۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞
صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 85
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    « انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا ( 1 ) 0 و هديناه النجدين (2) 0 و من اراد الاخره و سعی لها سعيها و هو مؤمن فاولئك كان سعيهم مشكورا ( 3 ). آيات زيادی در قرآن است كه در آنها عبارت « بما كسبت ايديكم (4) آمده است. قرآن منزه بودن خداوند را از اينكه ما شرور و مفاسد را به‏ او نسبت دهيم مكرر ياد می‏كند : « ما ظلمناهم ولكن كانوا انفسهم يظلمون (5) اگر مردمی بدبخت و بيچاره شدند ، ما به آنها ستم نكرديم ، خودشان به‏ خودشان ستم كردند .
    مطلب ديگری كه درست نقطه مقابل سخن اين افترابندها و دروغگوهاست‏ اينست كه در اسلام مسئله‏ای وجود دارد كه در ملتهای ديگر امروز دنيا به‏ صورت يك قانون دينی وجود ندارد ( البته نمی‏گويم پيغمبران سلف‏ نداشته‏اند ) و آن اينست كه اسلام نه تنها فرد را برای خود و در مقابل‏ خداوند از نظر شخص خود مسئول و متعهد می‏داند ، بلكه فرد را از نظر
    اجتماع هم مسئول و متعهد می‏داند . " امر به معروف و نهی از منكر " همين است كه ای انسان ! تو تنها از نظر شخصی و فردی در برابر ذات‏ پروردگار مسئول و متعهد نيستی ، تو در مقابل اجتماع خود هم مسئوليت و تعهد داری . آيا می‏توان گفت چنين دينی دين قضا و قدری است ؟ البته قضا و قدری به مفهومی كه آنها می‏گويند كه كارها را خدا بايد انجام دهد و بشر از اين جريان و مسير خارج است و مسئوليتی

    پاورقی :
    1 - سوره دهر ، آيه . 3
    2 - سوره بلد ، آيه . 10
    3 - سوره اسری ، آيه . 19
    4 - سوره شوری ، آيه . 30
    5 - سوره نحل ، آيه . 118
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  2. #32
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    ندارد ، آنچنان قضا و قدری كه از بشر ، نفی و سلب آزادی و مسئوليت و تعهد می‏كند . قرآن چنين قضا و قدری را نمی‏پذيرد . آيا شما در اين زمينه‏ جمله‏ای بالاتر از اين آيه كوچك كه با تفاوت مختصری در دو جای قرآن آمده‏ است ، پيدا می‏كنيد ؟ « ان الله لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم ( 1 ) . اين آيه ، آب بسيار صاف و پاكی است كه بر سر منتظرها ، آنهايی كه به‏ انتظار هستند كه هميشه خدا از يك راه غير عادی كارها را درست كند ، می‏ريزد . انتظار بيهوده نكشيد . " ان " يعنی تحقيقا مطلب اينست ، تحقق و واقعيت اينست كه هرگز خداوند اوضاع و احوال را به سود مردم عوض‏ نمی‏كند « حتی يغيروا ما بانفسهم »، مگر وقتی كه خود آن مردم آنچه مربوط به خودشان است ، آنچه كه در خودشان هست : اخلاق ، روحيه ، ملكات ، جهت‏ ، نيات و بالاخره خودشان را عوض كنند . آيا شما می توانيد صريحتر از اين‏ ، مسئوليت پيدا كنيد ؟ آنهم مسئوليت در برابر يك اجتماع ، يعنی اجتماع‏ را برای مسئوليت مخاطب قرار بدهد .
    در آيه ديگر كه سرنوشت يكی از امم فاسد گذشته را ذكر می‏كند می‏فرمايد :
    ²ذلك بان الله لم يك مغيرا نعمه انعمها علی قوم حتی يغيروا ما بانفسهم‏ ( 2 ) . از يك نظر تاكيد در اين آيه بيشتر است . بعد كه می‏گويد آنها چنين فاسد شدند و چون وضع خود را خراب كردند ما هم وضع خوبشان را تبديل‏ به وضع خراب كرديم ، می‏فرمايد : « ذلك بان الله [ لم يك ] »اين ، به‏ موجب اينست كه خدا چنين

    پاورقی :

    1 - سوره رعد ، آيه . 11
    2 - سوره انفال ، آيه . 53
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  3. #33
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    نبوده است . وقتی می‏گوئيم : كان الله يا می‏گوئيم : ما كان الله ، حكايت‏ می‏كند از يك سنت : خدا چنين نيست ، يعنی خدايی خدا ايجاب می‏كند كه‏ چنين نباشد . ( وقتی انسان می‏گويد من چنين نيستم ، من چنين نبوده‏ام ، اتكا می‏كند به شخصيت خود ، می‏خواهد بگويد من شخص آنچنانی هستم كه لازمه‏ شخصيت من اينست كه در گذشته چنين باشم ، امروز هم چنان باشم ) .
    می‏فرمايد : « ذلك بان الله لم يك مغيرا نعمه انعمها علی قوم حتی يغيروا ما بانفسهم ». خدا چنين نبوده است، يعنی اللهی الله چنين ايجاب می‏كند.
    آيه ديگری در قرآن است كه آنرا به مناسبت « لم يك مغيرا » می‏خواهم‏ عرض كنم : « و ما كنا معذبين حتی نبعث رسولا »( 1 ) ، ما ملتی را بدون‏ اينكه اتمام حجتی بر ايشان شده باشد ، عذاب نمی‏كنيم . آنگاه ملتی را عذاب می‏كنيم كه آنها مطلبی را بفهمند و درك كنند ولی در مقابل فهم و درك خود طور ديگری عمل كنند . می‏فرمايد : ما كنا معذبين ما چنين‏
    نبوده‏ايم . يعنی خدايی ما ايجاب نمی‏كند كه چنين باشيم ، خدايی ما ايجاب‏ می‏كند كه طور ديگری باشيم . « ذلك بان الله لم يك مغيرا نعمه انعمها علی قوم حتی يغيروا ما بانفسهم ». خدا چنين نيست . آيا ما می‏توانيم مدركی بهتر از اين پيدا
    كنيم ؟ آيا بيشتر از اين می‏توان اطمينان پيدا كرد كه " انتظارات " به‏ شكل انتظاراتی كه ما داريم بيهوده است ؟ نص قرآن است ، با نص قرآن‏ نمی‏توان كاری كرد .

    پاورقی :
    1 - سوره اسری ، آيه . 15
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  4. #34
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    نكته‏ای را اقبال لاهوری از همين آيه استنباط كرده است كه نكته بسيار عالی‏ای است . از ضمير حتی يغيروا استفاده كرده است . می‏گويد ( 1 ) قرآن‏ می‏فرمايد : « حتی يغيروا ما بانفسهم »، نمی‏گويد : حتی يغير ما بانفسهم .
    اگر چنين می‏گفت ، معنايش اين بود : خداوند اوضاع و احوالی را كه برای‏ مردمی وجود دارد چه خوب و چه بد ، عوض نمی‏كند مگر آنوقت كه اوضاع و احوالی كه مربوط به خودشان است يعنی مربوط به روح ، اخلاق و خصوصياتی كه‏
    در دست و عملشان است ، عوض شود . نه ، می‏فرمايد : يغيروا تا خودشان به‏ ابتكار و دست خود و استقلال فكری خويش اقدام نكنند ، وضعشان عوض نمی‏شود . يعنی اگر ملت ديگری بيايد و بخواهد به قهر و جبر ، اوضاع و احوال‏ مردمی را عوض كند ، مادامی كه خود آن مردم تصميم نگرفته‏اند ، مادامی كه‏ خود آن مردم ابتكار به خرج نداده‏اند ، مادامی كه خود آن مردم استقلال فكری‏ پيدا نكرده‏اند ، وضع آنها به سامان نمی‏رسد .
    ای مردم ! انتظار نداشته باشيد ديگران از خارج بيايند وضع شما را سروسامان دهند . ملتی كه بخواهد مستشار خارجی برايش تصميم بگيرد تا ابد آدم نخواهد شد ، چون او يغيروا نيست ، بايد يغيروا باشد ، بايد ابتكار و فكر و نقشه داشته باشد ، بايد خودش شخصا برای خود تصميم بگيرد و انتخاب‏ كند . هر وقت ملتی رسيد به جايی كه خودش برای خودش تصميم گرفت و خودش راه خود را انتخاب كرد و خودش در كار خود ابتكار به خرج داد ، چنين

    پاورقی :
    1 - " اقبال شناسی " نوشته سيد غلامرضا سعيدی .
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  5. #35
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    ملتی می‏تواند انتظار رحمت و تاييد الهی را داشته باشد ، انتظار آن‏ چيزهايی كه قرآن نام می‏برد : فيضهای الهی ،اعانتهای الهی ، نصرتهای الهی‏ را داشته باشد . اگر انتظار بيهوده داشتن كار صحيحی بود و انسان می‏خواست‏ فقط به شخص خود اتكا كند ، حسين بن علی عليه السلام شايسته‏تر از هر كس‏ بود كه منتظر بنشيند تا خدا رحمت خود را بر او و امت او نازل كند . چرا نكرد ؟ حسين می‏خواست « ان الله لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم باشد ، می‏خواست ابتكار را به دست گيرد ، دست به تغييری در اوضاع‏ اجتماع بزند ، همان تعبيری كه خودش از پيغمبر اكرم بكار می‏برد :
    « فلم يغير عليه بفعل و لا قول كان حقا علی الله ان يدخله مدخله » .
    چگونه عوض كند ؟ چه تصميماتی بگيرد ؟ كارهای ساده را ما هم بلديم‏ انجام دهيم . خوب شدن‏ها در سطح مسائل ساده كار همه است . مثلا اسلام‏ توصيه كرده است كه به زيارت حاجی برويد . خوب ، ما می‏رويم ، چايی‏ می‏خوريم ، گزی می‏خوريم و بلند می‏شويم می‏آييم . [ يا توصيه كرده است ] تشييع جنازه كنيد ، در مجلس ختم شركت كنيد . اينها كارهای آسان اسلام‏ است . اين كارهای ساده از عهده هر كسی بر می‏آيد . اسلام هميشه با اين‏ كارها اداره نمی‏شود . موقعی هم می‏رسد كه بايد مثل حسين بن علی عليه السلام‏ برخاست و حركت كرد ، مثل حسين بن علی عليه السلام قيامی كرد كه نه تنها جامعه آنروز اسلامی را تكان بدهد بلكه موجش پنج سال بعد به يك شكل اثر كند ، ده سال بعد به شكل ديگری اثر بخشد ، سی سال بعد به شكل ديگری ، شصت سا ل بعد به شكل ديگری ، صد سال ، پانصد سال بعد به شكلهای ديگری ، و بعد از هزار سال نيز الهام دهنده نهضتها باشد . اين را می‏گويند : « يغيروا ما بانفسهم » .
    ما بچه‏هايمان را دوست داريم . آيا حسين بن علی عليه‏السلام بچه‏های خود را دوست نداشت ؟ ! مسلما او بيشتر دوست داشت . ابراهيم خليل اينطور نبود كه كمتر از ما اسماعيلش را دوست داشته باشد ، خيلی بيشتر دوست‏ داشت به اين دليل كه از ما انسانتر بود و اين عواطف ، عواطف انسانی‏ است . او انسانتر از ما بود و قهرا عواطف انسانی او هم بيشتر بود .
    حسين بن علی عليه السلام هم بيشتر از ما فرزندان خود را دوست می‏داشت .
    اما در عين حال او خدا را از همه كس و همه چيز بيشتر دوست می‏داشت ، در مقابل خداوند و در راه خدا هيچكس را به حساب نمی‏آ ورد . نوشته‏اند ايامی كه اباعبدالله عليه السلام به طرف كربلا می‏آمد ، همه‏ خانواده‏اش همراهش بودند . واقعا برای ما قابل تصور نيست . وقتی انسان‏ مسافرتی می‏رود و بچه كوچكی همراه دارد ، يك مسئوليت طبيعی در مقابل او
    احساس می‏كند و دائما نگران است كه چطور می‏شود ؟ .
    نوشته‏ اند همينطور كه حركت می‏كردند اباعبدالله عليه السلام خوابشان‏ گرفت و همانطور سواره سر روی قاشه اسب ( به اصطلاح خراسانيها ) [ يا ] قربوس زين گذاشت . طولی نكشيد كه سر را بلند كرد و فرمود :
    « انا لله و انا اليه راجعون ». ( 1 ) تا اين جمله را

    پاورقی :

    1 - سوره بقره ، آيه . 156
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  6. #36
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    گفت و به اصطلاح كلمه استرجاع را به زبان آورد ، همه به يكديگر گفتند اين‏ جمله برای چه بود ؟ آيا خبر تازه‏ای است ؟ فرزند عزيزش ، همان كسی كه‏ اباعبدالله عليه السلام او را بسيار دوست می‏داشت و اين را اظهار می‏كرد ، و علاوه بر همه مشخصاتی كه فرزند را برای پدر محبوب می‏كند ، خصوصيتی‏ باعث محبوبيت بيشتر او می‏شد و آن ، شباهت كامل بود كه به پيغمبر اكرم‏ ( ص ) داشت ، ( حال چقدر انسان ناراحت می‏شود كه چنين فرزندی در معرض‏ خطر قرار گيرد ! ) يعنی علی اكبر جلو می‏آيد و عرض می‏كند : « يا ابتا لم‏ استرجعت » ؟ چرا انالله و انا اليه راجعون گفتی ؟ فرمود : در عالم‏
    خواب صدای هاتفی به گوشم رسيد كه گفت : « القوم يسيرون و الموت تسير بهم » . اين قافله دارد حركت می‏كند ولی مرگ است كه اين قافله را حركت‏ می‏دهد . اينطور از صدای هاتف فهميدم كه سرنوشت ما مرگ است ، ما داريم‏
    به سوی سرنوشت قطعی مرگ می‏رويم . [ علی اكبر سخنی می‏گويد ] درست نظير همان حرفی كه اسماعيل ( ع ) به ابراهيم ( ع ) می‏گويد ( 1 ) .

    پاورقی :
    1 - وقتی ابراهيم ( ع ) به اسماعيل ( ع ) می‏گويد فرزندم ! مكرر در عالم‏ رويا می‏بينم و اينطور می‏فهمم كه ديگر رويای عادی نيست بلكه يك وحی است‏ و من از طرف خدا مامورم سر تو را ببرم ( ابراهيم به فلسفه اين مطلب‏ آگاه نيست ولی يقين كرده است كه امر خداست ) ، اين فرزند چه می‏گويد ؟ آيا مثلا گفت : بابا ! خواب است ، اگر خواب مردن كسی را ببينيد عمرش‏ زياد می‏شود ، انشاء الله عمر من زياد می‏شود ؟ نه . گفت : يا ابت افعل ما تومر سنجدنی ان شاء الله من الصابرين »( سوره >
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  7. #37
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞






    گفت پدر جان ! « او لسنا علی الحق » ؟ مگر نه اينست كه ما بر حقيم ؟ چرا فرزند عزيزم . وقتی مطلب از اين قرار است ، ما به سوی هر سرنوشتی‏ كه می‏رويم ، برويم . به سوی سرنوشت مرگ يا حيات ، تفاوتی نمی‏كند .
    اساس اينست كه ما روی جاده حق قدم می‏زنيم يا نمی‏زنيم ؟ اباعبدالله عليه‏ السلام به وجد آمد ، مسرور شد و شگفت . اين امر را انسان از اين دعايش‏ می‏فهمد كه فرمود : من قادر نيستم پاداشی را كه شايسته پسری چون تو باشد ، بدهم . از خدا می‏خواهم : خدايا ! تو آن پاداشی را كه شايسته اين فرزند است ، به جای من بده « جزاك الله عنی خير الجزاء » .
    به چنين فرزندی ، چقدر پدر می‏خواهد در موقع مناسبی خدمتی بكند ، پاداشی‏ بدهد ؟ حالا در نظر بياوريد بعد از ظهر عاشورا است . همين جوان در جلوی‏ همين پدر رفته است به ميدان و شهامتها و شجاعتها كرده است ، مردها افكنده است ، ضربتها زده و ضربتها خورده است . در حالی كه دهانش خشك‏ و زبانش مثل چوب خشك شده است ، از ميدان بر می‏گردد . در چنين شرايطی‏

    پاورقی :
    > صافات ، آيه 102 ) پدر ! همينكه اين مطلب از ناحيه خدا رسيده و وحی‏ و امر خداست ، كافی است ، ديگر سؤال ندارد . وقتی ابراهيم می‏خواهد سر
    اسماعيل را ببرد . چنين به او وحی می‏شود فلما اسلما و تله للجبين وناديناه ان يا ابراهيم قد صدقت الرؤيا » ( سوره صافات ، آيه 104 )ابراهيم ! ما نمی‏خواستيم كه سر فرزندت را ببری . هدف ما آن نبود . در
    آن كار فايده‏ای نبود . هدف اين بود كه معلوم شود شما پدر و پسر در مقابل‏ امر خدا چقدر تسليم هستيد ؟ تا كجا حاضريد امر خدا را اطاعت كنيد ؟ اين‏ تسليم و اطاعت را هر دو نشان داديد : پدر تا سر حد قربانی دادن ، و پسر تا سر حد قربانی شدن . ما بيشتر از اين نمی‏خواستيم ، سر فرزندت را نبر .


    ( و من نمی‏دانم شايد آن جمله‏ای كه آنروز پدر به او گفت ، يادش بود ) می‏آيد از پدر تمنايی می‏كند : « يا ابه ! العطش قد قتلنی ، و ثقل الحديد اجهدنی فهل الی شربه من الماء سبيل » ؟ پدر جان ! عطش و تشنگی دارد مرا می‏كشد ، سنگينی اين اسلحه مرا سخت به زحمت انداخته است . آيا ممكن‏ است شربت آبی به حلق من برسد تا نيرو بگيرم و برگردم و جهاد كنم ؟
    جوابی كه حسين ( ع ) به چنين فرزند رشيدی می‏دهد ، اينست : فرزند عزيزم !
    اميدوارم هر چه زودتر به فيض شهادت نائل شوی و از دست جدت سيراب‏ گردی .
    ولا حول و لا قوه الا بالله العلی العظيم .
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  8. #38
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞








    جلسه سوم شرايط امر به معروف و نهی از منكر

    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  9. #39
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد الله رب العالمين باری الخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علی‏ عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه سيدنا و نبينا و مولانا ابی القاسم محمد و علی آله الطيبين الطاهرين المعصومين . اعوذ بالله من الشيطان الرجيم :
    « التائبون العابدون الحامدون السائحون الراكعون الساجدون الامرون‏ بالمعروف و الناهون عن المنكر و بشر المومنين »( 1 ) .
    از مطالبی كه در دو شب گذشته عرض شد معلوم شد كه در نهضت حسينی‏ مجموعا سه عامل موثر بوده است . يكی امتناع از بيعت ، ديگر پذيرش‏ دعوت كوفيان ، و سوم كه از آندو مستقل است امر به معروف و نهی از منكر . و معلوم شد كه هر يك از اين سه عامل خود بخود برای امام ( ع ) وظيفه‏ بخصوصی را ايجاب می‏كرده است ، عكس العمل خاصی را به وجود می‏آورده است‏ . و هم عرض كرديم كه ارزش اين نهضت بر حسب هر يك از اين سه عامل ، مختلف و متفاوت می‏شود . اگر تنها عامل دعوت كوفيان را

    پاورقی :

    اين سخنرانی در 1348 / 12 / 25 برابر با هشتم محرم 1390 ايراد شده است‏
    .

    1 - سوره توبه ، آيه . 112
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

  10. #40
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞




    در نظر بگيريم يك حد معينی از ارزش را دارا خواهد بود . اگر عامل‏ امتناع از بيعت را در نظر بگيريم ارزش خيلی بيشتر و عظيم تری را دارا خواهد بود . اگر عامل امر به معروف و نهی از منكر را در نظر بگيريم‏ ارزش آن دهها برابر بالاتر می‏رود و مهمتر می‏شود . به جهت اينكه در عامل‏ دعوت ، لااقل احتمال موفقيتی در حدود صدی پنجاه و يا كمتر هست ، ولی در عامل امتناع از بيعت چنين احتمالی هم وجود ندارد . يك مقاومت صددرصد خطرناك است . عامل امر به معروف و نهی از منكر هم اين تفاوت عظيم را با عامل بيعت دارد . در عامل بيعت تقاضا از طرف دشمن است ، يعنی در زمينه يك تقاضای نامشروع و ناروا است ، لذا امام در مقابل اين تقاضا " نه " می‏گويد ، امتناع می‏ورزد و نمی‏پذيرد . اگر تنها اين عامل را در نظر بگيريم معنی‏اش اينست : اگر آنها چنين تقاضايی از امام نمی‏كردند ، امام‏ در برابر آنها قرار نمی‏گرفت ، چون آنها چنين تقاضايی كردند امام به‏ عنوان شخصی كه آن تقاضا را نمی‏پذيرد ، در برابر آنها قرار گرفت . ( و در عامل اول ، دعوت ، امام را در مقابل آنها قرار داد . ) اما اگر عامل سوم‏ را كه امر به معروف و نهی از منكر است در نظر بگيريم ، نه دعوت ، امام‏ را در برابر آنها قرار می‏دهد ، و نه تقاضای بيعت ، بلكه اين خود امام‏ است كه در برابر آنها قرار می‏گيرد ، و در واقع فساد اوضاع ، شيوع بديها و منكرات و به تعبير خود امام حلال شدن حرامها و حرام شدن حلالها و بالاخره‏ مشاهده وضع نابسامان و فاسد اجتماع ، امام را در برابر آنها قرار می‏دهد و وادار به قيام می‏كند . روی همين جهت ، ارزش قيام امام بر حسب اين عامل‏ خيلی بالا می‏رود و اين درس شكل عن المنكر و جاهدت فی الله حق جهاده حتی اتيك اليقين » ( 1 ) . در مفهوم اين شهادت و گواهی درست فكر كنيد : ما گواهی می‏دهيم كه تو نماز را بپا داشتی ، تو زكات و انفاق را به همه مراتبش ادا كردی ( 2 ) . « و امرت بالمعروف و نهيت عن المنكر » تو آمر به

    پاورقی :
    1 - زيارت وارث
    2 - چون زكات تنها پول دادن نيست . ثروت ، زكاتی دارد ، نطق زكاتی‏ دارد ، فكر و مغز زكات دارد ، بدن انسان مجموعا زكات دارد : دست و پا هر يك زكاتی دارند ، چشم زكاتی دارد ، گوش زكاتی دارد . يعنی هر نعمتی‏ كه خدا می‏دهد وقتی شما بهره‏ای >
    ۞۩۞ حماسه حسيني - جلد 2 ۞۩۞

صفحه 4 از 9 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •