**۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**
صفحه 17 از 17 نخستنخست ... 71314151617
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 169 , از مجموع 169
  1. #161
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    آن حقيقتی را كه به من وحی می‏كنی ، به مردم القاء كنم و مردم بفهمند ، درك كنند . رابطه‏ای بين من و مردم برقرار كن كه مردم مطلب را عينا آنطوری كه تو می‏خواهی از من بگيرند نه اينكه من چيزی بگويم و آنها پيش‏ خود چيز ديگری خيال بكنند ( نه اينكه من نتوانم آنچه را كه دارم بيان كنم‏ ) . قدرت و قوه بيان يك امر طبيعی است ( البته مقداری از آن اكتسابی‏ است ) ، ولی امور طبيعی بايد با تمرين و اكتساب تقويت بشوند . مثل‏ كارهای ورزشی كه شخص بايد يك استعدادی داشته باشد و اين استعداد در اثر تمرينهای ورزشی تكميل می‏شود . در عين حال خوشبختانه بايد گفت كه در جهان شيعه در اثر بركت امام‏ حسين عليه السلام خطبای بسيار قوی و نيرومند و عاليقدر ، چه از نظر بيان و چه از نظر غير بيان ظهور كرده‏اند و الحمد لله الان هم چنين افرادی هستند كه انصافا از نظر نطق و سخنوری آيتی هستند . من در نظر ندارم اسم كسی را ببرم ، ولی چنين اشخاصی وجود دارند و جای تشكر است و افراد زحمت‏ كشيده‏ای هستند و انصاف اين است كه در كار خودشان به اندازه‏ای كه شرايط برايشان مساعد بوده ، زحمات زيادی كشيده‏اند .
    موسی عليه‏السلام در ادامه سخنانش می‏گويد : « و اجعل لی وزيرا من اهلی‏ هارون اخی »( 1 ) خدايا من فكر می‏كنم كه به تنهايی از عهده كار تبليغ و هدايت مردم بر نمی‏آيم ، شريك و همكار می‏خواهم . اما من

    پاورقی :

    1 - سوره طه ، آيات 29 و . 30
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  2. #162
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    بدبخت هنوز اين طور احساس نمی‏كنم ، هنوز خيال می‏كنم كه به تنهايی كافی‏ هستم . همكار يعنی چه ؟ همفكر يعنی چه ؟ همگام يعنی چه ؟ من بايد به‏ تنهايی كار بكنم . ولی موسی می‏گويد : خدايا كار تبليغ است ، كار هدايت‏ است ، كار ارشاد مردم است ، من پيغمبر به تنهايی از عهده اين كار برنمی‏آيم ، خدايا برای من يك شريك ، كمك و معاون بفرست . كانديد هم‏ می‏كند ، برادرم هارون از هر جهت مرد لايقی است ، خدايا او را به كمك من‏ بفرست . « كی نسبحك كثيرا و نذكرك كثيرا » ( 1 ) برای چه ؟ اخلاص‏ خودش را ذكر می‏كند : خدايا ما هيچ هدفی نداريم جز اينكه مسبح تو را در دنيا زياد بكنيم ، حق پرست را در دنيا زياد كنيم . برای اين است كه من‏
    اين تقاضاها را از تو دارم و اين كمكها را از تو می‏خواهم . قرآن عين همينها را درباره پيغمبر اكرم ذكر می‏كند ولی به صورت امور تحقق يافته . در مورد موسی به صورت خواسته او ذكر می‏كند كه البته‏ مستجاب شد . معلوم می‏شود كه خدا پيغمبر را نيز برای همين هدف و رسالت‏ و ايده ، مؤيد كرد به همان خواستهای موسی بن عمران . می‏فرمايد :
    « بسم الله الرحمن الرحيم الم نشرح لك صدرك »( 2 ) ای پيامبر ، ای‏ حبيب ما ، آيا ما سينه ترا باز نكرديم ؟ ( سينه باز در عربی كنايه از روح وسيع است ) آيا روح تو را وسيع نكرديم ؟ ترا دريا دل نكرديم ؟ « و وضعنا عنك وزرك »( 3 ) . و زر يعنی بار سنگين ، به گناه هم كه وزر می‏گويند به

    پاورقی :

    1 - سوره طه ، آيات 32 تا . 34
    2 - سوره انشراح آيه . 1
    3 - سوره انشراح آيه . 2
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  3. #163
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    خاطر اين است كه گناه برخلاف حسنه ( كار خوب ) كه برای انسان حكم بال و نيرو را دارد و انسان را پرواز می‏دهد و به او نيرو می‏بخشد ، بر عكس حكم‏ بار را دارد و انسان را از حركت باز می‏دارد . موسی گفت : « يسر لی امری »( 1 ) كار مرا آسان كن . اينجا می‏گويد :
    « و وضعنا عنك وزرك »بار سنگين را از دوش تو برداشتيم . « الذی انقض‏ ظهرك »( 2 ) اين خيلی عجيب است . برای توضيح معنی انقض مثالی ذكر می‏كنم : اگر بالای يك سقف چوبی ، بار سنگينی مثلا جمعيت زيادی باشد كه‏ ديگر اين سقف توانايی نگهداری آن را نداشته باشد ، يك وقت به اصطلاح‏ عاميانه خودمان صدای جرق و جرق سقف را می‏شنويم . عرب اينجا می‏گويد : انقض يعنی چوبهای سقف به صدا در آمد كه اگر بار يك مقدار زيادتر باشد ، سقف می‏شكند . می‏فرمايد : ای پيغمبر ! اين بار سنگين ، ستون فقرات ترا مثل آن چوبها به صدا در آورده بود ، كمرت را خم كرده بود ، پشتت راشكسته بود . بعد پيغمبر را تسليت می‏دهد : « فان مع العسر يسرا 0 ان مع‏ العسر يسرا 0 فاذا فرغت فانصب 0 و الی ربك فارغب » ( 3 ) هرگز از سختی نترس ، سستيها در سختيها است و باز سستيها در ميان سختيها پايدار می‏شود . باز تاكيد می‏كند مطمئنا از سختی نترس كه سستيها همراه سختيهاست‏ . وقتی اين آيه نازل شد ، چهره پيغمبر اكرم از خوشحالی می‏درخشيد ، متحلل‏ شده بود ، سرخ شده بود ، وعده خدا است ، خدا گفته از سختی نترس ،

    پاورقی :

    1 - سوره طه آيه . 26
    2 - سوره انشراح آيه . 3
    3 - سوره انشراح آيات 5 تا . 8
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  4. #164
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    دوباره به من گفته از سختی نترس . « فاذا فرغت فانصب »از اين كارت‏ كه فارغ شدی باز خودت را به كار پرمشقت ديگری مشغول كن كه تو از سختی و مشقت ضرر نديدی و ضرر نخواهی ديد . « و الی ربك فارغب »اين را ، شيعه‏ اين طور تفسير می‏كند كه : ما اين بار سنگين را به وسيله علی عليه السلام‏ برای تو سبك كرديم ، علی را برای تو كمك فرستاديم . و شيعه حق دارد اين‏ حرف را بزند و درست هم هست ، يعنی منطق ، همين طور حكم می‏كند . پيغمبر اكرم در حديثی كه شيعه و سنی هر دو روايت كرده‏اند و متواتر است و سنی هم نمی‏تواند آن را انكار بكند زيرا سنيها بيشتر از شيعه‏ روايت كرده‏اند ، خطاب به علی عليه السلام فرمود : « انت منی بمنزله‏ هارون من موسی » ( 1 ) ، تو با من همان نسبت را داری كه هار ون با موسی‏ داشت « الا انه لا نبی بعدی » ( 2 ) با اين تفاوت كه هارون پيغمبر بود ولی چون بعد از م ن پيغمبری نيست ، تو بعد از من پيغمبر نيستی . يعنی‏ همان طور كه خدا ، تقاضای موسی بن عمران را مستجاب كرد و برايش در امر تبليغ و هدايت مردم شريك و كمك فرستاد ، علی جان ! خدا تو را برای من‏ كمك و معاون فرستاده است . پيغمبر صلی الله عليه و آله و سلم خطاب به‏ علی عليه السلام فرمود : " « انت وزيری » . . . " ، كلمه وزير ، در اصل‏ لغت به معنای كمك

    پاورقی :

    2 و 1 - ينابيع الموده‏ج 1 ص 56 ، ذخائر العقبی ص 63 ، صواعق المحرقه‏
    ص 119 ، مروج الذهب‏ج 2 ص 425 ، حليه الابرارج 1 ص 589 ، مسند الامام‏
    رضاج 1 ص 149 ، مناقب ابن مغازلی ص 27 تا 31 ، شرح نهج البلاغه ابن ابی‏
    الحديدج 3 ص 258 ، احتجاج طبرسی‏ج 1 ص . 118
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  5. #165
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    و معاون است . وزراء را كه به اين نام می‏خواندند ، چون كمكهای پادشاهان‏ بودند . اصلا كلمه وزير به معنی كمك دهنده است . اين است كه پيغمبر اكرم خطاب به علی فرمود تو وزير من يعنی كمك من هستی همان طور كه هارون‏ وزير موسی يعنی كمك موسی بود . ببينيد ، درخواستهای موسی عليه‏السلام : « رب اشرح لی صدری و يسر لی‏ امری و احلل عقده من لسانی يفقهوا قولی و اجعل لی وزيرا من اهلی هارون‏ اخی »( 1 ) صددرصد منطبق است با آنچه كه درباره پيغمبر اكرم به صورت‏ انجام يافته است : « الم نشرح لك صدرك 0 و وضعنا عنك وزرك 0 الذی‏ انقض ظهرك 0 و رفعنا لك ذكرك 0 فان مع العسر يسرا 0 ان مع العسر يسرا
    0 فاذا فرغت فانصب 0 الی ربك فارغب ( 2 ) . »اگر معنی انصب را از ماده " نصب " نگيريم بلكه از ماده " نصب " بگيريم يعنی مقصود اين ‏باشد كه علی عليه السلام را به خلافت نصب كن ، باز مطلب صددرصد منطبق با آيات قرآن است .
    از همه اينها چه نتيجه می‏گيريم ؟ نتيجه می‏گيريم كه در منطق قرآن ، كار تبليغ ، كار هدايت و ارشاد مردم ، كار بسيار بسيار دشواری تلقی شده است‏ ، در حالی كه در جامعه ما اينقدر كوچك و سبك گرفته می‏شود و كار به جائی‏ رسيده كه ديگر اهل علم و فضل ، هر كس كه سواد و معلومات داشته باشد ، ننگش می‏آيد برود منبر . می‏گويند


    پاورقی :

    1 - سوره طه ، آيات 30 تا . 25
    2 - سوره انشراح آيه 8 - . 1
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  6. #166
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    فلانی مرد عالمی است در شانس نيست كه برود منبر و تبليغ كند . تقصير كيست ؟ تقصير جامعه است ، جامعه اين قدر مقام تبليغ را تنزيل داده و پائين آورده كه هر عالمی ، ننگ و عارش می‏آيد ، توهين به خودش می‏داند عين منبر پيغمبر نيست ) . بيشتر نهج البلاغه ، منبرهای علی عليه السلام‏ است . نهج البلاغه علی عليه السلام سه قسمت است : خطبه‏ها ، نامه‏ها ، و
    كلمات قصار . كلمات قصار جملات كوتاهی است كه ايشان در مواقع مختلفی فرموده است .
    مجموع نامه‏ها و كلمات قصار يك ثلث نهج البلاغه را تشكيل می‏دهد . دو ثلث نهج البلاغه خطبه‏های مولا است و تازه اينها همه خطبه‏های مولا نيست‏ بلكه به قول سيد رضی مختار است از خطبه‏ها ، يعنی قسمتهای انتخاب شده‏ است . و الا خطبه‏ها خيلی بيش از اينها بوده است . مسعودی كه صد سال قبل‏ از سيد رضی بوده است ، در كتاب بسيار معتبر مروج الذهب كه از مدارك‏ معتبر تاريخ اسلام است ، می‏نويسد الان در حدود چهار صد و هشتاد خطبه از
    علی عليه السلام در دست مردم است . ( 1 ) در صورتی كه در نهج البلاغه‏ بيش از دويست خطبه وجود دارد . تازه اين تعداد را سيد انتخاب كرده و قسمتهايی را نياورده است . بنابراين خطبه‏های علی عليه‏السلام شايد چهار برابر خطبه‏های نهج البلاغه فعلی بوده است . بيشتر نهج البلاغه چيست ؟ همان منبرهای علی عليه السلام . علی عليه السلام منبر رفته است، منبرهايش‏ را ضبط كرده و در نتيجه برای ما مانده است . و اين ، بيانگر عظمت و اهميت مقام تبليغ در اسلام است ، در صورتی كه در ميان ما كوچك و حقير است . نتيجه‏اش اين است كه ديگر پيام اسلام نمی‏رسد . خودمان مطلب را خراب كرده‏ايم . و قتی كه به اين وضع اجتماعی و به اين شكل در آمد

    پاورقی :

    1 - مروج الذهب‏ج 2 ص . 419
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  7. #167
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    كه هر عالمی برای اينكه حيثيت و مقامش محفوظ بماند ( حالا آن عذر درست‏ است يا نه ، من كار ندارم ، بالاخره جريان اجتماعی كار خودش را می‏كند ) ، از خطابه خواندن و تبليغ و هدايت و ارشاد مردم پرهيز داشته باشد ، كار تبليغ و هدايت و ارشاد بدست افرادی می‏افتد كه هيچگونه صلاحيتی ندارند و كارشان از جودی و جوهری شروع شده است . آن وقت آيا می‏توان انتظار داشت‏ كه پيام اسلام ، پيام خدا ، پيام پيغمبر ، پيام علی ، اين مكتب عظيم و وسيع دارای جنبه‏های مختلف دنيائی و آخرتی ، سالم به دست مردم برسد ؟ چه‏ انتظار غلطی ! مقام شامخ زينب در تبليغ او بروز كرد . شما ببينيد اهل بيت امام حسين‏ عليه السلام چه ماهرانه تبليغ كرده‏اند . دو سه نكته است كه تا انسان به‏ اينها توجه نداشته باشد ، به ارزش تبليغ اهل بيت و در واقع به ارزش‏ سفر تبليغاتيشان پی نمی‏برد . كار اباعبدالله حساب شده بود ، يعنی اين‏ سفر را به دست دشمن درست كرد ، دشمن ، اين سفر را به وجود آورد . دشمن‏ به خيال خودش اسير حمل می‏كند اما در حقيقت دارد مبلغ می‏فرستد . نكته‏ای را عرض می‏كنم ، هميشه در جامعه بشری هر قدرت جابره‏ای هر اندازه زور داشته باشد بالاخره نياز به يك پشتوانه فكری و فلسفی و عقيدتی‏ دارد ، يعنی يك نظام اعتقادی لازم دارد كه تكيه‏گاه نظام اقتصادی و سياسی‏ و وضع موجود آن باشد . بشر بالاخره نياز به فكر دارد ، اگر جامعه‏ای درست‏ به نظام فاسد حاكم بر خود فكر بكند ، محال است كه آن نظام بماند . اين‏ است كه هر نظام موجودی خودش را نيازمند به يك نظام فكری و عقيدتی به عنوان تكيه‏گاه و پشتوانه‏ می‏داند . می‏خواهد آن نظام به صورت يك فلسفه باشد ، يك ايسم داشته باشد يا به صورت مذهب باشد . دستگاه يزيد نمی‏توانست بدون يك پشتوانه فكری‏ و اعتقادی يا لااقل بدون آنكه اعتقادات موجود مردم را توجيه كرده باشد ، كارش را انجام بدهد .
    خيال نكنيد آنها اين قدر احمق بودند كه بگويند سرها سر نيزه ، گور پدر مردم و افكارشان ، بلكه در هر حال ، در مقام اغفال افكار مردم و القای‏ يك سلسله افكار و انديشه‏ها بودند تا فكر مردم قانع بشود كه وضع موجود بهترين وضع است ، بايد همين طور باشد . البته در ميان يك عده مردم‏ ( گفت مستی و راستی ) . در حال مستی ، حرف راستش را می‏گفت كه هيچ چيز را قبول ندارم . مستی ، رسوايش می‏كرد و الا خود او هم از اين برنامه‏ استفاده می‏كرد . ابن زياد بعد از شهادت اباعبدالله وقتی كه مردم را در مسجد بزرگ كوفه‏ جمع كرد تا قضيه را به اطلاع آنها برساند ، آنچنان قيافه مذهبی و مقدسی به‏ خود گرفت كه گفت : الحمدلله الذی اظهر الحق و اهله ، و نصر اميرالمؤمنين و اشياعه ، و قتل الكذاب بن الكذاب ( 1 ) خدا را شكر می‏كنيم كه حقيقت را پيروز كرد و ريشه يك دروغگو و پسر دروغگو را كه‏ می‏خواست مردم را بفريبد ، كند . از مردم ، " الهی شكر " می‏خواست و شايد صدها " الهی شكر " هم گفتند . اگر يك كور بيداردل نبود ، آن‏ مجلس را خوب فريب داده بود . مردی است به نام عبدالله بن عفيف كه خدايش رحمت كند . گاهی وقتها افرادی در موقعيتهايی جانبازی می‏كنند كه يك دنيا ارزش دارد . اين مرد از دو چشم نابينا بود . يك چشمش را در جمل در ركاب علی عليه‏السلام و چشم ديگرش را در صفين در ركاب علی عليه‏السلام از دست داده بود . اعمی‏ بود ، چون اعمی بود ، ديگر كاری از او ساخته نبود و قهرا در جهاد هم‏ شركت نمی‏كرد و غالبا به عبادت می‏پرداخت . آن روز هم در مسجد كوفه بود . اين مرد وقتی كه اين جمله را شنيد از جا حركت

    پاورقی :

    1 - بحار الانوار ج 45 ص 119 ، مقتل الحسين خوارزمی ج 2 ص 52 ، مقتل‏
    الحسين مقرم ص 426 ، ارشاد شيخ مفيد ص 244، الكامل فی التاريخ ج 4 ، ص‏
    82 ، اللهوف ص 69 ، كشف الغمه ج 2 ص . 67
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  8. #168
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    كرد و گفت كذاب توئی و پدر تو است و شروع كرد به نطق كردن و خطابه‏ انشاء كردن بطوری كه همانجا ريختند او را گرفتند و بعد هم كشتند . ولی‏ بالاخره اين پرده را دريد . ابن زياد واقعا به همان دو معنا حرامزاده است ، يعنی يك مرد نابكار و شيطان . غالبا در جوامعی كه مردم افكار مذهبی دارند ، وقتی كه دستگاههای‏ جبار می‏خواهند خودشان را توجيه كنند ، جبرگرا می‏شوند ، يعنی همه چيز را مستند به خدا می‏كنند ، كار خدا بود كه اين جور شد ، اگر مصلحت نبود كه‏ اين جور نمی‏شد ، خدا خودش نمی‏گذاشت كه اين جور بشود . اينكه : آنچه‏ هست همان است كه بايد باشد و آنچه نيست همان است كه نبايد باشد ، خودش يك منطق است ، منطق جبرگرايی . منطق ابن زياد است كه وقتی مواجه‏ می‏شود با زينب سلام الله عليها ، فورا مسئله خدا را مطرح می‏كند كه‏ الحمدلله الذی فضحكم و قتلكم و اكذب احدوثتكم اين جمله‏ها خيلی معنا دارد ، خدا را شكر ، اين خدا بود كه شما را كشت ، اين خداخواهی بود . عجب‏ فتنه‏ای برای مسلمين درست كرده بوديد ، شكر خدا را كه شما را كشت ، شكر خدا را كه شما را رسوا كرد . رسوايی در منطق او چيست ؟ در منطق او هر كس كه به حسب ظاهر در جبهه نظامی شكست بخورد ، ديگر رسوا شده و قضيه‏ تمام شده است . اگر او به حق می‏بود كه در جبهه نظامی غالب می‏شد . و اكذب احدوثتكم يعنی مغلوب شدن شما دليل بر اين است كه حرفتان دروغ بود .
    زينب چه گفت ؟ گفت : « الحمد لله الذی اكرمنا به نبيه » ، خدا بود . نمی‏خوا هد كسی اسم مادرش را بياورد ، چون مادرش زن بدنامی بود . ای پسر مرجانه آن زن بدنام ! رسوايی بايد از پسر مرجانه باشد . اينجا بود كه ابن زياد درماند و چنان مملو از خشم شد كه گفت جلاد را بگوئيد بيايد گردن اين زن را بزند . مردی كه از خوارج و دشمن مولا اميرالمؤمنين است و با اينها هم خوب نيست ، در حاشيه مجلس ابن زياد نشسته بود . وقتی ابن‏ زياد گفت بگوئيد ميرغضب بيايد ، او از يك احساس به اصطلاح عربيت ، از يك حميت عربيت استفاده كرد . ايستاد و گفت امير ! هيچ توجه داری كه‏ با يك زن داری حرف می‏زنی ، زنی كه چندين داغ ديده است ؟ با يك زن برادرها كشته ، عزيزان از دست رفته‏ داری سخن می‏گويی . و عرض عليه علی بن الحسين يعنی بر او علی بن حسين را عرض كردند . فرعون وار صدا زد " من انت ؟ " ( باز منطق جبرگرايی را ببينيد ) تو كی‏ هستی ؟ فرمود : « انا علی بن الحسين » ، من علی بن حسين هستم . گفت : اليس قد قتل الله علی بن الحسين ؟ مگر علی بن حسين را خدا در كربلا نكشت‏
    ؟ ( حالا ديگر بايد همه چيز را به حساب خدا گذاشته شود تا معلوم شود كه‏ اينها همه بر حق هستند . ) فرمود من برادری داشتم نام او هم علی بود و مردم در كربلا او را كشتند . گفت خير ، خدا كشت . فرمود البته كه قبض‏ روح همه مردم بدست خداست ، اما او را مردم كشتند . بعد گفت : علی و علی يعنی چه ، پدر تو اسم همه بچه‏هايش را گذاشته بود علی ، اسم تو را هم‏
    گذاشته علی ، اسم ديگری نبود كه بگذارد ؟ گفت پدر من به پدرش ارادت‏ داشت ، او دوست داشت كه اسم پسرانش را به نام پدرش بگذارد . يعنی‏ اين تو هستی كه بايد از پدرت زياد ننگ داشته باشی . ابن زياد ، انتظار داشت كه علی بن حسين عليه‏السلام اصلا حرف نزند . از
    نظر او يك اسير بايد حرف نزند و وقتی به او می‏گويد اين ، كار خدا بود ، بايد بگويد بله ، كار خدا بود ، مقدر چنين بود ، نمی‏شد كه اين طور نشود ، كار اشتباهی بود و اين حرفها . وقتی ديد كه علی بن حسين عليه‏السلام ، يك‏ اسير ، اينچنين حرف می‏زند ، گفت : و لك جراه لجوابی ( 1 ) . شما هنوز جان داريد ، هنوز نفس داريد ، هنوز در مقابل من‏ حرف می‏زنيد ، جلاد بيا گردن اين را بزن . نوشته‏اند تا گفت جلاد گردن اين‏ را بزن ، زينب از جا بلند شد ، علی بن حسين را در آغوش گرفت و گفت : به خدا قسم گردن اين را نخواهيد زد مگر اينكه اول گردن زينب را بزنيد . نوشته‏اند ابن زياد مدتی نگاه كرد به اين دو نفر و بعد گفت : به خدا قسم‏ می‏بينم كه الان اگربخواهيم اين جوان را بكشيم ، اول بايد اين زن را بكشيم‏ . صرف نظر كرد . اين يكی از خصوصيات اهل بيت بود كه با منطق جبر گرايی كه در دنيا جبر است و در عين جبر ، عدل است ، يعنی بشر در اين جهان هيچ وظيفه‏ای برای‏ تغيير و تبدل و تحول ندارد و آنچه هست آن است كه بايد باشد و آنچه‏
    نيست همان است كه نبايد باشد و بنابراين بشر نقشی ندارد، مبارزه كردند.

    ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظيم


    پاورقی :

    1 - ارشاد شيخ مفيد ص 244، فی رحاب ائمه اهل البيت ج 3 ص 145 و 146
    ، بحارالانوار ج 45 ص 155 تا 117 ، الكامل فی التاريخ ج 4 ص 81 و 82 ،
    اللهوف ص 67 و 68 ، اعلام الوری ص 247 ، مقتل الحسين خوارزمی ج 2 ص 42
    ، كشف الغمه‏ج 2 ص . 66
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  9. #169
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**







    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

صفحه 17 از 17 نخستنخست ... 71314151617

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •