۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
صفحه 18 از 23 نخستنخست ... 8141516171819202122 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 230
  1. #171
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 18) ۞۩۞







    سر حسين در كوچه هاى كوفه

    ابن زياد به مـنظور پـياده كردن قدرت خود و خوار و زبون ساختن شيعيان امام حسين و پـيشگـيرى از حركت احتمالى مردم عليه حكومت دستور داد سر حسين عليه السلام و ساير شهدا را در كوچه هاى كوفه بگردانند، منادى هم اعلان مى كرد:
    قتل الكذّاب بن الكذّاب .
    دعبل خزاعى در اين زمينه چنين سروده است :
    راءس بن بنت محمّد و وصيّه
    للنّاظرين على قناة يرفع
    والمسلمون بمنظر و بمسمع
    لا منكر منهم و لا متفجّع
    كحلت بمنظرك العيون عماية
    و اصمّ رزؤ ك كلّ اذن تسمع
    ما روضة الاّ تمنّت انّها
    لك حفرة و لخطّ قبرك مضجع
    ايقظت اءجفانا و كنت لها كرى
    و انمت عينا لم يكن بك تهجع
    1 ـ (( سر پـسر دخـتـر مـحمـد و وصى او براى ديدن بينندگان بر سر نى بلند مى شود. ))
    2 ـ (( مـسلمـانان مـى بينند و مـى شنوند نه كسى ايراد مى كند و نه شيون و زارى مى نمايد. ))
    3 ـ (( (پـسر پـيغـمـبر) با ديدن سر تو چشمها سرمه كورى كشيدند و مصيبت تو همه گوشها را كر كرده . ))
    4 ـ (( هيچ نقـطه اى از زمـين نيست كه آرزو مـى كند كاش محل قبر و خوابگاه تو بود. ))
    5 ـ (( خـواب بر چـشمـهائيكه با وجود تو بخواب ناز مى رفتند حرام شد و آنانكه از ترس تو بخواب نمى رفتند آرام گرفتند. ))
    نكتـه : البته تا يك زمان كوتاهى اين حالت در مردم حكمفرما بود ولى طولى نكشيد كه به خود آمدند و ريشه ظلم يزيدى را كندند.
    زيد بن ارقم گويد: در غرفه خود نشسته بودم ديدم سر حسين بالاى نيزه در كوچه ها مى گـردانند، همينكه محاذى غرفه ام رسيدند شنيدم كه مى خواند: ام حسبت انّ اصحاب الكهف و الرّقيم كانوا من اياتنا عجبا.(355)
    (( آيا گـمان مى كنى كه داستان اصحاب كهف و رقيم از آيات عجيب ما است ))
    از شنيدن اين آيه از سر بريده ابى عبدالله موى بر تنم راست شد و بى اختيار صدا زدم :
    راءسك يابن رسول اللّه اعجب و اعجب .آرى سر تو از زنده شدن اصحاب كهف عجيب و عجيبتر است . ))
    انّا للّه و انّا اليه راجعون .(356)

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞

  2. #172
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 18) ۞۩۞





    آنجا كه مجرمين پشيمان مى شوند

    پـس از آنكه اسراى كربلا وارد كوفـه شدند از سوى مـردم كوفـه كه مـدت پـنج سال عـلى بن ابى طالب با آن عـدالت بى نظير در اين شهر بر آنها حكومت كرده و فـضائل اهل بيت پيغمبر را زياد شنيده بودند از هر طرف صداى طعن و لعن بر كشندگان فـرزند پيغمبر بلند شد و به گوش دشمنانشان مى رسيد، دشمنان ابى عبدالله بدتر از سگـان پشيمان شدند چنانكه عمر سعد پس از مراجعت از كربلا آنچنان پشيمان بود كه يكى از بستگانش از او احوالپرسى كرد پاسخ داد: هيچكس نزد خانواده اش برنگشته كه بدتـر باشد از وضعى كه من برگشته ام ، از مرد فاسق و فاجرى چون ابن زياد اطاعت كردم و خـداى حكيم را معصيت و مرتكب امر بزرگى شدم و رحم و خويشاوندى شريفى را قطع كردم .
    اينجا است كه هر يك از مجرمين مى خواهد جرم قتل حسين را به گردن ديگرى بيندازد ابن زياد انديشيد كه نامـه اى را كه بوسيله شمر به عمر سعد نوشته است (در صفحات پـيشين گذشت ) مدركى خواهد بود كه تمام جرائم را به گردن او مى افكند لذا عمر سعد را خواست و اظهار داشت : آن نامه را به من برگردان .
    عمر سعد: از پى اطاعت دستور تو بودم نامه را گم كردم !
    ابن زياد: باور نمى كنم بايد نامه را بياورى .
    عـمـر سعد كه اصرار ابن زياد را مشاهده كرد خواست به او بفهماند كه نقشه او را خوانده است .
    گـفـت : آنرا فـرستـادم تـا براى پـيرزنهاى قـريش بخـوانند تـا مـرا در قـتـل حسين مـعذور بدارند، من در زمينه كشتن حسين ترا چنان اطاعتى كردم كه اگر از پدرم سعدبن ابى وقاص اين چنين اطاعت مى كردم حق او را ادا كرده بودم .

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞

  3. تشكر

    negin_javdan (04-10-1389)

  4. #173
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 18) ۞۩۞





    انتقاد بر كشندگان حسين عليه السلام

    پـس از شهادت ابى عبدالله انتقادات و ايرادات مردم بر كشندگان پسر پيغمبر سرازير شد حتى از سوى نزديكترين بستگان آنها چنانكه :
    1 ـ عثمان بن زياد به برادرش عبيدالله گفت : بخدا قسم دوست داشتم كه بر بينى تمام فرزندان زياد تا روز قيامت علامت بردگى مى زدند و حسين كشته نمى شد و اين لكه ننگ بر چهره فرزندان زياد نمى نشست .
    2 ـ از تـذكره سبط ابن الجوزى نقل شده كه مرجانه مادر عبيدالله زياد بر فرزند خبيثش خـشم گـرفـت و گـفـت :يا خـبيث قـتـلت ابن رسول اللّه و الله لا راءيت وجه الله ابدا. (( يعـنى اى پست فطرت پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را كشتى بخدا قسم هرگز خدا را با روى خوش مشاهده نخواهى كرد. ))
    3 ـ معقل بن يسار به شدت از ابن زياد انتقاد مى كرد و از او كناره گرفت و پس از واقعه كربلا از همنشينى و مصاحبت با او خوددارى نمود.
    4 ـ مـردم هرگـاه عـمـر سعد را مى ديدند او را لعنت مى كردند، و هرگاه وارد مسجد مى شد مردم مسجد را ترك مى كردند.
    5 ـ حصين بن عـبدالرحمـان سلمـى گـويد: چـون خـبر قتل حسين به ما رسيد سه روز بحالت بهت و رنگهاى متغير گذرانديم كه گويا خاكستر بر سر ما پاشيده شده است .
    6 ـ ربيع بن خـثيم (خواجه ربيع ) بيست سال سكوت اختيار كرده بود وقتى خبر شهادت حسين را شنيد رنگش متغير شد و گفت : آيا راستى حسين را كشتند؟ و اين آيه را خواند:
    اللّهمّ فـاطر السّماوات والارض عالم الغيب و الشّهادة انت تحكم بين عبادك فيما كانوا فيه يختلفون . (( اى خدائيكه آسمان و زمين را آفريدى و به آشكار و پنهان آگاهى ، تـو بين بندگانت در موارد اختلاف حكم مى كنى ))
    سپس فرمود: جوانمردانى را كشتند كه رسول خـدا آنان را دوست مـى داشت و با دست لقمه بر دهانشان مى گذاشت و آنها را روى زانو مى نشانيد دوباره به سكوت برگشت تا از دنيا رفت .
    7 ـ حسن بصرى هنگاميكه شنيد حسين را شهيد كرده اند، آنقدر گريه كرد كه پهلوهايش ورم كرد و گـفـت :و اذلاّه لامـّة قتل ابن رعيّها ابن نبيّها و اللّه لينتقمنّ له جدّه و ابوه من ابن مرجانه .
    (( آه ! چـه ذلت و خـوارى است براى امتى كه فرزند زنازاده فرزند پيغمبرش ‍ را بكشد بخدا قسم جد و پدر حسين از پسر مرجانه انتقام مى گيرد. ))
    مـطالب در اين زمينه زياد است حتى عده اى كوفه را ترك كردند بخاطر كشته شدن حسين به جاى ديگـر رفـتـند مـانند عـبدالرحمـن قـضاعـى به بصره نقل مكان كرد و گفت : در شهرى كه پسر پيغمبر در آن شهر شهيد مى شود سكنى نمى كنم.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞

  5. تشكر

    negin_javdan (04-10-1389)

  6. #174
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞






    زهره ی منظومه ی زهرا حسین
    كشته ی افتاده به صحرا حسین
    دست صبا زلف تو را شانه كرد
    بر سر نی خنده ی مستانه كرد
    چیست لب خشك و ترك خورده ات ؟
    چشمه ای از زخم نمك خورده ات
    روشنی خلوت شب های من
    بوسه بزن بر تب لب های من
    تا ز غم غربت تو تب كنم
    یاد پریشانی زینب كنم
    آه! از آن لحظه كه بر سینه ات
    بوسه نشاندند لب تیرها
    آه! از آن لحظه كه بر پیكرت
    زخم كشیدند به شمشیرها
    آه! از آن لحظه كه اصغر شكفت
    در هدف چشم كمانگیرها
    آه! از آن لحظه كه سجاد شد
    هم نفس ناله ی زنجیرها
    قوم به حج رفته به حج رفته اند
    بی تو در این بادیه كج رفته اند
    كعبه تویی كعبه به جز سنگ نیست
    آیینه ای مثل تو بی رنگ نیست
    آینه ی رهگذر صوفیان
    سنگ نصیب گذر كوفیان
    كوفه دم از مهر و وفا می زدند
    شام تو را سنگ جفا می زدند
    كوفه اگر آینه ات را شكست
    شام از این واقعه طرفی نبست
    كوفه اگر تیغ و تبر زین شود
    شام اگر یكسره آذین شود
    مرگ اگر اسب مرا زین كند
    خون مرا تیغ تو تضمین كند
    آتش پرهیز نَبُرّد مرا
    تیغ اجل نیز نَبُرّد مرا
    بی سر و سامان توام یا حسین
    دست به دامان توام یا حسین
    جان علی سلسله بندم مكن
    گردم و از خاك بلندم مكن
    عاقبت این عشق هلاكم كند
    در گذر كوی تو خاكم كند
    ساقی لب تشنه لبی باز كن
    سفره ی نان و رطبی باز كن
    شمه ای از زخم دلت بازگو
    نكته ای از نقطه ی آغاز گو
    قوم به حج رفته چو باز آمدند
    بر سر نعشت به نماز آمدند
    قوم به حج رفته تو را كشته اند
    پنجه به خوناب تو آغشته اند
    سامریان شعبده بازی كنند
    نفی رسولان حجازی كنند

    زنده یاد حاج محمدرضا آقاسی



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. تشكرها 4

    parsa (09-10-1389), نازنين زهرا (04-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (04-10-1389), علم الهدى (04-10-1389)

  8. #175
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞







    نوزدهم محرم؛ ورود کاروان اسيران کربلا به شام

    محرم از جمله ماههايي است که تاريخ روزانه آن به واسطه قيامامام حسين(ع)و وقوع نهضت عاشورا از اهميت خاصي برخوردار است، به همين دليل تا پايان اين ماه مهمترين وقايع روزانه را مرور مي کنيم.

    اهل بيت امام حسين (ع)در حالى به شام منتقل شدند که بر فراز شتران در غل و زنجير کشيده شده و آفتاب داغ سيماى آنان را دچار سوختگى کرده بود، دست‏ها بر گردن‏ها بسته و در بازارها گردانيده مى ‏شدند.

    يزيد در انتظار رسيدن اسيران بود. نماينده جنايتکارش عبيدالله بن زياد برنامه اش را خوب انجام داده بود. يزيد دستور داد تا شهر شام را آذين بندى کرده و خاندانحسين بن على (ع)را در کوچه و بازار بگردانند
    .
    کاروان اسيران را سه روز در پشت "دروازه ساعات" نگهداشتند تا کار جشن کامل شود. آن دروازه، يکى از دروازه هاى شرقى شام بود که راه "حلب" و "کوفه" به آن ختم مى شد. شهر را با زيورها، ديبا و زر و سيم و انواع جواهر آراستند.

    سپس مردان، زنان، کودکان، بزرگسالان، وزيران، اميران، يهود، مجوس، نصارا و همه اقوام، با طبل، دف، شيپور، سرنا و ديگر ابزار لهو و لعب براى شادى و تفريح بيرون آمدند. چشمها را سرمه کشيده، دستها را حنا بسته و بهترين لباس ها را پوشيده و خود را آراسته بودند.

    در چنين وضعى سر مطهر امام حسين (ع)را که بالاى نيزه بود وارد شهر کرده و به دنبال آن، اسيران اهل بيت را به شهر آوردند. مردم به شادمانى و پايکوبى و طبل زنى مشغول بودند. اين برنامه، حاصل تلاشهاى معاويه بود. او بيش از سى سال در شام حکومت کرد.

    مردم شام، با تلاشهاى معاويه باحضرت على (ع)و خاندانش دشمنى مى ورزيدند و رفتار مردم شام با اسيران کربلا نشان دهنده آن بود. سالها بود که در قنوت نمازشان برحضرت على (ع)لعنت مى فرستادند.

    علاوه بر اينها، يزيد، براى موجه جلوه دادن کار خود، امام حسين (ع) را "شورشى" معرفى و خود را سرکوب کننده شورش ضد حکومت اسلامى مى دانست. اسيران را از قسمتهاى مختلف شهر عبور دادند، از جمله "بازار شام". جمعيت زيادى از مردم براى ديدن اسيرانخاندان محمد (ص)در دو طرف بازار صف کشيده بودند.

    در انتهاى بازار "مسجد اموى" قرار داشت و اسيران را از همين مسير وارد مسجد کردند. فشار جمعيت حرکت را کند کرده بود. خونبارترين برگهاى تاريخ در حال نوشتن بود. سخنان امام حسين (ع)و خاندانش در قيام تاريخى کربلا، همه بيانگر اين بود که قيام، براى دين و مبارزه با ستم و کفر است.اهل بيت (ع)همواره خود را خاندان و وارثان پيامبر معرفى مى کردند و بر اين مهم تأکيد داشتند، تا پرده هاى غفلت و خاموشى را کنار بزنند.






    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. تشكرها 4

    parsa (09-10-1389), نازنين زهرا (04-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (04-10-1389), علم الهدى (04-10-1389)

  10. #176
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞





    قصر يزيد، در انتظار اسيران


    قصر يزيد که آن را "دار الخلافه" مى ناميدند، نزديک مسجد جامع اموى بود. يزيد براى اينکه پيروزيش را به رخ مردم بکشد، اجازه داد تا همه وارد دارالخلافه شوند و از اين رو قصر پر از جمعيت شد.

    امام سجاد (ع) در مجلس يزيد

    يـزيـد مـجـلـسـى ترتيب داده و اشراف شام را دعوت کرده بود، سپس دستور داد اسراى اهل بيت را که با طناب و زنجير آنان را به هم بسته بودند با وضعى توهين آميز وارد مجلس جشن يزيد کردند. حضار به آنها مى نگريستندامام سجاد (ع)رو به روى يزيد قرار گرفت و چند شعر خواند که بيزارى و نفرت او را از يزيد نشان مى دهد:
    "انتظار نداشته باشيد که شما به ما اهانت کنيد و ما احترامتان کنيم، يا شما دائماً ما را آزار دهيد و مـا دسـت از آزار شـمـا برداريم. خدا مى داند که ما شما را دوست نداريم پس شما را از اينکه ما را دوست نداريد، سرزنش نمى کنيم."

    آنگاه حـضـرتبـه منبر رفت نخست سپاس و ستايش خداى به جا آورد، آنگاه خطبه اى خواند که قلبها را لرزاند و چشمها را گرياند. بخشى از بيانات آن حضرت اين است:

    " اى مـردم بـه مـا شـش چيز داده شده و با هفت چيز ديگر بر ساير مردم برترى يافته ايم: به ما علم، بـردبـارى، سـخـاوت، فـصـاحـت، شـجـاعت و محبت در قلوب مؤمنين را داده اند و سر آمد ديگرانيم، زيرا محمد پيامبر (ص)برگزيده از ماست، صديق اين امت، على (ع)از ماست، جعفر طيار از ماست، حمزه شير خدا و رسول از ماست، فاطمه بتول، بانوى زنان عالم از ماست و دو سبط اين امت آقاى جوانان بهشتى از ما هستند.

    هر کسى مرا مى شناسد، مى شناسد و هر کسى نمى شناسد حـسـب و نـسـبم را برايش مى گويم: من فرزند مکه و منايم، من فرزند زمزم و صفايم، من فرزند کـسـى هستم که زکات را با رداى خويش حمل مى کرد، من پسر بهترين کسى هستم که در جهان لباس پوشيد، من پسر بهترين کسى هستم که با کفش يا پاى برهنه راه رفت، من پسر بهترين کسى هـسـتـم کـه طـواف کرد و سعى به جا آورد،

    من پسر بهترين کسى هستم که حج گزارد و لبيک گفت، من پسر کسى هستم که با براق به هوا برده شد، من پسر کسى هستم که از مسجد الحرام به مـسـجـد اقـصـى بـرده شـد، من پسر کسى هستم که جبرئيل او را تا سـدرة الـمـنتهى برد، من پسر کسى هستم که نزديک و نزديکتر شد تا به اندازه دو کمان يا کمتر فـاصـلـه داشت، من پسر کسى هستم که امام جماعت فرشتگان آسمان شد، من پسر کسى هستم کـه خـداى بـزرگ بـه او وحى فرستاد، من پسرمحمد مصطفايم، من پسرعلى مرتضايم،

    من پسر کـسـى هـستم که در راه احياىلا اله الا الله مبارزه کرد، من پسر کسى هستم که در رکاب رسول خدا با دو شمشير جنگيد، با دو نيزه نبرد کرد، دو بار هجرت کرد، دو بار بيعت کرد، به دو قبله نماز آورد، در بـدر و حـنـين جنگيد و يک لحظه کفر نورزيد، من پسر بهترين مؤمنين و وارث پيامبرانکـوبـنده کافران، سيد و سالار مسلمانان و مجاهدين، زنيت عابدين، تاج سر گريه گنندگان (از خوف خدا) صبورترين مردم، برترين پيشوا از آل ياسين و از خاندانرسول پروردگارعالميانم."

    يـزيـد ملعون گـفت: اى على! پدرت با من قطع رحم کرد، حق مرا نديده گرفت و بر سر منصبم با من جنگيد، خدا هم با او چنان کرد که ديدى.

    در جواب، حضرت اين آيه را خواند: اما هر مصيبتى که در زمين يا از ناحيه جانشان به شما برسد، قبل از آن که به صحنه وجود آيد، در کتابى ثبت شده است. اى پـسر معاويه و هند و صخر! قبل از آن که تو متولد شوى هميشه نبوت و امارت در دست پدران من بوده است.

    در جنگ بدر و احد و احزاب پرچم رسول خدا در دست جد من على بن ابيطالب بود، در حـالى که جد و پدر تو پرچم هاى کفار را به دوش مى کشيدند. واى بر تو اى يزيد، اگر بدانى چه کـرده اى و نـسـبت به پدر و اهل بيت و برادران و عموزادگان من چه گناهى مرتکب شده اى، به کـوهـهـا مى گريزى و سر بر خاکهاى بيابان مى گذارى و به حال خود شيون و زارى مى کنى، اين سـزاوار است که سر حسين پسر على و فاطمهبر دروازه شهرتان نصب شود، در حالى که او وديعه رسول خداست؟ اى يزيد منتظر باش که در روز قيامت قرين ندامت و خوارى شوى.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  11. تشكرها 4

    parsa (09-10-1389), نازنين زهرا (04-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (04-10-1389), علم الهدى (04-10-1389)

  12. #177
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞






    سر مطهرامام حسين را داخل "طشت طلا" گذاشتند و نزد يزيد آوردند.

    يزيد در حالى که مى خنديد با چوب خيزران بر لبهاى امام زد و با غرور و سرمستى خواند: «بنى هاشم با حکومت بازى مى کردند، نه خبرى (از آسمان و غيب) آمده و نه وحى نازل شده است...».

    يزيد آرزو کرد کاش نياکانش که در جنگ بدر کشته شدند زنده بودند و خونخواهى و انتقام او را مى ديدند.

    اين جملات، نشان دهنده کفر قلبى و کينه يزيد به پيامبر خدا (ص)بود.

    لعنت الله علي القوم الظالمين





    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  13. تشكرها 4

    parsa (09-10-1389), نازنين زهرا (04-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (04-10-1389), علم الهدى (04-10-1389)

  14. #178
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞






    خطبه زينب کبرى (س) در مجلس يزيد

    پس از سخنان کفرآميز يزيد، هـنـگـامـى کـه وي حـقيقت درون خود را آشکار ساخت و بر همگان معلوم شد که جنگ بين امام حسين (ع)و يزيد جنگ بين دين و کفر بوده است، حضرت زينببه پا خاست و سخنرانى تاريخى اش را با اين آيه شروع کرد، فرمودند:

    "سرانجامِ بدکاران، آن شد که آيات الهى را تکذيب و مسخره کردند." در ادامه سخنرانى اش باز هم از قرآن کمک گرفت: "کافران مپندارند که اگر به آنان مهلت مى دهيم، برايشان خوب است، بلکه گناهانشان افزوده مى شود و براى آنان عذاب خوارکننده اى است."

    سـپـاس خـدا را و درود خـدا بـر رسـول او و خاندانش باد.خداى سبحان فرمودند:
    عـاقـبـت آنـان که کار زشت کردند، بسيار زشت است که آيات خدا را تکذيب کردند و به استهزا گرفتند.

    اى يزيد گمان مى کنى اکنون که اطراف زمين و آفاق آسمان را بر ما بسته اى و چنان راه چاره بر ما مسدود نموده اى که ما را برده وار به هر سو مى کشند، ما نزد خدا بى مقدار شده و تو مـحـتـرم هـستى و اين پيروزى به خاطر ارزشى است که نزد خدا دارى که تکبر مى ورزى و باد به بـينى انداخته اى، از اينکه روزگار به کام توست و کارهايت مرتب و آراسته و ملک و پادشاهى ما را بى مزاحم در اختيار گرفته اى، شادمان و خوشحالى؟

    اندکى آهسته تر، آيا فراموش کرده اى که خداى تعالى مى فرمايند:

    "کـافـران نـپـنـدارنـد مـهلتى که به ايشان مى دهيم به نفع آنهاست، اين مهلت را فقط براى آن مى دهيم که گناه بيشتر مرتکب شوند و آنان را عذابى دردناک است." (آل عمران / 178).




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. تشكرها 3


  16. #179
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞





    ادامه خطبه حضرت زينب سلام الله عليها

    آيا اين عدالت است که زنان و کنيزان خود را پشت پرده بنشانى و دختران رسول خدارا اسير کرده در حالى که پرده از ايشان برداشته و چهره هايشان را آشکار کرده به دست دشمنان دهى تا از شهرى به شهرى برند و قومى بيگانه به آنان نگاه کنند و دور و نزديک و شريف به آنها چشم دوزند، در حالى که نه سرپرستى براى آنها مانده نه پشتيبانى. چگونه مى توان از کسى انتظار مراعات داشت که مادرش جگر پاکان را به دندان کشيد و گوشتش از خـون شـهيدان روئيد؟ چگونه در دشمنى ما خانواده کوتاهى کند کسى که ما را با چشم بغض و کنيه مى نگرد؟


    بـا اين همه باز بدون آن که احساس گناه کنى و بدانى چه مى کنى با چوب به لب و دندان ابا عـبـداللّه سـالارجوانان اهل بهشت مى زنى و مى گويى: "فرياد شادى سر دهيد، دست مـريـزاد اى يـزيد" چرا نمى گويى که با ريختن خونذريه محمد (ص)و ستارگان زمين از آل عـبـدالـمـطـلـب، زخم ما را علاج ناپذير کردى و ريشه امان را سوزاندي؟ اکنون نياکان خود را صدا مى زنى و گمان مى کنى که با آنها سخن گفته اى؟ به زودى نزد آنان مى روى و آرزو مى کنى که دسـتـت خـشـک شده بود و اين کار را نمى کردى و زبانت لال مى شد و اين سخن را نمى گفتى .

    خداياحق ما را بستان و انتقام ما را از اين ستمگران بگير و خشمت را بر کسى که خون ما را ريخت و حاميان ما را کشت، نازل کن. به خدا سوگند پوست خود را شکافتى و گوشت خود را پاره کردى . تـو بـا ايـن بـار کـه از ريـختن خون ذريه رسول خدا (ص)و شکستن حرمت عترت و پاره تنش به گردن دارى، بر او وارد مى شوى،

    "و گمان مکن آنانکه در راه خدا کشته مى شوند مرده اند، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزى مى خورند." (آل عمران / 169).

    هـمـيـن بـرايت بس که خداوندحاکم است ومحمد (ص)خصم تو و آن کسى که کار را براى تو ساخته و پرداخته کرد و تو را بر گردن مسلمين مسلط نمود، به زودى خواهد فهميد که پاداش ستمگران بد پاداش نيست و آگاه مى شود که کدام يک از شما پست تر و لشکر کدام يک ضعيف تر است. اگـر مصائب دنيا باعث شده که من با تو سخن بگويم باز هم تو را بى ارزش مى دانم و کوبيدنت را لازم و نکوهشت را با ارزش مى شمرم و از جاه و حشمت تو هراسى ندارم، ولى چشم گريان است و دل بريان. اگر امروز ما را به عنوان غنيمت گرفته اى، به زودى در آنجا که جز عمل خود را نيابى، ما به زيان تو خواهيم بود و خدا به بندگان خود ستم نمى کند.

    بـه خـداشـکـايـت مى کنم و بر او تکيه دارم، پس هر حيله که دارى به کار گير و هر چه مى توانى تـلاش کن و هر چه مى خواهى کوشش کن، به خدا نمى توانى ما را از خاطره ها محو کنى و وحى ما را بـمـيرانى و به نهايت ما نمى رسى و ننگ اين ستم را نمى توانى از خويش پاک کنى. رأى تو بسيار سـسـت و ايـام دولـت انـدک و آن روز کـه مـنادى فرياد مى زند: "لعنت خدا بر ستمکاران باد"، جمعيت ات به پريشانى مى گرايد.

    سـپـاس خـدارا کـه کار پيشينيان ما را با سعادت و مغفرت پايان برد و کار آخرمان را با شهادت و رحمت و از خدا مى خواهم که ثوابشان را کامل کند و بيفزايد و خودش براى ما خلفى نيکو باشد که او مهربان و رحيم است و او براى ما کافى و بهترين وکيل است.
    و بدين گونه سخنرانى حضرت زينب (س)بيانگر خروج يزيد از اسلام و بى اعتقادى او به دين و اثبات کفر و انجام کارهاى زشت و ناپسند اوست. در حقيقت، واقعه با عظمت کربلا، کفر پنهان بنى اميه را ظاهر و چهره اصلى آنها را براى مردم روشن کرد. تبليغات بنى اميه وانمود کرده بود که بر دشمنان اسلام و بر شورشيان پيروز شده اند و خاندان آنها را به اسارت درآورده اند، اما حضرت زينب و امام زين العابدين با سخنرانى هاي خود "جشن" را به "عزا" تبديل و پيروزى را بر کام يزيد تلخ کردند .





    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-10-1389 در ساعت 04:33
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  17. تشكرها 3


  18. #180
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞






    خرابه شام

    بعد از سخنرانى حضرت زينب (س)در مجلس جشن يزيد، که وضع را بر ضد او تغيير داد، يزيد خاندان امام حسين (ع) را در خرابه اى بى سقف جاى داد.

    اهل بيت، چند روز در آن خرابه بودند و براى امام حسين (ع)و شهداى کربلا عزادارى مى کردند.

    در مدتى که خاندان امام حسين (ع)در شام اسير بودند، چند نوبت آنها را به قصر يزيد بردند.

    يزيد به هيچ وجه حيله اش عملى نشد و هر بار نتيجه معکوس گرفت. او ناچار شد خاندان پيامبر(ص)را به مدينه بفرستد.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  19. تشكرها 3


صفحه 18 از 23 نخستنخست ... 8141516171819202122 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •