۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
صفحه 21 از 23 نخستنخست ... 1117181920212223 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 201 تا 210 , از مجموع 230
  1. #201
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞






    ليكن در دل فرزندانش حسن و حسين و زينب وام كلثوم كه براى هميشه خالى ماند.
    تـاريـخ مـى خـواهد زينب را از ساير مصيبت زدگان , به سبب وصيتى كه مادرش فاطمه در بستر مـرگ بـه او كرده , جدا كند,وصيت اين بود كه , زينب از دو برادرش جدا نشود, و پيوسته با آن ها باشد و ازآن ها نگه دارى كند و براى آن ها پس ازمادر, مادر باشد.
    زينب اين وصيت را هيچ گاه فراموش نكرد.
    اگـر بـتـوانيم خود را تا مدتى به فراموشى بزنيم و غم هايى كه بر اين كودك وارد شده و پنجمين سـال عـمـر او را پـريشان كرده ,ناديده بگيريم , زيرا كه دوبار در اين سال , مصيبت مرگ عزيزترين كـسان و محبوب ترين نزديكانش را به چشم ديده , واگر بتوانيم دمى از نگريستن به سايه هايى كه گهواره اين كودك را فرا گرفته بود و كودكى اش را به شكنجه انداخت دست برداريم و به قسمت ديگر از زندگانى درخشان او نظر اندازيم , مى بينيم كه زينب در خانه پدر موقعيتى را كه بزرگ تر ازسـن اوسـت داراسـت .
    حـوادث نـاگـوار, او را پخته كرده و آماده اش نموده كه جاى مادر سفر كرده اش را بگيرد و براى حسن و حسين وام كلثوم مادر باشد و مهر مادرى را كه به وسيله مداراى بـا كـودك و از خود گذشتگى در برابر تمايلات او آشكار مى گردد, دارا بشود, هرچند در تجربه و زيركى به مادر نرسيده باشد.
    غـريـب نيست كه زينب جاى مادر را بگيرد, در صورتى كه هنوز به ده سالگى نرسيده است , غريب آن است كه زمان او را به زمان خودمان و محيط او را محيط خودمان مقايسه كنيم و چنين پنداريم كه اين سن , دوره بازى و بى خودى است ,زندگانى اين خاندان در آن موقع خصوصيتى داشت كه روز ايـن دخـتـر را مـاه و ماه او را سال قرار مى داده است , زندگى ساده و بى آلايشى كه خورشيد بـيـابـان بـا گرماى سوزانش آن را پخته مى كرد, و تيزهوشى و دور انديشى و دقت نظر وسرعت ادراك را بـه اين دختر مى بخشيد, چيزى است كه براى هيچ دوشيزه اى در زمان ما زمان آسايش و خوش گذرانى فراهم نخواهد شد.
    چرا دور برويم , كسانى از مادران ما و مادر بزرگ هاى ما بودند كه بار همسرى و مادرى را به دوش كشيدند و هنوز درده سالگى يا كمى بيشتر قرار داشتند.
    در صورتى كه ما كه دختران آن ها هستيم چنين مى پنداريم كه 25 سالگى براى كشيدن اين بار شايستگى دارد.
    آرى , غـريـب نـيـسـت كـه زيـنـب در كـودكـى براى دو برادر و خواهرش مادر شود, زيرا خواهر كوچك ترش ام كلثوم , در آغازجوانى با امين مسلمانان خليفه پيرمرد, عمربن خطاب ازدواج كرد, و عـايـشـه دخـتـر ابوبكر پيش از ده سالگى ازدواج كرد, ومردم آن زمان چيزى كه در اين كار تحير وتعجبشان را برانگيزاند, نديدند.
    اگر چه امروز بيشتر غربيان آن را عجيب ترين چيزها مى دانند.
    گـفـتـم بـيشتر غربيان , زيرا در ميان آن ها اقليت كوچكى پيدا مى شود كه بتواند بر احساساتش حكومت كند و زمان و مكان ومحيط را در نظر بگيرد و اين گونه ازدواج را امر عادى بشمارد.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  2. #202
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    ghalb.. پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞







    شیرزن قافله اهل بیت
    عالمه عاقله اهل بیت
    خیز و بیا شوب شب شهر را
    پر زعلی کن نفس دهر را
    کوفه بیمار طبیبش تویی
    منبر و محراب حبیبش تویی
    خطبه بخوان شهر به پا می شود
    کوفه افسرده حرا می شود
    مظهر اعجاز خدا در دمشق
    آنچه تو کردی همه عشق است عشق
    خطبه بخوان سنگ صدا می دهد
    منبر و محراب ندا می دهد
    یوسف دل بر سر بازار تو
    مصر و دمشق اند گرفتار تو
    در دو کران قبله اهل دلی
    شاهد اسرار چهل منزلی...


    محمد فخارزاده

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  3. #203
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞







    خطبه آتشين حضرت زينب سلام الله عليها در کوفه

    ‌حال‌ در كوفه‌، زينب‌ كبري ‌
    هست‌ ناظر به‌ حالت‌ آنها
    كه‌ زنان‌ آه‌ وناله‌ مي‌كردند
    غرق‌ در ماتم‌ وغم‌ ودردند
    نيز مردان‌ كوفيان‌، گريان‌
    از چنين‌ حادثه‌، همه‌ نالان‌
    ناگهان‌ زينب‌ غمين‌ آمد
    يك‌ نهيب‌ شديد، آن‌جا زد
    زينب‌ آمد در آن‌ زمان‌ به‌ خروش
    ‌گفت‌: اي‌ كوفيان‌، همه‌ خاموش‌
    با چنان‌ نغمه‌اي‌ كه‌ او سر داد
    زنگ‌ها نيز از صدا افتاد
    بعد از آن‌ رو سوي‌ خدا بنمود
    سينه‌ با ياد ايزدش‌ بُگشود
    سپس‌ او رو به‌ سوي‌ مردم‌ كرد
    با دلي‌ پاك‌ وسينه‌اي‌ پر درد
    گفت‌ اي‌ كوفيان‌ پر نيرنگ‌
    همه‌ بي‌ بهرگان‌ از فرهنگ‌
    همه‌ از غيرت‌ وحميّت‌، دور
    پيش‌ چشمان‌ ما همه‌ منفور
    همگي‌ چاپلوس‌ ومكاريد
    مردمي‌ خائن‌ وفسونكاريد
    جز دروغ‌ وخصومت‌ وكينه ‌
    نيست‌ در بين‌ مردم‌ كوفه‌
    توشه‌اي‌ بد در آخرت‌ داريد
    چون‌ همه‌ مردمي‌ تبهكاريد
    همه‌ پيمان‌ خويش‌، بشكستيد
    پاي‌ ديوار كهنه‌ بنشستيد
    تا فروريخت‌ روي‌ سر، ديوار
    مي‌شود بسته‌ نيز راه‌ فرار
    حال‌، گريان‌ شديد بهر حسين‌!
    بعدِ مرگش‌ كنيد شيون‌ وشين‌
    دلتان‌ جملگي‌ چنان‌ سنگ‌ است
    ‌اين‌ جنايت‌ چو لكة‌ ننگ‌ است‌
    گر، گريبان‌ خويش‌، چاك‌ كنيد
    لكه‌ را كِي‌ توان‌، كه‌ پاك‌ كنيد
    خواهم‌ از درگه‌ خداي‌ جهان‌
    ديده‌هاتان‌ همي‌ شود گريان‌

    اقدس‌ كاظمي‌-مژگان




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #204
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞






    خطبة‌ زينب‌ كبري‌' در مسجد شام‌

    زينب‌ آن‌ خواهر غمين‌ وپريش‌
    كه‌ كنون‌ مانده‌ است‌ با دل‌ِ ريش‌
    زين‌ مصيبت‌ چقدر نالان‌ است‌
    تكيه‌گاه‌ همه‌ اسيران‌ است‌
    در ميانه‌ بدون‌ ياور ويارشده‌
    او نيز، كاروان‌ سالار
    به‌ سكه‌ در بزم‌ آن‌ يزيد پليد
    از يزيد دَني‌ جسارت‌ ديد
    وقت‌ را تا كه‌ او مناسب‌ ديد
    ذوالفقار زبان‌ خويش‌، كشيد
    او كه‌ با درد وغم‌ شده‌ دمساز
    بِنِمود اين‌ چنين‌ سخن‌، آغاز
    مي‌نمايم‌ خداي‌ خويش‌، سپاس
    ‌اين‌ ستايش‌ بُوَد ز روي‌ قياس‌
    چون‌ خداي‌ بزرگ‌ من‌ فرمود
    هر كسي‌ را كه‌ كار زشت‌ نمود
    يا كه‌ آيات‌ من‌ كند تكذيب‌
    شود اندر حضور من‌ تأديب‌
    ودرود خدا به‌ پيغمبر
    بر همه‌ خاندان‌ آن‌ سَرور
    بعد، رو بر يزيد دون‌ بنمود
    با كلام‌ رسا چنين‌ فرمود
    اي‌ يزيدي‌ كه‌ خائن‌ وپستي
    ‌راه‌ها را به‌ روي‌ ما بستي‌
    از ره‌ِ مكر، با ريا وفريب
    ‌همه‌ آيات‌ را كني‌ تكذيب‌
    فكر كردي‌ كه‌ در حضور خدا
    ما ذليل‌ رهيم‌ وتو والا
    اي‌ كه‌ هستي‌ ز آدميت‌ دور
    مي‌خرامي‌ كنون‌ به‌ كبر وغرور
    از ره‌ِ عُجب‌ وكبر وخودبيني
    ‌بر چنين‌ بارگاه‌، بنشيني‌
    آنْقَدَر زين‌ پديده‌ سرمستي
    ‌باب‌ فكرت‌ به‌ خويشتن‌ بستي‌
    تو فراموش‌ كردي‌ امر خدا
    چشم‌ داري‌ به‌ لذت‌ دنيا
    همه‌ آنان‌ كه‌ در خطا رفتند
    در ره‌ ناحق‌ شما رفتند
    همگي‌ در عذاب‌ وجدانند
    دور از مهر ولطف‌ يزدانند
    غافل‌ از آن‌ كه‌ زينت‌ دنيا
    مهلت‌ امتحان‌ بُوَد بر ما
    اي‌ يزيد پليد وبي‌ بنياد
    پدرت‌ شد به‌ دست‌ ما آزاد
    حاليا تو امير دوراني‌
    شاهد حال‌ ما اسيراني‌
    ما كه‌ از عترت‌ پيامبريم‌
    بايد از بين‌ دشمنان‌ گذريم‌
    پردة‌ آبرويمان‌ بِدَري
    ‌به‌ اسيري‌ به‌ هر كجا ببري‌
    در حقيقت‌ تو يك‌ ستمكاري‌
    چون‌ كه‌ فرزند آن‌ جگرخواري‌
    به‌ خدا، اي‌ يزيد بركردار
    تو نداني‌ چه‌ هست‌ آخر كار
    بار سنگين‌ به‌ دوش‌ خود داري‌
    كه‌ به‌ هر كيفري‌ سزاواري‌
    در قيامت‌، حضور پيغمبر
    با چه‌ رويي‌ كني‌ يزيد، نظر
    بر سر ما ببين‌ چه‌ آوردي‌!
    چه‌ خيانت‌ به‌ ما زنان‌ كردي‌
    ما زنان‌ را زشهر خود راندي‌
    پيش‌ چشم‌ عموم‌، بنشادي‌
    تو بدان‌ اي‌ يزيد اگر بر ما
    روزگار اين‌ چنين‌ نمود، جفا
    كه‌ دمي‌ با تو من‌ سخن‌ گويم‌
    سخني‌ با تو اهرمن‌ گويم‌
    سرزنش‌هاي‌ تو بُوَد نيكو
    چون‌ نباشيم‌ تا ابد، هم‌خو
    چه‌ كنم‌، ديده‌ها چو گريان‌ است‌
    همه‌ دل‌ ها ز داغ‌ سوزان‌ است‌
    مي‌ندانم‌ كه‌ از چه‌ حزب‌ خداشد
    شهيد خدا به‌ دست‌ شما
    آري‌ آري‌، چه‌ حزب‌ شيطانيد
    در حقيقت‌ ز نسل‌ سُفيانيد
    هر كدامين‌ چو گله‌ ننگيد
    صاحِب‌ِ قلب‌هاي‌ چون‌ سنگيد
    وحي‌ وقرآن‌ بُوَد زپيغمبرا
    و كه‌ خود هست‌ شافع‌ محشر
    ما همه‌ پيرو ره‌ِ اوييم‌
    مدح‌ پيغمبر خدا گوييم‌

    اقدس‌ كاظمي‌(مژگان‌)



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #205
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞






    امام سجاد در مقابل يزيد لعنت الله عليه
    امام سجاد(ع) فرمودند: در مسجد اموي دمشق در حضور يزيد در زنجير بودم به او گفتم به من اجازه دهيد سخن گويم. گفت: بگو، ولي ناهنجار نگو.

    حضرت فرمودند: من در خانداني هستم كه ناهنجار نگويم، بلكه مي خواهم بگويم كه اگر رسول الله (ص) مرا در زنجير مي ديد به نظرت چه حالي داشت و چه كار مي كرد؟ تمام مجلس گريه كردند همان لحظه يزيد دستور داد كه او را آزاد كنند. يزيد به امام گفت:در كربلا چه ديدي؟

    امام سجاد (ع) فرمودند: خداوند قبل از خلقت آسمانها و زمين همه چيز را مقدر نموده بود. يزيد با مشاوران خود مشورت نمود و همگي به كشتن امام سجاد(ع) راي دادند. امام پنجم (امام محمد باقر(ع)) كه آنموقع چهار سال و اندي سن داشتند خداوند را ثنا و حمد كردند و فرمودند:

    اي يزيد، مشاورانت بر خلاف مشاوران فرعون راي دادند، وقتي درباره موسي(ع) و هارون با هم مشورت كردند، گفتند آنها را مهلت بدهيد ولي مشاوران تو راي دادند كه ما را بكشي و اين علتي دارد؟

    يزيد گفت: علت چيست؟

    امام محمد باقر (ع)فرمودند:آنها همگي زنازادگان هستند زيرا پيغمبران و اولادشان را جز زنازادگان نكشند.

    يزيد هم سر به زير انداخت و به امام سجاد(ع) گفت: واعجبا، بر پدرت كه نام علي را بر روي فرزندانش گذاشته است.

    امام سجاد(ع) فرمودند:
    پدرم، پدرش را دوست مي داشت لذا چند بار نام فرزندانش را علي ناميد.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #206
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 19) ۞۩۞







    چشمه خشکیده‏ی شعر مرا پر آب کن

    بیت‏های تشنه‏‏‏ و درمانده را سیراب کن



    برگ های دفترم این روزها پژمرده اند

    لااقل یک برگ را مهمان شعری ناب کن



    ای تو مهتابی ترین؛ یک لحظه کوتاه نیز

    برکه‏ی شعر مرا آیینه‏ی مهتاب کن



    در قنوت یک عطش، بیدار بودم تا سحر

    نهر عطشان وجودم را پر از سیلاب کن



    با همان لالایی شیرین که اصغر خواب رفت

    کودک شش ماهه‏ی شعر مرا هم خواب کن



    دستهای بر زمین افتاده‏ات شد دستگیر

    تشنگان بر زمین افتاده را سیراب کن



    من که امشب بر تمام بیت هایت در زدم

    با فقط یک قافیه، یک قطره ، فتح الباب کن


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞

  7. #207
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 20) ۞۩۞








    پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا .... (محرمنامه 20)











    قالَ الاما حسين عليه السّلام :

    مَنْ لَبِسَ ثَوْبا يُشْهِرُهُ كَساهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ ثَوْبا مِنَ النّارِ.


    هركس لباس شهرت و انگشت نما بپوشد، خداوند او را در روز قيامت
    لباسى از آتش خواهد پوشانيد.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 05-10-1389 در ساعت 20:48
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 4

    negin_javdan (05-10-1389), parsa (09-10-1389), نرگس منتظر (05-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (05-10-1389)

  9. #208
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 20) ۞۩۞






    آن که ما را بر صراط حق هدایت می کند
    چهارده قرن است بر دلها حکومت می کند
    کیست او فرزند زهرا شاه عاشورائیان
    یک نگاه او به یک عالم کفایت می کند
    تا حسین داریم بی تردید اهل عزتیم
    شیعه با عشق حسین احساس لذت می کند
    مکتب او مکتب فقه و اصول و منطق است
    اوست استادی که تدریس ولایت می کند
    عشق بیماریست بیماری فوق جنون
    هر که گوید یا حسین بر او سرایت می کند
    خون و شیر شیعه با عشق حسین آمیخته است
    شیعه از نام حسین اخذ شرافت میکند
    زور گویی واژه واهی است در فرهنگ ما
    دشمن ما بی جهت اعمال قدرت می کند
    شیعه در خط حسین و تابع فرمان اوست
    یا حسین می گوید و تجدید بیعت می کند
    حزب حزب اللهیان حزب حسین بن علیست
    شیعه از فرمان مولایش اطاعت میکند
    در کدامین حزب یک کودک بود صاحب نظر
    اصغر شش ماهه در محشر شفاعت می کند
    ضابطه یا نظم و نوبت در امور دنیویست
    حال ما را حضرت مولا رعایت می کند
    هیچ نوبت بر عزادار مولا نیست نیست
    این حسین است کارها خارج ز نوبت می کند
    خوف محشر از کسی باشد که او بی صاحب است
    صاحب ما در قیامت هم قیامت می کند
    فاطمه در روز محشر هیئتی ها از شما
    مطمئن باشید اظهار رضایت میکند
    سید خوش زاد را با دین فروشان کار نیست
    شاعر ما باحسین (ع)گویان رفاقت می کند


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 3

    parsa (09-10-1389), نرگس منتظر (05-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (05-10-1389)

  11. #209
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 20) ۞۩۞






    داستان فرستاده پادشاه روم در مجلس يزيد


    سيد ابن طاوس (ره) از حضرت سيد سجاد عليه السلام روايت كرده است كه از زماني كه سر مطهر امام حسين عليه السلام را براي يزيد آوردند يزيد (لعين) مجالس شراب فراهم مي‌كرد و آن سر مطهر را حاضر مي‌ساخت و در پيش خويش مي‌نهاد و شرب خمر مي‌كرد.

    روزي رسول سلطان روم كه از اشراف و بزرگان فرنگ بود در مجلس آن مي‌شوم حاضر بود از يزيد (پليد) پرسيد كه اي پادشاه عرب اين سر كيست؟ يزيد (خبيث) گفت ترا با اين سر حاجت چيست؟

    گفت چون من به نزد ملك خويش باز شوم از هر كم و بيش از من پرسش مي‌كند مي‌خواهم تا قصه اين سر را بدانم و به عرض پادشاه برسانم تا شاد شود و با شادي تو شريك گردد.

    يزيد (ولدالزنا) گفت اين سر حسين بن علي بن ابيطالب است. گفت مادرش كيست؟
    گفت فاطمه دختر رسول خدا (ص).

    نصراني گفت اف بر تو و بر دين تو، دين من از دين شما بهتر است چه آنكه پدر من از نژاد داود پيغمبر است و ميان من و داود پدران بسيار است و مردم نصاري مرا با اين سبب تعظيم مي‌كنند و خاك مقدم مرا به جهت تبرك برمي‌دارند و شما فرزند دختر پيغمبر خود را كه با پيغمبر يك مادر بيشتر واسطه ندارد به قتل مي‌رسانيد!

    پس اين چه دين است كه شما داريد پس براي يزيد (لعين) حديث كنيسه جافر را نقل كرد. يزيد (ملعون) فرمان داد كه اين مرد نصاري را بكشيد كه در مملكت خويش مرا رسوا نسازد.

    نصراني چون اين بدانست گفت اي يزيد (پليد) آيا مي‌خواهي مرا بكشي گفت بلي، گفت بدانكه من در شب گذشته پيغمبر شما را در خواب ديدم مرا بشارت بهشت داد من در عجب شدم اكنون از سر آن آگاه شدم، پس كلمه شهادت گفت و مسلمان شد پس برجست و آن سر مبارك را برداشت و بر سينه چسبانيد و مي‌بوسيد و مي‌گريست تا او را شهيد كردند.

    و در كامل بهائي است كه در مجلس يزيد (ملعون) ملك التجاره روم كه عبدالشمس نام داشت حاضر بود گفت يا امير قريب شصت سال باشد كه من تجارت مي‌كردم، از قسطنطنيه به مدينه رفتم و ده برد يمني و ده نافه مشك و دو من عنبر داشتم به خدمت حضرت رسول (ص) رفتم او در خانه‌ام سلمه بود، انس بن مالك اجازت خواست من به خدمت او رفتم و اين هدايا را كه مذكور شد نزد او بنهادم از من قبول كرد و من مسلمان شدم، مرا عبدالوهاب نام كرد ليكن اسلام را پنهان دارم از خوف ملك روم، و در خدمت حضرت رسول صلي الله عليه و آله بودم كه حسن و حسين عليهماالسلام درآمدند و حضرت رسول صلي الله عليه و آله ايشان را ببوسد و بر ران خود نشانيد، امروز تو سر ايشان را از تن جدا كرده‌اي قضيب به ثناياي حسين عليه السلام كه بوسه گاه رسول خدا (ص) است مي‌زني!

    در ديار ما دريائي است و در آن دريا جزيره‌اي و در آن جزيره صومعه‌اي و در آن صومعه چهار سم خر است كه گويند عيسي عليه السلام روزي بر آن سوار شده بود آنرا بزر گرفته در صندوق نهاده سلاطين و امراي روم و عامه مردم هر سال آنجا به حج روند و طواف آن صومعه كنند و حرير آن سمها را تازه كنند و آن كهنه را پاره پاره كرده به تحفه برند، شما با فرزند رسول خود اين مي‌كنيد.

    يزيد (ملعون) گفت بر ما تباه كرد، گفت تا عبدالوهاب را گردن زنند. عبدالوهاب زبان بر گشود به كلمه شهادت و اقرار به نبوت حضرت محمد (ص) و امامت حسين (ع) كرد و لعنت كرد بر يزيد (پليد) و آباء و اجداد (عليهم اللعنه) و بعد از آن او را شهيد كردند.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 3

    parsa (09-10-1389), نرگس منتظر (05-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (05-10-1389)

  13. #210
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,621 در 50,183 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 20) ۞۩۞






    دفن بدن جون در کربلا


    بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعی از بنی اسد بدن شریف جون غلام ابی ذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود وسپس او را دفن کردند.

    جون کسی بود که امیر المؤمنین علیه السلام او را به 150دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به ربذه تبعید کردند این غلام برای کمک به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیر المؤمنین علیه السلام بود تا بعد از شهادت آن حضرتبه خدمتامام مجتبی علیه السلام و سپس به خدمت امام حسین علیه السلا م رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

    هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین علیه السلام آمد وبرای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست .حضرت فرمودند:در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی ! اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.
    جون خود را به قدم های مبارک امام حسین علیه السلام انداخت و بوسید گفت: ای پسر رسول خدا ، هنگامی که شما در راحتی وآسایش بودید من کاسه لیس شما بودم ،حالا که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

    جون با خود فکر کرد :من کجا و این خاندان کجا؟! لذا عرضه داشت:آقای من ،بوی من بد است وشرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است.یا ابا عبدالله ،لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من ،از شما جدا نمی شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون می گفت وگریه می کرد به حدی که امام حسین علیه السلام گریستند و اجازه دادند.
    با آنکه جون پیرمردی90 ساله بود،ولی بچه ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه ها برای خداحافظی وطلب حلالیت آمد،که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هریک را به زبانی ساکت و به خیمه ها فرستاد ومانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد.

    او جنگ نمایانی کرد،تا آنکه اطراف او را گرفتند و زخم های فراوانی به او وارد کردند. هنگامی که روی زمین افتاد ،امام حسین علیه السلام سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست، و دست مبارک بر سر و صورت جون کشیدو فرمود:"الهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد علیهم السلام. بارالهارویش را سپید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت علیهم السلام. محشورش نما.

    از برکت دعای حضرتروی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنانکه وقتی بدن او را بعد از ده روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 3

    parsa (09-10-1389), نرگس منتظر (05-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (05-10-1389)

صفحه 21 از 23 نخستنخست ... 1117181920212223 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •