**۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞** سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
**۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**
صفحه 2 از 17 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 169
  1. #11
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    مجالی برای نماز خواندن به اينها نمی‏دادند ، ولی گفته‏اند در همان وقت‏ امام فرمود حجله عروسی را بيندازيد ، من می‏خواهم عروسی قاسم با يكی از دخترهايم را در اينجا ، لااقل شبيه آن هم كه شده ببينم ، من آرزو دارم ، آرزو را كه نمی‏شود به گور برد ! شما را بخدا ببينيد حرفهائی را كه گاهی وقتها از يك افراد در سطح خيلی‏ پايين می‏شنويم كه مثلا می‏گويند من آرزو دارم عروسی پسرم را ببينم ، آرزو دارم عروسی دخترم را ببينم ، به فردی چون حسين بن علی نسبت می‏دهند ، آن‏ هم در گرما گرم زدو خورد كه مجال نماز خواندن نيست ! و می‏گويند حضرت‏ فرمود من در همين جا می‏خواهم دخترم را برای پسربرادرم عقد بكنم و يك‏ شكل از عروسی هم كه شده است در اينجا راه بيندازم . يكی از چيزهايی كه‏ از تعزيه خوانيهای قديم ما هرگز جدا نمی‏شد عروسی قاسم نو كدخدا ، يعنی نو داماد بود ، در صورتی كه اين در هيچ كتابی از كتابهای تاريخی معتبر وجود ندارد . حاجی نوری می‏گويد ملا حسين كاشفی اولين كسی است كه اين مطلب را در كتابی بنام روضه الشهداء نوشته است و اصل قضيه صددرصد دروغ است .
    بقول آن شاعر كه گفت :

    بس كه ببستند بر او برگ و ساز
    گر تو ببينی نشناسيش باز

    اگر سيدالشهداء عليه السلام بيايد و اينها را مشاهده كند ( البته او در عالم معنا كه می‏بيند ، اگر در عالم ظاهر هم بيايد ) ، می‏بيند ما برای او اصحاب و يارانی ذكر كرده‏ايم كه اصلا چنين اصحاب و يارانی نداشته است . مثلا در كتاب محرق القلوب كه اتفاقا نويسنده‏اش هم يك عالم و فقيه بزرگی است ، ولی از اين موضوعات اطلاع نداشته ، نوشته شده است‏ كه يكی از اصحابی كه در روز عاشورا از زير زمين جوشيد ، هاشم مرقال بود ، در حالی كه يك نيزه هجده ذرعی هم دستش بود . آخر يك كسی هم گفته بود سنان بن انس كه بنا بقول بعضی سر امام حسين را بريد ، نيزه‏ای داشت كه‏ شصت فرع بود . گفتند نيزه شصت ذرعی كه نمی‏شود ! گفت خدا برايش از بهشت فرستاده بود . در كتاب محرق القلوب هم نوشته كه هاشم بن عتبه‏ مرقال با نيزه هجده ذرعی پيدا شد در حالی كه اين هاشم بن عتبه از اصحاب‏ حضرت امير بوده و در بيست سال پيش كشته شده بود . ما برای امام حسين‏ يارانی ذكر می‏كنيم كه چنين يارانی نداشته است . و يا زعفرجنی جزو ياران‏ امام حسين است . اما دشمنانی ذكر می‏كنند كه نبوده است . در كتاب اسرار الشهاده نوشته شده است كه لشكر عمر سعد در كربلا يك ميليون و ششصد هزار نفر بود . بايد سؤال كرد اينها از كجا پيدا شدند ؟ اينها همه در كوفه‏ بودند ، مگر چنين چيزی می‏شود ؟ ! و نيز در آن كتاب نوشته كه امام حسين‏ در روز عاشورا سيصد هزار نفر را با دست خودش كشت ! با بمبی كه در هيروشيما انداختند تازه شصت هزار نفر كشته شدند ، و من حساب كردم كه‏ اگر فرض كنيم كه شمشير مرتب بيايد و در هر ثانيه يك نفر كشته شود ، كشتن سيصدهزار نفر ، هشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت می‏خواهد . بعد كه ديدند اين تعداد كشته با طول روز جور در نمی‏آيد ، گفتند روز عاشورا هم‏ هفتاد ساعت بوده است !
    همين طور درباره حضرت ابوالفضل گفته‏اند كه بيست و پنج هزار نفر را كشت كه حساب كردم اگر در هر ثانيه يك نفر كشته شود ، شش‏ ساعت و پنجاه و چند دقيقه و چند ثانيه وقت می‏خواهد . پس حرف اين مرد بزرگ ، حاجی نوری را باور كنيم كه می‏گويد : اگر كسی بخواهد امروز بگريد، اگر كسی بخواهد امروز ذكر مصيبت كند ، بايد بر مصائب جديده ابا عبدالله‏ بگريد ، بر اين دروغهائی كه به اباعبدالله عليه السلام نسبت داده می‏شود ، گريه كند . نمونه ديگر ، اربعين است . اربعين كه می‏رسد ، همه ، اين روضه را می‏خوانند و مردم هم خيال می‏كنند اين طور است كه اسراء از شام به كربلا آمدند و در آنجا با جابر ملاقات كردند و امام زين العابدين هم با جابر ملاقات كرد . در صورتی كه بجز در كتاب لهوف كه آن هم نويسنده‏اش يعنی‏ سيد بن طاووس در كتابهای ديگرش آن را تكذيب كرده و لااقل تاييد نكرده‏ است ، در هيچ كتاب ديگری چنين چيزی نيست و هيچ دليل عقلی هم اين را تاييد نمی‏كند ، ولی مگر می‏شود اين قضايائی را كه هر سال گفته می‏شود از مردم گرفت ؟ ! جابر اولين زائر امام حسين عليه‏السلام بوده است و اربعين‏ هم جز موضوع زيارت قبر امام حسين عليه‏السلام هيچ چيز ديگری ندارد . موضوع‏ تجديد عزای اهل بيت نيست ، موضوع آمدن اهل بيت به كربلا نيست ، اصلا راه شام از كربلا نيست ، راه شام به مدينه ، از همان شام جدا می‏شود . آن چيزی كه بيشتر دل انسان را به درد می‏آورد اينست كه اتفاقا در ميان‏ وقايع تاريخی كمتر واقعه‏ای است كه از نظر نقلهای معتبر به اندازه حادثه‏ كربلا غنی باشد . من در سابق خيال می‏كردم كه اساسا علت اينكه اين همه دروغ در اين مورد پيدا شده ، اين است كه وقايع‏ راستين را كسی نمی‏داند كه چه بوده است ، بعد كه مطالعه كردم ديدم اتفاقا هيچ حادثه‏ای در تاريخهای دور دست مثل سيزده ،چهارده قرن پيش به اندازه‏ حادثه كربلا تاريخ معتبر ندارد . مورخين معتبر اسلامی از همان قرون اول و دوم قضايا را با سندهای معتبر نقل كردند و اين نقلها با يكديگر انطباق‏ دارد و به يكديگر نزديك هستند ، و يك قضايائی در كار بوده است كه سبب‏ شده جزئيات اين تاريخ بماند . يكی از چيزهائی كه سبب شده متن اين حادثه‏ محفوظ بماند و هدفش شناخته شود اين است كه در اين حادثه خطبه زياد خوانده شده . در آن عصرها خطبه حكم اعلاميه در اين عصر را داشت . همان‏ طور كه در اين عصر ، در جنگها مخصوصا اعلاميه‏های رسمی بهترين چيزی است كه‏ متن تاريخ را نشان بدهد ، در آن زمان هم خطبه‏ها اين طور بوده است . لذا خطبه زياد است ، چه قبل از حادثه كربلا و چه در خلال آن و چه بعد از آن كه‏ اهل بيت در كوفه ، در شام ، در جاهای ديگر خطبه‏هايی ايراد كردند . و اصلا هدف آنها از اين خطبه‏ها اين بود كه می‏خواستند به مردم اعلام كنند كه چه‏ گذشت و قضايا چه بود و هدف چه بود ، و اين خودش يك انگيزه‏ای بوده كه‏ قضايا نقل شود . در قضيه كربلا سؤال و جواب زياد شده است و همينها در متن تاريخ ثبت‏ است كه ماهيت قضيه را به ما نشان می‏دهد . در كربلا رجز زياد خوانده شده است ، مخصوصا شخص ابا عبدالله زياد رجز خوانده است و همين رجزها می‏تواند ماهيت قضيه را نشان بدهد .
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  2. #12
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    در قضيه كربلا چه قبل و چه بعد از آن ، نامه‏های زيادی مبادله شده است ، نامه‏ هائی كه ميان امام و اهل كوفه مبادله شده است ، نامه‏هائی كه ميان‏ امام و اهل بصره مبادله شده است ، نامه‏هائی كه خود امام قبلا برای معاويه‏ نوشته است ( از اينجا معلوم می‏شود كه امام خودش را برای قيامی بعد از معاويه آماده می‏كرده است ) ، نامه‏هائی كه خود دشمنان برای يكديگر نوشته‏اند ، يزيد برای ابن زياد ، ابن زياد برای يزيد ، ابن زياد برای عمر سعد ، عمر سعد برای ابن زياد ، كه متن همه اينها در تاريخ اسلام مضبوط است . لذا قضايای كربلا ، قضايای روشنی است و سراسر آن هم افتخار آميز است . ولی ما چهره اين حادثه تابناك تاريخی را تا اين مقدار مشوه و بزرگترين خيانتها را به امام حسين عليه السلام كرده‏ايم كه اگر امام حسين‏ عليه السلام در عالم ظاهر بيايد و ببيند ، خواهد گفت كه شما بكلی قيافه‏ حادثه را تغيير داده‏ايد . آن امام حسينی كه شما در خيال خودتان رسم‏ كرده‏ايد كه من نيستم ، آن قاسم بن الحسنی كه شما در خيال خودتان رسم‏ كرده‏ايد كه برادرزاده من نيست آن علی اكبری كه شما در مخيله خودتان‏ درست كرده‏ايد كه جوان با معرفت من نيست ، آن يارانی كه شما درست‏ كرده‏ايد كه آنها نيستند . ما قاسمی درست كرده‏ايم كه آرزويش فقط دامادی‏ بوده ، آرزوی عمويش هم دامادی او بوده ! اين را شما با قاسمی كه در تاريخ بوده است مقايسه كنيد . تواريخ معتبر اين قضيه را نقل كرده‏اند كه‏ در شب عاشورا امام عليه السلام اصحابش را در خيمه عند قرب الماء (1) يا نزديك آن خيمه جمع كرد و آن خطابه بسيار معروف شب عاشورا را به آنها القاء كرد كه نمی‏خواهم آن را به تفصيل نقل كنم . در اين خطبه امام بطور خلاصه به آنها می‏گويد شما آزاد هستيد . امام نمی‏خواسته كسی رو دربايستی‏ داشته باشد و خودش را مجبور ببيند ، حتی كسی خيال كند كه به حكم بيعت‏ لازم است بماند . لذا می‏گويد همه شما را آزاد كردم ، همه يارانم ، خاندانم ، برادرانم، فرزندانم ، برادرزاده‏هايم . اينها جز به شخص من به‏ كس ديگری كار ندارند ، شب تاريك است و از اين تاريكی شب استفاده‏ كنيد و برويد و آنها هم قطعا با شما كاری ندارند . در اول هم از اينها تجليل می‏كند و می‏گويد منتهای رضايت را از شما دارم ، اصحابی بهتر از اصحاب خودم سراغ ندارم ، اهل بيتی بهتر از اهل بيت خودم سراغ ندارم . اما همه آنها بطور دسته جمعی می‏گويند آقا چنين چيزی مگر ممكن است ،
    جواب پيغمبر را چه بدهيم ، وفا كجا رفت ، انسانيت كجا رفت ، محبت‏ كجا رفت ، عاطفه كجا رفت ؟ و آن سخنان پر شوری كه آنجا گفتند كه واقعا دل سنگ را كباب می‏كند ، يعنی انسان را به هيجان می‏آورد . يكی می‏گويد مگر يك جان هم ارزش اين حرفها را دارد كه كسی بخواهد فدای شخصی مثل تو
    كند ، ای كاش

    پاورقی :

    1 - بحار الانوار جلد 44 صفحه 392 ، اعلام الوری صفحه 234 ، از ارشاد شيخ‏ مفيد صفحه 231 ، مقتل الحسين مقرم صفحه . 257 معلوم می‏شود كه خيمه‏ای بوده‏ است كه اختصاص به مشكهای آب داشته و از همان روزهای اول آبها را در آن‏ خيمه جمع می‏كرده‏اند .
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  3. #13
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    هفتاد بار زنده می‏شدم و هفتاد بار خودم را فدای تو می‏كردم . آن يكی‏ می‏گويد هزار بار ، ديگری می‏گويد ای كاش امكان داشت جانم را فدای تو كنم‏ ، بعد بدنم را آتش بزنند ، خاكسترش كنند ، آنگاه خاكسترش را بباد دهند و دوباره مرا زنده كنند و باز . . . اول كسی كه به سخن آمد برادرش‏ ابوالفضل بود و بعد همه بنی هاشم . همينكه اين سخنان را گفتند ، امام‏ مطلب را عوض كرد و از حقايق فردا قضايائی را گفت . به آنها خبر كشته‏ شدن را داد كه همه آنها درست مثل يك مژده بزرگ تلقی كردند . همين‏ جوانی كه اين قدر به او ظلم می‏كنيم و آرزوی او را دامادی می‏دانيم ، سؤالی‏ كرد كه در حقيقت خودش گفته است كه آرزوی من چيست ؟ وقتی كه جمعی از مردان در مجلسی اجتماع می‏كنند ، يك بچه سيزده ساله در جمع آنها شركت‏ نمی‏كند ، پشت سر مردان می‏نشيند . مثل اينكه اين جوان پشت سر اصحاب نشسته بود و مرتب سر می‏كشيد كه‏ ديگران چه می‏گويند . وقتی كه امام فرمود همه شما كشته می‏شويد ، اين طفل‏ با خودش فكر كرد كه آيا شامل من هم خواهد شد يا نه ؟ آخر من بچه هستم‏ شايد مقصود آقا اين است كه بزرگان كشته می‏شوند و من هنوز صغيرم . لذا رو كرد به آقا و عرض كرد : و انا فی من يقتل ؟ آيا من هم جزء كشته شدگان‏ هستم يا نيستم ؟ حالا ببينيد آرزو چيست ؟ امام فرمود اول من از تو يك‏ سؤال می‏كنم ، جواب مرا بده ، بعد من جواب تو را می دهم . من اينطور فكر می‏كنم كه آقا اين سؤال رامخصوصا كرد ، می‏خواست اين سؤال و جواب پيش‏ بيايد تا مردم آينده فكر نكنند كه اين جوان ندانسته و نفهميده خودش را به كشتن داد ، و نگويند اين جوان در آرزوی دامادی بود ، ديگر برايش حجله درست نكنند ، جنايت نكنند . لذا آقا فرمود كه اول من سؤال می‏كنم : « كيف الموت‏ عندك » پسركم ، فرزند برادرم ، اول بگو كه مردن و كشته شدن در ذائقه تو چه مزه‏ای دارد ؟ فورا گفت : « احلی من العسل » ، از عسل شيرينتر است .
    اگر از ذائقه می‏پرسی ، كه مرگ از عسل در ذائقه من شيرينتر است . يعنی‏ برای من آرزوئی شيرينتر از اين آرزو وجود ندارد . منظره چقدر تكان دهنده‏ است ! اينهاست كه اين حادثه را يك حادثه بزرگ تاريخی كرده و ما بايد اين حادثه را زنده نگه داريم . چون ديگر حسينی پيدا خواهد شد و نه قاسم‏ بن الحسنی . اين است كه اين مقدار ارزش می‏دهد نه كه بعد از چهارده قرن‏ اگر يك چنين حسينيه‏ای ( 1 ) بنامشان بسازيم كاری نكرده‏ايم . و گرنه‏ آرزوی دامادی داشتن كه وقت صرف كردن نمی‏خواهد ، پول صرف كردن نمی‏خواهد ، حسينيه ساختن نمی‏خواهد ، سخنرانی نمی‏خواهد . ولی اينها جوهره انسانيت‏ هستند ، مصداق « انی جاعل فی الارض خليفه »( 2 ) هستند ، اينها بالاتر از فرشته هستند . امام بعد از گرفتن اين جواب فرمود : فرزند برادرم تو هم‏ كشته می‏شوی ، « بعد ان تبلو ببلاء عظيم » اما جان دادن تو با ديگران خيلی‏ متفاوت است و گرفتاری بسيار شديدی پيدا می‏كنی . لذا روز

    پاورقی :


    1 - منظور ، حسينيه ارشاد است . 2 - سوره بقره آيه . 30
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  4. #14
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    عاشورا پس از آنكه با اصرار زياد اجازه رفتن به ميدان را گرفت ، ازآنجا كه بچه است ، زرهی متناسب با اندام او وجود ندارد ، كلاه خود مناسب با سر او وجود ندارد ، اسلحه و چكمه مناسب با اندام او وجود
    ندارد ، نوشته‏اند عمامه‏ای به سرگذاشته بود كانه فلقه القمر (1) همين قدر نوشته‏اند بقدری اين بچه زيبا بود كه دشمن گفت مثل يك پاره ماه است .

    بر فرس تندرو هر كه تو را ديد گفت
    برگ گل سرخ را باد كجا می‏برد

    راوی گفت ديدم بند يكی از كفشهايش باز است و يادم نمی‏رود كه پای‏ چپش هم بود . از اينجا معلوم می‏شود چكمه پايش نبوده است . نوشته‏اند كه‏ امام كنار خيمه ايستاده و لجام اسبش در دستش بود . معلوم بود منتظر است ، كه يك مرتبه فريادی شنيد . نوشته‏اند امام به سرعت يك باز شكاری‏ روی اسب پريد و حمله كرد . آن فرياد ، فرياد يا عماه قاسم بن الحسن بود . آقا وقتی به بالين اين جوان رسيد در حدود دويست نفر دور اين بچه را گرفته بودند . امام حمله كرد آنها فرار كردند و يكی از دشمنان كه از اسب‏
    پائين آمده بود تا سر جناب قاسم را از بدن جدا كند ، خودش در زير پای‏ اسب رفقای خود پايمال شد . آن كسی را كه می‏گويند در روز عاشورا در حالی‏ كه زنده بود

    پاورقی :

    1 - مناقب ابن شهر آشوب جلد 3 صفحه 106 ، و نظير اين عبارت در اعلام‏
    الوری صفحه 242 و اللهوف صفحه 48 و بحار الانوار جلد 45 صفحه 35 و ارشاد
    شيخ مفيد صفحه 239 و مقتل الحسين مقرم صفحه 331 و تاريخ طبری صفحه 256
    ذكر شده است .
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  5. #15
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    زير سم اسبها پايمال شد ، يكی از دشمنان بود نه حضرت قاسم . بهر حال‏ حضرت وقتی به بالين قاسم رسيدند كه گرد و غبار زياد بود و كسی نمی‏فهميد قضيه از چه قرار است . وقتی كه اين گرد و غبارها نشست ، يك وقت ديدند كه آقا بر بالين قاسم نشسته و سر قاسم را به دامن گرفته است . اين جمله‏ را از آقا شنيدند كه فرمود : « يعز و الله علی عمك ان تدعوه فلا يجيبك‏ او يجيبك فلا ينفعك صوته » ( 1 ) برادرزاده ! خيلی بر عموی تو سخت است‏ كه تو او را بخوانی ، نتواند تو را اجابت كند ، يا اجابت بكند ، اما
    نتواند برای تو كاری انجام بدهد . در همين حال بود كه يك وقت فريادی از اين جوان بلند شد و جان به جان آفرين تسليم كرد . خدايا عاقبت امر همه ما را ختم به خير بفرما . ما را به حقايق اسلام‏ آشنا كن . اين جهلها و اين نادانيها را به كرم و لطف خودت از ما دور بگردان . توفيق عمل و خلوص نيت به همه ما عنايت بفرما . حاجات مشروعه ما را بر آور . اموات همه ما را ببخش و بيامرز . لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظيم . و صلی الله علی محمد و آله الطاهرين .

    پاورقی :

    1 - مناقب اين شهر آشوب جلد 4 صفحه 107 ، اللهوف صفحه 38 بحار
    الانوار جلد 45 صفحه 35 ، ارشاد شيخ مفيد صفحه 239 ، اعلام الوری صفحه 243
    ، مقتل الحسين مقرم صفحه 332 ، تاريخ طبری جلد 6 صفحه . 257
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  6. #16
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**





    جلسه دوم : عوامل تحريف

    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد لله رب العالمين باری‏ء الخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علی عبد الله و رسوله و حبيبه و صفيه ، سيدنا و نبينا و مولانا ابی‏القاسم محمد صلی‏ الله عليه و آله و سلم و علی آله الطيبين الطاهرينالمعصومين . اعوذ بالله من الشيطان الرجيم :
    « فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسيه يحرفون الكلم عن‏ مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به »( 1 ) .
    گفتيم تحريفاتی در واقعه عاشورا شده است ، چه از نوع تحريف لفظی و چه‏ از نوع تحريف معنوی . و همين تحريفات سبب شده كه اين سند بزرگ تاريخی‏ و اين منبع بزرگ تربيتی برای ما بی‏اثر و يا كم اثر شود ، و احيانا در مواقعی اثر معكوس ببخشد . عموم ما وظيفه داريم كه اين سند مقدس را از اين تحريفات كه آن را آلوده كرده است پاك

    پاورقی :

    1 - سوره مائده آيه . 13
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  7. #17
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    و منزه كنيم . امشب درباره عوامل تحريف بحث می‏كنم و سپس بحث ما در اطراف تحريفات معنوی اين حادثه خواهد بود .

    عوامل تحريف :


    اين عوامل بر دو قسم است . يك نوع عوامل عمومی است . يعنی بطور كلی‏ عواملی وجود دارد كه تواريخ را دچار تحريف می‏كند ، اختصاص به حادثه‏ عاشورا ندارد . مثلا هميشه اغراض دشمنان ، خود ، عاملی است برای اينكه‏ حادثه‏ای را دچار تحريف كند . دشمن برای اينكه به هدف و غرض خود برسد ، تغيير و تبديلهائی در متن تاريخ ايجاد و يا توجيه و تفسيرهای ناروايی از تاريخ می‏كند و اين نمونه‏های زيادی دارد كه نمی‏خواهم در اطراف آنها بحث‏ بكنم ، همين قدر عرض می‏كنم كه در تحريف حادثه كربلا هم اين عامل دخالت‏ داشته است . يعنی دشمنان در صدد تحريف نهضت حسينی برآمدند . و همان‏ طوری كه در دنيا معمول است كه دشمنان ، نهضتهای مقدس را به افساد و اخلال و تفريق كلمه و ايجاد اختلاف متهم می‏كنند ، حكومت اموی نيز خيلی‏ كوشش كرد برای اينكه نهضت حسينی را چنين رنگی بدهد . از همان روز اول چنين تبليغاتی شروع شد . مسلم كه به كوفه می‏آيد ، يزيد ضمن ابلاغی كه برای ابن زياد جهت حكومت كوفه صادر می‏كند ، می‏نويسد : مسلم پسر عقيل به كوفه آمده است و هدفش اخلال و افساد و ايجاد اختلاف در ميان مسلمانان است ! برو و او را سركوب كن . وقتی مسلم گرفتار می‏شود و او را به دارالاماره ابن زياد می‏برند ، ابن زياد به مسلم می‏گويد : پسر عقيل ! چه شد كه آمدی به اين شهر ، مردم وضع مطمئن و آرامی داشتند ، تو آمدی آشوب كردی ، ايجاد اختلاف و فتنه انگيزی كردی ! مسلم هم مردانه جواب داد : اولا آمدن ما به اين شهر ابتدايی نبود . مردم اين شهر از ما دعوت كردند ، نامه‏های فراوان نوشتند و آن نامه‏ها موجود است . و در آن نامه‏ها نوشته‏اند پدر تو ، زياد ، در سالهايی كه در اينجا حكومت كرده ، نيكان‏ مردم را كشته ، بدان را بر نيكان مسلط كرده و انواع ظلمها و اجحافها به‏ مردم كرده است . از ما دعوت كردند برای اينكه عدالت را برقرار كنيم . ما برای برقراری عدالت آمده‏ايم . و حكومت اموی برای اينكه تحريف معنوی‏ كرده باشد ، از اين جور قضايا زياد گفت ، ولی تاريخ اسلام تحت تاثير اين‏
    تحريف واقع نشد . و شما يك مورخ و صاحبنظر را در دنيا پيدا نمی‏كنيد كه‏ بگويد حسين بن علی العياذ بالله قيام نابجايی كرد ، آمد كلمه مردم را تفريق كند ، اتحاد را از بين ببرد . خير ، دشمن نتوانست در حادثه كربلا
    تحريفی ايجاد كند . در حادثه كربلا هر چه تحريف شده ، با كمال تاسف از ناحيه دوستان است .

    عامل دوم

    عامل دوم تمايل بشر به اسطوره سازی و افسانه‏سازی است و اين در تمام‏ تواريخ دنيا وجود دارد . در بشر ، يك حس قهرمان پرستی هست كه در اثر آن درباره قهرمانهای ملی و قهرمانهای دينی افسانه می‏سازد ( 1 ) . بهترين دليلش اين است كه مردم برای نوابغی مثل بوعلی‏ سينا و شيخ بهايی چقدر افسانه جعل كردند ! بوعلی سينا بدون شك نابغه‏ بوده و قوای جسمی و روحی او يك جنبه فوق العادگی داشته است . ولی‏ همينها سبب شده مردم برای او افسانه‏ها بسازند . مثلا می‏گويند بوعلی سينا مردی را از فاصله يك فرسنگی ديد و گفت اين مرد ، نان روغنی ، نانی كه‏ چرب است می‏خورد . گفتند از كجا فهميدی كه نان می‏خورد و نان او هم چرب‏ است ؟ ! گفت برای اينكه من پشه‏هايی را می‏بينم كه دور نان او می‏گردند ، فهميدم نانش چرب است كه پشه دور آن پرواز می‏كند ! معلوم است كه اين‏ افسانه است ، آدمی كه پشه را از يك فرسنگی ببيند ، چربی نان را از خود پشه‏ها زودتر می‏بيند . يا می‏گويند بوعلی سينا در مدتی كه در اصفهان تحصيل می‏كرد ، گفت من‏ نيمه‏های شب‏كه برای مطالعه برمی‏خيزم ، صدای چكش مسگرهای كاشان نمی‏گذارد مطالعه كنم . رفتند تجربه كردند ، يك شب دستور دادند مسگرهای كاشان‏ چكش نزنند ، آن شب را بوعلی گفت آرام خوابيدم و يا آرام مطالعه كردم . معلوم است كه اينها افسانه است .
    برای شيخ بهايی چقدر افسانه ساختند . اين جور چيزها اختصاص به حادثه‏ عاشورا ندارد . مردم درباره بوعلی هر چه می‏گويند ، بگويند ، به كجا ضرر می‏زند ؟ به هيچ جا . اما افرادی كه شخصيت آنها ،شخصيت

    پاورقی :

    1 - در شبهای عيد غدير آقای دكتر شريعتی يك بحث بسيار عالی راجع به‏
    اين حس كه در همه افراد بشر ميل به اسطوره سازی و افسانه سازی و قهرمان‏
    سازی و قهرمان پرستی آن هم بشكل خارق العاده و فوق العاده‏ای هست ، ايراد
    كردند .
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  8. #18
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    پيشوايی است ، قول آنها ، عمل آنها ، قيام آنها ، نهضت آنها سند و حجت‏ است ، نبايد در سخنانشان ، در شخصيتشان ، در تاريخچه‏شان تحريفی واقع شود . درباره اميرالمؤمنين علی عليه السلام ، ما شيعيان چقدر افسانه گفته‏ايم ! در اينكه علی عليه السلام مرد خارق العاده‏ای بوده و بحثی نيست . در شجاعت علی عليه‏السلام كسی شك ندارد . دوست و دشمن اعتراف دارند كه‏ شجاعت علی عليه السلام شجاعت فوق افراد عادی بوده است . علی عليه السلام‏ در هيچ ميدان جنگی ، با هيچ پهلوانی نبرد نكرد مگر اينكه آن پهلوان را كوبيد و بزمين زد . اما مگر افسانه سازها و اسطوره سازها به همين مقدار قناعت كردند ؟ ! ابدا . مثلا گفته‏اند علی عليه السلام در جنگ خيبر با مرحب خيبری روبرو شد ، مرحب چقدر فوق العادگی داشت . مورخين هم‏ نوشته‏اند كه علی در آنجا ضربتش را كه فرود آورد اين مرد را دو نيم كرد ( نمی‏دانم كه اين دو نيم كامل بوده يا نه ) ولی در اينجا يك حرفها ، و يك‏ افسانه‏هايی درست كردند كه دين را خراب می‏كند . می‏گويند به جبرئيل وحی‏ شد فورا بزمين برو كه اگر شمشير علی فرود بيايد ، زمين را دو نيم می‏كند ، به گاو و ماهی خواهد رسيد ، بال خود را زير شمشير علی بگير . رفت گرفت‏ ، علی هم شمشيرش را آنچنان فرود آورد كه مرحب دو نيم شد و اگر آن دو نيم را در ترازو می‏گذاشتند با هم برابر بودند ! بال جبرئيل از شمشير علی‏ آسيب ديد و مجروح شد ، تا چهل شبانه روز نتوانست به آسمان برود . وقتی‏ كه به آسمان رفت خدا از او سؤال كرد اين چهل روز كجا بودی ؟ خدايا در زمين بودم ، تو به من ماموريت داده بودی . چرا زود برنگشتی ؟ خدايا شمشير علی كه فرود آمد بالم را مجروح كرد ، اين چهل روز مشغول پانسمان بال خودم بودم ! ديگری می‏گويد شمشير علی آنچنان سريع و نرم آمد كه از فرق مرحب گذشت تا به نمد زين‏ اسب رسيد . علی كه شمشيرش را بيرون كشيد ، خود مرحب هم نفهميد ! گفت‏ علی همه زور تو همين بود ؟ ! ( خيال كرد ضربت كاری نشده است ! ) همه‏ پهلوانی تو همين بود ؟ ! علی گفت خودت را حركت بده ، مرحب خودش را حركت داد ، نصف بدنش از يك طرف افتاد و نصف ديگر از طرف ديگر ! حاجی نوری ، اين مرد بزرگ در كتاب لؤلؤ و مرجان ، ضمن انتقاد از جعل‏ اينگونه افسانه‏ها می‏گويد برای شجاعت حضرت ابوالفضل نوشته‏اند كه او در جنگ صفين ( كه اصلا شركت حضرت هم معلوم نيست ، اگر شركت هم كرده يك‏ بچه پانزده ساله بوده ) مردی را به هوا انداخت ، ديگری را انداخت ، نفر بعدی را ، تا هشتاد نفر ، نفر هشتادم را كه انداخت هنوز نفر اول بزمين‏ نيامده بود ! بعد اولی كه آمد دو نيمش كرد ، دومی نيز همچنين تا نفر آخر !
    قسمتی از تحريفاتی كه در حادثه كربلا صورت گرفته معلول حس اسطوره سازی‏ است . اروپائيها می‏گويند در تاريخ مشرق زمين مبالغه‏ها ، اغراقها زياد است و راست هم می‏گويند . ملا آقای دربندی در اسرار الشهاده نوشته است : سواره نظام لشكريان عمر سعد ششصد هزار نفر و پياده نظامشان دور كرور بود
    و در مجموع يك ميليون و ششصد هزار نفر و همه اهل كوفه بودند ! مگر كوفه‏ چقدر بزرگ بود ؟ كوفه يك شهر تازه ساز بود كه هنوز سی و پنج سال بيشتر از عمر آن نگذشته بود ، چون كوفه را در زمان عمربن خطاب ساختند . اين شهر را عمر دستور داد بسازند برای اينكه لشكريان اسلام در نزديكی ايران مركزی داشته باشند . در آن وقت معلوم نيست همه جمعيت كوفه آيا به صد هزار نفر می‏رسيده است‏ يا نه ؟ اينكه يك ميليون و ششصد هزار نفر سپاهی در آن روز جمع بشود و حسين بن علی هم سيصد هزار نفر آنها را بكشد ، با عقل جور در نمی‏آيد . اين‏ ، قضيه را بكلی از ارزش می‏اندازد . گويند كسی در مورد هرات اغراق و مبالغه می‏كرد و می‏گفت : هرات يك‏ زمانی خيلی بزرگ بود . گفتند : چقدر بزرگ بود ؟ گفت : در يك زمان‏ واحد در هرات بيست و يك هزار احمد يك چشم كله پز وجود داشت . چقدر ما بايد آدم داشته باشيم و چقدر بايد احمد داشته باشيم و چقدر احمد يك‏ چشم داشته باشيم و چقدر احمد يك چشم كله پز داشته باشيم كه بيست و يك‏ هزار احمد يك چشم كله پز وجود داشته باشد ! اين حس اسطوره سازی ، خيلی كارها كرده است . ما نبايد يك سند مقدس‏ را در اختيار افسانه سازها قرار بدهيم « فان فينا اهل البيت فی كل خلف‏ عدولا ينفون عنه تحريف الغالين و انتحال المبطلين و تاويل الجاهلين » (1) ، ما وظيفه داريم . حال برای هرات هر كس هر چه می‏خواهد ، بگويد . آيا صحيح است در تاريخ حادثه عاشورا ،حادثه‏ای كه ما دستور داريم هر سال آن‏ را بصورت يك مكتب ، زنده

    پاورقی :

    1- اصول كافی جلد ، 1 صفحه 32 كتاب فضل علم ، بصائر الدرجات صفحه 10.
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  9. #19
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**





    بداريم ، اينهمه افسانه وارد شود ؟ !
    عامل سوم

    عامل سوم ، يك عامل خصوصی است . اين دو عامل كه عرض كردم يعنی غرضها و عداوتهای دشمنان و حس اسطوره‏سازی و افسانه سازی بشر در تمام تواريخ‏ دنيا هست . ولی در خصوص حادثه عاشورا يك جريان و عامل بالخصوصی هست‏ كه سبب شده است در اين داستان ، جعل واقع شود . پيشوايان دين از زمان پيغمبر اكرم و ائمه اطهار دستور اكيد و بليغ‏ داده‏اند كه بايد نام حسين بن علی زنده بماند ، بايد مصيبت حسين بن علی‏ هر سال تجديد شود . چرا ؟ اين چه دستوری است در اسلام ، چرا ائمه دين‏ اينهمه به اين موضوع اهتمام داشتند ، و چرا برای زيارت حسين بن علی‏ اينهمه ترغيب و تشويق است ؟ به اين چرا بايد دقت كنيد . ممكن است كسی‏ بگويد برای اينست كه تسلی خاطری برای حضرت زهرا باشد ! آيا اين حرف‏ مسخره نيست ؟ بعد از 1400 سال هنوز حضرت زهرا احتياج به تسليت داشته‏ باشد ، در صورتی كه به نص خود امام حسين و بحكم ضرورت دين ، بعد از شهادت امام حسين ، ايشان و حضرت زهرا نزد يكديگرند . اين چه حرفی است‏ ؟ ! مگر حضرت زهرا بچه است كه بعد از 1400 سال هنوز هم بسر خودش بزند ، گريه كند و ما برويم به ايشان سر سلامتی بدهيم ؟ ! اين حرفهاست كه دين‏ را خراب می‏كند ! حسين عليه السلام مكتب عملی اسلام را تاسيس كرد . حسين عليه السلام نمونه عملی قيامهای اسلامی است . خواستند مكتب‏ حسين زنده بماند ، خواستند سالی يك بار حسين با آن نداهای شيرين و عالی‏ و حماسه انگيزش ظهور كند ، فرياد كند :
    « الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهی عنه ليرغب المؤمن فی لقاء الله محقا » ( 1 ) خواستند « الموت اولی من ركوب العار » ( 1 ) ، مرگ از زندگی ننگين بهتر است ، برای هميشه زنده بماند . خواستند « لا اری الموت الا سعادش و الحياش مع‏ الظالمين الا برما » ( 1 ) ، برای هميشه زنده بماند . زندگی با ستمكاران‏ برای من خستگی آور است ، مرگ در نظر من جز سعادت چيزی نيست . خواستند
    آن جمله‏های ديگر حسين : « خط الموت علی ولد آدم مخط القلادش علی جيد الفتاش » ( 4 ) ، زنده بماند « هيهات منا الذله » ( 5 ) زنده بماند . خواستند صحنه‏هايی از اين قبيل كه حسين عليه السلام می‏آيد در مقابل سی هزار نفر می‏ايستد در حالی كه در نهايت شدت از ناحيه خود و خاندان خود گرفتار است و مرد وار ، كه چنين مردی دنيا بخود نديده است می‏فرمايد :
    « الا و ان الدعی ابن الدعی قد ركز بين اثنتين بين السلة »

    پاورقی :

    1 - بحار الانوار ج 44 صفحه 381 ، تحف العقول صفحه 176 ، اللهوف صفحه‏
    33 ، مقتل الحسين خوارزمی ج 2 صفحه .5
    2 - مناقب ابن شهرآشوب ج 4 صفحه 110 ، اللهوف صفحه 50 ، بحارالانوار
    جلد 45 صفحه 50 ، كشف الغمه ج 2 صفحه . 32
    3 - بحارالانوار ج 44 صفحه 381، اللهوف صفحه 33، تحف العقول صفحه 176.
    4 - بحار الانوار ج 44 صفحه 366 ، اللهوف صفحه . 25
    5 - اللهوف صفحه 41 ، مقتل الحسين خوارزمی ج 2 صفحه 7 ، >
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

  10. #20
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**




    « و الذلة و هيهات منا الذلة يأبی الله ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و طهرت » ( 1 ) ، زنده بماند . مكتب حسين عليه السلام زنده‏ بماند ، تربيت حسينی زنده بماند ، پرتوی از روح حسينی در اين ملت دميده‏ شود و بر آن بتابد . فلسفه‏اش خيلی روشن است . نگذاريد حادثه عاشورا را فراموش شود . حيات شما ، زندگی و انسانيت و شرف شما به اين حادثه بستگی دارد . به اين وسيله می‏توانيد اسلام را زنده‏
    نگهداريد . پس ترغيب كردند كه مجلس عزای حسينی را زنده نگهداريد و درست است . عزاداری حسين بن علی واقعا فلسفه صحيحی دارد ، فلسفه بسيار بسيار عالی هم دارد . هر چه ما در اين راه كوشش كنيم ، بشرط اينكه هدف‏ اين كار را تشخيص دهيم ، بجاست . اما متاسفانه عده‏ای اين را نشناختند ، خيال كردند بدون اينكه مردم را به مكتب حسين آشنا كنند ، به فلسفه قيام‏ حسينی آشنا كنند ، مردم را عارف به مقامات حسينی كنند ، همين قدر كه‏ آمدند و نشستند و نفهميده و ندانسته گريه‏ای كردند ، كفاره گناهان است . مرحوم حاجی نوری نكته‏ای را در كتاب " لؤلؤ و مرجان " ذكر كرده است‏ و آن اينكه عده‏ای گفتند موضوع امام حسين و گريه بر او ، ثوابش آنقدر زياد است كه از هر وسيله‏ای برای اين كار می‏شود استفاده كرد . يك حرفی‏ امروزيها در مكتب " ما كياول " در آورده‏اند كه

    پاورقی :

    > تاريخ شام ابن عساكر جلد 4 صفحه 333 ، مقتل الحسين مقرم صفحه 287 ،
    ملحقات احقاق الحق‏ج 11 صفحه 624 و 625 ، نفس المهموم ص 149 ، تحف‏
    العقول ص 174
    1 - همان مدرك .
    **۞** حماسه حسيني - جلد 1  **۞**

صفحه 2 از 17 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •