سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 5 از 17 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 169

موضوع: **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    جلسه چهارم : وظيفه ما در برابر تحريفها

    بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد لله رب العالمين باری‏ءالخلائق اجمعين و الصلوه و السلام علی‏ عبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه ، سيدنا و نبينا و مولانا ابی‏القاسم محمد صلی الله عليه و آله و سلم و علی آله الطيبين الطاهرين المعصومين . اعوذ بالله من الشيطان الرجيم :
    « فبما نقضهم ميثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسيه يحرفون الكلم عن‏مواضعه و نسوا حظا مما ذكروا به »( 1 )
    بحث ما در سه شب گذشته درباره تحريفات در واقعه تاريخی عاشورا بود كه در چهار قسمت قرار داديم :
    1 - بطور كلی در معنی تحريف و انواع آن .
    2 - در بيان تحريفاتی كه در خصوص واقعه تاريخی عاشورا صورت گرفته‏ است و نمونه‏هايی از آن تحريفات .
    3 - عوامل‏تحريف ، اسباب و موجباتی كه منجر به تحريف

    پاورقی :
    1 - سوره‏مائده آيه . 13

  2. Top | #42

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    می‏شوند بطور عموم ، و عاملهای خاصی كه در اين حادثه تاريخی دخالت‏ كرده‏اند .
    4 - راجع به وظيفه ما مردم در برابر اين تحريفها ، هم وظيفه علمای امت‏ و هم وظيفه توده مردم . از اين چهار بخش ، سه بخش اول را در شبهای گذشته صحبت كرديم و امشب‏ به فضل الهی درباره قسمت چهارم صحبت می‏كنيم . بطور قطع و يقين در اين حادثه بسيار بزرگ‏تاريخی تدريجا تحريفاتی در طول زمان پيدا شده است و بدون شك در اينجا وظيفه‏ای هست كه بايد با اين‏ تحريفات مبارزه كرد ، بلكه به تعبير بهتر ، اگر بخواهيم از خودمان‏ ستايش كنيم و تعبير احترام‏آميزی درباره خودمان به كار ببريم ، بايد بگوئيم كه نسل ما رسالتی برای مبارزه با اين تحريفات دارد . ولی قبل از آنكه اين وظيفه و اين رسالت را چه برای علمای‏امت ( به تعبير ديگر خواص‏ ) و چه برای توده مردم ( به تعبير ديگر عوام ) عرض كنم ، مقدمتا دو
    مطلب ديگر را بيان می‏كنم ، يكی اينكه نگاهی به گذشته كنيم و ببينيم‏ مسؤول اين تحريفات چه كسانی هستند . آيا خواص و علماء مسؤول اين‏ تحريفاتند و يا توده و عوام‏الناس ؟ امروزه وظيفه چيست و وظيفه كيست ، يك مطلب است ، در گذشته مقصر و مسؤول كه بوده است ، مطلب ديگری است‏ . معمولا در اينگونه قضايا علماء به گردن عوام می‏اندازند و عوام به گردن‏ علماء . علماء می‏گويند تقصير عوام‏الناس است ، تقصير جهالت مردم است ، بقدری مردم جاهل و نادان و نالايق و ناشايسته‏اند كه سزاوار همين مهملات هم هستند ، شايسته حقايق نيستند . من از مرحوم آيت‏الله‏صدرا علی‏الله‏مقامه شنيدم كه تاج‏نيشابوری در منبر حرفهای مفت می‏گفت ، كسی به او اعتراض كرد كه اين حرفها چيست ، اين‏ همه اجتماع می‏شود چرا دو كلمه حرف حسابی نمی‏زنی ؟ گفت مردم لايق نيستند ! بعد هم با يك دليل ، به اصطلاح ثابت كرد . مردم‏عوام يعنی توده مردم ، منطقی در برابر خواص دارند ، و اين منطق را اغلب بكار می‏برند . می‏گويند : ماهی از سر گنده گردد نی‏زدم . علماء به‏ منزله سرماهی هستند و ما دم‏ماهی . ولی حقيقت اين است كه در اين تقصير و در اين مسؤوليت ، هم خواص مسؤولند و هم عوام . اين را بدانيد كه عامه‏ مردم و توده مردم هم در اين مسائل شريكند . در اين جور مسائل اين توده‏ مردم هستند كه حقايق‏كشی می‏كنند و خرافات را اشاعه می‏دهند . حديث معروفی است و علماء برای آن اعتبار قائل شده‏اند كه شخصی از امام‏صادق عليه‏السلام در ذيل آيه شريفه : « و منهم اميون لا يعلمون الكتاب‏ الا امانی »( 1 ) ( در اينجا خدا از عوام يهود انتقاد می‏كند . با اينكه‏ خدا عوام را بی‏سواد ، امی و درس‏ناخوانده معرفی می‏كند ، در عين‏حال از همين عوام در قرآن انتقاد می‏كند و آنها را مسؤولمی‏شناسد ) سؤال می‏كند كه‏ آقا ! علمای يهود مسؤول بوده‏اند درست ، عوام چه مسؤوليتی دارند ؟ اينها عوام بودنشان عذرشان است ( حديث مفصل است ) امام ( ع ) فرمود اين‏جور نيست . مسائلی هست كه احتياج به درس خواندن دارد ، فقط درس خوانده‏ها آنها را درك می‏كنند ،

    پاورقی :

    1 - سوره بقره آيه . 78

  3. Top | #43

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    درس ناخوانده‏ها درك نمی‏كنند . در اينجا می‏توان گفت عوام مسؤول نيستند چون درس خوانده نيستند . گواينكه گاهی عوام مسؤوليتشان اين است كه چرا درس نمی‏خوانند ؟ اين هم يك منطقی است . ولی اگر عوام مسؤوليت نداشته‏ باشند ، در مسائلی است كه آن مسائل احتياج به تحصيل و درس و كتاب و معلم دارد . وقتی معلم نديده ، مدرسه نديده ، كتاب نخوانده چرا مسؤول‏ باشد ؟ اما بعضی از مسائل هست كه بشر با فطرت‏سليم ، آنها را درك می‏كند و ديگر مدرسه و كتاب و معلم نمی‏خواهد ، به تعبير من ديپلم داشتن‏ نمی‏خواهد ، كلاس‏شش را طی كردن نمی‏خواهد ، بلكه عقل داشتن كافی است ، سلامت عقل كافی است . سپس امام ( ع ) مثال زد ، فرمود : عالمی مردم را به زهد و تقوا دعوت می‏كند ، ولی در عين حال برخلاف زهد و تقوا عمل می‏كند ! توبه‏فرما است ، اما توبه فرمايان خود ، توبه كمتر كنند و مردم عوام هم‏ اينها را می‏بينند كه بر ضد گفته خودشان عمل می‏كنند ! امام ( ع ) فرمود : آيا انسان بايد درس‏خوانده و معلم ديده باشد و كلاس طی كرده باشد تا بفهمد كه چنين آدمی لايق پيروی نيست ؟ عوام قوم يهود اينها را به چشم‏ خودشان می‏ديدند و با عقل خودشان درك می‏كردند ، « و اضطروا بمعارف‏ قلوبهم » ( 1 ) ، با يك معرفت فطری درك می‏كردند كه از چنين كسانی‏ نبايد پيروی كرد معذلك پيروی می‏كردند ، پس مسؤولند . يك سلسله مسائل هست كه احتياج به درس خواندن ندارد ، به قول معروف‏ خط سياه و سفيد خواندن نمی‏خواهد ، عربی دانستن

    پاورقی :

    1 - احتجاج طبرسی ، ج 2 ، ص . 457

  4. Top | #44

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    نمی‏خواهد ، فارسی دانستن هم نمی‏خواهد ، صرف و نحو نمی‏خواهد ، فقه و اصول‏ نمی‏خواهد ، منطق و فلسفه نمی‏خواهد . فطرت سليم می‏خواهد و فطرت سليم را هم همه دارند . فطرتشان درك می‏كند . پيغمبراكرم ( ص ) جمله‏ای دارد كه‏ از پخته‏ترين جمله‏هاست ، چون از فطری‏ترين جمله‏هاست . فرمود :
    « انما الاعمال بالنيات و انما لكل امری مانوی » (1) عمل ، به قصد و نيت‏ بستگی دارد . اگر شما كاری انجام دهيد چه خوب و چه بد ، اما آن كار بدون‏ قصد از شما صادر شده باشد ، اگر بد است مسؤول نيستيد و اگر خوب است‏ پاداش نداريد . اگر كسی آمد خوابی را نقل كرد ، داستانی را نقل كرد ، گفت فلان‏كس در
    يك جريان اضطراری ، در يك عالم‏بی‏خبری ، در يك كاری كه كوچكترين قصدی‏ در آن نداشته است ، بلكه قصد خلاف داشته است ، در عين‏حال همين كار بدون‏ قصد ، او را به اعلی‏عليين بالا برد و تمام گناهانش را محو كرد ، آيا بايد قبول كنيم ؟ بايد در كتاب خوانده باشيم ؟ عربی بايد بدانيم ؟ سياه‏وسفيد بايد خوانده باشيم ؟ گناهان انسان را فقط توبه پاك می‏كند ، يك بازگشت‏ به حق پاك می‏كند . « ان الحسنات يذهبن السيئات »( 2 ) ، كار نيك‏ است كه اثر كار بد را می‏برد . اما كار بدون اختيار اينچنين نيست . ما از همين فطرت خدادادی خودمان هرگز استفاده نمی‏كنيم . در بعضی از كتابها نوشته‏اند يك نفر دزد كه راه را برای مردم

    پاورقی :

    1 - بحارالانوار ، ج 70 ، ص 225 و جامع الصغير ، ج 1 ، ص 3.
    2 - سوره هود آيه . 114

  5. Top | #45

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    می‏گرفت و آنها را می‏كشت ، يك روز اطلاع پيدا كرد كه قافله زواری‏ می‏خواهد به كربلا برود ، آمد سر گردنه‏ای كمين كرد برای اينكه راه را بر زوار امام‏حسين ( ع ) ببندد و مالشان را بدزدد و اگر لازم شد آنها را بكشد . منتظر بود قافله برسد كه ناگهان كنارراه خوابش برد ، قافله آمد ، رد شد و او بيدار نشد . در همين حال صحنه قيامت را خواب ديد كه او را به‏ جهنم می‏برند ؟ چرا به جهنم می‏برند ؟ چون كوچكترين عمل صالح در نامه عملش‏ نيست ، هر چه هست گناه است ، هر چه هست جنايت است . او را تا لبه‏ پرتگاه جهنم بردند ولی جهنم نپذيرفت و برگشت ! چرا نپذيرفت ؟ چون اين‏ مرد سر راهی خوابيده بود كه در آن قافله زوار می‏رفت و گرد زوار بر تن‏ولباس او نشسته بود ، بدون اينكه خودش قصدی داشته باشد ، بلكه قصد كشتن زوار را داشته است ، قصد بردن مال آنها را داشته است ، ولی علی‏رغم‏ گفته پيغمبر (ص) كه : « انما الاعمال بالنيات و انما لكل امری‏ء ما نوی » ، اين عمل بدون اختيار ، تمام گناهانش را محو كرد :

    فان النار ليس تمس جسما
    عليه غبار زوار الحسين

    از جنبه شعری خيلی خوب است اما از جنبه مكتب امام‏حسين ( ع ) متاسفانه درست نيست . مطلب دومی كه بايد قبل از بيان اين رسالت و وظيفه عرض كنم ، خطراتی‏ است كه در اين تحريفات وجود دارد . مختصری راجع به خطر تحريف بحث‏ كنيم . انواع تحريفها در واقعه تاريخی عاشورا را بدست آورديم ، عوامل‏ تحريف را هم شناختيم . ممكن است كسی بگويد مگر تحريف چه عيبی دارد ؟ چه ضرری دارد ؟ چه خطری دارد ؟ خطر تحريف فوق‏العاده زياد است . تحريف ضربت غير مستقيم است كه از ضربت‏ مستقيم كاری تر است . يك كتاب كه تحريف می‏شود ( چه تحريف لفظی ، چه‏ تحريف معنوی ) اگر كتاب هدايت باشد ، تبديل به كتاب ضلالت می‏شود، اگر كتاب سعادت باشد تبديل به كتاب شقاوت می‏شود . اگر كتابی باشد كه‏ انسان را رو به بالا می‏برد ، در اثر تحريف رو به پائين می‏آورد . اساسا آن‏ حقيقت را بكلی عوض می‏كند . نه تنها بدون خاصيت می‏كند ، بلكه اثر
    معكوس می‏بخشد . هر چيزی آفتی متناسب با خودش دارد ، پيغمبراكرم ( ص ) می‏فرمايد : « آفة الدين ثلاثة : فقيه فاجر ، امام جائر ، مجتهد جاهل » ( 1 ) ، سه چيز آفت دين است :
    1 - دانشمند بدعمل ، فاسق و فاجر .
    2 - زعيم و پيشوای ستمكار .
    3 مقدس‏ نادان .
    پيغمبر اكرم اينها را بعنوان آفتهای دين می‏شمرد . همان طور كه جمادات‏ ، نباتات و حيوانات آفتهای مخصوص بخود دارند ، بدن انسانها آفتهای‏ مخصوص به خود دارد ، دين ، آئين و مسلك هم آفت مخصوص به خود دارد . تحريف ، كه بوسيله دو صنف از آن سه صنفی كه پيغمبر اكرم فرمود ، يعنی‏ عالم بد عمل و فاسق ، و مقدس نادان ايجاد می‏شود ، آفت دين است ، دين‏ را از بين می‏برد . تحريف چون موضوع را عوض می‏كند مردم آن را بعنوان‏ حقيقت می‏پذيرند ، اما نتيجه معكوس می‏گيرند .

    پاورقی :

    1 - جامع الصغير ، ج 1 ، ص . 4

  6. Top | #46

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    علی عليه‏السلام ، شخصيتی به آن عظمت ، در نظر بعضی از ما مردم يك‏ شخصيت تحريف شده عجيبی است . بعضی از مردم علی ( ع ) را فقط و فقط به‏ پهلوانی می‏شناسند و بس ! گاهی به وسيله اشخاص بسيار مغرض عكسهايی از علی عليه‏السلام منتشر می‏شود كه شمشيری مانند زبان مار كه دو زبانه دارد در دست اوست و بازوها و قيافه‏ای برای ايشان درست می‏كنند و نقاشی می‏كنند كه معلوم نيست از كجا بدست آورده‏اند . اصلا عكس و مجسمه علی ( ع ) و پيغمبر ( ص ) قطعا در دنيا نبوده است . يك قيافه‏های عجيبی درست‏ می‏كنند كه انسان باور نمی‏كند اين همان علی ( ع ) عادل است ، اين همان‏ علی‏ای است كه شبها از خوف خدا می‏گريسته است . چون سيمای يك عابد ، سيمای يك متهجد ، سيمای كسی كه شبها استغفار می‏كرده است ، سيمای يك‏ حكيم ، سيمای يك قاضی ، سيمای يك اديب ، يك‏جور ديگر است . مطلب ديگری كه مخصوص ما ايرانيهاست اينست كه به امام چهارم عليه‏ السلام می‏گوييم امام زين‏العابدين بيمار ! غير از زبان فارسی در هيچ زبان‏ ديگری كلمه بيمار را دنبال اسم امام زين‏العابدين ( ع ) نمی‏بينيم . در زبان عربی چنين كلمه‏ای نيست . ايشان القاب زيادی دارند ، السجاد يكی از القابشان است ، ذوالثفنات يكی از القابشان است . آيا شما كتابی در دنيا پيدا می‏كنيد كه لقبی به زبان عربی به امام داده باشند كه مفهوم‏ بيمار را برساند ؟ ! امام زين‏العابدين ( ع ) تنها در ايام حادثه عاشورا بيمار بودند ( شايد تقديرالهی بود برای اينكه بايد امام زنده می‏ماند و نسل امام‏حسين ( ع ) از اين طريق محفوظ می‏شد ) و همان بيماری سبب نجات‏ ايشان شد . چندبار تصميم گرفتند امام ( ع ) را بكشند ، اما چون بيماری او شديد بود ، گفتند انه لما به ( 1 ) چرا او را بكشيم ؟ او دارد می‏ميرد . در دنيا چه كسی هست كه در عمرش بيمار نشده باشد ؟ در غير اين چند روز ببينيد آيا يك جا نوشته‏اند كه امام زين‏العابدين ( ع ) بيمار بود ؟ ! ولی‏ ما امام زين‏العابدين ( ع ) را به صورت يك بيمار مريض زردرنگ تب‏داری‏ كه هميشه عصا بدستش است و كمر خم كرده و راه می‏رود و آه می‏كشد ، ترسيم‏ كرده‏ايم ! همين‏دروغ ، همين‏تحريف سبب شده است كه بسياری از اشخاص آه بكشند ، ناله بكنند ، خودشان را به موش‏مردگی بزنند تا مردم آنها را احترام كنند و بگويند آقا را ببينيد درست مانند امام زين‏العابدين ( ع ) بيمار است ! اين تحريف است . امام زين‏العابدين عليه‏السلام با امام حسين عليه‏السلام و با امام‏باقر عليه السلام از نظر مزاج و بنيه هيچ فرقی نداشته است . امام‏ ( ع ) بعد از حادثه كربلا چهل سال زنده بود . مانند همه سالم بود ، با امام‏صادق عليه‏السلام فرقی نداشته ، چرا بگوئيم امام زين‏العابدين بيمار ؟ ! ( 2 )

    پاورقی :

    1 - بحارالانوار ، ج 45 ، ص 61 و اعلام‏الوری ، ص 246 و ارشادشيخ‏مفيد ،
    ص . 242
    2 - خدا رحمت كند مرحوم آيتی رضوان‏الله‏عليه را كه گوهر گرانبهايی بود
    و از دست ما رفت . اين مرد بزرگ در پنج ، شش سال پيش در جلسه ای از
    انجمن ماهانه دينی ، راجع به راه و رسم تبليغ بحث كرد كه در جلد دوم‏
    گفتار ما چاپ شده است . در آنجا همين موضوع را ايشان طرح كرد . گفت‏
    اين چه حرفی است كه ما به امام زين‏العابدين ( ع ) نسبت بيماری >

  7. Top | #47

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    امامت به معنی نمونه بودن و سرمشق بودن است . فلسفه وجود امام اين‏ است كه يك انسان مافوق انسانها باشد ، همان‏طور كه پيغمبران ، « بشر مثلكم يوحی الی »(1) بودند ، تا مردم از اين مثلهای اعلی پيروی و تبعيت كنند . اما وقتی كه چهره اين شخصيتها اين قدر مشوه شد ، خراب شد ، سيمايشان تغيير كرد ، ديگر قابل پيروی و لايق پيروی نيستند . يعنی پيروی‏ از اين شخصيتهای خيالی به جای اينكه سودمند باشد ، نتيجه معكوس می‏بخشد . پس اجمالا دانستيم كه خطر تحريف چقدر زياد است . واقعا تحريف ضربت‏ غير مستقيم است ، از پشت خنجر زدن است . نسل يهوديان در جهان قهرمان تحريفند . هيچكس به اندازه اينها در تاريخ‏جهان تحريف نكرده است ، و به همين دليل هيچكس به

    پاورقی :

    > می‏دهيم ؟ ! يك لقب به امام داده‏ايم كه هر كس بشنود خيال می‏كند
    امام در تمام عمر بيمار بوده است . بعد قضيه جالبی را نقل كرد ، گفت :
    همين چندی پيش يكی از مجلات را می‏خواندم كه در آن ، نويسنده مقاله‏ای از
    وضع دولت و كارمندان دولت انتقاد كرده بود كه اغلب كارمندان دولت و
    متصديان‏امور يا افراد بی عرضه‏ای هستند يا افراد ناپاكی . يا عرضه دارند و
    ناپاكند ، يا پاكند و بی‏عرضه . عين عبارت را ايشان نقل كردند كه نوشته‏
    بود : اغلب متصديان امور يا شمرند يا امام زين‏العابدين بيمار ! و حال‏
    آنكه ما نيازمنديم به افرادی كه حضرت عباس باشند و كاربر ! يعنی شمر
    كاربر بود ولی ناپاك، امام زين‏العابدين بيمار آدم پاكی بود ولی متاسفانه‏
    كاربر نبود ، ( العياذ بالله ) عرضه و لياقتی نداشت ! حضرت‏عباس هم‏
    پاك بود و هم كاربر . خوب ببينيد ! همين يك جريان كوچك چقدر انحراف‏
    بوجود می‏آورد .
    1 - سوره كهف آيه 1 ، سوره فصلت آيه . 6

  8. Top | #48

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    اندازه اينها به بشريت ضربه نزده است ، حقايق را قلب و بدعتها ايجاد نكرده است .

    رسالت و وظيفه ما

    مخصوصا در اين عصر بدانيد كه وظيفه سنگينی داريم . با حادثه تحريف شده‏ نمی‏شود به مردم خدمت كرد ، در گذشته هم نمی‏شد . در گذشته اگر فايده‏ای‏ نداشت ضررش كم بود ولی در اين عصر ضررش خيلی زياد است . ما و شما بزرگترين وظيفه‏ای كه داريم اين است كه ببينيم چه تحريفاتی در تاريخ ما شده است ، چه تحريفاتی در نقاشی شخصيتها و بزرگان ما شده است ، چه‏ تحريفاتی در قرآن شده است ؟ اما تحريف قرآن تحريف‏لفظی نيست ، يعنی در قرآن نه يك كلمه كم شده است و نه يك كلمه زياد . خطر تحريف‏معنوی قرآن‏ به اندازه خطر تحريف‏لفظی آن است . تحريف معنوی قرآن يعنی چه ؟ يعنی‏ تفسير غلط ، توجيه غلط ، قرآن را غلط تفسير كردن ، توجيه غلط كردن ، همين‏ هم نبايد باشد . ببينيم در تاريخهای ما ، آن تاريخهايی كه بايد برای ما درس آموزنده باشد و سند اخلاقی ماست ، سندتربيت اجتماعی ما است ، مانند حادثه تاريخی‏عاشورا ، چه تحريفاتی شده است ؟ بايد با اين تحريفات‏ مبارزه كنيم .

    وظايف علمای امت و عامه مردم

    وظايفی كه علمای امت دارند چيست ؟ وظايف عامه و توده مردم چيست ؟
    راجع به علمای امت يك سخن كلی را عرض می‏كنم : عالم نقطه انحرافش در اينجاست كه هميشه خودش را در مقابل نقاط ضعف و عيبهای مردم می‏بيند . نقاط ضعف روحی و اخلاقی و اجتماعی در افراد يك نوع بيماری است . در بيماريهای جسمانی ، خود بيمار معمولا بيماری خودش را احساس می‏كند و خودش دنبال معالجه می‏رود . ولی در بيماريهای روحی آنچه كه كار را مشكل‏ می‏كند اين است كه شخص بيمار است ولی خودش نمی‏فهمد كه بيمار است ! بلكه برعكس ، آن بيماری را به عنوان سلامت می‏پذيرد ! به بيماری خودش‏ علاقه دارد ! چنين نيست كه افراد ، نقاط ضعف خودشان را به عنوان نقطه‏ ضعف بشناسند و قبول كنند ، بلكه آنها را نقطه قوت در خودشان می‏دانند ! اين ، عالم است كه می‏فهمد نقاط ضعف اجتماعش چيست . عالم كه در مقابل نقاط ضعف اجتماع قرار می‏گيرد ، دو حالت دارد : 1 - با نقاط ضعف مردم مبارزه می‏كند . اين را مصلح می‏گويند مصلح يعنی كسی كه‏ با نقاط ضعف مردم مبارزه می‏كند . غالبا مردم از او خوششان نمی‏آيد ! 2 - مبارزه كردن با نقاط ضعف مردم را كار سخت و مشكلی می‏بيند . مبارزه كردن‏ با نقاط ضعف مردم نه تنها منفعت ندارد بلكه ضرر هم دارد ، از نقاط ضعف‏ مردم استفاده می‏كند ! اينجاست كه مصداق « فقيه‏فاجر » می‏شود كه به فرموده‏ پيغمبراكرم ( ص ) يكی از آفات سه گانه دين است . در سايرمسائل بحث نمی‏كنيم بلكه فقط در واقعه‏عاشورا بحث می‏كنيم . عامه‏
    مردم دو نقطه ضعف در موضوع عزاداری امام‏حسين ( ع ) دارند ، يكی از آنها اين است كه معمولا مؤسس يا مؤسسين و صاحبان‏مجالس ، چه آنهايی كه در مساجد و چه آنهايی كه بالخصوص در منزلشان مجلسی بر پا می‏كنند ، در حدودی كه من تجربه دارم ( استثناء ندارد ) آن چيزی را كه‏ می‏خواهند ازدحام جمعيت است ! اگر جمعيت ازدحام كند راضی هستند اگر ازدحام نكند راضی نيستند ! اين نقطه ضعف است . اين جلسات برای اين‏ نيست كه جمعيت ازدحام كند . مگر ما می‏خواهيم سان ببينيم ، مگر ما می‏خواهيم رژه برويم ؟ ! هدف ، آشنا شدن با حقايق است ، مبارزه كردن با تحريفات است . اين يك نقطه ضعف است كه گوينده در مقابل آن قرار می‏گيرد . آيا با اين نقطه ضعف مبارزه كند يا از اين نقطه ضعف مانند تاج‏نيشابوری استفاده كند ! اگر بخواهد با اين نقطه ضعف مبارزه كند ، با هدف صاحب مجلس و هدف مستمعين كه از جمع شدن دور يكديگر و شلوغ شدن‏ خوششان می‏آيد ، ناسازگار است ، اگر هم بخواهد از اين نقطه ضعف استفاده‏ كند ، فقط در فكر اين است كه چه كار كنم تا جمعيت ، بيشتر جمع شود . اينجاست كه يك عالم بر سر دو راهی قرار می‏گيرد . حالا كه اينها احمق‏ هستند ، چنين نقطه ضعفی دارند ، من از اين نقطه‏ضعف استفاده و بهره‏برداری‏ كنم يا علی‏رغم وجود اين نقطه ضعف ، با آن مبارزه كنم و به دنبال حقيقت‏ بروم ؟ نقطه ضعف دومی كه در مجالس عزاداری هست و بيشتر از ناحيه عوام‏الناس‏ است و خوشبختانه كمتر شده است ، مسئله " شومر و واويلا " بپا شدن است‏ . منبری در آخر منبرش حتما بايد ذكر مصيبت كند ودر اين ذكر مصيبت هم نه تنها مردم اشك بريزند ، كه تنها اشك ريختن قبول‏ نيست ، بايد مجلس از جا كنده شود و شور و واويلا بپا شود . من نمی‏گويم‏ مجلس از جا كنده نشود ، من می‏گويم اين نبايد هدف باشد . اگر در آن مسير صحيح با بيان حقايق و واقعيات ، بدون آنكه روضه دروغی خوانده شود ، بدون‏ آنكه جعلی شود ، بدون آنكه تحريفی شود ، بدون آنكه برای امام‏حسين ( ع ) اصحابی بسازند كه در تاريخ نيست و خود امام‏حسين ( ع ) آنها را نمی‏شناسد چون وجود نداشته‏اند ، بدون آنكه برای امام‏حسين ( ع ) فرزندانی ذكر شود كه‏ چنين فرزندانی در دنيا وجود نداشته‏اند ، بدون اينكه برای امام‏حسين ( ع ) دشمنانی ذكر شود كه اصلا چنين كسانی وجود نداشته‏اند ، اگر اشكی از روی‏ صداقت و حقيقت ريخت ،شور و واويلا هم بپا شد ، مجلس هم كربلا شد ، بسيار خوب است . ولی وقتی كه حقيقت و صداقت نبود ، آيا بايد با امام‏حسين ( ع ) بجنگيم ، دشمنی كنيم ، دروغ ببنديم ، دروغ بگوييم ؟ ! اين ، نقطه ضعف مردم عوام است . با اين نقطه ضعف چه بايد كرد ؟ آيا بايد از اين نقطه ضعف مردم استفاده كرد ؟ بايدبهره‏برداری كرد و سوارشان‏ شد ؟ بايد مانند تاج‏نيشابوری گفت كه چون اينها احمقند ، من از حماقتشان‏ استفاده می‏كنم ؟ ! نه ، بزرگترين رسالت و بزرگترين وظيفه علماء مبارزه‏ با نقاط ضعف اجتماع است . اين است كه پيغمبراكرم ( ص ) فرمود : « اذا ظهرت البدع فی امتی فليظهر العالم علمه و الا فعليه لعنة الله » ( 1 ) ،
    آنجا كه بدعتها و دروغها ظاهر می‏شود .

    پاورقی :

    1 - سفينة البحار ، ج 1 ، ص 63 و اصول كافی ، ج 1 ، ص . 54

  9. Top | #49

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    آنجا كه چيزهايی ظاهر می‏شود كه در دين نيست ، مسائلی پيدا می‏شود كه من‏ نگفته‏ام ، برعهده دانايان است كه حقايق را بگويند ولو مردم خوششان نيايد . آن كسی كه حقايق را كتمان می‏كند ، لعنت خدا بر او باد . بالاتر از اين‏ را خود قرآن كريم فرموده است : « ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات‏ و الهدی من بعد ما بيناه للناس فی الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنهم‏ اللاعنون »( 1 ) .
    آن دانايانی كه حقايقی را كه ما گفته‏ايم ، می‏دانند ولی كتمان می‏كنند ، می‏پوشانند ، اظهار نمی‏كنند ، لعنت خدا ولعنت هر لعنت كننده‏ای بر آنها باد . وظيفه علما ، در دوره ختم‏نبوت مبارزه با تحريف است . خوشبختانه‏ ابراز اين كار در دست است و در ميان علماء ، بوده و هستند افرادی كه با اين نقاط ضعف مبارزه كرده و می‏كنند . كتاب لؤلؤ و مرجان كه در همين‏ موضوع حادثه عاشورا نوشته شده و در سه‏شب گذشته از آن نام برده ، از مرحوم حاجی‏نوری ( رضوان الله عليه ) است كه درست همان قيام و وظيفه‏
    بسيار بسيار مقدسی است كه اين مرد بزرگ انجام داده است و مصداق قسمت‏ اول آن حديث است « اذا ظهرت البدع فی امتی فليظهر العالم علمه » . وظيفه علماست كه در اين موارد حقايق را بدون پرده به مردم بگويند ولو مردم خوششان نيايد . وظيفه علماست كه با اكاذيب مبارزه كنند ، وظيفه‏ علماست كه مشت دروغ‏گويان را باز كنند . فقها در باب غيبت مطلبی دارند می‏گويند غيبت مواردی دارد كه استثناء

    پاورقی :

    1 - سوره بقره آيه . 159

  10. Top | #50

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : **۞** حماسه حسيني - جلد 1 **۞**

    شده است . يكی از موارد استثنای غيبت كه همه علمای‏بزرگ مرتكب اين‏ غيبت شده‏اند و آن را لازم و بلكه احيانا واجب می‏دانند ، جرح راوی است . يعنی چه ؟ يعنی : شخصی حديث روايت می‏كند ، از پيغمبر ( ص ) حديث‏ روايت می‏كند ، از امام ( ع ) حديث روايت می‏كند ، آيا شما فورا بايد قبول كنيد ؟ نه ، بايد تحقيق كنيد كه او چگونه آدمی است ، آيا راستگو است يا دروغگو ؟ اگر در زندگی اين آدم نقطه ضعفی را كشف كرديد ، اگر عيبی ، نقصی ، دروغی ، فسقی را كشف كرديد ، اينجا بر شما نه تنها جايز است ، بلكه لازم است كه در متن كتابها ، اين آدم را رسوا كنيد . اين‏ اسمش جرح است . با اينكه غيبت است ، با اينكه بدگويی است ، و غيبت‏ و بدگويی نه از مرده جائز است و نه از زنده ، ولی در اينجا كه تحريف‏حقايق است ، قلب‏حقايق است ، بايد او را رسوا كنيد . دروغگو را بايد رسوا كرد . يك عالم ممكن است در يك زمينه ، بزرگ هم باشد ، مانند ملاحسين‏كاشفی‏ كه خيلی مردملايی بوده است ! اما روضةالشهدايش پر از دروغ است . به همه‏ دروغ بسته حتی به ابن‏زياد و عمرسعد هم دروغ بسته است ! نوشته است ابن‏ زياد پنجاه خروار زر سرخ به عمرسعد داد كه آمد كربلا و دست به اين كار زد ! هر كس بشنود می‏گويد : پس عمرسعد خيلی هم تقصير نداشته است ، پنجاه‏ خروار طلا را به هر كس بدهند دست به اين كار می‏زند . در مورد ملاآقای‏دربندی اتفاق‏نظر است كه آدم خوبی بوده است . حتی مرحوم حاجی‏نوری‏ كه از كتابش انتقادمی‏كند و به حق هم انتقاد می‏كند ، می‏گويد : مرد خوبی بوده است . واقعا نسبت به امام‏ حسينعليه‏السلام مرد مخلصی بوده‏ است ونوشته‏اند هر وقت نام امام‏حسين را می‏شنيد اشكش جاری می‏شد ، فقه و اصول را هم به خوبی می‏دانسته است . خودش خيال می‏كرد كه از فقهای درجه‏ اول است ولی نه ، از فقهای درجه دوم و سوم لااقل بشمار می‏رود . كتابی‏ نوشته به نام خزائن كه يك دوره فقه است و چاپ هم شده . معاصر با صاحب‏جواهر است . به صاحب‏جواهر گفت اسم كتاب شما چيست ؟ گفت جواهر . اسم كتاب خودش خزائن بود . گفت از اين جواهر شما در خزائن ما بسيار است . اما كتاب جواهر تا به حال ده بار چاپ شده است و هيچ فقيهی‏ نيست كه از اين كتاب استفاده نكند ، هيچ فقيهی نيست كه خودش را نيازمند به اين كتاب نبيند . ولی كتاب خزائن كه يك دوره چاپ شده ، بعد از آن احدی به سراغ آن نرفت ! قيمت آن با اينكه هزار صفحه است ، همان قيمت كاغذش بيشتر نيست . اين مرد با اينكه مردعالمی است ولی‏ اسرارالشهادش را نوشته كه به كلی حادثه كربلا را تحريف كرده است ، قلب‏ كرده است ، زيرو رو كرده است ، بی‏خاصيت و بی‏اثر كرده است ، كتابش‏ مملو از دروغ است ! حال به خاطر اينكه او عالم بوده ، باتقوا بوده ، مخلص امام‏حسين ( ع ) بوده است ، ما بايد درباره‏اش سكوت كنيم ؟ حاجی نوری نبايد درباره أسرار الشهاده او اظهار نظر كند ؟ بايد جرح بشود و اين وظيفه عالم است . از خداوند تبارك و تعالی توفيق می‏خواهيم كه‏ دلهای همه ما را به حق و حقيقت رهبری بفرمايد . گناهانی را كه از طريق تحريف يا غير تحريف مرتكب شده‏ايم ، بر ما ببخشايد .
    به ما توفيق بدهد كه وظيفه و رسالتی را كه در اين زمينه داريم به خوبی‏
    انجام بدهيم .

صفحه 5 از 17 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی