۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
صفحه 6 از 23 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 230
  1. #51
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol.. پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 12) ۞۩۞





    خولی سر مطهر حضرت را به كوفه برد ولی چون شب به كوفه رسید و قصرابن زیاد بسته بود بناچار آن سر مقدس را به خانه خود برد و آن را زیر تشتی قرار داد نوار همسر خولی از وجود مطهر خبردار شد و از آن جریان پرسید خولی گفت آنرا برای تو سوغاتی آورده ام كه تا روزگار است ثروتمند خواهی بود و آن سر حسین (ع) است كه اینك در خانه تو قرار دارد نوار آن خانم فهمیده گفت وای بر تو سر مبارك فرزند دختر رسول الله را آورده ای از جای برخاست و به سوی تشت رفت نوار قسم یاد كرد كه والله نوری را دید همچون ستونی از آسمان تا آن تشت ادامه داشت و مرغان سفیدی در اطراف آن سر مطهر در آسمان پرواز می كردند عمربن سعد تا ظهر 11 محرم در كربلا ماند و بر كشتگان خود نماز خواند و همگی را به خاك سپرد ولی امام حسین (ع) و یارانش را در بیابان گذاشت سپس به حمید بن بكر احمدی دستور داد تا جار بزند كه لشگر روانه كوفه شوند آنگاه عمر بن سعد، اهل بیت امام را بر شترها سوار كرد در حالیكه زنان حرم، صورتشان باز بود. اهل بیت و امانتهای پیامبر را مانند اسیران ترك و روم در سخت ترین شرایط می برد وقتی آنها را از قتلگاه عبور دادند سیلی به صورت می زدند و صدای گریه و شیون بلند بود امام سجاد فرمود به شهدا نگریستم كه روی خاك افتادند و بدنشان برهنه و بی كفن است و كسی آنها را دفن نمی كند، سینه ام تنگ شد به حدی كه نزدیك بود جان بدهم سپس عمه ام زینب حالم را پرسید و گفت ای یادگار جد و پدر و برادرانم ، چرا با جان خود بازی می كنی . اول از نظر حال رقت بار آن تنهای پاره پاره و بی سر كه لخت روی خاكها فاتاده و هركس را متأثر می كند جز اشرار دشت كربلا كه كه خون جلوی چشم آنها را گرفته دوم از نظر تأسفی كه برای آن مردم گرماه می خوردم كه شمع هدایت خودشان را از دست دادند كه زینب از هر دو جهت خاطره امام سجاد را آرام كرد و فرمود این كشتار جمیع شهیدان را پیامبر پیش كرده است وما اهل بیت بر آن دل نهادیم و نشانه خواری نیست و در پرتو نور شهادت آنان، گروه بسیاری هدایت می شوند و خداوند گروهی را كه شناخته شده اهل آسمانند پیماندار كرده است كه این تنهای پاره پاره را جمع آوری كنند و به خاك سپارند و به سر قبر امام نشانه ای گدارند تا همیشه باقی بماند و هر چه پیشوایان كفر در محو آن بكوشند روشن تر شود.

    امام سجاد (ع) در زمان شهادت امام حسین در كربلا 22 سال و امام باقر (ع) چهار سال داشتند و خداوند آنها را حفظ نمود.
    همسر امام حسین (ع) (حضرت شهربانو) در زایمان امام سجاد رحلت نمودند و در صحرای كربلا حضور نداشته است. دفن امام حسین (ع) هنگامیكه عمر سعد با سپاه خود حركت نمود جمعی از قبیله بنی اسد كه در دشت غاضریه منزل داشتند آمدند بر امام و یارانش نماز خواندند و امام را به خاك سپردند و حضرت علی اكبر را پائین پای حضرت به خاك سپردند و همینطور بقیه شهدای كربلا را پائین پای حضرت به خاك سپردند و حضرت عباس را در همان جائی كه به شهادت رسید كنار شریعه فرات به خاك سپردند اهل بنی اسد یك روز بعد از واقعه كربلا ، اجساد را به خاك سپردند و ابن شهر آشوب و مسعودی می گویند برای بسیاری از آنها قبرهای آماده یافتند و مرغان سفیدی بر گرد آنان دیدند.
    متولی دفن و كفن امام معصوم (14 معصوم) باید معصوم باشد و امام را جز امام غسل ندهد از امام نهم (ع) روایت شده كه چون رسول الله وفات كرد جبرئیل با فرشتگان نازل شدند و دیده امیرالمومنین باز شد و دید كه با او وی را غسل می دهند و بر او نماز می خوانند و برای او قبر می كنند و در شهادت امیرالمومنین همسر امام حسن و امام حسین همین وضع را دیدند و دیدند كه خود پیامبر (ص) هم با فرشتگان كمك می كند و چون امام حسن (ع) شهید شدند امام حسین (ع) همین وضع را دید كه پیغمبر و علی با فرشتگان ، خارج شد و متصدی امر پدر گردید و برگشتند.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    خراباتي (28-09-1389)

  3. #52
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 12) ۞۩۞





    امام سجاد علیه السلام از کوفه تا شام

    اطلاع دقیقی از وقایعی که در طول مسیر طولانی کوفه تا شام برای امام سجاد علیه السلام اتفاق افتاده است، در دست نیست ولی به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

    1-در یکی از توقفگاه‌ها که آب قافله تمام شد و راه را هم گم کرده بودند، امام سجاد علیه السلام از شدت بیماری و تشنگی نزدیک بود جان بدهد.
    حضرت زینب سلام الله علیها او را زیر سایه شتری نشاند و همچنان که بادش می‌زد، می‌گفت:
    ای برادرزاده، برای من دشوار است که تو را در این حال ببینم.

    2-در شهر عقلان جوانی بازرگان به نام زریر خزاعی وقتی شهر را مزیّن دید و مردم را شادمان، شرح حال اسرا را پرسید و پس از اطلاع از هویت آنان، به سراغ کاروان رفت. با مشاهده امام سجاد علیه السلام به گریه افتاد.
    حضرت سجاد علیه السلام از او خواست به سربازانی که سر مقدس حضرت امام حسین علیه السلام را بر نیزه حمل می‌کردند، بگوید جلوتر بروند تا مردم به آن نگاه کنند و چشم از زنان اهل بیت بردارند.
    زریر 50 دینار به سربازان داد و خواسته امام را برآورده کرد، سپس برگشت و پرسید:
    « اگر حاجت دیگری دارید بفرمایید تا انجام دهم.»
    امام فرمود:
    زنان لباس و پوشش می‌خواهند. زریر بلافاصله جامه‌های فراوانی برای زنها فراهم کرد. سربازان خبردار شدند و او را آن قدر زدند تا از هوش رفت.

    3-در شهری به نام حراّن یک مرد یهودی به نام یحیی با مشاهده تلاوت آیات قرآن توسط سر مبارک سید الشهداء علیه السلام متعجب و متنبه شد و جامه‌ای از خز را به حضرت سجاد علیه السلام هدیه داد.

    4-امام زین العابدین علیه السلام در شهرهای سیبور، بعلبک و حلب با دیدن بی‌احترامی مردم به اسرا و شادمانی آنان اشعاری با این مضمون خواند:
    آل رسول برشتران بی‌جهاز سوار شوند و آل مروان بر مرکب‌های آراسته. این همان زمان است که شگفتی‌هایش از نظر بزرگان پایان‌پذیر نیست و مصائبش نامشخص است.
    ای کاش می‌دانستم مشغله‌های زمان تا به کجا ما را به دنبال خود می‌کشاند. ما را بر شتران عریان و بی‌جهاز در هر شهر و دیاری می‌گردانند و کسانی از آنان که مهار شتران را در دست گرفته‌اند حمایت می‌کنند.
    گویا ما در میان آنها چون اسیران رومیانیم و آنچه پیامبر فرموده نادرست بوده! وای بر شما که به رسول خدا کفر ورزیدید.
    شما به گم‌کرده‌ای می‌مانید که راه‌ها را نمی‌شناسد. من فرزند امام هستم. چه شده است که حق من بین این گروه کفّار ضایع شده است.

    منابع:

    بحارالانوار،ج 45،ص 127
    وقایع الایام خیابانی، تتمه مرحوم، صفحه 291، و والرمعه المساکیه
    معالی السبطین، جلد 2، صفحه 128
    منتهی الامال، جلد اول، صفحه 305
    الدمعه المساکیه جلد 5، صفحه 67
    بحارالانوار، جلد 45، صفحه 127

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 2


  5. #53
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 13) ۞۩۞






    پرزنيم تا ملکوت افق عاشورا .... (محرمنامه 13)






    قيلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ الامام حسين عَلَيْهِ السَّلامَ:

    مُلْكُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْ حْسانِ،
    قيلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّكَلُّفُ لِما لا يُعنيكَ.


    از حضرت سؤ ال شد كرامت و فضيلت در چيست ؟
    در پاسخ فرمود: كنترل و در اختيار داشتن زبان و سخاوت داشتن ،
    سؤ ال شد نقص انسان در چيست ؟
    فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه كه مفيد و سودمند نباشد.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 27-09-1389 در ساعت 22:45
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 4

    parsa (29-09-1389), نرگس منتظر (28-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (28-09-1389), شكوه انتظار (28-09-1389)

  7. #54
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 13) ۞۩۞






    پیش چشمم تو را سر بریدند
    دست‌هایم ولی بی‌رمق بود

    بر زبانم در آن لحظه جاری
    «قل اعوذ برب الفلق» بود

    گفتی: آیا کسی یار من نیست؟
    قفل بر دست و دندان من بود

    لحظه‌ای تب امانم نمی‌داد
    بی‌تو آن خیمه زندان من بود

    کاش می‌شد که من هم بیایم
    در سپاهت علمدار باشم

    کاش تقدیرم از من نمی‌خواست
    تا که در خیمه بیمار باشم

    ماندم و در غروبی نفسگیر
    روی آن نیزه دیدم سرت را

    ماندم و از زمین جمع کردم
    پاره‌های تن اکبرت را

    ماندم و تا ابد داد از کف
    طاقت و تاب بعد از ابالفضل

    ماندم و ماند کابوس یک عمر
    خوردن آب بعد از ابوالفضل

    ماندم و بغض سنگین زینب
    تا ابد حلقه زد بر گلویم

    ماندم و دیدم افتاده در خاک
    قاسم آن یادگار عمویم

    گفتم ای کاش کابوس باشد
    گفتم این صحنه شاید خیالی است

    یادم از طفل شش ماهه آمد
    یادم آمد که گهواره خالی است

    پیش چشمم تو را سر بریدند
    دست‌هایم ولی بی‌رمق بود

    بر زبانم در آن لحظه جاری
    «قل اعوذ برب‌الفلق» بود



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 27-09-1389 در ساعت 23:57
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 3

    parsa (29-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (28-09-1389), شكوه انتظار (28-09-1389)

  9. #55
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 13) ۞۩۞






    وقايع روز سيزدهم محرم- سال شصت و يکم هجري قمري


    شهادت عبدالله بن عفيف ازدي به دست دژخيمان عبيدالله بن زياد.

    يزيد بن معاويه و خاندان بني اميه و هواداران آنها از جمله عبيدالله بن زياد، عامل يزيد در کوفه و بصره و عنصر اصلي جنايت واقعه کربلا، پس از شهادت امام حسين عليه السلام و ياران فداکارش در کربلا، بر اين باور بودند که کار مخالفان بني اميه و دشمنان يزيد پايان يافته و آنان براي هميشه سرکوب گرديدند.

    آنان گمان کردند که با خاموش کردن نور حسيني، براي هميشه انوار طيبه اهل بيت عليه السلام را خاموش کردند. ولي غافل از اينکه شهادت امام حسين عليه السلام آغاز راهي است که ادامه آن، حکومت ننگين بني اميه را بر فنا خواهد داد.

    بي ترديد قيام اباعبدالله الحسين عليه السلام آثار و نتايج سنگيني براي خاندان ستم پيشه بني اميه و عاملان نابکار آنان به بار آورد و آنها را در معرض اعتراض ها و قيام هاي متعدد مردمي قرار داد و سرانجام در سال 132 قمري، درست 71 سال بعد، اين خاندان جنايت کار را با قيام سراسري مسلمانان مواجه ساخت و حکومت هزار ماهه آنان را براي هميشه به وادي نيستي و نابودي سپرد.

    نخستين اعتراض آشکار نسبت به جنايات عبيدالله بن زياد در شهادت امام حسين عليه السلام، از سوي يکي از شيعيان کوفه، به نام عبيدالله بن عنيف ازدي برخاست.

    عبيدالله بن زياد، پس از آن که اسيران واقعه کربلا را در مجلس خود با کلمات درشت و خشن، مورد اذيت و آزار قرار داد و آنان را سرزنش کرد و پاسخ دندان شکن و کوبنده اي از امام زين العابدين عليه السلام و زينب کبري عليه السلام شنيد، براي نشان دادن قدرت ظاهري خويش و گرفتن زهره چشم از مخالفان بني اميه و هواداران اهل بيت عليه السلام، دستور داد مردم کوفه در مسجد اعظم گرد آيند تا براي آنان سخنراني کند.

    وي در جمع اهالي کوفه با تکبر و غرور، چنين گفت: الحمدلله الذي اظهر الحق و اهله، و نصر اميرالمؤمنين يزيد و حزبه و...؛ سپاس ‍ خداي را که حق را آشکار و اهل حق را روسفيد کرد و يزيد و لشکريانش را ياري نمود و دروغ گو و دروغ گو زاده و ياران او را نابود ساخت و از ميان برد.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 3

    parsa (29-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (28-09-1389), شكوه انتظار (28-09-1389)

  11. #56
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 13) ۞۩۞






    ذكر مقتل عبدالله بن عفيف ازدی رحمه الله تعالی


    شيخ مفيد (ره) فرموده پس ابن زياد (لعين) از مجلس خود برخاست و به مسجد رفت و بر منبر برآمد و گفت حمد و سپاس خداوندي را كه ظاهر ساخت حق و اهل حق را و نصرت داد اميرالمؤمنين يزيد بن معاويه (عليهما العنه) و گروه او را و كشت دروغگوي (نعوذ بالله) پس دروغگو را و اتباع او را.

    اين وقت عبدالله بن عفيف ازدي كه از بزرگان شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام و از زهاد و عباد بود و چشم چپش در جنگ جمل و چشم ديگرش در صفين نابينا شده بود و پيوسته ملازمت مسجد اعظم مي‌نمود و اوقات را به صوم و صلوه بسر مي‌برد،


    چون اين كلمات كفرآميز ابن زياد (لعين) را شنيد بانگ بر او زد كه اي دشمن خدا دروغگو توئي و پدر تو زياد بن ابيه است و ديگر يزيد (پليد) است كه ترا امارت داده و پدر اوست اي پسر مرجانه. اولاد پيغمبر را مي‌كشي و بر فراز منبر مقام صديقين مي‌نشيني و از اين سخنان مي‌گوئي؟

    ابن زياد در غضب شد بانگ زد كه اين مرد را بگيريد و نزد من آريد، ملازمان ابن زياد برجستند و او را گرفتند، عبدالله طايفه ازد را ندا در داد كه مرا دريابيد هفتصد نفر از طايفه ازد جمع شدند و ابن عفيف را از دست ملازمان ابن زياد بگرفتند.

    ابن زياد را چون نيروي مبارزت ايشان نبود صبر كرد تا شب درآمد آنگاه فرمان داد تا عبدالله را از خانه بيرون كشيدند و گردن زدند، و امر كرد جسدش را در سبحه بدار زدند. و چون عبيدالله اين شب را به پايان برد روز ديگر شد امر كرد كه سر مبارك امام عليه السلام را در تمامي كوچه‌هاي كوفه بگردانند و در ميان قبايل طواف دهند.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 3

    parsa (29-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (28-09-1389), شكوه انتظار (28-09-1389)

  13. #57
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 13) ۞۩۞






    تلاوت قران بر سر نيزه


    چون عبيدالله اين شب را به پايان برد روز ديگر شد امر كرد كه سر مبارك امام عليه السلام را در تمامي كوچه‌هاي كوفه بگردانند و در ميان قبايل طواف دهند.


    از زيد بن ارقم روايت شده كه گاهي كه آن سر مقدس را عبور مي‌دادند من در غرفه خويش جاي داشتم و آن سر را بر نيزه كرده بودند چون برابر من رسيد شنيدم كه اين آيه را تلاوت مي‌فرمود:

    اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقيمِ كانُوا مِنْ اياتِنا عَبَجاً.

    سوگند با خداي كه موي بر اندام من برخاست و ندا در دادم كه يابن رسول الله امر سر مقدس تو والله از قصه كهف و رقيم اعجب و عجيب تر است.

    روايت شده كه به شكرانه قتل حسين عليه السلام چهار مسجد در كوفه بنيان كردند.
    نخستين را مسجد اشعث خوانند، دوم مسجد جرير، سيم مسجد سماك، چهارم مسجد شبث بن ربعي لعنهم الله، و بدين بنيانها شادمان بودند.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 3

    parsa (29-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (28-09-1389), شكوه انتظار (28-09-1389)

  15. #58
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    ghalb. پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 12) ۞۩۞




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  16. #59
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 12) ۞۩۞




    حرثمه مى گوید:
    چون از جنگ صفین همراه على علیه السلام برگشتیم ، آن حضرت وارد كربلا شد. و در آن سرزمین نماز خواند. آن گاه مشتى از خاك كربلا برداشت و آنرا بوئید سپس فرمود:
    واها لك یا تربة لیحشرنَّ منك قوم یدخلون الجنّة بغیر حساب
    آه اى خاك ! حقّا كه از تو مردمانى برانگیخته شوند كه بدون حساب داخل بهشت گردند.

    وقتى حرثمه به نزد همسرش كه از شیعیان على علیه السلام بود بازگشت ماجرائى را كه در كربلا پیش آمده بود براى وى نقل كرد، و با تعجب پرسید: این قضّیه را على علیه السلام از كجا و چگونه مى داند؟
    حرثمه مى گوید: مدتى از ماجرا گذشت . آنروز كه عبیدالله بن زیاد لشگر بجنگ امام حسین علیه السلام فرستاد، من هم در آن لشگر بودم .
    هنگامى كه به سرزمین كربلا رسیدم ناگهان همان مكانى را كه على علیه السلام در آنجا نماز خواند و از خاك آن برداشت و بویید دیدم ، و شناختم و سخنان على علیه السلام به یادم افتاد.
    لذا از آمدنم پشیمان شده ، اسب خود را سوار شدم و به محضر امام حسین علیه السلام رسیدم ، و بر آن حضرت سلام كردم و آنچه راكه در آن محل از پدرش على علیه السلام شنیده بودم ، برایش نقل كردم امام حسین علیه السلام فرمود:
    آیا به كمك ما آمده اى یا به جنگ ما؟
    گفتم : اى فرزند رسول خدا! من به یارى شما آمده ام نه به جنگ شما!
    امّا زن و بچّه ام را گذارده ام و ازجانب ابن زیاد برایشان بیمناكم . امام حسین علیه السلام این سخن را كه شنید فرمود:
    حال كه چنین است از این سرزمین بگریز كه قتلگاه ما را نبینى و صداى ما را نشنوى . بخدا سوگند! هر كس امروز صداى مظلومیّت ما را بشنود و به یارى ما نشتابد، داخل آتش جهنّم خواهد شد.

    منبع : بحارالانوار ج 44 ص 255.
    http://mahdiyar-313.blogfa.com
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞

  17. تشكر


  18. #60
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,829      تشکر : 57,670
    171,693 در 50,222 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 13) ۞۩۞






    نامه ابن زياد به يزيد و رسیدن خبر شهادت امام (ع) به مدینه


    عبيدالله زياد چون از قتل و اسر و نهب بپرداخت و اهلبيت را محبوس داشت نامه به يزيد نوشت و صورت حال را در آن درج نمود و رخصت خواست كه با سرهاي بريده و اسراي مصيبت ديده چه عمل آورد، و مكتوبي ديگر به امير مدينه عمروبن سعيد بن العاص رقم كرد و شرح اين واقعه جانسوز را در قلم رقم كرد و شرح اين واقعه جانسور را در قلم آورد، و شيخ مفيد متعرض مكتوب يزيد نشده بلكه فرموده:

    بعد از آنكه سر مقدس حضرت را در كوچه‌هاي كوفه بگردانيدند ابن زياد (ملعون) او را با سرهاي سايرين به همراهي زحر بن قيس براي يزيد (لعين) فرستاد.

    بالجمله پس از آن عبدالملك سلمي را به جانب مدينه فرستاد و گفت به سرعت طي مسافت كن و عمروبن‌سعيد را به قتل حسين بشارت ده. عبدالملك گفت كه من به راحله خود سوار شدم و به جانب مدينه شتاب كردم و در نواحي مدينه مردي از قبيله قريش مرا ديدار كرد و گفت چنين شتاب زده از كجا مي‌رسي و چه خبر مي‌رساني، گفتم خبر در نزد امير است خواهي شنيد آنرا، آن مرد گفت:

    اناالله و انا اليه راجعون

    به خدا قسم كه حسين عليه السلام كشته گشته.
    پس من داخل مدينه شدم و به نزد عمروبن‌سعيد رفتم، عمرو گفت خبر چيست؟
    گفتم خبر خوشحالي است اي امير، حسين كشته شد.
    گفت بيرون رو در مدينه ندا كن و مردم را به قتل حسين خبر ده. گفت بيرون آمدم و ندا به قتل حسين در دادم.






    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه دوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  19. تشكرها 3

    parsa (29-09-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (28-09-1389), شكوه انتظار (28-09-1389)

صفحه 6 از 23 نخستنخست ... 234567891016 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •