَحْزَنِی بِخُرُوجِكَ إِلَى الْعِرَاقِ فَإِنِّی سَمِعْتُ جَدَّكَ یَقُولُ یُقْتَلُ وَلَدِیَ الْحُسَیْنُ بِأَرْضِ الْعِرَاقِ فِی أَرْضٍ یُقَالُ لَهَا كَرْبَلَاءُ»؛ فرزندم، مرا با رفتنت به سمت عراق اندوهگین نکن؛ من از جدّت رسول‏الله شنیدم که فرمود فرزندم حسین در عراق در محلّی به نام کربلا کشته خواهد شد. امّا حضرت چه جواب داد؟ فرمود: «فَقَالَ لَهَا یَا أُمَّاهْ وَ أَنَا وَ اللَّهِ أَعْلَمُ ذَلِكَ وَ إِنِّی مَقْتُولٌ لَا مَحَالَةَ وَ لَیْسَ لِی مِنْ هَذَا بُدٌّ»؛ مادر جان، تو فکر کرده‏ای که من نمی‏دانم؟! به خدا قسم من می‏دانم که مرا می‏کُشند. «یَا أُمَّاهْ قَدْ شَاءَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یَرَانِی مَقْتُولًا مَذْبُوحاً ظُلْماً وَ عُدْوَاناً وَ قَدْ شَاءَ أَنْ یَرَى حَرَمِی وَ رَهْطِی وَ نِسَائِی مُشَرَّدِینَ»...
    ببنید چه کار می‏کند حسین(علیه‏السلام)! اُمّ‏سلمه فقط شهادتش را می‏گوید، امّا حسین(علیه‏السلام) به آن اضافه می‏کند. می‏فرماید: نه تنها اینکه من کُشته می‏شوم، بلکه خدا خواسته که خانواده من هم به اسارت بروند؛ من می‏دانم که به ستم کُشته خواهم شد؛ این را هم می‏دانم که خدا خواسته حرم و اهل بیت من آواره شوند. بعد بالاترش را هم می‏گوید: «وَ أَطْفَالِی مَذْبُوحِینَ»؛ بچه‏هایم هم کشته می‏شوند... «مَظْلُومِینَ مَأْسُورِینَ»؛ مظلومانه آنها را به اسارت می‏گیرند... «مُقَیَّدِینَ»؛ همه اینها را می‏بندند.... «وَ هُمْ یَسْتَغِیثُونَ فَلَا یَجِدُونَ نَاصِراً وَ لَا مُعِین».[2] اینها استغاثه می‏کنند و هیچ کسی هم کمکشان نمی‏کند... چه می‏گویی مادر جان؟! تو خیال کردی من نمی‏دانم؟! تو می‏گویی من را می‏کُشند؟! من همه اینها را می‏دانم.

    گفت‏وگوی حسین(علیه‏السلام) با برادرش

    در برخوردی که امام حسین(علیه‏السلام) با یکی از برادرهای ناتنی‏اش دارد، بعد از آنکه به اصطلاح می‏خواهد برای حضرت خیرخواهی کند، می‏گوید برادر، برادرم از امیرالمؤمنین برای من نقل کرده که تو را به قتل خواهند رساند؛
    من گمان می‏کنم تو به سبب مخالفت با یزید آخرش کشته شوی. حالا ببین امام حسین(علیه‏السلام) به او چه می‏گوید. می‏فرماید: «
    حَدَّثَنِی أبِی أنَّ رَسُولَ اللهِ أخبَرَهُ بِقَتلِهِ وَ قَتلِی»؛ می‏گوید پدرم علی(علیه‏السلام) از پیغمبر نقل کرد که فرمود ای علی، تو را می‏کشند و حسینت را هم می‏کشند.
    «وَ أنَّ تُربَتِی تَكُونُ بِقُربِ تُربَتِهِ»؛ محل دفن حسین هم نزدیک محل دفن تو است؛ کربلا نزدیک نجف است! ببینید چه چیزهایی را می‏داند!
    بیایید یک مقدار معرفت پیدا کنیم. «فَتَظُنَّ أنَّكَ عَلِمتَ مَا لَم أعلَمهُ»؛ تو خیال کرده‏ای که یک چیزی می‏دانی که من نمی‏دانم؟! «وَ أنَّه لَا أُعطِی الدَّنِیَّةَ مِن نَفسِی أبَداً».[3] با وجود آگاهی‏ام به همه این مسائل، من باز هم تسلیم اینها نمی‏شوم.
    من صحّه بگذارم پای این حکومت فاسد؟! حالا باز هم می‏گویی امام حسین نمی‏دانست و مغرور بود؟! تو شعور نداری که این نسبت را به حضرت می‏دهی!


    آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش

  7. #6
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش






    گفت‏وگوی حسین(علیه‏السلام) با عبدالله بن‏زبیر:

    می‏دانید که عبدالله بن‏زبیر بعد از آنکه نامه یزید به مدینه آمد و ولید بن‏عتبه از او هم درخواست بیعت کرد، از مدینه گریخت و به مکّه رفت؛ یعنی فرار کرد. در آنجا آمد پیش امام حسین(علیه‏السلام) و به خیال خودش برای حضرت خیرخواهی کرد و نصیحت کرد که همین‏جا در پناه حرم امن است؛ اگر از مکّه بروید، شما را می‏کُشند و چنین و چنان می‏شود؛

    حضرت رو می‏کند به او و می‏گوید: «یَا ابْنَ الزُّبَیْرِ لَأَنْ أُدْفَنَ بِشَاطِئِ الْفُرَاتِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُدْفَنَ بِفِنَاءِ الْكَعْبَة».[4] می‏فرماید من از اینجا بیرون بروم و در شاطئ فرات که همان کربلا است، آنجا دفن شوم بهتر از این است که اینجا در آستانه کعبه دفن شوم. حتی تعبیر این را هم می‏کند که از اینجا یک وجب دورتر شوم بهتر است.

    «إِنَّ هَذَا یَقُولُ لِی كُنْ حَمَاماً مِنْ حَمَامِ الْحَرَمِ وَ لَأَنْ أُقْتَلَ وَ بَیْنِی وَ بَیْنَ الْحَرَمِ بَاعٌ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُقْتَلَ وَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ شِبْرٌ وَ لَأَنْ أُقْتَلَ بِالطَّفِّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُقْتَلَ بِالْحَرَمِ».[5]

    یک وجب یا یک زراع

    بیشتر فاصله داشته باشم بهتر است تا اینکه در اینجا کُشته شوم. چون می‏خواهم حرمت این خانه را نگه دارم. دوباره اینجا همان را می‏گوید. می‏گوید من باید به کربلا برسم. مکانش را می‏داند، آخر کار را می‏داند.

    حرکت آگاهانه حسین(علیه‏السلام):

    امام حسین(علیه‏السلام) نه تنها این را می‏دانست که کشته می‏شود، نه تنها محل دفنش را هم می‏دانست، حتّی شیوه کشته شدنش را هم می‏دانست که او را قطعه‏ قطعه می‏کنند.
    شما آن خطبه‏ای که می‏خواهد از مکّه حرکت کند را نگاه کنید؛ در آن خطبه می‏گوید این گرگ‏ها به من حمله می‏کنند و من را تکه‏تکه می‏کنند.

    حضرت همه اینها را می‏دانست. تا آخر کار را می‏دانست. حتّی شب عاشورا به همان اصحابش چه گفت؟ گفت اینها با من کار دارند، با شما کاری ندارند؛ هر که می‏خواهد برود، برود.

    حالا آیا باز هم می‏توانی بگویی او مغرور بود؟!
    آیا می‏توانی بگویی که حسین(علیه‏السلام) می‏خواست دیگران را مغرور کند؟!

    آیا یک چنین چیزی می‏تواند از دهان تو در آید که ـ‏نعوذ بالله‏ـ بگویی حسین فریب‏خورده‏ای بود بر محور بی‏خبری که دیگران را هم فریب داد؟!

    کجا در تاریخ چنین چیزی می‏بینید؟!

    به هر تاریخی که مراجعه کنید دُرُست عکسِ آن است.

    او همه چیز را می‏دانست و چیزی برای او پوشیده نبود؛ به دیگران هم می‏گفت و کسی را مغرور نکرد.
    گفت بدانید هر که با من بیاید، آخر کار کشته می‏شود.
    نه گفت به تو پول و ریاست می‏دهم، بیا با من برویم؛ نه تهدید کرد؛ تحمیق هم نکرد و فریب نداد.

    هیچ‏کدام از این کارها را نکرد.
    آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش

  8. #7
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش




    پاسخ حسین(علیه‏السلام) به عبدالله بن ‏عمر


    عبدالله بن‏‏عمر به اصطلاح برای حضرت خیرخواهی می‏کند، امام حسین(علیه‏السلام) رو می‏کند به او و می‏گوید: «یَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ مِنْ هَوَانِ الدُّنْیَا عَلَى اللَّهِ تَعَالَى أَنَّ رَأْسَ یَحْیَى بْنِ زَكَرِیَّا أُهْدِیَ إِلَى بَغِیٍّ مِنْ بَغَایَا بَنِی إِسْرَائِیلَ».[6] او را به کنیه صدا می‏کند و به او می‏گوید ای عبدالرّحمن، مگر تو نمی‏دانی که از پستی دنیا این بود که سر یحیی(علیه‏السلام) را بریدند و بردند جلوی آن خبیث؟! ببینید چه می‏گوید! با کنایه به او می‏گوید بِدان که سرحسین را هم می‏بُرند و می‏بَرند... چه می‏گویی؟! حسین مغرور نبود؛ فریب‏خورده و بی‏خبر نبود و کسی را هم فریب نداد.

    ورود کاروان حسین(علیه‏السلام) به کربلاء:


    ابومخنف می‏نویسد این مَرکَب حسین دیگر حرکت نمی‏کرد؛ مَرکَب دیگری آوردند، آن هم حرکت نکرد؛ می‏نویسند: «فَلَم یَزَل یَرکَبُ فَرَساً فَرَساً حتّی رَکبَ ستّة أفراسٍ». چند مَرکب عوض می‏کند تا رسید به شش مَرکب. اینجا بود که حسین(علیه‏السلام) گفت: اسم این زمین چیست؟ گفتند شاطئ الفرات؛ گفت نه، اسم دیگر هم دارد؟ گفتند غاضریه.

    در آن خبرهایی که به او داده بودند این اسم‏ها نبود. گفت اسم دیگری هم هست؟ گفتند «کربلاء». ابومخنف می‏نویسد: «فَتَنَفَّسَ الصُّعَدَاء»؛ یعنی یک نفس راحتی کشید حسین(علیه‏السلام)؛ یعنی ای خدا، رسیدم به مقصد. «وَ بَکَی بُکَائاً شَدِیداً»؛ شروع کرد به گریه کردن.
    بعد هم شروع کرد به اشاره کردن؛ در بعضی جاها این‏طور دارد که حتّی قسم خورد، گفت: «وَ اللهِ هَهُنَا مَقتَلُ رِجَالُنَا»؛ به خدا قسم همین‏جا مردهای ما را می‏کُشند.

    «وَ اللهِ هَهُنَا مَذبَحُ أطفَالِنَا»؛ به خدا قسم اینجا بچه ‏هایمان را سر می‏بُرند. شروع کرد اینها را گفتن. حسین نمی‏دانست؟! حسین مغرور بود؟!

    منبع : پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله آقا مجتبی تهرانی
    فرآوری : بصیرت_گروه دین و اندیشه تبیان


    پی نوشت ها
    [1] . بحارالأنوار/45/87
    [4] . بحارالأنوار/44 /331
    [5] . اللهوف /26
    [6] . بحارالأنوار/45 /86
    [7] بحارالأنوار/ 45/85
    [8] . بحارالأنوار/ 44/ 364


    آگاهی امام حسین از جزئیات شهادتش

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •