۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩
صفحه 14 از 19 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 189
  1. #131
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩





    و از آنجمله :
    دع المساجد للعباد تسكنها
    و اجلس علی دكة الخمار واسقينا
    ان الذی شربا فی سكره طربا
    و للمصلين لا دنيا و لا دينا
    ما قال ربك ويل للذی شربا
    لكنه قال ويل للمصلينا . . .
    ( 1 )
    و از آنجمله است :
    لما بدت تلك الرؤوس و أشرقت
    تلك الشموس علی ربی جيرون
    صاح الغراب فقلت صح أولا تصح
    فلقد قضيت من النبی ديونی . . .
    ( 2 )
    و از آنجمله است اشعاری كه به اشعار ابن الزبعری ملحق كرد كه مفصل‏
    است .
    علاقه و افر يزيد به شكار و تفريح مانع رسيدگی به كارهای مملكتداری و
    سياست بود و ناچار كارها در دست ديگران بود .
    و اما علاقه او و سرگرمی او به بازی با حيوانات ، كارهای او را به‏
    صورت مسخره‏ای در آورده بود . نه تنها به اسب سواری و اسب دوانی علاقه‏
    وافری نشان می‏داد ( اين عمل در اسلام ممدوح است ) او يك عدل بوزينه و
    يوز ( فهادين ) تهيه كرده بود با آنها سرخوش بود . يك بوزينه‏ای داشت‏
    كه او را تعليم كرده بود . بوزينه هم از هر حيوانی بهتر تعليم قبول می‏كند
    . ( قصه بوزينه و وزارت ) به

    پاورقی :
    1 - [ ترجمه : مساجد را برای عابدان واگذار تا در آن سكنی گزينند ، و
    خود بردكان شرابفروش نشين و ما را شراب ده . آن كس كه شراب نوشد در
    حالت خماری به طرب پردازد ، در حالی كه نمازگزاران نه دين دارند و نه‏
    دنيا . پروردگارت در قرآن " وای بر شرابخواران " نگفته ، ولی " وای‏
    بر نمازگزاران " گفته است . . . ] .
    2 - [ ترجمه : چون آن سرها پيدا شد و آن خورشيدها به تپه‏های جيرون‏
    بتابيد ، كلاغ صدا كرد و من گفتم چه صدا بكنی چه نكنی من ديون خود را از
    پيامبر وصول كردم ] .

    140
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  2. #132
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩






    او كنيه ابوقيس داده بود ( عرب به حيوانات لقب و كنيه می‏دهد . )
    من ذاك ام عريط للعقرب
    وهكذا ثعاله للثعلب
    ( 1 )
    به جعل می‏گويد ابو جعرانه و احيانا به حيوان شخصی ممكن است علم شخصی‏
    بدهد . يزيد يك كنيه شخصی به اين ميمون داده به نام ابوقيس ) . به اين‏
    حيوان لباس ابريشم و حرير و ديبا و جامه‏های زربفت می‏پوشيد و او را در
    مجلس شراب خويش حاضر می‏كرد . ( بنازم غيرت ندمای يزيد را و حتما
    بسياری از امرا و حكام در آن مجلس حاضر می‏شده‏اند ! ) از طرف ديگر ماده‏
    الاغ چابكی داشت و گاهی ابا قيس كه تعليم داده شده بود سوار آن ماده الاغ‏
    می‏شد و در مسابقه اسبها شركت می‏كرد . خودش خيلی علاقه داشت كه ابا قيس‏
    برنده مسابقه بشود ( و شايد هم احيانا سوار كارها به خاطر يزيد عمدا ماده‏
    الاغ را جلو می‏انداختند ) .
    اين اشعار يزيد ( 2 ) در اين زمينه است :
    تمسك أبا قيس بفضل عنانها
    فليس عليها ان سقطت ضمان
    ألا من رای القرد الذی سبقت به
    جياد أمير المؤمنين أتان
    ( 3 )

    پاورقی :
    1 - [ ترجمه : يكی از آنها ام عريط است كه كنيه عقرب است ، و نيز
    ثعاله كه نام روباه است ] .
    2 - در تتمه المنتهی مثل اينكه اين رباعی را به شخص ديگری نسبت می‏دهد
    . رجوع شود به شرح حال يزيد در آن كتاب .
    3 - [ ترجمه : ای ابا قيس ( نام ميمون يزيد ) زمان مركب خود را محكم‏
    بگير كه اگر از زين به زير افتادی مركبت ضامن نيست .
    هان چه كسی ميمونی را كه گورخری آنرا بر اسبهای امير المؤمنين ( يزيد )
    پيش انداخته ديده است ؟ ! ] .


    141
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  3. #133
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩






    اين بود شمه‏ای از اخلاق يزيد ، و معاويه می‏خواست او را برگردن مسلمين‏
    سوار كند .
    وضع حكومت يزيد صورتی داشت كه قابل صلح و معاهده و معاقده نبود .
    امام مجتبی با معاويه قرارداد صلح بست . معاويه عقل و خلقی داشت كه‏
    می‏توانست تا حدودی حفظ ظاهر بكند و جز در مواردی كه برای ملك و سياستش‏
    خطر بود رعايت ظواهری را بنمايد . ولی وضع يزيد تجاهر به فسق و تجاهر به‏
    رذالت و پستی و تجاهر به عياشی بود . اگر هم از ناحيه امام حسين و به‏
    نام اسلام و قرآن قيامی نمی شد و [ طومار ] حكومت يزيد را در ظرف سه سال‏
    در هم نمی‏پيچيد و چند سال طول می‏كشيد ، ممكن بود قيام ديگری عليه يزيد
    شود كه عنصر اسلامی هم نداشته باشد و آنوقت خطر مواجه عالم اسلام می‏شد .
    به قولی مردن يزيد در يك مسابقه‏ای واقع شد كه با ميمونی - و شايد همان‏
    ابو قيس بوده - گذاشته بود . قيام اهل مدينه تنها سببش شهادت امام‏
    حسين نبود ، سبب ديگرش وضع ناهموار يزيد بود : عبدالله بن حنظله با
    عده‏ای به نمايندگی اهل مدينه آمد به شام ، اوضاع را طوری ناراحت كننده‏
    ديد كه گفت : والله ما خرجنا علی يزيد حتی خفنا أن نرمی بالحجارش من‏
    السماء . ان رجلا ينكح الامهات والبنات والاخوات ، و يشرب الخمر ، و يدع‏
    الصلاش ، والله لو لم يكن معی أحد من الناس لابليت الله ( 1 ) فيه بلاء
    حسنا ( 2 ) .

    پاورقی :
    1 - ظ : لله .
    2 - [ ترجمه : به خدا سوگند ما بر يزيد نشوريديم مگر به خاطر اينكه‏
    ترسيديم بر ما سنگ از آسمان ببارد . او مردی است كه با مادران و دختران‏
    و خواهران خود نكاح می‏كند ، >


    142
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  4. #134
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩






    بعضی گفته‏اند به " ذات الجنب " مرد در سن 37 سالگی ( 1 ) .
    احتمال داده می‏شود كه افراط در شراب و لذات ، كبدش را از بين برده‏
    بوده . يزيد در كودكی در باديه مرض آبله گرفت و آبله رو بود . عقاد
    می‏گويد : و سيم و بلند قامت بود . همچنين می‏گويد : يزيد به مسابقه و
    مطارده علاقمند بود ولی بيشتر جنبه لهوی داشت نه جنبه جدی و شجاعانه .
    يزيد شخصا خصلت شجاعت و تهور عربی را كه بعضی از آباء مادريش مثل عتبه‏
    و وليد عمويش و شيبه داشتند نداشت و به تمام معنی مردی مهمل و عياش و
    سبكسر بود و لهذا در يكی از جنگهای زمان معاويه كه معاويه سپاه سفيان بن‏
    عوف را برای جنگ قسطنطنيه يا برای فتح قسطنطنيه فرستاد يزيد تمارض و
    تثاقل كرد تا سپاه حركت كرد و بعد هم شايع شد كه سپاه دچار مرض و قحطی‏
    شدند . خبر به يزيد عياش رسيد . اين شعرها را گفت :
    ما أن أبالی بما لاقت جموعهم
    بالفرقدونة من حمی و من موم
    اذا اتكأت علی الانماط مرتفقا
    بدير مران عندی ام كلثوم
    ( 2 )
    معاويه وقتی شنيد قسم خورد كه يزيد را به سپاه ملحق می‏كنم برای رفع عار
    شماتت .

    پاورقی :
    > و شراب می‏نوشد ، و نماز را ترك می‏كند . به خدا سوگند اگر احدی از
    مردم هم با من نبودند من خودم را در راه خدا به گرفتاری نيكوئی گرفتار
    می‏ساختم ] .
    1 - عقاد ، ص . 78
    2 - [ ترجمه : مرا چه باك كه تمام لشكر اسلام از مرض آبله و تب مردند
    . من اكنون در دير مران بر متكاهای پرقو تكيه داده و راحتم ، و ام كلثوم‏
    در آغوش من است ] .


    143
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  5. #135
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩





    از اينجا دو نكته معلوم می‏شود :
    الف - روی كار آمدن يزيد كه هيچگونه ، لياقتی نداشت ، نه لياقت‏
    خلافت و نه لياقت ملكداری و سياست ، صرفا معلول فساد تدريجی اخلاق‏
    مسلمين در آن عهد بود . معاويه اگر لياقت خلافت نداشت ولی لياقت‏
    سياست و ملكداری داشت .
    ب - فرق ظاهری ديده می‏شود بين عمر و معاويه كه عمر حاضر نشد عبدالله‏
    پسرش را انتخاب كند و يا جزء شورا قرار دهد و گفت : عبدالله در تدبير
    منزل خودش عاجز است ، ولی معاويه علی رغم عقيده خودش به عدم لياقت‏
    يزيد ، زمام كار را به دست او سپرد .

    144
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  6. #136
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩





    قلوبهم معك و سيوفهم عليك
    فرزدق به امام گفت : " قلوب الناس معك و سيوفهم مع بنی امية ، و
    القضاء ينزل من السماء ، والله يفعل ما يشاء . " ( 1 ) مجمع بن عبيد
    عامری ( 2 ) گفت : " أما أشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت‏
    غرائرهم ، فهم الب واحد عليك ، و أما سائر الناس بعدهم فان قلوبهم‏
    تهوی اليك و سيوفهم غدا مشهورش عليك " ( 3 ) . ايضا بشر بن غالب در
    ذات عرق به نقل نفس المهموم ص . 93
    فرزدق نظر عامة را گفت ، عامه‏ای كه محكوم روش كبراء و رؤساء بودند و
    از خود اراده‏ای نداشتند ولی مجمع بن عبيد تجزيه كرد اشراف بی ايمان را
    از عامه مؤمن ضعيف تابع صفت مقلد مسلك كه طبق منطق قرآن كريم هر دو در
    آتشند . در حقيقت

    پاورقی :
    1 - نفس المهموم ص . 91 [ ترجمه : مردم دلهاشان با توست و
    شمشيرهاشان با بنی اميه ، و سرنوشت از آسمان فرود می‏آيد ، و خداوند هم‏
    هر كار بخواهد می‏كند ] .
    2 - يا عامر بن مجمع عبيدی ، مجمع بن عامر .
    3 - [ ترجمه : اما اشراف مردم كه رشوه فراوان به آنان داده شده و
    خرجينهاشان پرشده است ، لذا همه يكدست عليه تواند . و ساير مردم نيز
    دلهاشان مايل به شماست و شمشيرهاشان فردا عليه شما كشيده خواهد شد ] .


    145
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  7. #137
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩






    معنای جمله فرزدق اينست كه دل اينها با تو است ولی دلشان هيچ كاره است‏
    ، حاكم معزول است ولی شكمشان با دشمنان تو است و اينها هم بنده شكمنده‏
    و به امر شكم با دل خودشان می‏جنگند ، قبل از اينكه با تو بجنگند ، با
    سپاه شكم به جنگ دل خودشان رفته‏اند و ضمير خود را مجروح كرده‏اند . اجمالا
    معلوم می‏شود كه ممكن است بشر دلش حق را بخواهد و آرزو كند و در عين حال‏
    علی رغم عشق و علاقه‏اش قدم بردارد و به روی محبوب خودش خنجر بكشد .
    می‏گويند مأمون شيعه امام كش بود . عموم مردم حق را دوست دارند يك نوع‏
    دوستی كاذبی يعنی دوستی بی ريشه‏ای . نظير اشتهای كاذب و اشتهای صادق ، و
    نظير صبح كاذب و صبح صادق . تعصی الاله و أنت تظهر حبه ( 1 ) . . .

    پاورقی :
    1 - [ ترجمه : معصيت خدا را می‏كنی در حالی كه اظهار دوستی او را
    می‏نمايی . . . ] .

    146
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  8. #138
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩






    فرق انصار و مشاورين معاويه با انصار و مشاورين يزيد ( 1 )
    " عقاد " اعوان معاويه را كه عقلا بودند انصار الدول و بناش العروش‏
    می‏خواند ولی انصار يزيد را جلادين می‏خواند . می‏گويد : " فكان أعوان‏
    معاوية ساسة و ذوی مشورش ، و كان أعوان يزيد جلادين و كلاب طراد فی صيد
    كبير " ( 2 ) . يزيد عادت داشت كه سگهائی را به دنبال شكار بيگناهی‏
    بفرستد .
    عقاد اعوان يزيد را بالاتر از دنياپرست و هوادار دنيا می‏خواند . مثلا
    عمرو عاص و كليه زير كان دور و بر معاويه هواخواه دنيا بودند ، ولی سران‏
    اعوان يزيد يك عده‏ای بودند كه فطرت بشری آنها به كلی مسخ شده بود .

    اخلاق و صفات شمر و عبيدالله و مسلم بن عقبه
    هر يك از اين سه نفر يك نقصی در بدن يا در نسب داشتند و روی قاعده‏
    روانشناسی هر كسی كه نقصی دارد

    پاورقی :
    1 - از باب " تعرف الاشياء با ضدادها " بايد هيئت حاكمه آن زمان‏
    شناخته شود تا امام حسين ( ع ) و سر نهضت آن حضرت شناخته شود .
    2 - ص 88 [ ترجمه : ياران معاويه همگی سياستمدار و اهل شور بودند ، و
    ياران يزيد همه جلاد و سگان ولگردی بودند كه برای صيد بزرگی رها شده بودند
    ] .


    147
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  9. #139
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩





    می‏خواهد هر طور شده آن نقص را جبران كند و فعاليت زيادی می‏كند ( 1 ) و
    احيانا جبران نقص خود را در پائين آوردن و منكوب نمودن ديگران می‏خواهد
    بنمايد تا تعادل برقرار شود . درباره شمر گفته‏اند : كان أبرص كريه‏
    المنظر ، قبيح الصورش و كان يصطنع المذهب الخارجی ( چون در سايه اين‏
    مذهب بهتر می‏شود از اجتماع انتقام گرفت ) يحارب بها عليا و أبناءه ، و
    لكن لا يتخذه حجة ليحارب بها معاوية و أبناءه ( 2 ) . درباره مسلم بن‏
    عقبه گفته‏اند : كان أعور أمغر ، ثائر الرأس ، كأنما يقلع رجليه من وحل‏
    اذا مشی ( 3 ) .
    درباره عبيدالله گفته‏اند : كان متهم النسب فی قريش ( عرب به افتخار
    نسبی قطع نظر از حلال زاده بودن اهميت زيادی می‏داد ) لان أباه زيادا كان‏
    مجهول النسب فكانوا يسمونه زياد بن أبيه . ثم ألحقه معاوية بأبی‏سفيان‏
    القصة . . . و كانت أم عبيدالله جارية مجوسية تدعی مرجانة ( ظاهرا
    ايرانی بوده و شايد در مدت ولايت فارس او را پيدا كرد ) فكانوا يعيرونه‏
    بها و ينسبونه اليها ، كان الكن اللسان لا يقيم نطق الحروف العربية ،
    فكان اذا عاب الحروری من الخوارج قال " هروری " فيضحك سامعوه ، و
    أراد مرش أن يقول : اشهروا سيوفكم فقال : افتحوا سيوفكم فهجاه يزيد بن‏
    مفرغ ( 4 ) :

    پاورقی :
    1 - در روانشناسی جديد مكانيسم جبران اصطلاح شده است .
    2 - [ ترجمه : او پيس و زشت رو و بدقيافه بود ، مذهب خوارج را
    اختيار كرده بود تا به اين بهانه با علی و فرزندانش بجنگد ، ولی آنرا
    حجت و دليل قرار نمی‏داد تا با معاويه و اولادش بجنگد ] .
    3 - [ ترجمه : يك چشم و گلگون و سپيدموی بود ، و چون راه می‏رفت گويی‏
    دو لنگش را می‏خواهد از گل بيرون آورد ] .
    4 - رجوع شود به بيست مقاله قزوينی ص 39 داستان يزيد بن مفرغ و عباد
    بن زياد >


    148
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  10. #140
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩





    و يوم فتحت سيفك من بعيد
    أضعت و كل أمرك للضياع
    ( 1 )
    مسلم بن عقيل درباره‏اش گفت : " و يقتل النفس التی حرم الله قتلها
    علی الغضب و العداوش و سوء الظن و هو يلهو و يلعب كأنه لم يصنع شيئا "
    ( 2 ) . ( موت وجدان ) . عبيدالله در وقعه كربلا فقط 28 سال داشت .
    يزيد به واسطه امتناعی كه زياد از بيعت گرفتن اهل بصره برای يزيد كرد
    ، از زياد و پسرش بدش می‏آمد ( 4 ) و اين هم يك علتی

    پاورقی :
    > و شعر معروف :
    الا ليت اللحی كانت حشيشا
    فتعلفها خيول المسلمينا

    و او ارجاع به جلد 17 اغانی ص 56 و طبری سلسله 2 ص 192 و 193 و
    طبقات الشعراء ابن قتيبه ص 120 می‏دهد ، و در بيست مقاله مختصر شده .
    ايضا در اين قصه رجوع شود به جلد 5 ابن خلكان ص . 384
    1 - [ ترجمه : در نسب خود ميان قريش متهم بود زيرا پدرش زياد نسبش‏
    ناشناخته بود لذا او را زياد بن ابيه می‏خواندند . سپس معاويه او را
    فرزند ابوسفيان قرار داد داستانش معروف است . . . و مادر عبيدالله‏
    كنيزی مجوسی بود كه مرجانه نام داشت ، و مردم وی را به خاطر او سرزنش‏
    می‏كردند و وی را به او منتسب می‏دانستند . او زبانش لكنت داشت و حروف‏
    عربی را به خوبی ادا نمی‏كرد ، و چون می‏خواست يكی از حروريان خارجی را
    عيب گويد می‏گفت : هروری ، و شنوندگان همه به او می‏خنديدند . يكبار
    خواست بگويد : شمشيرهاتان را بركشيد ، گفت : شمشيرهاتان را باز كنيد ،
    و يزيد بن مفرغ او را به اين بيت هجو كرد : و روزی كه شمشيرت را از دور
    باز كردی خود را ضايع نمودی ، و همه كارهايت ضايع است ] .
    2 - [ و او انسان بی‏گناه را به محض خشم و دشمنی و بدگمانی می‏كشت و با
    اين حال به لهو و لعب می‏پرداخت كه گويی اصلا عمل زشتی مرتكب نشده است‏
    ] .
    3 - در جلد ( 1 ) " ضحی الاسلام " ص 175 : قال يزيد بن معاوية يعدد
    فضل بيته علی زياد بن ابيه : لقد نقلناك من ولاء ثقيف الی عز قريش ، و
    من عبيد الی أبی‏سفيان ، و من القلم الی المنابر . [ ترجمه : يزيد بن‏
    معاويه فضائل خاندان خودش را بر زياد بن ابيه بر می‏شمرد و >

    149
    ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

صفحه 14 از 19 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •