محرم در سیره رزمندگان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
محرم در سیره رزمندگان
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham محرم در سیره رزمندگان







    محرم در اسارت


    محرم در سیره رزمندگان


    عاشورا در قاموس ملت ایران از جایگاهی خاص برخوردار است. به تبع رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس نیز از این ظرفیت بزرگ در مسیر هدایت بهینه امور استفاده نموده توانستند با یاری جستن از رمز و رموز قیام اباعبدالله الحسین(ع) جلوه‌های ماندگار از حماسه و ایثار را خلق نمایند
    .بسیاری از یگان های رزمی رزمندگان در این سال‌ها به اسامی منتسب به قیام سالار شهیدان و یاران با وفای او نامگذاری گردید و بسیاری از عملیات‌ها نیز با رمز یا حسین انجام شد.



    در سال 62 قبل از عملیات (والفجر4 ) در منطقه سرپل ذهاب برای عملیاتی که بنا بود در ارتفاعات (بمو) انجام شود.در آن زمان شهید زین الدین فرماندهی لشکر را بر عهده داشت.ما دسته عزاداری را در روز تاسوعا و عاشورا داشتیم.
    در روز تاسوعا که یک دسته با عظمتی تشکیل شده و به سمت پادگان ابوذر در سرپل ذهاب رفته و برای عزاداری داخل پادگان ابوذر شدیم.عزاداری با شکوهی برگزار شد
    .در اینجا به جاست که از شهیدان امیر توکلی و مهدی پروان و شیخ حسن صادق خانی یاد کنیم البته شیخ حسن صادق خانی قبلاً شهید شده بودند اما شهیدان امیر توکلی و مهدی پروان از میانداران این عزاداری بودند که در همان عملیات (والفجر4) شهید شدند.

    سید مرتضی روحانی

    محرم در سیره رزمندگان

  2. تشكرها 3


  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham پاسخ : محرم در سیره رزمندگان






    یک سالی دشمن مصمم شده بود که روز عاشورا مانع عزاداری آزادگان شود.به‌همین منظور برای هر آسایشگاه یک نگهبان گمارده شد.
    لذا عزیزان آزاده که خود را آماده کرده بودند تا از صبح عاشورا با مراسم زیارت عاشورا برنامه های خود را شروع کنند و تا ظهر عاشورا به اوج شور حسینی برسند.اما نتوانستند به ‌صورت جمعی در داخل آسایشگاه‌ها مراسم عزاداری و سینه‌زنی بر پا کنند.
    ساعتی به این منوال گذشت.هر گوشه ای از اردوگاه را که نگاه می‌کردی شیفتگان ابا عبدالله علیه السلام را می دیدی که زانوی غم بغل گرفته و مظلومانه اشک می ریزند اما هر لحظه که می گذشت بغض فرو خورده در سینه‌ها سنگین تر و غیر قابل تحمل می شد.

    ناله را هر چند می خواهم که پنهانش کنم
    سینه می گوید که من تنگ آمدم،فریاد کن

    مگر می شود عاشورا سپری شود و ما از عمق جان فریاد یا حسین علیه‌السلام سر ندهیم اگر چنین می شد همگی دق می کردیم، در این سکوت مرگبار ناگهان صدای عزاداری و سینه زنی از همه جای اردوگاه بلند شد.نگهبان‌ها هاج و واج به هر طرف سرک می کشیدند اما کسی را در حال عزاداری و سینه زنی نمی یافتند.ناگهان یکی از سربازان رو به فرمانده شان فریاد زد:
    سیدی،بالحمامات،قربان داخل حمام هایند.

    آری،بچه‌ها که صبرشان لبریز شده بود به داخل حمام‌ها هجوم برده بودند و در آنجا با شور زاید الوصفی عزاداری و سینه زنی برپا کرده بودند.در جایی که 20 نفر بیشتر گنجایش نداشت 50 نفر در حال سینه زنی بودند.نگهبانان موظف شدند حمام های مقابل آسایشگاه خود را نیز کنترل کنند.
    طولی نکشید ناگهان صدای سینه زنی این بار با شدت بیشتر از فضای خالی بین آسایشگاه آشپزها و دفتر ارشد اردوگاه بلند شد و حدوداً نیمی از بچه‌ها در آنجا جمع شده بودند و یکی از مداحان دزفولی نوحه ی

    «ای ذوالجناح با وفا» را با احساس عجیبی و با صدای بلند می خواند و بچه‌ها با شدت به سینه می کوبیدند.
    طوری که می دانستند فرصت‌شان کم است و هر آن عراقی‌ها ممکن است سر برسند و عزاداری را متوقف کنند.پس باید آتش درون را که از درون عشق حسین(ع)شعله می کشید، فرو می نشاندند.در عرض چند دقیقه چنان عزاداری بر پا شد که صدای آن به همه جای اردوگاه رسید و چندین نگهبان به آن سمت دویدند، اما قبل از اینکه به آنجا برسند و کسی را دستگیر کنند، بچه‌ها پراکنده شدند.
    وقتی دشمن دید نمی تواند حریف اسرا شود همه را وسط اردوگاه جمع کردند و مجبور کردند که اسرا مشغول قدم زدن شوند و کسی حق نداشت به داخل آسایشگاه‌ها برود و نگهبانان از بالا و پایین مراقب بودند که کسی دست از پا خطا نکند.
    آنها قصد داشتند عاشورای آن سال به همین صورت سپری شود اما عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.در این هنگام زمزمه ی وای،وای عمو،عمو العطش از بین دو هزار آزاده شروع شد و به سرعت تمام فضای اردوگاه پر شد از صدای:

    وای؛وای ؛عمو عمو العطش عمو جان مردم زسوز عطش
    و اینگونه عاشورای آن سال پر شورتر از هر سال جلوه کرد و نهایتاً عراقی‌ها مجبور شدند عزاداری را آزاد کنند و خود، نوار مقتل عبدالزهرا کعبی را از بلند گوها پخش کردند و سوز و اشک دو چندان شد.
    (آزاده ناصر قره باغی )

    محرم در سیره رزمندگان

  5. تشكرها 3


  6. #3
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham پاسخ : محرم در سیره رزمندگان




    رزمنده های گردان‌های حضرت معصومه(س)، حضرت رسول(ص)، سیدالشهدا(ع) و امام سجاد(ع)در ایام ماه محرم و صفر قبل از نماز مغرب و عشا به صورت دسته عزاداری برای برپایی نماز حرکت می کردند.
    البته غیر از مراسمی که بچه‌های لشکر در حسینیه لشکر برگزار می کرد، هر گردان به طور جداگانه حسینیه درست می کردند و به برپایی عزاداری می پرداختند.
    به این ترتیب که گردان‌ها به طور مخصوص برای خودشان چادر می زدند و از گردان‌های دیگر دعوت می شد تا در مراسم شرکت کنند.
    بحث دیگر در ارتباط با عزاداری در روز تاسوعا و عاشورا بود که بچه‌ها از اندیمشک حرکت می کردند و روز تاسوعا به شوش دانیال نبی(ع) و روز عاشورا هم به دزفول می رفتند که در این مراسم کلیه بچه های لشکرها به خصوص لشکر 17 علی بن ابی طالب(ع) حضور داشتند.
    یکی از کارهای خوب که در روز عاشورا در سال 66-67 انجام گرفت این بود که بچه هایی که در گردان بودند و دستشان قطع شده بود به عنوان سقا آماده می کردند و به همراه مشک سقایی می‌کردند و این یک جلوه خاصی به عزاداری داده بود.
    اما زمانی که در اهواز بودیم بچه‌ها تاسوعا و عاشورا به دارخویین و شادگان می‌رفتند.
    خود حسینیه انرژی هم که بین آبادان و اهواز بود به بحث عزاداری اهمیت خاصی می داد و مراسم را در طول دهه اول انجام می داد.بعد از دهه هم کل دو ماه به طور مختصر مراسم در این مکان برگزار می شد. (علی سلطانی)
    محرم در سیره رزمندگان

  7. تشكرها 3


  8. #4
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham پاسخ : محرم در سیره رزمندگان




    قبل از عملیات محرم بود.برادران اطلاعات عملیات برای شناسایی منطقه،دست به کار شدند.وقتی وارد منطقه شدند.دشمن مدام بالای سرشان منور می زد.
    با روشن شدن منورها بچه‌ها دراز کشیدند تا دشمن آن‌ها را نبیند.شلیک منور به درازا کشید همه‌ی بچه‌ها از فرط خستگی خوابشان برد.حدود ساعت چهار صبح نیروهای عراقی که به گشتزنی آمده بودند، متوجه حضور بچه‌ها شدند و آن‌ها را محاصره کردند.
    هیچ کس از خواب بیدار نشد.ناگهان با شنیدن فرمان ایستی از خواب برخاستند.
    دیدند که در محاصره کامل عراقی هایی قرار دارند که اسلحه هایشان را به زمین انداخته و تسلیم شده اند.با دیدن این وضعیت تعجب کردند.
    تصور کردند که عراقی‌ها دارند با آن‌ها شوخی می کنند.
    با گذشت چند لحظه متوجه شدند که عراقی‌ها هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند.
    به خود آمدند و اسلحه هایشان را برداشتند و آنها را به قرارگاه آوردند.
    وقتی در قرارگاه از عراقی‌ها علت تسلیم شدن شان را جویا شدند،گفتند: ما دیدیم شما خوابیده اید خواستیم شما را زنده دستگیر کنیم.برای همین شما را محاصره کردیم به محض محاصره ناگهان یک نفر که معلوم نبود کجاست به ما فرمان ایست داد ما هم ایستادیم و تسلیم او شدیم.
    وقتی بچه‌ها از یکدیگر پرس و جو کردند که چه کسی فرمان ایست داده است،متوجه شدند هیچ کسی از جمع آنها این کار را نکرده است. (سید ضیاء ایمانی)


    محرم در سیره رزمندگان

  9. تشكرها 3


  10. #5
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض **~~** محرم در اسارت **~~**






    **~~** محرم در اسارت **~~**

    با فرارسيدن ماه محرم ، دلها حزين و اندوهناك مي شد و بهانه اسارت كه خباثت يزيديان را ملموستر مي كرد ، عزم ما را براي برپا داشتن عزاداري استوار مي ساخت.

    عراقيها خيلي از عزاداري وحشت داشتند و انگار تب حساسيتشان باسينه زني بالا مي رفت ؛ چون هروقتي بچه ها پايشان را در يك كفش مي كردند كه الا و بال مي ايستيم و سينه مي زنيم ، تانك و نفربرها را در رديف مي كردند و پشت سيم خاردار اردوگاه.

    در محرم سال دوم اسارتم بود كه چند سرباز ريختند سر مسعود و تا جايي كه مي خورد ، او را زدند. مسعود ف مجروح بود و در يكي از پاهاي پلاتين گذاشته بودند. چند نفر از بچه ها كه تحمل كتك خوردن مسعود را نداشتند ، به سربازها حمله كرده كابلهايشان را گرفتند و شروع كردند به زدن آنها.

    بعد از اين جريان ، مسعود و آن چند نفر را به سلول انفرادي انداختند. مسعود اعتصاب غذا كرد و عراقيها كه از اعتصاب غذا وحشت داشتند و خيلي روي اين مسئله ضعف نشان مي دادند ، آنقدر به مسعود فشار آوردند و حتي چاقو داغ كرده ، قصد كور كردن چشمهايش را داشتند ، تا مسعود دست از اعتصاب كشيد.

    منبع :كتاب برگهايي از اسارت


    محرم در سیره رزمندگان





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  11. تشكرها 4


  12. #6
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خاکریز

    عزاداری با پای برهنه

    سرلشکرخلبان شهیدعباس بابایی در ایامی که فرمانده پایگاه هوایی

    اصفهان بود روزعاشورا وایام سوگواری که فرا می رسیدعضو ثابت

    مراسم بود ایشان در ایام محرم با پای برهنه در جلوی صفوف عزاداران

    حسینی درپایگاه حرکت می کرد و به نوحه خوانی ومرثیه سرایی

    می پرداخت...

    سرهنگ عطایی فرمانده منطقه هوایی شهید بابایی


    محرم در سیره رزمندگان



  13. تشكرها 2


  14. #7
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    پیش فرض




    او مانند بابایش حسین(ع) بی سر شد

    شهید بزرگوار حاج شیر علی سلطانی، ذاکر و شاعر عارف و مداح پاکباخته

    ای بود که در عشق به سرورشهیدان می گداخت و شهادت حسین گونه

    را در مناجات صبحگاهی از خدا طلب می کرد. سرانجام در عملیات فتح

    المبین با جسد بی سر بر خاک افتاد سری که درآن جز عشق وشور

    حسینی نبود. او وصیت کرده بود که جسد بی سرش را در کتابخانه مسجد

    کوشک شیراز درقبری که خود حفر کرده بود به خاک بسپارند تا جسدش

    زیر گام های طالبان علم قرار گیرد. جالب اینکه قبری که خود حفر کرده

    بود به اندازه تن بی سر او بود!این سردار متواضع سرانجام درشامگاه28

    اردیبهشت61 با لبی تشنه به سوی کربلا پر کشید.

    خاطره از حاج کاظم محمدی



    محرم در سیره رزمندگان



  15. تشكرها 2


  16. #8
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    پیش فرض




    شهادت بازمزمه ی زیارت عاشورا

    دراوایل جنگ بود که پیکر خونین یک بسیجی 25 ساله نجف آبادی را به

    اورژانس پادگان ابوذر سرپل ذهاب آوردند. ترکشی به قلب او اصابت کرده

    بود. درحالیکه دراغما بود مرتب فرازهایی از زیارت عاشورا را می خواند

    و این موجب حیرت کادر پزشکی شده بود. پزشکی که اهل تبریز بود

    سعی می کرد او را زنده نگه دارد اما این بسیجی درحالی که مرتب آیات

    قرآن و فرازهایی از زیارت عاشورا را می خواند به کربلا رفت و جام شهادت

    را عاشقانه سر کشید.

    خواهر امدادگر فیاض ـ کتاب سروهای سرخ





    محرم در سیره رزمندگان



  17. تشكرها 2


  18. #9
    عضو خودماني
    شهیده آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 1,658      تشکر : 8,737
    6,830 در 1,628 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شهیده آنلاین نیست.

    پیش فرض






    یکی از کارهای خوب که در روز عاشورا در سال 66-67 انجام گرفت این بود

    که بچه هایی که در گردان بودند و دستشان قطع شده بود به عنوان سقا

    آماده می کردند وبه همراه مشک سقایی می کردند و این یک جلوه خاصی

    به عزاداری داده بود.

    حاج علی سلطانی




    محرم در سیره رزمندگان



  19. تشكرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •