سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

موضوع: پندی از نهج البلاغه

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پندی از نهج البلاغه

    ای پسر عزیز من!
    چهار چیز و چهار چیز را از من داشته باش که با به کار بستن آنها،
    هر کاری بکنی به تو زیان نمی رساند:
    ارزنده ترین توانگری ها و ثروت ها عقل است.
    بزرگترین بی نوایی ها و نیازمندی ها ، حمق و نادانی است
    و وحشتناکترین وحشت ها، خودپسندی است
    و گرامی ترین شرف ها و بزرگواری ها،خوی و خلق نیکو و پسندیده است.
    ای پسرک من!
    زنهاراز دوستی با احمق که به راستی او می خواهد به تو سود برسد،
    اما به تو زیان وارد می آورد.
    زنهار از دوستی با بخیل که او در آن هنگام که بیشتر از هر زمان دیگری
    به او احتیاج داری،از تو دوری می کند.
    زنهار از دوستی با فاسق و گناه کار که تو را به اندک چیزی می فروشد.
    زنهار از دوستی با دروغگو که او همچون سراب است، و با دروغ های خود دور را به نظر تو نزدیک نشان می دهد، و نزدیک را دور جلوه می دهد.
    علی(ع)،حکمت38 نهج البلاغه

  2. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    انگيزه دورى از گناه

    لو لم يتوعد الله على معصيته لكان يجب ان لا يعصى شكرا لنعمه .
    ح / 290.
    ترجمه :اگر حتى خداوند، بندگانش را،از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان ، مرتكب هيچ گناهى نشود، تا به اين وسيله ، در برابر نعمتهاى او سپاسگزارى كرده باشد.
    شرح : كسيكه گناه ميكند و فرمان خداوند را به جاى نمى آورد، در حقيقت ، نعمت هايى را كه خداوند به او داده است ، تباه ميكند. زيرا چنين كسى ، براى آن كه بتواند گناهى را مرتكب شود، ناچار بايد تمام نيروهائى را كه در وجودش هست ، به كار ببرد. در حاليكه خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است .
    خداوند، اين نيروها را، براى گناه و نافرمانى كردن به او نداده است .
    فرزند عزيز، كسى را در نظر بگير، كه مى خواهد، بر خلاف فرمان خداوند، مرتكب گناه شود، و بطور مثال ، دست به دزدى بزند:
    تمام اعضاء بدن آن شخص ، بايد وظايف خود را، با تمام نيرويى كه دارند انجام دهند، تا او توانايى انجام چنين گناهى را داشته باشد.
    ششهاى او، بايد بطور مرتب هواى تازه را به خود بگيرند، تا او نفس بكشد و زنده بماند، قلبش بايد بطور منظم در حال تپيدن باشد، تا خون به تمام پيكرش برسد و او را زنده نگاه دارد، چشمهايش بايد توانايى ديدن داشته باشند، تا او راه خود را ببيند، پاهايش بايد قادر به حركت و قدم برداشتن باشند، تا او در مسيرى كه با چشمش مى بيند، پيش برود، گوشهايش بايد توانايى شنيدن داشته باشند، تا او صداى نزديك شدن مردم را تشخيص ‍ بدهد و از خطر فرار كند، دستهايش بايد توانايى كار و حركت داشته باشند، تا او درها را باز كند و اشياى را بردارد، مغزش بايد كار خود را انجام دهد،تا ساير اعضاى بدنش از آن فرمان بگيرند، و وظايف خود را اجرا كنند... و اگر يكى از اين اعضاى ، يعنى يكى از اين نعمتهايى كه خداوند به انسان داده است ، كار خود را به درشتى انجام ندهد، شخص گناهكار، قادر به انجام گناه نخواهد بود.
    پس مى بينى كه گناهكار، براى آنكه در برابر خداوند، مرتكب گناه و نافرمانى ، شود، از همان امكانات و نيروهايى استفاده ميكند، كه خداوند، آنها را، براى انجام كارهاى درست و نيك به او داده است . به اين ترتيب ، آيا شخص گناهكار، با انجام هر كدام از گناهان خود، و نعمتها و نيروهايى را كه خداوند دارد، تباه و حرام نمى كند؟
    البته خداوند، به بندگان خود هشدار داده ، و آنها را از گناه و نافرمانى ، بيمناك كرده است . ولى اگر خداوند چنين بيم و هشدارى هم نداده بود، و اگر انسان آسوده خاطر بود كه به خاطر گناهانش كيفر و مجازات نخواهد ديد، باز هم حق نداشت نعمتهاى خداوند را تباه كند. يعنى در برابر نعمتهاى ديدن ، شنيدن ، بوئيدن ، حركت ، تپيدن قلب ، تنفس ششها، انديشيدن ، توانايى انجام كارهاى گوناگون داشتن ، و هزاران نعمت ديگر، انسان بايد قدرشناس باشد، و به - شكرانه اين نعمتهاى بزرگ و با ارزش ، هرگز مرتكب گناه و نافرمانى خداوند نشود.
    امضاء

  5. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بينكم.
    (نهج البلاغه )

    ترجمه:

    سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بين شما جارى است، همه در قرآن آمده است.

    شرح:

    آنچه انسان، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است، بطور كلى، خارج از اين سه مورد نيست:
    * نخست، ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته، چگونه بوده‏اند، چگونه زيسته‏اند، چه‏ها مى‏انديشيده‏اند،
    * آن گناه مى‏خواهد بداند پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود.
    * و سپس مى‏ خواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده، كه خود در آن زندگى ميكند، با مردم چگونه بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طريق آسايش و رستگارى گام بردارد
    قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام، توضيح داده است.
    پس ما، اگر مى‏خواهيم با درك و آگاهى زندگى كنيم و در منجلاب و گمراهيها فرو نرويم، و به سوى سعادت گام برداريم، بايد قرآن را به دقت بخوانيد، معنى آن را درك كنيم، و مفاهيم آن را دستور زندگى خويش قرار دهيم، و احكام آن را به كار بنديم.
    امضاء

  7. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    ای مردم ! وفا همراه راستی است، که سپری محکم تر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم.
    آن کس که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد.
    امّا امروز در محیط و زمانه ای زندگی می کنیم که بیشتر مردم حیله و نیرنگ را، زیرکی می پندارند و افراد جاهل آن را اهل تدبیر می خوانند. چگونه فکر می کنند؟
    خدا بکشد آنها را ! چه بسا شخصی تمام پیشامدهای آینده را می داند و راههای مکر و حیله را می شناسد، ولی امر و نهی پروردگار مانع اوست و با اینکه قدرت انجام آن را دارد، آن را به روشنی رها می سازد، امّا آن کس که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد،از فرصتها برای نیرنگ بازی استفاده می کند.

    نهج البلاغه خطبه41
    امضاء

  9. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    میانه روی در مصرف


    اسراف از گناهان کبیره است و شگفتا که این حرکت ناشایست، میان انسان ها و حتی مؤمنان نیز کم نیست. یکی از نمونه های اسراف، زیاده روی در خوردن و آشامیدن است، چنان که در قرآن کریم می خوانیم:
    کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ. (اعراف: 31)
    بخورید و بیاشامید، ولی زیاده روی نکنید که خدا اسراف کاران را دوست ندارد.

    خداوند، اسراف را از اخلاق فرعونی می داند و در آیه ای یادآور می شود:
    وَ اِنّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی اْلأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفینَ. (یونس: 83)
    فرعون در آن سرزمین برتری جوی و از اسراف کاران بود.

    جاده اسراف جز به دوزخ پایان نمی یابد و عاقبتی جز عقاب ندارد. در قرآن آمده است: «وَ أَنَّ الْمُسْرِفینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ؛ و اهل اسراف، اصحاب آتشند.» (غافر: 43) ناپسندی اسراف تا آن جاست که حتی در بخشش و کمک مالی به دیگران نیز چنین عملی جایز نیست. پیشوای بزرگواری چون علی بن ابی طالب علیه السلام که خود، مظهر کامل انفاق بود، می فرماید:
    کُن سَمْحاً ولا تَکُنْ مُبَذِّراً وَ کُنْ مُقْتَصِداً ولاتَکُن مُقَتِّراً.
    بخشنده باش، نه با تبذیر و اندازه نگه دار و برخود سخت مگیر.

    آن حضرت همچنین فرمود:
    فَدَعِ الاْءسْرافَ مُقْتَصِداً وَاذْکُرْ فی الیوم غَدَاً وَ أَمسِکْ مِنَ المالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّمِ الفَضلَ لِیَومِ حاجَتِکَ.
    میانه رو باش و از زیاده روی دست بدار! و امروز و فردا را به خاطرآر. از مال نگاه دار، چندان که تو را کارساز است و زیادت را پیشاپیش فرست، برای روزی که تو را بدان نیاز است.

    پیام متن:



    استفاده درست و بجا از مال و پرهیز از اسراف، سفارش بسیار مهم امامان معصوم علیهم السلام و حضرت علی علیه السلام است.
    امضاء

  11. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

  12. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    پرهیز از امروز و فردا کردن


    هیچ گاه برای اصلاح و تهذیب نفس دیر نیست، ولی تأخیر کردن در این امر و به فردا انداختن آن هرگز جایز نیست. چگونه آدمی کار امروزش را به فردا وامی گذارد، حال آنکه هیچ خبری از فردای خود ندارد. از سوی دیگر، ویژگی های ناپسند تا زمانی که در نهاد آدمی ریشه نکرده اند، آسان تر اصلاح می پذیرند، همان گونه که اصلاح شدن در عنفوان جوانی، آسان تر از زمان پیری است. سخن عارف فرزانه، امام خمینی رحمه الله نیز در این باره شنیدنی است که:
    تا جوانی در دست توست، در عمل و در تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حجب کوشش کن؛ زیرا هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیک ترند، موفق می شوند و یک پیر موفق نمی شود. قید و بندها و اقفال شیطانی، اگر در جوانی غفلت از آنها شود، هر روز که از عمر بگذرد، ریشه دارتر و قوی تر شوند!
    درختی که اکنون گرفته است پای
    به نیروی شخصی برآید ز جای

    گرش هم چنان روزگاری هِلی
    به گردونش از بیخ برنگسلی

    حضرت علی علیه السلام با مهم شمردن تربیت و تهذیب نفس در دوره جوانی، در پند نامه ای به فرزندش و همه جوانان می فرماید:
    وَ اِنَّما قَلْبُ الْحَدَثِ کَالاْءرْضِ الخالِیَةِ ما اُلِقَی فیها مِنْ شَی ءٍ قَبِلَتْهُ فَبادَرْتُکَ بِالْأَدبِ قَبلَ أنْ یَقْسُوَ قَلبُکَ و یَشْتَغِلَ لُبُّکَ.
    و دل جوان همچون زمین ناکِشته است؛ هرچه در آن افکنند، بپذیرد. پس به ادب آموختنت پرداختم، پیش از آنکه دلت سخت شود و خِرَدت هوایی دیگر گیرد.
    نظامی گنجه ای:
    تا جوانی و تندرستی هست

    آید اسباب هر مراد به دست

    تو که سرسبزی جهان داری

    ره کنون رو که پای آن داری


    پیام متن:
    در انجام دادن کار خیر، سازندگی باطن و اصلاح کردار، لحظه ای درنگ شایسته نیست و همواره باید در فکر اقدام بود.
    امضاء

  13. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

  14. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    غرور و غفلت
    خودخواهی و گمراهی، سرچشمه هر تباهی و مادر همه بدبختی هاست. غرور؛ یعنی فریب و فرد مغرور نیز، به کسی گفته می شود که فریب چیزی را خورده باشد؛ فریب دنیا، علم، عمل یا هر چیز دیگر. از جمله اسباب فریفته شدن بنی آدم، سلامت جسم و فراوانی ثروت اوست. بسیارند کسانی که از تندرستی و دارایی چنان فریب خورده اند که گویی همواره این نعمت ها در اختیارشان است. و طبیعی است که: «إِنَّ اْلإِنْسانَ لَیَطْغی، أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی؛ انسان اگر خود را بی نیاز ببیند، طغیان می کند.»(علق: 7) اینان غافلند که پیش از آنها کسانی در نهایت تنومندی و توانگری بوده اند، ولی: «ما أَغْنی عَنْهُمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ؛ آنچه جمع کرده بودند، سودی برایشان نداشت.» (حجر: 84) به راستی آیا اینان از این آیه الهی عبرت نگرفتند که فرمود:
    أَفَلَمْ یَسیرُوا فِی اْلأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُالَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَآثارًا فِی اْلأَرْضِ فَما أَغْنی عَنْهُمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ. (غافر: 82)
    آیا در زمین سیر نکردند تا بنگرند عاقبت پیش از اینان چگونه بود؟ کسانی که از اینها بیشتر و نیرومندتر بودند و آثار وجودی شان بر روی زمین بیشتر بود، ولی آنچه داشتند، عذاب الهی را از آنان دور نکرد.

    امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز در این باره چنین هشدار می دهد:
    لا یَنبَغی لِلْعَبدِ أنَ یَثِقَ بِخَصْلَتَینِ: اَلْعافِیَةُ وَالْغِنی، بَیناتَراهُ مُعافِیً اِذْ سَقِمَ و بَینَا تَراهُ غَنِیّاً اِذ افْتَقَرَ.
    بنده را نسزد که به دو خصلت اطمینان کند: تندرستی و توانگری؛ چه آن گاه که او را تندرست بینی، ناگهان بیمار شود و آن گاه که توانگرش بینی، ناگهان درویش شود.

    پیام متن:
    به نعمت عمر و سرمایه نمیتوان مغرور بود؛ زیرا هر دو زوال پذیرند و انسان هایی که پرعمرتر و پرمالتر بودند، رخت از این جهان بربستند و راهی جهان دیگر شدند.
    امضاء

  15. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

  16. Top | #8

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نقدپذیری
    کسی که در راه کمال و پیشرفت خود می کوشد، از شنیدن نقص و عیب خویش برنمی آشوبد. اگر به مسافری بفهمانند که در راهی اشتباه حرکت می کند، راهنمای دل سوز خود را سپاس خواهد گفت. آنان که عیب ما را از خودمان می پوشانند و ما را از خطایمان آگاه نمی کنند، به ما خدمتی نمی رسانند. البته اگر از روی نیرنگ نیز تعریف و تحسین بیهوده کنند، بی شک خیانت کارند. سعدی چه زیبا گفته است:


    مشو غره بر حسن گفتار خویش


    به تحسین نادان و پندار خویش



    خردمند، کسی است که در اوج کمال و قدرت و هیبت نیز مشتاق نقد خویش است و با سینه ای گشاده، این فرموده مولا علی علیه السلام را الگوی خویش قرار می دهد که:
    مرا به نیکی مستایید تا از عهده حقوقی که مانده است، برآیم و واجب ها که بر گردنم باقی است، ادا کنم. پس با من چنان که با سرکشان سخن گویند، سخن مگویید و چونان که با تیزخویان کنند، از من کناره مجویید و با ظاهرآرایی رفتار نکنید و شنیدن حق را بر من سنگین مپندارید و نخواهم که مرا بزرگ انگارید؛ که من نه برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمنم.

    پیام متن:
    نصیحت خیرخواه را بپذیرید و هیچ گاه خود را از اشتباه ایمن ندانید.
    امضاء

  17. تشكر

    **موعود** (21-01-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی