سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 9 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 85

موضوع: ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞



    جلسه دوم ارزش هر يك از عوامل


  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

    بسم الله الرحمن الرحيم ( 1 )
    الحمد لله رب العالمين باری الخلائق اجمعين و الصلاه و السلام علی‏ عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه ، سيدنا و نبينا و مولانا ابی القاسم محمد و آله الطيبين الطاهرين المعصومين ، اعوذ بالله من الشيطان الرجيم :
    « ان الله اشتری من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون‏ فی سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا فی التوريه و الانجيل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذی بايعتم به و ذلك‏ هو الفوز العظيم 0 التائبون العابدون الحامدون السائحون الراكعون‏ الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنكر و الحافظون لحدود الله و
    بشر المومنين »( 1 ) .
    در ساختمان نهضت مقدس حسينی سه عنصر اساسی دخالت داشته است و مجموعا سه عامل به اين حادثه بزرگ شكل داده است . يكی اينكه بلافاصله‏ بعد از درگذشت معاويه ، يزيد بن معاويه فرمان می‏دهد كه از حسين بن علی‏ عليه السلام الزاما بيعت

    پاورقی :
    اين سخنرانی در 1348 / 12 / 24 برابر با هفتم محرم 1390 ايراد شده است‏ .
    1 - سوره توبه ، آيات 111 - . 112

  3. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

    گرفته شود . امام در مقابل اين درخواست امتناع می‏كند . آنها فوق العاده‏ اصرار دارند ، به هيچ قيمتی از اين تقاضا صرف نظر نمی‏كنند ، و امام‏ شديدا امتناع دارد و به هيچ قيمتی حاضر نيست به اين بيعت تن بدهد . از همينجا تضاد و مبارزه شديد شروع می‏شود .
    عامل دومی كه در اين نهضت تاثير داشته است و بايد آن را عامل درجه‏ دوم و بلكه سوم به حساب آورد اينست كه پس از آنكه امام به واسطه‏ درخواست بيعت در چنين شرايطی قرار می‏گيرد كه از آن طرف اصرار و از طرف ايشان انكار است ، به مكه مهاجرت می‏كنند . پس از يكی دو ماه‏ اقامت در مكه خبر چگونگی قضيه به مردم كوفه می‏رسد . آنوقت مردم كوفه به‏ خود آمده ، امام را دعوت می‏كنند . برعكس آنچه ما غالبا می‏شنويم و مخصوصا در بعضی كتب درسی می‏نويسند ، دعوت مردم كوفه علت نهضت امام‏ نيست ، نهضت امام علت دعوت مردم كوفه است . نه چنان بود كه بعد از دعوت مردم كوفه امام قيام كرد ، بلكه بعد از اينكه امام حركت كرد و مخالفت خود را نشان داد و مردم كوفه از قيام امام مطلع شدند ، چون زمينه‏ نسبتا آماده‏ای در آنجا وجود داشت ، مردم كوفه گرد هم آمدند و امام را دعوت كردند .
    عامل سوم ، عامل امر به معروف و نهی از منكر است . اين عامل را خود امام مكرر و با صراحت كامل و بدون آنكه ذكری از مسئله بيعت و دعوت اهل‏ كوفه به ميان آورد ، به عنوان يك اصل مستقل و يك عامل اساسی ذكر نموده‏ و به اين مطلب استناد كرده است .

    به جهت اينكه روزهای اول است ، هنوز مردمی اعلام‏ ياری و نصرت نكرده‏اند ، دعوت و اعلام وفاداری نكرده‏اند . يك حكومت‏ جابر و مسلط ، حكومتی كه در بيست سال گذشته ، در دوران معاويه خشونت‏ خودش را به حد اعلا نشان داده است ، [ تقاضای بيعت می‏كند . ] معاويه‏ مخصوصا در ده سال دوم حكومت و سلطنت خود به قدری خشونت نشان داده كه‏ به اصطلاح ، تسمه از گرده همه كشيد . كاری كرد كه در تمام قلمرو او حتی‏ مدينه طيبه و مكه معظمه در نمازهای جمعه علی بن ابی طالب را علی رووس‏ الاشهاد به عنوان يك عمل عبادی لعنت می‏كردند . و اگر صدای كسی در می‏آمد ، ديگر اختيار سرش را نداشت ، سرش از خودش نبود . آنچنان تسمه از گرده ها كشيده بود كه در اواخر عهد او نام علی را بر زبان آوردن جرم بود . اين ، متن تاريخ است . اگر می‏خواستند بگويند علی بن ابی طالب ، با
    اشاره و بيخ گوشی می‏گفتند . كار به آنجا كشيده بود كه اگر حديثی مربوط به‏ علی بود و در آن ، فضيلتی ولو كوچكترين فضيلت از علی گنجانده شده بود ، محدثين و راويها كه احاديث را برای يكديگر روايت می‏كردند ، در صندوقخانه‏های خلوت ، پرده‏ها را می‏آويختند ، درها را می‏بستند ، يكديگر را قسم می‏دادند كه اينرا فاش نكنی ، از قول من همه جا نقل نكنی ، اگر
    می‏خواهی روايت كنی برای آدمی روايت كن كه صد درصد راوی باشد و جذب‏ بكند و افشا نكند .
    در يك چنين شرايط سختی ، جانشين همين آدم ، خليفه شده است و از او جوانتر ، مغرورتر ، سفاكتر و بی سياست‏تر كه حتی
    ملاحظات سياسی را هم نمی‏كند . آنوقت ، " نه " گفتن در مقابل چنين‏ قدرتی كار كوچكی نيست ( بايد بيعت بكنی ! خير ، بيعت نمی‏كنم ، تمام‏ وجودم را اگر قطعه قطعه بكنيد ، بيعت نمی‏كنم . ) ، از اين نظر كه‏ می‏بينيم در اين حال امام به تنهايی و بشخصه در مقابل تقاضای نامشروع يك‏ قدرت بسيار بسيار جبار ايستاده است بدون اينكه نامی از اعوان و انصار
    باشد ، حتی صدی ده هم احتمال موفقيت باشد ، از اين نظر كه حاضر نيست‏ رای و عقيده خودش را بفروشد ، تظاهر بكند . چون بعدها تاريخ نخواهد گفت‏ حسين به زور و جبر بيعت كرد . همينهايی كه بيعت را به جبر می‏گيرند ، تاريخ را هم به زور پول می‏سازند ، همانطور كه ساختند . معاويه و اطرافيانش قسمتی از بيت المال مسلمين را به اصطلاح امروز صرف اجير كردن‏ و استخدام روحانيت آنروز می‏كردند . راويهای بی‏بند و بار ، بی‏عقيده و بی‏ايما ن را با زور پول می‏خريدند و آنها احاديث پيغمبر را تغيير می‏دادند ، اسمها را در احاديث پيغمبر عوض می‏كردند ، حديثی در مدح دشمنان علی‏ وضع می‏كردند . مورخين نوشته اند سمره بن جندب هشت هزار مثقال زر گرفت‏ و يك حديث عليه علی بن ابی طالب جعل كرد . بنابراين ، برای آنها تغيير دادن تاريخ كار مشكلی نبود . اگر هم بعدها بخشی از تاريخ ماند ، به واسطه‏ عملياتی نظير نهضت حسينی بود والا اگر حسين عليه السلام هم سكوت می‏كرد ، تاريخ هم تغيير كرده بود . پس اين عامل ، ارزش بالاتر و بيشتری نسبت به‏ عامل دعوت مردم كوفه ، به نهضت اباعبدالله عليه السلام می‏دهد .
    امام عامل سوم كه عامل امر به معروف و نهی از منكر است


    و اباعبدالله عليه‏السلام صريحا به اين عامل استناد می‏كند . در اين زمينه‏ به احاديث پيغمبر و هدف خود استناد می‏كند و مكرر نام امر به معروف و نهی از منكر را می‏برد ، بدون اينكه اسمی از بيعت و دعوت مردم كوفه ببرد .
    اين عامل ، ارزش بسيار بسيار بيشتری از دو عامل ديگر به نهضت حسينی‏ می‏دهد . به موجب همين عامل است كه اين نهضت شايستگی پيدا كرده است كه‏ برای هميشه زنده بماند ، برای هميشه يادآوری شود و آموزنده باشد . البته‏ همه عوامل ، آموزنده هستند ولی اين عامل آموزندگی بيشتری دارد زيرا نه‏ متكی به دعوت است و نه متكی به تقاضای بيعت . يعنی اگر دعوتی از امام‏ نمی‏شد حسين بن علی عليه السلام به موجب قانون امر به معروف و نهی از منكر ، نهضت می‏كرد . اگر هم تقاضای بيعت از او نمی‏كردند ، باز ساكت‏ نمی نشست . موضوع خيلی فرق می‏كند و تفاوت پيدا می‏شود .
    به موجب عامل اول ، چون مردم كوفه دعوت كردند و زمينه پيروزی صدی‏ پنجاه يا كمتر آماده شده است ، امام حركت می‏كند . يعنی اگر تنها اين‏ عامل در شكل دادن نهضت حسينی موثر بود ، چنانچه مردم كوفه دعوت‏ نمی‏كردند ، حسين ( ع ) از جای خود تكان نمی‏خورد . به موجب عامل دوم از امام بيعت می‏خواهند و می‏فرمايد با شما بيعت نمی‏كنم . يعنی اگر تنها اين‏ عامل می‏بود ، چنانچه حكومت وقت از حسين ( ع ) بيعت نمی‏خواست ، او با آنها كاری نداشت ، می‏گفت شما با من كار داريد ، من كه با شما كاری‏ ندارم ، شما از من بيعت نخواهيد ، مطلب تمام است . پس به موجب اين عامل ، اگر آنها تقاضای بيعت نمی‏كردند ، ابا عبدالله هم آسوده‏ و راحت بود ، سر جای خود نشسته بود ، حادثه و غائله‏ای به وجود نمی‏آمد .
    اما به موجب عامل سوم حسين يك مرد معترض و منتقد است ، مردی است‏ انقلابی و قيام كننده ، يك مرد مثبت است . ديگر انگيزه ديگری لازم نيست‏ . همه جا را فساد گرفته ، حلال خدا حرام ، و حرام خدا حلال شده است ، بيت‏ المال مسلمين در اختيار افراد ناشايسته قرار گرفته و در غير راه رضای خدا مصرف می‏شود و پيغمبر اكرم فرمود : هر كس چنين اوضاع و احوالی را ببيند « فلم يغير عليه بفعل و لا قول » و در صدد دگرگونی آن نباشد ، در مقام‏ اعتراض بر نيايد ، « كان حقا علی الله ان يدخله مدخله » ( 1 ) شايسته‏ است ( ثابت است در قانون الهی ) كه خدا چنين كسی را به آنجا ببرد كه‏ ظالمان ، جابران ، ستمكاران و تغيير دهندگان دين خدا می‏روند ، و سرنوشت‏ مشترك با آنها دارد . به گفته جدش استناد می‏كند كه در چنين شرايطی كسی‏ كه می‏داند و می‏فهمد و اعتراض نمی‏كند ، با جامعه گنهكار خود سرنوشت‏ مشترك دارد . تنها اين حديث نيست . احاديث ديگری از شخص پيغمبر اكرم‏ ( ص ) در اين زمينه هست .
    حديثی داريم كه امام رضا عليه السلام از پيغمبر اكرم نقل می‏كند و آن‏ اينست : « اذا تواكلت الناس الامر بالمعروف و النهی عن المنكر » ، هر گاه مردم ، امر به معروف و نهی از منكر را به عهده همديگر بگذارند ( يعنی هر كس سكوت كند به انتظار اينكه ديگری

    پاورقی :

    1 - تاريخ طبری‏ج 4 ص . 304

  4. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

    امر به معروف و نهی از منكر كند و در نتيجه هيچكس قيام نكند ) « فلياذنوا بوقاع من الله » (1) پس برای عذاب الهی منتظر و آماده باشند . چه عذابی ؟ سنگ از آسمان بيايد ؟ نه ، عذاب الهی در آيه قرآن چنين‏ تفسير شده است :
    « قل هو القادر علی ان يبعث عليكم عذابا من فوقكم او من تحت ارجلكم‏ او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم باس بعض »( 2 ) .
    ( از عذاب خدا بترسيد ) بگو خدا قادر است كه از بالای سر شما بر شما عذاب بفرستد يا از زير پای شما عذاب را بجوشاند يا شما را دسته دسته‏ كند ، يا اينكه زيان خودشما را به خود شما برساند ، يعنی خودتان را به‏ جان يكديگر بيندازد .
    اهل بيت در روايات خود چنين معنی می‏كنند : عذاب بالای سر يعنی شما از مافوق‏ها عذاب می‏بينيد . عذاب از زير پا يعنی از طبقه مادون عذاب‏ می‏بينيد . پيغمبر اكرم فرمود : وقتی مردم امر به معروف و نهی از منكر را رها كنند ، منتظر و مطمئن باشند كه پشت سر آن عذاب الهی می‏آيد .
    حديث ديگری از پيغمبر اكرم است كه آن را ، هم علمای شيعه در كتب‏ معتبر خود مثل " اصول كافی " روايت كرده‏اند ، و هم علمای اهل تسنن .
    غزالی اين حديث را در " احياء العلوم " نقل می‏كند و سند آن در كتب‏ حديث اهل تسنن هست : « لتامرن بالمعروف و لتنهن عن المنكر او يسلطن‏ الله عليكم شراركم »

    پاورقی :
    1 - فروع كافی‏ج 5 ص . 59
    2 - سوره انعام آيه . 65

  5. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

    « فيدعو خياركم فلا يستجاب لهم » (1) . يعنی بايد امر به معروف و نهی از منكر را داشته باشيد ، ايندو بايد وجود داشته باشند و گرنه بدان شما بر شما مسلط می‏شوند . بعد خوبان شما می‏خوانند و به آنها جوابی داده نمی‏شود .
    اكثرا اينطور معنی می‏كنند كه بعد از آنكه بدان شما بر شما مسلط شدند ، نيكان شما به درگاه الهی می‏نالند و خداوند دعای آنها را مستجاب نمی‏كند . يعنی قومی كه امر به معروف و نهی از منكر را رها كنند خاصيتشان اين است‏ كه خداوند رحمت خود را از آنها می‏گيرد . هر قدر خدا را بخوانند دعای‏ آنها به موجب اين گناه مستجاب نمی‏شود . ولی غزالی معنی لطيفی برای اين‏ آيه كرده است ( با اينكه مرد به اصطلاح درويشی است و در مسائل اجتماعی‏ ديده نمی‏شود ) . می‏گويد :
    معنی اين جمله : « فيدعو خياركم فلا يستجاب لهم » اين نيست كه خدا را می‏خوانند و خدا دعای آنها را مستجاب نمی‏كند ، معنايش اينست : وقتی كه‏ امر به معروف و نهی از منكر را ترك كنند آنقدر پست می‏شوند ، آنقدر رعبشان ، مهبتشان ، عزتشان ، كرامتشان از بين می‏رود كه وقتی به درگاه‏ همان ظلمه می‏روند هر چه ندا می‏كنند به آنها اعتنا نمی‏شود . يعنی پيغمبر فرمود : اگر می‏خواهيد عزت داشته باشيد و ديگران روی شما حساب كنند ، امر به معروف و نهی از منكر را ترك نكنيد . اگر امر به معروف و نهی از منكر نداشته باشيد اولين خاصيت آن ضعف شماست ، پستی و ذلت شماست ، دشمن هم روی شما حساب نمی‏كند .

    پاورقی :
    1 - فروع كافی ‏ج 4 ص . 56

  6. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

    بر در ارباب بی مروت دنيا
    چند نشينی كه خواجه كی بدر آيد
    آنوقت مثل يك برده و بنده هر چه التماس كنيد كسی جوابتان را نخواهد داد . معنی بسيار لطيفی است . ما چنين اصل قطعی در اسلام داريم و وجود مقدس اباعبدالله عليه السلام به اين اصل استناد كرده است و چنين‏ می‏فهماند كه : " فرضا مردم كوفه مرا دعوت نمی‏كردند ، فرضا دستگاه يزيد از من بيعت نمی‏خواست ، من به موجب اصل امر به معروف و نهی از منكر ساكت نمی‏نشستم " .
    لازم است بحث بيشتری درباره خود اين اصل بكنيم . اساسا مورد احتياج ما است كه اين اصل را بشناسيم ، اصلی كه پيغمبر اسلام اينچنين بر آن تكيه‏ می‏كند ، اصلی كه اگر تنها به قرآن مراجعه كنيم و به احاديث نبوی و ائمه‏ اطهار توجهی نكنيم ، به فقه اسلام كه از صدر اسلام يكی از كتابهای فقهی ، يكی از ابواب فقهی ، باب الامر بالمعروف و النهی عن المنكر است ( 1 ) مراجعه نكنيم ، فقط خود قرآن را در نظر بگيريم ، متوجه می‏شويم كه اين‏ موضوع در اين كتاب مقدس آسمانی چقدر تكرار شده است و چه اندازه بدبختی‏ ملل گذشته را مستند می‏كند به اينكه امر به معروف و نهی از منكر نداشته‏اند : « فلولا كان من القرون من قبلكم اولوا بقيه ينهون »

    پاورقی :

    1 - يعنی همانطور كه كتاب الزكاه ، كتاب الصيام ، كتاب الحج ، كتاب‏ الجهاد در باب عبادات داريم ، كتاب البيع ، كتاب الاجاره در معاملات‏ داريم ، كتاب الطلاق ، كتاب الارث ، كتاب الديات و كتاب الحدود و القصاص داريم ، كتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنكر نيز داريم .

  7. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    « عن الفساد »(1) ، چرا در نسلهای گذشته يك عده مردم صاحب مايه ( مايه‏ عقلی ، فكری ، روحی ) نبودند كه با فسادها مبارزه كنند تا در نتيجه اين‏ ملتها در اثر فسادها تباه نشوند ، منقرض و هلاك نشوند ؟
    درباره قوم ديگر می‏فرمايد : « كانوا لا يتناهون عن منكر فعلوه لبئس ما كانوا يفعلون »( 2 ) ، اينها بدبخت و بيچاره شدند ، به هلاكت رسيدند ، از ميان رفتند . چرا ؟ چون نهی از منكر نمی‏كردند ، با فساد مبارزه‏ نمی‏كردند و بسيار بد می‏كردند .
    خطاب به مسلمانان می‏فرمايد : « ولتكن منكم امه يدعون الی الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون »( 3 ) ، بايد در ميان شما يك امت ، يك جمعيت كارش امر به معروف و نهی از منكر باشد . [ اين معنی در صورتی است كه ] " من " را " من " تبعيضی‏ بگيريم . اگر طور ديگر تفسير كنيم معنايش اينست : از شما امت چنين‏
    امتی بايد ساخته شود . يعنی همه شما بايد چنين امتی باشيد ( امر به‏ معروف و نهی از منكر كنيد ) . هر دو تفسير درست است و با هم منافات‏ ندارند . چون امر به معروف و نهی از منكر ، يك وظيفه عمومی است برای‏ همه مردم ، و وظيفه خاصی است برای يك طبقه معنی كه از حد عامه مردم‏ بيرون است .
    بايد از ميان شما چنين جمعيتی باشد يا بايد شما امت ، چنين امتی باشيد كه كارتان دعوت به خير ( امر به معروف ) و نهی از منكر باشد « و اولئك‏ هم المفلحون »، تنها چنين امتی كه در ميان آنها

    پاورقی :
    1 - سوره هود ، آيه . 116
    2 - سوره مائده ، آيه . 79
    3 - سوره آل عمران ، آيه . 104


  8. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

    و پرهيز می‏دهد : بپرهيزيد ای مسلمانان از اينكه در ميان شما تفرقه و اختلاف وجود داشته باشد . كوشش كنيد اختلافاتی كه به وجود آمده است حل‏ كنيد ، اختلافات را كمتر كنيد ، هی شكافها را زياد نكنيد . از اين شكافها كه روز بروز بيشتر می‏شود چه كسی استفاده می‏برد ؟ آيا غير از دشمن اسلام‏ كس ديگری استفاده می‏برد ؟ آيا دشمن از ما چه می‏خواهد ؟ غير از اين‏ می‏خواهد كه ما به نامهای مختلف مذهبی و فرقه‏ای دائما به جان يكديگر بيفتيم ، يكديگر را فحش بدهيم ؟ ! قرآن می‏گويد از تفرقه بپرهيزيد . بعد می‏فرمايد : « و لتكن منكم امه يدعون الی الخير ». مثل اينكه در اينجا منظور قرآن از " خير " بيشتر همان اتحاد است . يعنی در ميان شما بايد جمعيتی باشد كه هميشه مسلمين را دعوت به وحدت و اتحاد كنند ، با تفرقه‏ها و افتراقهائی كه ميان مسلمين هست مبارزه كنند و بجنگند . بعد می‏فرمايد : « و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا »( 2 ) ، مانند جمعيتهايی كه متفرق و مختلف شدند ، دسته دسته و فرقه فرقه شدند ،

    پاورقی :
    1 - سوره آل عمران ، آيه . 103
    2 - سوره آل عمران ، آيه . 105

  9. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

    نباشيد . آيا اين عجيب نيست كه در ميان دو آيه ، كه هر دو دعوت به‏ اتحاد و پرهيز از تفرق است ، اين آيه می‏آيد : « و لتكن منكم امه يدعون‏ الی الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون . اين كانه درست می‏رساند كه قرآن در ميان خيرها ، حسن تفاهم و وحدت و اتفاق ميان مسلمين را خيری كه مادر و مبدا همه خيرهاست ، می‏داند ، و در ميان منكرات و زشتيها و پليديها ، آنكه را از همه پليدتر و زشتتر و بدتر می‏داند اختلاف و تفرق است ، به هر نام و عنوانی .
    آيه ديگر می‏فرمايد : « كنتم خير امه اخرجت للناس »، مسلمانان ! شما بهترين امتی هستيد كه به نفع بشريت ظهور كرده‏ايد . يعنی ملتی بهتر از شما به نفع بشريت ظهور نكرده است . چرا ؟ به موجب چه خاصيتی ؟ « تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر »(1) ، به دليل اين كه شما آمر به‏ معروف و ناهی از منكر هستيد . از همينجا به قول منطقيين به عكس نقيض‏ بايد بفهميم : پس ما ، امت اسلام و بهترين امتها برای بشر نيستيم ، چون‏ ما آمر به معروف و ناهی از منكر نيستيم . در نتيجه نمی‏توانيم ادعای شرف‏ و بزرگی بكنيم ، نمی‏توانيم افتخاری داشته باشيم . اسلام ما اسلام واقعی‏ نيست .
    اگر بخواهيم در موضوع اهميت و عظمت اين اصل از نظر قرآن ، سنت ، حديث و آنچه كه در اين زمينه وارد شده است بحث كنيم ، روايت بسيار است و نشان می‏دهد كه اسلام تا چه اندازه به

    پاورقی :
    1 - سوره آل عمران ، آيه . 110

  10. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

    اين موضوع اهميت داده است .
    البته اين امر ، يك بحث تاريخی لازم دارد تا روشن شود كه چطور شد در طول تاريخ اين موضوع به اين عظمت و اهميت ، در دنيای اسلام هضم و تحليل‏ رفت و روز بروز كوچكتر شد . و بايد انصاف داد كه از نظر علمی يعنی از نظر بحث در كتابها ، سنی‏ها در اين مبحث بيش از ما شيعه‏ها بحث كرده‏اند . اگر كتابهای فقهی شيعه از " كتاب الصلوه " گرفته تا " كتاب‏
    الديات " را در مقابل فقه اهل تسنن قرار دهيم می‏بينيم در تمام ابواب ، فقه شيعه در مجموع دقيقتر ، مشروحتر ، مفصلتر ، متين تر و مستدل‏تر است ، و من می‏توانم اين مطلب را ثابت كنم . ولی متاسفانه در كتب فقهی ما در ميان همه ابواب ، باب امر به معروف و نهی از منكر خيلی كوچك شده است‏ . البته در ميان سنی‏ها هم عملا كوچك شد .
    معتزله كه يكی از فرقه‏های متكلمين اهل تسنن هستند ، امر به معروف و نهی از منكر را از اصول دين می‏دانند نه از فروع دين . شيعه می‏گويد اصول‏ دين پنج تا و فروع دين ده تا يا هشت تا است و در ميان اصول دهگانه ، امر به معروف و نهی از منكر را ذكر می‏كند ، ولی معتزله به پنج اصل در دين قائل هستند كه يكی از آنها امر به معروف و نهی از منكر است . اما خود اينها تدريجا در كتابهای خود از اين بحث پرهيز كرده و آن را كوچك‏ كردند . مورخين اجتماعی می‏گويند علتش برخوردی بود كه بحث در اين موضوع‏ با سياستهای وقت داشت . چون اين بحث به اصطلاح به قبای خلفای وقت بر
    می‏خورد و آنها مزاحمت ايجاد می‏كردند ، معتزله مجبور بودند كه آن را در كتابهای خود نياورند و يا كم بياورند ، با اينكه اصلی از اصول دينشان شمرده می‏شد .
    انصافا در ميان ما شيعيان نيز اين مطلب خيلی كوچك شده است تا آنجا كه چند قرن است كه درباره امر به معروف و نهی از منكر در رساله‏های‏ عمليه مطلبی نمی‏نويسند . تا آنجا كه من ديده‏ام ، در ميان رساله‏های علميه‏ ، آخرين كتابی كه اين موضوع را مطرح كرده " جامع عباسی " شيخ بهائی‏ است كه تقريبا مربوط به سه و نيم قرن پيش است . ديگر بعد از آن ، اين‏ موضوع حتی از رساله‏های عمليه هم به طور كلی حذف شده است . در صورتی كه‏ امر به معروف و نهی از منكر مثل نماز و روزه است . نبايد دفن شود . اين‏ كه مسئله عبيد و اماء نيست كه بگوئيم امروز برده‏ای در دنيا نيست كه‏
    بخواهيم روی آن بحث كنيم و درست هم هست . زمانی كه برده وجود داشته‏ باشد ، بحث درباره احكامی كه در اسلام به نفع بردگان وجود دارد خوب است‏ . وقتی برده‏ای نيست ، ديگر بحث درباره آن به طور كلی غلط و بی‏فايده است . ولی امر به معروف و نهی از منكر موضوعی نيست كه از بين برود . هميشه وجود دارد و بايد در راس مسائل قرار گيرد . هميشه بايد مطرح شود تا آن را فراموش نكنيم .
    بعضی از مستشرقين اروپايی نسبت به اسلام ادعايی دارند ( يا بگويم‏ افترايی وارد می‏كنند ) و در بسياری از كتابهای خود تكرار می‏كنند . آنها اسلام را متهم می‏كنند كه دين قضا و قدری است ، دينی است كه برای بشر هيچگونه نقش فعال و مسئوليتی قائل نيست ، تعليم می‏دهد كه بايد وظايف‏ بشر را به خدا واگذار كرد ، تو بايد همينطور منتظر باشی ببينی خدا چه‏
    می‏كند . ادعا می‏كنند كه اسلام برای بشر آزادی و اختيار قائل نيست ، هر چه هست‏ خدا و اراده اوست ، اساسا انسان در اين زمينه كاره‏ای نيست ، بنابراين‏ مسئوليت و تعهدی هم ندارد . اين ، افترای محض است . اتفاقا قرآن يهوديها را به همين جرم محكوم‏ می‏كند .
    وقتی موسی به آنها گفت : « يا قوم ادخلوا الارض المقدسه التی‏ كتب الله لكم »( 1 ) به موسی گفتند : « اذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون »، ( 2 ) موسی ! ما بر جای خود نشسته‏ايم ، تو و خدا برويد بجنگيد و دشمن را از سرزمين ما خارج كنيد ، بعد ما وارد می‏شويم !
    در جنگ بدر وقتی پيغمبر اكرم با اصحاب خود مشورت می‏كرد ، فرمود شما چه نظری داريد ؟ حال كه كاروان فرار كرده است آيا به استقبال دشمن برويم‏ يا به مدينه برگرديم ؟ هر كس اظهار نظری كرد ، ابوذر غفاری يا مقداد كندی ، يكی از اين دو بزرگوار گفت : يا رسول الله ! ما كه مثل بنی‏ اسرائيل نمی‏گوئيم : « اذهب انت و ربك فقاتلا انا ههنا قاعدون »، تو و
    خدا برويد انجام بدهيد ، ما وظيفه‏ای نداريم . ما می‏گوئيم هر چه تو فرمان‏ بدهی همان است ، اگر بگويی خودتان را به دريا بريزيد ، می‏ريزيم ، بگويی‏ آتش بزنيد ، می‏زنيم .
    به علاوه اين قرآن است كه در موضوع آزادی انسان و مسئوليت و تعهد شخصی‏ او در برابر خود و تكليفش فرياد می‏زند :

    پاورقی :

    1 - سوره مائده ، آيه 21 : [ ای قوم من به سرزمين مقدسی كه خدا برايتان‏ نوشته داخل شويد . ]
    2 - سوره مائده ، آيه . 24

صفحه 3 از 9 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی