سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 14 از 19 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 189

موضوع: ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩

  1. Top | #131

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩


    و از آنجمله :
    دع المساجد للعباد تسكنها
    و اجلس علی دكة الخمار واسقينا
    ان الذی شربا فی سكره طربا
    و للمصلين لا دنيا و لا دينا
    ما قال ربك ويل للذی شربا
    لكنه قال ويل للمصلينا . . .
    ( 1 )
    و از آنجمله است :
    لما بدت تلك الرؤوس و أشرقت
    تلك الشموس علی ربی جيرون
    صاح الغراب فقلت صح أولا تصح
    فلقد قضيت من النبی ديونی . . .
    ( 2 )
    و از آنجمله است اشعاری كه به اشعار ابن الزبعری ملحق كرد كه مفصل‏
    است .
    علاقه و افر يزيد به شكار و تفريح مانع رسيدگی به كارهای مملكتداری و
    سياست بود و ناچار كارها در دست ديگران بود .
    و اما علاقه او و سرگرمی او به بازی با حيوانات ، كارهای او را به‏
    صورت مسخره‏ای در آورده بود . نه تنها به اسب سواری و اسب دوانی علاقه‏
    وافری نشان می‏داد ( اين عمل در اسلام ممدوح است ) او يك عدل بوزينه و
    يوز ( فهادين ) تهيه كرده بود با آنها سرخوش بود . يك بوزينه‏ای داشت‏
    كه او را تعليم كرده بود . بوزينه هم از هر حيوانی بهتر تعليم قبول می‏كند
    . ( قصه بوزينه و وزارت ) به

    پاورقی :
    1 - [ ترجمه : مساجد را برای عابدان واگذار تا در آن سكنی گزينند ، و
    خود بردكان شرابفروش نشين و ما را شراب ده . آن كس كه شراب نوشد در
    حالت خماری به طرب پردازد ، در حالی كه نمازگزاران نه دين دارند و نه‏
    دنيا . پروردگارت در قرآن " وای بر شرابخواران " نگفته ، ولی " وای‏
    بر نمازگزاران " گفته است . . . ] .
    2 - [ ترجمه : چون آن سرها پيدا شد و آن خورشيدها به تپه‏های جيرون‏
    بتابيد ، كلاغ صدا كرد و من گفتم چه صدا بكنی چه نكنی من ديون خود را از
    پيامبر وصول كردم ] .

    140
    امضاء

  2. Top | #132

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩



    او كنيه ابوقيس داده بود ( عرب به حيوانات لقب و كنيه می‏دهد . )
    من ذاك ام عريط للعقرب
    وهكذا ثعاله للثعلب
    ( 1 )
    به جعل می‏گويد ابو جعرانه و احيانا به حيوان شخصی ممكن است علم شخصی‏
    بدهد . يزيد يك كنيه شخصی به اين ميمون داده به نام ابوقيس ) . به اين‏
    حيوان لباس ابريشم و حرير و ديبا و جامه‏های زربفت می‏پوشيد و او را در
    مجلس شراب خويش حاضر می‏كرد . ( بنازم غيرت ندمای يزيد را و حتما
    بسياری از امرا و حكام در آن مجلس حاضر می‏شده‏اند ! ) از طرف ديگر ماده‏
    الاغ چابكی داشت و گاهی ابا قيس كه تعليم داده شده بود سوار آن ماده الاغ‏
    می‏شد و در مسابقه اسبها شركت می‏كرد . خودش خيلی علاقه داشت كه ابا قيس‏
    برنده مسابقه بشود ( و شايد هم احيانا سوار كارها به خاطر يزيد عمدا ماده‏
    الاغ را جلو می‏انداختند ) .
    اين اشعار يزيد ( 2 ) در اين زمينه است :
    تمسك أبا قيس بفضل عنانها
    فليس عليها ان سقطت ضمان
    ألا من رای القرد الذی سبقت به
    جياد أمير المؤمنين أتان
    ( 3 )

    پاورقی :
    1 - [ ترجمه : يكی از آنها ام عريط است كه كنيه عقرب است ، و نيز
    ثعاله كه نام روباه است ] .
    2 - در تتمه المنتهی مثل اينكه اين رباعی را به شخص ديگری نسبت می‏دهد
    . رجوع شود به شرح حال يزيد در آن كتاب .
    3 - [ ترجمه : ای ابا قيس ( نام ميمون يزيد ) زمان مركب خود را محكم‏
    بگير كه اگر از زين به زير افتادی مركبت ضامن نيست .
    هان چه كسی ميمونی را كه گورخری آنرا بر اسبهای امير المؤمنين ( يزيد )
    پيش انداخته ديده است ؟ ! ] .


    141
    امضاء

  3. Top | #133

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩



    اين بود شمه‏ای از اخلاق يزيد ، و معاويه می‏خواست او را برگردن مسلمين‏
    سوار كند .
    وضع حكومت يزيد صورتی داشت كه قابل صلح و معاهده و معاقده نبود .
    امام مجتبی با معاويه قرارداد صلح بست . معاويه عقل و خلقی داشت كه‏
    می‏توانست تا حدودی حفظ ظاهر بكند و جز در مواردی كه برای ملك و سياستش‏
    خطر بود رعايت ظواهری را بنمايد . ولی وضع يزيد تجاهر به فسق و تجاهر به‏
    رذالت و پستی و تجاهر به عياشی بود . اگر هم از ناحيه امام حسين و به‏
    نام اسلام و قرآن قيامی نمی شد و [ طومار ] حكومت يزيد را در ظرف سه سال‏
    در هم نمی‏پيچيد و چند سال طول می‏كشيد ، ممكن بود قيام ديگری عليه يزيد
    شود كه عنصر اسلامی هم نداشته باشد و آنوقت خطر مواجه عالم اسلام می‏شد .
    به قولی مردن يزيد در يك مسابقه‏ای واقع شد كه با ميمونی - و شايد همان‏
    ابو قيس بوده - گذاشته بود . قيام اهل مدينه تنها سببش شهادت امام‏
    حسين نبود ، سبب ديگرش وضع ناهموار يزيد بود : عبدالله بن حنظله با
    عده‏ای به نمايندگی اهل مدينه آمد به شام ، اوضاع را طوری ناراحت كننده‏
    ديد كه گفت : والله ما خرجنا علی يزيد حتی خفنا أن نرمی بالحجارش من‏
    السماء . ان رجلا ينكح الامهات والبنات والاخوات ، و يشرب الخمر ، و يدع‏
    الصلاش ، والله لو لم يكن معی أحد من الناس لابليت الله ( 1 ) فيه بلاء
    حسنا ( 2 ) .

    پاورقی :
    1 - ظ : لله .
    2 - [ ترجمه : به خدا سوگند ما بر يزيد نشوريديم مگر به خاطر اينكه‏
    ترسيديم بر ما سنگ از آسمان ببارد . او مردی است كه با مادران و دختران‏
    و خواهران خود نكاح می‏كند ، >


    142
    امضاء

  4. Top | #134

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩



    بعضی گفته‏اند به " ذات الجنب " مرد در سن 37 سالگی ( 1 ) .
    احتمال داده می‏شود كه افراط در شراب و لذات ، كبدش را از بين برده‏
    بوده . يزيد در كودكی در باديه مرض آبله گرفت و آبله رو بود . عقاد
    می‏گويد : و سيم و بلند قامت بود . همچنين می‏گويد : يزيد به مسابقه و
    مطارده علاقمند بود ولی بيشتر جنبه لهوی داشت نه جنبه جدی و شجاعانه .
    يزيد شخصا خصلت شجاعت و تهور عربی را كه بعضی از آباء مادريش مثل عتبه‏
    و وليد عمويش و شيبه داشتند نداشت و به تمام معنی مردی مهمل و عياش و
    سبكسر بود و لهذا در يكی از جنگهای زمان معاويه كه معاويه سپاه سفيان بن‏
    عوف را برای جنگ قسطنطنيه يا برای فتح قسطنطنيه فرستاد يزيد تمارض و
    تثاقل كرد تا سپاه حركت كرد و بعد هم شايع شد كه سپاه دچار مرض و قحطی‏
    شدند . خبر به يزيد عياش رسيد . اين شعرها را گفت :
    ما أن أبالی بما لاقت جموعهم
    بالفرقدونة من حمی و من موم
    اذا اتكأت علی الانماط مرتفقا
    بدير مران عندی ام كلثوم
    ( 2 )
    معاويه وقتی شنيد قسم خورد كه يزيد را به سپاه ملحق می‏كنم برای رفع عار
    شماتت .

    پاورقی :
    > و شراب می‏نوشد ، و نماز را ترك می‏كند . به خدا سوگند اگر احدی از
    مردم هم با من نبودند من خودم را در راه خدا به گرفتاری نيكوئی گرفتار
    می‏ساختم ] .
    1 - عقاد ، ص . 78
    2 - [ ترجمه : مرا چه باك كه تمام لشكر اسلام از مرض آبله و تب مردند
    . من اكنون در دير مران بر متكاهای پرقو تكيه داده و راحتم ، و ام كلثوم‏
    در آغوش من است ] .


    143
    امضاء

  5. Top | #135

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩


    از اينجا دو نكته معلوم می‏شود :
    الف - روی كار آمدن يزيد كه هيچگونه ، لياقتی نداشت ، نه لياقت‏
    خلافت و نه لياقت ملكداری و سياست ، صرفا معلول فساد تدريجی اخلاق‏
    مسلمين در آن عهد بود . معاويه اگر لياقت خلافت نداشت ولی لياقت‏
    سياست و ملكداری داشت .
    ب - فرق ظاهری ديده می‏شود بين عمر و معاويه كه عمر حاضر نشد عبدالله‏
    پسرش را انتخاب كند و يا جزء شورا قرار دهد و گفت : عبدالله در تدبير
    منزل خودش عاجز است ، ولی معاويه علی رغم عقيده خودش به عدم لياقت‏
    يزيد ، زمام كار را به دست او سپرد .

    144
    امضاء

  6. Top | #136

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩


    قلوبهم معك و سيوفهم عليك
    فرزدق به امام گفت : " قلوب الناس معك و سيوفهم مع بنی امية ، و
    القضاء ينزل من السماء ، والله يفعل ما يشاء . " ( 1 ) مجمع بن عبيد
    عامری ( 2 ) گفت : " أما أشراف الناس فقد اعظمت رشوتهم و ملئت‏
    غرائرهم ، فهم الب واحد عليك ، و أما سائر الناس بعدهم فان قلوبهم‏
    تهوی اليك و سيوفهم غدا مشهورش عليك " ( 3 ) . ايضا بشر بن غالب در
    ذات عرق به نقل نفس المهموم ص . 93
    فرزدق نظر عامة را گفت ، عامه‏ای كه محكوم روش كبراء و رؤساء بودند و
    از خود اراده‏ای نداشتند ولی مجمع بن عبيد تجزيه كرد اشراف بی ايمان را
    از عامه مؤمن ضعيف تابع صفت مقلد مسلك كه طبق منطق قرآن كريم هر دو در
    آتشند . در حقيقت

    پاورقی :
    1 - نفس المهموم ص . 91 [ ترجمه : مردم دلهاشان با توست و
    شمشيرهاشان با بنی اميه ، و سرنوشت از آسمان فرود می‏آيد ، و خداوند هم‏
    هر كار بخواهد می‏كند ] .
    2 - يا عامر بن مجمع عبيدی ، مجمع بن عامر .
    3 - [ ترجمه : اما اشراف مردم كه رشوه فراوان به آنان داده شده و
    خرجينهاشان پرشده است ، لذا همه يكدست عليه تواند . و ساير مردم نيز
    دلهاشان مايل به شماست و شمشيرهاشان فردا عليه شما كشيده خواهد شد ] .


    145
    امضاء

  7. Top | #137

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩



    معنای جمله فرزدق اينست كه دل اينها با تو است ولی دلشان هيچ كاره است‏
    ، حاكم معزول است ولی شكمشان با دشمنان تو است و اينها هم بنده شكمنده‏
    و به امر شكم با دل خودشان می‏جنگند ، قبل از اينكه با تو بجنگند ، با
    سپاه شكم به جنگ دل خودشان رفته‏اند و ضمير خود را مجروح كرده‏اند . اجمالا
    معلوم می‏شود كه ممكن است بشر دلش حق را بخواهد و آرزو كند و در عين حال‏
    علی رغم عشق و علاقه‏اش قدم بردارد و به روی محبوب خودش خنجر بكشد .
    می‏گويند مأمون شيعه امام كش بود . عموم مردم حق را دوست دارند يك نوع‏
    دوستی كاذبی يعنی دوستی بی ريشه‏ای . نظير اشتهای كاذب و اشتهای صادق ، و
    نظير صبح كاذب و صبح صادق . تعصی الاله و أنت تظهر حبه ( 1 ) . . .

    پاورقی :
    1 - [ ترجمه : معصيت خدا را می‏كنی در حالی كه اظهار دوستی او را
    می‏نمايی . . . ] .

    146
    امضاء

  8. Top | #138

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩



    فرق انصار و مشاورين معاويه با انصار و مشاورين يزيد ( 1 )
    " عقاد " اعوان معاويه را كه عقلا بودند انصار الدول و بناش العروش‏
    می‏خواند ولی انصار يزيد را جلادين می‏خواند . می‏گويد : " فكان أعوان‏
    معاوية ساسة و ذوی مشورش ، و كان أعوان يزيد جلادين و كلاب طراد فی صيد
    كبير " ( 2 ) . يزيد عادت داشت كه سگهائی را به دنبال شكار بيگناهی‏
    بفرستد .
    عقاد اعوان يزيد را بالاتر از دنياپرست و هوادار دنيا می‏خواند . مثلا
    عمرو عاص و كليه زير كان دور و بر معاويه هواخواه دنيا بودند ، ولی سران‏
    اعوان يزيد يك عده‏ای بودند كه فطرت بشری آنها به كلی مسخ شده بود .

    اخلاق و صفات شمر و عبيدالله و مسلم بن عقبه
    هر يك از اين سه نفر يك نقصی در بدن يا در نسب داشتند و روی قاعده‏
    روانشناسی هر كسی كه نقصی دارد

    پاورقی :
    1 - از باب " تعرف الاشياء با ضدادها " بايد هيئت حاكمه آن زمان‏
    شناخته شود تا امام حسين ( ع ) و سر نهضت آن حضرت شناخته شود .
    2 - ص 88 [ ترجمه : ياران معاويه همگی سياستمدار و اهل شور بودند ، و
    ياران يزيد همه جلاد و سگان ولگردی بودند كه برای صيد بزرگی رها شده بودند
    ] .


    147
    امضاء

  9. Top | #139

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩


    می‏خواهد هر طور شده آن نقص را جبران كند و فعاليت زيادی می‏كند ( 1 ) و
    احيانا جبران نقص خود را در پائين آوردن و منكوب نمودن ديگران می‏خواهد
    بنمايد تا تعادل برقرار شود . درباره شمر گفته‏اند : كان أبرص كريه‏
    المنظر ، قبيح الصورش و كان يصطنع المذهب الخارجی ( چون در سايه اين‏
    مذهب بهتر می‏شود از اجتماع انتقام گرفت ) يحارب بها عليا و أبناءه ، و
    لكن لا يتخذه حجة ليحارب بها معاوية و أبناءه ( 2 ) . درباره مسلم بن‏
    عقبه گفته‏اند : كان أعور أمغر ، ثائر الرأس ، كأنما يقلع رجليه من وحل‏
    اذا مشی ( 3 ) .
    درباره عبيدالله گفته‏اند : كان متهم النسب فی قريش ( عرب به افتخار
    نسبی قطع نظر از حلال زاده بودن اهميت زيادی می‏داد ) لان أباه زيادا كان‏
    مجهول النسب فكانوا يسمونه زياد بن أبيه . ثم ألحقه معاوية بأبی‏سفيان‏
    القصة . . . و كانت أم عبيدالله جارية مجوسية تدعی مرجانة ( ظاهرا
    ايرانی بوده و شايد در مدت ولايت فارس او را پيدا كرد ) فكانوا يعيرونه‏
    بها و ينسبونه اليها ، كان الكن اللسان لا يقيم نطق الحروف العربية ،
    فكان اذا عاب الحروری من الخوارج قال " هروری " فيضحك سامعوه ، و
    أراد مرش أن يقول : اشهروا سيوفكم فقال : افتحوا سيوفكم فهجاه يزيد بن‏
    مفرغ ( 4 ) :

    پاورقی :
    1 - در روانشناسی جديد مكانيسم جبران اصطلاح شده است .
    2 - [ ترجمه : او پيس و زشت رو و بدقيافه بود ، مذهب خوارج را
    اختيار كرده بود تا به اين بهانه با علی و فرزندانش بجنگد ، ولی آنرا
    حجت و دليل قرار نمی‏داد تا با معاويه و اولادش بجنگد ] .
    3 - [ ترجمه : يك چشم و گلگون و سپيدموی بود ، و چون راه می‏رفت گويی‏
    دو لنگش را می‏خواهد از گل بيرون آورد ] .
    4 - رجوع شود به بيست مقاله قزوينی ص 39 داستان يزيد بن مفرغ و عباد
    بن زياد >


    148
    امضاء

  10. Top | #140

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۩۞۩ حماسه حسيني - جلد3 ۩۞۩


    و يوم فتحت سيفك من بعيد
    أضعت و كل أمرك للضياع
    ( 1 )
    مسلم بن عقيل درباره‏اش گفت : " و يقتل النفس التی حرم الله قتلها
    علی الغضب و العداوش و سوء الظن و هو يلهو و يلعب كأنه لم يصنع شيئا "
    ( 2 ) . ( موت وجدان ) . عبيدالله در وقعه كربلا فقط 28 سال داشت .
    يزيد به واسطه امتناعی كه زياد از بيعت گرفتن اهل بصره برای يزيد كرد
    ، از زياد و پسرش بدش می‏آمد ( 4 ) و اين هم يك علتی

    پاورقی :
    > و شعر معروف :
    الا ليت اللحی كانت حشيشا
    فتعلفها خيول المسلمينا

    و او ارجاع به جلد 17 اغانی ص 56 و طبری سلسله 2 ص 192 و 193 و
    طبقات الشعراء ابن قتيبه ص 120 می‏دهد ، و در بيست مقاله مختصر شده .
    ايضا در اين قصه رجوع شود به جلد 5 ابن خلكان ص . 384
    1 - [ ترجمه : در نسب خود ميان قريش متهم بود زيرا پدرش زياد نسبش‏
    ناشناخته بود لذا او را زياد بن ابيه می‏خواندند . سپس معاويه او را
    فرزند ابوسفيان قرار داد داستانش معروف است . . . و مادر عبيدالله‏
    كنيزی مجوسی بود كه مرجانه نام داشت ، و مردم وی را به خاطر او سرزنش‏
    می‏كردند و وی را به او منتسب می‏دانستند . او زبانش لكنت داشت و حروف‏
    عربی را به خوبی ادا نمی‏كرد ، و چون می‏خواست يكی از حروريان خارجی را
    عيب گويد می‏گفت : هروری ، و شنوندگان همه به او می‏خنديدند . يكبار
    خواست بگويد : شمشيرهاتان را بركشيد ، گفت : شمشيرهاتان را باز كنيد ،
    و يزيد بن مفرغ او را به اين بيت هجو كرد : و روزی كه شمشيرت را از دور
    باز كردی خود را ضايع نمودی ، و همه كارهايت ضايع است ] .
    2 - [ و او انسان بی‏گناه را به محض خشم و دشمنی و بدگمانی می‏كشت و با
    اين حال به لهو و لعب می‏پرداخت كه گويی اصلا عمل زشتی مرتكب نشده است‏
    ] .
    3 - در جلد ( 1 ) " ضحی الاسلام " ص 175 : قال يزيد بن معاوية يعدد
    فضل بيته علی زياد بن ابيه : لقد نقلناك من ولاء ثقيف الی عز قريش ، و
    من عبيد الی أبی‏سفيان ، و من القلم الی المنابر . [ ترجمه : يزيد بن‏
    معاويه فضائل خاندان خودش را بر زياد بن ابيه بر می‏شمرد و >

    149
    امضاء

صفحه 14 از 19 نخستنخست ... 4101112131415161718 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی