**۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**
صفحه 12 از 17 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 169
  1. #111
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    نمی‏دانم و برخوردم آنطور كه بايد ، ثابت و محقق و روشن نيست ، نمی‏گويم‏ . در مقابل مردم تظاهر به دانستن مطلبی كه هنوز آن را برای خودم توجيه‏ نكرده‏ام ، نمی‏كنم .
    در ذيل اين آيه در مجمع البيان از عبدالله بن مسعود روايت شده است كه‏ « ايها الناس من علم شيئا فليقل » ( 1 ) ای مردم ، كسی كه چيزی را می‏داند پس بگويد ، « و من لم يعلم » ( 2 ) و كسی كه چيزی را نمی‏داند « فليقل الله اعلم » (3) بگويد خدا داناتر است . « فان من العلم ان يقول‏ لما لا يعلم الله اعلم » ( 4 ) يكی از علمها همين است كه انسان علم به‏ عدم علم خودش داشته باشد ، جاهل بسيط باشد ، لااقل بداند كه نمی‏داند ( خود بداند كه نداند ) اعتراف كردن به اين مطلب ، خودش يك درجه از علم‏ است . عبدالله بن مسعود ، بعد اين آيه را خواند : فان الله تعالی قال‏ لنبيه ، « قل ما اسئلكم عليه من اجر و ما انا من المتكلفين »( 5 ) معلوم‏ می‏شود عبدالله بن مسعود كه از صحابه بزرگوار رسول اكرم است ، از جمله :
    ما انا من المتكلفين ، اين مطلب را استفاده كرده كه هر كسی هر چه می‏داند به مردم بگويد ، و آنچه را نمی‏داند ، بگويد كه نمی‏دانم . ابن جوزی كه از خطبای معروف است ، بالای يك منبر سه پله‏ای بود .
    ظاهرا زنی آمد و مسئله‏ای از او پرسيد ، گفت نمی‏دانم . گفت تو كه‏ نمی‏دانی چرا سه پله بالاتر رفته‏ای ؟ گفت اين سه پله كه بالاتر رفته‏ام برای‏ آن چيزهايی است كه من می‏دانم و شما نمی‏دانيد ،

    پاورقی :

    5 - 4 - 3 - 2 - 1 - مجمع البيان ج 8 ص . 486
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  2. #112
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    اگر به نسبت چيزهايی كه نمی‏دانم می‏خواستند برايم منبر درست كنند ، بايد منبری درست می‏كردند كه تا كره ماه بالا برود . شيخ انصاری از علمای بزرگ ماست ، هم از نظر علمی كه در دو فن فقه و اصول واقعا از علمای محقق و طراز اول است و هم از نظر تقوی . به همين‏ جهت وقتی كه درباره ايشان حرف می‏زدند ، مبالغه و اغراق می‏كردند و مثلا می‏گفتند از آقا هر چه بپرسی می‏داند ، محال است كه چيزی را نداند . ( شوشتری هم بوده است . می‏گويند كه آن لحن خوزستانی خودش را تا آخر عمر حفظ كرده بود ) . گاهی كه از او مسئله‏ای ( مسئله شرعی ) می‏پرسيدند ، با اينكه مجتهد بود ، يادش نبود . هر وقت كه يادش نبود بلند می‏گفت‏ نمی‏دانم تا شنونده و شاگردان بفهمند كه اعتراف به ندانستن ننگ نيست . چيزی را كه از او می‏پرسيدند ، اگر می‏دانست برای طرف يواش می‏گفت ، همين قدر كه طرف خودش بفهمد ، و اگر نمی‏دانست ، بلند می‏گفت : ندانم ، ندانم ، ندانم . مسئله ديگر كه قرآن مجيد در سبك و روش تبليغی پيغمبران نقل می‏كند ، تواضع و فروتنی است ( نقطه مقابل استكبار ) . كسيكه می‏خواهد پيامی را ، آنهم پيام خدا را به مردم برساند ، بايد در مقابل مردم ، در نهايت درجه‏ فروتن باشد ، يعنی پر مدعائی نكند ،اظهار انانيت و منيت نكند ، مردم‏ را تحقير نكند . بايد در نهايت خضوع و فروتنی باشد . [ قرآن كريم از
    زبان نوح عليه السلام خطاب به گروهی از قومش می‏فرمايد ] « او عجبتم ان‏ جاءكم ذكر من ربكم علی رجل منكم »( 1 ) ، آيا تعجب می‏كنيد كه پيام‏ پروردگار شما ، ذكر

    پاورقی
    :
    1 - سوره اعراف آيه . 61
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  3. #113
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    پروردگار شما ، مايه تنبيهی كه از طرف پروردگار شماست ، بر مردی از خود شما بر شما آمده است ؟ عبارت : « من ربكم » نشان دهنده اين است كه‏ نمی‏خواهد خدا را بخودش اختصاص بدهد ، و در چنان مقامی ، بگويد خدای من‏ ، شما كه قابل نيستيد تا بگويد خدای شما . بعد می‏گويد : « علی رجل منكم ، بر مردی از خود شما ، من هم يكی از شما هستم . شما ببينيد چقدر تواضع‏ در اين آيه كريمه افتاده است كه خطاب به پيغمبر اكرم می‏فرمايد : « قل انما انا بشر مثلكم »( 1 ) بگو به مردم من هم بشری مثل شما هستم ، « يوحی الی »( 2 ) ، بر يكی از امثال خود شما وحی نازل می‏شود . « انما الهكم اله واحد فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لايشرك‏ بعباده ربه احدا ( 3 ) ». متناسب با همين مطلب ، مطلب ، مسئله ديگری‏ در رابطه با تبليغ مطرح است و آن ، مسئله رفق و لينت و نرمش يعنی‏ پرهيز از خشونت است . كسی كه می‏خواهد پيامی را ، آنهم پيام خدا را به‏ مردم برساند تا در آنها ايمان و علاقه ايجاد بشود ، بايد لين القول باشد ، نرمش سخن داشته باشد . سخن هم درست مثل اشياء مادی ، نرم و سخت دارد . گاهی يك سخن را كه انسان از ديگری تحويل می‏گيرد ، گويی راحت الحلقوم‏ گرفته ، يعنی اين قدر نرم و ملايم است كه دل انسان می‏خواهد به هر ترتيبی‏ كه شده آن را قبول بكند . گاهی اوقات ، برعكس ، يك سخن طوری است كه‏ گويی اطرافش ميخ كوبيده‏اند ، مثل يك سوهان است . آنقدر خار

    پاورقی :

    3 - 2 - 1 - سوره كهف آيه . 110
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  4. #114
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    دارد ، آنقدر گوشه و كنايه و تحقير دارد ، و آنقدر خشونت دارد كه طرف‏ نمی‏خواهد بپذيرد . وقتی كه خداوند موسی و هارون را برای دعوت فردی مثل فرعون می‏فرستد ، جزء دستورها در سبك و متد دعوت فرعون می‏فرمايد : « فقولا له قولا لينا لعله يتذكر او يخشی »( 1 ) با اين مرد متكبر و فرعون به تمام معنا ( كه‏
    ديگر كلمه فرعون نام تمام اين گونه اشخاص شده ) با نرمی سخن بگوييد ، وقتی كه شما با چنين مردم متكبری روبرو می‏شويد ، كوشش كنيد كه به سخن‏ خودتان نرمش بدهيد ، نرم با او حرف بزنيد ، باشد كه متذكر بشود ، و از خدای خودش ، از رب خودش بترسد . البته موسی عليه السلام و هارون ، نرم‏
    و ملايم سخن گفتند ولی او اين قدر هم لايق نبود . قرآن كريم درباره پيغمبر اكرم می‏فرمايد : « فبما رحمه من الله لنت لهم‏ ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوكل علی الله ان الله يحب المتوكلين »(2). به موجب رحمت و عنايت الهی ، تو با مردم نرم هستی ، نرمش داری ، اخلاق‏ و گفتار تو نرم است ، از خشونت اخلاقی و خشونت در گفتار پرهيزداری. راجع به سبك بيان پيغمبر اكرم داستانهای زيادی هست كه نشان می‏دهد پيغمبر چقدر از خشونت در سخن پرهيز داشته است . قرآن خطاب به پيغمبر می‏گويد اگر تو يك آدم درشتخو و سنگين دلی بودی ، با همه قرآنی كه در دست داری ،

    پاورقی :

    1 - سوره طه آيه . 44
    2 - سوره آل عمران آيه . 159
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  5. #115
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    با همه معجزاتی كه داری و با همه مزايای ديگری كه داری ، مردم از دور تو پراكنده می‏شدند . نرمش تو عامل مؤثری است در تبليغ و هدايت مردم ، در عرفان و ايمان مردم . در اين زمينه داستانهای زيادی است كه اگر بخواهم آنها را ذكر كنم ، از بحث خودم می‏مانم . سعدی می‏گويد :

    درشتی و نرمی بهم در به است
    چو رگزن كه جراح و مرهم نه است

    البته نمی‏خواهم تعبير درشتی كرده باشم . اين شعر را بدين جهت خواندم‏ كه نزديك مقصود است . آيا همراه نرمی ، صلابت هم نبايد باشد ؟ فرق است‏ ميان خشونت و صلابت . اين ريگهايی كه در كف نهرها هست ، ساليان درازی‏ آب آمده از رويشان عبور كرده و آنها را ساييده است . وقتی انسان يكی از
    اينها را از كف نهری بر می‏دارد ، می‏بيند كه صلابت دارد و سفت است و از اين جهت با ساير سنگها فرقی ندارد ، اما آنچنان صاف است كه انسان از لمس كردن آن كوچكترين احساس ناراحتی نمی‏كند ، به طوری كه از دست كشيدن‏ روی جامه خودش بيشتر احساس ناراحتی می‏كند تا از دست كشيدن روی آن سنگ‏ . يك شمشير صيقل داده شده ، نرمش دارد ، به گونه‏ای كه مثل فنر تاب‏ می‏خورد ، ولی در عين حال صلابت هم دارد . مسئله صلابت داشتن ، استحكام‏ داشتن ، شجاع بودن ، نترسيدن از كسی غير از خدا ، غير از مسئله خشونت‏ داشتن است . پيامبران در عين اينكه منتهای تواضع و نرمش را در برخوردها
    و گفتارها و در اخلاق خودشان با مردم داشتند ، اما در راه خودشان هم قابل انعطاف نبودند ، جز خدا ازاحدی بيم‏ نداشتند ، از احدی نمی‏ترسيدند . شهامت و شجاعت را می‏توان يكی از شرايط پيام رسان و جزء كيفيتهای‏ تبليغ ذكر كرد . آيه‏ای كه آن را در اول سخنم تلاوت كردم ، همين معنا را بيان می‏كند : « الذين يبلغون رسالات الله »( 1 ) آنانكه رسالات و پيامهای الهی را به مردم می‏ر سانند ، « و يخشونه و لا يخشون احدا الا الله‏ ( 2 ) ، و از خدای خودشان می‏ترسند و يك ذره خلاف نمی‏كنند ، [ از پيام ] كم نمی‏كنند [ و يا به آن ] زياد نمی‏كنند ، از راه حق منحرف نمی‏شوند ، « و لا يخشون احدا الا الله »( 3 ) و از احدی جز خدا بيم ندارند ( اين‏ ديگر شرطی است كه خيلی جايش خالی است ) . مسئله ديگر در مورد روش‏ تبليغی پيامبران ، اين است كه آنها می‏گفتند ما نقشی جز رسالت نداريم . ما خلق خدا و رسول خدا و پيام آور خدا هستيم . پيغمبران نمی‏آمدند سند بهشت و جهنم امضاء بكنند ، همانگونه كه كشيشها از اين كارها می‏كردند و شايد هنوز هم می‏كنند ، كارهايی از اين قبيل كه سند به دست كسی بدهند كه‏ آقا تو با اين سند خيالت جمع باشد كه من اين قدر از بهشت را برای تو تضمين كردم ! با اينكه از نظر رسالت خودشان و كليت آن كوچكترين ترديدی‏ به خود راه نمی‏دادند و بطور كلی مسائل را می‏گفتند ، ولی در جواب سؤالاتی‏ نظير : عاقبت من چطور است ؟ می‏گفتند خدا عالم است ، چه می‏دانم . از بواطن ، خدا عالم است ، اينكه عاقبت تو به كجا منتهی می‏شود ، خدا خودش‏ بهتر می‏داند .

    پاورقی :

    3 - 2 - 1 - سوره احزاب آيه . 39
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  6. #116
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    درباره جناب عثمان بن مظعون صحابه بسيار بزرگوار رسول خدا ، نوشته‏اند كه بعد از آنكه رسول اكرم به مدينه هجرت كردند ، او جزء مهاجرين بود . عثمان بن مظعون اول كسی بود كه در مدينه وفات كرد و رسول اكرم دستور دادند كه او را در بقيع دفع كنند و بقيع را از همان روز قبرستان قرار دادند . همين جناب عثمان بن مظعون است كه در سمت شرقی بقيع مدفون است‏ و مرد بسيار بزرگواری است و رسول اكرم به او خيلی اظهار علاقه می‏كردند و همه هم اين را می‏دانستند . اميرالمؤمنين در نهج البلاغه می‏فرمايد : « كان لی فيما مضی اخ فی الله ، و كان يعظمه فی عينی صغر الدنيا فی عينه » ( 1 ) يعنی در گذشته يك برادر دينی داشتم ، برادری داشتم كه در راه حق بود و آنچه كه او را در چشم من‏ بزرگ می‏كرد اين بود كه تمام دنيا در نظر او كوچك بود . شارحان نهج‏ البلاغه گفته‏اند مقصود اميرالمؤمنين عثمان بن مظعون است . يكی از پسران‏ اميرالمؤمنين اسمش عثمان است . وقتی متولد شد ، اميرالمؤمنين فرمود من‏ هم می‏خواهم اسم اين را به نام برادرم عثمان بن مظعون بگذارم ، می‏خواست‏ ياد آور عثمان بن مظعون باشد . اينچنين مردی ، از دنيا رفت . او در خانه‏ يكی از انصار زندگی می‏كرد . زنی هم در آن خانه بود و شايد زن برادر انصاريش بود به نام ام علاء كه به او خدمت می‏كرد . رسول اكرم آمدند برای‏ تشييع جنازه عثمان بن مظعون ، و در اين مراسم طوری رفتار

    پاورقی :

    1 - نهج البلاغه ، حكمت 281 ، ص . 1225
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  7. #117
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    كردند كه با اخص اصحاب رفتار می‏كردند . يك دفعه ام علاء رو كرد به‏ جنازه عثمان بن مظعون و گفت : هنيئا لك الجنه ، بهشت ترا گوارا باد . رسول اكرم رو كرد به او و با تندی فرمود : چه كسی چنين قولی به تو داد ؟ گفت يا رسول الله ! اين صحابی شما است ، من به خاطر اين همه علاقه‏ای كه‏ شما به او داشتيد اين سخن را عرض كردم . رسول خدا اين آيه را خواند : « قل ما كنت بدعا من الرسل و ما ادری ما يفعل بی و لا بكم »( 1 ) خيلی‏ معنی دارد . همچنين در اواخر سوره مباركه جن است : « قل انی لا املك لكم‏
    ضرا و لا رشدا »( 2 ) بگو اختيار سود و زيان شما با من نيست ، « قل انی‏ لن يجيرنی من الله احد و لن اجد من دونه ملتحدا »( 3 ) خود مرا جز خدا كسی پناه نخواهد داد . يكی ديگر از خصوصيات بسيار بارز سبك تبليغی پيغمبران كه شايد در مورد رسول اكرم بيشتر آمده است ، مسئله تفاوت نگذاشتن ميان مردم در تبليغ‏ اسلام است . دوران جاهليت بود ، يك زندگی طبقاتی عجيبی بر آن جامعه‏ حكومت می‏كرد . گويی اصلا فقرا آدم نبودند تا چه رسد به غلامان و بردگان . آنها كه اشراف و اعيان و به تعبير قرآن ، ملا بودند ، خودشان را صاحب و مستحق همه چيز می‏دانستند و آنهائی كه هيچ چيز نداشتند مستحق چيزی نمی‏شدند ، حتی حرفشان هم اين بود ، نه اينكه بگويند ما در دنيا همه چيز داريم و شما چيزی نداريد ولی در آخرت ممكن است خلاف اين باشد . بلكه

    پاورقی :

    1 - سوره احقاف آيه . 9
    2 - سوره جن آيه . 21
    3 - سوره جن آيه . 22
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  8. #118
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    می‏گفتند دنيا خودش دليل آخرت است ، اينكه ما در دنيا همه چيز داريم ، دليل بر اين است كه ما محبوب و عزيز خدا هستيم ، خدا ما را عزيز خود دانسته و همه چيز به ما داده است ، پس آخرت هم همين طور است ، شما هم‏ در آخرت هم همين طور هستيد . آنكه در دنيا بدبخت است ، در آخرت هم‏ بدبخت است . به پيغمبر می‏گفتند يا رسول الله آيا می‏دانی عيب كار تو چيست ؟ می‏دانی چرا ما حاضر نيستيم رسالت تو را بپذيريم ؟ برای اينكه تو آدمهای پست و اراذل را اطراف خودت جمع كرده‏ای . اينها را جارو كن بريز
    دور ، آن وقت ما اعيان و اشراف می‏آييم دور و برت . قرآن می‏گويد به‏ اينها بگو : « و ما انا بطارد المؤمنين »( 1 ) من كسی را كه ايمان داشته‏ باشد ، به جرم اينكه غلام است ، برده است ، فقير است طرد نمی‏كنم . « و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوه و العشی يريدون وجهه »( 2 ) اين‏ اشخاص را هرگز از خودت دور نكن ، اشراف بروند گم شوند ، اگر می‏خواهند اسلام اختيار كنند ، بايد آدم شوند . شنيده‏ايد كه يكی از همين شخصيتها كه مسلمان شده بود در مجلس رسول خدا نشسته بود . سنت و سيره رسول اكرم اين بود كه اولا در مجلس بالا و پائين‏ قرار نمی‏دادند معمولا حلقه وار و دائره وار می‏نشستند ، تا مجلس بالا و پائين نداشته باشد . ثانيا نهی می‏كردند كه در هنگام ورود ايشان ، كسی‏ جلوی پايشان بلند شود . می‏گفتند اين ، سنت اعاجم است ، سنت ايرانيهاست . و نيز می‏فرمود هر كس كه وارد شد ، در جايی كه خالی است‏ بنشيند ،

    پاورقی :

    1 - سوره شعراء آيه . 114
    2 - سوره انعام آيه . 52
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  9. #119
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    نه اينكه افراد مجبور باشند جای خالی بكنند تا كسی بالا بنشيند . اسلام‏ چنين چيزی ندارد . يكی از مسلمانان فقير و ژنده پوش وارد شد ، كنار آن‏ شخص كه به اصطلاح اشراف بود ، جائی خالی بود . آن مرد ، همانجا نشست . همينكه نشست ، او روی عادت جاهليت فورا خودش را جمع كرد و كنار كشيد . رسول اكرم متوجه شد ، رو كرد به او كه چرا چنين كاری كردی ؟ ! ترسيدی‏ كه چيزی از ثروتت به او بچسبد ؟ نه يا رسول الله . ترسيدی چيزی از فقر او بتو بچسبد ؟ نه يا رسول الله . پس چرا چنين كردی ؟ اشتباه كردم ، غلط كردم ، به جريمه اينكه چنين اشتباهی مرتكب شدم الان در مجلس شما ، نيمی‏ از دارائی خودم را به همين برادر مسلمانم بخشيدم . به آن برادر مؤمن‏ « فاستقم كما امرت و من تاب معك » ( 1 ) خودت ومؤمنينی كه با تو هستند ، همه‏تان استقامت داشته باشيد . در سوره شوری مخاطب ، شخص‏ پيامبر است . از رسول خدا نقل كرده‏اند كه فرمود : « شيبتنی سوره هود » ( 2 ) سوره هود ريش مرا سفيد كرد ، آن آيه‏ای كه می‏گويد : « فاستقم كما امرت و من تاب معك » ، استقامت داشته باش ، ولی تنها به خودمن‏ نگفته ، بلكه گفته خودم و ديگران ، آنها را هم به استقامت وادار كن . بايد مقداری هم راجع به امام حسين در همين زمينه صحبت بكنيم . اباعبدالله عليه‏السلام در حركت و نهضت خودشان يك سلسله كارها كرده‏اند كه اينها را می‏شود روش و اسلوب كار تلقی كرد . بگذاريد من مسئله روش و اسلوب كار امام حسين را فردا شب كه شب عاشورا است ، به عرض برسانم . امشب مقداری از مقتل برايتان عرض می‏كنم . البته تقريبا يك سنتی است‏ كه در تاسوعا ذكر خيری از وجود مقدس ابوالفضل العباس سلام الله عليه‏ می‏شود . مقام جناب ابوالفضل بسيار بالاست . ائمه ما فرموده‏اند : « ان‏ للعباس منزله عند الله يغبطه بها جميع الشهداء » ( 3 ) عباس مقامی نزد خدا دارد كه همه شهداء غبطه مقام او را می‏برند . متاسفانه تاريخ از زندگی‏ آن بزرگوار اطلاعات زيادی نشان نداده ، يعنی اگر كسی بخواهد كتابی در مورد زندگی ايشان بنويسد ، مطلب زيادی پيدا نمی‏كند . ولی مطلب زياد به‏ چه درد

    پاورقی :

    1 - سوره هود آيه . 112
    2 - مجمع البيان ج 5 ص . 140
    3 - ابصار العين فی انصار الحسين ص 27 ، بحار الانوار ج 44 ص 298 به‏
    نقل از امالی صدوق مجلس 70 رقم . 10
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  10. #120
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    می‏خورد ، گاهی يك زندگی يك روزه يا دو روزه يا پنج روزه يك نفر كه‏ ممكن است شرح آن بيش از پنج صفحه نباشد ، آنچنان درخشان است كه امكان‏ دارد به اندازه دهها كتاب ارزش آن شخص را ثابت بكند ، و جناب‏ ابوالفضل العباس چنين شخصی بود . سن ايشان در كربلا در حدود 34 سال بوده‏ است و دارای فرزندانی بوده‏اند كه يكی از آنها به نام عبيدالله بن عباس‏ بن علی بن ابيطالب است و تا زمانهای دور زنده بوده است . نقل می‏كنند كه روزی امام زين العابدين چشمشان به عبيدالله افتاد ، خاطرات كربلا به‏
    يادشان افتاد و اشكشان جاری شد . جناب ابوالفضل در وقت شهادت اميرالمؤمنين ، كودكی نزديك به حد بلوغ‏ ، يعنی در سن چهارده سالگی بوده است . من از " ناسخ التواريخ " الان‏ يادم هست كه جناب ابوالفضل در جنگ صفين حضور داشته اند . ولی چون هنوز نابالغ و كودك بوده‏اند ( حدود دوازده سال داشته‏اند ، زيرا جنگ صفين‏ تقريبا سه سال قبل از شهادت اميرالمؤمنين است ) ، اميرالمؤمنين به‏
    ايشان اجازه جنگيدن نداده‏اند . همين قدر يادم هست كه نوشته بود ايشان در جنگ صفين در عين اينكه كودك بودند ، سوار بر اسب سياهی بودند . بيش‏ از اين چيزی نديدم . ولی اين موضوع را خيليها نوشته‏اند ، در مقاتل معتبر اين مطلب را نوشته‏اند كه اميرالمؤمنين علی عليه السلام يك وقتی به‏ برادرشان عقيل فرمودند برای من زنی انتخاب كن كه « ولدتها الفحوله » يعنی نژاد از شجاعان برده باشد . عقيل كه برادر اميرالمؤمنين است ، نسابه است ، نسب شناس و نژادشناس بوده و عجيب هم نژاد شناس بوده و
    قبائل و پدرها و مادرها و حسين كه در كربلا نشان داد كه چقدر شجاع بود و شجاعت پدرش را به ارث‏ برده بود . محمد بن حنفيه از جناب ابوالفضل خيلی بزرگتر بود و در جنگ‏ جمل شركت كرد و فوق العاده شجاع و قوی و جليل و زورمند بود . حدس زده‏ می‏شود كه اميرالمؤمنين به او عنايت خاصی داشته است ( البته اين مطلب‏ در متن تاريخ نوشته نشده ، حدس است ) . مطابق معتبرترين نقلها اولين كسی كه از خاندان پيغمبر شهيد شد ، جناب‏ علی اكبر و آخرينشان جناب ابوالفضل العباس بود . يعنی ايشان وقتی شهيد
    شدند كه ديگر از اصحاب و اهل بيت كسی نمانده بود ، فقط ايشان بودند و حضرت سيد الشهداء . آمد عرض كرد برادر جان ! به من اجازه بدهيد به‏ ميدان بروم كه خيلی از اين زندگی ناراحت هستم . جناب ابوالفضل سه برادر كوچكترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد ، گفت برويد برادران ، من می‏خواهم اجر مصيبت برادرم را برده باشم . می‏خواست مطمئن شود كه برادران مادريش حتما قبل از او شهيد شده‏اند و بعد به آنها ملحق بشود . بنابراين ام البنين است و چهار پسر ، ولی ام البنين‏ در كربلا نيست ، در مدينه است . آنان كه در مدينه بودند كه از سرنوشت‏ كربلا بی خبر بودند . به اين زن ، مادر اين چند پسر كه تمام زندگی و هستيش همين چهار پسر بود خبر رسيد كه هر چهار پسر تو در كربلا شهيد شده‏اند . البته اين زن ، زن كامله‏ای بود ، زن بيوه‏ای بو د كه همه‏ پسرهايش را از دست داده بود . گاهی می‏آمد در سر راه كوفه به مدينه‏ می‏نشست و شروع به نوحه سرائی برای فرزندانش می‏كرد . تاريخ نوشته است كه اين زن ، خودش يك وسيله تبليغ عليه دستگاه‏ بنی‏اميه بود . هر كس كه می‏آمد از آنجا عبور بكند ، متوقف می‏شد و اشك‏ می‏ريخت . مروان حكم كه يك وقتی حاكم مدينه بوده و از آن دشمنان عجيب‏ اهل بيت است ، هر وقت می‏آمد از آنجا عبور كند ، بی‏اختيار می‏نشست و با گريه اين زن می‏گريست . اين زن ، اشعاری دارد و در يكی از آنها می‏گويد :

    لا تدعونی ويك ام البنين
    تذكرينی بليوث العرين
    كانت بنون لی ادعی بهم
    و اليوم اصبحت و لا من بنين ( 1 )


    پاورقی :

    1 - منتهی الامال‏ج 1 ص 386 ، ابصار العين فی انصار الحسين ( عليهم‏
    السلام ) ص . 31
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

صفحه 12 از 17 نخستنخست ... 28910111213141516 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •