۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
صفحه 15 از 23 نخستنخست ... 5111213141516171819 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 230
  1. #141
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞






    حر با حسين عليه السلام درگير مى شود

    پـس از پايان نماز ظهر هر دو گروه به جايگاه خود بازگشتند و به هنگام عصر نيز امام دستـور فـرمـود براى اقـامه ‏نماز جماعت حاضر شوند و سپاهيان حر نيز در جماعت شركت نمـود و به امـام عـليه السلام اقتدا نمودند و پس ‏از پايان نماز امام حسين عليه السلام خطبه ديگرى بدين شرح ايراد فرمود:

    ‏«پـس از حمـد و ثـناى پروردگار، اى مردم ، اگر از خدا بپرهيزيد و حق اهلش را بشناسيد خدا را خوشنود كرده ‏ايد، و ما اهلبيت پيامبر سزاوارتريم به ولايت امر شما از اين گروهى كه به ناحق مدعى آنند و در ميان شما به ‏جور و ستم حكم روايى مى نمايند، و اگر از آمدن ما ناخـشنوديد و حق ما را نمى دانيد و نمى شناسيد و راى ‏شما از آنچه كه براى ما نوشته ايد برگـشتـه و اينك راى شما غير از آن است كه فرستادگانتان به ما رسانده اند ‏به جاى خود برمى گرديم .
    حر گـفـت : به خدا قسم كه من از اين نامه ها و فرستادگانى كه شما مى گوئيد اطلاعى ندارم امام عليه ‏السلام به عقبة بن سمعان فرمود: خورجين نامه ها را بياور.
    عـقـبه خـورجين را آورد و امـام نامـه ها را از خـورجين بدر آورد و در مـقـابل حر قرار داد حر با تعجب تمام از زيادى ‏نامه ها و كسانى كه اين همه نامه نوشته اند و امـام را يارى نكرده اند گفت : من از كسانى نيستم كه با شما ‏مكاتبه نموده اند و به مـن دستـور داده شده وقتى به شما برخورد نمودم از شما جدا نشوم تا شما را به كوفه ‏نزد عبيدالله ببرم امام عليه السلام فرمود: «مرگ به تو نزديك تر است از انجام اينكار.»
    سپـس امـام دستـور فـرمـود: سوار شويد، و چون اصحاب سوار شدند و زنان را هم سوار كردند، امام فرمود ‏برگرديد، وقتى خواستند به طرف حجاز برگردند سپاهيان حر مانع شدند و راه مراجعت را بر امام و ياران بستند.
    امام به حر فرمود: مادر به عزايت گريه كند چه مى خواهى ؟
    حر سر را فرود آورد و پس از اندكى تامل رو به امام كرد و گفت :
    اگر غير از تو هر كس ديگرى از عرب در هر مقامى كه باشد نام مادرم را مى برد من هم نام مـادرش را به زشتى ‏ياد مى كردم اما درباره مادرت جز به نيكوترين وجهى كه قادر به بيان آن باشم ياد نمى كنم .
    با برخورد مؤدبانه حر خشم امام آرام شد و فرمود: چه اراده دارى ؟ ـ مى خواهم تو را نزد امير عبيدالله زياد ببرم .
    ـ من از تو بيعت و پيروى نمى كنم .
    ـ من هم از تو دست برنمى دارم .
    حر احساس كرد اگر گفتگوى با حسين به اين سبك ادامه يابد ممكن است به جنگ مي انجامد لذا گـفـت : مـن ‏مـامـور جنگ با شما نيستم و ماموريتم فقط آن است كه از شما جدا نشوم تا شما را به كوفه برسانم و اينك كه ‏از آمدن به كوفه خوددارى مى نمائيد پس راهى را انتخاب كنيد كه نه به كوفه منتهى شود و نه به مدينه تا از ‏ابن زياد كسب تكليف كنم شايد خدا رستگارى را روزى من فرمايد و مبتلا به جنگ با شما نشوم ، و لذا امام ‏طرف چپ راه عـذيب و قادسيه را برگزيد و حركت فرمود و حر با سپاهيانش همراه امام حركت نمودند و كاملا ‏مراقب حضرت بودند.4








    پي نوشت ها:‏
    ‏1- الحسين فى طريقه الى الشهاده ص 94 - حياة الحسين ج 3/ص 73 - طبرى ج 7/ص 295 - ارشاد ص 223.
    ‏2- ابصار العين ص 7 الحسين فى طريقه ص 98 - بلاغة الحسين ص 31 - اعيان الشيعـه ج 1 / ص ‍595 - بحار ج ‏‏44 / ص 376 - ارشاد مـفـيد ص 224 - كامل ج 3 / ص 375.
    ‏3- ارشاد ص 224 - كامل ج 4 /ص 47 - طبرى ج 7 /ص 297.
    ‏4- مـقـاتـل الطالبين ، ص 111، اعـيان الشيعـه ، ج 1، ص 596، كامل ج 4، ص 47، حياه الحسين ، ج 3، ص ‍76، ‏الحسين فى طريقه ، ص 100، ارشاد ص 225. طبرى ج 7، ص 299.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكرها 2

    negin_javdan (02-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (02-10-1389)

  3. #142
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞







    یا اباعبدالله الحسین


    نفس بده كه نفس پای این علم بزنم

    نفس بده كه فقط از حسین دم بزنم

    سرم فدای قدمهات آرزو دارم

    كه سرنوشت خودم را بخون رقم بزنم

    سرم هوای تو دارد دلم هوای ضریح

    چه می شود كه سری گوشه ی حرم بزنم

    كنار سینه زنان چه می شود ارباب

    میان صحن و سرایت شبی قدم بزنم

    هزار حاجتم اما رسیده ام امشب

    كه چشم بر قدم صاحب علم بزنم

    نفس بده كه زشب تا غروب تاسوعا

    میان نوحه كنانت دوباره دم بزنم




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكرها 2

    negin_javdan (02-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (02-10-1389)

  5. #143
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞





    آزادگی در كربلا


    اخلاق، یکی از سه بُعد عمده دین است و اسلام بر سه بُعد اصلی «اعتقاد»، «احکام» و «اخلاق» استوار است و تکمیل ارزش‌های اخلاقی و جهت خدایی بخشیدن به صفات و رفتار انسان‌ها از اهداف عمده بعثت انبیا است. پیامبر اکرم صلی‌ الله علیه و آله نیز فرمود: «اِنّی بُعِثتُ لِاُ تَمِّمَ مَکارمَ الاَخلاقِ.»
    تصحیح منش و رفتار انسان و کاشتن بذر کمالات اخلاقی و خصال متعالی انسانی در نهاد جان انسان‌ها، بخشی مهم از رسالت پیامبر و امامان را تشکیل می‌‌دهد. اخلاق را از کجا می‌توان آموخت؟ از گفتار و رفتار معصوم. چرا که آنان اسوه‌اند و مظهر شایسته‌ترین خصلت‌های انسانی و خداپسند. و عاشورا چیست؟ جلوه‌گاه خُلق و خوی حسینی و مکارم اخلاق در برخوردهای یک حجت معصوم.
    اَلمَوتُ اَولی مِن رُکُوبِ العارِ و العارُ اَولی مِن دُخُولِ النّار
    مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است.

    حادثه کربلا و سخنانی که امام حسین ‌علیه‌السلام و خانواده او داشتند و روحیات و خلق و خوبی که از حماسه‌‌سازان عاشورا به ثبت رسیده است، منبع ارزشمندی برای آموزش اخلاق و الگو‌گیری در زمینه خودسازی، سلوک اجتماعی، تربیت دینی و کرامت انسانی است.
    مسائلی همچون صبوری، ایثار، جوانمردی، وفا، عزت، شجاعت، وارستگی از تعلقات، توکل، خداجویی، همدردی و بزرگواری، نمونه‌هایی از «پیام‌های اخلاقی» عاشورا است و در گوشه گوشه این واقعه جاویدان، می‌توان جلوه‌های اخلاقی را دید.
    آزادی در مقابل بردگی، اصطلاحی حقوقی و اجتماعی است، اما «آزادگی» برتر از آزادی است و نوعی حرّیت انسانی و رهایی انسان از قید و بندهای ذلت‌آور و حقارت‌بار است. تعلقات و پای‌بندی‌های انسان به دنیا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و ... در مسیر آزادی روح او، مانع ایجاد می‌کند. اسارت در برابر تمنیّات نفسانی و عُلقه‌های مادی، نشانه ضعف اراده بشری است.
    وقتی کمال و ارزش انسان به روح بلند و همت عالی و خصال نیکوست، خود را به دنیا و شهوات فروختن، نوعی پذیرش حقارت است و خود را ارزان فروختن .
    علی علیه‌السلام می‌فرماید:
    «اَلا حُرُّ یَدَع هذهِ اللّماظَةَ لِاهلِها؟ اِنّهُ لَیسَ لِاَنفُسِکُم ثَمَنٌ اِلا الجَنَّةُ فَلا تَبیعُوها اِلا بِها.» (1)
    آیا هیچ آزاده‌ای نیست که این نیم خورده (= دنیا) را برای اهلش واگذارد؟
    یقینا بهای وجود شما چیزی جز بهشت نیست. پس خود را جز به بهشت نفروشید!
    آزادگی در آن است که انسان کرامت و شرافت خویش را بشناسد و تن به پستی و ذلت و حقارت نفس و اسارت دنیا و زیر پا نهادن ارزش‌های انسانی ندهد.
    در پیچ و خم‌ها و فراز و نشیب‌های زندگی، گاهی صحنه‌هایی پیش می‌آید که انسان‌ها به خاطر رسیدن به دنیا یا حفظ آنچه دارند یا تامین تمنیّات و خواسته‌ها یا چند روز زنده ماندن، هر گونه حقارت و اسارت را می‌پذیرید. اما احرار و آزادگان، گاهی با ایثار جان هم، بهای «آزادگی» را می‌پردازند و تن به ذلت نمی‌دهند.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. #144
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shapark پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞






    امام حسین علیه‌السلام فرمود:

    «مَوتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ من حَیاةٍ فی ذُلٍّ» (2)؛ مرگ با عزت بهتر از حیات ذلیلانه است.
    این نگرش به زندگی، ویژه آزادگان است. نهضت عاشورا جلوه بارزی از آزادگی در مورد امام حسین علیه‌السلام و خاندان و یاران شهید اوست و اگر آزادگی نبود، امام تن به بیعت می‌داد و کشته نمی‌شد. وقتی می‌‌خواستند به زور از آن حضرت بیعت به نفع یزید بگیرند، منطقش این بود که:
    «لا وَاللهِ لا اُعطیهم بِیَدی اِعطاءَ الذّلیلِ وَ لا اُقِرُّ اِقرارَ العبید» (3)؛ نه به خدا سوگند؛ نه دست ذلت به آنان می‌دهم و نه چون بردگان تسلیم حکومت آنان می‌شوم!
    صحنه کربلا نیز جلوه دیگری از این آزادگی بود که از میان دو امر شمشیر یا ذلت، مرگ با افتخار را پذیرفت و به استقبال شمشیرهای دشمن‌ رفت و فرمود:
    «اَلا و انَّ الدَّعِیّ بنَ الدَّعِیّ قَدرِ کَزنی بَینَ اثنَتَینِ: بَینَ السِّلةِ و الذِّلةِ و هَیهاتَ مِنّا الذِّلةُ.» (4)
    بر ما گمان بردگی زور برده‌اند ای مرگ، همتی! که نخواهیم این قیود
    انسان‌های آزاده‌، در لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزه خونین را بر می‌گزینند و فداکارانه جان می‌بازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعه خود را آزاد کنند.

    در نبرد روز عاشورا نیز، هنگام حمله به صفوف دشمن این رجز را می‌خواند:
    اَلمَوتُ اَولی مِن رُکُوبِ العارِ و العارُ اَولی مِن دُخُولِ النّار (5)
    مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است.
    روح آزادگی امام، سبب شد حتی در آن حال که مجروح بر زمین افتاده بود نسبت به تصمیم سپاه دشمن برای حمله به خیمه‌های زنان و فرزندان، برآشوبد و آنان را به آزادگی دعوت کند:
    «ان لَم یَکُن لکُم دینٌ و کنتُم لا تَخافُونَ المَعادَ فَکوُنُوا اَحراراً فی دُنیاکُم.» (6)
    گر شما را به جهان بینش و آیینی نیست لااقل مردم آزاده به دنیا باشید
    فرهنگ آزادگی در یاران امام و شهدای کربلا نیز بود. حتی مسلم بن عقیل پیشاهنگ نهضت حسینی در کوفه نیز، هنگام رویارویی با سپاه ابن زیاد رجز را می‌خواند و می‌جنگید:
    َاقسَمتُ لا اُقتَلُ الاّ حُرّاً وَ اِن رَاَیتُ المَوتَ شَیئاً نُکرا (7)
    هر چند که مرگ را چیز ناخوشایندی می‌بینم. ولی سوگند خورده‌ام که جز با آزادگی کشته نشوم.
    جالب اینجا است که همین شعار و رجز را عبدالله، پسر مسلم بن عقیل، در روز عاشورا هنگام نبرد در میدان کربلا می‌خواند. (8) این نشان‌دهنده پیوند فکری و مرامی این خانواده بر اساس آزادگی است.
    دو شهید دیگر از طایفه غفار، به نام‌های عبدالله و عبدالرحمان، فرزندان عروه، در رجزی که در روز عاشورا می‌خواندند، مردم را به دفاع از «فرزندان آزادگان» می‌خواندند. و با این عنوان، از آل پیامبر یاد می‌کردند: «یا قوم ذودوا عن بنیِ الاحرار ...» (9)
    مصداق بارز دیگری از این حرّیت و آزادگی، حُرّ بن یزید ریاحی بود. آزادگی او سبب شد که به خاطر دنیا و ریاست آن، خود را جهنمی نکند و بهشت را در سایه شهادت خریدار شود. توبه کرد و از سپاه ابن زیاد جدا شد و به حسین علیه‌السلام پیوست و صبح عاشورا در نبردی دلاورانه به شهادت رسید. وقتی حرّ نزد امام حسین علیه‌السلام آمد، یکی از اصحاب حضرت، با اشعاری مقام آزادی و حرّیت او را ستود:
    لَنِعمَ الحُرُّ حُرُّ بَنی رِیاحٍ وَ حُرُّ عِندَ مُختَلَفِ الرِّماحِ (10)
    چون به شهادت رسید، سیدالشهدا علیه‌السلام بر بالین او حضور یافت و او را حُر و آزاده خطاب کرد و فرمود: همانگونه که مادرت نام تو را حُر گذاشته است، آزاده و سعادتمندی، در دنیا و آخرت:
    «اَنتَ حُر کَما سَمّتکَ اُمُّکَ، و اَنتَ حُر فِی الدُّنیا و اَنتَ حُر فِی الاخرة.» (11)
    اگر آزادیخواهان و آزادگان جهان، در راه استقلال و رهایی از ستم و طاغوت‌ها می‌جنگند و الگویشان قهرمانی‌های شهدای کربلا است، در سایه همین درس «آزادگی» است که ارمغان عاشورا برای همیشه تاریخ است. انسان‌های آزاده‌، در لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزه خونین را بر می‌گزینند و فداکارانه جان می‌بازند تا به سعادت شهادت برسند و جامعه خود را آزاد کنند.

    پي‌نوشت‌ها:
    1- نهج‌البلاغه، صبحی صالحی، حکمت 456 .
    2- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 68 .
    3- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 421 .
    4- لهوف، سید بن طاووس، ص 57 .
    5- کشف الغمه، اربلی، ج 2، ص 32 .
    6- بحارالانوار، ج 44، ص 51 .
    7- همان، ص 352 .
    8- بحارالانوار، ج 44، ص 352 .
    9- وقعة الطف، ص 234 .
    10- ارشاد، شیخ مفید (چاپ کنگره جهانی شیخ مفید) ج 2، ص 100 .
    11- بحارالانوار، ج 45، ص 14/ وقعة الطّف، ص 215.

    منبع:
    پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي .

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. #145
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞






    حسین وارث رنج آدم تا خاتم علیهم السلام


    مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است . مدینه را می نگرد و مسجد پیامبر را و مکه ابراهیم را و کعبه ی به بند نمرود کشیده را و اسلام را و پیام محمد (ص) را و کاخ سبز دمشق را و در بندکشیدگان را و ...
    مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است . بار سنگین همه این مسئولیت ها بر دوش او سنگینی می کند .
    او، وارث رنج بزرگ انسان است . تنها وارث آدم، تنها وارث ابراهیم و... تنها وارث محمد ! و...
    مردی تنها !
    اما نه، دوشادوش او زنی نیز از خانه فاطمه بیرون آمده است، گام به گام او ، نیمی از بار سنگین رسالت برادر را بر دوش خود گرفته است .
    مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است، تنها و بی کس ، با دست های خالی ، یک تنه به روزگار وحشت و ظلمت و آهن یورش برده است . جز مرگ سلاحی ندارد اما او فرزند خانواده ای است که "هنر خوب مردن" را در مکتب حیات خوب آموخته است .
    در این جهان هیچکس نیست که همچون او بداند که :"چگونه باید مرد ؟"
    آموزگار بزرگ "شهادت" اکنون برخواسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در "توانستن"می فهمند و به همه آنها که پیروزی بر خصم را تنها در "غلبه"می دانند، بیاموزد که :"شهادت" نه یک "باختن" که یک "انتخاب" است .
    و حسین وارث آدم که به بنی آدم زیستن داد و وارث پیامبران بزرگ که به انسان، "چگونه باید زیست" را آموخت .

    اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم "چگونه باید مرد" را بیاموزد .

    برگرفته از: حسین، وارث آدم، دکتر علی شریعتی

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. #146
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞







    در نوای‌ زندگی‌ سوز از حسین‌
    اهل‌ حق‌، حریت‌آموز از حسین‌
    هر که‌ پیمان‌ با هو الموجود بست
    ‌گردنش‌ از بند هر معبود رست‌
    الله الله بای‌ بسم‌ الله
    پدرمعنی‌ ذبح‌ عظیم‌ آمد پسر
    خاست‌ آن‌ سر جلوه‌ خیر الامم‌
    چون‌ سحاب‌ قبله‌ باران‌ در قدم‌
    بر زمین‌ کربلا بارید و رفت
    ‌لاله‌ در ویرانه‌ها کارید و رفت‌
    تاقیامت‌ قطع‌ استبداد کرد
    موج‌ خون‌ او چمن‌ ایجاد کرد
    بهر حق‌ در خاک‌ و خون‌ گردیده‌ است
    ‌پس‌ بنای‌ لااله‌ گردیده‌ است‌
    خون‌ او تفسیر این‌ اسرار کرد
    ملت‌ خوابیده‌ را بیدار کرد
    رمز قرآن‌ از حسین‌ آموختیم‌
    زآتش‌ او شعله‌ها اندوختیم‌
    ای‌ صبا ای‌ پیک‌ دور افتادگی
    ‌ اشک‌ ما بر خاک‌ پاک‌ او رسان‌



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞

  9. تشكر


  10. #147
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞







    تقدیم به آن احیاء کننده ای که ...


    « حسین، ای پرچم خونین حق، بر دوش،
    حسین، ای انقلابی مرد
    حسین، ای رایت آزادگی در دست،
    در آن صحرای سرخ و روز آتشگون
    قیام قامتت در خون نشست، اما
    پیام نهضتت برخاست
    از آن طوفان « طف» در روز عاشورا،
    به دشت « نینوا»، نای حقیقت از «نوا» افتاد
    ولی...
    مرغ شباهنگ حقیقت، از نوای ناله " حق، حق" نمی افتد.»
    سلام بر تو ، ای حسین!
    ای خون خدا، و... ای فرزند خون خدا
    سلام بر خط شفقگون کربلا، که خون تو را - ای خون خدا- همواره بر چهره افق می پاشد و غروب هنگام، سرخی آسمان مغرب را به شهادت می گیرد، تا آن جنایت هولناک را هر چه آشکارتر بنمایاند و چشم تاریخ را بر این صحنه همیشه خونین بدوزد و گوش زمان را از آن فریادهای تندرگونه آن عاشورای دوران ساز، بیاکند.
    ای حسین.... ای عارف شب و مبارز روز!
    کربلای تو، عشق را معنی کرد و انقلاب تو اسلام را زنده ساخت و شهادت تو، حضور همیشگی در همه زمان ها و زمین ها بود.
    نه تنها تو، که خانواده ات نیز، پا به پای تو در تمام لحظه ها و صحنه ها و حادثه ها در این « رسالت» شریک بودند و با
    « اسارت» خویش، به جنگ « اسارت مردم» رفتند. خواهر قهرمانت « زینب» آن شیر زن، آن « اسیر آزادی بخش» از خون تو پتکی ساخت و بر سر خفتگان« شهر افسوس» یزید ساخته فرو کوفت و پیام آن« ثار» های جوشان و مقدس را به گوش همه بی خبران و اغفال گشتگان رساند.

    و... فرزندت،« زین العابدین» با تیغ بیانش در شب خفقان و سانسور به چنان حمله ای دست زد که خیمه های فریب و تزویر و ارعاب و ترور، دریده شد و سوخت و در شعله اش، خفتگان بیدار شدند.
    ای حسین... ای شراره ایمان!
    ای حسین.... ای در جزیره امنیت جلادان، موج آفرین!
    ای حسین... ای در سکوت سرخ ستم، شهر آشوب!
    در بهت خاموشی و ترس، تلخابه فریاد را در حلقوم شب ریختی و با نامردان تبهکار، مردانه در آویختی.
    عاشورای تو، انفجاری از نور و تابشی از حق بود که بر« طور» اندیشه ها تجلی کرد و« موسی خواهان» گرفتار در« تیه»(1) ظلمت ظلم را از سرگردانی نجات بخشید.
    درخششی بود که در دل دشمن، ترس ریخت و در دل دوست، امید آفرید و مردگان را بیدار ساخت و غافلان را بهوش آورد و «شب» را تا پشت دروازه های شهر شرک و قلعه نفاق، تاراند.
    ای حسین!
    تو، نه یک نفر بودی که در آن روز در یک نبرد، شهید شدی، بلکه آذرخشی بودی در خفقان سیاه، فریاد« هل من ناصر» ی بودی در روز غربت قرآن، و چشمی بودی در انتظار پاسخی از« ما»....
    و چه خوب، شیعه تو تاریخ مبارزات مکتبی را با الهام از روح قدسی تو ادامه داد و تا بدین جا رساند که می بینی.
    آن رایت بلند و برافراشته و خونین، هرگز نیفتاد.
    و آن دریای متلاطم خون، هرگز آرام نگرفت.
    و آن موج ها هرگز نخفت و نیاسود.
    چه می گویم؟ ... تو تاریخ را به حرکت آوردی و زبان زمان را به سرودن حماسه های زیبای ایثار و جهاد و شهادت گشودی . لحظه لحظه تاریخ را عاشورا ساختی و جای جای سرزمین ها را کربلا... .
    تو فریاد« هل من ناصر» برآوردی.
    تو خروش« فکونوا احراراً فی دنیاکم» سر دادی.
    تو درهیبت و شکوه و ایمان، رسواگر طبل های تو خالی ستم پیشگان گشتی.
    تو، به اسلام و دین، حیات وعزت و آبرو بخشیدی.
    ای حسین... ای سالار شهیدان،
    ای نمونه « بودن»!
    ای خلیل حادثه! ... ای چراغ بادیه!
    محروم بودیم و مستضعف،
    مظلوم بودیم وغارت شده،
    اسیر بودیم و مایوس،
    خسته بودیم و ناتوان
    خفته بودیم و بی خبر... اما تو، ای « مصباح هدایت» و ای « کشتی نجات» گام خسته ما را به تلاش کشاندی و افسردگی یأسمان را به شور امید مبدل ساختی و از سکوت و درنگ و وحشت، به فریاد و هجوم و شجاعتمان رساندی و پای کوفته و پر آبله ما را، تا بام آگاهی و تا برج بیداری فرا بردی.
    ای معلم انسان!
    در کلاس بشریت، به ما در برابر هر تند باد حادثه، در تهاجم هر سیل، در تلاطم هر موج، ایستادگی و نستوهی و صبر آموختی و دریا دلمان کردی و نبض زندگیمان را به حرکت و طپش آوردی.
    ما- نه ما، که انسان- وامدار توست و بشریت همواره به تو مدیون خواهد بود.

    1- بیابان

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  11. #148
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    roz1 پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞








    جلوه توکل در كربلا

    داشتن تکیه‌گاهی قدرتمند و استوار در شداید و حوادث، عامل ثبات قدم و نهراسیدن از دشمنان و مشکلات است. توکل، تکیه داشتن بر نیروی الهی و نصرت و امداد اوست. قرآن کریم دستور می‌دهد که مومنان تنها بر خدا تکیه کنند و در روایات اسلامی آمده است که هر کس به غیر خدا اتکاء و پشت‌گرمی داشته باشد، خوار و ضعیف می‌شود.
    امام حسین علیه‌السلام در آغاز حرکت خویش از مدینه، تنها با توکل بر خدا این راه را برگزید و هنگام خروج از مکه به سوی کوفه، گرچه برای پاسخ‌گویی به دعوت‌نامه‌های کوفیان آهنگ آن دیار کرد، ولی باز هم تکیه‌گاهش خدا بود، نه نامه‌ها و دعوت‌های مردم کوفه. به همین جهت نیز وقتی میان راه خبر بی‌وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل را شنید، باز نگشت و برای انجام تکلیف با توکل بر خدا، راه را ادامه داد.
    حتی توکلش بر یاران همراهش هم نبود. از این رو از آنان نیز خواست که هر کس می‌خواهد برگردد. با این توکل بود که هیچ پیش‌آمدی در عزم او خلل وارد نمی‌کرد در وصیتی که به برادرش محمد حنفیه در آغاز حرکت از مدینه داشت، ضمن بیان انگیزه و هدف خویش از این قیام، در پایان فرمود:
    «ما توفیقي الا بالله، علیه توکلت و الیه انیب.» (1)
    وقتی در منزل خزیمیّه حضرت زینب علیهاالسلام شعری را از هاتفی شنید که خبر از سرانجام مرگ برای کاروان می‌داد، نگرانی خویش را به امام ابراز کرد. حضرت فرمود: «خواهرم! آنچه تقدیر است، خواهد شد.» (2)
    در منزل بیضه، در یک سخنرانی که خطاب به اصحاب خود و سربازان حُر انجام داد، ضمن انتقاد از پیمان‌شکنی کوفیان و نیرنگ آنان که به او نامه نوشته بودند، فرمود: «و سَیُغنیِ اللهُ عَنکُم» (3) و از نصرت آنان اظهار بی‌نیازی کرد و چشم به خداوند دوخت.
    صبح عاشورا با شروع حمله دشمن به اردوگاه امام، آن حضرت در نیایشی به درگاه خدا، این اتکال و اعتماد به پروردگارش را در هر گرفتاری و شدت و پیشامد سخت چنین بیان کرد:
    «اللهمَّ انتَ ثِقَتی فی کُلّ کَربٍ و انتَ رَجائی فی کلّ شِدةٍ و انتَ لی فی کُلِّ اَمرٍ نَزَلَ بی ثِقَة و عُدة... »(‌‌‌4)
    و خدا را هم به عنوان عامل پشت گرمی و اطمینان نفس (ثقه) و هم نیروی حمایتگر و پشتیبان خویش (عُدّه) خواند و اینگونه مناجات در صحنه درگیری و آستانه شهادت، جز از روح‌های متوکل بر نمی‌آید. در سخنرانی‌های دیگری که خطاب به سپاه کوفه داشت، با تلاوت آیاتی که متضمن ولایت و نصرت الهی نسبت به صالحان است، توکل خویش را بر خدا ابراز نمود: «انّ وَلییَّ ‌اللهُ الّذی نَزَّلّ الکتابَ و هو یَتَولّی الصالحینَ.» (5)
    امام حسین علیه‌السلام در آغاز حرکت خویش از مدینه، تنها با توکل بر خدا این راه را برگزید و هنگام خروج از مکه به سوی کوفه، گرچه برای پاسخ‌گویی به دعوت‌نامه‌های کوفیان آهنگ آن دیار کرد، ولی باز هم تکیه‌گاهش خدا بود، نه نامه‌ها و دعوت‌های مردم کوفه. به همین جهت نیز وقتی میان راه خبر بی‌وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل را شنید، باز نگشت و برای انجام تکلیف با توکل بر خدا، راه را ادامه داد.
    و در خطبه‌ای در روز عاشورا، جمله «انّی تَوکلتُ عَلی اللهِ رَبّی و ربُّکُم» را بیان کرد که شاهد دیگری بر این روحیه و باور است. (6)
    در طول راه نیز در برخورد با ضحّاک بن عبدالله مشرقی، وقتی وی آمادگی کوفیان را برای جنگ با سیدالشهدا علیه‌السلام اعلام کرد، تنها پاسخ امام این بود:
    «حَسبیَ ‌اللهُ و نِعمَ الوَکیل» (7)
    این خصلت برجسته در آخرین لحظات حیات حضرت نیز همراه او بود. وقتی زخمی و نیزه خورده بر زمین افتاده بود. در آن مناجات بلند و عارفانه با معبود خویش از این توکل بر ذات قادر متعال دم می‌زد:
    «اَستَعینُ بِکَ ضَعیفاً و اَتَوکَّلُ عَلیکَ کافیاً.» (8)
    این روحیه توکل بر خدا، هم در آغاز بیرون آمدن از مدینه، در وصیت نامه‌اش به محمد حنفیه به چشم می‌خورد، هم در واپسین لحظات حیات در قتلگاه، توکل در مبدا و نهایت در طول این راه و در اوج شداید و بحران‌های پیش آمده ... در عین حال همه مقدمات لازم و تمهیدات شایسته را نیز در جریان نهضت فراهم ساخته بود، تا توکلش جدای از عمل و استفاده از امکانات در راه هدف نباشد؛ و این است مفهوم راستین توکل!

    پي‌نوشت‌ها:
    1- بحارالانوار، ج 44، ص 330.
    2- المقضی هوکائن (موسوعة کلمات الامام الحین، ص 342).
    3- موسوعة کلمات الامام حسین، ص 361.
    4- ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 96.
    5- اعراف، آیه 196.
    6- بحارالانوار، ج 45، ص 9.
    7- موسوعة کلمات الامام الحسین، ص 378.
    8- مقتل الحسین، مقرم، ص 357.

    منبع:
    پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي .


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. #149
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shapark پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞






    تجلّى‏عزّت و شجاعت در گفتار امام حسین علیه‏السلام

    كاروانِ زمان شتابان درگذر است. حوادث سوار بر این كاروان از پرده نهان به ظهور مى‏رسند و در غبارِ زمان محو مى‏شوند، و بسیار اندكند حوادثى كه اثرى ماندگار داشته باشند. ویژگى این گونه حوادث چیست؟ در تأملى كوتاه مى‏یابیم كه خصوصیت رویدادهاى پایدار در این است كه در راه حق و براى حق، و دور از منافع شخصى یا گروهى است. از این میان، حوادث تاریخى كه انبیا و اولیا محرّك یا پیشاهنگ آن بوده‏اند جاودانه شده به جاودانگى حق و حقیقت پیوسته‏اند كه: كلُّ شیءٍ هالكٌ إلاّ وَجهَه(1).

    آرى آنچه وِجهه الهى دارد و محض رضاى حق تعالى و حفظ دین اوست ماندگار است و جاویدان، و این گونه است قیام و اقدام حسین بن على علیه‏السلام بر ضد حكومت یزید فاسق براى حفظ اسلامِ راستین و احكام دین كه دستخوش انحراف اساسى شده بود.
    از وظایف اصلى امام كه حجت حق تعالى و خلیفه معصوم و منصوص رسول اللّه‏ است نگهبانى از كیان اسلام است، و هر یك از ائمه ما به اقتضاى زمان این وظیفه را به صورتى انجام داده‏اند(2). هر چند همه در راه اعلاى كلمه حق به نوعى به شهادت نائل شدند، ولى از میان آنان به واسطه كیفیت بسیار غم‏انگیز شهادت حسین بن على علیه‏السلام لقب سیدالشهداء به ایشان اختصاص یافت.
    این شهادت كه ابعاد گوناگونش برتر از توصیف است تأثیرى گسترده و عمیق بر تاریخ اسلام داشت، و نه تنها انگیزه قیامهایى چون توّابین و مختار ثقفى گردید(3)، بلكه در طول تاریخ انگیزه سرودن مراثى و تشكیل مجالس سوگوارى و روضه‏خوانى و حركتهاى جمعى بر ضد ظلم و بى‏عدالتى و فقر شده كه هر یك به نوعى بازآفرینى خاطره آن حادثه غم‏انگیز یا اثر پذیرفته از آن است. تأثیر این رویداد تنها در این حد نیست، بلكه مطالعه سخنرانیهایى كه حضرتش از زمان خروج از مدینه تا عاشوراى سال 61 در كربلا ایراد فرموده، همه آموزنده و سازنده است: آموزنده ابعاد اجتماعى و حكومتى اسلام و كفرستیزى آن؛ و موجد روحیه شجاعت و عزّت، حرّیت و عدالت و دیگر فضایل اخلاقى.

    اینك نویسنده بر آن است در که با نقل بخشهایى از سخنان امام حسین علیه‏السلام از مدینه تا كربلا و توضیحى كوتاه، روحیه دلیرى و عزّت، شجاعت توأم با رأفت حضرت را نشان دهد، باشد كه معرفت و محبت ما را نسبت به آن امام همام افزونتر گرداند:

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  13. #150
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 17) ۞۩۞








    پس از مرگ معاویه در رجب سال 60، یزید بر خلاف موازین اسلامى ـ كه حد‌اقلّ آن، مشورت با اهل حَلّ و عقد بود ـ از سوى پدر تكیه بر اریكه خلافت زد، و ضمن نامه‏هایى از حكام شهرهاى مهم درخواست بیعت كرد. در همین راستا نامه‏اى به ولید بن عُتبه حاكم مدینه نوشت، و بیعت فورى حسین بن على علیه‏السلام را خواستار شد. ولید به وسیله مروان بن حَكم ـ حاكم سابق معاویه ـ موضوع را به اطلاع حضرت رساند. پس از رویدادهایى كه به رعایت اختصار از نقلش درمى‏گذریم(5)، پاسخ امام به ولیدِ عُتبه چنین بود:
    ایّها الأمیر! إنّا اهلُ بَیتِ النُبُوّة و مَعدِنُ الرِّسالَةِ و مُختَلفُ الملائكة و مَهبطُ الرحمة بِنا فتَحَ اللّه‏ُ و بِنایَختِم. و یَزیدُ رَجلٌ شارِبُ الخَمرِ و قاتِلُ النَّفسِ المُحتَرمَةِ، مُعلِنٌ بِالفِسقِ؛ و مِثلى لا یُبایِعُ مِثلَه، ولـكنْ نُصبِحُ و تُصبِحونَ وَ نَنْظُرُ و تَنظُرون أیُّنا أحقُّ بِالخِلافَةِ وَ البَیعَة(6):
    اى امیر! ما خاندان نبوّت و معدن رسالت الهى، و محل آمد و شدِ فرشتگان و جاى نزول رحمت خدا هستیم. خداوند به وسیله ما [درِ رحمت و هدایتش را] گشوده و هم به وسیله ما به پایان خواهد بُرد. امّا یزید [كه بیعتش را مى‏طلبى] مردى شرابخوار و آدم‏كش است كه فسق و فجورش آشكار شده، پس چو منى هیچ‏گاه با چون اویى بیعت نخواهد كرد. ولى ما و شما در انتظار آینده به‏سر مى‏بریم و تأمل مى‏كنیم تا دریابیم كدام یك از ما به خلافت و بیعت گرفتن سزاوارتریم.
    جواب تند و درشت امام كه با ذكر فضایل خود و رذایل دشمن همراه است نمایانگر ارجمندى و دلیرى حضرت است، و مناسبت‏ترین پاسخ آن درخواست جسورانه.

    مروان بن حَكم كارگزار دیرین معاویه و دشمن خاندان نبوّت ظاهرا به عنوان دل‏سوزى پیشنهاد مى‏كند امام حسین علیه‏السلام با یزید بیعت كند. این پیشنهاد بعد از درخواست ولید بن عُتبه حاكم مدینه است كه به دستور یزید فرمان بیعت گرفتن از حضرت را صادر كرده بود و ذكرش گذشت. امام بعد از شنیدن پیشنهاد مروان مى‏فرماید: إنّا للّه‏ِ و إنا الیه راجِعون، و علَى الإسلام اَلسّلام اذا بُلِیَت براعٍ مِثلِ یزید. و لقَد سمعتُ جدّى رسولَ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله یقول: الخلافةُ مُحرَّمةٌ على آل ابى سفیانَ. فإذا رأیتُم مُعاویةَ على مِنبَرى فابْقَروا بَطنَه، و قد رآهُ أهلُ المَدینَةِ علَى المِنبر فَلَم یَبقَروا فابتَلاهُم اللّه‏ُ بیَزیدَ الفاسق(7):
    از شنیدن پیشنهاد، امام حسین علیه‏السلام نخست كلمه اِستِرجاع(8) را بر زبان جارى مى‏كند، كه در هنگام رسیدن مصیبت و بلایى باید گفت، و كلمه «سلام» هم سلام تودیع و خداحافظى است نه سلام تحیت(9). بنابراین معنىِ سخن حضرت این است كه:
    امت اسلام گرفتار و مصیبت زده است، و فاتحه اسلام خوانده شده كه به فرمانروایى مانند یزید مبتلا شده است. من از جدم پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله شنیدم كه مى‏گفت: خلافت و جانشینى من بر خاندان ابوسفیان حرام است. اگر معاویه را بر منبرم دیدید شكمش را بدرید. مردم مدینه او را بر منبر دیدند و نكشتند تا این كه خداوند آنان را به یزید فاسق مبتلا كرد.
    در نظر آوردن اوضاع سیاسى آن زمان پس از مرگ معاویه و تأكید یزید بر جلب موافقت بزرگان امت و كُشتن امتناع كنندگان از بیعت، و پاسخ درشت و صریح حسین بن على علیه‏السلام ؛ بزرگ منشى، شجاعت، ایمان و عظمت روحى حضرت را به طور شفّافى نمایان مى‏سازد.

    هنگامى كه تصمیم قطعى حضرت حسین بن على علیه‏السلام بر حركت از مدینه به اطلاع خویشان و دوستدارانش رسید، محمّد حنفیه و كسان دیگر از ارادتمندان امام هر یك به عبارتهاى گوناگون حضرت را از این سفر و همراه بردن خانواده‏شان باز مى‏داشتند، ولى هر بار پاسخى قاطع بر عزم جزم امام براى بیعت نكردن و مخالفت آشكار با حكومت یزید مى‏شنیدند. از این میان ما پاسخ حضرت را به محمّد حنفیه نقل مى‏كنیم:
    محمّد حنفیه كه از فرزندان امیرالمؤمنین علیه‏السلام است بنا به نقل طبرى مى‏گوید:
    «برادر! تو محبوب‏ترین و عزیزترین مردم هستى و من آنچه خیر و صلاح تشخیص مى‏دهم موظفم كه براى تو بگویم...».
    امام در جواب فرمود:
    «مثلاً به عقیده تو به كدام ناحیه بروم؟.»
    محمّد حنفیه گفت: فكر مى‏كنم وارد شهر مكه شوى و اگر در آن شهر اطمینان نبود از راه بیابان از این شهر به آن شهر حركت كنى تا وضع مردم و آینده آنها را در نظر بگیرى...»
    امام حسین علیه‏السلام در پاسخ فرمود:
    یا أخى! لَو لَم یَكُن فى الدُّنیا مَلَجأٌ و لا مَأوى لَما بایعتُ یزیدَ بنَ مُعاویةَ...(10) یعنى اى برادر! اگر در همه جهان پناهگاه و جایى نباشد باز هم با یزید بن معاویه بیعت نخواهم كرد.
    بیعت رأى موافق به حاكم و تأیید و تصویب حكومت اوست. با در نظر آوردن شخصیت اجتماعى، دینى و رهبرى حسین بن على علیه‏السلام روشن است كه بیعت حضرت تا چه اندازه اهمیت سیاسى ـ اجتماعى داشته است، آن‏گاه علت امتناع امام و پایدارى‏اش در این كار آشكار مى‏شود.

    از دیگر مواردى كه هدف اصلاحى و روح سلحشورى و استقامت حضرت را مى‏بینیم در وصیت‏نامه‏اى است كه هنگام حركت از مدینه ـ شهر مسكونى‏اش ـ به سوى مكه نوشته و مُهر كرده به برادرش محمّد حنفیه مى‏دهد. در این نامه نخست به وحدانیت آفریدگار و نبوت حضرت محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله حقانیت بهشت و دوزخ و رستاخیز شهادت مى‏دهد تا شامیان فریب خورده را از بر حق بودن خود آگاه كند، و سپس مى‏فرماید: و إنى لَم أخرُج أشرا و لا بَطَرا و لا مُفسِدا و لا ظالِما، و إنَّما خَرجتُ لِطَلبِ الإصلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، أُریدُ أنْ آمُرَ بِالمَعروفِ وَ أنهى عنِ المُنكَرِ وَ أسیرَ بسیرَةِ جَدّى و أبى على بن ابى‏طالب. فَمَن قَبِلَنى بقبولِ الحَقِّ فَاللّه‏ُ أولى بِالحقّ، و مَن رَدَّ علَىَّ هذا أصبِرُ حتّى یَقضِىَ اللّه‏ُ بینى و بَینَ القَومِ و هو خیرُ الحاكِمین. و هذِهِ وصیّتى إلیكَ یا أخى، و ما تَوفیقى إلاّ بِاللّه‏ِ عَلَیه تَوَكَّلتُ وَ إلَیهِ اُنیبُ(11):
    من از سرِ طغیان و تكبر یا فساد و ستمگرى [از مدینه] خارج نمى‏شوم، بلكه فقط براى اصلاح‏طلبى در امت جدّم بیرون مى‏روم، و هدف من امر به معروف و نهى از منكر است و ادامه سیره جدّم و پدرم على بن ابى‏طالب علیه‏السلام . هر كس این حق را از من بپذیرد پس خدا اولى به حق است، و هر كس هدف مرا رد كند من شكیبایى و پایدارى مى‏كنم تا خدا بین من و این قوم حكم كند كه او بهترین حاكمان و داوران است. اى برادر! این وصیت و سفارش من به تو است، و توفیق من [در اجراى آن هدف اصلاحى [جز از خدا نیست، به او توكل مى‏كنم و به سوى او باز مى‏گردم.
    با اهمیتى كه اصولاً وصیت نامه‏ها دارد و دربردارنده مهم‏ترین سفارشها و توصیه‏ها مى‏باشد، ملاحظه مى‏كنیم حضرت ابا عبداللّه‏ علیه‏السلام پس از ذكر عقاید حقه اسلامى خود براى خنثى كردن تبلیغات دروغین دشمنان كه خود را خلیفه مسلمین و امام را خروج‏كننده علیه حكومت اسلامى! معرفى مى‏كردند تنها هدف خود را از این قیام و اقدام، اصلاح‏طلبى در امّت اسلام و بر گرداندن حكومت به صالحان با امر به معروف و نهى از منكر بیان مى‏فرماید، هر چند به شهادتش بینجامد.

    حضرت در پایانِ نامه‏اى كه پاسخ به دعوت كوفیان است امام راستین را این گونه معرفى مى‏كند: فلَعَمرى(12) ما الإمامُ إلاّ العامِلُ بالكتابِ و الآخذُ بالقِسطِ و الدّاینُ بِالحقِّ و الحابِسُ نفسَه على ذاتِ اللّه‏ِ والسّلام(13):
    سوگند به جانم و آیینم؛ كه امام جز كسى كه به كتاب خدا عمل كند، و عدل و داد را پى گیرد و به حقّ بگرود، و خویشتن را وقف ذات الهى كند نیست، والسّلام.
    امام حسین(ع) بدین گونه ضمن معرفى پیشواى صالح براى رهبرى امّت، برنامه عملى خود را ـ در صورتى كه پذیراى او باشند ـ به كوفیان ارائه داد كه: عمل به كتاب خدا و رعایت عدل و قسط در دادن حقوق مسلمانان و گرویدن به حق و عدول نكردن از تكالیف الهى است.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 15 از 23 نخستنخست ... 5111213141516171819 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •